پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 8:4
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

محمد عصاريان

 

ثبت تاريخ انقلاب و جنگ يك نياز هميشگي است

 

 

گفتگو با اميرحسين فردي، نويسنده


 

آرام، متين و محجوب. متولد پنجم مهرماه 1328، در دامنة جنوبي کوه سبلان. ‌شش‌ساله بوده که با خانواده به تهران مي‌آيد و چند‌ سال بعد پايش به مسجد جوادالائمه(ع) باز مي‌شود؛ مسجدي که مدت‌ها جلسات شعر و قصه‌اش پاتوق بسياري از نويسندگان امروز ادبيات انقلاب بوده است؛ از جمله: شهيد حبيب غني‌پور، و همچنين حسن جعفر بيگلو، رضا کياني، محمد ناصري، ناصر نادري، محمدرضا کاتب، شهرام شفيعي، خسرو باباخاني و... كه اكنون هر کدام در کار خودشان شاخص هستند. مسجد در زمينة سينما هم چهره‌هاي شاخص داشت. "حسين ياري" جزو نوجوان‌هايي بود که در نمايشنامه‌ها بازي مي‌کرد. اصغر نقي‌زاده، فرج‌الله سلحشور، بهزاد بهزادپور. يک دوره هم مجيد مجيدي نمايشنامه‌اي را در مورد مبارزات بچه‌هاي مظلوم فلسطين کارگرداني کرد.

اميرحسين فردي تاكنون توانسته کتاب‌هاي "کوچک جنگلي"، "مهمان ملائک"، "سياه چمن"، "ملاقات با آفتاب"، "خورشيد"، "روزي که تو آمدي"، "روح‌الله"  و كتاب بي‌نظير "اسماعيل" را به مخاطبان ادبيات داستاني انقلاب و دفاع مقدس عرضه کند. از طرفي اميرحسين فردي حداقل ٣٠ سال است كه در «كيهان بچه‌ها» نه فقط با كودكان كه با بزرگسالاني كه مي‌خواهند با جوانان و كودكان باشند و نويسندگاني كه كودكان را فراموش نكرده‌اند‏، همگام شده است. اين بار جنگ و انقلاب در ادبيات كودك را دستماية گفتگو قرار داده‌ايم. «فردي» با دقت به هر سؤالم گوش مي‌دهد و تنها آنگاه كه طرح موضوع مي‌كنم و مي‌گويم كه بايد از جنگ و انقلاب در ادبيات كودك صحبت كنيم‏، سرش را به زير مي‌اندازد و چند ثانيه‌اي دست بر چانه سكوت مي‌كند. سرش را كه بلند مي‌كند انگار غمگين شده است. مي‌گويد: «از چه بگويم وقتي كاري نكرده‌ايم؟» چاره‌اي نيست. مي‌گويم «از آنچه انجام نداده‌ايم‏، بگوييد»، و مي‌‌گويد:

 

به نظر شما اصلا‌ً ضرورتي دارد كه موضوعاتي مانند دفاع مقدس و انقلاب اسلامي در ادبيات كودك و نوجوان بازگو شود؟

اين امر بستگي به آن دارد كه چه نوع نگاه و تلقي‌اي از انقلاب و دوران دفاع مقدس داشته باشيم. انقلاب و دفاع مقدس دو امر بزرگ تاريخي هستند كه در كشور ما اتفاق افتاده و در زندگي و سرنوشت همة آحاد جامعه تأثير داشته و در واقع جامعة ايراني را كاملا‌ً دگرگون كرده و بر جامعة جهاني نيز تأثير‌گذار بوده است. زماني كه ما با اين دو قله بزرگ در تاريخ معاصر مواجه هستيم از جنبة تاريخي حق نداريم آن‌ها را به فرزندان خود منتقل نكنيم. وظيفه داريم اين دو حادثه بزرگ را به خوبي و با قالب زيبا و جذاب به كودكان منتقل كنيم و به آنها بگوييم چه اتفاقي و براي چه در ايران به وقوع پيوسته است. تشريح اين حوادث بايد آنگونه هنرمندانه باشد كه وارد زندگي و ذهنيت كودكان و نوجوانان شود و بر همين اساس نيز اصلا‌ً اين كار يك وظيفه است.

 

چطور مي‌‌توان حوادث جنگ و انقلاب را به صورت هنرمندانه براي كودكان و نوجوانان بيان كرد؟

نه تنها امروز بلكه در قرن‌هاي گذشته نيز حوادث خشن و خونبار را به گونه‌اي تشريح مي‌كردند كه كودكان بتوانند بپذيرند. امروز با پيشرفت علم روانشناسي قطعا‌ً بايد اين ملاحظات را داشته باشيم. البته بايد به همة جنبه‌ها بپردازيم و به طور مثال جبهه رفتن را مثل پارك رفتن نشان ندهيم. كودك بايد بفهمد كه اين امر يك خطر و پديده‌اي شوم بوده كه به پدران ما تحميل شده و پدران ما براي دفاع از خانه شجاعانه جنگيده‌اند. عده‌اي جان‌باخته و جماعتي جانباز شده‌اند. و البته از بيان خشونت‌ها و جنبه‌هاي آزاردهنده آن نيز بايد دوري كرد.

 

اين قالبِ مناسب هنرمندانه چيست؟

اين قالب به خود هنرمندان بازمي‌گردد و كساني كه ظرفيت اين هنرمندان را مي‌شناسند و مي‌دانند كه چطور بايد با مخاطب صحبت كرد: نويسنده،‏ هنرمند،‏ تصويرگر‏، معلم و حتي پدر و مادري كه مي‌دانند چطور بايد با فرزندشان صحبت كنند، آنها بايد اين قالب را پيدا و آن را بيان كنند.

 

فكر مي‌كنيد با جنبه‌هاي سياسي جنگ و انقلاب چه بايد كرد؟ آنها را نبايد گفت يا بايد در همان قالب هنرمندانه بيان شود؟

جنگ در آنجايي آغاز مي‌شود كه سياست به بن‌بست مي‌رسد. جنگ و سياست به هم آغشته‌اند، لذا از گفتن سياست هيچ گريزي نيست. بايد با زبان مناسب براي كودكان توضيح دهيم كه كسي به اسم «صدام» چرا به سرزمين ما حمله كرد. چراها را بايد در حد بچه‌ها برايشان بگوييم و به آنها توضيح دهيم كه چه شد كه پدران شما تسليم نشدند.

 

ما در حوزة بيان اين مفاهيم به كودكان در كجا ايستاده‌ايم و چقدر خوب عمل كرده‌ايم؟

ما خوب نيستيم چرا كه اصلا‌ً در اين زمينه كار نكرده و به آن نپرداخته‌ايم. اين مسائل را بايد نوشت. نبايد به اين كه آيا بچه‌ها استقبال مي‌كنند يا نه‏، توجه كرد. مسئله اين است كه نسل حاضر كه قادر به نوشتن از جنگ و انقلاب هستند و در آن جريانات بوده‌اند، هميشه در قيد حيات نيستند. اين نسل متعلق به حوادث بزرگ تاريخ ما بوده‌اند و بايد تاريخ به دست آنها ثبت شود. ارزش اينها در زمان خودشان معلوم نمي‌شود بلكه در آينده روشن خواهد شد.

 

چه كارهايي بايد انجام مي‌داديم كه انجام نداده‌ايم؟

ما بررسي مي‌كنيم و مي‌بينيم كه از مفاهيم و ماجراهاي انقلاب و جنگ براي بچه‌هاي خودمان و در قالب ادبيات چيزي نگفته‌ايم. حال چه بايد بكنيم و از كجا شروع كنيم. بايد دور ميز نشست و مذاكره كرد. ما نويسندگان و شاعران بسيار توانايي داريم كه مي‌توانند از انقلاب و جنگ براي بچه‌ها شعر و قصه بگويند، اما هيچ‌گاه به فكرمان نرسيده و به دنبالش نرفته‌ايم. من به همين دليل سال گذشته جشن بزرگ داستان را براي بزرگسالان شروع كردم چرا كه ما بررسي كرديم و ديديم كه در زمينه انقلاب و در فضاي ادبيات داستاني كتاب فاخري براي بزرگسالان وجود ندارد. مي‌‌توان در زمينه كودك و نوجوان هم همين‌ كار را انجام داد. راه‌ها و شيوه‌هاي گوناگوني نيز وجود دارد كه با بررسي‏، هم‌فكري و تعامل راه‌ها شناخته مي‌شود و تجربه به ما مي‌گويد كه بايد چگونه حركت كنيم.

 

چرا شما به عنوان يك دست‌اندر‌كار اين بخش و كسي كه سال‌هاست با كودكان در ارتباطيد كاري انجام نمي‌دهيد. شما به گفتة خودتان در كيهان بچه‌ها در يك دورة ١٠ساله بزرگترين نويسندگان كودك و نوجوان را خلق كرديد، چرا اين كار را در مورد ادبيات جنگ و انقلاب كودك و نوجوان انجام نمي‌دهيد؟

انسان بايد موقعيت‌شناس باشد؛ به اين معنا كه بفهمد نياز زمانه چيست. اين نيازسنجي بر مبناي توانمندي‌هاي فردي شكل مي‌گيرد. اگر امروز تصميمي بگيريم كه نياز زمان نباشد و قادر به انجام آن نباشيم، شكست خواهيم خورد. همه بايد حركت كنند و ما هم كه دست‌اندركار مسائل ادبيات و هنر هستيم بايد صحنه را خوب شناسايي كنيم و البته آينده‌نگر نيز باشيم و ببينيم كشورهاي ديگر چه كرده‌اند. ماجراي كيهان بچه‌ها يك ماجراي شگفت‌انگيز است كه قابل تكرار نيست. بايد يك دهة ٦٠ با آن شرايط‏ و مجله‌اي به نام كيهان بچه‌ها و مؤسسه‌اي به نام كيهان و دوستاني كه در آنجا بوده‌اند‏، باشند تا آن اتفاق بيافتد كه در طول ١٢ سال بزرگ‌ترين شاعران و نويسندگان خلق شوند. در دهة ٨٠ نبايد كار دهة ٦٠ را انجام داد. من دو كار را شروع كردم. جشنواره «شهيد حبيب غني‌پور» و جشن داستان انقلاب. علاقه‌مندان، دوستان و دشمنان زيادي در دنيا حضور دارند كه مي‌خواهند ما و انقلابمان را بشناسند و يكي از راه‌هاي معرفي، ادبيات است. اين اتفاق در عرصه كودك و نوجوان نيز مي‌تواند بيفتد.

 

شما به عنوان دست‌اندركار چه نيازي را براي حال ضروري مي‌دانيد؟

ثبت تاريخ انقلاب و جنگ يك نياز هميشگي است. نبايد در اين زمينه دست روي دست بگذاريم. در يك زمان معوقه بايد اين كارها را انجام دهيم. ممكن است اين نياز صددرصد امروز نباشد ولي نياز فردا است.

 

فكر مي‌كنيد كتاب جنگ و انقلاب مي‌‌تواند براي كودكان جذاب باشد؟

شعر و داستان به هر موضوعي كه به صورت قوي بپردازد‏، مي‌تواند تأثيرگذار باشد. مي‌‌توانيم از شاعران و نويسندگان خوبي كه در كشور داريم در اين زمينه استفاده كنيم چرا كه اصولا‌ً يك چنين توانايي‌اي وجود دارد.

 

چه كسي بايد كار را آغاز كند؟

حوزه هنري بايد اين كار را انجام دهد. مسئله اين است كه در حال حاضر اگر كسي اثري براي انقلاب توليد مي‌كند كار بر روي دستش مي‌ماند. ما هيچ جايي نداريم كه از آثار مربوط به انقلاب حمايت كند. بايد به فكر تأسيس يك مركزي باشيم كه وظيفة حمايت از انقلاب را به عهده داشته باشد. اين تنها كار نويسنده نيست. نياز به يك اراده جمعي دارد. از نويسنده تا وزارتخانه، رسانه‌ها، ناشران و همة مجموعه‌ها بايد به دو اصل برسند: اول آنكه در زمينه ادبيات انقلاب غفلت كرده‌ايم. بايد اين را باور را به وجود بياوريم و خود را سرزنش كنيم و سپس شروع به كار كنيم. رسانه‏، ناشر، وزارت ارشاد، توزيع‌كننده، كتابفروش، معلم، اوليا و همه بايد به اين اهميت واقف شوند و زماني كه روي يك موضوع اتفاق ‌نظر پيدا كرديم، هيچ دليلي ندارد كه نتوانيم اين كار را انجام دهيم. بايد به عنوان يك ايراني احساس كنيم كه بايد اين كار انجام شود. جرقه اوليه بايد زده شود. البته من مطمئنم كه ماه‌ها طول مي‌كشد كه جامعه قانع شود. اين به هنر گفتار و رسانه‌ جامعه باز مي‌گردد.

 

اندكي هم به بحث بازآفريني ادبي در حيطه كودكان و نوجوانان بپردازيم. به نظر شما چه كتاب‌هايي قابليت بازآفريني دارند؟

كتاب‌هايي بايد در دستور كار بازآفريني قرار گيرد كه در حيطه فهم كودكان و نوجوانان باشد. متون مشكل و فلسفي قطعاً مناسب كودكان و نوجوانان نيست، مگر اين كه كسي كه متون را باز آفريني مي‌كند آنقدر متبحّر باشد كه بتواند متون مشكل را نيز به صورت مناسب براي اين نوع مخاطب بازآفريني بكند كه البته پيدا كردن چنين فردي بسيار دشوار است. يك بازآفرين و نويسنده بايد به سراغ متوني برود كه اين متون به خودي خود جذابيت و كشش لازم را دارند و متعلق به دايره فهم كودكان و نوجوانان است. بازآفرين بايد به سمت متوني برود كه با زبان قصه، داستان و حكايت قابل بيان كردن است. در بازآفريني اين آثار نيز با دقت شود كه بر جذابيت اين آثار اضافه شود، بدون اين كه در مضمونشان لطمه‌اي وارد شود. اگر اين متون فاقد جذابيت باشد مخاطب آن را نمي‌خواند و زحمتي بيهوده بر دوش نويسنده مي‌گذارد و بدتر از همه صدمه‌اي بر متن اصلي زده مي‌شود، به نحوي كه كنجكاوي مخاطب نسبت به متن اصلي بر‌طرف مي‌شود. فرض كنيد نويسنده بخش‌هايي از شاهنامه را بازآفريني مي‌كند، اين بازآفريني بايد اين قدر جذاب باشد كه وقتي يك نوجوان اين را خواند ترغيب شود كه اصل شاهنامه را بخواند. اگر يك بازآفرين متن اصلي را بد بازآفريني كند و آن را زخمي كند، در حق اثر اصلي جفا كرده است. بايد بپذيريم كه اين متون يك امانت است و نبايد هيچ خراشي بر آن وارد شود. نبايد با اين متون به شكل يك كالاي تجاري برخورد كنيم.

 

كتاب‌هايي كه مضموني جنگي دارند، مثل قصه فرماندهان، دا و‌... آيا قابليت بازآفريني دارند؟

بله اين كار شدني است. قبلاً نيز مجموعه كتاب‌هاي فرمانده من به صورت سلسله‌وار در كيهان بچه‌ها به چاپ رسيد. بازآفريني اين‌گونه آثار قابل انجام است، منتهي با حفظ جذابيت‌ها، مشكلات و مصيبت‌ها؛ و نه به گونه‌اي كه از ظرفيت حسي بچه‌ها فراتر باشد، بلكه در حدي كه بچه‌ها بتوانند با آن ارتباط برقرار كنند. البته نبايد جنبه‌هاي سخت زندگي را از ديد بچه‌ها پنهان كرد، بلكه بايد به گونه‌اي پرداخته شود كه از ظرفيت ذهني كودك فراتر نرود. كتاب‌هايي مثل دا، خاطرات عزت شاهي، خاطرات احمدِ احمد و... اين ظرفيت را دارند كه براي نوجوانان تلخيص شوند.

 

آيا فقط بايد اين كتاب‌ها تلخيص شود يا بايد آنها را بازآفريني كرد؟

قطعاً بايد بازآفريني شود، چون كتابي مثل دا وقتي شكل مي‌گرفته در ذهنيت نويسنده و راوي يك مخاطب بزرگسال نشسته بوده و براي مخاطب بزرگسال نقل شده است. وقتي مي‌خواهيم مخاطب را عوض كنيم‌، لحن، گفتار و نوع كلام ما بايد متناسب با اين مخاطب جديد باشد. همان ماجرا را بايد تعريف بكنيم ولي به گونه‌اي ديگر. اتفاقاً ايده خوبي است كه اين كتاب‌ها را بازآفريني بكنيم نه تلخيص. بازآفريني يك فرآيند آفرينش است، اما در تلخيص بخش‌هايي حذف مي‌شود و اصل كار باقي مي‌ماند.

 

كارگاه قصه و رمان حوزه هنري، بازآفريني كتاب‌ها را تا چه حد انجام داده است؟

ما در برنامه‌هايمان بازآفريني نداريم. البته توليد مجموعه مفاخر ملي-مذهبي را به نوعي مي‌توان بازآفريني در نظر گرفت. به جز اين‌ها كار ديگري در زمينه بازآفريني انجام نشده است.

 

دليلش چيست؟

دليلش اين است كه هنوز فكري براي بازآفريني اين آثار نشده است. يعني به اين موضوع فكر نكرده بوديم و جرقه آن نيز همين الان كه شما اشاره كرديد زده شد. مي شود خاطرات احمد احمد را براي نوجوانان بازآفريني كرد. همين‌طور اين كار را مي‌شود در مورد دا‌، خاطرات عزت شاهي و ساير كتاب‌ها انجام داد. در اين مورد بايد فكر كرد.

 

به نظر مي‌سد بي‌توجهي كارگاه قصه و رمان به بازآفرينيْ آگاهانه بوده و اين كارگاه نمي‌خواسته به اين سمت برود.

بله، ما واقعاً نمي‌خواستيم به اين سمت برويم. چون جاهاي ديگر با حجم بسيار زيادي به اين سمت رفته‌اند و از اين قبيل كارها خيلي كرده‌اند. ما نمي‌خواستيم به اين سمت برويم.

 

گفته مي‌شود كار اصلي كارگاه قصه و رمان آفرينش آثار تازه است، با اين تعريف آيا اين كارگاه هيچ مسئوليتي در قبال بازآفريني آثار ندارد؟

اگر بخواهيم كار بازآفريني را انجام دهيم بايد براي آن جايگاه تعريف كنيم. منتهي تمركز اصلي كارگاه قصه و رمان بر آفرينش و خلق كارهاي تازه است. بازآفريني يك كار دست دوم است. هر چقدر هم كه در اين زمينه خوش‌بين باشيم اما باز هم يك كار دست دوم محسوب مي‌شود. ما بيشتر تمايل به توليد اثر داريم. بازآفريني راحت‌تر و آسان‌تر است و زحمت كمتري مي‌برد. من گاهي به دوستان نويسنده توصيه مي‌كنم زياد وقت خود را براي اين كارها تلف نكنند. يك نويسنده درجه دو و سه هم مي‌تواند اين كار را انجام دهد. حيف است كه يك نويسنده درجه يك به طرف اين كارها برود و وقتش تلف شود.

 

بازآفريني اهميت زيادي دارد. اگر اين كار خوب انجام شود مي‌تواند تأثيرگذار باشد و فقط وقت تلف كردن نيست.

آنچه كه در واقعيت جامعه ما مي‌گذرد واقعاً اين‌گونه نيست. جامعه ادبي و انتشاراتي ما بيشتر به يك نوع توليد انبوه و كتابسازي مشغول شده است. از قبل دستورالعمل به نويسنده داده مي‌شود، تعداد صفحات مشخص مي‌گردد و چارچوب‌ها و خط قرمز‌هاي كار مشخص مي‌شود. خروجي اين كار چيز بزرگي نخواهد بود و فقط توليد انبوه است؛ همان‌گونه كه اكنون شاهد هستيم. اين كار در سه ماه انجام مي‌شود و در يك سال مي‌شود چهار كتاب بدين‌گونه نوشت. پرداختن به كار خلاق نيازمند صرف وقت و هزينه زياد است. از جنبة اقتصاديْ كارِ بازآفريني به‌صرفه‌تر است، اما از حيث ادبيْ كارِ خلاّق ارزشمند و ماندگار است. دليل عمدة استقبال جامعه ما از كتاب‌هايي نظير "احمد احمد" و "دا" مضمون پر‌حادثه و پر از نكته‌هاي ناگفتة آن است نه ارزش‌هاي ادبي. يعني خود اين خاطرات شنيدني هستند كه مخاطب را جذب مي‌كنند.

 

به طور كلي چه نقاط ضعف و قوتي مي‌توان براي بازآفريني برشمرد؟

يكي از نقاط مثبت اين است كه مخاطب را با فرهنگ گذشته كشور آشنا مي‌كند كه اين مسئله فوق‌العاده مهم است. اگر با گذشته خود قطع ارتباط كنيم تبديل به انسان‌هايي مي‌شويم كه براي هر نوع بهره‌برداري آماده هستيم. وقتي ملتي درباره گذشته خود كنجكاو و به آن وفادار باشد، كار بازآفريني نيز باارزش و قابل احترام تلقي مي‌شود و يك ضرورت است. البته اين ضرورت نبايد با مقاصد اقتصادي و سوداگري درهم بياميزد. اما متاسفانه عملاً اين‌گونه است؛ سفارش دهنده‌ها سفارش مي‌دهند و خروجي‌ها از قبل مشخص است. در اين زمينه يك نوع مقاطعه‌كاري صورت مي‌گيرد.

 

 

سه‌شنبه 28 مهر 1388 - 10:40


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری