شنبه 28 مرداد 1396 - 23:18
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان خراسان رضوي

 

تحريف زدايي و خرافه زدايي از عزاداري‌ها

 

 

 

 

اشاره

يکي از اهداف مهم انبياء و اولياي الهي مبارزه با تحريف‌ها و خرافات و آداب و رسوم منشأ يافته از جهل و ناداني است.

در اين ميان قيام عاشورا به عنوان يک واقعه بزرگ که به همت ولي خدا انجام شد، در طول گذشت تاريخ هزار وسيصد و اندي ساله خود دچار تحريف‌ها،  و خرافاتي شد؛ و  باعث شد که در برخي مقاطع تاريخي عاشورا به هدف خود نرسد. اين نوشتار مي‌کوشد پس از تعريف خرا فه و تحريف و علت پديد آمدن آنها، به برخي از خرا فات و تحريفاتي که متوجه اين نهضت مقدس شده، بپردازد؛ آنگاه به نحوه عزاداري صحيح روي آورد.

 

معنا و مفهوم تحريف

تحريف از ريشه «حرف» به معناي لبه، کناره و مرز يک چيز، گرفته شده است. و در لغت مايل کردن، منحرف ساختن و دگرگون نمودن آمده است.[1]

در اصطلاح مفهوم گسترده‌اي دارد مثلاً تحريف در قرآن معناي خاصي دارد که مقصود منحرف ساختن فهم و تفسير قرآن است[2].

در اينجا مقصود از منحرف کردن عزاداري از اهداف اصلي قيام ابا عبد الله(عليه السلام) است.

 

اقسام تحريف

الف: تحريف لفظي اين است که ظاهر مطلبي را عوض کنند.

ب: تحريف معنوي يعني تصرف در معني به گونه‌اي که خلاف مقصد و مقصود باشد.[3]

 

عوامل تحريف

شهيد مطهري در کتاب «حماسه حسيني»[4] سه عامل را نام مي‌برد که عبارتند از:

1 ـ غرضها و دشمني‌هاي دشمنان

گاهي دشمن براي اينکه به هدف خود (تغيير مسير واقعه از حقيقت آن)  برسد،  تغيير و تبديل‌هايي در متن تاريخ و يا توجيه و تفسير‌هاي ناروايي از تاريخ مي‌ نمايد.

اين عامل در تحريفات عاشورا نقش اساسي داشت. مثلاً بني اميه از همان ابتدا امام حسين(عليه السلام) و ياران با وفاي او را خارج از دين مي‌خواندند تا بدينوسيله جنايات خود را توجيه کنند.

 

2 ـ تمايل بشر به اسطوره و افسانه  سازي

در بشر يک حس قهرمان پرستي وجود دارد. معمولاً انسان‌ها به قهرمان‌ها و نابغه‌هايي که بسيار علاقه دارند، افسانه مي‌بندند. اين عامل در قيام امام حسين(عليه السلام) نيز وجود داشت. مانند نحوة جنگيدن حضرت ابو الفضل(ع) در ميدان جنگ که گفته شده با نوک شمشير خود تعداد هشتاد نفر را به آسمان پرت کرد وقتي هشتادمين نفر به بالا پرت شد، اولين نفر به زمين فرود آمد!

 

3 ـ پندار به تقويت واقعه

گاه يک واقعه آنقدر مورد علاقه است و افراد مي‌خواهند زنده بماند، که نکاتي را به آن مي‌افزايند يا احياناً از آن مي‌کاهند تا به زعم آنان بيشتر و بهتر در طول تاريخ باقي بماند.

در نهضت حسيني چه بسا افراد مي‌پنداشتند اگر به روضه‌هاي و مصيبت‌ها نکاتي را گر چه در واقع رخ نداده است، بيفزايند ماندني‌تر خواهد شد. مثل جريان عروسي قاسم بن حسن(ع) که کاملاً ساختگي است، ولي روضه خوانان چه بسا به اين دليل که به زعم خود به شور مجالس بيفزايند و مردم را بيشتر بگريانند، آن را اضافه کرده‌اند، امّا آيا استفاده از هر وسيله‌اي براي گرياندن مردم جايز است؟!

 

معناي خرافه

خرافه لفظي عربي است و در اصل به معناي «ميوه چيده شده» مي‌باشد. خرافه در اصطلاح اعتقاد بي اساسي است که با عقل و منطق و علم سازگاري نداشته باشد، مثل اعتقاد به نحس بودن عدد 13و...[5]

 

تفاوت تحريف با خرافه

با توجه به تعاريفي که از تحريف و خرافه به عمل آمد، تفاوت اين دو در اين است که خرافه چه بسا اساسي ندارد، ولي تحريف اساس و مبنايي دارد، اين اساس، همان واقعيت واژگون شده است. به عبارت ديگر در تحريف چيزي است که تغيير مي‌کند، اما در خرافه اساساً چيزي نيست، بلکه صرفاً ساخته شده و امري موهوم است.

 

عوامل پيدايش خرافه

1 ـ جهل و ناداني

مهمترين علت خرافه زايي و حتي پذيرش خرافات، ناداني مردم است. قرآن نيز همين علت را ريشة انواع بت پرستي معرفي مي‌کند و انسان‌ها را به عبرت آموزي دعوت نموده است.[6]

وارد نمودن بسياري از خرافات در عزاداريهاي عاشورا ناشي از جهل مردم نسبت به اين واقعه است،علامه ميرزا حسين نوري در مبارزه با دروغ‌هايي که درباره عاشورا از زبان برخي گويندگان نا آگاه گفته شده است، کتاب با ارزش «لؤلؤ و مرجان» را نوشت.

امروزه ورود شيپور، بوق‌هاي قوي، طبل و... در عزاداري‌ها ناشي از جهل عمومي عزاداران حسيني است.

2 ـ تقليد‌هاي کورکورانه و بي پايه

گاهي خرافه‌اي چنان رواج مي‌يابد که اگر افرادي به آن عمل نکنند، احساس مي‌شود جرم و خطايي انجام داده‌اند، از جمله ريختن خون قرباني براي اتومبيل نو و مسائلي از اين قبيل. در عزاداريها گاه ديده مي‌شود که مقابل هيئت و دسته‌جات عزادار يا قرباني مي‌کنند و اين سنت غلط را به اين دليل که پيشينيان آنها انجام مي‌دادند، انجام مي‌دهند! قرآن تقليد کورکورانه را سخت مورد نکوهش قرار مي‌دهد.[7]

 

3 ـ احساسات به جاي تعقل

معمولاً بيشتر مردم به دنبال امتناع عقلي و منطقي نيستند، لذا با تحريک احساسات و عواطف، مي‌توان آنها را به کاري وا داشت، يا از آن بازداشت، هر اندازه فرد و اجتماعي اهل تعقل، تفکر و منطق و استدلال باشند، خرافات در ميان آنها کمتر خواهد بود.

براي مثال استفاده از شمايل و تماثيل معصومين(عليهم السلام) در مکان‌هاي مذهبي و عزاداري‌ها که اسلام (بر خلاف مسيحيت) به همين دليل با مجسمه سازي و مجسمه تراشي مخالفت مي‌کند.

براي مستدل‌تر شدن موضوع به فتواهاي دو مرجع تقليد معاصر توجه نماييد.

سؤال: آيا حضرتعالي عکسي را که به عنوان تمثال حضرت محمد(صلي ا...عليه وآله) در بازار موجود است و حضرت را به صورت جوان کم سن و سالي نشان مي‌دهد، تأييد مي‌فرماييد؟

حضرت آيت الله مکارم شيرازي:  هيچ دليل معتبري بر تأييد اين عکس و ساير عکس‌هاي منتشر شده، در دست نيست. [8]

حضرت آيت الله فاضل لنکراني: نقاشي عکس‌هاي تخيّلي معصومين(عليهم السلام)  در صورتي که برجستگي نداشته باشد و موجب هتک آنان نباشد في نفسه حرام نيست، ولي اعتقاد به آن بي وجه است.[9]

 


 

آسيب‌هاي عزاداري

آسيب‌هايي که مجالس عزاي امام حسين(عليه السلام) را مورد تهديد قرار مي‌دهد را مي‌توان به سه دسته تقسيم کرد:

الف: آسيب‌هاي انحرافي

اين آسيب‌ها به انگيزه و نيت و جهت‌گيري‌هاي دست اندر کاران و اثر گذاران بر اين مجالس بر مي‌گردد، يعني اهداف راهبردي که بر محتوا و چهار چوب اين گونه مجالس حاکم است و به اين مجالس سمت و سوي خاصي مي‌بخشد.

اين دسته از آسيب‌ها بسيار خطرناک‌اند، براي روشن شدن شعبه‌هاي مختلف آن(که گاه اتفاق افتاده است)، به بخش‌هايي از آن اشاره مي شود: 

·             شبهات مغرضان نسبت به اصل عزاداري و مشروعيت آن: 

 اين همان راهي است که قبلاً رضا خان بي سواد قلدر به فرمان انگليس‌ها براي مبارزه با عزاداري امام حسين(عليه السلام) برگزيد و شکست خورد و امروزه برخي از فرقه‌هاي مسلمان مثل وهابيت انجام مي‌دهند. مثلاً مي‌گويند هيچ دليل قرآني و روايي بر عزاداري نداريم و يا مي‌گويند اين عزاداري بر مبناي عدم تسليم و رضايت از کار خداوند و گردن نهادن به قضا و قدر الهي است!

پاسخ اين گونه شبهه ‌ها را بزرگان شيعه در کتب‌هاي مختلف ذکر نموده‌اند. از جمله مرحوم علام اميني در کتاب «سيرتنا و سنّتنا و سيرة نبيّنا و سنته»  چهل روايت از کتابهاي اهل سنت نقل کرده کرده و سند همه آنها را بر مبناي رجالي و حديثي مؤلفين صحاح سته، مورد بررسي قرار داده است. علاوه بر اين خود پيامبراسلام(صلي ا...عليه وآله)  براي شهادت امام حسين(عليه السلام)  عزاداري و گريه کردند.[10] 

·             توطئه‌هاي استکباري:

پس از تجربه شکست طرح شيطاني انگليسي در ممنوعيت عزاداري امام حسين(عليه السلام)  توسط رضا خان، استکبار به فکر تحريف اين مراسم افتاد. در کنفرانس شيعه شناسي که در تلاويو برگزار گرديد به اين نتيجه رسيد ند که يکي از نقاط قوت شيعه «اعتقاد به نهضت امام حسين(عليه السلام)   و روحيه ستيزه جويي با ظلم» است. «هايل برانت» معاون سابق سازمان سياه هم بر اين نکته تأييد مي‌کند که ما تصميم گرفته‌ايم با حمايت‌هاي مالي از برخي سخنرانان و مداحان و برگزار کنندگان اصلي اين گونه مراسم، بنيان هاي شيعه و فرهنگ شهادت طلبي را سست و متزلزل کنيم...»[11]

 

 

4 ـ ترويج شور بدون شعور

اکتفا کردن به اشک و آه و بر انگيختن احساسات، بدون تقويت انديشه، تعقل و معرفت باعث سست شدن پايه‌هاي عزاداري خواهد شد. هدف اصلي از عزاداري ترويج فرهنگ اهل بيت(عليهم السلام) و معارف اسلام است. امام صادق(عليه السلام)   به فضيل فرمود: «أتجلسون وتحدثون؟» آيا در جلسات خود از احاديث ما استفاده مي نماييد؟ بعد ادا مه مي‌دهند: «إنّي اُحبُّ تلک المجالس أحيو ا مرنا، رحم اللهُ من احيي ا مرنا» من چنين مجالسي را دوست دارم، با برگزاري اين مجالس ا مر ما را احياء نماييد، خداوند کسي را که ا مر ا مامت ما را احياء مي‌کند مشمول رحمتش قرار مي‌دهد.

 

ب: آسيب‌هاي گفتاري

توجه مقتل نگاران، روضه خوانان و مداحان به نوشته‌ها و سخنان خود، ا مري است که بايستي مورد اهتمام قرار گيرد. هرگز سخني که سند و مدرکي براي آن نمي‌توان يافت، ذکرننمايند. براي مثال اين جمله معروف که از زبان ا با عبد الله(عليه السلام) گفته مي‌شود که «اسقوني بشربة من الماء» يک جرعه آب به من بدهيد! هرگز امام حسين(عليه السلام)اين جمله را ذکر نکرده است و در مقابل دشمن، خود را خوار و زبون نکرده است.[12]

و يا براي مثال شعرهاي مداحان نبايد چنان ضعيف باشد که باعث وهن عزاداري گردد. اساساً رابطه امام(عليه السلام)و مردم که برپايه معرفت صحيحي مبتني است، نبايد به ارتباطي صرفاً عاطفي و احساسي تبديل شود. استفاده کرده از واژه‌هاي چون: ارباب، شاه، مجنون حسينم، سگ حسينم، ديوونه حسينم و...! رابطه امام(عليه السلام)را تبديل به رابطه صوفيانه و عوامانه و مبهم مي‌کند، که نمي‌تواند وظيفه و مسؤوليت مأموم را در برابر امام (عليه السلام)توضيح دهد.

 

ج: آسيب‌هاي کرداري

1.آميختن عزاداري با آهنگ‌هاي مبتذل و آلات موسيقي

در سالهاي اخيرگاه شکل جديدي از مداحي ديده مي‌شود که ترکيبي از فرهنگ‌هاي مختلف با محتوايي کم وبيش ديني و سبک‌هاي اقتباس شده از بيگانه است. براي نشان دادن راه براي جويندگان صراط هدايت سخنان مقام معظم رهبري در 5/5/84 در جمع مداحان در ذيل مي‌آيد:

«تقليد در موسيقي و سبک سازي نيز عادت بدي است که در ميان مداحان رواج يافته. اگر مداح به‌طور جدي به دستگاه‌هاي موسيقي ايراني آشنا باشد، مي‌تواند سبک مستقلي را ابداع کند. و به جاي تقليد از موسيقي آثار ديگران که لزوماً هماهنگي و متناسب لازم با محتواي ذکر اهل البيت(عليهم السلام)  ندارد، سبک مستقلي را در مداحي ايجاد نمايد...»

علاوه بر اين استفاده کردن از آلات و ابزار موسيقي مانند طبل، فلوت، شيپور و... به هيچ وجه زيبنده مجالس امام حسين (عليه السلام)نيست و شأن، وقار و متانت اين مجالس را تنزّل مي‌دهد. استفاده از اين آلات در مقابل ديدگاه غرض آلود مخالفان که به دنبال خرده گيري و تخريب پاکترين و خردورزترين مذهب توحيدي جهان است، بهترين خدمت به دشمن است.

 

 

فتاواي مراجع معظم تلقليد در استفاده از آلات موسيقي در عزاداري

سؤال: استفاده از آلات موسيقي مانند ارگ در مراسم عزاداري چه صورت دارد؟

حضرت آيت الله خامنه‌اي:

«استفاده از آلات موسيقي مناسب با عزاداري سالار شهيدان نيست و شايسته است مراسم عزاداري به همان صورت متعارفي که از قديم متداول بود، برگزار شود.»

حضرت آيت الله تبريزي:

«استفاده از آلات موسيقي در عزاداري حرام است.»

حضرت آيت الله صافي گلپايگاني:

«جايز نيست.»

حضرت آيت الله بهجت:

«از آنچه موجب وهن عزاداري است، بايد اجتناب شود. استعمال آلات موسيقي در عزاداري خالي از اشکال نيست مطلقاً.»

حضرت آيت الله فاضل لنکراني:

«احوط ترک آن است.»[13]

 

2 ـ قمه زني

موضوع قمه زني از دو جهت از ديدگاه شرع اسلام قابل بررسي است:

جهت اول: اضرار به نفس يا اعضاء بدن و يا سلب و تضييع منافع بدن.

جهت دوم: انعکاس تأثيرات منفي آن بر باورهاي مخالفان شيعه.

در قرآن آمده است: «ومن يعظم شعائرالله فانهامن تقوي القلوب»[14] هر کس شعائر الهي را بزرگ دارد، اين کار نشانة تقواي دلهاست.

ـ سؤال اين است که آيا قمه زني، بزرگ داشتن شعائر الهي است؟

صرف نظر از توضيح دو جهتي که گفته شد(تفصيل ودلايل آن را بايددرجاي ديگرجست و اساساً به همين دلايل قمه زني شرعاً حرام است، زيرا در هر دو صورت باعث وهن مذهب شيعه اثني عشري مي‌شود) ، در ذيل برخي فتاوي مراجع تقليد راجع به قمه زني ذکر مي‌شود.

سؤال: قمه زني در عزاداريها از نظر شرعي چه صورت دارد؟

حضرت آيت الله تبريزي:

«عزاداري بايد طوري باشد که موجب وهن بر شيعه نباشد.»

حضرت آيت الله مکارم شيرازي:

«اقامه عزاي حسيني از افضل شعائر است، ولي بايد از آنچه به بدن ضرر مي‌رساند يا مايه وهن مذهب است، پرهيز کرد.»

حضرت آيت الله خامنه‌اي:

«قمه زني علاوه بر اينکه از نظر عرفي از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمي‌شود و سابقه‌اي در عصر ائمه (عليهم السلام) و زمان‌هاي بعد از آن ندارد و تأييدي مهم به شکل خاص يا عام از معصومين(عليهم السلام) در مورد آن نرسيده است، در زمان حاضر موجب وهن و بد نام شدن مذهب مي‌شود؛ بنابراين در هيچ حالتي جايز نيست. و چنانچه در اين مورد عذري وجود داشته باشد، نذر واجد شرايط صحّت و انعقاد نيست.»

حضر ت آيت الله بهجت:

«اگر موجب وهن مقدسات شود جايز نيست.»

حضرت آيت الله سيستاني:

«بايد از کارهايي که عزاداري را خدشه‌دار مي‌کند، اجتناب شود.»

حضرت آيت الله فاضل لنکراني:

«هر عملي که موجب وهن مذهب شود، جايز نيست.»

حضرت آيت الله صافي گلپايگاني:

«در موردي که موجب وهن مذهب شود، از آن خودداري گردد.»ن خودداري گردد.[15]

 

 

شيوه عزاداري صحيح

1 ـ سخنراني و ذکر مصائب کربلا

يکي از بهترين روش‌هاي سوگواري امام حسين(عليه السلام) مقتل خواني است. در اين روش، روضه خوان عين حوادث کربلا را با استفاده از کتابهاي معتبر مقتل يا حديث يا تاريخ، بدون کم و زياد مي‌خواند. اين کار بسياري از آسيب‌هاي عزاداري مانند تحريف، کذب، غلو و... را از بين مي‌برد.

 

2ـ شعر و مرثيه سرايي

يکي از شيوه‌هايي که از نظر کميت درميان روش‌هاي سوگواري ائمه(عليهم السلام)سهم بيشتري به خود اختصاص مي‌دهد، شعر خواني است. امام باقر(عليه السلام) و امام صادق(عليه السلام) و امام رضا(عليه السلام)از هنر شعرايي همچون کميت، ابو هارون، مکفوف، دعبل و... بهره فراواني جستند و آنها را مورد تشويق مادي و معنوي قرار مي‌دادند.

بدون ترديد شعر بايد ناقل فرهنگ ائمه(عليهم السلام) به مردم باشد، و ابزاري براي دفاع از ولايت آنها و احياي امر امامت باشد. بايد در مراسم عزاي ابا عبد الله(عليه السلام) از شعرهاي غلو آميز، ذلت بار و مشحون به دروغ و تحريف پرهيز شود، تا عزاداري معنويت ويژه خود را داشته باشد.

3 ـ گريه

از بهترين شيوه‌هاي عزاداري که حاکي از اخلاص و صداقت عزاداري و ايمان و ارادت او نسبت به مقام ائمه طاهرين و ساحت مقدسشان است، گريه بر مصائب آن بزرگواران است، که هيچ گونه پيرايه و حيله و تزوير و تصنّعي را بر نمي‌تابد.

از پيامبر(صلي ا...عليه وآله) و ائمه(عليهم السلام) تأکيد زيادي بر بکاء (گريه)، ابکاء (گرياندن) و تباکي (تظاهر به گريه) شده است.

البته گريه نبايد چنان باشد که باعث وهن به عزاداري باشد. گريه‌هايي خارج از نزاکت که با دريدن يقه و يا خراش به صورت باشد، مورد پسند نيست.

 

4 ـ زيارت امام حسين(عليه السلام)

يکي از بهترين حالات عزا، در قالب زيارت است که به زائر، حال معنوي و عرفاني خوشي مي‌بخشد. با خواندن زيارت مأثوره و با لمس قبور مطهره، احساس قرب نموده و با همه وجود احساس نزديکي و پيوند قلبي با شهيدان کربلا و پيمان بستن با آنها، بر ادامه راه مقدس و عدالتخواهانه‌شان مي‌نمايد و شخص را از درون متحول ساخته و به حکم عقل عشق چاره‌اي جز بيعت بر پيمودن راه‌شان نمي‌بيند، درميان زيارتهايي که مشتمل بر ذکر حوادث کربلا و مصائب اهل بيت(عليهم السلام) است، زيارت ناحيه مقدسه است که بيش از آنکه زيارت باشد، روضه خواني بر امام حسين (عليه السلام)است.

 

5 ـ پوشيدن لباس مشکي

گر چه ظاهر برخي روايت نشان مي‌دهد که پوشيدن لباس مشکي کراهت دارد، ولي برخي روايات پوشيدن عبا و عمامه مشکي را استثناء کرده است.[16] سياه پوشي در حال عزا نيز نه تنها اشکالي ندارد، بلکه امري پسنديده است چرا که نشاني از تفاوت ظاهري شخص در ايام عزا نسبت به پيش از آن است.

 



[1] . ر. ک. محمد تقي مصباح يزدي، قرآن شناسي، ص 167 ـ 109.

[2] . قرآن کلمه تحريف را ذکر نموده است ر. ک بقره / 75.

[3] . ر.ک. شهيد مطهري، حماسه حسيني، ج اول، انتشارات صدرا، چاپ بيست و يکم 1373، ص 13.

[4] . ر.ک، همان، ص 40 به بعد.

[5] . ر.ک. لغت نامه دهخدا واژه خرافه و دائرة المعارف تشيع، ح7، ص 107 (به نقل از کتاب خرافات در زندگي مردم، نوشته اسماعيل شاکر اردکاني ص 14 ـ 15)

[6] . ر.ک قسمتي از آية 38 سوره اعراف. در اين آيه حضرت موسي7 قوم خو را که تقاضاي معرفي بتي را از ناحيه حضرت داشتند، آنها را جمعيتي جاهل و نادان مي‌داند.

[7] . ر.ک، زخرف / 21 – 22؛ اعراف / 70 و 173؛ هود 62 و 87.

[8] . استفتائات جديد، ج1، ص 491.

[9] . جامع المسائل، ح1، ص 259، سؤال 1013.

[10] . ر.ک. مقتل ابن جوزي، ج1، ص 164؛ و تاريخ طبري، ج3، ص 27 به نقل از کتاب آسيب شناسي عزاداري، مرتضي فاطمي، قم، مؤسسه انتشاراتي ائمه عليهم السلام، چاپ اول زمستان 85، ص 16و17.

[11] . ر.ک، روز نامه جمهوري اسلامي 5 خرداد 83.

[12] . ر.ک حماسه حسيني، ج 2، ص 218.

[13] . به نقل از کتاب آسيب شناسي عزاداري، مرتضي فاطمي، ص 148.

[14] . حج / 32.

[15] . به نقل از کتاب «دست پنهان نگاهي به تاريخچه، مباني فقهي و بازتابهاي قمه زني در افکار عمومي و رسانه‌هاي بين المللي»، واحد پژوهش دفتر فرهنگي فخر الائمه عليهم السلام، قم، سازمان اوقاف و امور خيريه، چاپ هفتم، دي ماه 1387ع ص 45 به بعد.

[16] . ر.ک. وسائل الشيعه، ج3، ص 280.

 

 

محمود غلامي جامي ـ کارشناس ارشد فلسفه و کلام اسلامي

کارشناس فرق ومذاهب اداره كل تبليغات اسلامي خراسان رضوي

 

سه‌شنبه 1 دی 1388 - 15:16


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری