يكشنبه 30 مهر 1396 - 11:49
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

يك اقتباس متوسط

 

نقد فيلم ترديد ساخته واروژ كريم مسيحي

واروژ كريم‌مسيحي پس از هفده سال كه از ساخت فيلم ستايش شده‌اش، «پرده آخر» مي‌گذرد، فيلم «ترديد» را ساخته است. «ترديد» ورسيون ايراني نمايشنامه «هملت» به شمار مي‌آيد. چهارچوب اصلي فيلم «ترديد» مانند «هملت» است: پسري (سياوش با بازي بهرام رادان) از خانواده‌اي ثروتمند به نحو مشكوكي پدرش را از دست مي‌دهد. عمو و مادرش با يكديگر ازدواج و او حالت در هم شكسته و ديوانه‌واري پيدا مي‌كند. سياوش به شكلي تصادفي متوجه تشابه زندگي‌اش با نمايشنامه هملت مي‌شود و سعي مي‌كند با كمك دوست نامزدش پاياني متفاوت براي زندگي خود رقم بزند.

وقتي خلاصه داستان «ترديد» را مرور مي‌كنيم. شباهت‌هاي زيادي ميان سياوش و هملت مي‌بينيم هر دو متعلق به خانواده‌هايي متمكن هستند. پدر خود را وقتي كه در سفر بوده‌اند از دست داده‌اند. مادر هر دو بعد از مرگ پدر بلافاصله به تقاضاي ازدواج عموي‌شان پاسخ مثبت مي‌دهد. به طور تقريبي شباهت ميان يك به يك شخصيت‌هاي فيلم «ترديد» با نمايشنامه «هملت» وجود دارد: مهتاب (افيليا)، كارو (هوراشيو)، عمو (كلوديوس)، پدر مهتاب (پولونيوس)، دانيال (لايرتيس) و...

كريم مسيحي البته سعي كرده كه در برخي از صحنه‌ها تغييراتي در داستان بدهد و آن را با شرايط معاصر وفق دهد. يكي از تمهيدات جالب وجذاب فيلم آن است كه در اواسط فيلم سياوش و دوستش (كارو) متوجه مي‌شوند كه حوادثي كه براي سياوش رخ داده، بسيار شبيه نمايشنامه هملت است بنابراين آن‌ها تصميم مي‌گيرند كه پايان داستان را تغيير دهند و با تقدير بجنگند. اين تمهيد خلاقانه‌اي است كه حدس زدن پايان فيلم را براي تماشاگر مشكل مي‌كند. وفاداري ديگر بخش‌هاي فيلم به نمايشنامه «هملت» اكثراً توجيه دراماتيك مناسبي دارد. هر چند اقامت عمو و مادر در آن قصر شاهانه بيشتر ما را به ياد قصر پادشاه فيلم «هملت» مي‌اندازد تا اينكه بخواهيم با خانه مجلل يك ثروتمند وطني و امروزي روبه‌رو باشيم. روبرويي با روح پدر هملت در قالب شخصيتي به نام خليفه (انوشيروان ارجمند) و بقيه بلوچ‌ها هر چند به بهانه مراسم آييني «زار» انجام گرفته ولي نچسب است و بيشتر ما را به ياد مراسم جادو و جنبل مي‌اندازد تا اينكه ما واقعاً بخواهيم با ظهور يك روح روبرو باشيم. جايگزين كردن يك پسر عقب‌مانده به جاي برادر افيليا هم انتخاب مناسبي نيست. اين انتخاب از سويي كاملاً در جهت عكس نمايشنامه صورت گرفت، (چرا كه در نمايشنامه برادر افيليا فردي صاحب منصب و با اراده و با اعتماد به نفس بالا است) از سويي ديگر مسئله انتقام‌جويي به نحوي كه در فيلم نشان داده مي‌شود براي يك شخصيت عقب‌مانده كاملاً دور از ذهن است. پيش‌بيني نقشه عموي سياوش در استفاده از پسر عقب‌مانده براي سوءقصد به سياوش هم غيرمنطقي است هر چند اين پيش‌بيني براساس نمايشنامه اصلي صورت گرفته است.

برخي از شخصيت‌هايي كه به داستان اصلي افزوده شده‌اند زائد هستند مثلاً كاراكتر زني كه نقش او را مهتاب كرامتي بازي مي‌كند در درام نقش مثبتي ندارد و سرانجام درستي پيدا نمي‌كند. يا شخصيت دكتر (اميد روحاني) به جز نقشي كه در سوءقصد به جان سياوش دارد حضورش در بقيه صحنه‌هاي فيلم زائد است.

برخي ديالوگ‌هاي نمايش هملت كه عيناً توسط بهرام رادان اجرا مي‌شود، اغراق‌آميز است و بسيار مصنوعي و غيرواقعي ادا شده است. آن تابلوي «بودن يا نبودن» هم اشاره‌اي بسيار گل درشت و اغراق‌آميز به تك‌گويي مهمي از نمايشنامه «هملت» است، كه كاركردي معكوس پيدا كرده و تأثير اين جمله مهم را از بين برده است.

سياوش به جاي آنكه مانند «هملت» شخصيتي عميق و پرسش‌گر باشد شخصيتي شوخ و شنگ و در بيشتر موارد منفعل است. اين مسئله باعث شده كه ترديدها و دغدغه‌هايش مانند شخصيت‌ هملت تماشاگر را درگير نكند.

با وجود تمام اين ضعف‌ها «ترديد» حتي تماشاگري كه نمايشنامه هملت را خوانده، اقتباس‌هاي سينمايي آن را ديده، باز با خود همراه مي‌كند و نكات جديدي براي كشف كردن و لذت بردن دارد. اما به هر حال همانطوري كه ذكر شد در برخي از صحنه‌ها وفاداري بيش از حد به نمايشنامه هملت و در برخي صحنه‌هاي ديگر هم تغييراتي كه منطق داستاني ندارند و از سطح نمايشنامه اصلي پايين‌تر هستند موجب شده كه «ترديد» اقتباس متوسطي از شاهكار شكسپير باشد.

 

 

 

سه‌شنبه 12 آبان 1388 - 14:53


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری