پنجشنبه 2 شهريور 1396 - 5:31
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

احمد محمد اسماعيلي

 

منصور در سريال دلنوازان قرباني شرايط اجتماعي است

 

گفت‌وگو با محمد حاتمي بازيگر و بازيگران مجموعه «دلنوازان» به كارگرداني حسين سهيل‌زاده

مقدمه: محمد حاتمي بيش از دو دهه است كه در سينما، ت0لويزيون و تئاتر حضور فعال و اثرگذار دارد. حاجي فيروز زبر و زرنگ «آژانس شيشه‌اي» كه مي‌خواهد به هر طريقي از دست حاج كاظم فرار كند و يا كاراكتر محوري «حلقه سبز» (ابراهيم حاتمي‌كيا)، محمد حاتمي در دومين تجربه همكاري با حسين سهيلي‌زاده در قالب شخصيتي چند لايه و پيچيده بازي درست، موجز و در خدمت شخصيت، ارائه مي‌كند شخصيتي كه ايفاي آن براي تمام بازيگران به علت وجوه مختلف شخصيتي جذاب به نظر مي‌رسد.

جزء بازيگراني هستيد كه نقش‌هاي خود را با دقت نظر خاصي ايفا مي‌كنيد؟ همكاري با ابراهيم حاتمي‌كيا در مجموعه «حلقه سبز» و حضور در مجموعه «دلنوازان» تابع چه ويژگي‌هايي است. پيشينه تئاتري شما چقدر در اين قضيه دخيل است؟

در كار بازيگري كه حرفه اصلي من است، سال‌ها حضور دارم و فعاليت مي‌كنم اما اين حضور توأم با وسواس و دقت زيادي بوده است. يكي از علت‌هاي مهم گزيده كاري من برمي‌گردد به انتخاب‌هايم. هميشه تلاش مي‌كنم نقش‌هاي قابل باور را براي بازي انتخاب كنم. براي من نام كارگردان، نويسنده فيلمنامه و عوامل فيلم خيلي مهم هستند. حتي در دفتر توليدي كه براي حضور و امضاء قرار دادم با كارگردان صحبت مي‌كنم. اين سؤال را در مورد نام ساير عوامل منجمله اينكه فيلمبردار چه شخصي است را مطرح مي‌كنم.

البته مطمئن هستم كارگرداني كه با او كار مي‌كنم از يك تيم حرفه‌اي و كاربلد استفاده مي‌كند اما در هر صورت مطمئن شدن از كليت كار خيلي حائز اهميت است. در ادامه فيلمنامه را مطالعه مي‌كنم و در مورد نقشم پيشنهاداتي را كه به ذهنم مي‌رسد را به كارگردان عرضه مي‌كنم. تمام فيلمنامه‌هايي كه براي بازي به من پيشنهاد مي‌شود را مطالعه مي‌كنم و در كنار هر صفحه حاشيه‌نويسي مي‌كنم.

در مورد نقش خودتان حاشيه‌نويسي مي‌كنيد؟

بله و در مورد كليت كار مسائلي كه به ذهنم مي‌رسد نت‌برداري مي‌كنم و در ادامه آن را به كارگردان ارائه مي‌كنم. اگر علاقه داشت از اين پيشنهادات استفاده مي‌كند.

اگر كارگردان با اين پيشنهادات موافقت نكند، بازي در فيلم را قبول نمي‌كنيد؟

اگر كارگردان معتبر و صاحب‌نامي باشد بازي در فيلم را مي‌پذيرم. به هر حال اين نظريات، نظر شخصي من به عنوان بازيگر فيلم است. قرار نيست در هر كاري كه حضور دارم حتماً مورد استفاده قرار بگيرد. در هر صورت هيچ وقت خودم را محدود نمي‌كنم و تلاش مي‌كنم نقطه نظراتم را بيان كنم. به عنوان بازيگر علاقه زيادي دارم در روند تولد فيلم يا مجموعه تلويزيوني سهم زياد و فعالي داشته باشم. البته سهم زياد به معناي نقش زياد و طولاني نيست بلكه سهم زياد از عمق و كليت كار را مد نظر دارم.

به نوعي يك مشاركت خلاقانه در روند توليد يك اثر سينمايي و يا تلويزيوني؟

بله، درست است، اين ويژگي‌ها جزو خصلت‌هاي من براي حضور در فيلم يا مجموعه‌اي است.

در كارهاي مناسبتي كه بايد در زمان مشخص براي پخش آماده شود، ممكن است به علت شتاب در توليد به كيفيت كار لطمه و آسيبي وارد بيايد؟

بله، معمولاً اين نوع پيشنهادات را قبول نمي‌كنم. يك بار در يك كار مناسبتي حضور داشتم و متوجه شدم فشار كار بر عوامل به صورت گسترده‌اي اعمال مي‌شود و اين امر فرصت تفكر و انديشه را از هنرمند مي‌گيرد. كار هنري و ارائه‌اش به شيوه مطلوب نيازمند فرصت و ذهن خلاقه است كه بايد در زمان مناسب در طول كار به منصه ظهور دربيايد. كارهايي كه با شتاب و عجله توليد مي‌شود مطمئن باشيد در مدت زمان كوتاهي از ذهن و ياد مخاطب محو مي‌شود.

در «دلنوازان» با اين مسائل روبه‌رو نبوديد؟

نه خوشبختانه با چنين مسئله‌اي مواجه نشدم و فيلمبرداري با فرصت انجام شد. سهيلي‌زاده با آرامش و دقت پلان‌هاي مورد نظرش را در صحنه انجام مي‌داد و در ادامه فيلمبرداري صورت مي‌گرفت.

«دلنوازان» در كارنامه فيلمسازي سهيلي‌زاده به لحاظ كارگرداني قدمي رو به جلو محسوب مي‌شود؟

بله، او كارگردان جواني است كه در تلاش است هميشه به روز باشد و اطلاعاتش را كامل كند. اين ارزش دارد كه كارش مورد نقد و بررسي قرار بگيرد. اصولاً كارهايي مورد توجه و نقد قرار مي‌گيرند كه حرف‌هايي براي گفتن داشته باشند.

يكي از ويژگي‌هاي سريال «دلنوازان» شخصيت‌پردازي كاراكترهاي اصلي است كه در هر قسمت از مجموعه برخي از وجوه آن براي مخاطب آشكار مي‌شود و مخاطب براي فهميدن ساير ويژگي‌هاي اين شخصيت‌ها با اشتياق قسمت‌هاي بعدي مجموعه را پيگيري مي‌كند؟

بله، يكي از ويژگي‌هاي حائز اهميت يك سريال تعليق و ابهام است و حتماً بايد وجود داشته باشد. حتي در يك فيلم سينمايي كه 100 دقيقه مدت آن است اين تعليق بايد براي جذب تماشاگر وجود داشته باشد. با حسين سهيلي‌زاده از سال‌هاي قبل آشنايي داشتم او به رغم جواني در كارهايش نشان داد كه سليقه و ذائقه مخاطب را مي‌شناسد و حتي وقتي تيم كاري را كه براي ساختن يك سريال كنار هم جمع مي‌كند اين عمل را با هوشياري انجام مي‌دهد و اين هوشياري و دقت باعث مي‌شود هميشه كارهايش پرمخاطب باشد.

منصور آدمي زيرك است كه بسته به شرايط عكس‌العمل نشان مي‌دهد. جايي كه لازم باشد بدون هيچ درگيري فيزيكي از بهزاد سيلي مي‌خورد و جايي ديگر كارمند جهان را با چاقو تهديد مي‌كند؟

اصولاً اعتقادي به نقش مثبت و منفي ندارم. اما تا به حال نقش منفي بازي نكرده بودم.

يعني معتقديد كه منصور شخصيتي منفي است؟

نه، عرض مي‌كنم. منصور در واقع قرباني شرايط اجتماعي است و بنابراين شخصيتي خاكستري دارد. آدمي كه قرباني مناسبات‌ و آدم‌هاي جامعه شده است. برادرش سيروس يكي از عواملي است كه شخصيت منصور، اين‌گونه شكل گرفته است. نوع تعليم و تربيت باعث شده، منصور در زندگيش اين‌گونه عمل كند و داراي شخصيت دوگانه و پيچيده‌اي باشد. او تلاش مي‌كند بر اساس مقتضيات جامعه آدم زرنگي باشد تا در زندگي نابود نشود و بتواند در اين مناسبات و روابط زندگي كند.

خيلي از دوستان كه من را در گوشه و كنار مي‌بينند معتقد هستند كه منصور آدمي منفي است. من در جواب گفتم، شايد بار منفي سريال دلنوازان بر دوش منصور باشد. اما به هيچ وجه آدم يك‌سويه و منفي نيست. منصور در حقيقت آدم زرنگي است. جايي منصور در ديالوگي عنوان مي‌كند: آدم زرنگ هميشه يك پايش در جوي است. و مي‌داند آخر سر بلايي هم سر خودش مي‌آيد. آدمي كه ادعا كند در واقع بازنده مي‌شود. نوع عملكرد نشان مي‌دهد آن آدم چقدر در كارش موفق است يا موفق نيست. ادعا داشتن درباره هر مسئله واژه زرنگ را بلافاصله در ذهن به وجود مي‌آورد. زرنگ نه به معناي تروفرز بلكه به معناي آدم قالتاق و هفت‌خط، منصور نمي‌خواهد قالتاق باشد. تلاش مي‌كند گليم خودش را از آب بيرون بكشد.

نمونه سينمايي منصور، علي خوشدست فيلم تنگناي امير نادري است كه در آخر چيزي جز شكست نصيبش نمي‌شود؟

مقايسه درستي است. علي خوشدست در تنگنا كاراكتر اصلي است. در دلنوازان، منصور شخصيت اصلي فيلمنامه نيست. البته اگر قرار بود قصه حول محور منصور شكل بگيرد به طور حتم شخصيت منصور قابليت چنين رويكردي را داشت. در طول وقايع داستان مجموعه، به تدريج منصور تبديل به يك وزنه و عنصر تعيين‌كننده در مناسبات و روابط آدم‌ها مي‌شود و در واقع درام با منصور شكل مي‌گيرد. بنابراين اگر داستاني كه كاملاً خوب و بدون اتفاقات رو به جلو برود چه جذابيتي مي‌تواند براي مخاطب داشته باشد. شخصيت‌هايي نظير منصور مي‌توانند با حضور و عملكردشان اين جذابيت را شكل دهند. منصور نقطه تضاد داستان دلنوازان است.

در «دلنوازان» سعي شده چندان به منصور و خلوتش نزديك نشود تا مخاطب حدس‌هاي خودش را در مورد او داشته باشد؟

بله قرار نبود وارد خلوت و دنياي شخصي منصور بشويم.

منصور آدم تنهايي است. شايد با تنها كسي كه مراوده دارد دختر برادرش است؟

جذابيت قصه براي من تنهايي منصور بود. آدمي ضربه خورده كه مي‌خواهد انتقام بگيرد.

اتابك و منصور جزو شخصيت‌هايي هستند كه با توجه به ويژگي‌هايشان براي مخاطبان توجه‌ برانگيز هستند؟

اتابك حضور عمل‌گرايي برخلاف منصور ندارد، و منصور در واقع ديگران را به مبارزه مي‌طلبد و بدون هيچ ترديدي منصور در دل اتفاقات، خودش را درگير مي‌كند. اتابك سعي مي‌كند به دليل رويه محافظه‌كارانه‌اش از كنار اتفاقات عبور كند.

منصور در قضيه سقط جنين يلدا منفعتي نداشت. اما وارد اين عرصه مي‌شود؟

درست است كه يلدا مهريه‌اش را بخشيده بود و اين قضيه براي منصور منفعت مالي نداشت. اما دلش مي‌خواست اين آتو و بهانه را از بهزاد بگيرد و نقطه ضعف يلدا را از بين ببرد. از همه مهم‌تر خودش به عنوان محور اصلي ماجراها حضور تعيين‌كننده‌اي داشته باشد و تصميم‌گيرنده باشد.

به نظر مي‌رسد منصور آدم كينه‌جويي باشد و در چند جايي به آدم‌هايي كه خرده حساب دارد عنوان مي‌كند تصفيه‌حسابش را به وقتش انجام مي‌دهد؟

اصلاً شخصيت منصور روي كينه و نفرت شكل گرفته است و همانطوري كه قبلاً عنوان كردم اين مسئله به خاطر گذشته‌اش است. كسي به او ظلمي كرده است. اما او تلافي را سر ديگران درمي‌آورد.

آشنايي مخاطب با منصور با حضور او در مانژ اسب‌سواري شكل مي‌گيرد. اين حضور دليل خاصي داشت؟

در واقع تأكيدي بر اين است كه منصور شغل ثابتي ندارد و براي دلالي به سراغ اسب و اسب‌سواري مي‌رود و يك نوع بيزنس برايش محسوب مي‌شود. شغل شيكي انتخاب كرده كه در واقع بتواند خود و شخصيتش را پشت آن مخفي كند.

در واقع اين نوع آدم‌ها در هر كاري به دنبال پز اجتماعي هستند البته فكر مي‌كنيم اگر به باشگاه تنيس و پيست اسكي برويم كلاس پيدا مي‌كنيم.

از منصور هر نوع عكس‌العملي را مي‌توان انتظار داشت؟

در واقع آدم‌ها در شرايط بحراني عكس‌العمل‌هاي متفاوتي نشان مي‌دهند هر آدمي ممكن است در شرايطي قرار بگيرد كه بتواند آدم بكشد. اين مسئله در درگيري‌ خيلي ساده هم مي‌تواند بدور از خون و خون‌ريزي شديدي هم به وجود بيايد.

دروني ايفا كردن شخصيت منصور، به دليل ويژگي‌هاي اين كاراكتر بود؟

از شروع پيش توليد دلنوازان، به عنوان انتخاب‌كننده بازيگر و بازيگران حضور داشتم و در همان شروع كار تأكيد بر اين بود كه منصور داراي وجوه مختلف شخصيتي باشد و اينكه اين نوع آدم‌ها بايد رفتار و ظاهر بيروني خاصي داشته باشند و نبايد ظاهرشان با نشانه‌هاي آشناي اين آدم‌ها نظير زخم چاقو در چهره معرفي شود. در مجموع طوري طراحي شد كه منصور به گونه‌اي از اول داستان به مخاطب معرفي شود كه مخاطب متوجه ويژگي‌هاي او نشود و هنگام بازي، نقش‌آفريني دروني، ريز و ميني‌مالي را ارائه كنم.

هماهنگي بازيگران براي شروع كار به چه نحوي انجام شد؟

در هنگام پيش توليد براي بازيگران، به خصوص جوان‌ها تمرين مشترك انجام مي‌داديم. در اين جلسات گروهي از بچه‌ها نقطه نظرات خودشان را ارائه مي‌كردند و من هم به عنوان بازيگردان آن‌ها را به كارگردان انتقال مي‌دادم.

حضور در دلنوازان در كارنامه بازيگري شما چه جايگاهي دارد؟

هر كدام از نقش‌هايي كه بازي كرده‌ام، جايگاه خاص خودش را دارد. دلنوازان دومين كار من با حسين سهيلي‌زاده است و همكاري لذت‌بخش و خوبي در اين مجموعه داشتيم.

 

 

دوشنبه 16 آذر 1388 - 13:40


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری