جمعه 28 تير 1398 - 8:41
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

مديريت استراتژيك (در صنايع كوچك و متوسط)

 

مديريت استراتژيك (در صنايع كوچك و متوسط)

مؤلفان: فرهاد آنالويي، اژدر كرمي

ترجمه: مهدي حقيقي كفاش، عباس خدادادي

نوبت چاپ اول

انتشارات اميركبير

به تازگي پژوهشگران مديريت استراتژيك، متوجه اهميت كسب و كارهاي كوچك و متوسط شده‌اند شناخت اهميت اين بخش به عنوان يك عامل مهم در ايجاد شغل و رشد اقتصادي موجب افزايش تحقيقات در مورد جنبه‌هاي مختلف اين نوع سازمان‌ها شده است.

كتاب حاضر كه به مديريت استراتژيك در كسب و كارهاي كوچك و متوسط به صورت تخصصي توجه كرده است در ده فصل گردآوري و تنظيم شده است و موضوعات آن در سه محور ادبيات مديريت استراتژيك، معرفي سازمان‌هاي كوچك و ويژگي‌هاي آن و نهايتاً توجه به مفاهيم مديريت استراتژيك با توجه به ويژگي‌هاي اين نوع سازمان‌ها مطرح شده است.

اهميت سازمان‌هاي كوچك از چند منظر مورد توجه است. اين سازمان‌ها ايجادكننده كسب و كار و اشتغال و در نتيجه افزايش توليد ناخالص ملي بوده و از طرفي مي‌تواند مقدمه‌اي براي ايجاد سازمان‌هاي بزرگ باشد بنابراين ضروري است كه توجه ويژه‌اي به اين نوع سازمان‌ها شود.

در فصل اول كتاب، مفهوم مديريت استراتژيك و سازمان‌هاي كوچك به صورتي مختصر ارائه گرديده است هم‌چنين اولين هدف اين فصل مشخص كردن اين مطلب است كه چرا مأموريت استراتژيك را در صنايع كوچك و متوسط (sme s) مطالعه مي‌كنيم و هدف دوم معرفي مفهوم و فرآيند مديريت استراتژيك است هدف سوم اين فصل نيز مرور مختصري بر ادبيات نظري در مورد مديريت استراتژيك در صنايع كوچك و متوسط ذكر شده است. بنابراين درباره فوايد و محدوديت‌هاي مديريت استراتژيك در كسب و كار كوچك بحث خواهد شد و سرانجام آخرين هدف اين فصل يافتن پاسخي براي اين سؤال است كه استراتژيست‌هاي بنگاه چه كساني هستند و ويژگي‌هاي برجسته كارآفرينان در كسب و كارهاي كوچك چيست.

به باور نويسنده صنايع كوچك و متوسط، ستون فقرات اقتصاد هستند و بيش از نيمي از اشتغال و هشتاد درصد از رشد اشتغال در دهه گذشته را به وجود آورده‌اند بنابراين لازم است تا ارزش رويكردهايي همچون مديريت استراتژيك براي بهبود عملكرد اين شركت‌ها ارزيابي شود.

بنا به نقل از اين فصل، استراتژي يكي از جنبه‌هاي مديريت است كه توجه آن معطوف به هدايت كلي و خط مشي بلند‌مدت سازمان، و وسيله‌اي براي تحقق اهداف سازمان است. مديريت استراتژيك مجموعه‌اي از تصميمات و اقدامات مديريت است كه عملكرد بلندمدت شركت را تعيين مي‌كند.

گفتني است مديريت استراتژيك شامل تحليل محيط، تدوين استراتژي، اجراي استراتژي و كنترل استراتژي است.

همچنين مديريت استراتژيك به استراتژيست‌ها كمك مي‌كند تا موفقيت كنوني شركت را درك كرده و بينش روشني از چشم‌انداز و مأموريت شركت داشته باشند. مديريت استراتژيك مديران را قادر مي‌سازد تا قوت‌ها و ضعف‌هاي شركت را ارزيابي نموده و بر آنچه براي شركت از نظر استراتژيك مهم است، تمركز كنند. مديريت استراتژيك به استراتژيست‌ها كمك مي‌كند تا اهداف مناسب براي شركت تعيين كرده و ابزارهاي لازم براي دستيابي موفقيت‌آميز به اين اهداف را مهيا سازند و سرانجام مديريت استراتژيك به سازمان اجازه مي‌دهد تا رفتار بسيار فعال را جايگزين رفتار واكنشي كرده و آماده مواجه شدن با موقعيت‌هاي قابل كنترل و غيرقابل كنترل باشد. به وسيله ارزيابي استراتژي‌ها، استراتژيست‌هاي سازمان، اطلاعاتي در مورد «تناسب» با محيط به دست آورده و تغييرات محيطي را كه ممكن است بر كسب و كار آن‌ها تأثيرگذار باشد درك مي‌كنند.

در قسمت ديگري از اين كتاب آمده است: «هنوز هم برخي از مديران كسب و كارهاي كوچك وجود دارند كه از مديريت استراتژيك استفاده نمي‌كنند. به عقيده نويسنده اين اجتناب به طور عمده به دليل ناآگاهي از تكنيك‌هاي مديريت استراتژيك، بي‌دقتي يا ناتواني در برنامه‌ريزي است.»

در آخر اين فصل به ويژگي‌هاي مختلفي براي كارآفرينان موفق، اشاره شده است كه به عنوان استراتژيست كسب و كارهاي كوچك وجود دارد. كارآفرينان موفق، استراتژيست‌هاي با انگيزه، منعطف، خلاق و ريسك‌پذيرند. كارآفرينان موفق مديران ماهري بوده كه با تجربه پيشين، كسب و كار خود را آغاز مي‌كنند و سرانجام، كارآفرينان موفق افرادي هستند كه از نظر مالي استقلال دارند.

فصل دوم اين اثر، به سازمان‌هاي كوچك در بريتانيا پرداخته و تقسيم‌بندي سازمان‌هاي كوچك در اقتصاد بريتانيا، مزايا و كاستي‌هاي و نقش اين سازمان‌ها در اقتصاد بريتانيا و عوامل مهم در شكست اين سازمان‌ها مطرح گرديده و در انتها دلايل نياز اين سازمان‌ها به داشتن استراتژي مطرح شده است.

هدف اول اين فصل، تعريف لغت صنايع كوچك و متوسط (sme s) با استفاده از زمينه‌هاي تئوريك و مثال‌هاي عملي است. هدف دوم، مطالعه نقاط قوت و ضعف كسب و كارهاي كوچك است. مرور و بررسي اهميت صنايع كوچك و متوسط در اقتصاد انگلستان، سومين هدف و سرانجام چهارمين هدف نگارنده، بحث در مورد آينده صنايع كوچك و متوسط و نياز به تفكر استراتژيك در اين سازمان‌هاست.

در اين رابطه آمده است: صنايع كوچك و متوسط داراي ويژگي‌هايي هستنداز قبيل تعداد كارمندان كمتر از دويست و پنجاه نفر، گردش مالي ساليانه كمتر از پنجاه ميليون پوند و مديريت مستقل كه در هنگام تصميم‌گيري‌هاي مهم كنترل خارجي بر روي آن‌ها وجود ندارد.

نكته قابل توجه اينكه مزايا و معايب بسياري در ورود به اين بخش وجود دارد. مزاياي فردي براي ورود به صنايع كوچك شامل درگير شدن در يك موقعيت چالش برانگيز، رضايت رواني، رئيس خود بودن، امنيت شغلي، افزايش فرصت‌ها براي اشتغال خانواده و افزايش درآمدهاي مالي مي‌شود.

از سوي ديگر، معايب و خطرهايي هم در مورد صنايع كوچك و متوسط وجود دارد كه شامل كاهش فروش، رقابت، مسئوليت افزايش يافته، زيان‌هاي مالي، ارتباطات كاركنان قوانين و مقررات و خطر ورشكستگي مي‌شود.

نويسنده در ادامه اشاره مي كند به اينكه كسب و كارهاي كوچك نقش عمده‌اي در اشتغال‌زايي، افزايش سودآوري، ايجاد رقابت و رفاه اقتصادي در اقتصاد انگلستان ايفا مي‌كنند.

نكته‌اي كه در آخر اين فصل به آن پرداخته شده است ورشكستگي‌هاي زيادي در بخش صنايع كوچك و متوسط در سال‌هاي اخير است كه غالباً هم به دلايل مديريتي وجود داشته است، برخي از آن‌ها شامل فقدان برنامه‌ريزي بلندمت، نبود شايستگي‌هاي فني، عدم توازن ميان مهارت‌ها و شايستگي‌هاي مديريتي، كوتاهي در متنوع كردن بازار، تصميم‌گيري فردي و اطلاعات ناكافي در مورد مشتريان، بازار، منابع و تكنولوژي است.

معرفي فرايند مديريت استراتژيك در صنايع كوچك و متوسط هدف كلي فصل سوم اين كتاب مي‌باشد كه نخست، مسير تكامل مفهوم مديريت استراتژيك مرور خواهد شد و دوم، اصطلاح استراتژي و تعاريف آن در مديريت بررسي مي‌شود. سوم، بر مبناي ادبيات نظري در سال‌هاي اخير چهار رويكرد اصلي به استراتژي در مديريت بحث مي‌شود و مرور فرايند مديريت استراتژيك در كسب و كارهاي كوچك، چهارمين هدف اين فصل مي‌باشد. به همين ترتيب، معرفي يك الگوي پويا از مديريت استراتژيك در صنايع كوچك و متوسط هدف بعدي است و نهايتاً مراحل مديريت استراتژيك در كسب و كارهاي كوچك شامل آگاهي- تدوين و اجراي استراتژي در بخش آخر بررسي خواهد شد. در اين باره مي‌خوانيم: استراتژي يك برنامه منسجم، جامع و متحدالشكل است كه مزيت‌هاي استراتژيك شركت را با چالش‌هاي محيطي مرتبط مي‌كند، و طراحي شده تا اطمينان حاصل شود كه اهداف اساسي شركت توسط انجام اقدامات مناسب توسط سازمان تحقق يافته است.

گفتني است مديريت استراتژيك يك رويكرد نظام‌مند براي اداره كردن تغييرات استراتژيك است كه شامل جايگاه‌ يابي شركت با استفاده از استراتژي و برنامه‌ريزي قابليت‌ها، پاسخ‌هاي استراتژيك به موقع و مديريت نظام‌مند در مقابل مقاومت سازمان در طول اجراي استراتژي مي‌شود به طور معمول يك شركت تجاري عادي، مشتمل بر سه سطح استراتژي مرتبط با هم است، استراتژي‌هاي سطح بنگاه، سطح كسب و كار و سطح عملياتي يا وظيفه‌اي.

در قسمت ديگري از كتاب نويسنده اشاره مي‌كند به اينكه مديريت استراتژيك پويا در صنايع كوچك و متوسط، مدل توسعه يافته، و مدل مديريت استراتژيك اصلي است كه مدل مبتني بر ارزش مشتري مديريت استراتژيك را معرفي مي‌كند كه شامل: آگاهي- درك موقعيت استراتژيك، تدوين استراتژي مهيا كردن استراتژي‌هاي مناسب، اجراي استراتژي- پياده‌سازي استراتژي‌هاي منتخب، و سرانجام ارزيابي و توسعه كه شامل ارزيابي نتايج و يادگيري در عمل مي‌شود كه منعكس كننده توسعه آتي ظرفيت‌هاي مديريت استراتژيك است.

همچنين در بخش آخر اين فصل به مفهوم آگاهي پرداخته شده است در اين رابطه مي‌خوانيم: آگاهي عبارت است از تعيين فرصت‌ها و تهديدهاي محيطي در ارتباط با قوت‌ها و ضعف‌هاي داخل سازمان. تدوين استراتژي شامل توسعه مأموريت كسب و كار، تصميم در مورد اهداف كوتاه مدت و بلندمدت و اولويت‌هاي استراتژي‌هاست. اجراي استراتژي به دنبال ايجاد شرايط مناسب در سازمان است تا استراتژي‌هاي تدوين شده به كار گرفته شوند. اجراي استراتژي از طريق توسعه فرهنگ حمايتي، ايجاد ساختار سازماني اثربخش و انگيزش افراد براي آموختن راه‌هاي جديد ارتقاي عملكرد تحقق مي‌يابد و سرانجام كنترل و توسعه استراتژي نه تنها معيارهايي براي كنترل است بلكه مسئوليت‌هاي مديريت را براي تبديل شدن به استراتژيست‌هاي يادگيرنده جهت بهبود قابليت‌هاي تصميم‌گيري استراتژيك سازمان بيشتر مي‌كند.

در فصل چهارم اين مجموعه، تحليل محيط رقابتي مطرح شده و ابتدا موضوعات مهم و در ارتباط با تحليل محيط خارج ارائه گرديده و در ادامه تحليل محيط داخل سازمان مورد بحث قرار گرفته است.

هدف اصلي نويسنده از اين فصل، معرفي فرايند تحليل محيطي در صنايع كوچك و متوسط است. نخست به اصطلاح تحليل محيط پرداخته شده است و سپس زمينه مطالعاتي تحليل محيطي در صنايع كوچك و متوسط بررسي مي‌شود همچنين تحليل محيط خارجي (تحليل سياسي. اقتصادي. اجتماعي. فرهنگي و تكنولوژي) و تحليل صنعت تشريح خواهد شد و تحليل محيط داخل و مؤلفه‌هاي آن مانند تحليل منابع و زنجيره ارزش مطرح شده است و سرانجام تحليل سوات (تحليل نقاط قوت و ضعف و فرصت‌ها و تهديد‌هاي سازمان) و كاربرد آن در صنايع كوچك و متوسط بحث خواهد شد.

بنا بر قول نگارنده اين مجموعه تحليل محيط فرآيندي است كه در آن استراتژيست‌ها محيط شركت را مطالعه كرده و قوت‌ها، ضعف‌ها و فرصت‌ها و تهديدهاي آن را شناسايي مي‌كنند. تحليل محيط خارجي شامل ايجاد بينش و آگاهي بيشتر از صنعت و تحليل محيط داخل مطالعه خود شركت است.

در ادامه نيز به تقسيم‌بندي عوامل محيطي شركت به داخلي و خارجي پرداخته شده و عوامل محيط خارجي را به دو گروه كلي محيط كلان و محيط صنعت تفكيك مي‌كند و در دنباله اين مطلب عوامل محيط كلان به چهار قسمت عامل اقتصادي- اجتماعي- فرهنگي- سياسي- قانوني و تكنولوژيكي تقسيم شده است.

از سوي ديگر عوامل محيط صنعت شامل عواملي است كه با صنعت مورد فعاليت شركت مرتبط هستند. اين عوامل شامل تأمين‌كنندگان، رقبا، مشتريان، دولت و سهامداران است.

نكته ديگر اينكه تحليل pest به تأثير عوامل سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و تكنولوژيك بر استراتژي توجه دارد. محيط سياسي شامل عوامل از قبيل قوانين ماليات، قانون استخدام، قوانين محيط زيست ثبات سياسي و جنگ و عوامل اقتصادي مشتمل بر روندهاي توليد ناخالص ملي، نرخ تورم، نرخ ارز، سطح اشتغال و... است.

گفتني است هدف اصلي از تحليل صنعت، تعيين فرصت‌ها و تهديدهاي محيط خارجي شركت است به طور مختصر اين مرحله شامل تحليل نيم‌رخ صنعت، تحليل محيط رقابتي صنعت، تعيين گروه‌هاي استراتژيك و تعيين عوامل كليدي موفقيت است.

نكته‌اي كه در اينجا به آن اشاره شده است اينكه تحليل نيم‌رخ صنعت، تصوير روشني از صنعت ارائه مي‌دهد.

يكي ديگر از تكنيك‌هاي مشهور در تحليل صنعت، الگوي پنج نيروي پورتر است. اين الگو رقابت در هر صنعت را در پنج نيرو خلاصه مي‌كند. ورود رقباي جديد، تهديد كالاهاي جايگزين، قدرت چانه‌زني تأمين‌كنندگان و شدت رقابت ميان رقباي موجود، چهارچوب پنج نيرو، صنايع كوچك و متوسط را قادر مي‌سازد تا پيچيدگي‌هاي صنعت را شناخته و به عوامل حياتي و مهم در توسعه آن توجه كنند.

و سرانجام آخرين مرحله در تحليل صنعت براي صنايع كوچك و متوسط، تعيين گروه‌هاي استراتژيك و عوامل حياتي موفقيت است. يك گروه استراتژيك مجموعه‌اي از شركت‌هاست كه استراتژي‌هاي مشابه را با منابع مشابهي پيگيري مي‌كنند.

نكته‌اي يگر كه در اين فصل به آن پرداخته شده است، تحليل محيط خارجي شركت است كه منجر به شناسايي فرصت‌ها و تهديدهاي آن مي‌شود و اين امر به تنهايي براي دستيابي به مزيت رقابتي كافي نيست بلكه محيط داخلي نيز بايد بررسي گردد.

ديدگاه مبتني بر منابع در تحليل سازمان به عنوان يك مفهوم جديد در حوزه مديريت استراتژيك مورد توجه قرار گرفته است. يك منبع يك جنبه، شايستگي، فرايند، مهارت و دانش است كه توسط سازمان كنترل مي‌شود.

به باور نويسنده يك منبع را مي‌توان به عنوان يك نقطه قوت تلقي كرد، اگر براي شركت كوچك امكان دستيابي به مزيت رقابتي را ايجاد كند، ديدگاه مبتني بر منابع استراتژيك، ارتباط ميان ويژگي‌هاي داخلي سازمان و عملكرد آن را برجسته مي‌كند.

مطلب ديگر اينكه يكي از عوامل استراتژيك در فرآيند تصميم‌گيري، هزينه كالاها و خدمات است. توليد كالاها با قيمت پايين مي‌تواند به سودآوري منجر شود و مديريت زنجيره ارزش مي‌تواند به استراتژيست‌ها در دستيابي به اين اهداف كمك كند.

در آخر اين فصل به اين موضوع پرداخته مي‌شود كه تحليل سوات نشانگر اين است كه چه كارهايي به طور شايسته انجام شده است و اينكه اولين معيار، قوت‌ها و ضعف‌هاي سازمان است كه از تحليل محيط داخل شركت به دست مي‌آيند و معيار ديگر فرصت‌ها و تهديدهاي محيط خارج را شناسايي كنند.

فصل پنجم اين كتاب ضمن ارائه مفهوم تدوين استراتژيك در كسب و كارهاي كوچك، مفهو چشم‌انداز و مأموريت سازمان، نحوه تدوين هدف‌هاي سازمان، استراتژي سطح كسب و كار و سطح بنگاه نيز مطرح شده است در واقع تدوين استراتژي به عنوان برنامه‌ريزي استراتژيك يا برنامه‌ريزي بلندمدت‌ نگريسته مي‌شود كه شامل تدوين مأموريت، اهداف و استراتژي‌هاي شركت است. از اين رو تدوين استراتژي در صنايع كوچك و متوسط مشتمل بر سه عنصر اصلي مي‌باشد. نخست ايجاد مأموريت و چشم‌انداز روشن از كسب و كار، و دوم ايجاد اهداف استراتژيك سازمان و سوم ايجاد استراتژي‌هاي تجاري.

در ادامه اين مطلب آمده است ايجاد چشم‌انداز و مأموريت روشن، اولين گام در تدوين استراتژي است. چشم‌انداز سازمان مشخص مي‌كند كه سازمان در آينده به كجا خواهد رسيد. بيانيه مأموريت هدف اصلي از وجود سازمان را مشخص مي‌كند. ضمن اينكه در دنباله اين مطلب اشاره شده است كه يك بيانيه مأموريت خوب داراي پنج ويژگي اصلي است. كسب و كار شركت را تعريف مي‌كند. موجب تمايز شركت از رقبايش مي‌شود. شركت را قادر به تدوين استراتژي مي‌كند. مشوق و برانگيزاننده است و در نهايت با همه ذي‌نغمان داخل و خارج شركت مرتبط است.

نكته ديگر اينكه بيانيه مأموريت سازمان سه نقش عمده، هدايت‌گري، مشروعيت بخش و ايجاد انگيزش را دارا مي‌باشد.

بنا بر قول مؤلف، احتمالاً يكي از موضوعات اساسي در بيانيه مأموريت، تعريف دقيق تجارتي است كه هر شركت در آن فعاليت مي‌كند. بدين منظور، استراتژيست‌ها بايد در ابتدا مشخص كنند كه كسب و كار ما چه نيازي از مشتريان را مي‌تواند تأمين كند؟ و ديگر آنكه بازار هدف بر اساس گروه‌هاي مشتريان كدام است و از چه تكنولوژي‌اي براي اين كار بايد استفاده شود؟ هم‌چنين بر مبناي مطالعات صورت گرفته، در دنباله اين فصل اهداف اصلي ايجاد بيانيه مأموريت در صنايع كوچك و متوسط، معرفي مي‌شوند كه شامل: برنامه‌ريزي استراتژي‌هاي تجاري، افزايش سودآوري و نرخ رشد ايجاد حس و انتظارات مشترك در ميان كاركنان و ايجاد جهت‌گيري روشن براي افراد و مديران.

گام بعدي تدوين استراتژي در صنايع كوچك و متوسط، مشخص كردن اهداف استراتژيك قابل دستيابي است. اهداف سازماني، نتيجه كار برنامه‌ريزي هستند و بيانيه مأموريت را به اهداف مشخصي تبديل مي‌كنند.

به اعتقاد نويسنده، اهداف استراتژيك بايد بر اساس بيانيه مأموريت شكل بگيرند. اين اهداف بايد زيركانه باشند برخي از مزاياي هدف‌گذاري مؤثر براي صنايع كوچك و متوسط مشتمل بر: ايجاد اعتماد به نفس در مدير/ مالك- افزايش انگيزه در مديران و ارائه جهت‌گيري روشن تجاري- افزايش كارايي كه در نهايت به اثربخشي سازمان كمك مي‌كند. ارائه معيار براي ارزيابي عملكرد سازمان و سرانجام كمك به مديران در كنترل مؤثر فعاليت‌هاي سازمان است.

اهداف را مي‌توان از ديدگاه‌هاي گوناگون تقسيم‌بندي كرد. اين اهداف مي‌توانند استراتژيك يا عملياتي كمي يا كيفي باشند.

نگارنده در ادامه به گام ديگر در تدوين استراتژي مي‌پردازد كه آن، ايجاد استراتژي است كه به تعيين چگونگي انطباق سازمان با محيط اشاره دارد.

گفتني ديگري كه در اين فصل به آن اشاره شده است اين است كه استراتژي سطح بنگاه براي صنايع كوچك و متوسط مشتمل بر ويژه كاري و متنوع‌سازي بين‌المللي سازي و ادغام عمودي/ قرارداد پيمانكاري است.

درباره ويژه كاري و متنوع سازي آمده است كه اين موارد استراتژي‌هاي اصلي در سطح بنگاه بوده و توصيف كننده ميزان تنوع فعاليت‌هاي سازمان هستند. دو نوع كلي متنوع‌سازي، متنوع‌سازي در بازارهاي مرتبط و متنوع‌سازي در بازارهاي غيرمرتبط است.

در قسمت ديگري از اين فصل مي‌خوانيم: تئوري‌هاي بين‌المللي‌سازي صنايع كوچك و متوسط به انتخاب بازار هدف، محصولاتي كه به اين بازارها ارائه مي‌شود و استراتژي‌هاي ورود به بازارهاي خاص توجه دارند. استراتژي‌هاي ورود به بازار در حوزه بين‌المللي شامل صادرات- اعطاي مجوز، قرارداد مديريت و استقرار نمايندگان فروش مي‌شود.

فصل ششم از اين مجموعه به برنامه‌ريزي استراتژيك و تهيه طرح تجاري اختصاص دارد كه در واقع مقصود كلي از اين فصل مرور و بازنگري برنامه‌ريزي استراتژيك در صنايع كوچك و متوسط است نگارنده ابتدا به تعريف فرآيند برنامه‌ريزي پرداخته و سپس در مورد اهميت آن در كسب و كارهاي كوچك بحث و بررسي كرده است.

بخش دوم اين فصل فرايند برنامه‌ريزي در كسب و كارهاي كوچك و انواع برنامه‌ريزي براي كسب و كار را ارائه مي‌دهد و در بخش سوم به پيش‌زمينه نظري و كاربردهاي عملي برنامه‌ريزي استراتژيك در صنايع كوچك و متوسط مي‌پردازد. اين فصل با بحثي در مورد چگونگي تهيه يك طرح تجاري براي سرمايه‌گذاري جديد خاتمه مي‌يابد.

برنامه‌ريزي يكي از مهم‌ترين وظايف شركت‌هاي بزرگ و همچنين شركت‌هاي كوچك است. در تعريف برنامه‌ريزي آمده است كه برنامه‌ريزي عبارت از تعيين اهداف سازمان و مشخص‌ كردن ابزارهاي لازم براي تحقق اين اهداف است. اولين گام در موفقيت هر كسب و كار، انجام برنامه‌ريزي است.

در قسمت ديگر از اين فصل به برنامه استراتژيك اشاره شده است كه اين برنامه ماهيتي جامع و فراگير دارد. همچنين اين برنامه منعكس كننده اهداف بلندمدت و جهت‌گيري كل سازمان است و به سه سؤال اصلي پاسخ مي‌دهد: ما اكنون در كجا قرار داريم. به كجا مي‌خواهيم برويم و چگونه مي‌خواهيم برويم.

پاسخ به اين سؤالات، مديران كسب و كارهاي كوچك را قادر مي‌سازد تا اهداف تجاري را مشخص كرده، تحليل محيط دروني و بيروني را انجام داده و نيازهاي مشتريان بازارهاي هدف و استراتژي‌ بازاريابي و نيازهاي مالي خود را تعيين كنند.

در ادامه به اين مطلب پرداخته مي‌شود كه فرآيند برنامه‌ريزي تجاري نيز نشان مي‌دهد كه چگونه مديران/ مالكان شركت مي‌توانند اهداف شخصي خود را به اهداف تجاري تبديل كرده و در راستاي تحقق اين اهداف از يك روش نظام‌مند و منطقي پيروي كنند.

موضوع ديگري كه دراين فصل مطرح شده اين است كه برنامه‌ريزي استراتژيك در شركت‌هاي كارآفرين به تدوين اهداف بلندمدت در راستاي مديريت مؤثر فرصت‌ها و تهديدهاي محيطي اشاره دارد. كاربرد مديريت استراتژيك در كسب و كارهاي كوچك تحت تأثير عوامل سازماني و محيطي از قبيل آزاد بودن وقت مديران نياز به تصميم‌گيري سياست‌هاي داخلي عدم اطمينان محيطي و چشم‌انداز كارآفرين است.

به باور نويسنده، بسياري از تحقيقات تجربي مديريت استراتژيك در صنايع كوچك و متوسط به مفيد بودن آن در اين صنايع و نقش آن در ارتقاي عملكرد سازماني اشاره دارد. مطلب ديگر اينكه اكثريت قريب به اتفاق كسب و كارهاي كوچك داراي طرح تجاري هستند. برنامه‌ريزي استراتژيك در عملكرد سازمان تأثير مثبتي دارد.

و در آخر اين فصل موضوعي كه مورد بحث و بررسي قرار گرفته اين است كه مديران كسب و كارهاي كوچك در راه‌اندازي تجارت جديد نيازمند طرح تجاري جامع و كاملي هستند كه آنان را قادر مي‌سازد تا ايده‌هاي خود را به واقعيت تبديل كنند. يك طرح تجاري اثربخش بايد شامل اهداف و استراتژي‌هاي اصلي شركت باشد. اين طرح شامل دوازده بخش مختلف است: صفحه عنوان، فهرست مطالب، خلاصه مديريتي، كليات، تحليل بازار، تحليل رقابتي و برنامه‌ بازاريابي، مديريت و افراد كليدي- تكنولوژي- تحقيق و توسعه و نوآوري- ريسك- پيش‌بيني مالي و كنترل مديريتي برنامه اجرايي و ضمائم.

فصل هفتم اين كتاب كه به موضوع اجراي استراتژي در كسب و كارهاي كوچك و متوسط مي‌پردازد دو هدف اصلي را دنبال مي‌كند: استراتژي‌هاي تجاري كه در صنايع كوچك و متوسط اجرا مي‌شود و نيز بررسي عناصر اصلي در اجراي موفق استراتژي‌ها.

اجراي استراتژي ابزار به منصه ظهور آوردن استراتژي‌هاست و شامل پنج عنصر اصلي: ساختار رهبري، منابع انساني، فرهنگ و بودجه‌بندي است.

به اعتقاد نويسنده، ساختار سازماني، عامل مهمي در اجراي استراتژي‌هاست. هدف ساختار سازمان ارائه مكانيزم‌هاي مديريتي لازم براي كنترل استراتژي‌هاي سازمان است.

سپس در ادامه به انواع مختلفي از ساختار اشاره شده است كه مشتمل بر ساختار ساده، ساختار وظيفه‌اي، ساختار چندبخشي و ساختار ماتريسي است.

ساختار سازماني ساده براي شركت‌هاي كوچك كاربرد دارد و گفتني است كه به خاطر اندازه كوچك سازمان، ارتباطات سازماني سريع و مؤثر صورت مي‌گيرد.

نكته ديگر اينكه ساختار وظيفه‌اي، معمولاً در صنايع كوچك و متوسط استفاده مي‌شود. در اين ساختار، تمامي وظايف شركت در واحدهاي مختلف و جداگانه گروه‌بندي مي‌شوند و مناسب شركت‌هايي است كه داراي تعداد محدودي محصول هستند.

هم‌چنين ساختار سازماني مبتني بر منطقه جغرافيايي بر فعاليت‌هاي شركت در بازارهاي منطقه‌اي و محلي تأكيد دارد. در اين ساختار تمامي واحدهاي متقر در منطقه جغرافيايي به مدير آن منطقه گزارش مي‌دهند.

موضوع بعدي اين است كه ساختار سازماني مناسب براي شركت‌هاي داراي محصولات متنوع، ساختار چند بخشي  است. اين ساختار مديرعامل را قادر مي‌سازد تا اختيارات لازم را به مديران استراتژيك تفويض كند.

سرانجام به ساختار سازماني ماتريسي مي‌پردازد. اين ساختار، ساختار وظيفه‌اي را با ساختار چندبخشي تركيب مي‌كند. در اين ساختار اختيارات و مسئوليت‌هاي عملكردي و كنتر دوگانه وجود دارد سازمان‌هاي ماتريسي منابع و مهارت‌هاي لازم را در زمان و مكان مناسب تخصيص مي‌دهد، تصميم‌گيري استراتژيك در اين ساختار سازماني غيرمتمركز بوده و مهم‌تر از همه اينكه مديران مياني نيز در تدوين استراتژي مشاركت مي‌كنند.

در قسمت ديگري از اين مجموعه مي‌خوانيم: رهبري عبارت است از توانايي تأثيرگذاري بر روي افراد در راستاي دستيابي به اهداف سازمان.

به نقل از نگارنده شش مانع اصلي اجراي استراتژي شامل سبك رهبري بالا به پايين- تضاد اولويت‌ها- تيم مديريتي ناكارآمد- ارتباطات عمودي ضعيف- هماهنگي ضعيف و مهارت‌هاي سرپرستي ناكافي است.

در ادامه اين مبحث آمده است كه مهم‌ترين منبع در كسب و كارهاي كوچك، نيروي كار است. و همچنين پارادايم جديد در حوزه مديريت استراتژيك بر مبناي «ديدگاه مبتني بر منابع» است.

در اين ديدگاه شايستگي‌ها، توانايي‌ها، مهارت‌ها و دارايي‌هاي استراتژيك به عنوان منبعي براي دستيابي به مزيت رقابتي پايدار محسوب مي‌شوند. اين ديدگاه منابع انساني را به عنوان منبعي استراتژيك مي‌پندارد.

نگارنده معتقد است ميزان مشاركت منابع انساني در فرآيند تدوين و اجراي استراتژي، به ديدگاه مدير يا مالك شركت بستگي دارد. منابع انساني در شركت‌هايي كه مدير آن به مشاركت كاركنان اعتقاد دارد، مشاركت بيشتري در فعاليت‌هاي سازمان از قبيل: ايجاد سيستم‌هاي منابع انساني- تدوين استراتژي- برنامه‌ريزي بلندمدت و اصلاح سيستم‌هاي منابع انساني دارند.

موضوع ديگر اينكه: مديريت فرهنگ سازمان، سومين عنصر اجراي مؤثر استراتژي در كسب و كارهاي كوچك است. فرهنگ سيستم ارزشي شركت است و مانند شخصيت براي سازمان بوده و از فرآيندهاي سازماني، فرآيندهاي شناختي و رفتار تأثير مي‌پذيرد.

همچنين مي‌پردازد به اينكه، در كسب و كارهاي كوچك، فرهنگ سازمان بر اساس ويژگي‌هاي كارآفرين شكل مي‌گيرد. اگر كارآفرين در صدد تدوين و ا جراي موفق طرح تجاري است، بايد فرهنگ سازماني مناسب آن را ايجاد كند.

و آخرين نكته‌اي كه در آخر اين فصل به آن اشاره شده است تخصيص منابع، كار استراتژيست‌هاست. بودجه‌بندي ابزار اصلي براي تخصيص منابع سازمان و اجراي استراتژي بوده و نشان مي‌دهد كه رئيس سازمان چگونه پول شركت ر خرج خواهد كرد.

كنترل استراتژيك در كسب و كارهاي كوچك موضوعي است كه در فصل هشتم به آن پرداخته شده است و هدف اصلي اين فصل، مروري بر مفهومكنترل استراتژي در صنايع كوچك و متوسط است. اين فصل با هدف پاسخ دادن به اين سؤال كه چگونه شركت‌هاي كوچك و متوسط مي‌توانند عملكرد سازماني خود را ارزيابي كرده و استراتژي‌هاي اجرا شده را كنترل نمايند تنظيم شده است.

در اين رابطه درمي‌يابيم كه در گذشته فرايند كنترل چهار فعاليت مرتبط با هم شامل تعريف استانداردهاي عملكرد، ارزيابي عملكرد، تشخيص انحراف از برنامه و توسعه سيستم بوده است.

در اولين مرحله از فرآيند كنترل، استانداردهاي عملكرد تعيين مي‌شوند. كه بنا بر قول نويسنده، اين استانداردها مي‌توانند كمي، كيفي و يا تركيبي از هر دو باشند. در مرحله دوم، اسناد ارزيابي عملكرد مانند صورت‌هاي مالي مورد تحليل قرار مي‌گيرند. سومين مرحله فرايند كنترل، تشخيص انحراف از برنامه‌ها از طريق مقايسه عملكرد واقعي با عملكرد مورد انتظار است. و آخرين مرحله، تدوين و اجراي برنامه‌هاي اصلاحي است.

از سوي ديگر نشان داده شده است كه كنترل استراتژيك به ارزيابي استراتژي در هنگام اجراي آن، تشخيص مشكلات، تغيير در مفروضات بنيادي و ايجاد اصلاحات لازم گفته مي‌شود.

در ادامه نيز آمده است: چهار نوع كنترل استراتژيك در فرآيند كنترل وجود دارد. ارزيابي استراتژيك، كنترل بنيادي، كنترل وقايع حساس و كنترل اجرا، دو كنترل اول به تدوين و دو كنترل دوم به اجراي استراتژي مربوط است.

نكته مهمي كه در اين قسمت به آن اشاره شده است اينكه: مدل امتيازي z، عملكرد مالي شركت را اندازه‌گيري مي‌كند. اين مدل مقياس منسجمي از شاخص‌هاي مختلف عملكرد مالي شركت ارائه داده و مي‌تواند هر كدام ا زاين شاخص‌ها را در صنايع كوچك و متوسط پيش‌بيني كند. هم‌چنين مي‌پردازد به اينكه مدل 3es شامل متغييرهاي غيرمالي شركت است كه شامل معيارهاي اثربخشي، كارايي و اقتصادي است.

بحث آخر اين فصل اينكه، روش امتيازي متوازن به عنوان سيستم كنترل استراتژيك، شاخص‌هاي مالي و غيرمالي عملكرد سازمان را با محور قراردادن چشم‌انداز و استراتژي سازمان تعيين و به اندازه‌گيري عملكرد كمك مي‌كند. اين مدل اهداف را تعيين كرده و فرض بر اين است كه افراد، رفتار و كارهاي لازم براي دستيابي به اين اهداف را انجام خواهند داد. روش امتيازي متوازن با تركيب معيارهاي مالي، مشتريان، فرآيندهاي داخلي و رشد و يادگيري، به مديران كمك مي‌كند تا پيچيدگي‌هاي سازمان را درك كنند.

موضوع فصل نهم، استراتژي‌هاي وظيفه‌اي در كسب و كارهاي كوچك و متوسط است. با ذكر اين نكته كه هدف اصلي اين فصل مرور ادبايت استراتژي‌هاي وظيفه‌اي در حوزه شركت‌هاي كوچك و متوسط است.

به باور نويسنده، استراتژي‌ها در سه سطح سازمان تدوين مي‌شوند: سطح بنگاه، سطح كسب و كار و سطح وظيفه.

وي در ادامه مي‌نويسد: در كسب و كارهاي كوچك، استراتژي بازاريابي بر عملكرد كل سازمان تأثير دارد. و اينكه رمز موفقيت بازاريابي، شناخت نيازهاي مشتريان و ارائه محصولي مناسب براي تأمين اين نياز است.

تحقيقات بازاريابي نشان مي‌دهد، ترجيحات مشتريان چيست. اين فعاليت محور موفقيت شركت است. صنايع كوچك و متوسط با عملكرد بالا بر اهميت تحقيقات بازار در هنگام تدوين استراتژي تأكيد مي‌كنند. تحقيقات بازاريابي طي فرآيندي مرحله به مرحله انجام مي‌شود: تعريف مسئله- گردآوري داده- تحليل داده‌ها و نتيجه‌گيري.

مطلب ديگر اينكه بازار هدف، گروه مشخصي از مشتريان است كه شركت به آن‌ها محصول خود را ارائه خواهد داد.

نوشتني است: استراتژي بازاريابي اثربخش بايد به ايجاد آميخته‌ بازاريابي براي صنايع كوچك و متوسط كمك كند. آميخته‌ بازاريابي مؤثر شامل چهار عنصر اصلي محصول، قيمت، ترفيع و توزيع است.

در قسمت ديگري از اين مجموعه آمده است استراتژي قيمت گزاري مناسب به همراه استراتژي تبليغات در طول مراحل چرخه عمر محصول به شركت در تأمين رضايت مشتري و افزايش سودآوري كمك مي‌كند.

از سوي ديگر در اين فصل اين است كه تحليل نقطه سر به سر يكي از تحليل‌هاي مالي شناخته شده است كه به كارآفرينان در شناخت رفتار هزينه كمك مي‌كند. درك اين موضوع براي تدوين استراتژي‌هاي شركت‌ و تصميم‌گيري استراتژيك اهميت زيادي دارد.

آخرين فصل اين مجموعه به مباحث استراتژيك براي كسب و كارهاي كوچك مي‌پردازد و هدف اصلي اين بحث، بررسي مباحث استراتژيك نو ظهور در كسب و كارهاي كوچك است.

در اين رابطه مي‌خوانيم: مديريت تغيير استراتژيك مقوله‌اي جديد در كسب و كارهاي كوچك است اين كار به استراتژيست‌هاي سازمان كمك مي‌كند تا ايده‌ها و رفتارهاي جديد را در درون شركت خود پذيرفته و اجرا كنند.

در ادامه همچنين آمده است: در تغيير استراتژيك ممكن است از رويكرد تجويزي و يا نوخاسته استفاده شود. تئوري خروج از انجماد- تغيير و منجمدسازي، با رويكرد تجويزي است و به فرآيند گام به گام تغيير اشاره دارد. گروه دوم، تئوري‌هاي نوخاسته هستند. تئوري پنج عاملي تغيير يكي از اين تئوري‌هاست كه مي‌گويد مديران در هنگام تغيير استراتژيك بايد به پنج عامل مهم و مرتبط با هم توجه داشته باشند: ارزيابي محيط، رهبري تغيير، مرتبط ساختن تغيير استراتژيك با تغيير عمليات مديريت استراتژيك منابع انساني و انسجام دروني مديريت در تغيير.

نكته ديگر در اين فصل اينكه، جهاني‌سازي يكي از مفاهيم جديد در كسب و كارهاي كوچك است. يكي از جنبه‌هاي مهم جهاني سازي، مشاركت شركت‌هاي كوچك و متوسط در بازار خارجي است و همين‌طور در اين فصل مراحل اصلي بين‌المللي شدن صنايع كوچك و متوسط، بازاريابي محلي، مرحله پيش از صادرات، مشاركت آزمايشي و... قيد شده است.

نويسنده در ضمن مي‌پردازد به اينكه صنايع كوچك و متوسط بايد از نوآوري و سازماندهي مجدد عمليات خود جهت پاسخ به تغييرات محيطي و الزامات بازار استفاده كنند.

و در آخر اين فصل به اين موضوع اشاره مي‌كند: كه در عمل، براي تدوين و اجراي استراتژي‌هاي تجاري به صورت موفقيت‌آميز، بايد سيستم بررسي محيطي مؤثري را مستقر شود. همچنين شركت بايد اطلاع كافي از قوت‌ها و ضعف‌هاي خود داشته و شرايطي براي بهره‌برداري از قوت‌ها و اصلاح ضعف‌ها به وجود آورد.

با توجه به موضوعات ارائه شده، اين كتاب مي‌تواند به عنوان منبع درسي جهت درس مديريت استراتژيك در مقطع كارشناسي و كارشناسي ارشد و درس كارآفريني مورد استفاده قرار گيرد. اين كتاب همچنين براي اساتيد، پژوهشگران، مشاوران، مديران حرفه‌اي، دانشجويان، سياست‌گذاران حمايت‌كننده از سازمان‌هاي كوچك و متوسط و علاقه‌مندان به مباحث مديريت استراتژيك و مديريت استراتژيك در سازمان‌هاي كوچك و متوسط قابل استفاده بوده و مي‌تواند بخشي از خلاء موجود در تحقيقات، مشاوره و آموزش مديريت استراتژيك و اداره سازمان‌هاي كوچك و متوسط را جبران نمايد.

 

 

چهارشنبه 9 دی 1388 - 10:36


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری