پنجشنبه 28 شهريور 1398 - 12:46
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان گلستان

 

نوآوري در آوردگاه تبليغ دين

 

 

چکيده:

مبلّغان ديني که در مجالس و گروه هاي مردمي حاضر مي شوند، مي بايست از اطلاعات و آگاهي هاي لازم و صحيح برخوردار بوده و شيوۀ انتقال مؤثر و اصولي پيام هاي ديني را شناخته و با در نظر گرفتن شرايط روز و نيازهاي اقشار مختلف، مطالب را ارائه دهند تا اين انتقال پيام، از تأثيرگذاري مناسبي برخوردار شده و در ارتقاء معرفت ديني مؤثر واقع شوند.

تبليغ در اسلام، موضوعي است که داراي اهميت ويژه اي مي باشد. درک اصول، شرايط، ويژگي ها و ابزار تبليغ اسلامي مي تواند راه گشاي ما در اين عصر باشد. پيامبر اکرم(ص) با بکارگيري يک سيرۀ تبليغي منسجم و هماهنگ بود که توانست ايده هاي ناب و زلال الهي را به گوش جهانيان برسانند.

البته براي ما که در عصر ارتباطات به سر مي بريم، درک ماهيت اين حرکت ضروري است زيرا تبليغ، محتاج يک الگوي سالم است که در صورت فقدان آن، هرگونه فعاليت تبليغي، نوعي ضد تبليغ محسوب مي شود. نوآوري در خصوص مفاهيم ديني و تبيين معارف و پيام هاي ديني، کاربردي بس دامنه دار دارد. البته ذکر اين نکته نيز ضروري است که پاي بندي به سنّت، نمي تواند مانعي براي نوآوري و شکوفايي باشد.

در روزگاري که نبرد فرهنگ و تمدّن در دنياي جديد بالا گرفته است، فرهنگ و تمدّني باقي مي ماند و به شکوفايي مي رسد که به دنبال راه هاي نو براي پاسخ به نيازهاي آحاد جامعۀ بشري باشد. بدون ترديد، فرهنگ و تمدّن انسان ساز اسلام از 1400 سال پيش تاکنون توانسته متناسب با نيازهاي انسان در هر عصر، راه هاي نو و بديعي را براي زندگي و نزديکي هر چه بيش تر به معبود ارائه نمايد و با نگرشي کلان، به تعالي نوع بشر کمک نمايد.

 

واژه هاي کليدي:

نوآوري ـ شکوفايي ـ تبليغ ـ ـ مبلّغ ـ رسانه ـ پيام ديني.

 

مقدمه:

در روزگاري که دشمنان براي تضعيف دين اسلام به هر شيوه اي متوسل مي شوند، ضرورت پرداختن و روي آوردن به نوآوري در عرصه هاي گوناگون در راستاي معرفي اين دين مبين، بيش از پيش آشکار مي شود.

اگر چه امروزه نوآوري در همۀ عرصه ها ضروري به نظر مي رسد و با رويکرد نگاه نو و خلاقانه به مسائل مختلف و مبتلابه جامعۀ بشري، مي توان از چالش هاي فراروي بشر به سلامت عبور کرد و آن طور که شايسته است، به سرمنزل مقصود رسيد، اما در عرصۀ تبليغ دين نيز در شرايطي که انواع و اقسام رسانه هاي ديداري و شنيداري، با بهره گيري از فن آوري هاي نوين در دهکدۀ جهاني به ايفاي نقش مي پردازند و بعضاً نيز اثرات مخرّب و غير قابل جبراني را به بار مي آورند، ضرورت بکارگيري نوآوري در تبليغ دين دو چندان به نظر مي رسد.

امروزه کم تر کسي را مي توان يافت که در تکاپو با دنياي صنعتي و مدرن بوده و از آسيب هاي احتمالي آن در امان باشد و يا حداقل ادعا نمايد که هيچ خطري او را تهديد نمي کند. پس بجاست با بهره گيري از فرصت ها و ظرفيت هايي که در عصر ارتباطات در اختيار انسان گذاشته شده، نهايت استفاده را نمود و در مقولۀ دين، با استفاده از روش هاي نو در حيطۀ تبليغ، حضوري موفق و هدف مند داشته باشيم.

يکي از مباحث مهم و قابل بحث در رابطه با تبليغ معارف دين، چگونگي و شيوۀ تبليغ و هم چنين نحوۀ بکارگيري ابزارهاي تبليغي است. در اين رابطه به اجمال، به بررسي نهادهاي مختلفي که مي توانند در تبليغ و انتقال معارف و آموزه هاي ديني مؤثر باشند، مي پردازيم.

براي توضيح بهتر موضوع تبليغ و انتقال مفاهيم ديني، در ابتدا به اجمال به تبيين کارکرد سه نهاد خانواده، آموزش و پرورش و رسانه که نقش بسيار مهمي در شکل دهي شخصيت افراد جامعه دارند، پرداخته و سپس با ارائۀ تعريف تبليغ و بيان نقش مبلّغان ديني در انتقال پيام هاي ديني، به ضرورت نوآوري در عرصۀ تبليغ اشاره خواهيم نمود:

 

خانواده:

نقش خانواده در انتقال مفاهيم و مباني ديني بسيار مهم و تعيين کننده است. افراد جامعه پيش از آنکه وارد سيستم آموزشي مرسوم جامعه اعم از آموزش و پرورش و... شوند، تحت آموزش هاي مستقيم و غيرمستقيم خانواده بصورت خودآگاه يا ناخودآگاه قرار مي گيرند.

نقش و اهميت اين نهاد به اندازه اي است که فرد در تعاملي که با اجتماع برقرار مي کند، عمدۀ رفتارها، کنش-ها و ارتباطاتي که در مقابل جامعه از خود بروز مي دهد را از خانواده، بصورت خودآگاه يا ناخودآگاه فرا گرفته است.

خانواده با انتقال مجموعه اي از بايدها و نبايدها که از فرهنگ و آداب و رسوم ديني، اخلاقي و... سرچشمه مي گيرد، آن چنان تأثيري بر فرزند مي گذارد که حتّي نقش ديگر نهادهاي تربيتي را نيز تا حدودي تحت الشعاع قرار مي دهد. البته ساير مراکز تربيتي و فرهنگي نيز در انتقال مفاهيم، نقشي تعيين کننده دارند که پرداختن به آن در اين مختصر نمي گنجد.

خانواده بهترين الگو  براي کودکان بوده که مي تواند به تنهايي، تأثيرات عميق و ماندگاري بر رفتارهاي فردي  و اجتماعي فرزندان داشته باشد. پس نقش والدين در انتقال پيام ها و مفاهيم و ارتقاء سطح بينش و اعتقاد  فرزندان به مباني ديني و معرفتي، انکارناپذير بوده و از آن جا که گذر فرزندان در سال هاي اوليۀ زندگي از کانون گرم خانواده غيرقابل اجتناب است، اهميت اين نهاد در شکل گيري بنيۀ اعتقادي فرزندان آشکار مي-شود.

 

آموزش و پرورش:

اهميت آموزش و پرورش در جامعۀ ما، در ساليان اخير مورد توجه جدّي مسئولين و دست اندرکاران قرار گرفته است. آن چه که نظام آموزش را در کشور ما از ساير نظام هاي آموزشي متداول در دنيا متمايز مي سازد، عجين بودن آموزش با پرورش است. به عبارت ديگر، تعليم در نظام آموزشي ما همراه با تربيت است.

آموزش و پرورش پس از خانواده بعنوان نهادي فراگير و تأثيرگذار، بيش ترين و بهترين نقش را بر نوجوانان و جواناني دارد که ساعاتي از شبانه روز را در مدارس و آموزشگاه ها سپري مي کنند. بهره گيري مؤثر و هدف مند از اين فرصت آموزشي، مي تواند تأثيرات ارزش مندي را در تقويت باورهاي ديني داشته باشد.

نهاد  آموزش و پرورش بايد با برنامه ريزي هاي صحيح و کاربردي، منابع آموزشي جذاب، پويا و تأثيرگذاري را  تدوين نموده تا اساتيد و مربيان با استفاده از روش هاي مناسب شرايط روز و اقتضاي سني دانش آموزان،  محتواي کتب آموزشي دين محور که در کنار ساير مطالب کاربردي و کليدي که در زندگي روزمره مورد  استفاده بوده و تأثيرگذار هستند را به مخاطبان القا نمايد. بدون ترديد آموزش دقيق و صحيح، بهترين و در واقع اصلي ترين راه کار براي ارتقاء، تقويت و گسترش آموزه هاي ديني در ميان اقشار مختلف است.

در کشور اسلامي ما، دين در تمام شئونات زندگي فردي و اجتماعي جاري است و براي تربيت انسان هاي کارآزموده و داراي اعتقادي قوي و محکم، نياز است که آموزش در گسترۀ معارف ديني در سطوح بالا همراه با اقدامات کارشناسي شده، انجام پذيرد.

نکته اي که در باب آموزش معارف ديني مهم و قابل توجه مي باشد، نحوۀ آموزش در مدارس است. مباحث  ديني بايستي در سيستم آموزشي مدارس، با شيوه اي خاص ارائه شوند و روشي که در اين بين مؤثر است، شيوۀ خاص تبادل نظر ميان معلم و شاگرد در انتقال پيام هاي ديني است. شبهات بسياري در ذهن پرسش گر دانش آموزان وجود دارد و اين شيوه باعث مي شود به اين شبهات در اذهان دانش آموزان پاسخ داده شود و در رفتار و منش مذهبي آنان نيز بسيار تأثيرگذار باشد.

 

رسانه:

امروزه رسانه به اشکال مختلف در تربيت ديني جامعه نقش دارد. مسئولين و دست اندرکاران فرهنگي جامعه نيز به اين دليل که رسانه اين قابليت را دارد که جهان بيني خاصّي را در ذهن مخاطبان ايجاد کند و باورها و ارزش هاي ديني را به مخاطبان انتقال دهد، عموماً در ارتباط تنگاتنگ با رسانه ها هستند.

البته رسانه بر حسب کارکردها و قابليت هاي متنوعي که براي آن متصوّر است، دامنۀ وسيعي دارد و رسانه هاي ديداري، شنيداري، چندرسانه اي، مکتوب و... را شامل مي شود.

افراد بطور ذاتي تشنۀ آموزش هايي هستند که به آن ها ارائه مي شود. تعامل برنامه هاي دين محور رسانه ها با يکايک افراد جامعه براي انتقال آموزه هاي ديني که پايه و بنيان زندگي سالم آيندۀ افراد خواهد شد، مقوله اي پيچيده و در خور کارشناسي است. رسانه ها عموماً محور انتقال فرهنگي ديني در جامعه ما بوده و در اشاعۀ فرهنگ ديني، نقش انکارناپذيري را ايفا مي کنند.

بکارگيري برنامه هاي مطلوب ديني در رسانه هاي مرسوم و متداول، يکي از اساسي ترين اقدامات رسانه هاي فراگير و تأثيرگذار در راستاي ارتقاي معرفت ديني در سطح جامعه است. از آن جايي که امروزه رسانه ها مخاطبين بسياري دارند و نقش مهمي را در انتقال معارف و فرهنگ ديني ايفا مي کنند، بدون ترديد خروجي رسانه ها در هر قالب و ساختاري که باشد، اثرگذاري ويژه اي داشته و در ذهن مخاطب ماندگار مي شود. به همين دليل مي توان از اين ويژگي خاص براي تربيت صحيح و ارتقاء معرفت ديني بهره مند شد.

در جامعۀ ما با فراگير شدن رسانه خصوصاً رسانه هاي ديجيتال، اين ابزار بعنوان يکي از نهادهاي تبليغي دين مطرح بوده و در اين راستا، برنامه هاي گسترده اي نيز توسط متوليان امر به فراخور شرايط و به مقتضاي مقاطع سني افراد، تدارک ديده شده است.

بعنوان مثال براي گروه سني پيش دبستاني، توليد انواع بسته هاي کمک آموزشي که عمدتاً با رويکرد انتقال آموزه هاي ديني مي باشند، براي گروه سني کودک و نوجوان با توليد انواع و اقسام برنامه هاي انيميشن، فيلم، بازي هاي رايانه اي و... که ذکر همۀ آن ها در اين مختصر نمي گنجد، و براي گروه سني جوانان و بزرگسالان نيز فراگير شدن استفاده از رايانه که به تنهايي صدها قابليت و ظرفيت مفيد را در مسير ارتقاي باورهاي ديني يکايک افراد به همراه دارد، نمود و رونق خاصّي يافته است.

دست اندرکاران رسانه ها در ارائۀ برنامه ها بايد با در نظر داشتن ابعاد مختلف جامعه و سلايق عموم، معارف اسلامي را با شيوه هاي تأثيرگذار ارائه نمايند. در اين اثنا شيوه هاي نوين تبليغ ديني که ارائه مي شود نيز بايد از تنوع برخوردار بوده و با در نظر داشتن نوع و شرايط و اقتضائات موجود در جامعه، تبيين شوند و در توليدات ديني رسانه ها نيز استفاده از برنامه هاي متنوع، جذاب و پرمحتوي بايستي مورد توجه برنامه سازان ديني قرار گيرد.

عملکرد صحيح رسانه مي تواند موجب اصلاح جامعه شود بطوري که اگر رسانه با عملکرد صحيحي که از آن متصوّر است بتواند در راستاي ارتقاي سطح اطلاعات و آگاهي هاي عمومي گام برداشته و با مديريت صحيح توسط مسئولين ذي ربط بتواند پيام هاي ديني را در قالب توليدات بسيار متنوع و جذاب ارائه کند، قادر خواهد بود موجبات اصلاح و تعالي جامعه را فراهم آورد.

رسانه علي رغم آثار و کارکردهاي بسيار متعالي و گسترده در تمام شئون زندگي فردي و اجتماعي افراد، در صورت عدم کنترل و هدايت دقيق از سوي رهبران، متفکران و متولّيان فرهنگي، عوارض تلخ و ناگوار بسياري را به دنبال خواهد داشت.

رسانه با توليد و انتقال محصولاتي با محتواي ديني، به شيوه اي تأثيرگذار مي تواند احياگر تحول در جامعه بوده و در انتقال معارف و مفاهيم ديني، با برنامه ريزي و اقدامات مطلوب و مؤثر مي تواند به همان نسبت که جذب-کنندۀ مخاطبين بسياري است، سوق دهندۀ اين مخاطبين به سمت و سوي آرمان هاي مترقّي و متعالي دين باشد.

 

مفهوم تبليغ

به عبارت کلّي، تبليغ  عبارت است از رساندن پيام به گيرندۀ پيام از طريق برقراري ارتباط به منظور ايجاد تغيير و دگرگوني در بينش و رفتار و افکار او.

تبليغات يا پروپاگاندا به زبان فرانسوي به معني ترويج اميال، ايجاد نظر خوب يا بد نسبت به شخصي يا سازمان يا مذهب يا عقيده اي يا چيزي از طريق تحت تأثير قرار دادن افکار و عقايد مردم مي باشد. براي تبليغات از هر نوع وسيلۀ ارتباط جمعي و مصنوعات صنعتي و حتّي فرآورده هاي غذايي، بهداشتي و... استفاده مي شود.

بنا به اعتراف کارشناسان و متصديان تبليغاتي غرب، تبليغات هنر و تکنيکي است براي مسخ فرهنگي و استحالۀ فکري و اخلاقي و در نتيجه تسلّط سياسي بر جوامع بشري.

پروپاگاندا يا تبليغ در تمدّن امروزي، به مجموعه اي از شگردها و شيوه هاي تأثيرگذار رواني و انفعالي گفته مي-شود که بزرگ ترين شاخصۀ آن، فقدان هرگونه پيام آگاهي بخش و بيدارکننده است. در واقع تبليغات در اين تمدّن، به ابزاري براي گسترش دامنۀ مصرف گرايي به عنوان يک ارزش و هنجار مطلوب اجتماعي بدل شده است. و اين در حالي است که تبليغ در اسلام، به معني رساندن حقايق و معارف اسلامي و دعوت و تشويق مردم به رعايت و اطاعت فرامين الهي و تأسي به سيرۀ انبياء و ائمۀ اطهار(ع) بکار رفته است.

رهبر معظّم انقلاب در تبيين مفهوم تبليغ مي فرمايد: «آن چه ما به آن اعتقاد داريم، معناي واقعي تبليغ است يعني رساندن حقايق و واقعيت ها به گوش مردم جهان است. تبليغي که ما به دنبال آن هستيم، غير از تبليغ مصطلح در دنياست، تبليغ ما رساندن واقعيت و حقيقت به ذهن هاست و حقيقت چيزي شريف، عميق و بسيار والاست».

اصولاً اساس کار تبليغات در اسلام، بر سه محور اساسي تعليم، تربيت و تزکيه استوار مي باشد. مبلّغ اسلامي با تلاش و تبليغ بر آن است که مخاطبان خود را به فضائل اخلاقي و کمالات نفساني و رشد و تعالي علمي و عملي دعوت نمايد.

 

مبلّغان ديني:

در گذشته از شيوۀ چهره به چهره براي ارائه و تبيين معرفت ديني در قالب مجالس مردمي و خانگي استفاده مي شد که بسيار مفيد و مؤثر بود. البته اين شيوه امروز بايد با تغييرات و شيوه هاي خاص و جديد بکارگرفته شود که از تأثيرگذاري لازم برخوردار باشد. اين مهم، امري است که تاکنون آن گونه که بايد، مورد مداقه قرار نگرفته و حتّي ممکن است تا حدودي نيز از جذابيت و تأثيرگذاري مجالس مردمي نيز کاسته باشد.

به رغم کاهش تأثيرگذاري مجالس و محافل مردمي که در مواردي مشاهده مي گردد، اما اين محافل و مجالس هم چنان از جايگاه خوبي برخوردار بوده و به همين دليل نيز مي بايست غناي آن ها مورد توجه قرار گرفته و البته فعاليت هاي لازم از جمله به روز شدن مباحث و نحوۀ ارائۀ آن ها بيش از پيش مورد توجه قرار گرفته تا ارتقاء جايگاه اين گونه گردهمايي ها را شاهد باشيم.

مبلّغان ديني که در مجالس و گروه هاي مردمي حاضر مي شوند نيز مي بايست از اطلاعات و آگاهي هاي لازم و صحيح برخوردار بوده و شيوۀ انتقال مؤثر و اصولي پيام هاي ديني را شناخته و با در نظر گرفتن شرايط روز و نيازهاي اقشار مختلف، مطالب را ارائه دهند تا از تأثيرگذاري مناسبي برخوردار بوده و در ارتقاء معرفت ديني مؤثر واقع شوند.

در واقع آن جا که بيان ديني همراه با پيام باشد، مي تواند مفيد فايده بوده و نقش تربيتي خود را ايفا کند و اين نکته اي است که متوليان تبليغ دين بايستي با نگاه نوآورانه و روزآمد، به آن توجه داشته باشند و در اين راستا خود را مسلّح به ابزارها و روش هاي نوين نموده تا در جهت نيل به اهداف آرماني و متعالي دين گام بردارند.

در اين عرصه، مبلّغاني که در ايام تبليغي فعاليت ويژه اي دارند، مي توانند در تبيين مباني دقيق اسلام و ارتقاء معرفت ديني، نقش تعيين کننده و ماندگاري داشته باشند.

در شرايطي که طي ساليان اخير دشمنان اسلام براي تضعيف اين دين الهي، فعاليت هاي مختلفي داشته و در اين راستا از هيچ کوششي فروگذار ننموده و به هر شيوه اي براي تضعيف و تحريف چهرۀ واقعي اسلام متوسل شده تا بدان جا که بدون هيچ ابايي، به مقدسات ديني نيز توهين کرده اند، توجه فعالان و مسئولان به امر تبليغ و اطلاع رساني دقيق و صحيح ديني، به منظور تقويت و تعميق باورهاي معنوي آحاد افراد جامعه، بسيار ضروري است. اين باورها بايد از چنان عمق و ريشه اي برخوردار باشند که هيچ يک از نقشه هاي دشمنان براي تغيير باورها و تضعيف جايگاه دين الهي اسلام، مؤثر واقع نشده و کوچک ترين خللي در اعتقادات آحاد جامعه ايجاد نشود.

تبليغ در اسلام موضوعي است که داراي اهميت ويژه اي مي باشد. درک اصول، شرايط، ويژگي ها و ابزار تبليغ اسلامي مي تواند راه گشاي ما در اين عصر باشد. به واسطۀ بعثت رسول اکرم(ص) بود که عرب جاهلي از حضيض ذلّت به اوج عزّت رسيد و مقام سروري يافت. براستي اسلام اين راه پرمخاطره و صعب العبور را چگونه پيمود؟ چگونه توانست قلوب معاندان را در اندک زماني فتح کند؟ هر پاسخي که به سؤالات مذکور داده شود، بدون ترديد، نقش و تأثير تبليغات در آن اجتناب ناپذير خواهد بود.

پيامبر اکرم(ص) با بکارگيري يک سيرۀ تبليغي منسجم و هماهنگ بود که توانست ايده هاي ناب و زلال الهي را به گوش جهانيان برساند. البته براي ما که در عصر ارتباطات به سر مي بريم، درک ماهيت اين حرکت ضروري است زيرا تبليغ، محتاج يک الگوي سالم است که در صورت فقدان آن، هرگونه فعاليت تبليغي، نوعي ضد تبليغ محسوب مي شود.

 

نوآوري در انتقال پيام ها و آموزه هاي ديني

پرواضح است که نوآوري و خلاقيت در ابعاد و حيطه هاي مختلف، قابل طرح بوده و چه در مباحث علمي و چه در مسائل اجرايي، دامنۀ گسترده اي را در بر مي گيرد. نوآوري در خصوص مفاهيم ديني و تبيين معارف و پيام هاي ديني نيز کاربردي بس دامنه دار دارد. البته ذکر اين نکته نيز ضروري است که پاي بندي به سنّت نمي تواند مانعي براي نوآوري و شکوفايي باشد.

قرآن کريم و سيرۀ اهل بيت(ع)، سنّت و عقل، همگي مباني فهم دقيق دين هستند. لحاظ نمودن اقتضائات زمان جهت تبيين اين موارد، در واقع در راستاي نوآوري و شکوفايي است. استفاده از آيات و روايات و متون اصلي ديني به اقتضاي زمان، ملاک اصلي است که بايد آميخته با نوآوري باشد.

در صورتي که اين چنين عمل کنيم، در مي يابيم که علماي اسلام، در زمان هاي مختلف، هميشه خلاقيت و   نوآوري را در عرصۀ فهم ديني دارا بودند که نمونه هاي آن نيز در تاريخ بسيار است. فرهيختگان ديني با توجه  به اقتضائات زمان، از متن دين و روايات اهل بيت(ع) که مفسّران واقعي دين و قرآن کريم هستند، مطالبي را بيان نمودند که در گذشته از نگاه عالمان مخفي مانده است.

 

نوآوري و شکوفايي در حوزه هاي علميه

هر فردي که در زمينۀ تبليغ مباني ديني فعاليت دارد و مي خواهد دربارۀ اقتضائات زمانه سخن بگويد، در ابتدا بايد فهم درستي از متون دين داشته باشد. اين علوم عبارتند از ادبيات عرب، منطق، فقه و اصول و ساير علوم حوزوي. هم چنين براي اينکه يک مبلّغ، دين را به اقتضاي زمان تبيين کند، بايد زمانه را بشناسد. مبلّغ مباني ديني اگر بر مفاهيم ديني تسلّط داشته باشد ولي زمانه را نشناسد، نمي تواند آن رسالتي را که بر عهده دارد، به درستي به سرمنزل مقصود برساند.

با فهم درست از زمان و فهم درست از دين است که نوآوري و شکوفايي به نيازها پاسخ گو خواهد بود. يکي از نيازهاي مبلّغ ديني، شناخت نيازهاي فکري و عقيدتي جامعه و عرضۀ آن ها به منابع ديني است تا بتواند پاسخ گوي اين نيازها از متن دين باشد.

اما نکتۀ دشوارتر اين جاست که مطلب استخراج شده از منبع ديني بايد به زبان هر مخاطب تبيين شود و صد البته که قالب و شکل عرضۀ اين مفهوم نيز بسيار مهم است. قالب بيان مطلب ديني براي هر مخاطب، متفاوت است که بايستي در اين محور نيز نوآوري و خلاقيت بوجود آورد.

نکتۀ ديگري که در اين جا به آن اشاره مي شود، اين است که بايد زمينۀ بيان مطلب را بدرستي بسنجيم. مهارت ايجاد ارتباط با مخاطب، بسيار مهم است. وقتي که هنوز با مخاطب ارتباط مؤثر برقرار نشده، حتّي اگر مطلب باندازه اي قوي و جذاب باشد، مخاطب در ارتباط برقرار کردن با مبلّغ، دچار ابهام است.

البته تلاش زيادي نيز شده است که پيام مبلّغان را در ذهن مخاطب بد جلوه دهند که اين کوشش ها به زمان پيش از انقلاب بر مي گردد که تلاش کردند ذهن مخاطب را در برابر پيام مبلّغان، بي اثر يا خنثي کنند و تا مادامي که نگاه مخاطب به پيام تغيير نکند، مخاطب، آمادگي پذيرش ندارد.

 

موانع فراروي تحول در تبليغ دين:

تاکنون تعريف روشني از فرهنگ نوآوري در عرصۀ تبليغ دين ارائه نشده است. پرواضح است که مقولۀ فرهنگ سازي از لوازم پيش رفت جوامع است. در راستاي نوآوري در تبليغ دين نيز ابتدا بايد فرهنگ سازي کرد. تا زماني که فرهنگ نوآوري را در عرصۀ تبليغ دين نهادينه نکنيم، به وضعيت مطلوب نمي رسيم.

جهت نيل به نوآوري در تبليغ دين ضمن اينکه نبايد به وضعيت موجود قانع شد، بايد همواره در راستاي سير از وضع موجود به وضع مطلوب گام نهاد. البته ممکن است کساني که مي خواهند در حوزۀ تبليغ دين نوآوري داشته باشند، با ناملايماتي روبه رو شوند. اصولاً همواره خلاقيت در حوزۀ دين با مخالفت هايي روبه رو بوده است. نوآوري و خلاقيتي که تأثيرگذار باشد، حتماً با مخالفت مواجه مي شود ولي بايد با متانت و مديريت صحيح، نوآوري را به جامعه تزريق نمود.

انتقال مفاهيم ديني با خلاقيت و استفاده از روش هاي روزآمد، نتيجه بخش بوده و اثرات مفيدي را به همراه دارد اما اگر نوآوري با اصول و مباني ديني مخالفت داشته باشد، هرگز مطلوب نيست.

 

پيشنهاداتي براي ايجاد تحول در عرصۀ تبليغ دين:

در مقولۀ شکوفايي بايستي طرح هاي متفاوتي دنبال شود. بايد طرحي جامع براي فرهنگ سازي نوآوري و خلاقيت در اين زمينه طراحي شده و همۀ مبلّغان ديني در تمامي سطوح، در اين بستر نوآوري کنند.

در اين خصوص، ايجاد تعادل در بخش نوآوري نيز حائز اهميت است. براي ايجاد تعادل بايد به متون اصلي دين مسلّط شويم و سپس براي زمان شناسي و شناخت نيازهاي زمان در جامعه، در کنار مباحث فقهي و اصولي و تفسيري، مباحث روز هم بصورت فراگير مطرح شود و ذهن مبلّغ با مسائل مورد نياز جامعه آشنا شود. بعد از اين نيز بايد زمينۀ رشد استعدادهاي خلاق افرادي که در عرصه هاي مختلف محتوايي، فکري، تبليغي و... شناخته شده اند، فراهم شود.

براي نوآوري در تبليغ، نيازمند دانستن و بکاربستن مطالعات کارشناسي و علمي هستيم. چرا که هر سازماني براي بقا و پويايي، نيازمند انديشه هاي نو و تازه است. خلاقيت و نوآوري چنان به هم در آميخته اند که ارائۀ تعريف مستقلّي از هر کدام دشوار است. خلاقيت، پيدايي و توليد يک انديشه و فکر نو است در حالي که نوآوري، عملي ساختن آن انديشه و تفکر است.

در روزگاري که نبرد فرهنگ و تمدّن در دنياي جديد بالا گرفته است، فرهنگ و تمدّني باقي مي ماند و به شکوفايي مي رسد که به دنبال راه هاي نو براي پاسخ به نيازهاي آحاد جامعۀ بشري باشد. بدون ترديد، فرهنگ و تمدّن انسان ساز اسلام از 1400 سال پيش تاکنون توانسته متناسب با نيازهاي انسان در هر عصر، راه هاي نو و بديعي را براي زندگي و نزديکي هر چه بيش تر به معبود ارائه نمايد و با نگرشي کلان، به تعالي نوع بشر کمک نمايد.

ميدان فعاليت در زمينۀ تبليغ ديني، ميداني نرم افزاري است و نيازمند اين است که يک مبلّغ، همواره به نوآوري هاي روز در عرصه هاي علمي مجهز باشد.

 

تأثير نوآوري در عرصۀ تبليغ در پيش برد اهداف انقلاب اسلامي:

يکي از مهم ترين ويژگي هاي انقلاب اسلامي، محتواي بين المللي و فرامنطقه اي آن است. اين محتوا اگر بخواهد به اقتضاي زمان و نيازهايي که انقلاب در ابعاد داخلي و خارجي دارد، پاسخ گو باشد، نيازمند روش هاي تبليغي نو و خلاقانه است تا پاسخ گوي نيازهاي روز باشد. عملکرد در اين زمينه هر چه قوي تر باشد، انقلاب با قدرت و توسعۀ فراگيرتري به ايفاي نقش خواهد پرداخت.

اگر در مقولۀ معرفي انقلاب به دنيا ضعيف باشيم، تبعاً ناکارآمدي انقلاب در داخل و خارج ترويج خواهد شد که آثار و تبعات منفي را به همراه دارد. در اين زمينه رسالت مبلّغان اين است که به منابع ديني تسلّط داشته باشند و با تسلّط به شيوه هاي نوين ارتباطي و فن آوري به اقتضاي زمان، آن چه که از چرايي انقلاب و محتواي ذاتي انقلاب استنباط مي کنند را معرفي نمايند.

 

منابع و مآخذ:

ـ افتخاري. اصغر، سيرۀ تبليغي پيامبر اکرم(ص) ـ 1377ش.

ـ عجاج الخطيب. دکتر محمد، پرتوهايي از تبليغات اسلامي در صدر اسلام ـ چاپ دوم، 1407ق.

ـ رزاقي. احمد، تبليغات ديني؛ ابزارها و شيوه ها.

ـ حديث شکوفايي، دفتر پژوهش هاي فرهنگي مرکز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي رويش.

ـ هميلتون. ملکم، جامعه شناسي دين، ترجمۀ محسن ثلاثي،1381ش.

ـ جلاليان. عسکر، عصر ارتباطات و نيازهاي جوانان، انتشارات مشهور.

ـ جوانبخت. مهرداد، بررسي انتقادي نظام آموزشي کشور، انتشارات آموزه.

ـ رشيدپور. مجيد، آشنايي با تعليم و تربيت اسلامي.

 

حسين حسين زاده

کارشناس فرهنگي اداره تبليغات اسلامي شهرستان مينودشت

 

شنبه 2 آبان 1388 - 13:26


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری