شنبه 25 آذر 1396 - 20:28
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان سمنان

 

چرا برائت از مشرکان در ايام حج؟

 

يکي از اصول ثابت در آيات قرآن کريم مبارزه با ظلم وستم بطور مطلق است چه ظلم نفسي که علم اخلاق متکفل بيان است وچه ظلم غيري که دامنه وسيع وگسترده اي يافته ومرزهاي اعتقادي را پشت سر نهاده است وتبديل به يک موضوع بين المللي شده است در سوره مبارکه بقره کفر به طاغوت ومبارزه با ظلم مقدم بر ايمان به خدا قرار گرفته فمن يکفر بالطاغوت ويؤمن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقي.  بديهي است که اين برائت از کفر وطاغوت در مرحله قلبي خلاصه نمي شود بلکه بايد به شکل علني اعلام شود وخداوند پيامبرش را مامور اين اعلام موضع مي فرمايد که : قل يا ايهاالکافرون لا اعبد ما تعبدون ولا انتم عابدون ما اعبد ، اي پيامبر به کفار بگو من عبادت نمي کنم آنچه را شما عبادت مي کنيد وشما نيز هرگز عبادت نمي کنيدآنچه راکه من مي پرستم .

در سوره مبارکه توبه نيز که تنها سوره فاقد بسم الله در قرآن است گوياي دو مطلب است؛ اول اينکه بسم الله درهر سوره جزء آيات همان سوره است ودوم اينکه اين آيه نماد رحمانيت خداونداست و از آن جا که اين سوره در مقام ترسيم مرز اسلام با کفر و نفاق از موضع اقتدار است بدون آن آغاز شده و بدون فاصله مي فرمايد:    برائت من الله و رسوله الي الذين عاهدتم من المشرکين " يعني از اين پس خدا و رسولش از عهد و پيمان مشرکانيکه با شما مسلمين عهد بسته و شکستن بيزاري جشت  و پيامبر اکرم (ص) فرمود: من سمع مناديا ينادي يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم هر کس صداي مظلومي را بشنود که از مسلمانان ياري مي طلبد وپاسخ او را ندهد مسلمان نيست.

در تفسير قمي در ذيل آيه براءه من الله و رسوله مي گويد: پدرم از محمد بن فضل از ابن ابي عمير از ابي الصباح کناني از امام صادق ( عليه السلام ) برايم حديث کرد که آن حضرت فرمود: اين آيه بعد از مراجعت رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) از جنگ تبوک که در سال نهم هجرت اتفاق افتاد نازل گرديد . آنگاه فرمود : رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) بعد از آنکه مکه را فتح کرد در آن سال از زيارت مشرکين جلوگيرى نفرمود، از سنتهاى زيارتي مشرکين يکي اين بود که اگر با لباس وارد مکه مي شدند و با آن لباس دور خانه خدا طواف ميکردند ديگر آن لباس را به تن نميکردند و ميبايد آن را صدقه دهند لذا براى اينکه لباسهايشان را از دست نداده باشند قبل از طواف از ديگران لباسي را عاريه و يا کرايه ميکردند و بعد از طواف به صاحبانشان بر ميگرداندند ، در اين ميان اگر کسي به لباس عاريه و اجاره دست نمييافت و خودش هم تنها يک دست لباس همراه داشت ، براى آنکه آن لباس را از دست ندهد ناچار برهنه ميشد و به طواف ميپرداخت .

 از طرفي سيره رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) قبل از نزول اين سوره اين بود که جز با کساني که به جنگ با او بر مي خاستند نميجنگيد ، و اين روش بخاطر اين آيه بود که ميفرمايد : فان اعتزلوکم فلم يقاتلوکم فالقوا اليکم السلم فما جعل الله لکم عليهم سبيلا تا آنکه سوره برائت نازل شد ، و پيامبر مامور شد به اينکه مشرکين را از دم شمشير بگذراند چه آنها که سر جنگ دارند و چه آنها که کنارند ، مگر آن کساني که در روز فتح مکه براى مدتي با آنحضرت معاهده بستند ، مانند صفوان بن اميه و سهيل بن عمرو که به فرمان : برائه من الله و رسوله الي الذين عاهدتم من المشرکين فسيحوا في الارض اربعه اشهر  يعني بيست روز از ذى الحجه و تمامي محرم و صفر و ربيع اول و ده روز از ربيع الثاني مهلت يافتند ، که اگر بعد از اين مدت باز به شرک خود باقي ماندند آنان نيز محکوم به مرگند .

 وقتي اين آيات نازل شد رسول خدا ( ثلي الله عليه و آله ) آن را به ابي بکر داد تا به مکه ببرد و در مني در روز عيد قربان براى مردم قرائت کند . ابوبکر به راه افتاد و بلافاصله جبرئيل نازل و دستور آورد که اين ماموريت را از ناحيه تو مردى جز از خاندان خودت نبايد انجام دهد. رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) امير المؤمنين ( عليه السلام ) را به دنبال ابي بکر فرستاد ، و آن جناب در محل " روحاء " به وى رسيد و آيات نامبرده را از او گرفت و روانه شد. ابي بکر به مدينه بازگشت و عرض کرد : يا رسول الله . چيزى در باره من نازل شد ؟ فرمود : نه ، و ليکن خداوند دستور داد که اين ماموريت را از ناحيه من جز خودم و يا مردى از خاندانم نبايد انجام دهد . و در تفسير عياشي از حريز از امام صادق ( عليه السلام ) روايت کرده که فرمود : رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) ابي بکر را با آيات سوره برائت به موسم حج فرستاد تا بر مردم بخواند جبرئيل نازل شد و گفت : از ناحيه تو جز علي نبايد برساند، لذا حضرت علي (عليه السلام ) را دستور داد تا بر ناقه غضباء سوار شود و خود را به ابي بکر رسانيده آيات را از او بگيرد و به مکه برده بر مردم بخواند . ابي بکر عرض کرد آيا خداوند بر من غضب کرده ؟ فرمود : نه ، چيزى که هست دستور رسيده که جز مردى از خودت کسي نميتواند پيامي به به مشرکين ببرد .

 از آن طرف وقتي علي ( عليه السلام ) به مکه رسيد که بعد از ظهر روز قرباني بود که روز حج اکبر همانست ، حضرت در ميان مردم برخاست و صدا زد : اى مردم من فرستاده رسول خدايم به سوى شما ، و اين آيات را آورده ام : برائه من الله و رسوله الي الذين عاهدتم من المشرکين فسيحوا في الارض اربعه اشهر يعني بيست روز از ذى الحجه و تمامي محرم و صفر و ربيع اول و ده روز از ربيع الثاني . آنگاه فرمود : از اين پس نبايد کسي لخت و عريان اطراف خانه طواف کند ، نه زن و نه مرد ، و نيز هيچ مشرکي ديگر حق ندارد بعد از امسال به زيارت بيايد ، و هر کس از مشرکين با رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) عهدى بسته است مهلت و مدت اعتبار آن تا سرآمد همين چهار ماه است . ومقصود از عهدآن عهدهائي بوده که ذکر مدت در آنها نشده است ، و اما آنهائي که مدت دار بوده از مدلول خود آيات کريمه بر ميآيد که تا آخر مدتش معتبر است . و در تفسير عياشي و مجمع البيان از ابي بصير از ابي جعفر ( عليه السلام ( روايت شده که فرمود : علي ( عليه السلام ) آن روز در حالي که شمشيرش را برهنه کرده بود خطاب به مردم کرده و فرمود : ديگر بهيچ وجه هيچ شخص عرياني اطراف خانه خدا نبايد طواف کند ، و هيچ مشرکي به زيارت خانه نبايد بيايد ، و هر کس عهدى دارد عهدش تا آخر مدتش معتبر است ، و اگر عهدش بدون ذکر مدت است مدتش چهار ماه خواهد بود . و چون اين خطبه در روز قربان بوده قهرا چهارماه عبارت ميشود از بيست روز از ذى الحجه و تمامي محرم و صفر و ربيع اول و ده روز از ربيع الثاني آنگاه اضافه کرد که : روز حج اکبر همان روز قرباني است .

 و در تفسير برهان از ابن شهراشوب نقل کرده که گفته است : اين روايات را طبرسي ، بلاذرى ، ترمذى ، واقدى ، شعبي ، سدى ، ثعلبي ، واحدى ، قرطبي ، قشيرى ، سمعاني ، احمد بن حنبل ، ابن بطه ، محمد بن اسحاق ، ابويعلي الموصلي ، اعمش و سماک بن حرب در کتابهاى خود از : عروه بن زبير ، ابي هريره ، انس ، ابي رافع ، زيد بن نفيع ، ابن عمر و ابن عباس نقل کرده اند پس هيچ دليلي نيست بر اينکه مانند بسيارى از مفسرين اطلاق اين روايات را تقييد کنيم ، اطلاقي که بزودى مؤيداتي برايش خواهيد ديد.

در حقيقت خداوند مى خواهد با اين اعلام عمومى در سرزمين مکه و آنهم در آن روز بزرگ راههاى بهانه جوئى دشمن را ببندد و زبان بدگويان و مفسده جويان را قطع کند، تا نگويند ما را غافلگير ساختند و ناجوانمردانه به ما حمله کردند.

قابل توجه اينکه تعبير (الى الناس ) بجاى (الى المشرکين ) نشان مى دهد که لازم بوده است به همه مردمى که در آن روز در مکه حاضر مى شوند اين پيام ابلاغ شود تا غير مشرکان نيز گواه بر اين موضوع باشند. سپس روى سخن را به خود مشرکان کرده و از طريق تشويق و تهديد براى هدايت آنها کوشش مى کند، نخست مى گويد: (اگر توبه کنيد و به سوى خدا باز گرديد و دست از آئين بت پرستى برداريد به نفع شما است ) فان تبتم فهو خيرلکم.
يعنى قبول آئين توحيد به نفع شما و جامعه شما و دنيا و آخرت خودتان است و اگر نيک بينديشيد همه نابسامانيهايتان در پرتو آن ، سامان مى يابد، نه اينکه سودى براى خدا و پيامبر در بر داشته باشد.

بعد به مخالفان متعصب و لجوج هشدار مى دهد که «اگر از اين فرمان که ضامن سعادت خودتان است سرپيچى کنيد بدانيد هرگز نمى توانيد خداوند را ناتوان سازيد و از قلمرو قدرت او بيرون رويد)) (و ان توليتم فاعلموا انکم غير معجزى الله ) .

و در پايان اين آيه به کسانى که با سرسختى مقاومت مى کنند اعلام خطر مى نمايد و مى گويد: و بشر الذين کفروا بعذاب اليم ، کافران بت پرست را به عذاب دردناک بشارت ده .

همانگونه که سابقا هم اشاره شد اين الغاى يک جانبه پيمانهاى مشرکان مخصوص کسانى بود که نشانه هائى بر آمادگى براى پيمان شکنى از آنها ظاهر شده بود، لذا در آيه بعد يک گروه را استثنا کرده ، مى گويد: ان الذين عاهدتم من المشرکين ثم لم ينقصوکم شيئا و لم يظاهروا عليکم احدا مگر آن دسته از مشرکين که با آنها پيمان بسته ايد و هيچگاه بر خلاف شرائط پيمان گام برنداشتند و کم و کسرى در آن ايجاد نکردند، و نه احدى را بر ضد شما تقويت نمودند ، در مورد اين گروه تا پايان مدت بعهد و پيمانشان وفادار باشيد، فاتموا اليم عهدهم الى مدتهم.
زيرا ان الله يحب المتقين، خداوند پرهيزکاران و آنها را که از هر گونه پيمان شکنى و تجاوز اجتناب مى کنند دوست مى دارد.
چند نکته:

1-    لغو اعتبار پيمان با مشرکين، از اختيارات رهبر است. «برآءةٌ من اللّه و رسوله

2-    وفا به پيمان آرى، تسليم توطئه شدن، هرگز.«برآءةٌ ... إلى الَّذين عاهدتم

3- گرچه از نظر حقوقى، موظّفيم به پيمان وفادار باشيم، ولى برائت قلبى از مشرکان و منحرفان، يک اصل دينى است. «برآءةٌ من اللّه و رسوله

 4- گرچه قانونگذار خداست، «لايشرک فى حکمِه احداً» ولى در سيره و عمل، خدا و رسول در طول هم هستند. «من اللَّه و رسوله

 5-برائت، نشانه‏ى قاطعيّت و اقتدار است، همچنان که سکوت در برابر توطئه‏ها و پيمان‏شکنى‏ها نشانه‏ى ضعف و ذلّت است.

برآءةٌ من اللّه و رسوله

6- پيمان بستن با مشرکين در شرايطى مانع ندارد. «الّذين عاهدتم

8-اگر به دليل ترس از توطئه و خيانت، قراردادى لغو شد بايد به مخالفان اعلام شود، تا غافلگير نشوند.«برآءةٌ من اللَّه ...إلى ...المشرکين»

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پاورقي

1-  سوره بقره /256

2- سوره کافرون/1

3-  سوره نساء/90

4-  سوره توبه/2

5-  سوره توبه/2

6- تفسير الميزان

7- وسائل الشيعه -ج 11- ص108

8- سوره توبه/4

 

 

حجت الاسلام حميد عبداللهيان شاهرودي

کارشناس آموزشي و پژوهشي اداره کل تبليغات اسلامي استان سمنان

 

چهارشنبه 4 آذر 1388 - 10:35


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری