سه‌شنبه 8 مهر 1399 - 15:14
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

يادداشت

 

حجت الاسلام كاظم لطفيان
مديركل سازمان تبليغات اسلامي استان خراسان جنوبي

 

وقتي فتنه‌ها مانند سياهي شب‌هاي تاريك روي مي‌آورند...

 

 

برگزاري ده­ها انتخابات پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي، بر تمامي حقيقت­خواهان روشن کرده است که انتخابات در جمهوري اسلامي، پايۀ مردم­سالاري ديني نظام و فرصت واقعي تصميم­گيري مردم براي اجرايي کردن آرمان­هاي بلند امام خميني ـ رحمت الله تعالي عليه ـ و انقلاب است.

انتخابات در نظام ديني، پيش از آنکه ابزاري سياسي براي اعلام رأي جهت برگزيدن مسئولان باشد، فرآيندي است براي رشد بصيرت سياسي و آگاهي آرماني مردم و نتيجۀ انتخابات هر چه باشد، تنها يکي از ثمرات استفاده از اين فرصت و فضاي فراهم شده است.

اکنون در ابتداي دهۀ چهارم انقلاب اسلامي که دهۀ پيشرفت و عدالت نام گرفته و پس از سي­سال رشد و پيشرفت انقلاب، بايد از تجارب و اندوخته­هاي اين سال­ها بهره گرفته و قدم­هايمان را به سمت آرمان­ها، بلندتر برداريم. انتخابات دهمين دورۀ رياست جمهوري که با مشارکت شگفت­آور مردم وفادار به آرمان­ها، مي­توانست بستري براي استفادۀ حداکثري از اين فرصت مغتنم، با نگاهي رشدمحور به نظام اسلامي باشد، با اتفاقاتي تلخ، زمينۀ بدبيني و بي­اعتمادي را به وجود آورد و فضاي جامعه را تحت­الشعاع مشاجرات سياسي قرار داد تا غرض­ورزان به قلم غرض و جاهلان به ديدۀ جهل، آرمان­هاي سي­سالۀ انقلاب را ترسيم نمايند.

برخي از دوستان ناآگاه از روي خودخواهي و يا آرمان­هاي زودگذر حزبي و پي­گيري فرآيندهاي غيرقانوني و غيرمتعارف، فضاي پس از انتخابات را با فتنه­هاي رنگارنگ درآميخته و بدعتي را در فضاي سياسي کشور ايجاد نمودند و با گفتار و کردار خويش، آتش اختلاف را روشن ساختند و اگر نبود درايت و هوشمندي رهبري فرزانۀ نظام، عده­اي ناخواسته مسير انقلاب را با رؤياي مخملين به ناکجاآباد رهنمون مي­ساختند. فرمايش مقام معظّم رهبري نيز مؤيد اين است که قضاياي پس از انتخابات، توطئه­اي از پيش طراحي شده بود؛ ايشان فرمودند: «نظام اسلامي با پيشرفت­هاي متعدد سال­هاي اخير، در مرحله­اي عالي از امتياز و آبروي منطقه­اي و جهاني قرار داشت و مشاركت 85 درصدي و پرشكوه ملّت، بر اين موقعيت مي­افزود، اما ناگهان حركتي براي نابود كردن اين حادثۀ افتخارآميز صورت گرفت كه به اعتقاد من از قبل طراحي شده بود».

قضاياي پس از انتخابات، برخي نقاط پوشيده را عريان ساخت و فکرهاي نهان برخي افراد را نيز آشکار گردانيد. برخي خواص که متأسفانه سامانۀ فکري آنان در اختيار عناصر سرسپرده بيگانه قرار گرفت نيز به فرمودۀ مقام معظّم رهبري، در اين آزمون، نمرۀ قبولي کسب نکردند و به جاي اين که به عنوان آموزگاران جاويدان انقلاب اسلامي، مرشد و راهنماي مردم، بويژه به هنگام فتنه­ها و بحران­ها باشند، با صداهاي نارسايي همنوا شدند که از شيپور بيگانگان به گوش مي­رسيد. متأسفانه لغزش­هاي پي­درپي ايشان در ميان بده بستان­هاي سياسي باعث شد که برخي از نزديکان و همفکران آنان، در کنارشان براي خويش حاشيه­اي امن ايجاد نموده و با بهره­گيري از خواب­آلودگي سياسي و يا غفلت آنان، آشوب­هاي پس از انتخابات را مديريت نمايند.

آشوبگران به جاي پي­گيري مطالبات از روش­هاي قانوني، با تشويق سفارت­خانه­هاي کشورهاي غربي و اتاق فکر بيگانگان، مي­خواستند با ابطال انتخابات سالم و پي­گيري روش­هاي غيرمنطقي، کشور را با مديريت به اصطلاح؛ اصلاح­طلبانۀ خويش، بر بال ملائک بنشانند!!، در حالي که با تعرّض به جان و مال انسان­هاي بي­گناه، نام خويش را در افکار عمومي ايرانيان، به عنوان سران يا صحنه­گردانان فتنه و آشوب ثبت نمودند و نگاه خوش­بينانۀ جامعه را به نگاه نفرت­انگيز تغيير جهت دادند، آن­گونه که رهبر فرزانۀ نظام خطاب به ملّت فرمودند: «هر كسى امروز جامعه را به سمت اغتشاش و ناامنى سوق بدهد، از نظر عامۀ ملّت ايران، انسان منفورى است»[1].

ايران عزيز، روزگار حساسي را سپري مي­نمايد و هر لغزشي بويژه از خواص، پيشرفت­هاي خيره­کنندۀ مردم انقلابي را به تأخير خواهد انداخت.

مگر فراموش کرده­اند که رهبر معظّم انقلاب فرمودند: «نخبگان سر جلسۀ امتحانند؛ امتحان عظيمى است. در اين امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط اين نيست كه ما يك سال عقب بيفتيم؛ سقوط است. اگر بخواهيم به اين معنا دچار نشويم، راهش اين است كه خرد را، كه انسان را به عبوديت دعوت مي­كند، معيار و ملاك قرار بدهيم؛ شاخص قرار بدهيم».[2]

متأسفانه اتفاقي که در تيرماه 1378 توسط مخالفان و معاندان نظام، پايه­ريزي شد و پروندۀ اغتشاش به صورت رسمي گشوده شد، قُبح قانون­شکني را از بين برد و اغتشاش­گران به بهانه­هاي واهي و عبور از قانون، خواسته­هاي خويش را از طريق ايجاد رعب و وحشت براي مردم پي­مي­گيرند.

نبايد فراموش کنيم که ولي امر مسلمين پس از غائلۀ تير 78 فرمود: «خطرناك­ترينِ اين حوادث، حادثه‏اى است كه فتنه باشد. فتنه، يعنى حادثۀ غبارآلودى كه انسان نتواند بفهمد چه كسى دوست و چه كسى دشمن است و چه كسى با غرض وارد ميدان شده و از كجا تحريك مى‏شود. فتنه‏ها را بايد با روشن­گرى خاموش كرد. هر جا روشن­گرى باشد، فتنه‏انگيز، دستش كوتاه مى‏شود. هر جا حرف بى‏هدف، كار بى‏هدف، تيراندازى بى‏هدف، تهمت زدن بى‏هدف وجود داشته باشد، فتنه‏انگيز خوشحال مى‏گردد ـ چون صحنه شلوغ مى‏شود».[3]

چه کسي بايد چشم فتنه را کور کند؟ آيا انتظار داريم سفيران کشورهاي بيگانه که هميشه آتش­بيار معرکه­اند، اين کار را انجام دهند؟.

آن چه از يک کارگزار نظام اسلامي، در هر جايگاهي انتظار مي­رود، اين است که اسير فتنه و کينۀ شيطان نشود و راهي که ولي فقيه جلودار آن است را به انحراف نپيمايد و نگذارد عده­اي که جنون حرص و طمع به قدرت، تحريکشان کرده است، با حرکات نخ­نماشده، چهرۀ انقلابي آنان را مخدوش نمايند.

يک مدير انقلابي بايد نسبت به آرمان­هاي نظام، هم دلسوزترين و هم آگاه­ترين باشد؛ که هم درد دارد و هم درک؛ و با شرح صدر و خيرخواهي، رداي خدمت را که از ولي امر گرفته است، از تن بيرون نياورد و در کنار کساني قرار نگيرد که کينۀ آنان نسبت به ايران عزيز و انقلاب اسلامي بر همگان هويداست، چرا که اتفاقات پس از انتخابات نشان داد که عده­اي تلاش نمودند، رشتۀ حيات انقلاب اسلامي را با رؤياهاي مخملين و براندازي نرم از بين ببرند.

ياران آزمون­دادۀ انقلاب را چه شده است که همواره بر طبل اختلافات فرزندان نظام کوبيده و اين گرد سمي مهلک و ويران­گر را در فضاي کشور مي­پراکنند؟

 چرا به جاي اين که همگان پشت سر رهبري قرار گيرند، خود را در عرض ولايت يا در کنار اين جايگاه مي­پندارند؟

به راستي  چه کسي بايد به ايجاد فضاي آرام در جامعه کمک کند؟

چه کسي بايد کساني که از قطار رو به پيشرفت انقلاب جامانده و يا از آن پياده شده­اند را با به همراه­سازي با روند جامعه، با محوريت ولي فقيه فراخواند؟

چرا به صورت آشکار و با شجاعت نسبت خود را با گروه­هاي معارض درون و بيرون نظام روشن نمي­نمايند و از خواب­آلودگي سياسي که همراه با غفلت از آرمان­هاست، بيدار نمي­شوند؟

چرا برخي از بزرگان، وجدان­هاي ناآگاه را بيدار نمي­کنند؛ چرا قبح قانون­شکني را ترويج نمي­نمايند و چرا خود و يا وابستگان آنان فراتر از قانون در اين فضاي ملتهب گربه مي­رقصانند؟

چرا يک عده مي­خواهند با زير پا گذاشتن ملاک­هاي ارزشي، از موج عدالت­خواهي که توسط ملّت فهيم ايجاد شده است، فاصله بگيرند و بر موجي سوار شوند که سرمنشأ آن، در دست بنگاه­هاي شايعه­پراکني بيگانه و يا  سازمان­هاي به اصطلاح مردم­نهاد کشورهاي غربي است؟

نبايد از خود مي­پرسيدند کساني که آشوب­ها را از آن سوي مرزها مديريت مي­کنند و يا از طريق عناصر سرسپردۀ داخلي، اصل نظام را هدف قرار داده­اند، چه نسبتي با آنان دارند؟ باز فرمايش رهبر فررانۀ انقلاب را فراموش کرده­اند که فرمود: «از طرف ديگر، مارهاى خزيده در سوراخ­ها را در داخل تشويق كردند كه به ميدان بيايند و حرف بزنند! كسانى كه در واقع بايد به اين­ها گفت توسرى خورده‏هاى سياسى ـ بالاتر از ورشكسته‏ها ـ كه از ملّت ايران تودهنى و توسرى خورده بودند و به لانه‏هايشان خزيده بودند، اين­ها را وادار و تشويق كردند و به عرصۀ اظهارنظر سياسى و اظهار وجود كشاندند. اين هم پديده‏اى بود كه انسان در وهلۀ اول تعجب مى‏كرد كه چطور شده است اين­ها به ميدان آمدند».[4]

چرا برخي از نزديکان و آقازاده­ها دستشان يکي پس از ديگري رو مي­شود؟ مگر نه اين است که اميرالمؤمنين علي ـ عليه السلام ـ  فرمودند: «از همکاران نزديکت سخت مراقبت کن و اگر يکي از آنان دست به خيانت زد و گزارش جاسوسان تو هم آن خيانت را تأييد کرد، به همين مقدار گواهي قناعت کن و او را کيفر کن!»[5]

چرا شأني که منشور حکومتي اسلام براي کارگزاران نظام در نظر گرفته را زير پا گذاشته و براي مخالفت با دولت قانوني بر آمده از آراي مردم، اصل نظام را زير سؤال برده­اند؟ آيا باز فراموش کرده­اند که اميرالمؤمنين علي ـ عليه السلام ـ  مي­فرمايند: «مردم سامان نيابند مگر با اصلاح زمامداران، و زمامداران اصلاح نشوند جز با استقامت مردم. پس هرگاه مردم حق والي را به جا بياورند و زمامدار نيز حقوق مردم را پاس دارد، حق در ميانشان شکوه يابد، راه­هاي دين استوار گردد، شناسه­هاي عدالت استوار شود و سنّت­ها در روندي فراخور جريان يابد. بدين­سان زمانه اصلاح شود، به ماندگاري دولت اميد رفته و آزمندي دشمنان به نوميدي تبديل مي­شود.»[6]

با توجه به شرايط کنوني و فرمايشات مقام معظّم رهبري در جمع دانشجويان که فرمودند: «من، پيش­قراولان حوادث اخير را به دست­نشاندگي بيگانگان از جمله امريكا و انگليس متهم نمي­كنم، چرا كه اين موضوع براي من ثابت نشده است، اما ترديدي وجود ندارد كه اين جريان، چه مسئولان و پيش­قراولان آن بدانند و چه ندانند، جرياني حساب­شده بود. البته طراحان اين جريان يقين نداشتند كه طرح آن­ها اجرايي مي­شود اما تحركات بعضي افراد پس از انتخابات، آن­ها را اميدوار كرد، به گونه­اي كه طراحان اصلي با گسيل همۀ وسائل و امكانات رسانه­اي و الكترونيكي خود به ميدان، حضور خود و عواملشان را در صحنه تشديد كردند».[7]

ضرورت دارد همۀ دلسوزان به بازخواني نقش خويش و وابستگان خود در جريانات اخير اقدام و در صورتي که در محکمۀ وجدان براي خويش تقصيري يافتند، به درگاه الهي استغفار نموده و با طرح مجدد آرمان­هاي انقلاب، شرايط موجود را به نفع مردم و انقلاب تغيير دهند و با شهامت به روشن­گري و نقد فضاي موجود اقدام نمايند.

 

پي­نوشت

 


1.بيانات مقام معظّم رهبري در عيد مبعث 88.

2. همان.

3. بيانات مقام معظّم رهبري در خطبه­هاي نمازجمعه 8/5/78.

4. همان.

5. نهج­البلاغه، نامۀ 52.

6. همان، خطبۀ 207.

7. بيانات مقام معظّم رهبري در جمع دانشجويان 4/6/88.

 

چهارشنبه 9 دی 1388 - 11:23


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری