يكشنبه 4 تير 1396 - 18:34
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

پاي منبر معرفت

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

"اعداد و اسناد" جاودانگي غدير

 

 اراده حکيمانه خداوند بر اين تعلق گرفته است که واقعه تاريخى غدير در تمام قرون و اعصار، به صورت زنده در دلها و به صورت مکتوب در اسناد و کتب، بماند و در هر عصر و زمانى نويسندگان اسلامى در کتابهاى تفسير و حديث و کلام و تاريخ از آن سخن بگويند و گويندگان مذهبى در مجالس وعظ و خطابه دربارهء آن داد سخن دهند و آن را ازفضايل غير قابل انکار حضرت على (ع ) بشمارند. نه تنها خطبا و گويندگان، بلکه شعرا و سرايندگان بسيارى از اين واقعه الهام گرفته اند و ذوق ادبى خود را از تأمل در زمينهء اين حادثه و از اخلاص نسبت به صاحب ولايت مشتعل ساخته اند و عاليترين قطعات را به صورت هاى گوناگون و به زبانهاى مختلف از خود به يادگار نهاده اند.

از اين جهت، کمتر واقعه تاريخى همچون رويداد غدير مورد توجه دانشمندان، اعم از محدث و مفسر و متکلم وفيلسوف و خطيب و شاعر و مورخ و سيره نويس، قرار گرفته است و تا اين اندازه دربارهء عنايت مبذول شده است. يکى از علل جاودانى بودن اين حديث، نزول دو آيه از آيات قرآن کريم دربارهء اين واقعهء است و تا روزى که قرآن باقى است اين واقعهء تاريخى نيز باقى خواهد بود و از خاطرها محو نخواهد شد.

جامعه اسلامى در اعصار ديرينه آن را يکى از اعياد مذهبى مى شمرده‌اند و شيعيان هم اکنون نيز اين روز را عيدمى گيرند و مراسمى را که در ديگر اعياد اسلامى بر پا مى دارند در اين روز نيز انجام مى دهند.

از مراجعه به تاريخ به خوبى استفاده مى شود که روز هجدهم ذى الحجة الحرام در ميان مسلمانان به نام روز عيدغدير معروف بوده است، تا آنجا که ابن خلکان درباره مستعلى بن المستنصر مى گويد: در سال 487هجرى در روز عيد غدير که روز هجدهم ذى الحجة الحرام است مردم با او بيعت کردند. و العبيدى درباره المستنصر مى نويسد: وى در سال 487هجرى، دوازده شب به آخر ماه ذى الحجه باقى مانده بود که درگذشت. اين شب همان شب هجدهم ذى الحجه، شب عيد غدير است. نه تنها ابن خلکان اين شب را شب عيد غدير مى نمامد بلکه مسعودى و ثعالبى نيز اين شب را از شبهاى معروف در ميان امت اسلامى شمرده اند.

ريشه اين عيد اسلامى به خود روز غدير باز مى گردد زيرا در آن روز پيامبر (ص) به مهاجرين و انصار، بلکه به همسران خود، دستور داد که بر على (ع ) وارد شوند و به او در مورد چنين فضيلت بزرگى تبريک بگويند. زيد بن ارقم مى گويد: نخستين کسانى از مهاجرين که با على دست دادند ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه و زبير بودند و مراسم تبريک و بيعت تا مغرب ادامه داشت.

از سوي ديگر در اهميت اين رويداد تاريخى همين اندازه کافى است که 110 نفر صحابى حديث غدير را نقل کرده اند. البته اين مطلب به معنى آن نيست که از گروه زياد تنها همين تعداد حادثه را نقل کرده اند بلکه تنها در کتابهاى دانشمندان اهل تسنن نام 110 تن به چشم مى خورد. درست است که پيامبر (ص) سخنان خود را در اجتماع صد هزار نفرى القاء کرد ولى گروه زيادى از آنان از نقاط دور دست حجاز بودند و از آنان حديثى نقل نشده است. گروهى از آنان نيز که اين واقعه را نقل کرده اند، تاريخ موفق به درج آن نشده است و اگر هم درج کرده به دست ما نرسيده است.

در قرن دوم هجرى، که عصر «تابعان» است، 89 تن از آنان، به نقل اين حديث پرداخته اند. راويان حديث در قرنهاى بعد همگى از علما و دانشمندان اهل تسنن هستند و 360 تن از آنان اين حديث را در کتابهاى خود آورده اند و گروه زيادى به صحت و استوارى آن اعتراف کرده اند.

در قرن سوم 92 دانشمند، در قرن چهارم 43، در قرن پنجم 24، در قرن ششم 20، در قرن هفتم 21، در قرن هشتم 18، در قرن نهم 16، در قرن دهم 14، در قرن يازدهم 12، در قرن دوازدهم 13، در قرن سيزدهم 12 و در قرن چهاردهم 20 دانشمند اين حديث را نقل کرده اند. گروهى نيز تنها به نقل حديث اکتفا نکرده اند بلکه درباره اسناد و مفاد آن مستقلاً کتابهايى نوشته اند.

طبرى، مورخ بزرگ اسلامى، کتابى به نام «الولاية فى طريق حديث الغدير» نوشته، اين حديث را از متجاوز از 70 طريق از پيامبر (ص ) نقل کرده است. ابن عقده کوفى در رسالهء «ولايت» اين حديث را از 105 تن نقل کرده است. ابوبکر محمد بن عمر بغدادى، معروف به جعانى، اين حديث را از 25 طريق نقل کرده است.

همچنين تعداد کسانى که مستقلاً پيرامون خصوصيات اين واقعهء تاريخى کتاب نوشته اند 26 نفر است. دانشمندان شيعه درباره اين واقعه بزرگ کتابهاى ارزنده اى نوشته اند که جامع‌تر از همه کتاب تاريخى «الغدير» است که به خامه تواناى نويسنده نامى اسلامى علامه مجاهد مرحوم آية الله امينى نگارش يافته است...

 

آيت الله جعفر سبحانى 

 

شنبه 14 آذر 1388 - 13:28


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری