سه‌شنبه 31 تير 1393 - 23:47
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

ريحانه فتحي ثاني

 

نمايشنامه خواني گونه اي ناب از ادبيات نمايشي

 

گفتگو با صمد چيني فروشان پژوهشگر و نويسنده تئاتر 

«نمايشنامه‌خواني كار بسيار مشكلي است» اين مطلب را از خود اهالي نمايش شنيدم. نكته‌اي كه در روخواني مهم است، كارگرداني ديالوگ است. احساس را در نمايشنامه‌خواني فقط با بيان قوي و فرياد نبايد منتقل كرد زيرا هدف از روخواني تسلط به متن و داشتن صداي گرم براي بيان مطلب است.

در اين راستا، تولد هر کتاب تولد يک چراغ است، «صمدچيني فروشان» مترجم و منتقد تئاتر كشورمان، تاكنون كتاب‌هاي بسياري را به جامعه نمايش تقديم كرده است.

«کارگرداني تئاتر پست مدرن» به عنوان يك کتاب زيربنايي از «صمد چيني فروشان» است که وي اين اثر را براي جامعه تئاتر دانشگاهي ترجمه کرده و اثري آموزشي در حوزه کارگرداني تئاتر پست مدرن با رويکرد نشانه شناسي به شمار مي‌رود.

اثر ديگر آموزشي و كاربردي وي «چشم كارگردان» نام دارد كه در واقع اين اثر تركيبي از مباحث نظري و عملي است كه با رويكرد كاربردي به رشته تحرير درآمده است.

لذا به بهانه اين موضوع به سراغ «صمدچيني فروشان»  براي مصاحبه رفتيم.

 

نمايشنامه هاي صرفا خواندني چه نمايشنامه هايي هستند؟

نمايشنامه هايي كه صرفا داراي ارزش ادبي و بلاغي بوده و شما به نيت خوانده شدن و نه اجرا شدن روي صحنه نوشته مي شوند. اين نمايشنامه ها را يا افراد در تنهايي مي خوانده اند و يا با صداي بلند در برابر يك گروه كوچك و احتمالادر اتاق كوچكي قرائت مي كرده اند، و به لحاظ فرم و ساختار، هرگونه نمايشنامه كتابت شده اي كه به هيچ گونه معنادار و قابل تشخيص از بداهه پردازي براي تاثيرگذاري مضموني و بروز مفاهيم خود متكي نباشد و بتوان آن را به مثابه متن ادبي خواند و بي هيچ نيازي به اجرا شدن دريافت نمود، يك نمايشنامه خواني محسوب مي شود. به اين ترتيب درام هاي خواندني كه به نيت خوانده شدن نوشته مي شده و نيازي به تكنيك صحنه اي احساس نمي كرده اند، از مشخصه هاي برجسته آنها اكسيون يا كنش سخنوري فيلسوفانه است كه آنها از گفتگو، درون مايه، تم، طرح داستاني، شخصيت پردازي، مكان و زمان و بطور كلي همه مشخصه هاي ساختمندي درام است اما از همه آنها براي زمينه اي روايي- توصيفي- گفتاري استفاده مي كنند. ديالوگ هاي فلسفي متون فلسفي يونان باستان نظير افلاطون كه در قالب گفتگوي ميان شخصيت هاي نمايشنامه ها نوشته مي شده اند نيز شباهت بسيار نزديكي به درام خواندني دارند. به عنوان نمونه اي از درام هاي خواندني مي توان به تراژدي هاي سنكاي جوان اشاره كرد كه در قرن اول ميلادي تاليف شده اند كه اگرچه از تراژدي هاي رومي الگو گرفته اند اما هرگز به نيت اجرا نگارش نشده اند. اين تراژدي ها به قصد خواندن و بيان شدن با صداي بلند در يك جمع كوچكي از ثروتمندان نوشته مي شده و همچنين كاربرد تمرين سخنوري داشته اند. به علاوه اكثر نمايشنامه هاي مذهبي قرون وسطي نيز از اين نوع بوده اند نظير نمايشنامه “مناظره روح و جسم” اين نوع درام حتي در دوران رونق تئاتر صحنه اي انگلستان يعني در دوران كريستوفر مارلو و شكسپير و بن جانسن هم به حيات خود ادامه مي داده اند. احتمالادوران جنگ هاي داخلي انگلستان يعني دوراني كه تئاتر هاي عمومي لندن به كلي تعطيل شدند (1642 -1660) دوران طلايي رشد و شكوفايي درام خواندني در انگلستان بوده است. نمايشنامه “نبردهاي سامون” اثر جان ميلتون كه در سال 1671 تاليف شد نمونه اي از درام مدرن اوليه است كه هرگز به نيت اجراي صحنه اي تاليف نشد و گوته، پوشكين، لرد بايرون، پرس شيلي و توماس هاردي برخي از مخالفان درام هاي خواندني هستند.

  تفاوت تاثير نمايشنامه خواني و نمايش صحنه اي را روي مخاطب در چه مي دانيد؟

اين ها دو نوع و دو جريان متفاوت نمايش را نمايندگي مي كنند و هر كدام ارزش ها و تاثير گذاري هاي خاص خود را دارند، گاه اجراي يك اثر نمايشي در غالب نمايشنامه خواني بويژه براي جوان ترها و يا تماشاگران غير حرفه اي تئاتر به مراتب بازخورد قوي تري را به همراه دارد. در هر حال هر كدام از اين دو نوع، دايره و دامنه تاثيرگذاري خاص خود را دارد و نبايستي آنها را با يكديگر مقايسه كرد.

چقدر با كارگرداني كردن در نمايشنامه خواني موافق هستيد؟

در پاسخ به اين سوال فقط مي توانم بگويم كه من به شدت با اجراي نمايشنامه خواني آثار مشهور نمايشنامه هاي خواندني، بخصوص در دانشگاه هاي ايران و نيز در جشنواره هاي جديد البنياد نمايشنامه خواني كه من از طرفداران آن در ايران هستم موافقم و مايلم از اين فرصت استفاده كرده و گشايش يك بخش ويژه براي اين نوع ادبي- نمايشي در اين جشنواره ها را پيشنهاد كنم، و چه خوب مي شد اگر در فعاليت هاي مستمر نمايشنامه خواني طي برنامه هاي ويژه اي از اين نوع متن ها هم استفاده مي كردند كه هم آموزنده است و هم تجربه جذابي خواهد بود.آيا تفاوتي ميان كارگرداني صحنه اي و كارگرداني نمايشنامه خواني وجود دارد؟

فكر مي كنم با توضيحاتي كه ارائه شده است تا به اينجا تفاوت ها و مشابهت هاي اين دو جريان در همه حوزه ها از جمله كارگرداني روشن و آشكار شده باشد. به هر حال كارگرداني اين دو نوع، علاوه بر مشابهت ها، تفاوت هاي بزرگي به لحاظ فرم، محدوده و وسعت نياز به تحرك بصري و دخالت عناصر ديداري و بياني- صوتي در انتقال مفاهيم متن به مخاطب با يكديگر دارند كه حاصل دو رويكرد هنري متفاوت و دو كيفيت زيبايي شناختي متفاوت است.

آيا نمايشنامه خواني مي تواند پيش زمينه اي براي اجراي صحنه اي باشد؟

اجراهايي كه بر يك متن تاليف شده متكي هستند همواره از رهگذر خوانش نمايشنامه يا خواندن نمايشنامه در جمع توسط بازيگران همان نمايش آماده اجرا مي شوند اما اگر منظور تبديل كردن نمايشنامه خواني به مثابه يك نوع تازه پاي نمايش به پيش نياز اجرا باشد، پاسخ هم مي تواند منفي باشد زيرا نمايشنامه خواني خود يك نوع مستقل نمايش است و هم مي تواند مثبت باشد زيرا از رهگذر تجربه تحليلي- بياني- اجرايي نمايشنامه خواني شايد با اطمينان بيشتري بتوان به يك اجراي صحنه صحيح دست يافت، در هر حال هنوز لازم است مرزهاي ميان اين دو را پر رنگ نگاهداريم تا مانع وقوع تحولات آينده در حوزه نمايش در ايران نشويم.

نمايشنامه خواني چقدر در آفرينش آثاري فاخر موثر است؟

مي توانم بگويم با ادامه اين روند، احتمال وقوع يك تحول چشمگير در سير نمايشنامه نويسي در ايران، اندك نيست. يادمان نرود كه نمايشنامه خواني در غرب فقط در دوران ممنوعيت اجراهاي صحنه اي نبود كه رشد كرد بلكه بلوغ آن در دوران شكوفايي درام صحنه اي به وقوع پيوست. از جريان نمايشنامه خواني نوبنياد در ايران مي توان و بايد در ابعاد گوناگون بهره شايسته گرفت.

  جايگاه خلاقيت در نمايشنامه خواني كجاست؟

در فهم متن، تحليل درست و ارائه آن از طريق بيان صحيح، استفاده بجا از مكث و سكوت، گفتار آهنگين جذاب، صداي دلنشين در صورت لزوم دل ريش كننده، در طراحي بسيار ميني مال حركت كه مي تواند در جلوه هاي گوناگون از كاربرد نور، طراحي مكان نشستن و كاربرد اصوات و نيز استفاده از برخي حركات ريز انعكاس يابد.

نمايشنامه خواني با نمايش راديويي چه تفاوتي دارد؟

مهمترين تفاوت آنها در ميزان حضور فيزيكي- عين نمايشگر و وابستگي يكي به مطلق تخليل و ذهن مخاطب (راديويي) و تكيه ديگري علاوه بر عناصر صوتي- شنيداري به وجوه بصري- ديداري هر چند بسيار ميني مال و ريز پرداخت (نمايشنامه خواني) است. اما در هر دو نوع تحليل صحيح متن، بيان دقيق متكي بر فهم متن و درك شخصيت، بهره گيري از اصوات كمك كننده به تشديد و تقويت ارتباط ذهني مخاطب با اثر و درون مايه آن، الزامات كليدي هستند كه در فقدان آنها نمايشنامه از دست مي رود و ارتباط قطع مي شود. نمايشنامه خواني اما به دليل حضور عيني - فيزيكي نمايشگر يا بهتر است بگوييم نمايش خوان، به عنصر نور و تحركات جزئي ميني مال بخصوص تحركات زير جلدي در چهره نمايشگر نيز نياز دارد.

در نمايشنامه خواني جايگاه فضاسازي و ايجاد فضاي نمايش كجاست؟

فكر مي كنم پاسخ اين سوال را در بندهاي پيشين به تفصيل داده ام، اما همين قدر كافي است تكرار كنم كه در نمايشنامه خواني فضا توسط نور، اصوات (در صورت لزوم تحليلي) و مهمتر از همه بيان تحليل شده و درك شده بازيگر يا نقش خوان و نحوه حضور بسيار ريز و ميني ماليستي او و حس و حال و لحن اجرا انتقال مي يابد.

آقاي چيني فروشان! با توجه به توضيحات داده شده شما نمايشنامه اي را براي اجراي صحنه اي بنويسيد. چقدر مايل هستيد پيش از اجرا توسط يك گروه خوانده شود؟

انجام اين كار در همه جهان بويژه در دانشگاه ها و نيز در مجامع حرفه اي معمول و متداول است و يكي از بهترين روش ها براي ارائه اثر جديد و نظرخواهي حرفه اي درباره آن و نيز معرفي يك متن نمايشي به اهل حرفه است و طبيعي است كه هر نويسنده اي بخصوص نويسندگان نوپا به اين شيوه عرضه و جلب نظر و نقد احتياج دارند.

 

 

يكشنبه 20 دی 1388 - 11:30


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری