جمعه 2 تير 1396 - 11:18
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان گلستان

 

آسيب شناسي شعر عاشورايي

 

 

شعر آئيني را شاخه هاي متعددي است از جمله شعر نبوي - شعر ولايي - شعر علوي - شعر عاشورايي - شعر انتظار و ... در اين مقال ، سعي کرده ام تا با نگرشي به شعر عاشورايي ، برخي لطمه ها و آسيب هايي را که اين گونه از شعر آئيني را تهديد مي کند ياد آور شوم.

موضوع عاشورا را در طول تاريخ ، سوژه اي فراگير و پرکاربرد براي شاعران شيعه بوده است. اين موضوع همواره به سه چهره انتقال يافته است ؛ به گونه اي که خود پيام در کانون توجه قرار گيرد و وجه هنري شعر حفظ شود و يا با حداقل آسيب مواجه گردد.

اين سه چهره عبارت است از الف ) سوگ ب ) حماسه ج ) عرفان

اينک به شرح هر يک از اين موارد پرداخته ، آسيب هاي هر يک را بررسي مي کنيم.

الف ) سوگ :

تاريخ ، حادثه اي تأثر برانگيزتر و اندوهناک تر از عاشورا به ياد ندارد. در کربلا هفتادو دو گل باغ پيامبر(ص) در بارش تير و شمشير و آتش و عطش پرپر شدند. از کودک شش ماهه تا سپيد موي کهنسال در خون خود غوطه خوردند و سرهايشان برفراز نيزه ها به بزم تاريک جلادان فرستاده شد و در همان حال زنان و کودکان سوگوار و بي پناه در شام غريبانه اي که رونق از آتش دل و آه سينه و قهقهه تازيانه ها گرفته بود ، به ناله نشستند. اما اين پايان داستان نيست . اين کاروان که جز بارداغي سهمگين و رسالتي سنگين بر دوش احساس نمي کند با نواي زنجيرهاي اسارت تا غريبستان درد و نيرنگ و خيانت (کوفه) و سپس به مقر ظالمان (شام) نيز مي رود . بي شک هر قلبي که بويي از عاطفه و شفقت برده باشد از تصور اين تصاوير مي شکند . سوگمندي عاشورا آنچنان سترگ و سهمگين است که بيشتر از وجوه ديگر آن بر شاعران عاشورايي موثر بوده است. شايد بتوان پيوند اين وجه با بّعد عاطفي شاعران را که از ارکان اصلي شعر محسوب مي شود از مهمترين دلايل اين تأثير قلمداد کرد. شاعران در حقيقت با سرودن اشعار سوگوارانه ، مخاطبان خود را به اشکي هميشه جاري دعوت مي کنند تا ترجمان مظلوميت و آشکار کنندۀ ظلم در طول لعصار و قرون باشند که : " کل ارض کربلا و کل يوم عاشورا " . بخش اعظم اشعاري که در مورد واقعۀ عاشورا سروده شده است از منظر " سوگ " بوده است. اين موضوع البته در ذات خود اشکالي ندارد و حتي لازم است . ولي آسيبي که اين گونه اشعار را تهديد مي کند اين است که شاعر از موضع " ضعف" به واقعه بپردازد و شخصيت هاي عاشورا از اين موضع به تصوير کشيده شوند. يعني براي اينکه سوگ را سوزناک تر جلوه دهد شعر خويش را پّر از آه و ناله و فغان و شخصيتهاي آنرا انسانهايي ضعيف و مظلوم و مفلوک تصور کند و اين البته اهانتي آشکار به شخصيتهاي قدسي عاشورا است. مطالب و تعابيري چون : واي حسين کشته شد - نوجوان اکبرمن - عروسي حضرت قاسم - طلب آب نمودن امام حسين از دشمن - اغراق در صحنه هاي شهادتمانند تصاوير سرهاي بريدۀ شهدا و تاختني اسب بر پيکر آنها که گاه با واژه ها و تعابير نامتجانس و غير متعارف به نظم کشيده مي شود و موارد ديگر ، همه و همه مي تواند آسيب هاي جدي بر پيکرۀ شعر عاشورايي وارد کند. لذا توجه به اين مهم ، ضروري است و شاعران عاشورايي بايد در عين اينک به سوگمندي عاشورا مي پردازند در توصيف صحنه ها و شخصيتها ، وزانت و ارجمندي را مد نظر قرار دهند و در گرفتي اشک از مخاطب به هر روشي متوسل نشوند.

ب) حماسه:

کربلا در اوج سوگمندي ، از حماسي ترين صحنه هايي است که ارواح بشري تا کنون موفق به آفرينش آن شده اند. رزمي شکوهمند و دليرانه از مرداني که عليرغم برخورداري از فرصت هاي بي شمار براي رفتن و جَستن ، ماندند و هيچ توجيهي را براي تسليم و سستي نپذيرفتند و هستي خويش را در باران متواتر فولاد گم کردند و باز جُستند . کافي است هفتادو دو مرد تشنه را در دفاع از کارواني از زنان و کودکان بي دفاع در برابر لشکري تا بن دندان مسلح متشکل از سي هزار گرگ گرسنه و يا خطبه هاي شجاعانه شيرزني داغديده را در محاصرۀ کفتاران پست و خونخوار آن هم در کنار سر بريدۀ برادر به ياد آوريم تا به شکوه و عظمت وجه حماسي واقعۀ عاشورا تراز با وجه سوگمندانه آن واقف شويم . " حماسه" اما در شعر شاعران عاشورايي ، طنين و درخششي درخور و شايسته نيافته است. شايد بتوان علت اين امر را در عظمت بي حد و حصر وجه سوگمندانه حادثه جست و جو کرد که ديگر وجوه را تحت الشعاع قرارداده است . اما آسيب که اين وجه از شعر عاشورايي را تهديد مي کند اين است که برخلاف سوگ که از موضع ضعف به واقعه مي پردازد، در حماسه ، موضع قدرت است که مورد توجه قرار مي گيرد . قهرمان پردازي و اسطوره سازي از خصايص " حماسه " است. افراط در اين وجه باعث مي شود تا شاعر ، وقايع و شخصيتها را ماورايي و فوق طبيعي توصيف کند. اينگونه توصيفها علاوه بر اينکه حس " همذات پنداري" را از مخاطب سلب مي کند اين شائبه را نيز در ضمير او بوجود مي آورد که چگونه مي شود شخصيتهايي با اين حد از توان جسمي خارق العاده ، نمي توانند بر دشمن زميني و معمولي خود غلبه کنند ؟ يکي از آسيب هاي جدي شعر حماسي عاشورايي همين اسطوره سازي هاست . بر اين اساس وقايع و شخصيتها مبتني بر پندارها و اوهام بوده و صورتي غير عقلاني پيدا مي کنند. از برکات شگفت و شورانگيز عاشورا ، هويت سازي و هنجار آفريني آن است . درست از پس اين واقعه بود که هويت سازي و هنجار آفريني موجب ظهور جنبش توابين و سپس قيام مختار و حرکتهاي ديگري شد که با شعار خونخواهي حسين(ع) ، طومار خاندان اموي را درهم پيچيد . اين هويت تاريخي تا کنون ادامه يافته است . لذا ارائه داستانها و قرائت هاي اساطيري و هم آميز از واقعۀ عاشورا ، آسيبي جدي به اين هويت وارد مي کند. بار هويت سازي عاشورا بسيار غني تر از بار هويت سازي اسطوره است. از سوي ديگر اسطوره ها توان اندکي براي هنجار آفريني و نهضت سازي دارند . اسطوره ها موجوداتي فراطبيعي و راز آلودند که به دليل کارهاي خارق العاده شهرت دارند. آنها تا مرتبه الوهيت بزرگ شمرده مي شوندو به تعبيري " انسان - خدا " دانسته مي شوند. اقدامات آنان فرا بشري و غيرعادي است. مثلاً هرکول ، اسطورۀ قدرت در نزد يونانيان ، خداگونه است. در شاهنانه نيز اسطوره ها با غلو و وهم آميخته شده اند: شود کوه آهن چو درياي آب/ اگر بشنود نام افراسياب . کوه آهن از شنيدن نام افراسياب ، آب مي شود، چه رسد که او را يک انسان عادي ببيند ! آيا توصيفاتي از اين دست براي شخصيتهاي عاشورا رواست ؟ بيش از اين بايد انديشه کرد. اينکه گفته مي شود شخصيتهاي عاشورا در تولد و پرورش ، موجوداتي غيرطبيعي هستند . اسبي دارند چنين و چنان و تازه اين اسب از کشيدن آنها ناتوان است. روز عاشورا طولاني تر از روزهاي عادي و مثلاً 72 ساعت بوده است . ياران امام هر يک هزاران تن از دشمن را کشته اند و ... اينگونه تعابير و تصاوير که معمولاً با وجه حماسي شعر عاشورا همراه است مي تواند لطمه اي جبران ناپذير بر پيکرۀ واقعه عاشورا وارد نمايد . لذا توجه شاعران عاشورايي را به اين مهم جلب مي کنم.

ج) عرفان :

کربلا تجلي گاه عشق و محبت است و عاشورا فصل سبز مشتاقي . عشق به پروردگار ، محبت به اولياء الله و اشتياق شهادت. حضرت اباعبدا... الحسين (ع) آئينه اي است که انوار حق را متجلي مي کند. کربلا عرصۀ تسليم و رضايت اين وجه از عاشورا را در شعر عاشورايي پر سابقه نيست و از نظر کميت نيز همچون وجه حماسي ، قابل قياس با حجم اشعار سوگمند عاشورايي نيست . جسارتي لطيف و دقيق که اينگونه نگاه به حادثه کربلا مي طلبد ، نزدکمتر شاعري به تمامي يافت شده است لذا حجم اندک اينگونه آثار از اين منظر قابل توجيه است . آسيبي که از اين رهگذر متوجه شعر عاشورايي مي شود اولاً همين موضوع عدم درک عميق عرفاني از واقعه عاشورا است و برخورد سطحي و عرفان زده با آن ؛ و ديگر عدم برقراري ارتباط با قشر اکثريت مخاطبان است. چه اينک ورود واژه ها و اصطلاحات عرفاني ، کار در هاله اي از ابهام فرود مي برد و همين ابهام ، باعث گسست ارتباط با مخاطب مي شود. لذا در وجه عرفاني عاشورا ، شاعران بايد دقت کنند تا شعرشان بي مخاطب نماند و محتوا را با تکنيکهاي خاص همراه نمايند که جاذبه هنري آن حفظ شود.

 

حسين عبدي

مسئول واحد آفرينشهاي ادبي حوزه هنري گلستان

 

 

دوشنبه 30 آذر 1388 - 10:24


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری