يكشنبه 30 مهر 1396 - 2:47
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

نويسندگي چقدر سخت و چقدر آسان است!

 

گفتگو با منوچهر اکبرلو، نويسنده، منتقد و پژوهشگر

 

منوچهر اکبرلو متولد 1341 در تهران است. وي کارشناسي ارشد رشته پژوهش‌هاي هنري با گرايش تئاتر و سينما است. در سال 1356، زماني که اکبرلو 15‌ساله بود، دوره فيلمسازي و تئاتر را در کانون پرورش فکري اصفهان گذراند و در همان سال‌ها بازي در چند نمايش را تجربه کرد. در دهه‌هاي 60 و 70 نيز علاوه بر نگارش، کارگرداني نمايش‌هاي زيادي به ويژه نمايش‌هاي کودک و نوجوان را بر عهده داشت و از اواخر دهه 70 نگارش مجموعه نمايشنامه‌هاي کوتاه، داستان‌هاي آموزشي براي نوسوادان، اقتباس ادبي براي سينما و... را انجام داده است. اکبرلو با وجود دغدغه‌هاي فراوان و مشغله کاري زيادي که داشت صبورانه و با لحني آرام در طول مدت گفتگو سؤالات ما را پاسخ داد.

 

چه شد که نويسنده شديد؟

من نيز مثل همگان در کودکي تصور مي‌کردم نويسندگان افرادي هستند که از کودکي اهل نوشتن بوده‌اند و حتي اگر در تمامي درس‌هاي خود ضعيف بوده‌اند، در عوض انشاي بسيار خوبي داشته‌اند و تمايل خاصي به زنگ انشا نشان مي‌داده‌اند. اما در من، تمايل به نوشتن در دوران نوجواني و پس از عضويت در کتابخانه کانون فرهنگي کودکان و نوجوانان شکل گرفت.

چرا قوي بودن انشا تأثيري در نويسنده شدن ندارد؟

به اين دليل که اساساً انشاهايي که در مدارس مي‌نوشتيم و در حال حاضر نيز دانش‌آموزان در زنگ انشا مي‌نويسند، از نظر شيوه انتخاب و معيارهاي نوشتن و پرورش آن مناسب نيست، تا در صورت فراهم بودن زمينه در شخص و غافل بودن وي از استعداد دروني بتواند آن استعداد را بارور کند. همچنين سوژه‌ها و معيارهاي ارزشيابي براي نمره دادن در زنگ انشا به هيچ وجه با نوشتن درست سازگاري ندارد.

يعني نويسنده شدن به فضاي خاصي نياز دارد؟

وقتي انسان در محيطي قرار مي‌گيرد که معيار اصلي و فضاي حاکم در آن محيط، مطالعه کتاب با موضوعات مختلف مذهبي، اجتماعي، ادبي و... است، اين آشنا شدن و چشيدن شيريني نوشته‌هاي ديگران -که چيزي نيست جز افکار، عقايد، احساسات، آرزوها و علايق آدم‌هايي که به آنان نويسنده مي‌گوييم- باعث مي‌شود كه خود به خود جذب آن فضا ‌بشود و به اين فکر کند که آيا نويسندگان اين کتاب‌ها افراد خاصي هستند و يا هر کسي مي‌تواند بنويسد، و در نهايت اين فضا موجب مي‌شود تا شخص دست به قلم شده و بنويسد.

نوشتن سخت است يا آسان؟

هنگامي که براي اولين بار تصميم گرفتم آنچه را که در ذهنم مي‌گذرد بر روي کاغذ بياورم تازه متوجه شدم که کار نوشتن چقدر سخت و چقدر آسان است؛ آسان هنگامي که نويسنده براي خودش بنويسد و در وهله اول براي لذت بردن روحي خود بنويسد، و چقدر سخت هنگامي که آن را در مرحله بعدي نوشته است تا برابر ديدگان مخاطب قرار بگيرد.

چند نوع نوشتن داريم؟

نوشتن يا جوششي است يا کوششي. جوششي آن نوع از نوشتن است که شخص تا ننويسد ناآرام است و نويسنده بدون توجه بدون توجه به انتشار و چاپ آن نوشته، تأثيري را که از موضوعي خاص در ذهن دارد به جهان واژه‌ها تبديل مي‌کند و بر روي کاغذ جاري مي‌‌سازد. حال اگر در مرحله‌اي بخواهد اين نوشته منتشر شود و يا آن را جايي ارائه كند، نوشته‌اش تبديل به نوشته کوششي مي‌شود. از طرفي، نويسنده از هر قالب ادبي که استفاده مي‌کند بايد تکنيک‌هاي آن را دانسته و به صورت تجربي يا آکادميک آن را آموخته باشد و در نهايت بايد اثر را ويرايش کند تا آن اثر تبديل به کالايي فرهنگي شده و در نهايت به مخاطب ارائه شود.

آثار شما بيشتر جوششي است يا کوششي؟

بسياري از نوشته‌هايم بر اساس موضوعات سوژه‌ها و وقايعي است که به آنها علاقه داشته‌ام. نوشته‌هايي نيز در ميان آثارم وجود دارد که بر اساس سفارش به وجود آمده و انگيزه و علاقه اوليه وجود نداشته است. به طور کلي مي‌توان گفت که اکثر نوشته‌هايم سفارشي بوده و بنا به سفارش خاصي آن اثر را توليد کرده‌ام. البته نوشته‌ها و پژوهش‌هايي نيز دارم که به سفارش نبوده و اساساً به فکر چاپ و انتشار آنها نيستم.

فرق يک نويسنده با يک شخص عادي در چيست؟

فکر مي‌کنم نويسنده بايد حساس‌تر باشد و همين حساس بودن اوست که باعث مي‌شود تا امري را که ظاهراً همه مي‌بينند و درگير آن هستند و آن را درک مي‌کنند با يک نگاه جذاب و نو و تأثيرگذار ببيند و به مخاطبان انتقال دهد و علاوه بر سرگرم کردنشان لذت روحي نيز در آنان ايجاد کند.

از نگاه نو و تأثيرگذار گفتيد. خودتان چقدر با نوآوري در ادبيات موافق هستيد؟

از يک منظر مي‌توان گفت که همه چيز را همه گفته‌اند و هيچ چيز نويي در دنيا وجود ندارد. شاعري که امروز مي‌خواهد در مورد عشق، انسان، مرگ و احساسات خود شعر بگويد نمي‌تواند. زيرا در طول تاريخ هزاران بار در مورد اين موضوعات شعر سروده شده است و گويي ديگر حرفي براي گفتن باقي نمانده است. اما از طرف ديگر، از آنجايي که مسائل روحي انسان‌ها غير قابل تقسيم‌بندي است مي‌توان اينطور نگاه کرد که به تعداد انسان‌ها زاويه ديد نسبت به موضوعات مختلف جهان وجود دارد و اگر اين زاويه ديد بين افراد متفاوت نبود الان بايد اشعار اجدادمان را که هزاران سال پيش سروده‌اند تکرار مي‌کرديم.

پس شما با سبک‌هاي جديد در شعر و ادبيات موافقيد؟

سبک چيزي نيست جز شيوه بيان جديدِ همان حرف‌هاي قديم، و البته بر کسي پوشيده نيست که روح و روان انسان قاعده‌بردار نيست كه در يک قالب بماند. روح انسان دائماً در تلاش است که شيوه بيان خود را در تمامي عرصه‌هاي ادبي و هنري عوض کند. در اين  ميان نويسندگان و هنرمندان بيش از ديگران به دنبال شيوه‌هاي جديد بوده و زاويه ديد متفاوت‌تري نسبت به موضوعات دارند و تلاش مي‌کنند که هميشه کار نو و جديدي را ارائه کنند.

چقدر تلاش مي‌کنيد که در آثارتان خودتان را به واقعيت نزديک کنيد؟

حتي در فراواقع‌گرايانه‌ترين آثار سورئاليستي مانند آثار فانتزي، و در تخيلي‌ترين آثار مانند آثاري که الهام‌گرفته از کابوس‌ها، خواب‌ها و روياها هستند و نويسنده قصد دارد که اثري كاملاً تخيلي و ساخته کارخانه فکري خود خلق کند، يک اصل اساسي وجود دارد و آن اين است که مخاطب آن اثر را در برابر واقعيت قرار مي‌دهد و در صورتي مي‌تواند با يک داستان و نمايشنامه ارتباط برقرار کند که براي او باورپذير باشد و در صورت باورپذير نبودن آن قصه را نمي‌خواند.

الهام را در کار نويسندگي چگونه توصيف مي‌کنيد؟

به طور کلي هيچ کار غير اقتباسي وجود ندارد. همه کارها اقتباسي هستند و تنها در درجه و منبع اقتباس و الهام است که با هم فرق مي‌کنند.

يعني الهام در کار نويسندگي درجه‌بندي مي‌شود؟

بله. زماني ممکن است که يک اتفاق يا حادثه به يک داستان يا نمايشنامه تبديل شود، و مواقعي نيز پيش مي‌آيد که فقط ديدن يک اثر يا شنيدن يک جمله و يادآوري يک خاطره از دوران کودکي به صورت اتفاقي سبب مي‌شود تا داستاني را بنويسيم که آن حس به وجود آمده را عيناًً به مخاطب انتقال دهيم.

برگرديم به نوشته‌هاي خودتان، چقدر به آثار و نوشته‌هاي خود از نظر انتخاب نام نوشته يا بازنويسي آن اهميت مي‌دهيد‌؟

يک نوشته اگر جوششي (دروني) باشد کسي که آن را مي‌نويسد در آن لحظه به قواعد و تکنيک‌ها فکر نمي‌کند و فقط مي‌نويسد، که البته من نيز از اين قائده مستثني نيستم و چه بسيار آثاري که هيچ وقت منتشر نشده‌اند. اما در کارهايي که کوششي (بيروني) است قطعاً به تکنيک و قالب اثر فکر مي‌کنم و در چنين کارهايي به شروع نوشته و به پايان آن مي‌انديشم. اما باز در وهله اول اين اتفاق نمي‌افتد و در ابتدا آنچه را كه در ذهن دارم بر روي کاغذ مي‌آورم و پس از پايان يافتن نوشته ساير موارد و تکنيک‌ها را در نظر گرفته و نوشته را بازنويسي مي‌کنم.

چقدر منتقد آثار خودتان هستيد‌؟

به طور کلي يک نويسنده هنگام خلق اثر بايد به شدت شيفته اثر خود باشد و در صورتي که از اثر خود لذتي نبرد و با آن ارتباط برقرار نکند قطعاً نمي‌تواند اثر موفق و ماندگاري خلق کند. اما پس از خلق اثر و زماني که نوشته توليد و عرضه شد بايد شيفتگي او نسبت به اثرش حذف شود، زيرا تا زماني که انسان شيفته چيزي باشد نمي‌تواند عيوب و نواقص آن را ببيند و درک کند. من نيز پس از خلق يک اثر از آن نوشته فاصله مي‌گيرم تا متوجه عيوب نوشته خود شده و اين نواقص را در آثار بعدي برطرف کنم.

راه‌هاي پرورش يک نويسنده خوب چيست‌؟

بعضي معتقدند که نويسندگي غريزي است و دوره‌هاي آموزشي به هيچ وجه تأثيري ندارد. از طرفي اساتيدي هستند که تا به حال آثار شاخصي خلق نکرده‌اند و در مقابل افرادي هستند که با وجود نداشتن تحصيلات دانشگاهي و نگذراندن ترم‌هاي آموزش‌ نويسندگي و تنها با علاقه و پشتکار و مطالعه زياد پيش رفته‌اند و البته توليدات خوبي نيز در اين زمينه داشته‌اند. اما به عقيده من غريزه و آموزش مطلق مثل هر کار افراط و تفريطي نتيجه نمي‌دهد و اين دو کامل کننده يکديگرند. اگر روش آموزش صحيح باشد و نويسنده تمام تکنيک‌ها را آموخته باشد و در ضمن کتاب‌هاي زيادي را نيز مطالعه کرده باشد و استعداد و غريزه نويسندگي نيز داشته باشد قطعاً مي‌تواند آثار خوبي را توليد کند.

سخني براي نويسندگان جوان و نوقلم داريد؟

هنگامي که کسي قلم به دست مي‌گيرد تا چيزي را بنويسد اگر قلم جلوتر از او بر روي کاغذ روانه شود نشانه آن است که حس نويسندگي در آن شخص وجود دارد، و اگر کسي اين حس را در وجود خود ديد بايد بداند که راه سختي را در پيش دارد و به هيچ وجه به چاپ شدن نوشته خود در يک نشريه يا روزنامه ديواري يا برگزيده شدن در جشنواره‌اي فکر نکند. زيرا اين نوع تفکر در شعر و ادبيات به شدت مانع رشد است و سطح توقع نويسنده را از خود پايين مي‌آورد و باعث مي‌شود در حالي که هنوز گام اول را بر نداشته‌اند متوقف ‌شوند.

 

 

چهارشنبه 13 آبان 1388 - 14:44


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری