جمعه 28 مهر 1396 - 14:22
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نظام پيشنهادات

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان گلستان

 

مديريت كار در سازمان

 

 

 مديريت كردن بعهده كيست ؟ و چه سازماني خوب مديريت مي شود؟

1- مديريت كردن بعهده كيست ؟

 در تفكر سنتي مديريت كردن شغل مديران است و كاركنان  مجريان اموري هستند كه از سوي مديران به آنها ارجاع مي شود،بديهي است با چنين برداشتي از مديريت كردن نمي توان در سازمانها از كيفيت نتايج و رضايت ذينفعان اطمينان حاصل نمود.

  مديريت كردن وظيفه همه كاركنان است. شايد سوال شود اگر وظيفه همه مديريت كردن است پس شغل مديران چيست ؟ پس به وجود مدير ديگر نيازي نخواهد بود و در نتيجه  مديران شغل خود را از دست مي دهند، در واقع اينگونه نخواهد بود، هنگامي كه كاركنان «كار»خود را مديريت مي كنند وظيفه مديران اعمال رهبري ، ايجاد هماهنگي ، ارشاد ، راهنمايي و بطور كلي فراهم آوردن بستري مناسب است كه زير دستان بتوانند با علاقه ، جديت و روحيه اي شاد به كار بپردازند، بنابراين مدير هم بايد «كار» خود را مديريت كند ، نه كار كاركنان را ، در اين صورت در سازماني كه همه «كار» خود را مديريت مي كنند توجه مدير به سوي آينده معطوف مي شود.

 معمولاً براي انجام فعاليتهاي جاري و روزانه مديران متكي به تجارب گذشته خود هستند و كمتر نيازمند چالش هستند ، در صورتي كه مسائل آينده نياز به مطالعه ، تفكر و انديشه دارد و مديران را به چالش جديد و بيشتر سوق مي دهد در نتيجه شغل آنان را مطلوبتر و لذت بخش تر مي كند.

2- چه سازماني خوب مديريت مي شود؟

 حتماً خواهيد گفت سازماني كه «مدير خوبي» داشته باشد . قطعاً يك مدير خوب مي تواند باعث پويايي و اثر بخشي يك سازمان شود، اما چگونه ؟ او بايد شرايطي را فراهم آورد تا كليه كارها و فعاليتهاي خرد و كلان سازمان مديريت شوند.

 آيا همانند سازمان ، «كارها » نيز نياز به مديريت دارند؟ مديريت كردن يك كار به چه معني است ؟

زماني مي گوييم «كار» مديريت مي شود كه به نحوي اطمينان حاصل شود كليه فعاليتهائي كه براي دستيابي به اهداف كار لازم است انجام شود.

  بديهي است  كارهاي مختلف ، اهداف متفاوتي دارند، بنابراين فعاليتهايي كه براي دستيابي به اهداف متفاوت انجام مي شوند نيز با هم متفاوت هستند، اما عليرغم تفاوت مي توان  آنها را در 4 گروه ذيل دسته بندي كرد:

گروه اول:

 فعاليتهايي كه به منظور روشن شدن اهداف كار و تعيين راههاي رسيدن به اين اهداف انجام مي شوند.به اين فعاليتها « برنامه ريزي » مي گوئيم.  

گروه دوم :

 فعاليتهائي كه براي انجام راههايي تعيين شده است. اين فعاليتها را «اجرا» مي ناميم.

گروه سوم :

  فعاليتهائي كه به منظور اطلاع يافتن از خوب انجام شدن فعاليتهاي گروه دوم و همچنين حصول اطمينان از اينكه به اهداف كار نزديك مي شويم و يا خير صورت مي پذيرد.اين فعاليتها را «باز بيني» يا «بررسي» مي گوئيم .

گروه چهارم :

 فعاليتهائي كه در صورت نياز ( نياز در فعاليتهاي گروه سوم مشخص مي شود) به منظور اصلاح اقدامات انجام شده براي رسيدن به اهداف كار انجام مي دهيم ، اين فعاليتها را « اقدامات اصلاحي »       مي ناميم.

بنابراين هنگامي كه يك كار مديريت مي شودكه فعاليتهاي آن در هر چهار گروه گفته شده انجام شود. اگر حتي در يكي از گروهها اصلاً فعاليتي صورت نگيرد ، كار ممكن است انجام شود، اما «مديريت نمي شود» بديهي است هر چقدر كار مهمتر باشد و دستيابي به اهداف كار نيازمند تلاش بيشتر و وقت طولاني تر باشد، اهميت مديريت كردن كار بيشتر مي شود.

 براي موفقيت در هر كاري اعم از ريز و درشت نيازمند «برنامه» هستيم ، به زبان ساده برنامه عبارت است از فكر كردن قبل از هر گونه اقدام به منظور مشخص كردن نتايج مورد انتظار (اهداف) ، چگونه و زمان انجام اقدامات ( روشها) ، نقاط قوت و ضعف كه اقدام را براي ما آسان و يا مشكل مي كند (منابع) و هر گونه پيش بيني ديگري كه انجام عمل را براي ما آسان مي كند.همچنين محتواي برنامه و فعاليتهائي كه براي رسيدن به يك برنامه بايد انجام دهيم، متناسب با موضوع برنامه ، متفاوت است.

بنابراين برنامه شرط لازم موفقيت است، اما كافي نيست . بهترين برنامه اگر اجراء نشود به هيچ  موفقيتي نمي انجامد.

 «اجراي» برنامه يعني انجام فعاليتهايي كه پيش بيني كرده ايم و لازمة انجام درست هر فعاليتي ، برخورداري از « مهارت و توانايي» است . يعني مجريان تمام و يا قسمتهايي از فعاليتهاي آن ،افرادي غير از برنامه ريزان هستند كه بايد مهارتها و تخصصهاي لازم را داشته باشند و همچنين به نوعي در فرآيند ايجاد برنامه مشاركت داشته باشند.

 در خلال اجراي برنامه بايد قادر باشيم نتايجي را كه به دست آورده ايم «مورد ارزيابي» قرار دهيم و چنانچة ديديم نيازمند «اقدامات اصلاحي »هستيم آنرا انجام دهيم و در فواصل لازم آنقدر ارزيابي نتايج و مقايسه آن با وضعيت مطلوب و مورد نظر را تكرار كنيم تا به نتايج نهايي كه مورد انتظار مان بود دست يابيم .

بنابراين چهار فعاليت برنامه ريزي ، اجرا، بازبيني و اقدام اصلاحي ، حصول به نتايج نهايي را تضمين  مي كند . و انجام هر يك از اين فعاليتها به تنهايي ناقص و ابتر است.

اين چهار فعاليت به هم پيوسته را با نامهاي « چرخه مديريت »، چرخه pdca  ، چرخه بابا ، (برنامه ،اجراء، بازبيني و اقدام) نيز مي نامند. در نهايت چرخه مديريت نبايد آرماني باشد ، بلكه مي بايست منطقي و قابل اجراء باشد ، به عبارت ديگر سيستم و يا بهبودها كم كم كوچك و مستمر باشد.

علي اصغر فرشچي 

 كارشناس مالي اداره كل تبليغات اسلامي گلستان

 

يكشنبه 17 آبان 1388 - 15:28


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری