سه‌شنبه 6 تير 1396 - 16:53
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

محمد علي ميرزايي مقدم

 

بررسي مراسم مذهبي

 

 

 

مقدمه 

يکي از برکات انقلاب اسلامي، اهتمام ويژه به مراسم و مناسک عزاداري مي­باشد. اين سنّت پسنديده که يکي از بن­مايه­هاي انقلاب اسلامي است، داراي پيشينۀ کهن در سنّت اسلامي-شيعي مي­باشد. اگر چه در طول بيش از دو دهۀ گذشته، همواره مراسم و مناسبت‌هاي انقلاب اسلامي با شكوه و عظمت ويژه‌اي برگزار شده و حضور گسترده و شورآفرين مردم در صحنه‌هايي از اين قبيل، مراسم­هاي انقلاب اسلامي را از ساير كشورها بسيار متمايز ساخته است؛ اكنون آسيب‌ها و آفت‌هايي سبب بروز برخي نقاط ضعف و كاستي و يا ممانعت از بهبود كمّي و كيفي برگزاري مراسم گرديده است. با مروري بر اين تنگناها و آفات در مي‌يابيم كه بسياري از اين مشكلات توسط شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي و با همكاري نهادها و دستگاه‌هاي ديگر، قابل رفع و حل هستند.

طرح حاضر، در راستاي آسيب­شناسي مراسم عزاداري و در ارائۀ راه­کارهايي جهت بررسي اين آسيب­ها و نيز راه­کارهايي جهت مقابله با آن­ها تدوين شده است. برخي از اهداف اين طرح عبارت است از: ارتقاي سطح كمّي و كيفي برگزاري مراسم، افزايش مشاركت مردمي در مراسم، كاهش هزينه‌هاي غير ضروري، كارآمدسازي مراسم و تقويت بازدهي مراسم، افزايش جذابيت و معرفت‌زايي برنامه‌ها، نيل به استانداردها و معيارهاي متعارف علمي، جريان­سازي فرهنگي در سطح كشور و دست­يابي به اهداف كلان مورد نظر شوراي  هماهنگي تبليغات اسلامي. 

در تهيه اين طرح، از نظرات و آراء بخش‌هاي مختلف استفاده شده تا طرح، از جامعيت نسبي برخوردار شود. البته اين طرح از يك نگاه درون­سازماني و تجربي تدوين گرديده و لازم است براي عمق بخشيدن به آن و برخوردار شدن از استانداردهاي متعارف علمي، با مراكز دانشگاهي و نخبگان اجتماعي نيز مشاوره شود.

 

ضرورت عاشوراشناسي

 

ضرورت مراسم مذهبي

عاشورا، مهم­ترين عامل حفظ هويّت انسان ايراني مسلمان است، اگر شما به طول تاريخ- از دورۀ آل­بويه به بعد- نگاه كنيد، تقريباً دوره­اي نيست كه به اين حماسۀ هميشه جاويد، بهاء و اهميت داده نشده باشد. از اين­رو عاشورا، عامل بسيار مهمي در حفظ هويّت ايراني و اسلامي ما بوده و هست.

آسيب­شناسي آئين­هاي عاشورايي و محرّم و در كل، مناسك مذهبي، از چند بُعد قابل بررسي است كه در ادامه به آن پرداخته مي­شود؛ به گونه­اي بيش از آن­كه ما شاهد روند مريدي و مرادي باشيم، شاهد پيمودن راه به شكلي عوامانه و ناآگاهانه هستيم. عوام به خودي خود، هم عامل حفظ سنّت هستند و هم تخريب آن. از يك سو به دليل آن­كه ذهن پيچيده­اي ندارند و پاك و ساده­اند، مي­توانند اين آئين را نسل به نسل،‌ به آينده­گان انتقال دهند و از سوي ديگر اگر عامل بيروني و خارجي وارد ماجرا بشود، به دليل آن­كه عامه قدرت تئوريك حفظ سنّت­هاي خودشان را به درستي نمي­شناسند، مي­توانند سريع تحت شعاع قرار بگيرند.

بازتوليد عاشورا در مراسم تعزيه،‌ صرفاً بازتوليد سوق نبود، بلكه علاوه بر جنبه­هاي سوق و مصيبت­هاي اهل­بيت(ع)، جنبه­هاي كاملاً حماسي آن مدّ نظر بوده است، لذا سنّت همواره حماسه و سوق، سوگ و سرود را با هم پيش برده است.

متأسفانه امروزه بنا به اين­كه ما فاقد مراجع مسئول و تأثيرگذار در امور و قلمرو مسائل ريشه­دار سنّتي و معنوي خود هستيم، شاهد وارد آمدن آسيب­هاي جدّي به آئين­هاي عاشورايي شده­ايم و اين يعني به صدا درآمدن زنگ خطر كه اميدواريم در سايۀ توجّهات جدّي نهادهاي مسئول، انتقال درست اين آئين را از نسلي به نسل ديگر شاهد باشيم.[1]

 

جريان­شناسي عصر حسيني

اهميت جريان­شناسي عصر امام حسين(ع) از دو منظر؛ مطالعۀ تاريخي و مطالعه در سخنان و خطبه­هاي امام حسين(ع)، قابل جريان­شناسي است.

داشتن گفتمان فکري و فرهنگي مشخّص، تأثيرگذاري بر نظام اجتماعي و عدم لزوم داشتن تشکيلات و حزب، از خصوصيات جريان­هاي عصر حسيني شمرده مي­شود و نظر اين است كه جريان­شناسي عصر حسيني در ابعاد علمي، اعتقادي و اجتماعي داراي اهميت است. 

در پاسخ به پرسش‌هاي مطرح شده در زمينۀ عاشورا و امام حسين(ع) و بهره‌گيري از جريان‌هاي عصر حسيني، جهت شناسايي جريان­هاي معاصر ايران‌، دلايل شناسايي جريان‌هاي عصر حسيني، شش جريان، «علماي سنتي و بي­دغدغه»، «توده مردم»، «تأويل­گرايي»، «تصوّف­گرايي»، «حاکميت» و « دين­داران جامع­نگر» بوده كه از جمله جريان­هاي قابل بررسي عصر حسيني هستند.

حال در اين­جا تشريح هر يک از جريان­هاي عصر حسيني، مجال و فرصتي مناسب مي­خواهد ولي با مقايسۀ برخي از اين جريان‌ها با جريان‌هاي عصر معاصر مي­توان ابراز داشت: در صورت شناسايي و تحليل صحيح از جريان‌هاي عصر حسيني، مي‌توان از اين تحليل‌ها در جريان­شناسي عصر معاصر نيز استفاده کرد.

اما در تشريح جريان «علماي سنّتي و بي‌دغدغه عصر حسيني» مي­توان اين­گونه اظهار نظر كرد كه اين علما علي‌رغم داشتن معرفت ديني نسبت به مشکلات اجتماعي، گرفتاري‌هاي مردم و انحراف ديني، در مقابل آن­ها بي­تفاوت بودند و نيز با مقايسۀ علماي سنّتي و بي­دغدغه عصر حسيني با برخي از علماي عصر معاصر اين­گونه مي­توان خاطر نشان کرد: امروز نيز عده‌اي از علماي ديني با بي‌تفاوتي به جريان‌هاي پيرامون خويش، مسئوليت فرهنگي و تبليغي خود را فراموش کرده‌اند.

امروز دنياي اسلام تشنۀ معارف و حقايق ديني است و با گسترش برخي از جريان‌هاي عرفاني غيرديني از جمله «اوشو» در جامعه و ترغيب جوانان به اين عرفان‌هاي انحرافي، وظيفۀ حوزه‌هاي علميه و مديران کلان فرهنگي، شناسايي و نقد اين جريان‌هاي مسموم در درون جامعه و ارائۀ تفسيري روشن از حقايق ديني به جوان‌ها و اقشار مختلف مردم است.

حال تأکيد اين است، بايد براي ارتقاي معرفت ديني مردم تلاش كرد و نسبت به تعبير انحرافي مدرنيته از اسلام توسط برخي از روشن­فکران، هشدار اين است كه برخي از روشن­فکران با ارائۀ تفکّر سکولار از اسلام به تفسيرهاي التقاطي از دين مي­پردازند که جز انحراف از اسلام، چيزي به همراه نخواهد داشت.

امروز اسلام‌شناسي، بسيار سخت‌تر از دوران گذشته است، تفسيرهاي التقاطي از اسلام، سبب درهم آميخته شدن حق و باطل شده است و امروز عالمان و فقهاي دين بايد بيش از گذشته به بيان حقايق و معارف ناب اسلام بپردازند.[2]

 

اهداف قيام امام حسين(ع)

ابعاد قيام امام حسين(ع) تاکنون از چهار بُعد «سياسي- اجتماعي»، «حماسي-رزمي»، «عاطفي-احساسي» و «عبادي-عرفاني» مورد تحقيق و پژوهش قرار گرفته است.

اين ابعاد هر يک به جاي خويش صحيح و قابل بررسي است اما هيچ يک به تنهايي براي بيان بزرگي قيام امام حسين(ع) و عاشورا کافي نيست.

عاشورا، اوج عرفان است اما نمي­توان تنها به اين وجه اين حادثۀ عظيم اکتفا نمود زيرا تمام ابعاد عاشورا داراي عظمت و قابل تأمل است.

هم­چنين در بُعد «سياسي-اجتماعي» قيام امام حسين(ع) اين نكته مدّ نظر است؛ بر خلاف تصوّر برخي که مدّعي هستند، بُعد سياسي و اجتماعي قيام امام حسين(ع) از بعد از مشروطه مطرح شده است، اين بُعد از زمان شهادت امام(ع) مورد توجه عالمان شيعي بوده است.

همه مي­دانيم که امام حسين(ع) در قيام خود تنها به دنبال يک هدف نبود بلكه عدم بيعت با يزيد، سپردن حکومت به دست مردم، پاسخ به دعوت مردم عراق، امر به معروف و نهي از منکر، مخالفت با خلافت خليفه­زادگان و رسيدن به درجۀ رفيع شهادت، از جمله اهداف قيام امام سوم شيعيان(ع) است؛ متأسفانه بسياري از عاشوراپژوهان، تنها يکي از اين اهداف را دنبال کردند و براي اثبات آن ساير اهداف را زير سؤال بردند.

بني­اميه براي از بين بردن اسلام نبوي تلاش­هاي فراواني نمودند. تلاش بني­اميه، تنها کشتن امام حسين(ع) نبود بلکه آن­ها مي­خواستند انديشۀ امام حسين(ع) و اسلام علوي را از بين ببرند و اسلام، آلتي به دست حکّام ستمگر باشد.

حتّي بعد از کشته شدن امام حسين(ع)، براي مبارزه با خون ايشان و تحريم عاشورا و بي­اثر کردن اين حادثۀ عظيم، تلاش­هاي فراواني انجام دادند.

امروزه نيز وهابيت براي تحريف عاشورا اقدامات زيادي انجام مي­دهد که بايد در برابر تحرکات اين فرقه ضالّه هوشيار بود.

در اهميت قيام امام حسين(ع) مي­توان اين­گونه اشاره داشت كه اگر امام حسين(ع) در مقابل بني­اميه    نمي­ايستاد، به خاطر چهره­اي که بني­اميه از اسلام نشان داده بود، اسلام از بين مي­رفت و مسلماني در دنيا باقي نمي­ماند و مهم­ترين هدف امام حسين(ع)، افشاي چهرۀ پليد بني­اميه بود. امام حسين(ع)، اسلام اموي و چهرۀ فريب­کارانه معاويه را رسوا ساخت و اسلام نبوي را جاي­گزين آن کرد.

امام حسين(ع) در قيام خود هرگز به دنبال رسيدن به جاه و مقام نبود؛ خون امام حسين(ع) تا قيامت خواهد جوشيد و همۀ يزيديان را رسوا خواهد ساخت. امروز نام امام حسين(ع) در پهنۀ ­­­تاريخ زنده و پابرجاست و با تأثير از قيام ايشان، روح ظلم­ستيزي در جهان رو به گسترش است.[3]

 

جايگاه مراسم عزاداري

عزادارى و برپايى مراسم ماتم در سوگ خوبان و اولياء خدا، امرى است که ريشه در قرآن کريم و سيرۀ نبوى(ص) و سيرۀ امامان(ع) دارد. اين عزادارى‏ها، مصداق مودّت اهل بيت(ع) است. مصداق تعظيم شعائر الهى است. مصداق فرياد مظلوم عليه ظالم است و در سيرۀ نبى اکرم(ص) داريم که حضرت در سوگ شهداى اُحُد و به ويژه حمزه سيدالشهداء(ع) عزا گرفت و ترغيب به عزادارى بر حضرت کرد. نيز در سوگ شهادت حضرت جعفر بن­ابى­طالب و زيد بن­حارثه و عبدالله بن‏رواحه عزا گرفت و برپائى مجلس عزا را عيب نمى‏دانست و با آن برخورد نمى‏کرد. راوى مي­گويد؛ يکى از بستگان پيامبراکرم(ص) از دنيا رفت، زن‌ها جمع شدند و مجلس عزا براى او برپا کردند. عمر برخاست، آن­ها را از اين‏ کار نهى کرد و آن­ها را طرد نمود، پيامبر(ص) فرمود: عمر، رهايشان کن که چشم‏، گريان و قلب، مصيبت ديده و داغ، تازه ‏است. (شنيدنى است که پيامبر اکرم(ص) براى امام حسين(ع) در روز اول ولادتش مجلس عزا گرفت. در منزل ام­سلمه در دورۀ کودکى براى امام حسين(ع) مجلس عزا گرفت. در منزل عايشه براى حضرت امام حسين(ع) مجلس عزا گرفت. در خانۀ امام على(ع) براى حضرت عزا گرفت) بنابراين اگر بگوئيم بنيان­گذار عزادارى بر سيّد و سالار شهيدان، حضرت نبى اکرم(ص) و امامان(ع) بوده­اند، ‏سخنى به گزاف نگفته‏ايم.

در سيرۀ امامان(ع) هم برنامه‏اى که هرگز در هيچ شرايطى ترک نشد، برپائى عزا بر سالار شهيدان امام حسين(ع) بود. امام سجاد(ع) پس از امام حسين(ع) تا زنده بود، در هر مجلس از داغ حسين(ع) مى‏گفت و در حقيقت، مجلس عزا برپا مى‏کرد. امام باقر(ع) هم در شرايط سخت و خفقان دستور مى‏داد، روز عاشورا، عزاى امام حسين(ع) را بر پا کنند. مالک جهنى مى‏گويد، امام باقر(ع) در روز عاشورا فرمود: همه براى امام حسين گريه کنند و اهل خانه را دستور به‏ گريه بر حضرت مى‏کرد. همين سيره را حضرت امام صادق(ع) و امامان ديگر(ع) داشتند. آن­ها بر اين امر اصرار داشتند که از رهگذر عزادارى و برپائى عزاى سالار شهيدان، چراغ پرفروز نهضت حسينى روشن بماند، که ماند.

مجالس عزاى حسينى نه تنها نام سيدالشهداء(ع) را پرآوازه نگهداشته بلکه سبب ماندگارى پيام اسلام عزيز شدند. بر اين اساس است که احياگر مکتب نجات­بخش عاشورا در عصر حاضر، حضرت امام خمينى(ره)،  بيش­ترين تأکيدها را بر برپائى عزادارى سيّد و سالار شهيدان داشتند.

 مجالس سوگوارى ائمۀ اطهار(ع)، شعائر مذهبى ماست که بايد حفظ شود. با توجه به جايگاه رفيع عزادارى و گوهر ارزش­مندى که در آن نهفته است، بديهى است که دشمنان، تلاش گسترده‏ در جهت تخريب و تحريف آن داشته باشند. در برهه‏اى از زمان که عباسى‏ها قدرت‏مند بودند، در پى تخريب عزاى ‏سالار شهيدان بودند که عزاداران را دستگير مى‏کردند، شکنجه و اعدام مى‏کردند و در برهه‏اى که قدرت مقابله ‏نداشتند، در پى تحريف آن بودند تا جلوى تأثير­گذارى اين سنّت بزرگ را بگيرند. با توجه به تأثير ژرف فرهنگ‏ عاشورا در پيروزى و تداوم انقلاب اسلامى، دشمنان قسم­خوردۀ اسلام اين­بار نيز در پى تحريف اين فرهنگ برآمدند تا تأثيرآفرينى آن­ را کم‏رنگ کنند.[4]

 

اهميت مطالعات جامعه­شناختي در خصوص قيام امام حسين(ع)

فرهنگ جوامع شيعي، متأثر از قيام عاشورا است و بايد بر تبيين فرهنگ عاشورا در قالب گفتمان در جامعه تأکيد کرد. اين مطالعات که به تبيين زمينه­هاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي وقوع قيام مي­پردازد، زمينۀ شناخت خواستگاه قيام امام حسين(ع) را فراهم مي­سازند.

تحليل جامعه­شناختي در برگيرندۀ علل سياسي، اجتماعي قيام امام حسين(ع) است با توجه به اين که جامعه­شناسي مدرن به پديده­هاي اجتماعي قيام توجه مي­کند، مي­توان به بررسي علل مخالفت افراد با پيوستن به جنبش امام حسين(ع) و تحليل چرايي جدايي عده­اي از سپاه امام حسين(ع) پرداخت.

همواره ايمان و تقواي متعالي ياران امام حسين(ع) مورد تأکيد بوده و ايمان خالص، آگاهانه و محکم، رهايي­بخش انسان از تمام قيود و رفتار مادّي­گرايانه است، چون جامعه­شناسي حرکت­ها و رفتارها را بر اساس منافع مادي، عيني و ملموس عرفي تبيين مي­کند، در تبيين علل کساني که به صف ياران امام پيوسته­اند، ناتوان است.

علل پيوستن ياران امام حسين(ع) به قيام تاريخي ايشان، اعتقاد خالص و راسخ به امام حسين(ع)، مکتب آن حضرت و اسلام ناب بود که جامعه­شناسي در مورد فهم رفتار آن­ها، عاجز است.

اين امر نقد مهمي بر جامعه­شناسي است که ادعا دارد، مي­تواند همۀ رفتارهاي اجتماعي را تبيين و تحليل نمايد.

ايمان راستين و خالص، رهايي­بخش است زيرا اين ايمان به حدّي قوي است که مي­تواند انسان را از قيد و بندها آزاد کند و اين چنين انسان­هايي، اثر گذار در تاريخ، ملّت و جامعه هستند.

امروز کساني مي­توانند از امام حسين(ع) و مکتب آن حضرت پيروي کنند که ايمانشان به حدّي باشد که از نفوذ عوامل مادّي رهيده و به درجۀ خلوص و ايمان و تقوا رسيده باشند و رفتارشان را نه بر اساس نياز­هاي اجتماعي بلکه براساس ايمان و اعتقادشان شکل بدهند.

ايمان، اعتقاد و عمق فهم مکتب امام حسين(ع)، قيام امام حسين(ع) و آشنايي با آموزه­هاي اين قيام، نجات­بخش انسان از قيد و بندهاي مادّي است و تأكيد بر مطالعه و پژوهش در خصوص تبيين جامعه­شناسي قيام امام حسين(ع) از ابتداي حرکت تا پايان مي­باشد. متأسفانه جامعه­شناسي ما هنوز در قيد و بند نظريه­ها و خواستگاه­هايي است که کم­تر اجازه پرداختن به مباحث بومي و تاريخي خودمان را مي­دهد.

اين نكته هم حائز اهميت است كه بيانات نوراني امام حسين(ع)، از آغاز حرکت از مدينه تا مکه و تا پايان واقعۀ عاشورا، مبيّن ايدئولوژي قيام امام حسين(ع) است و فرمايشات امام در طول مسير، شعارهاي قيام و بيان­گر ارزش­هاي اساسي قيام هستند که مي­توان با کنار هم قرار دادن اين شعارها و ارتباط آن­ها با يکديگر، ايدئولوژي قيام را تدوين کرد.

اگر قيام امام حسين(ع) به عنوان ايدئولوژي رهايي­بخش مطرح شود، براي فهم مکتب و قيام امام بسيار کار ساز است. و نيز تبيين ايدئولوژي قيام امام حسين(ع) براي ما مفيد و ضروري است، زيرا بايد وضعيت خود را با ايدئولوژي قيام امام تطبيق دهيم.

در تشريح اثرگذاري قيام امام حسين(ع)، با بيان اين که برخي از انقلاب­هاي بزرگ در محدودۀ خاصّي از زمان اثر گذار هستند، اين نكته خاطر­نشان مي­باشد كه تفاوت اساسي قيام امام حسين(ع) بر ديگر قيام­ها، در اثرگذاري آن است، زيرا اثرگذاري قيام امام حسين(ع)، حتّي با گذشت 1400 سال از وقوع آن، قابل مطالعه و بررسي است.

اثرگذاري قيام امام حسين(ع) در ابعاد مختلف جامعه­شناسي، در طول تاريخ تشيّع و اسلام، قابل بررسي است که متأسفانه توجه جدّي به آن نشده است. هم­چنين قيام عاشورا و انقلاب اسلامي ايران، رابطۀ تنگاتنگي با هم دارند؛ زيرا اگر رابطۀ بين قيام عاشورا و انقلاب اسلامي را قطع کنيم، امکان وقوع انقلاب ايران، غير محتمل است. فلذا اثرپذيري عظيم تاريخ اسلام از قيام عاشورا، بيان­گر ميزان اهميت مطالعه و تحقيق در اين زمينه است.

مطلب ديگر اين كه فرهنگ جوامع شيعي متأثر از قيام عاشورا است و بايد نحوۀ اثرگذاري قيام عاشورا بر فرهنگ و هم­چنين زندگي شخصي، خانوادگي و اجتماعي مورد مطالعه قرار گيرد و در جامعه تبيين شود. اگر اين مطالعات به صورت صحيح انجام گيرد و نحوۀ اثرگذاري عاشورا تبيين شود، توان بهره­برداري از اين قيام را در زندگي پيدا مي­کنيم.

و نيز اگر ما فرهنگ عاشورا را به عنوان يک گفتمان، تحليل و از آن بهره­برداري کنيم و در جامعۀ خود به نشر صحيح اين گفتمان بپردازيم، بسيار اثرگذار است که متأسفانه هنوز از اين منظر به قيام عاشورا، نگاه نكرده­ايم.

مکتب عاشورا و امام حسين(ع) مکتب فياض، جوشان و هميشگي است و اثرگذاري اين قيام با گذشت زمان بيش­تر مي­شود.

ملّتي که با قيام و مکتب امام حسين(ع) پيوند خورده، هرگز طعم مرگ، حقارت و نابودي را نخواهد چشيد. در نهايت با بيان اين­كه شناخت درست و مناسب از فرهنگ عاشورا، اثرگذاري بيش­تر به همراه خواهد داشت، اگر ابعاد قيام امام حسين(ع) را به خوبي بشناسيم و به جهانيان معرفي کنيم، اثرگذاري آن فراتر از فرهنگ شيعه و حتي اسلام خواهد بود.[5]

 

عاشورا، راهي براي مقابله با وهابيت

حادثۀ عاشورا به عنوان تجسّم معارف اسلامي است و لازمۀ نشان دادن چهرۀ جميل معارف ديني، قدرت الهي است که در قيام حضرت سيدالشهدا(ع)، اين قدرت به چشم مي­خورد.

تجلّي احکام الهي در سيرۀ رسول­الله(ص)، عامل جذب مردم به سوي دين خدا مي­باشد. اگر دين الهي تجسّم پيدا کند و چهرۀ جميل آن را، انسان­ها ببينند، به سوي آن کشيده مي­شوند. امروز عدم توانايي براي جذب جوانان به سمت احکام اسلامي، به سبب بي­توجّهي به جاذبه­هاي اين دين الهي است.

امروز صورت مکتوب و لفظي آيات قرآن کريم در اختيار ماست، به همين خاطر صورت تجسّم­يافته آيات قرآن کريم، پيامبر(ص) و اهل­بيت(ع) ايشان هستند که ما مي­توانيم با توجه به سيرۀ معصومين(ع)، به حقيقت قرآن کريم پي­ببريم.

معارف قرآن کريم، در حادثۀ عاشورا تجلّي پيدا کرده است و نيز معارف اسلامي، به زيباترين صورت در قيام حضرت سيدالشهدا(ع) متجسّم شده و به همين سبب اين قيام جاودانه شده و هيچ­گاه از بين نخواهد رفت.

 امام حسين(ع) با تکيه بر قدرت الهي در برابر ستمکاران زمان ايستاد و دين الهي اسلام را که نتيجۀ تلاش همۀ انبياء الهي بود، حفظ کرد.

نام امام حسين(ع) و نهضت عاشورا هرگز از بين نخواهد رفت زيرا با برخي از عوام زندگي شيعيان و حتّي با تخريب حرم شريف آن حضرت، نام حسين تا ابد بر پهنۀ تاريخ، جاودانه خواهد ماند و درياي عظيم عاشورا، تمام آلودگي­ها را از صحنۀ تاريخ پاک خواهد کرد. اگر وهابيون، تمام دنيا را هم براي از بين بردن نام امام حسين(ع) به کار بگيرند، تمام تلاش آن­ها با شروع ايام محرّم، نابود خواهد شد.

لازم به يادآوري است كه خطباء و ذاکرين بايد از منابع اصيل براي بيان واقعيت حادثۀ عاشورا استفاده كنند و نيز نويسندگان و محققين ما بايد با بهره­گيري از سيرۀ شريف امام حسين(ع)، عظمت­هاي شخصيتي ايشان و نهضت عاشورا را براي جهانيان بازگو کنند.

و در نهايت اين­كه عدم بهره­گيري از سيرۀ معصومين(ع) در مجالس ديني، باعث از بين رفتن نورانيت معارف معصومين(ع) و نابساماني­هاي اخلاقي، اجتماعي، فکري و روحي خواهد شد.[6]

 

پي­نوشت


1. گزارشي از نشست آسيب­شناسي موسيقي و نمايش مذهبي ايران توسط فرهنگستان هنر (٢٨/١١/١٣٨٣).

2. مركز مطالعات راه­بردي«خيمه»، سلسله­ نشست­هاي عاشوراپژوهشي (چهل­منزل تا اربعين)، گزارشي از شانزدهمين نشست، حجت­الاسلام عبدالحسين خسروپناه (مدير گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و انديشۀ اسلامي).

3. مرکز مطالعات راه­بردي«خيمه»، سلسله نشست­هاي عاشوراپژوهي (چهل­منزل تا اربعين)، گزارشي از هشتمين نشست، يك پژوهشگر.

4. گزارشي از سخنراني سيداحمد خاتمي در اجلاسيۀ خبرگان رهبري، 21/6/84.

 5. مرکز مطالعات راه­بردي «خيمه»، سلسله نشست­هاي عاشوراپژوهي (چهل منزل­تا اربعين)، گزارشي از بيست و دومين نشست، دكتر پناهي، معاون پژوهشي دانشگاه علامه طباطبايي.

6. مرکز مطالعات راه­بردي«خيمه»، سلسله نشست­هاي عاشوراپژوهي (چهل­منزل تا اربعين)، گزارشي از دهمين نشست، دكتر الياس كلانتري (استاد دانشگاه آزاد اسلامي واحد شمال).

 

 

 

شنبه 28 آذر 1388 - 10:57


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری