يكشنبه 2 مهر 1396 - 22:58
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان هرمزگان

 

غدير؛ داستان اعتقاد

 

 

در نقطة غدير توقفي بايد، كه با حقيقت انسان سر وكار دارد. هزار و چهارصد سال است كه شيعه زلال پر بركت غدير را به پاي درختان ولايت مي افشاند، و از آن بيابان خشك باغهاي پر ثمر اعتقادي و گلهاي زيباي محبت را پرورش مي دهد.

     آغاز پانزدهمين قرني که شيعه با حجتي قوي و برهاني قاطع، که پيامبر(ص) به دستش داده، پرچم بلند«اَشهَدُ اَنَّ عَليّاً وَليُّ اللهِ» را برافراشته و از مرزهاي اعتقادي خويش پاسداري مي کند.

     غدير مراسمي عظيم و مجموعه اي فراموش نشدني در تاريخ اسلام است كه بعنوان«واقعه غدير»جايگاه خاصي در اعتقادات مقدس ما دارد.

سخنراني پيامبر:

     سخنراني تاريخي پيامبر(ص) در غدير كه حدود يك ساعت طول كشيد. حضرت به حمد و ثناي الهي پرداختند و صفات قدرت و رحمت حق تعالي را ذكر نمودند، و بعد از آن به بندگي خود در مقابل ذات الهي شهادت دادند و فرمودند:

به او و ملائكه اش و كتابهايش و پيامبرانش ايمان مي آورم. دستور او را گوش ميدهم و اطاعت مي نمايم و به آنچه او را راضي ميكند مبادرت مي ورزم و در مقابل مقدرات او تسليم مي شوم.

     سخن را متوجه مطلب اصلي نمودند و تصريح كردند كه بايد فرمان مهمي دربارة علي بن ابي طالب ابلاغ كنم، اگر اين پيام را نرسانم رسالت الهي را نرسانده ام و ترس از عذاب او دارم. سپس امر مؤكد پروردگار دربارة اعلام ولايت را با صراحت تمام مطرح كردند و فرمودند: جبرئيل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوندِ سلام پروردگارم-كه او سلام است- مرا مأمور كرد كه در اين محل اجتماع بپاخيزم و بر هر سفيد و سياهي اعلام كنم كه علي بن ابي طالب برادرِ من و وصي من و جانشين من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند نسبت هاورن به موسي است جز اينكه پيامبري بعد از من نيست. و او صاحب اختيار شما بعد از خدا و رسولش است.

     از نكات مهم در سخنراني حضرت، اشاره به عموميت ولايت آنان بر همة انسانها و در طول زمانها و در همة مكانها و نفوذ كلماتشان در جميع امور بود. پس از بيان اينهمه عظمت، مردم را از مخالفت بر حذر داشتند و فرمودند: اي مردم، او از طرف خداوند امام است، و هر كس ولايت او را انكار كند خداوند هرگز توبه اش را نمي پذيرد و او را نمي بخشد. و هر كس در گفتار من شك كند در همة آنچه بر من نازل شده شك كرده است، و هر كس در يكي از امامان شك كند در همة آنان شك كرده است، و شك كننده دربارة ما در آتش است.

     بدانيد كه جبرئيل از جانب خداوند اين خبر را براي من آورده است و ميگويد: «هركس با علي دشمني كند و ولايت او را نپذيرد لعنت و غصب من بر او باد».

     ابتدا به اميرالمؤمنين(ع)كه بر فراز منبر كنارشان ايستاده بودند، فرمودند: «نزديكتر بيا». و از پشت سر دو بازوي او را گرفتند در اين هنگام اميرالمؤمنين(ع)دست خود را باز كردند تا دستهاي هر دو به سوي آسمان قرار گرفت. سپس پيامبر(ص) اميرالمؤمنين را كه يك پله پايين تر قرار داشت- از جا بلند كردند تا حدي كه پاهاي آن حضرت محاذي زانوهاي پيامبر(ص) قرار گرفت و در اين حال فرمودند:

مَنْ كُنْتَ مَوْلاهُ فَهذا عَلِيٌّ مَولاهُ، اَللهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ من نصره وَ اخْذِلْ مَنْ خَذَلَهُ.

در اين قسمت از خطبه، نزول وحي دربارة كمال دين با ولايت اميرالمؤمنين(ع) را اعلام نمودند كه بسيار احساس برانگيز بود. حضرت فرمودند: پروردگارا، تو هنگام روشن شدن اين مطلب و منصوب نمودن علي در اين روز، اين آيه را دربارة او نازل كردي:

(الْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكّمْ وَ اَتّمَمْتّ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لكُمُ الْاِسْلامَ ديناً) (وَ مَنَ يَبْتَغِ غير الْإِسْلامِ ديناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هّوَ في الْاخِرَةِ مِنَ الْخاسِرينَ)

     (امروز دين شما را برايتان كامل نمودم و نعمت خود رار بر شما تمام كردم و اسلام را بعنوان دين شما راضي شدم) ، (هر كس ديني غير از اسلام انتخاب كند هرگز از او قبول نمي شود و در آخرت از زيانكاران خواهد بود). پروردگارا، تو شاهدي كه من ابلاغ نمودم.

دين خـدا كامل شد:

     حضرت صريحاً فرمودند: اي مردم، خداوند دين شما را با امامت او كامل نمود. پس هركس اقتدا نكند به او و به كساني كه جانشين او از فرزندان من و از نسل او هستند تا روز قيامت و روز رفتن به پيشگاه خداوند عزوجل، چنين كساني اعمالشان در دنيا و آخرت از بين رفته و در آتش دائمي خواهند بود.

     سپس براي آنكه مردم قدر چنين نعمتي را بدانند فرمودند: پيامبرتان بهترين پيامبر و وصيتان بهترين وصي و فرزندان او بهترين اوصياء هستند. اي مردم نسل هر پيامبري از صلب خود او هستند ولي نسل من از صلب اميرالمؤمنين علي است.

بعد از آن ضمن بيان شمه اي از فضائل اميرالمؤمنين(ع) فرمودند: بدانيد كه با علي دشمني نمي كند مگر شقي و با علي دوستي نمي كند مگر با تقوي، و به او ايمان نمي آورد مگر مؤمن مخلص، در اينجا با توجه به آية«رضيت لكم الاسلام ديناً» فرمودند:

اي مردم، من خدا را شاهد گرفتم و رسالتم را به شما ابلاغ نمودم، و بر عهدة رسول جز ابلاغ روشن چيزي نيست. اي مردم از خدا بترسيد آنطور كه بايد ترسيد، و از دنيا نرويد مگر آنكه مسلمان باشيد.

پيمان وفاداي با غدير:

    پيامبر مسئله بيعت را مطرح كردند و ارزش و پشتوانة آن را چنين بيان فرمودند: بدانيد كه من بعد از پايان خطابه ام شما را به دست دادن با من بعنوان بيعت با او و اقرار به او، و بعد از من به دست دادن با خود او فرا مي خوانم. بدانيد كه من با خدا بيعت كرده ام و علي با من بيعت كرده است، و من از جانب خداوند براي او از شما بيعت مي گيرم.

با دوازده امام بيعت كنيد!

    در آخرين مرحله خطابه بيعت لساني انجام شد. براي اين هدف دو زمينه سازي انجام شد:

يكي بيان علت اين بيعت لساني بود. دربارة اينكه قبل از بيعت با دست بصورت زباني از آنان اقرار گرفتند، فرمودند: (اي مردم، شما بيش از آن هستيد، و پرودگارم مرا مأمور كرده است كه از زبان شما اقرار بگيرم دربارة آنچه منعقد نمودم براي علي اميرالمؤمنين و اماماني كه بعد از او مي آيند و از نسل من و اويند، چنانكه به شما فهماندم كه فرزندان من از صلب اويند.

ديگري تعيين عبارات حاكي از محتواي بيعت بود كه مي بايست همه مردم به آن اقرار مي كردند و بيعت با دست هم حساب مي شد. از آنجا كه اين بيعت بر سر يك مسئله موقت و زودگذر نبود بلكه بر سر يك اعتقاد آن هم به بلنداي ابديت بود، لذا حضرت عبارات مفصلي را بر لسان مبارك جاري كردند و از مردم خواستند آنها را عيناً تكرار كنند. لذا خطاب به حاضرين فرمودند: پس همگي چنين بگوئيد:

ما شنيديم و اطاعت كرديم و راضي هستيم و سر تسليم فرو مي آوريم دربارة آنچه از جانب پروردگار ما و خودت به ما رساندي، دربارة امر امامت اماممان علي اميرالمؤمنين و اماماني كه از صلب او به دنيا مي آيند.

     بر اين مطلب با قلبهايمان و با جانمان و با دستمان با تو بيعت مي كنيم. برايت عقيده زنده ايم و با آن مي ميريم و (روز قيامت) با آن محشور ميشويم. تغيير نخواهيم داد و تبديل نمي كنيم و شك نمي كنيم و انكار نمي نمائيم و ترديد به دل راه نمي دهيم و از اين قول برنمي گرديم و پيمان را نمي شكنيم.

    تو ما را به موعظة الهي نصيحت نمودي دربارة علي اميرالمؤمنين و اماماني گفتي بعد از او نسل تو و فرزندان اويند، يعني حسن و حسين و آنانكه خداوند بعد از آن دو منصوب نموده است.

    پس براي آنان عهد و پيمان از ما گرفته شد، قلبهايمان و جانهايمان و زبانهايمان و ضمايرمان و دستهايمان. هرگز در پي تغيير اين عهد نيستيم و خداوند(در اينباره) از نفسهايمان دگرگوني نبيند. ما اين مطالب را از قول تو به نزديك و دور از فرزندانمان و فاميلمان مي رسانيم، و خدا را بر آن در شاهد بودن كفايت مي كند و تو نيز بر اين اقرار ما شاهد هستي).

پيداست كه حضرت عالي ترين كلامي را كه مي بايست مردم تكرار كنند به آنان القا فرمودند و عبارات آن را مشخص كردند تا هر كس به هر شكل خاصي براي خود اقرار نكند، بلكه همه به مطلب واحدي كه حضرت از آنان ميخواهد التزام دهند و بر سر آن بيعت نمايند. مردم نيز پس از هر جمله، آن را تكرار مي كردند و بدينوسيله از همان فراز منبر بيعت عمومي گرفته شد.

      همچنين از مردم خواستند خدا را بر چنين نعمتي سپاسگذار باشند كه اجازه نداد با انتخاب ناقص خود خليفه اي براي خود برگزينند، بلكه ذات الهي مستقيماً در اينباره تصميم گيري نمود و نتيجة آنرا به بشر الزام فرمود.

     كلمات نهايي پيامبر(ص) دعا براي اقراركنندگان به سخنانش و نفرين بر منكرين اوامر آن حضرت بود، و با حمد خداوند خطابة حضرت پايان يافت.

تبريك و تهنيت غدير و ولايت:

     پس از اتمام خطبه، صداي مردم بلند شد كه: آري، شنيديم و طبق فرمان خدا و رسول خدا با قلب و جان و دستمان اطاعت مي كنيم.

     بعد به سوي پيامبر و اميرالمؤمنين ازدحام كردند و براي بيعت سبقت ميگرفتند و با ايشان دست بيعت ميدادند. اين ابراز احساسات و فريادهاي شعفي كه از جمعيت برمي خاست، شكوه و ابهت بي مانندي به آن اجتماع بزرگ مي بخشيد.

نكتة قابل توجهي كه در هيچيك از پيروزي هاي پيامبر(ص) چه در جنگها و چه ساير مناسبتها و حتي فتح مكه سراغ نداريم، اين است كه حضرت در روز غدير فرمودند: «به من تبريك بگوئيد! به من تهنيت بگوئيد! زيرا خداوند مرا به نبوت و اهل بيتم را به امامت اختصاص داده است»؛ و اين نشانة فتح بزرگ و در هم شكستن كامل سنگرهاي كفر و نفاق بود.

از سوي ديگر پيامبر(ص) به منادي خود دستور دادند تا بين مردم گردش كند و اين خلاصة غدير را تكرار كند:

«مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلّيٌّ مَوْلاهُ، اَللهُمَّ والِ مَنْ ولاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ»، تا در غدير به عنوان تابلوي ولايت بر دالها نقش بندد.

بيعت مردان :

     پيامبر(ص) ضمن سخنراني وعده داده بودند كه پس از پايان سخنراني از شما بيعت خواهم گرفت، آنجا كه فرمودند: (بدانيد كه من بعد از پايان خطابه ام شما را به دست دادن با من بعنوان بيعت با او و اقرار به او، و بعد از من به دست دادن با خود او فرا مي خوانم، بدانيد كه من با خدا بيعت كرده ام و علي با من بيعت كرده است، و من از جانب خداوند براي او از شما بيعت ميگيرم.)

     بيعت غدير به معناي التزام و پيمان وفاداري به ولايت دوازده امام معصوم(ع)بود، و محتواي آن ضمن سخنراني حضرت تعيين شده بود، و مردم به صورت لساني به آن اقرار کرده بودند. براي اينکه جمعيت انبوه بتوانند مراسم بيعت را بطور منظم و برنامه ريزي شده اي انجام دهند، پيامبر(ص) پس از پايان سخنراني دستور  دادند تا دو خيمه برپا شود. يکي از خيمه ها مخصوص خود قرار دادند و در آن جلوس فرمودند، و به اميرالمومنين(ع) دستور دادند تا در خيمه ي ديگر جلوس نمايد، و امر کردند تا مردم جمع شوند.

     برنامه ي بيعت تا سه روز ادامه داشت، و اين مدت را حضرت در غدير اقامه داشتند، و برنامه چنان حساب شده بود که همه ي مردم در آن شرکت کردند. از کسانيکه در غدير با اميرالمومنين(ع) بيعت نمودند همانهايي بودند که زودتر از همه آن را شکستند و پيش از همه پيمان خود را زير پا گذاشتند. جالب اينکه عمر بعد از بيعت اين کلمات را بر زبان مي راند:

«افتخار برايت باد، گوارايت باد اي پسر ابي طالب، خوشا به حالت اي اباالحسن، اکنون مولاي من و مولاي هر دو مرد و زن مومني شده اي»!

بيعت زنان :

     پيامبر(ص) دستور داد تا زنان هم با آن حضرت بيعت کنند و بعنوان«اميرالمومنين» سلام کنند و به حضرتش تبريک و تهنيت بگويند، و اين دستور را درباره ي همسران خويش موکد داشتند.

     براي اين منظور چون اکثر زنان نامحرم بودند،  به دستور حضرت آبي آوردند و پرده اي بر روي آن زدند بطوري که زنان در آن سوي پرده دست خود را در آب قرار مي دادند و اميرالمومنين در سوي ديگر دست خود را در آب مي گذاشت و بدين صورت بيعت زنان هم با آن حضرت انجام گرفت.

     يادآور ميشود که بانوي بزرگ اسلام حضرت فاطمه(س) از حاضريت در غدير بودند. همچنين کليه ي همسران پيامبر(ص) و ام هاني خواهر اميرالمومنين(ع) و فاطمه دختر حضرت حمزه و اسماء بنت عميس در آن مراسم حضور داشتند.

حضور جبرئيل در غدير:

     ظهور ملائکه به صورت آدمي در موارد خاصي اتفاق افتاده است که پيام خاصي براي هدايت مردم همراه داشته است. در غدير نيز اين اتفاق پس از سخنراني پيامبر(ص) پيش آمد و با ديگر حجت را بر همگان تمام کرد.

مردي زيبا صورت و خوشبوي کنار مردم ايستاده بود و ميگفت:

بخدا قسم، روزي مانند امروز هرگز نديدم. چقدر کار پسرعمويش را موکد نمود، و براي او پيماني بست که جز کافر به خدا و رسولش آ نرا بر هم نمي زند. واي بر کسي که پيمان او را بشکند.

عمر نزد پيامبر(ص) آمد و عرض کرد: شنيدي اين مرد چه گفت؟ حضرت فرمود: آيا او را شناختي؟ گفت: نه. حضرت فرمود: او روح الأمين بود. تو مواظب باش اين پيمان را نشکني، که اگر چنين کني خدا و رسول و ملائکه و مومنان از تو بيزار خواهند بود!

معجزه ي الهي در غدير:

     آنچه در غدير براي مردم بيان شد بزرگترين پيام اسلام، يعني ولايت اهل بيت(ع) بود. اگر در موارد بسياري از اتمام حجتهاي الهي آن مردم و نسلهاي تاريخ باشد، در غدير خداوند در حضور پيامبرش مستقيماً معجزه نشان داد و امضاي الهي را بر خط پايان غدير ثبت کرد.

در آخرين ساعات از روز سوم«حارث فهري» با دوازده نفر از اصحابش نزد پيامبر(ص) آمد و گفت:

اي محمد! سه سوال از تو دارم:

1.آيا شهادت به يگانگي خداوند و پيامبري خود از جانب پروردگارت آورده اي يا از پيش خود گفتي؟

2.آيا نماز و زکات و حج و جهاد را از جانب پروردگار آورده اي يا از پيش خود گفته اي؟

3.آيا اينکه درباره ي علي بن ابي طالب گفتي:«مَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلِي مَولاه...»، از جانب پروردگار بود يا از پيش خود گفتي؟

      حضرت در جواب هر سه سوال فرمودند: «خداوند به من وحي کرده است، و  واسطه ي بين من و خدا جبرئيل است، و من اعلان کننده ي پيام خدا هستم، و بدون اجازه ي پروردگارم خبري را اعلان نمي کنم».

     حارث گفت: خدايا، اگر آنچه محمد ميگويد: حق و از جانب توست، سنگي از آسمان بر ما ببار يا عذابي دردناک بر ما بفرست».

همينکه سخت حارث تمام شد و به راه افتاد، خداوند سنگي از آسمان بر او فرستاد که از مغزش وارد شد و همانجا او را هلاک کرد و ماجراي اصحاب فيل جلوي ديدگان120000 جمعيت حاضر در غدير تکرار شد.

بعد از اين جريان آيه ي «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ، لِلکافِرينَ لَيسَ لَهُ دافِعٌ...» نازل شد.

با اين معجزه بر همگان مسلم شد که«غدير» از منبع وحي سرچشمه گرفته و يک فرمان الهي است.

پايان مراسم غدير:

بدين ترتيب پس از سه روز، مراسم غدير پايان پذيرفت و آن روزها بعنوان«ايام الولايت» در ذهنها نقش بست. گروهها و قبائل عرب، با دنيايي از معارف اسلام، پس از وداع با پيامبرشان و معرفت کامل به جانشين او، راهي شهر و ديار خود شدند. پيامبر(ص) نيز عازم مدينه گرديدند در حاليکه کاروان نبوت را به سر منزل مقصود رسانده بودند.

خبر«واقعه ي غدير» در شهرها منشر شد و به سرعت شايع گرديد و به سرعت شايع گرديد و به گوش همگان رسيد، و بدون شک توسط مسافران و ساربانان تا اقصي نقاط عالم آن روز يعني ايران و روم و چين پخش شد و غيرمسلمانان هم از آن با اطلاع شدند.

بدين وسيله جامعه ي اسلامي بار ديگر قدرت خود را به نمايش گذاشت، و از حملات احتمالي بيگانه مصون ماند. بدين گونه بود که خداوند حجتش را بر مردم تمام کرد؛ چنانکه  اميرالمومنين(ع) مي فرمايد:

ما عَلِمتُ اَنَّ رَسُولَ الله(ص)تَرَکَ يَومَ الغَديرِ لِاَحَدٍ حُجَّهٌ وَلا لِقائِلٍ مَقالاً... پيامبر(ص) در روز غدير براي احدي عذري و براي کسي سخني باقي نگذاشت.

به اميد آنکه در پانزدهين قرن غدير پيام آن را به فرداها برسانيم، و از سنگر غدير سقيفه را نشانه رويم، تا پرچم ولايت را بر بلنداي تارخ سرفراز دايم و لبخند رضايت بر لبان مبارک صاحب غدير بنشانيم.

برگرفته از کتاب گزارش لحظه به لحظه از واقعه ي غدير

 

به همت اداره تبليغات اسلامي شهرستان بندرلنگه

 

شنبه 14 آذر 1388 - 9:39


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری