جمعه 2 فروردين 1398 - 4:15
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

مهندسي تمدّن اسلامي؛موانع و الزامات

 

  

 

·      مهندسي تمدّن اسلامي (موانع و الزامات)

·      حجت­الاسلام والمسلمين دکتر عبدالعلي رضائي

·      انتشارات فجر ولايت

·      چاپ اول/ 1386ش/2000نسخه

·      وزيري/ 415ص/ شوميز

·      شابک: 4ـ23ـ7744ـ964ـ978

·      قيمت: 4500تومان

 

اثر حاضر تلاشي است براي بيداري هدايت جامعۀ دين­مدار به سوي پي­ريزي محيط اجتماعي خود براساس آموزه­هاي اسلامي که هدف نهايي رسيدن به معنويت و کرامت انساني است. با توجه به پيش­رفت­ها و تحولاتي که در عرصه­هاي مختلف علمي به­ وجود آمده و ارتباطات و تبادل اطلاعات باعث شده جامعۀ اسلامي هم تلاش گسترده­اي براي پيش­رفت و پاسخ­گويي به خواسته­هاي جامعه و انديشه­هاي نوين داشته باشد و براي رسيدن به رسالت خود که ايجاد جامعۀ جهاني اسلامي مي­باشد، نيازمند برنامه­ريزي و تلاش فکري و علمي ديني است که به­ موجب آن بتواند تمدّن اسلامي را پايه­ريزي و روز به روز براي رشد و بالندگي آن تلاش ­کند.

کتاب حاضر از يک مقدمه و چهار فصل تشکيل شده است. در مقدمه به دلايل و ضرورت طرح چنين موضوعي اشاره شده است که چه نيازي باعث شده که به بررسي مهندسي تمدّن اسلامي پرداخته شود و در ادامه با مطرح کردن دلايل سلبي موضوع و با اشاره به صحيح نبودن تمدّن مادّي و پيامدهاي ناگوار اقتباس از آن که از يک طرف جامعۀ بشري را از اعتقادات ديني خود دور مي­کند و نظام­هاي بشرساخته را تبليغ و تبيين مي­کند و از طرف ديگر از پاسخ دادن به نيازهاي فطري بشر عاجز است. از دلايل اثباتي پرداختن به بررسي مهندسي تمدّن اسلامي مي­توان به لزوم تحقق آرمان­هاي ديني از طريق تمدّن­سازي اشاره کرد و از طرف ديگر هدف اصلي جامعۀ اسلامي، زمينه­سازي براي اقامۀ تمدّن اسلامي مي­باشد که نياز به زيرساخت­ها و فراهم­ساختن ظرفيت­ اجتماعي دارد. در ادامه، تمدّن اسلامي را از سه ديدگاه (فقه فردي، فقه پويا و فقه اجتماعي) مورد بحث و بررسي قرار داده و هدف از اين مباحث را ايجاد يک مدل کارآمد براي مهندسي يک تمدّن نوين از طريق بررسي مبادي، مواضع و موانع آن مي­داند.

مؤلف در فصل اول به مقايسۀ زيربناها و روبناهاي هر دو تمدّن الهي و مادّي پرداخته و ارکان و لوازم هر دو تمدّن را شناخت خاستگاه تاريخي هريک از جوامع براساس يک فلسفۀ تاريخي متقن، به­علاوه شناخت پايگاه فکري آن­ها براساس يک نظام فکري منسجم و در نهايت شناخت جايگاه اجتماعي هريک براساس يک الگوي عملي کارآمد، تنها شيوۀ برخورد صحيح با فرد و جامعه در گذار از وضع «موجود» به وضع «انتقالي» و از آن­جا به وضع «مطلوب» است که بر تمام اين سه وضع تنها يک جهت حاکم است که اين جريان رو به رشد را به آن­چه در کلام وحي مضبوط است، نائل مي­سازد، و اگر امروزه براي بسياري از صاحبان علم ـ به­خصوص دانش­مندان مشرق­زمين که با وجود داشتن گذشتۀ درخشان، چند صد سال است که به مصرف­­زدگي و اقتباس علمي خوگرفته­اند ـ تصديق اين نکته دشوار باشد که پيش از رنسانس علمي، اطوار ديگري از علم با زيرساخت­ها و پيش­فرض­هاي متفاوت و البته کارآمدي ديگر وجود داشته است و در آينده نيز امکان ظهور گونه­هاي ديگري از دانش بشري وجود دارد، علت اين ناباوري را بايد در غلبۀ لائيسم و سکولاريسم بر روح و فکر صاحبان علم جست­وجو کرد.

در ادامه به تاريخچۀ رنسانس اشاره مي­شود که چگونه به­وجود آمد و چه تأثيراتي در سرنوشت بشر امروز گذاشت و محصول دورۀ رنسانس که توأم  با مادّي­گرايي بود، تمدّن غرب است که انسان امروز را غرق در ماديات کرده و از اعتقادات ديني دور ساخته و روابط اجتماعي را بر پايۀ قوانين خودساخته و سست قرارداد. در ادامۀ اين بخش به نظرات چند تن از دانش­مندان غربي از جمله کانت و دکارت و هيوم اشاره شده است که دربارۀ تمدّن غربي و تأثيرات آن بر اعتقادات و باورهاي ديني مردم سخن رانده­اند. در پايان اين فصل به دست­اندرکاران نظام اسلامي توصيه مي­شود که چنان­چه انديشۀ احياي تمدّن الهي را درسر مي­پرورانند، اگر نتوانند به صورت عيني و در قالب يک جنبش و انقلاب نرم­افزاري گسترده، فناوري جديدي به بشر تشنۀ معارف الهي عرضه کنند، حتماً تمدّن الهي کماکان در محاق عزلت باقي خواهد ماند و ميدان را براي قدرت­نمايي بيش­تر تمدّن مادّي و هماوردخواهي آن خالي خواهد کرد و نيز اگر در توليد علم و شيوه­هاي توزيع و مصرف آن دقّت و نظارت نداشته باشند، جنبش نوپاي نرم­افزاري اسلامي با شکست مواجه خواهد شد و نيز براي پياده­سازي و تثبيت قوانين اسلامي و مشروعيت ديني نياز به بسترسازي و مقبوليت اجتماعي است. هم­چنين بايد با تغيير شرايط و گذشت زمان مناسک و پرستش نيز بازخواني شود و حدود اين مناسک مشخص شده باشد و از افراط و تفريط در اين زمينه جلوگيري شود.

فصل دوم به مباني مهندسي تمدّن اسلامي پرداخته و راه­هاي تحقق انقلاب فرهنگي و توليد نرم­افزار و سخت­افزارهاي متناسب با فضاي حاکم بر نظام اسلامي را بررسي مي­کند و تنها در اين صورت مي­توان از مهندسي تمدّن اسلامي سخن گفت و مجراي جريان احکام الهي را در بستري امن ايجاد کرد و نيز مي­توان بين شرع مقدّس و نظام مديريت اجتماعي پيوند برقرار کرد و تنها در اين صورت مي­توان نظام گزينش و توزيع مناسب اجتماعي را براساس ارزش­هاي الهي تعريف کرد.

يکي از اساسي­ترين نيازهاي نظام اسلامي امروز، تبديل کردن مفاهيم کلّي برگرفته از قرآن کريم و سنّت به مفاهيم عملياتي است. به بيان ديگر مفاهيم نظري بايد امکان تبديل به ضرايب کمي را پيدا کنند تا از کارآمدي مدل­سازي اسلامي براي اقامۀ تمدّن اسلامي دفاع کرد.

بنابراين براي طراحي تمدّن اسلامي، وجود يک مدل انتقال کارآمد بسيار ضروري است و براي تحقق فرمان الهي، تفکرکردن دربارۀ طراحي مدل برنامه در نظام اسلامي است که برخي از فرزانگان جامعۀ اسلامي در صدد پي­ريزي شالودۀ سه بنياد علمي در آرمان­شهر اسلامي، تلاش خالصانه­اي کرده و توانسته­اند مدل جامعي را براي دوران گذار طراحي کنند. سه محور اين شالودۀ علمي در مدل استنباط احکام اجتماعي، مدل توليد معادلات کاربردي و مدل طراحي برنامه­هاي اجرايي خلاصه مي­شود.

در فصل سوم مواضع و ديدگاه­هاي انديش­مندان دربارۀ تمدّن اسلامي يا به اصطلاح استقرار حکومت اسلامي نقد و بررسي شده و نظرياتي در خصوص رابطۀ دين و سياست و شريعت و معيشت مطرح شده است و ديدگاه­هاي مختلفي دربارۀ چارچوب و منشور حکومت اسلامي بدست آمده که برخي از اين ديدگاه­هاي عبارتند از:

1. فقه سنّتي، محور حکومت و تمدّن اسلامي؛

2. فقه پويا همراه با توسعۀ موضوعي فقه، به­مثابۀ ابزار مهندسي تمدّن اسلامي؛

3. تکيه بر کارشناسان متمدّن با هدف هم­سان­سازي فرهنگي با تمدّن غرب و آشتي مدرنيته با تمدن اسلامي؛

4. تکيه بر تلفيق کارشناسي ديني و علمي، به عنوان تنها شيوۀ مؤثر در نظام­سازي اسلامي؛

5. تکيه بر دين حداکثر با هدف اقامۀ تمدّن اسلامي.

با توجه به ديدگاه­هاي فوق مي­توان ادعا کرد که ديدگاه پنجم اسلامي­شدن جامعه و معماري تمدّن اسلامي را جز با اصلاح مباني نظري، نظام تعاريف و مفاهيم، منطق ادارۀ جامعه و قراردادن فلسفۀ عمل براساس وحي به جاي فلسفه­هاي موجود، ممکن نمي­داند.

مؤلف در فصل پاياني به بررسي موانع فراروي مهندسي تمدّن اسلامي پرداخته شده است که برخي از اين موانع در حوزۀ تئوريک و فلسفي و برخي ديگر در حوزۀ فرهنگي و اجتماعي قابل طبقه­بندي مي­باشند، اما برخي ديگر ريشه در تاريخ پرفراز و نشيب مکاتب توحيدي و وجود مکاتب و نحله­هاي مختلفي قراردارد که هريک خود را فرقۀ ناجيه و آرمان­ها و عقايد خود را عين اسلام مي­دانند که غفلت از آن­ها، زيان­هاي فکري عميقي را درپي­دارد. بنابراين شناخت دقيق موانع مي­تواند زمينه­ساز طراحي راه­کارهاي مناسب براي انتقال قدرت فناوري و علمي از حوزۀ الحاد به حوزۀ ايمان باشد و يکي از موانع اصلي بر سر راه تحقق تمدّن اسلامي را بايد نقصان آشکار در حوزۀ عقلانيت و منطق استنباط احکام اجتماعي جست­وجو کرد که در عين محدوديت در نگرش، قرار است نظام اجتماعي را سازماندهي کند.

در ضمن تا زماني که جوامع اسلامي از سويي، از تبعيد به تفکرات گذشته خود و از ديگر سو تقليد کورکورانه از فرهنگ­هاي بيگانه دست برندارند، بايد احياي تمدّن اسلامي را امري موهوم و دست­نايافتني قلمداد کرد.

گفتني است که اثر حاضر در گروه تاريخ، فرهنگ و تمدّن اسلامي از بين هزار و سيصد و چهل و شش اثر رسيده به سومين جشنوارۀ دوسالانۀ کتاب دين و پژوهش­هاي برتر (ارديبهشت­ماه 1388)، به عنوان اثر شايستۀ تقدير انتخاب گرديد.

 

 

 

شنبه 2 آبان 1388 - 12:54


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری