شنبه 29 تير 1398 - 16:25
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

نيما نوربخش

 

به ياد بانويي فرهيخته و هنرمند

 

گزارشي از يادبود طاهره صفارزاده

 مراسم يادبود نخستين سالگرد درگذشت طاهره صفارزاده برگزار شد. به گزارش ايسنا، مراسم يادبود نخستين سالگرد درگذشت طاهره صفارزاده روز پنج‌شنبه در آرامگاه اين شاعر و مترجم قرآن در امام‌زاده صالح (ع) برگزار شد.

طاهره صفارزاده متولد سال 1315 در سيرجان بود. زبان و ادبيات انگليسي را در دانشگاه تهران خواند و در آمريكا در رشته نقد تئوري علمي در ادبيات جهان به تحصيل پرداخت. به جز مجموعه‌هاي شعر و ترجمه، چند كتاب هم در زمينه نقد ترجمه از او به چاپ رسيده‌اند. او همچنين ترجمه «قرآن كريم» و «دعاي جوشن‌كبير» را در كارنامه خود دارد. صفارزاده كه چند سال پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، از سوي رژيم حاكم، از دانشگاه اخراج شده بود، در سال‌هاي بعد، به عنوان يكي از شاعران متعهد و تأثيرگذار بر نسل شاعران انقلاب شناخته شد.

همچنين در مارس 2006 هم‌زمان با برپايي جشن روز جهاني زن از سوي سازمان نويسندگان آفريقا و آسيا به عنوان شاعر مبارز و زن نخبه و دانشمند مسلمان برگزيده شد. مجموعه‌هاي شعر: «رهگذر مهتاب»، «طنين در دلتا»، «سد و بازوان»، «سفر پنجم»، «حركت و ديروز»، «بيعت با بيداري»، «مردان منحني»، «ديدار صبح»، «در پيشواز صلح»، «هفت سفر»، «روشنگران راه» و «جلوه‌هاي جهاني» از آثار او هستند.

در مراسم يادبود طاهره صفارزاده، سيدعلي محمدرفيعي در سخناني درباره ترجمه تخصصي و نظريه‌پردازي در ترجمه متون مقدس از ديدگاه طاهره صفارزاده سخن گفت و توضيح داد: خدمت و دغدغه‌ صفارزاده در عرصه زبان تخصصي دانشگاهي نمود پيدا مي‌كند. بعد از انقلاب اسلامي، زبان تخصصي به عنوان واحد درسي در دانشگاه‌ها اضافه شده بود؛ اما كتاب‌ها با حروف‌چيني زيبا و كارشناسانه‌اي منتشر نمي‌شد و تايپ‌ها اغلب دستي انجام مي‌شد.

در مقدمه برخي از آن‌ها هم نام طاهره صفارزاده را مي‌ديديم. سال 85 بعد از آشنايي با صفارزاده و ترجمه قرآن او، وقتي دبير بخش دين «كتاب هفته» بودم، اين ترجمه را آن جا معرفي كرديم. او افزود: قرآن با ترجمه طاهره صفارزاده، حرف‌هاي تازه و گام‌هايي به پيش دارد. بسياري از ترجمه‌ها هستند كه گامي به پيش ندارند؛ چه در صورت و چه در معنا و چه در پيشنهادهاي تازه. ترجمه او از جمله كارهايي بودكه چند گام به پيش دارد.

رفيعي ادامه داد: متوجه شدم چه زحمت‌ زيادي به مدت 16 سال تولد طاهره صفارزاده در پس كتاب‌هاي زبان تخصصي دانشگاه‌ها انجام شده است و از چه وضعيت بدي به چه وضعيت خوبي رسيده‌اند. او مجموعه طرح‌هايي براي ارتقاي دانش دانشگاهي زبان تخصصي داشت.

اين پژوهشگر سپس مقاله صفارزاده درباره وضعيت زبان تخصصي در دانشگاه‌ها را كه در آذرماه سال 1385 نوشته شده است و در كتاب «بيدارگري در علم و هنر» به صورت مفصل منتشر شده، خواند و افزود: زبان تخصصي دانشگاه‌ها مهم‌ترين دغدغه صفارزاده بود و هر چقدر مغفول بماند، باعث زيان بيشتر ما در زمينه زبان تخصصي دانشگاه است. او معتقد بود ما اصلاً ترجمه غيرتخصصي نداريم. يك مترجم در وهل اول بايد در يك رشته تخصصي داشته باشد و بعد علم ترجمه را به او ياد بدهيم. او همچنين در شعرهايش يك طنز تلخ دارد، همچنان كه در نوشته‌هايش.

در ادامه، سيداحمد نادمي در سخناني درباره شعر صفارزاده گفت: او به عنوان يك شاعر، بيش از شاعر بودن، نقش خود را ايفا كرد. عنوان كتاب «انديشه در هدايت شعر» صفارزاده به نظرم جالب است. اين اسم مثل خود شعرهاي او هدايت‌گر است. شما چند شاعر را سراغ داريد كه خودشان هم مثل يك نشانه صاحب معنا باشند. صفارزاده چنين شخصيتي است. اعتبار او محصول 40 سال رفتار مستقل ادبي است و تركيب نويسنده مستقل برازنده اوست. اين منتقد و شاعر متذكر شد: پرهيز از نحله‌هاي ادبي و در عين حال رساندن صداي خودكار بس دشوار است كه صفارزاده انجام داد. اين جايگاهي است كه فكرها، نگاه‌ها و صداهاي مختلف در شعر امروز ايران نمي‌توانند منكرش شوند. در اين جا لازم است از زنده‌ياد محمد حقوقي ياد كنم كه حقي در اين زمينه بر گردن ما دارد، آن هم با خوانش مفصلي كه از شعر «سفر اول» صفارزاده و معرفي كتاب «طنين در دلتا» نشان داد و اين صداي منحصر به فرد در شعر ما يعني طاهره صفارزاده را شناساند و آن را رساتر كرد. در آن فضاي بانديسم دهه 50، به قول ميراحسان كاري كرد كه اين صدا شنيده شود.

نادمي افزود: بايد كارتان به عنوان يك شاعر توانش فوق‌العاده‌اي داشته باشد كه نتوانند شما را نبينند هر چند شعر «كودك قرن» زمينه‌ساز شهرت ادبي صفارزاده بود؛ اما «طنين در دلتا»، «سر و بازوان» و «سفر صبح» در تثبيت موقعيت او در شعر امروز نقش بسزايي داشته است. «كودك قرن» در شرايطي كه شعر اجتماعي را با لحني رمانتيك ارائه مي‌كرد، در دوران توللي و نادرپور، اين قابليت را داشت كه در ميان آن چهار پاره‌ها هم ديده شود؛ اما او خيلي زود فاصله‌اش را با آن جريان تعريف كرد.

وي سپس به سفر صفارزاده به آمريكا و دستاوردهاي ادبي و شعري او در اين سفر اشاره كرد و گفت: او در اين سفر، با لمس شعر معاصر آمريكا، آن هم در آن زمان‌هاي بسيار اساسي و تأثيرگذار در تاريخ ادبي آمريكا يعني پس از جنبش بيت، تجربه‌هاي خوبي كسب كرد و شعرهاي آن‌ها را خوب لمس كرد. حاصل كار صفارزاده، «طنين در دلتا» شد و به اين دليل منحصر به فرد است كه نياز جامعه را در نظر گرفت. در «طنين در دلتا» و «سفر پنجم» با اين كه تجربياتي در بيرون از مرزهاي ادبي ايران استفاده مي‌كند؛ اما آن چنان آميخته با خواست يك جامعه متعلق به شاعر است كه اين نقش مي‌تواند به پديده‌اي در بعد از سال 57 تبديل شود.

نادمي همچنين گفت: شعرهاي شاعراني كه به شاعر انقلاب اسلامي معروف شدند، مثل سيدحسن حسيني، سلمان هراتي، قيصر امين‌پور و محمدرضا عبدالملكيان از لحاظ تكنيك و حتي تركيب‌سازي از طاهره صفارزاده پيروي مي‌كند.

دو كتاب فوق به خاطر اين كه به جست‌ و جوي حقيقت به عنوان نيازي انساني توجه داشتند، باعث مي‌شوند يك جريان شعري را كه معتقدم تنها جريان شعري انقلاب اسلامي است، بتواند با اعتماد به نفس و شناسنامه ادبي قابل قبول شكل بگيرد و حركت كند.

او سپس شعر «ماشين آبي» صفارزاده را خواند و خاطر نشان كرد: كساني مثل صفارزاده حواس‌شان هست پيش از اين كه شاعر باشند، يك وجه خاص انساني كه هويت آن‌ها را مي‌سازد، دارند، كه مهم‌تر است. او از همان كتاب اولش جهش‌هاي غيرمنتظره مثبتي را نشان داد. از «كودك قرن» ناگهان به «طنين در دلتا» مي‌رسيم. محمد حقوقي مي‌گفت به خاطر وجود چند نفر به شعر اميدواريم و يكي از آن‌ها طاهره صفارزاده است. جهش تكنيكي و شعري او از كتاب اول تا «طنين در دلتا» مي‌گويد كه بايد منتظر اتفاق‌هاي خيلي جدي‌تري در شعر او باشيم و واقعاً هم همين‌طور مي‌شود. او قدم به قدم حركت را تصحيح مي‌كند و به سمتي مي‌رود كه مي‌بينيم.

اين پژوهشگر افزود: نكته قابل توجه در آثار صفارزاده، بحث پايان نايافته دين و باور است. داشته‌هاي صفارزاده كمكش مي‌كند كه يكي از بيان‌هاي همگاني (بين‌المللي) را در شعر داشته باشد. بياني كه او انتخاب كرد، براي همه ملت‌ها قابل فهم است و شاعران بزرگ جهان هم با اين تكنيك شعر گفته‌اند. او مثل جونز- شاعر سياهپوست نسل بيت است كه بعداً مسلمان شد و وقتي صهيونيست بودنش را مطرح كرد، عنوان ملك‌الشعراي ايالت نيوجرسي را از او پس گرفتند؛ اما همچنان دارد به حيات ادبي خود ادامه مي‌دهد. براي صفارزاده هم اين اتفاق افتاد. بارها موانعي براي راه رفتني او ايجاد شد و سنگ‌هاي بزرگي سر راهش قرار گرفت و توان شعري او اين جسارت را حتي از آن‌هايي كه مي‌خواهند منكرش باشند، گرفت. جايگاه شعري او جايگاه تثبيت شده‌اي است و به راحتي نمي‌توان آن را انكار كرد و شايد تا سال‌ها حتي نشود به آن نزديك شد. كم‌تر شاعري را مي‌شناسيم كه بتواند فارغ از ايدئولوژي‌هاي زمانه و خواست‌هاي مخاطبان، خودش را تثبيت كند. او نمونه است و اتمام حجتي براي شاعران.

نادمي همچنين بيان كرد: عجيب است كه صفارزاده در كشور خودش شعرش به فضاي آموزشي راه نيافته؛ در حالي كه به راحتي مي‌توان اين شعر را در زبان‌هاي ديگر ديد؛ حتي به عنوان واحد درسي. در اين همهمه صداها، كار او مي‌تواند درخشش داشته باشد. براي من دردناك است كه به اين ويژگي‌ها و قابليت‌هاي شعري كه هيزم سوخت يك جريان ادبي شد، توجه نمي‌شود. حتي اعتماد به نفس بسيار قوي‌اي را براي عده‌اي از شاعران ايجاد كرد. شعر او شعري است ديني كه جزئي از سلوك ديني شاعر است.

ياسر هدايتي هم كه اجراي برنامه را بر عهده داشت، به ترجمه شعرهاي صفارزاده و ساخت موسيقي براساس آن‌ها در كشورهاي ديگر اشاره كرد.

 

يكشنبه 17 آبان 1388 - 15:41


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری