پنجشنبه 2 خرداد 1398 - 1:36
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

گلستان در آتش، روايتي داستاني از زندگي شهيد باهنر

 

گلستان در آتش، روايتي داستاني از زندگي شهيد باهنر

ابراهيم حسن‌بيگي

انتشارات: سوره مهر

چاپ اول: 1388

شماره 13، مجموعه كتاب‌هاي قهرمانان انقلاب با عنوان گلستان در آتش، روايتي داستاني از زندگي شهيد محمدجواد باهنر نخست‌وزير وقت دولت شهيد رجايي است و در دفتر كودك و نوجوان مركز آفرينش‌هاي ادبي توليد و توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

نويسنده درباره زمان نگارش اين كتاب اظهار داشته‌ است: «سال گذشته به سفارش دفتر كودك و نوجوان پيشنهاد نوشتن شخصيت‌هاي بزرگ در قالب مجموعه قهرمانان انقلاب مطرح شد كه پس از سه ماه صرف وقت توانستم با روايتي داستاني كتاب را به پايان برسانم.»

«قصه مردان انقلاب، از وقتي آغاز شد كه مردم اين ديار عليه ظلم به پا خواستند. آنان از هر كوي و برزن به ميدان مبارزه قدم گذاشتند و گوش به فرمان رهبري سپردند كه دور از وطن بود. شهيد محمدجواد باهنر نيز يكي از اين مردان بزرگ بود.» در خصوص اولين سخنراني اعتراضي آن شهيد مي‌نويسد: در يكي از سخنراني‌هايش در مسجد كه اولين سخنراني او محسوب مي‌شد توانست مسلط و پرتوان سخن بگويد: «همه شما مي‌دانيد كه اسرائيل يك رژيم اشغالگر است. صهيونيست‌ها با قتل و عام كشتار بي‌رحمانه مسلمانان فلسطين و آواره كردن آن‌ها، سرزميني به وجود آوردند كه هيچ مشروعيت شرعي و قانوني ندارد. و هيچ كشوري در جهان اسلام اين رژيم فاسد و ظالم را به رسميت نشناخت و برخي كشورهاي عربي به جنگ با اين رژيم اشغالگر برخاستند جز كشور ما كه متأسفانه بايد بگويم اخيراً اين كشور نامشروع و اشغالگر را به رسميت شناخته است و اين عمل از اسلام پيامبر و علي(ع) كه هميشه محور حق و دفاع از مظلومين بوده‌اند، دور است. مگر ما پيرو اسلام معاويه‌ايم كه حاضر شديم يك رژيم اشغالگر و قاتل زن و مرد و كودك مسلمان را به رسميت بشناسيم.»

و بعد از اين سخنراني بود كه وي را بازداشت كردند.

محمدجواد باهنر پس از اين بازداشت چند بار ديگر نيز طعم بازجويي و زندان را چشيد. به تعهداتي كه به رژيم شاه مي‌داد پايبند نبود مي‌گفت: تعهد من به اسلام، بيش از اينهاست كه با زندان و شكنجه آن را كنار بگذارم.

در بخشي از كتاب به رفتن شاه از ايران و ورود بنيانگذار جمهوري اسلامي به ايران اشاره شده است. در اين باره و در خصوص وقايع پس از آن آمده است:

باهنر كنار مطهري و رجايي نشسته بود. داشت فكر مي‌كرد اين همه وقايع كوچك و بزرگ با چه سرعتي در اين چند روز آمدند و رفتند. از وقتي امام تصميم گرفت به ايران بيايد تا اين لحظه كه امام در مدرسه علوي روي صندلي نشسته بود و حكم اولين نخست‌وزير وقت جمهوري اسلامي را به مهندس بازرگان مي‌داد دو هفته هم نگذشته بود و شايد اگر بختيار ورود امام را چند روزي به تأخير نينداخته بود اين مراسم يك هفته زودتر برگزار مي‌شد.

پس از دولت موقت بازرگان كه با مخالفت‌هايش با سياست‌هاي امام و سرانجام استعفايش به سرانجام رسيد درباره دوره رياست جمهوري بني‌صدر و خيانت او به انقلاب و اسلام و ملت ايران مطالبي آورده شده است.

عزل بني‌صدر از رياست جمهوري در 31 خرداد 1360 بزرگترين اتفاقي بود كه در اوج درگيري‌ها و ترورهاي داخلي و جنگ با صدام از سوي مجلس شوراي اسلامي به وقوع پيوست اتفاقي كه وقتي باهنر شنيد خدا را شكر كرد و اميدوارتر از قبل به آينده فكر كرد اين كه بدون بني‌صدر گروهك‌هاي مسلح حامي او را كه ترور و كشتار را به اوج رسانده بودند، آرام كنند و حتي جنگ با صدام را با حمايت از سپاه و ارتش به سرانجام برسانند. ارتش و سپاهي كه بني‌صدر، موافق نبود به تجهيزات مورد نياز مسلح شوند. با عزل و فرار بني‌صدر از كشور، مقدمات انتخابات ديگري فراهم مي‌شد و همه سران كشور روي رياست جمهوري رجايي اتفاق نظر داشتند.

هم‌چنين در اين كتاب به اختصار درباره فاجعه هفتم تير و شهادت شهيد بهشتي و 72 نفر از اعضاي برجسته حزب و مديران كشور مطالبي ذكر شده است.

«فراموش كردن اين فاجعه سخت بود و محال، پس از آن باهنر دبيركل حزب شد، به جاي بهشتي، كه امام او را مردي مظلوم ناميده بود و بعدها كه رجايي به رياست جمهوري رسيد، باهنر به عنوان نخست وزير او، از مجلس رأي اعتماد گرفت. او را مجبور كردند كه خانواده‌اش را به ساختماني در نزديكي دفتر كارش در نخست‌وزيري انتقال بدهد. هر چند اكراه داشت و ترجيح مي‌داد در منزل خودش باشد، مشكلات امنيتي و ترورهاي مكرر، محدوديت‌هايي براي مقام‌هاي ارشد كشور به وجود آورده بود.

درباره چگونگي شهادت او در آخر كتاب مي‌خوانيم: روزي كه مي‌بايست به جلسه شوراي امنيت مي‌رفت تا درباره مسائل جنگ و ترورها و ناامني‌ها، چاره‌انديشي كنند. وقتي وارد اتاق جلسه شد رجايي هنوز نيامده بود، كنار پنجره ايستاد و به بيرون نگاه كرد... ناگهان صداي انفجار و آتش ساختمان را فرا گرفت و شعله‌هاي آن از پنجره به بيرون زد.

نويسنده با بيان اينكه نگارش درباره زندگي اين شخصيت بزرگوار چندان براي او كار سخت و دشواري نبوده است مي‌گويد: با توجه به اينكه من و هم‌دوره‌اي‌هايم هم‌عصر با شهيدان انقلاب بوده‌ايم به همين دليل شناخت لازم و كافي نسبت به چگونگي زندگي آنان داشته‌ام. ابراهيم بيگي كه يكي از داستان‌نويسان با سابقه و متعهد انقلاب محسوب مي‌شود همچنين تصريح كرد، با توجه به اينكه من داستان‌نويس هستم سعي كرده‌ام نگارش كتاب تنها زندگي‌نامه صرف نباشد بلكه از روايت داستاني براي برجسته‌ نمودن زندگي شهيد باهنر استفاده كنم به طوري كه در بازسازي فضا و محيط از اين قالب روايت‌گونه داستاني بهره برده‌ام تا نقطه‌هاي كور زندگي شهيد باهنر برطرف شود كه در اين بين واقعيت‌هاي اجتماعي نيز ديده مي‌شود.»

كتاب گلستان در آتش محمل و فرصت مناسبي را خصوصاً براي مخاطبان نوجوان و جوان كه رويدادهاي انقلاب را شخصاً مشاهده نكرده‌اند فراهم مي‌نمايد تا بتوانند با جلوه‌هايي از ايثار و مقاومت يكي از قهرمانان انقلاب آشنا شوند.

 

 

دوشنبه 16 آذر 1388 - 12:22


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری