جمعه 31 خرداد 1398 - 3:39
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

ريحانه فتحي ثاني

 

سرمايه اصلي سپيده کاشاني،شعر اوبود

 


لاله كوير، زندگينامه‌ داستاني سپيده ‌كاشاني (سرور اعظم‌باكوچي) است به‌نويسندگي «محمدرضا اصلاني» در 126 صفحه در قالب نثر روان و داستاني از سري مجموعه‌هاي مفاخر ملي ـ مذهبي كه انتشارات سوره‌مهر سازمان تبيلغات اسلامي نيز، آن را به‌چاپ رسانده است.

شاعر نامور و بلند آوازه دوران انقلاب، خانم سپيده کاشاني (سرور اعظم‌باکوچي) به‌حق يکي از چهره‌هاي تابناک شعر معاصر بود که با سلامت طبع، استعداد شگرف و ذوق و قريحه سرشار، آثاري ارزنده و ماندگار از خود به يادگار نهاد.

به گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي، شاعر در 1313 كاشان بدنيا مي‌آيد، كه طبيعت زيبا و پر گلاب قمصر را در آغوش پذيرفته است. كاشاني در همان اوايل كودكي و آغاز تحصيل در دبستاني در كاشان به كتاب و شعر روي‌ مي‌آورد و قصه‌هاي كودكانه و شعرهاي روان كودك، زندگي وي را از ساير كودكان متمايز مي‌كند، سرانجام در سال 1325 (ه.ش) اولين شعر بر وي الهام مي‌شود و اين نخستين وديعة الهي سرآغازي مي‌شود، براي سرايش شعرهاي بعدي. سپيده كاشاني پس از پايان آموزش متوسطه به ادامه تحصيل در منزل مي‌پردازد؛. در سال 1331 ازدواج مي‌كند و به تهران مي‌رود تا در كنار بزرگان آن ديار بيشتر بياموزد و شعر را به منزل مقصود برساند. در تهران به زودي وي غم سنگيني را در قلب شاعرانه‌اش احساس مي‌كند، او معلم واقعي‌اش، مادرش را از دست مي‌دهد.

وي درباره خانواده خود مي گويد: «خانواده من يعني پدر و مادرم به مطالعه کتاب و خواندن ديوان‌هاي شعر استادان متقدم و متأخر علاقه و عشقي وافر داشتند. طبيعي است که من نيز از همان کودکي، با شعر خصوصا با اشعارحافظ و سعدي و مولانا آشنا مي‌شوم و اشعار حافظ، بيش از همه مرا تحت تأثير قرار مي‌داد و هر بار که در بحر تفکر در آثار حافظ غرق مي‌شوم، صدفي يا گوهري تازه به دست مي‌آورم. بايد بگويم که شعر و ادبيات، نيمي از زندگي من شد که در تنهايي پناهگاه من است».           
1347 آغاز فعاليت وي با مطبوعات است و در اين سالها پدر را نيز از دست مي‌دهد و اندوه مضاعف را به دوش مي‌كشد.
اولين مجموعه شعر وي در سال 1352 به چاپ مي‌رسد و در سال 1358 با صدا و سيماي جمهوري اسلامي همكاري مي‌كند و به عضويت شوراي شعر و سرود در مي‌آيد. حضور مكرر وي در جبهه‌هاي جنگ تحميلي همراه با فرزند ارشدش، وي را شاعر جنگ مي‌كند و در سال 1363 در يك ديدار رسمي استاد شهريار را مي‌بيند كه تأثير بزرگي بر وي مي‌گذارد.         
سپيدة‌ كاشاني‌، در يكي‌ از روزهاي‌ سال‌ 1358، هنگامي‌ كه‌ كمتر از يك‌ سال‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ شكوهمند اسلامي‌ مردم‌ ايران‌ به‌ زعامت‌ «امام‌ خميني‌» مي‌گذشت‌، دعوت‌ شد تا به‌ ادارة‌ راديو برود.     
در روزهاي‌ پرشور انقلاب‌ اسلامي‌، از شعرهاي‌ او براي‌ ساختن‌ سرودهاي‌ انقلابي‌استفاده‌ شده‌ بود:

           
«به‌ خون‌ گر كشي‌ خاك‌ من‌، دشمن‌ من

بجوشد گل‌ اندر گل‌ از گلشن‌ من

تنم‌ گر بسوزي‌، به‌ تيرم‌ بدوزي

جدا سازي‌ اي‌ خصم‌، سر از تن‌ من

كجا مي‌تواني‌، ز قلبم‌ ربايي

گل‌ صبر مي‌پرورد دامن‌ من‌

جز از جام‌ توحيد هرگز ننوشم‌

زني‌ گر به‌ تيغ‌ ستم‌ گردن‌ من‌

بلند اخترم‌، رهبرم‌، از در آمد

بهار است‌ و هنگام‌ گل‌ چيدن‌ من‌«

           
اين‌ دعوت‌، برايش‌ غافلگيركننده‌ و هيجان‌انگيز بود. با اين‌ حال‌، با توكل‌ بر خداوند، آن‌ را پذيرفت‌ و به‌ آن‌ اداره‌ رفت‌.
تا آن‌ روز، هرگز راضي‌ نشده‌ بود كه‌ با قبول‌ مسئوليتهاي‌ گوناگون‌، از انجام‌ وظايف‌ مهم‌ تعليم‌ و تربيت‌ فرزندان‌، خانه‌داري‌ و تدبير منزل‌ شانه‌ خالي‌ كند. از آن‌ به‌ بعد نيز، انجام‌ كارهاي‌ خانه‌، همسرداري‌ و سرپرستي‌ فرزندانش‌ را مقدس‌ مي‌شمرد، و به‌ عهده‌دار بودن‌ آن‌ افتخار مي‌كرد.         
يك‌ سال‌ پس‌ از همكاري‌ او با ادارة‌ راديو، آقاي‌ مجيد حداد عادل‌، شاعر معاصر، «حميد سبزواري‌»، را مأمور تشكيل‌ «شوراي‌ شعر و سرود» كرد. پس‌ از آن‌ مأموريت‌ و بعد از سنجش‌ دقيق‌ توانايي‌ها و استعدادها، عاقبت‌، كار اين‌ شورا آغاز شد. استاد مهرداد اوستا، محمود شاهرخي‌، علي‌ معلم‌، مجتبي‌ كاشاني و سپيدة‌ كاشاني‌، از اعضاي‌ اين‌ شورا بودند.        
سپيدة‌ كاشاني‌، در همان‌ روزها و زماني‌ كه‌ هجوم‌ دشمن‌ به‌ خاك‌ وطن‌ و آغاز جنگ‌ تحميلي‌ نزديك‌ بود، در گفتگويي‌ كه‌ با مجله‌ «سروش‌» انجام‌ داد، گفت‌: «امروز موقع‌ آن‌ رسيده‌ كه‌ ديگر شعر را به‌عنوان‌ يك‌ سلاح‌ تيز و برّنده‌ جدي‌ بگيريم‌... شعر امروز ما مي‌تواند با مروري‌ در آيات‌ قرآن‌، انقلابي‌ به‌ وجود آوَرَد، و از اين‌ درياي‌ يگانه‌، گوهرها برگيرد.»      
او بارها به‌ همراه‌ پسرش‌ در جبهه‌هاي‌ جنگ‌ حضور يافت‌ و از نزديك‌، مقاومت‌ و ايثار رزمندگان‌ دلير و باايمان‌ اسلام‌ را ديد. ميزان علاقه‏مندي سپيده کاشاني به حضرت امام خميني (ره) تا آن اندازه بود که وقتي امام بزرگوار در بستر بيماري افتاد او نيز کارش به بيمارستان کشيد.

1364 همسرش را از دست مي‌دهد و به ادامه فعاليتهاي فرهنگي و هنري روي مي‌آورد. در سفر رسمي به كشور تاجيكستان از هم‌گرايي، هم‌زباني مي‌گويد ودر سال 1371 به انگلستان جهت معالجه اعزام مي‌شود كه پايان سفر دنيا و سفر آخرت را آغاز مي‌كند. 
وي در بيست و دوم بهمن همان سال به جهان باقي مي‌شتابد و در بهشت زهرا خاك پذيرنده را به آغوش مي‌كشد. «لاله كوير» كتابي است زيبا و روان كه تمام اين ماجراي قشنگ شاعر را به تفصيل بيان كرده است و نعمتي است بزرگ براي دوست داران شعر و ادب و جواناني كه در پي شناخت مفاخر ملي مذهبي خود هستند.

سپيده کاشاني، در روزهايي به عنوان يک زن شاعر مسلمان انقلابي قدم به ميدان نهاد که دشمن مدعي بود در صحنه هاي فرهنگ، ادب و هنر اين انقلاب، جايي براي زنان نيست. او ثابت کرد که چنين ديدگاهي، باطل است. وجود او، به خودي خود گوياي اين حقيقت بود که مي توان يک زن بود و با حفظ همه ويژگي هاي مثبت يک زن، و با رعايت همه حدود و ضوابط اسلامي و با حفظ حجاب، عفت و متانت، در فعاليت هاي سياسي، اجتماعي و ادبي شرکت کرد.

غزل تاجبخش درباره زنان شاعر كشورمان، مي‌گويد: زنان شاعر سعي مي‌كنند گذشته‌هايي را كه زن به فراموشي سپرده شده بود و او را بي‌اهميت فرض مي‌كردند، با حضور جدي و مستمرشان، جبران كنند. اكنون من هنگامي كه آثار شاعران زن را مي‌بينم، نسبت به اين حضور و تلاش اميدوار مي‌شوم.

«حميد سبزواري» درباره ويژگي هاي شعر و شخصيت «سپيده کاشاني» مي‌گويد: «اعتقاد در شعر سپيده موّاج است؛ اعتقاد به خدا، به پيامبر و به اولياي خداوند، و تعهد در آثارش چشم گير، او هرگز سخن به هوس نسروده است. اشعارش هدفدار و موضع گيرانه است. سپيده، شعر را نوعي عبادت مي‌دانست و اين باور را به ديگران نيز توصيه مي کرد... . سپيده، خانمي بود پرجرات و جسور در سخت ترين شرايط، از انجام وظيفه شرعي و وجداني خود غافل نبود. ... هرگز از مبارزه با دشمن مهاجم دست بر نمي‌داشت. با شعر، سرود، با حضور در سنگرهاي مقدم جبهه و پشت جبهه، با خواندن شعر و... مايه تشجيع و ترغيب بود... . سپيده، الگوي يک زن مسلمان بود... . در اعمال و رفتار خود، به زهراي اطهر عليهاالسلام و زينب کبري عليهاالسلام تأسي مي‌جست».

يکي از نويسندگان معاصر، در توصيف شعر و عملکرد خانم «سپيده کاشاني» مي‌گويد:«سرمايه اصلي سپيده کاشاني، شعر او بود که آن را بي کم و کاست به انقلاب اسلامي تقديم کرده بود. او انقلاب را نه براي خود، بلکه براي اسلام مي‌خواست در طول سيزده چهارده سالي که او را مي شناختم، هرگز به ياد ندارم که از کمبودها و مشکلات طبيعي ناشي از انقلاب، شکوه و شکايتي کرده باشد و سهمي و غنيمتي مطالبه کند. طبعي بلند و طبيعتي نجيب و اخلاقي کريمانه داشت. بسيار صبور و آرام بود و هرگز خود را وارد بعضي جنگ و جدال هاي لفظيِ کودکانه و درگيري هاي شخصي نمي کرد... . شعر سپيده کاشاني، خوب و پراحساس بود و صداقت و صميّميت در آن موج مي زد. او در شعر، زباني مخصوص به خود داشت. زباني که از ابهام و ايهام و تعقيد و تکلف و صنايع پيچيده شعري دور بود؛ روان و ساده شعر مي گفت... . با اين همه، رنگ و بوي مسلماني و تعهد و دردمندي انقلابي، در همه اشعارش به وضوح به چشم مي خورد.

يکي از کساني که مدت زيادي با «سپيده کاشاني» در حوزه انديشه و شعر همکاري داشته، در مورد ايشان مي گويد:«خانم کاشاني در يک جمله و به معناي واقعي عبارت، يک شاعر «ملتزم شيعي» بود... . کاشاني، به التزامات و تعهدات گوناگون ملتزم است: اوّلاً التزام عميق به مکتب و جهان بيني توحيدي داشت. تا جايي که من مطلع هستم، از همان اوان جواني تا دوران ارتحال، در تفکر و مذهب هيچ گونه لغزش و ميلي به اين سوي و آن سوي نداشته است و دقيقا پاي بند موازين ديني و شرعي بوده است؛ ثانيا التزام خاصي به مباني انقلاب اسلامي داشت و عقيده مند به محور انقلاب و ولايت بود؛ ثالثا التزام به مسايل اخلاقي، وجه ديگر شخصيّت خانم کاشاني بود. متانت و وقار در سراسر اشعار ايشان مشهود است».

فرزند کاشاني، در ضمن توصيف ويژگي‌هاي مادر بزرگوارش مي‌گويد: «ايشان هم پدر بود و هم مادر. چون پدر در سال 1364 از دنيارفت، براي ما مادري مهربان بود و هميشه فرزندانش را به صبر و استقامت دعوت مي‌کرد. به عنوان مادر، همسر و خانم خانه، مسايل زندگي براي او در اولويت قرار داشت. مادر خود را مديون انقلاب و نظام اسلامي مي‌دانست. در بدترين شرايط بيماري، خانه را براي انجام امور مربوط به انقلاب، جنگ و نظام ترک مي‌کرد. حتي پزشکان براي ايشان استراحت مطلق صادر کرده بودند، اما ايشان اصرار مي‌ورزيد که بايد در خدمت مردم و انقلاب باشند و ما هم سعي مي‌کرديم به رغم بيماري ايشان، جلوگيري نکنيم، چون روح و روان ايشان به انقلاب تعلق داشت».

«محمد رضا اصلاني»، در سال 1332 در تبريز متولد شد، در كودكي به تهران مهاجرت كرد و اكنون در تهران دانشجوي كارشناسي ارشد رشته حقوق در مدرسه عالي شهيد مطهري است.     
او نشريه نداي عدالت را در دادگستري راه‌اندازي كرد و از سال 1350 نيز با بيشتر روزنامه‌هاي رسمي كشور در خصوص چاپ شعر، داستان و مقاله همكاري داشته است. از بين آثار او، داستان «بازبينها» در جشنواره مطبوعات سال 76 برگزيده شده است.          
اصلاني با زبان محبت (سال 73)، ساعت ضد آب (سال 73)، خواب ليلا (سال 78)، پاييز مادربزرگ (سال80)، گزيده ادبيات معاصر (سال 81)، اسب نقره‌اي (سال 81)، بازگشت به زندگي (سال 81)، پهلوان غريب (سال 81)، بوي دستهاي پدر (سال 81)، شمع و پروانه (سال 83) و لاله كوير (سال 83) را در كارنامه كاري خود دارد.

منابع:

كتاب لاله كوير (زندگينامه داستاني سپيده كاشاني)، نوشته محمدرضا اصلاني

سايت تبيان

سايت حوزه هنري

 

 

يكشنبه 22 آذر 1388 - 13:26


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری