پنجشنبه 27 مهر 1396 - 14:25
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

ضياء آراسته

 

بيشتر خط‌خطي مي‌كنم

 

گفت‌وگو با كامبيز درمبخش، استاد و كاريكاتوريست بين‌المللي

اشاره:

كامبيز درمبخش در سال 1321 شمسي در شيراز به دنيا آمد. وي فارغ‌التحصيل هنرستان هنرهاي زيباي تهران است و از پانزده سالگي همكاري خود را با بسياري از نشريات صاحب‌نام ايران و جهان آغاز كرد. از اين هنرمند تاكنون 30 نمايشگاه انفرادي در داخل و خارج كشور برگزار شده و در بيش از 30 نمايشگاه جمعي داخلي و خارجي حضور داشته است. وي در بزرگ‌ترين نظرسنجي تاريخ هنر ايران در رتبه 49 قرار گرفته و از او به عنوان چهل‌و‌نهمين هنرمند تاريخ هنر ايران ياد مي‌شود. كتاب‌هايي از او منتشر شده است؛ مانند كتاب بدون شرح، كتاب كامبيز، كتاب‌هاي مشترك طنزانديشان امروز ايران، طنزانديشان امروز ايران در خارج از كشور، مجموعه طر‌ح‌هاي محيط‌زيست و... . آثار به نمايش درآمده از وي، لبخندهايي بودند كه در پس آنها مضاميني چون زورگويي و فشارهاي ابرقدرت‌ها و نابرابري و بي‌عدالتي در جهان و مشكلات و مسائل اجتماعي وجود دارد. با وي پيرامون كاريكاتور و طنز جامعه امروز ايران به گفت‌وگو نشسته‌ايم.

 

استاد، ايده‌هايتان را بيشتر از چه موضوعاتي مي‌گيريد؟

بنده فعاليتم را از سن 14 سالگي شروع كردم و در حال حاضر چيزي حدود 50 سال است كه به صورت مستمر به اين هنر مشغول هستم. در ابتدا فعاليتم را از بستر مطبوعات شروع كردم. بنابراين در ابتدا ايده‌هايم را در جهان مطبوعات پيدا مي‌كردم. كار بسيار سختي بود. ايده‌هايم را از زندگي عادي مردم كوچه و بازار و هر چيز جالبي كه در اطرافم مشاهده مي‌كنم مي‌گيرم؛ موضوعاتي كه در ذهن مردم عادي قابل رشد و پرورش نيست و نياز به يك ذهن هنري دارد تا به موضوع جان دهد. اين كار فقط از عهده يك هنرمند برمي‌آيد. هنرمند درست كاري را انجام مي‌دهد كه آدم‌هاي معمولي از انجام آن ناتوان هستند. به نوعي همه مردم خواب مي‌بينند اما هنرمند است كه توانايي مصور كردن رويا و خواب‌هاي جامعه را دارد.

شما بيش از 50 سال تجربه در زمينه هنر كاريكاتور اندوخته‌ايد. با چنين كوله‌بار عظيمي از تجربه چه نكته‌اي بيشتر از هر نكته‌اي ذهن و قلم شما را به خود مشغول داشته است؟

آثار من بسيار متفاوت هستند. از اين ميان حدوداً 10 هزار كار هستند كه از آ‌نها  بسيار لذت مي‌برم. معتقدم با تماشاي يك نمايشگاه از كارهاي درمبخش نمي‌توان پيرامون كار او نظر داد، چرا كه آثار من خاصيتي فراگير دارد. من تقريباً به روي تمام مقولات فكر كرده‌ام. جنگ، صلح، محيط‌زيست، فشارهاي طبقاتي، تجاوزات، ظلم و ستم و... اما مهم‌ترين دغدغه ذهني من برقراري تساوي و عدالت ميان انسان‌ها بوده است كه هيچ‌وقت رعايت نشده است.

اشاره كرديد كه فعاليت‌هايتان را از مطبوعات شروع كرديد، چرا شما را در عرصه مطبوعات كمرنگ مي‌بينيم؟

خب، دلايل مختلفي دارد؛ يكي از دلايل آن ترس اهالي مطبوعات از كاريكاتوريست‌هاست. از كاريكاتوريست‌ها استقبال نمي‌كنند. معتقدند كاريكاتوريست‌ها افراد خطرناكي هستند. به هر حال به خاطر فعاليت چند كاريكاتوريست چند روزنامه تعطيل شدند. به همين دليل هم اهالي مطبوعات استقبالي از كاريكاتوريست‌ها نمي‌كنند. به هر حال دوستان بايد دنبال ما بيايند. مطلب ديگر ناچيز بودن حق‌الزحمه كاريكاتوريست‌هاست. به همين دليل عطاي مطبوعات را به لقايش بخشيديم. حدود نود درصد كاريكاتوريست‌هاي ما افراد بسيار بااستعداد حتي در سطح جهان هستند اما متأسفانه جايگاه خود را پيدا نمي‌كنند. در نتيجه مجبورند هر مدت يكبار در يك مسابقه بين‌المللي شركت كنند كه آيا جايزه‌اي ببرند يا خير!

مطمئناً مخاطبان علاقه‌مندند تعريف كامبيز درمبخش را پس از 50 سال تجربه پيرامون هنر كاريكاتور بدانند؟

خب، تعريف كاريكاتور به اين سادگي‌ها نيست. در حقيقت كاريكاتور يك اعتراض است؛ اعتراض به معايب اجتماعي. كاريكاتوريست در حقيقت پزشك جامعه است. البته كاريكاتور جنبه‌هاي وسيع‌تري هم دارد. كاريكاتور تنها دستگاه عيب‌ياب نيست، بلكه ويژگي‌هاي ديگري هم دارد. ويژگي‌هايي از قبيل شادكردن و آشنا نمودن ذهن مردم با افكار زيبا و قشنگ، در حقيقت كاري كه تنها از عهده كاريكاتور و كاريكاتوريست برمي‌آيد.

چرا طنز امروز ايران بيشتر به تكنيك توجه دارد تا خود طنز؟

به نكته بسيار خوبي اشاره كرديد، اين يكي از بزرگ‌ترين معايب كاريكاتور ايران است. البته براي رفع اين مشكل نياز به زمان است. رسيدن به معناي واقعي طنز الزاماً تلاش و كوشش مي‌خواهد. البته خوشبختانه امروزه جوان كاريكاتوريست هر نوع امكاناتي را دارد و توانايي پياده كردن ايده‌هايش را به صورت بسيار مرتب و تميز دارد، اما متأسفانه بيشتر به پرورش تكنيك مي‌پردازد.

به اعتقاد شما ارتباط پيشكسوتان اين عرصه با جوانان كاريكاتوريست چگونه است؟

بنده با دوستان جوانم روابط بسيار خوب و صميمانه‌اي دارم. خب كارهاي من در جاهاي مختلفي چاپ شده است و جوانان كارهايم را به خوبي مي‌شناسند. يعني كساني كه زماني من سفرهاي خارجي آموزشي مي‌رفتم، هنوز متولد نشده بودند كار مرا مي‌شناسند و اين براي من دلگرمي بزرگي است.

مهم‌ترين مشكل طنز چيست؟

كاريكاتور كشيدن كار سختي است. نياز به زمان و تلاش واقعي و توجه و نياز به امكانات و تشويق دارد. متأسفانه فضاي حاكم بر نشريات كشور به سمت كم توجهي به موضوع طنز مي‌رود. در كشور به نشريات طنز توجه خاصي نمي‌شود. روزانه روي كيوسك روزنامه‌فروشي‌ها، ده‌ها نوع مجله مختلف مشاهده مي‌كنيم اما دريغ از يك مجله كه به صورت تخصصي به مقوله طنز بپردازد. در واقع مكاني را نداريم كه طنزپردازان خود را متعلق به آنجا بدانند و مرهمي بر درد طنزپردازان بگذارد.

آيا طنز ما رو به سياست‌زدگي پيش نرفته است؟

بله، متأسفانه اينگونه است. اما نبايد فراموش كرد كه طنز سياسي قسمتي از مبحث كاريكاتور و طنزپردازي است.

در صورتي‌كه در حال حاضر اين نوع طنزپردازي يك اصل شده است.

البته در حال حاضر ما اصلاً طنز سياسي نداريم.

منظورم ذهنيت از كاريكاتور است.

اين موضوع به ميزان آگاهي كاريكاتوريست از طنز مربوط مي‌شود. كاريكاتور  كشيدن تنها سياسي نيست.

اولين كاريكاتوري كه كشيديد يادتان مي‌آيد؟

بله. خب، پدر من افسر شهرباني بود، بنابراين به تاثير از پدرم دو تا گروهبان شهرباني كشيدم كه سه تا هفت روي بازوهايشان داشتند، اما گروهبان ارتشي سه تا هشت داشت. اين دو تا با هم بحثشان شده بود كه اول تو بايد به من سلام كني و آن يكي ادعايي مشابه داشت.

بيشتر به كدام‌يك از طنزپردازان خارجي علاقه‌منديد؟

به اعتقاد من كاريكاتوريست‌هاي فرانسوي بهترين كاريكاتوريست‌ها هستند. مي‌توان در درجه بعدي كاريكاتوريست‌هاي اروپايي شرقي را قرار دارد. اصولاً‌ اين نوع كاريكاتوري كه در ايران مرسوم است برگرفته از ورود مجلات دهه شصت ايران است. مثلاً خود من تحت تاثير كاريكاتوريست‌هايي مانند بوتك و شاوال بودم، اما از آنان كپي نكردم. درگذشته‌هاي دور كاريكاتور ايران از مجلات باكو و تركيه به تهران مي‌آمد كه در روزنامه ملانصرالدين به عنوان نمونه و الگو استفاده شد.

آيا تاثيرپذيري از استادان خارجي را به شاگردانتان پيشنهاد مي‌كنيد؟

صددرصد. در اين حرفه از تمام كاريكاتوريست‌هاي جهان مي‌توان استفاده كرد. البته كپي‌برداري را هرگز پيشنهاد نمي‌كنم. دوستان هنرمند بايد با صبر و تلاش كم‌كم با سبك و كار خود آشنا شوند.

معمولا‌ً براي هركار چقدر وقت مي‌گذاريد؟

معمولاً‌ آماده‌سازي برخي از كارها بيش از چند دقيقه طول نمي‌كشد و برخي هم به ساعت‌ها و روزها مي‌كشد. كاري كه از آن راضي نباشم از زيردستم خارج نمي‌شود. بنابراين سعي مي‌كنم كاري كه انجام مي‌دهم ماندگار و كامل باشد.

وقتي خسته مي‌شويد چه كار مي‌كنيد؟

كاريكاتور مي‌كشم.

در چه سبكي و با چه موضوعي؟

صحبت سبك و موضوع مطرح نيست. بيشتر خط خطي مي‌كنم. مي‌دانيد واقعاً به كاغذ و قلم معتاد شده‌ام. اگر كاغذ و قلم و دستم نباشد احساس مي‌كنم به نوعي لخت هستم. به جوانان پيشنهاد مي‌كنم كاغذ و قلم را هميشه در دستانشان داشته باشند، نه فقط در زمان كاركردن بلكه در تمام مدت زندگي.

 

 

 

شنبه 28 آذر 1388 - 14:47


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری