دوشنبه 27 آذر 1396 - 18:11
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

پاي منبر معرفت

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان گيلان

 

تقواي الهي

 

 

گوهري كه خداوند عالم كه خالق همه خوبي هاست در نسخه نجات بخش خود قرآن كريم به كرات از آن ياد كرده است و تاكيد بر اين مطلب كه هر كه پاسدار اين گوهر ناب در مملكت وجود خويش باشد « يجعل له مخرجاً» يعني براي او راه گريز از همه مشكلات قرار خواهد داشت و آن يگانه گوهر تابناك تقواست كه اميد است روزنه سعادت براي خوانندگان باشد.

لغت تقوا:

اين كلمه از كلمات شايع و رايج ديني است در قرآن كريم به صورت اسمي و يا به صورت فعلي زياده آمده است تقريباً به همان اندازه كه از ايمان و عمل نام برده شده و يا نام نماز و زكوه آمده و بيش از آن مقدار كه مثلاً نام روزه ذكر شده از تقوا اسم برده شده است.

در نهج البلاغه از جمله كلماتي كه زياد روي آن تكيه شده كلمه تقوا است در نهج البلاغه خطبه اي هست طولاني به نام خطبه متقين اين خطبه را امير المومنين در جواب تقاضاي كسي كه از امام درخواست نمود تا اوصاف متقين را بيان كند.اما ابتدا حضرت استكاف كرد و به ذكر سه چهار جمله اكتفا فرمودند ولي آن شخص كه نامش همام بن شريح بود و مردي مستعد بود قانع نشد و در تقاضاي خود اصرار كرد . امير المؤمنين شروع به سخن كرد و با بيان بيش از صد صفت و ترسيم بيش از صد رسم از خصوصيات معنوي و مشخصات فكري و اخلاقي و عملي متقيان سخن را به پايان رسانيد. مورخين نوشته اند كه پايان يافتن سخن علي عليه السلام همان و قالب تهي كردن همام بعد از يك فرياد همان .

مقصود اين است كه اين كلمه از كلمات شايع و رايج ديني است و در ميان عامه مردم هم اين كلمه زياد استعمال مي شود.

اين كلمه از ماده « وقي» است كه به معناي حفظ و صيانت و نگهداري است. اگر اين كلمه به صورت اسمي استعمال شود مثل كلمه « تقوا» و يا كلمه « متقين» به پرهيزگاري ترجمه مي شود.

مثلاً: ترجمه هدي للمتقين گفته مي شود: هدايت است براي پرهيزگاران و اگر به صورت فعلي استعمال شود خصوصاً اگر فصل امر باشد و متعلمش  ذكر شود به معناي خوف و ترس ترجمه مي شود مثلاً در ترجمه« اتقوا الله يا اتقوالنّار» گفته مي شود از خدا بترسيد .

ترس از خدا

به مناسبت اينكه از خوف خدا ذكري به ميان آمد اين نكته را ياد آوري كنم . ممكن است اين سؤال براي بعضي مطرح شود كه ترس از خدا يعني چه؟ مگر خداوند يك چيز موحش و ترس آوري است؟خداوند كمال مطلق و شايسته ترين موضوعي است كه انسان به او محبت بورزند و او را دوست داشته باشد. پس چرا انسان از خدا بترسد؟

در جواب اين سوال مي گوييم مطلب همين طور است ذات خداوند موجب ترس و وحشت نيست. اما اينكه مي گويند از خدا بايد ترسيد يعني از قانون عدل الهي بايد ترسيد در دعا وارد است.

 « يا من لايرجي الافضله و لا يخال الاعدله »    اي كسي كه اميد واري به او اميدواري به فضل و احسان اوست و ترس از او ترس عدالت اوست ايضاً در دعا است.

«جللت ان يخاف منك الا العدل و ان يرجي من الا الحسان و الفضل»  يعني  تو منزهي از اينكه از تو ترسي باشد جز از ناحيه عدالت و از اينكه از تو جز اميد نيكي و بخشندگي توان داشت.

معنا و حقيقت تقوا

از آنچه در اطراف لغت تقوا گفته شد تا اندازه اي مي توان معنا و حقيقت تقوا را از نظر اسلام دانست ولي لازم است به موارد استعمال اين كلمه در آثار ديني و اسلامي بيشتر توجه شد تا روشن گردد كه تقوا يعني چه؟ انسان اگر بخواهد در زندگي اصولي داشته باشد و از اين اصول پيروي كند خواه آنكه آن اصول از دين و مذهب گرفته شده باشد يا از منبع ديگري ناچار بايد يك خط مشي معيني داشته باشد به عبارت ديگر هرج و مرج در كارهايش حكم فرما نباشد.

لازمه خط مشي معين داشتن و اهل مسلك و مرام و عقيده بودن اين است كه به سوي يك هدف و يك جهت حركت كند و از اموري كه با هوي و هوسهاي آني او موافق است اما با هدف او و اصولي كه اتخاذ كرده منافات دارد خود را نگهداري كند.

بنابراين تقوا به معناي عام كلمه لازمه زندگي هر فردي است كه مي خواهد انسان باشد و تحت فرمان عقل زندگي كند و از اصول معيني پيروي كند.

تقواي ديني و الهي يعني اينكه انسان خود را از آنچه از نظر دين واصولي كه دين در زندگي معين كرده است.خطا و گناه و پليدي و زشتي شناخته شده حفظ و صيانت كند و مرتكب آنها نشود.

محدوديت يا مصونيت

اكنون اين نكته را بايد توضيح دهيم تقوا محدوديت نيست مصونيت است فرق است بين محدوديت و مصونيت اگر هم نام آن را محدوديت بگذاريم محدوديتي است كه عين مصونيت است.

مثالي عرض مي كنم: بشر خانه مي سازد اطاق مي سازند با در و پنجره هاي محكم به دور خانه اش ديوار مي كشد چرا اين كارها را مي كند؟ براي اينكه خود را در زمستان از گزند سرما، و در تابستان از آسيب گرما حفظ كند براي اينكه لوازم زندگي خود را در محيط امني كه فقط در اختيار شخص خود اوست بگذارد . زندگي خود را محدود مي كند به اينكه غالباً در ميان يك چهار ديواري معين بگذرد حالا نام اين را چه بايد گذاشت؟ آيا خانه و مسكن براي انسان محدوديت است و منافي آزادي اوست يا مصونيت است.

تقوا هم براي روح مانند خانه است براي زندگي و مانند جامه است براي تن.

اتفاقاً در قرآن مجيد از تقوا به جامه تعبير شده در سوره مباركه اعراف آيه 26 بعد از آنكه نامي از جامه هاي تن مي برد مي فرمايد :

 « و لباس التقوي ذلك خير» يعني تقوا كه جامه روح است بهتر  لازمتر است.

آن وقت مي توان نام محدوديت روي چيزي گذاشت كه انسان را از موهبت و سعادتي محروم كند اما چيزي كه خطر را از انسان دور مي كند و انسان را از مخاطرات صيانت مي كند آن مصونيت است نه محدوديت ، و تقوا چنين چيزي است. تعبير به مصونيت نيز يكي از تعبيرات امير المومنين است . در يكي از كلماتش مي فرمايد:

« الا فصونوها و تصونوا بها» يعني تقوا را حفظ كنيد و به وسيله تقوا براي خود مصونيت درست كنيد.

اميرالمومنين تعبيري بالاتر از اين هم دارد كه نه تنها تقوا را محدوديت و مانع آزادي نمي داند بلكه علت و موجب بزرگ آزادي را تقواي الهي مي شمارد. در خطبه 228 مي فرمايد:

« فان التقوي الله مفتاح سداد و ذخيره معاد و عتق من كل ملكه و نجاه من كل هلكه بها ينج الطالب ينجو الهارب و تنال الرغائب.»

يعني تقوا كليد درستي و اندوخته روز قيامت است آزادي است از قيد هر رقيت،  نجات است از هر بدبختي به وسيله تقوا انسان به هدف خويش مي رسد و از دشمن نجات پيدا مي كند و به آرزوهاي خويش نائل مي گردد.

تقوا در درجه اول و بطور مستقيم از ناحيه اخلاقي و معنوي به انسان آزادي مي دهد و او را از قيد رقيت و بندگي هوا و هوس آزاد مي كند رشته حرص و طمع و حسد و شهوت و خشم را از گردنش بر مي دارد. ولي بطور غير مستقيم در زندگي اجتماعي هم آزادي بخش انسان است. رقيت ها و بندگيهاي اجتماعي نتيجه رقيت معنوي است آنكس كه بنده و مطيع پول يا مقام است نمي تواند از جنبه اجتماعي آزاد زندگي كند به اين علت درست است كه بگوئيم « عتق من ملكه» يعني تقوا همه گونه آزادي به انسان مي دهد.

پس تقوا تنها نه اينست كه قيد و محدوديت نيست بلكه عين حريت و آزاد است در پايان اين وجيزه  را با كلامي نوراني از مولي الموحدين و سيد المظلومين اميرالمومنين حضرت علي (ع) اين باب مدينه علم و تقوا به پايان مي بريم باشد كه چراغ راه قرار گيرد حضرتش در مورد تقوا فرمود: « دواء داء قلوبكم و شفاء مرض اجسادكم و صلاح فساد صدوركم و طهور دنس انفسكم»

 تقوا دواي بيماري دلهاي شما و شفاي مرض بدنهاي شما درستي خرابي سينه ها ي شما و مايه پاك شدن نفوس شما است .

حجت الاسلام ستار علي نژاد

رئيس اداره تبليغات اسلامي شهرستان رودسر

 

چهارشنبه 11 آذر 1388 - 16:36


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری