پنجشنبه 28 شهريور 1398 - 12:50
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان فارس

 

امام صادق (ع)بنيانگذار مکتب گفتگو

 

 

مقدمه

 حضرت صادق عليه السلام ششمين پيشواي شيعيان جهان در 17 ربيع الاول سال 83 ه . ق در مدينه منوره ديده به جهان گشود . پدر بزرگوارش حضرت امام محمد باقر عليه السلام و مادر گرامي‏اش‏ام فروه، دختر قاسم بن محمد بن ابي‏بکر مي‏باشد . اسم آن حضرت جعفر و کنيه‏اش ابو عبدالله و ابو اسماعيل و القاب شريفش صادق، صابر، فاضل و طاهر است (1) .

امامت آن حضرت که همزمان با شهادت پدر ارجمندش از سال 114 شروع شد، با حکومت 5 تن از خلفاي اموي و عباسي به ترتيب هشام بن عبدالملک (نهمين خليفه اموي)، ابراهيم بن وليد (دهمين خليفه اموي) و مروان بن محمد آخرين خليفه اموي (126- 132) و عبد الله سفاح (اولين خليفه عباسي) و ابوجعفر منصور دوانيقي (دومين خليفه عباسي) مصادف بود . آن بزرگوار در 25 شوال سال 148 ه . ق در سن 65 سالگي توسط منصور دوانيقي مسموم شد، در مدينه منوره به شهادت رسيد و در قبرستان بقيع به خاک سپرده شد .

امام صادق عليه السلام در مدت 34 سال امامت پربرکت‏خويش نقش شايسته‏اي در گسترش فرهنگ حياتبخش اسلام انجام داد . آن حضرت با استفاده از فرصت‏بدست آمده در عصر خويش (درگيري و نزاع ميان بني اميه و بني عباس) وسيعترين دانشگاه اسلامي را پي‏ريزي نمود; در دانشگاه آن حضرت حدود چهار هزار نفر شاگرد پرورش يافتند که برخي از آنان از رهبران فکري تشيع به شمار مي‏آيند . هشام بن حکم، عبد الله بن ابي جعفر، هشام بن سالم، محمد بن مسلم، مفضل بن عمر و جابر بن حيان از آن جمله‏اند .

کوفه يکي از مهم‏ترين کانون‏هاي تجمع پرورش يافتگان دانشگاه جعفري عليه السلام بود . حسن بن علي بن زياد وشاء که از شاگردان امام رضا عليه السلام است نقل مي‏کند که: در مسجد کوفه 900 نفر استاد حديث مشاهده کردم که همگي از جعفر بن محمد عليه السلام حديث نقل مي‏کردند (2) . در مکتب آن حضرت نه تنها شيعيان بلکه غير شيعيان نيز حضور مي‏يافتند . پيشوايان چهارگانه اهل سنت‏با واسطه يا مستقيما از امام صادق عليه السلام بهره برده‏اند .

آن حضرت شاگردان خويش را بر اساس ذوق و استعداد آنان تقسيم نموده و در همان رشته تشويق و تعليم مي‏نمود . و اين گونه بود که مکتب تشيع در اثر تلاش‏هاي فرهنگي امام صادق عليه السلام به صورت چشم‏گيري گسترش يافت و به اکثر قلمروهاي اسلامي رسيد و بسياري از مسلمانان در آن دوران طلايي به مکتب اهل بيت عليهم السلام گرويدند .

آن حضرت با استفاده از وضعيت موجود وکلاي متعددي را در مناطق مختلف مستقر نمود و توسط پرورش يافتگان مکتب خويش دستور العمل‏هاي فردي، اخلاقي و اجتماعي را به مسلمانان آموزش داد و مکتب اهل بيت عليهم السلام را با زيباترين و محکمترين دلائل به جهان اسلام معرفي نمود .

رهنمودهاي راهگشاي آن حضرت در زمينه‏هاي سلوک فردي و اجتماعي، معاشرت با ديگران، برخورد با نسل نو و جوانان، مسائل حقوقي، آداب ازدواج، موضعگيري در مقابل حکومت‏ها و سياستمداران زمان، آموزه‏هاي علمي، تربيتي، پزشکي و ده‏ها موضوع ديگر، زينت‏بخش صفحات زندگي آن حضرت و برگ زريني در تاريخ شيعه مي‏باشد . در اين نوشتار گزيده‏اي از سخنان آن حضرت را در بيان ويژگي‏هاي مورد انتظار از شيعيان و مؤمنان حقيقي گرد آورده و به علاقمندان حضرتش تقديم مي‏داريم . بديهي است که اين‏ها همه ويژگي‏ها و صفات پيروان اهل بيت عليهم السلام نيست و بيان همه آن‏ها نيازمند يک کتاب مستقل مي‏باشد

 

 1-امام صادق (ع)بنيانگذار مکتب گفتگو

 

امام صادق (ع) بعنوان بنيانگذار مکتب تشيع از پيشواياني است که بي شک دقت دراحوال وافکار وي موجد حکمت هاي نظري وعملي فراواني است.شايد يکي اززواياي حکمي مغفول حيات سياسي ـ اجتماعي اين امام همام که درروزگارما بسيارمغتنم و توجه برانگيز است نحو مواجهه ومذاکره با مخالفين وحتي کفار باشد.ظاهرا رئيس مذهب تشيع به مقتضاي شرايط زماني که درآن مي زيسته است فرصت مناسبي جهت بحث وفحص علمي وگفتگو ومجادله نظري با صاحبان مذاهب ديگر وحتي منکرين وملحدين شريعت يافته است که قدرمتيقن علاوه بر ماهيت مناظرات ،چگونگي انجام آن نيز امروز براي ما بسيار درس آموز است:

 قرون اوليه هجري ( هشتم ونهم ميلادي ) در جهان اسلام، دوره رونق بازار ترجمه و تأليف متون فلسفي، سياسي، اخلاقي، پزشكي و ديني فلاسفه، دانشمندان و ارباب و اديان و انديشه‌هاي مختلف غيرمسلمان به زبان عربي ـ به عنوان زبان رايج ومسلط در ميان مسلمانان ـ است.در اين زمان علاوه بر ترجمه آثار متفكران يوناني و اسكندراني؛ متون زرتشتي، آموزه‌هاي مانوي و مزدكي و كتب عهد قديم (تورات) و كتب عهد جديد (انجيل) نيز ترجمه و در اختيار متفكران در قلمرو اسلامي قرار گرفت . زنادقه ( ماترياليستها ) نيز فرصتي يافته تا در اين معركه و نبرد انديشه‌ها از افكار و تئوري‌هاي خود دفاع نمايند، مساجد و از جمله مسجدالحرام و مسجد پيامبر (ص) و برخي فضاهاي عمومي ديگر و حتي گاه منازل شخصي، صحنة پر جنب و جوش مباحثات داغ تئوريك و تبادل و تقابل سخت ديدگاه‌هاي متفاوت و يا متضاد انديشمندان اديان و ايدئولوژي‌هاي زمانه بود و هر صاحب نظر و ايدئولوگي مي‌كوشيد تا با بهره گيري از تمام ظرفيت‌هاي فكري و ذهني، انديشه‌هاي خود را به ديگران منتقل نموده و از معتقدات و باور‌هاي خود به ويژه در قلمرو مسائل بنيادين هستي و از جمله موضوع توحيد و خداشناسي دفاع نمايد.

مركز ثقل مباحث مذكور ـ همانطور كه اشاره شد نه مسائل سياسي ـ اجتماعي كاملاً متصل و معطوف به زندگي معمولي جامعه بلكه موضوعات و مسائل ذهني ـ انتزاعي كلامي و اعتقادي بود .نبرد فكري و فرهنگي كه در آن متفكران وپيشوايان ملل( اديان ومذاهب) و نحل ( گروهها ودسته هاي غير ديني ) براي بيان عقايد واثبات باورهاي كلان خود نه تنها از شيوه هاي معطوف به خشونت بهره نجسته بلكه در شرايطي كاملا برابر و با آزادي كامل بيان وامنيت بعد از بيان و با التزام به رعايت آداب سخن وگفتگو به داد وستد انديشه وادعاها و دلايل خود مي پرداختند.امام ششم شيعيان نيز كوشيد از فضاي فراهم شده در اين مقطع زماني، حداكثرتوان خود را به خدمت گرفته تا ديدگاه‌هاي آيين متبوع خود را درباره مسائل محوري جهان‌بيني كه اصل اول آن به بحث درباره خدا اختصاص مي‌يافت به اطلاع سايرين رسانده و تفكرات خود را نه با بكارگيري روش‌هاي زورمندانه و منطبق با منطق قدرت بلكه با تأكيد بر قدرت منطق و نيرومندي استدلال و بدون توسل به الفاظ و ادبيات توهين آميز به آنها بياموزد. امام فرهنگ‌مدار شيعه كه تئوريهاي خود را در اقناع ذهني مخالفان نيرومند مي‌يافت نه از بابت اخلال در مباني اسلام نگراني داشت و نه خود را محتاج به برافراشتن داغ و درفش و صدور فتوا و حكم براي بسيج مريدان در جهت ايجاد رعب و وحشت و از ميدان برون كردن ناموافقان مي‌دانست. او جواب انديشه را با انديشه مي‌داد.

گزارش‌هاي تاريخي كه حكايت از گفتگوهاي جداگانه رئيس مذهب جعفري با افرادي ماترياليست به‌نام‌هاي “عبدالملك” ( از اهالي مصر ) “عبدالله ديصاني” و “عبدالكريم ابن ابي العوجإ”، درباره موضوعات اعتقادي دارد، بدين شرح است:

الف) گفتگوي امام با عبدالملك در خانه كعبه و در مسجدالحرام در حالي كه عبدالملك شانه‌اش را به شانه امام مي‌سائيد، انجام گرفت و ادامه آن به بعد از انجام طواف كعبه موكول گرديد. در تمام مدت اين مناظره كلامي (اعتقادى) كه درباره توحيد و خداشناسي بود از طرفين جز بيان استدلال آن هم به روشي مؤدبانه، چيزي شنيده نشد. جعفر بن محمد در جريان گفتمانِ خود با عبدالملك در نهايت تساهل و تسامح، ماترياليست مصري را چهاربار ”يا أخا اهل مصر“ (اى برادر اهل مصر) خطاب كرد تا نشان دهد يك غير مسلمان را مي‌توان به خانه خدا راه داد؛ مي‌توان در شرايطي برابر با او و با رعايت نزاكت درباره وجود مطلق (خدا) به گفتگو نشست و هم مي‌توان ماترياليست منكر خدا و رسول را به تكرار ”برادر“ خطاب كرد و نه تنها به خاطر اين حسن سلوك عالمانه متحمل خسارت مادي و معنوي نشد بلكه در پايان ديالوگ، مخاطب را به سلوك مسلمانان درآورد.

ب) علاوه بر مناظره فوق، مناظره‌اي نيز بين امام با ”عبدالله ديصاني“ در منزل امام و بارعايت همه پيش شرط‌هاي يك بحث علمي‌ـ‌اعتقادي انجام گرفت كه در نهايت با پذيرش اسلام توسط ديصاني پايان پذيرفت.

ج) اما به نظر مي‌رسد مشهورترين ماترياليست دوران امام صادق، «عبدالكريم ابن ابي العوجإ» باشد. او بارها مناظره‌هايي با امام صادق (با حضور برخي از همفكران طرفين‌) انجام داد.

گفتگو‌هايي كه ابن ابي العوجإ را به تحسين شخصيت و دانش امام شيعيان واداشته و منجر به روي‌آوري برخي از همفكرانش به اسلام گرديد.

در يكي از اين سالها، ملاقاتي بين امام و ابي العوجإ در حرم مكه رخ داد و امام از او دليل حضورش را در خانه كعبه پرسش كرد. پاسخ ابي العوجإ اين بود كه ”براي عادت تن و سنت ميهن و براي اينكه ديوانگي و سرتراشي وسنگ‌پراكني مردمان را ببينم اينجا آمده‌ام.»

در حالي كه از اين كلمات بوي توهين به مردم و مقدسات آنها به مشام مي‌رسد، عكس‌العمل امام صادق اين بود كه: «اي عبدالكريم، تو هنوز بر سركشي و گمراهيت پابرجايي؟» به رغم اين حسن سلوك امام، گاه ابي العوجإ در مسجد پيامبر و در حضور اصحاب كلمات كفر‌آميز مي‌گفت! و به همين دليل يك‌بار مورد اعتراض شديد ”مفضل بن عمر“ از ياران نزديك امام قرار گرفت. مفضل كه در برابر كفرگويي ابي العوجإ نتوانست خويشتن‌داري به خرج دهد فريادزنان ابي العوجإ را مخاطب قرار داده، به او مي‌گويد: ”اي دشمن خدا، در دين خدا الحاد ورزيدي و منكر باري‌تعالي شدي.“ ابي العوجإ كه قبلاً حسن سلوك امام صادق را در هنگام گفتگو‌هاي مكرر، تجربه كرده بود؛ به مفضل مي‌گويد: «اگر تو از اهل كلامي بيا با هم تكلم بكنيم؛ هرگاه تو اثبات حجت كردي ما از تو تبعيت مي‌كنيم و اگر تو از اصحاب جعفربن‌محمدي، آن حضرت با ما به اين نحو مخاطبه نمي‌كند و به مثل تو با ما مجادله نمي‌نمايد، به تحقيق كه شنيده است از اين كلمات ( كلمات كفرآميز ) بيشتر از آنچه تو شنيدي و هيچ فحشي به ما نداده است و در جواب ما به هيچ وجه تعدي ننموده و همانا او مردي است حليم، با‌وقار، عاقل، محكم و ثابت كه از جاي خود به در نرود و از طريق رفق و مدارا پا بيرون نگذارد و غضب او را سبك ننمايد، بشنود كلام ما را و گوش دهد به تمام حجت و دليل‌هاي ما تا آنكه ما هرچه دانيم بگوييم و هر حجت بياوريم به نحوي كه گمان كنيم بر او غلبه كرديم و حجت او را قطع نموديم، آنوقت شروع كند به كلام، پس باطل كند حجت و دليل ما را به كلام كمي و خطاب غير بلندي، ملزم كند ما را به حجت خود و عذر ما را قطع كند. ما را از رد حواب خود عاجز نمايد. پس هر‌گاه تو از اصحاب آنچناني با ما مخاطبه كن به مثل خطاب او.

   

 2-استقامت و پايداري

 

بدون ترديد پشتکار و پايداري در راه هدف، از عوامل پيروزي و توفيق انسان به شمار مي‏رود . کساني در زندگي به خواسته‏ها و آرزوهاي خود نائل گشته‏اند که در راه آن نهايت تلاش و استقامت را نموده‏اند . امام صادق عليه السلام يکي از مهم‏ترين نشانه‏هاي شيعه را استقامت در راه حق مي‏داند و رسيدن به سعادت حقيقي را در گرو اين خصيصه پسنديده قلمداد مي‏کند و مي‏فرمايد: «لو ان شيعتنا استقاموا لصافحتهم الملائکة ولاظلهم الغمام ولاشرقوا نهارا ولاکلوا من فوقهم ومن تحت ارجلهم، ولما سالوا الله شيئا الا اعطاهم (3) ; اگر شيعيان ما در راه حق استقامت ورزند فرشتگان آسمان با آنان دست مي‏دهند، ابرها [ي رحمت] بر سر آنان سايه مي‏افکنند و سيمايشان همانند روز روشن مي‏درخشد و از زمين و آسمان روزي مي‏خورند و هيچ خواسته‏اي از خداوند نخواهند داشت مگر اينکه خداي متعال به آنان عطا مي‏کند .»

عظمت نفس و دوري از ذلت

شخصيت هرکس در گرو عزت نفس اوست . انسان به عزت نفس و تکريم شخصيت از همه چيز حتي از آب و غذا بيشتر نيازمند است، چرا که رنج گرسنگي و تشنگي برطرف مي‏شود اما تحقير شخصيت و آزردگي روح و روان به اين سادگي رفع نمي‏شود و چه بسا که تا آخر عمر انسان را بيازارد . خداوند متعال انسان را عزيز آفريده و هيچگاه به او اجازه تحقير ديگران و يا شخصيت‏خويش را نداده است . اين سخن در مورد پيروان مکتب تشيع از اهميت ويژه‏اي برخوردار است . آنان طبق رهنمود امام صادق عليه السلام هيچگاه نبايد خود را ذليل کنند، بلکه بايد از کارهاي تحقيرآميز و ذلت آور اجتناب نمايند . آن حضرت شيعيان را از کسالت، تنبلي، دست درازي به سوي ديگران، طمع کاري، زياده‏طلبي و ساير امور ذلت‏آور مبرا مي‏داند و مي‏فرمايد: «شيعتنا لا يهرون هرير الکلب ولا يطمعون طمع الغراب . . . ولا يسالون لنا مبغضا ولو ماتوا جوعا يعني: شيعيان ما [از فرط ذلت] همانند سگ زوزه نمي‏کشند و مانند کلاغ طمع نمي‏کنند . . . آنان هيچگاه به سوي دشمنان ما دست [ذلت] دراز نمي‏کنند گرچه از گرسنگي بميرند .»

خداوند متعال نيز تن دادن به کارهاي ذلت‏آور را از صفات منافقين شمرده و عزت را منحصر به ذات خويش مي‏داند: «بشر المنافقين بان لهم عذابا اليما الذين يتخذون الکافرين اولياء من دون المؤمنين ايبتغون عندهم العزة فان العزة لله جميعا» يعني: «به منافقان بشارت ده که عذاب دردناکي در انتظار آن‏هاست . همان‏ها که کافران را بجاي مؤمنان دوست‏خود انتخاب مي‏کنند . آيا عزت [و آبرو] را نزد آنان مي‏جويند با اينکه همه عزت‏ها از آن خداست؟»

3-زهد و ساده‏زيستي

از آنجا که دلبستگي به دنيا و تعلقات آن مانع رسيدن به کمال حقيقي است، نيک مردان الهي هميشه زهد و قناعت را در متن برنامه خود دارند و ساده‏زيستي، بي‏پيرايگي و پرهيز از جلوه‏هاي دنيوي و دل نبستن به مظاهر دنيا و زرق و برق آن از شاخص‏ترين ويژگي‏هاي آنان است . مطمئنا آنان اين شيوه پسنديده را از زندگي پيامبران، اولياء الهي و عالمان عارف آموخته‏اند . پيروان حقيقي اهل بيت عليهم السلام خصلت زيباي زهد و ساده زيستي را از آن گراميان آموخته و اين سخن گهربار امام صادق عليه السلام را هميشه آويزه گوش خود دارند که فرمود: «ان احببت ان تجاور الجليل في داره وتسکن الفردوس في جواره فلتهن عليک الدنيا واجعل الموت نصب عينک ولا تدخر شيئا لغد واعلم ان لک ما قدمت وعليک ما اخرت (6) ; اگر دوست داري که در درگاه الهي با خداوند متعال همنشين شوي و در بهشت در جوار حضرت باريتعالي مسکن گزيني، بايد دنيا [و مظاهر آن] در نظر تو خوار باشد و مرگ را هميشه نصب العين خود قرار بده و براي خود چيزي ذخيره نکن و بدان آنچه قبلا [از اعمال صالح ] تقديم داشته‏اي به حال تو سودمند خواهد بود و از کارهاي نيک که انجام آن را به تاخير انداخته‏اي ضرر خواهي کرد .»

4-تلاش براي اصلاح ديگران

از جمله ويژگي‏هاي مورد انتظار براي شيعيان راستين، هدايت و اصلاح افراد منحرف به طريق صحيح مي‏باشد . آنان نه تنها خود راه حقيقت مي‏پيمايند بلکه از اعماق جان خويش دوست دارند ديگران هم، چنين باشند . پيروان اهل بيت عليهم السلام تنها بدنبال نجات خويش نيستند بلکه شب و روز در انديشه اصلاح و راهنمايي گمراهان و آلودگان به انواع انحرافات مي‏باشند . آنان با الهام از رهنمودهاي پيشواي ششم عليه السلام با بکارگيري شيوه‏هاي صحيح و پسنديده به اصلاح افراد مي‏پردازند و با اخلاق نيک در جذب گنه کاران تلاش مي‏کنند و اين کلام زيباي رئيس مذهب جعفري را هيچگاه فراموش نمي‏کنند که فرمود: «لا تقل في المذنبين من اهل دعوتکم الا خيرا، واستکينوا الي الله في توفيقهم وسلوا التوبة لهم (7) ; در مورد هم‏کيشان بدکار خود جز خوبي [و نيکي] چيزي نگو و از خداوند توفيق هدايت و توبه آنان را بخواهيد .»

سيره امام صادق عليه السلام نيز در اين رابطه مي‏تواند راهگشاي شيعيان باشد . آن حضرت هنگامي که متوجه شد، شقراني  (فردي گنه‏کار و شرابخوار) نمي‏تواند از دربار منصور دوانيقي سهم خود را دريافت کند، به آنجا رفت و سهم شقراني را گرفت و به وي تسليم نمود . آن حضرت هنگام پرداخت وجه به شقراني با لحني ملاطفت‏آميز و مهربان، خطاي وي را به او گوشزد کرده و فرمود: کار خوب از هر کسي خوب است ولي از تو بواسطه انتسابي که به ما اهل بيت داري خوبتر و زيباتر است و کار بد از هر کسي بد است، ولي از تو به خاطر همين انتساب، زشت‏تر و قبيح‏تر است . امام صادق عليه السلام اين جمله را فرمود و گذشت . شقراني با شنيدن اين جمله دانست که امام از سر او و گناهش آگاه است و از اينکه امام با اين حال به ياري او شتافته و ابراز محبت نمود و با رفتاري کاملا منطقي و پسنديده وي را به گناهش متوجه ساخت، شديدا نزد وجدان خود شرمسار گشت و خود را ملامت نمود.

5-امانت و صداقت

از مهم‏ترين و بارزترين ويژگي‏هاي مورد انتظار براي شيعيان و مؤمنان، دو صفت والاي امانتداري و راستگويي است . اين دو خصلت آنچنان اهميت دارد که اساس نظم و انسجام و آرامش هر جامعه‏اي را مي‏توان با تقويت و ترويج آن دو در ميان افراد جامعه پي‏ريزي نمود و مشکلات را حل کرد و سعادت جوامع را تظمين نمود . امام صادق عليه السلام گذشته از توصيه‏هايي کلي به عموم شيعيان در اين رابطه، به برخي از يارانش در اين مورد پيام ويژه مي‏فرستاد . اهتمام آن حضرت به ترويج و احياي اين دو ويژگي انساني واخلاقي در ميان شيعيان، جايگاه آن‏ها را در ميان تمام صفات پسنديده و فضائل اخلاقي روشن مي‏سازد .

امام صادق عليه السلام به ابي کهمس فرمود: «اذا اتيت عبد الله فاقراه السلام وقل له: ان جعفر بن محمد يقول لک: انظر ما بلغ به علي عند رسول الله صلي الله عليه و آله فالزمه، فان عليا عليه السلام انما بلغ ما بلغ به عند رسول الله صلي الله عليه و آله بصدق الحديث واداء الامانة يعني:  هرگاه پيش عبدالله [بن ابي يعفور] رفتي، سلام [مرا] به او برسان و بگو: جعفر بن محمد به تو مي‏گويد: دقت کن در آن چيزي که به وسيله آن علي عليه السلام در محضر رسول خدا صلي الله عليه و آله سرافراز شد [و او را به آن مقامات عالي رساند . ] پس [تو هم ] آن‏ها را براي خودت لازم بدان [و رفتار خويش را با آن اوصاف زيبا بياراي]، مطمئنا علي عليه السلام با راستگويي و امانتداري در نزد پيامبر صلي الله عليه و آله به آن درجه و عظمت رسيد .»

حضرت امام خميني رحمه الله در شرح اين حديث مي‏فرمايد: «هان! اي عزيز! تفکر کن در اين حديث‏شريف! بين مقام صدق لهجه و رد امانت تا کجاست که علي بن ابي طالب عليهما السلام را بدان مقام بلند رسانيد . از اين حديث معلوم مي‏شود که رسول خدا صلي الله عليه و آله اين دو صفت را از هر چيز بيشتر دوست مي‏داشتند که در بين تمام صفات کماليه مولي عليه السلام اين دو او را مقرب کرده است و بدان مقام ارجمند رسانده است . جناب صادق عليه السلام نيز در بين تمام افعال و اوصاف، اين امر را که در نظر مبارکشان خيلي اهميت داشته، به ابن ابي يعفور که مخلص و جان نثار آن بزرگوار بوده پيغام داده و سفارش فرموده به ملازمت آن‏ها .

حضرت صادق عليه السلام در حديث ديگري اهميت اين دو صفت را چنين بيان مي‏دارد: «لا تنظروا الي طول رکوع الرجل وسجوده فان ذلک شي‏ء اعتاده، فلو ترکه استوحش لذلک ولکن انظروا الي صدق حديثه واداء امانته يعني:  به طول رکوع و سجود شخص ننگريد زيرا به آن عادت کرده و اگر ترک کند به خاطر آن وحشت مي‏کند، بلکه به راستي گفتار و امانتداري او بنگريد .»

آري شيعه راستين را با عبادت و اطاعت‏هاي ظاهري نمي‏توان شناخت‏بلکه بايد در عرصه امتحان، راستي و امانتداري او ثابت‏شود . چه بسا افرادي که با انجام عبادت‏هاي سنگين و اعمال طولاني و ريايي، خود را مؤمن و پيرو اهل بيت عليهم السلام قلمداد مي‏کنند، اما در مقام راستي و امانتداري نمي‏توانند از عهده آن برآمده و مغلوب شيطان مي‏شوند .

 

6-ولايت پذيري

 

يکي ديگر از ويژگي‏هاي شيعيان از منظر حضرت صادق عليه السلام پذيرش ولايت و رهبري امامان معصوم عليهم السلام به عنوان تداوم رسالت نبوي صلي الله عليه و آله مي‏باشد . شيعه حقيقي آنچنان به ولايت اهل بيت عليهم السلام دلبسته است که شادي و حزن، خوشي و ناخوشي و تمام لذائذ و شدائد زندگي را با ولايت و محبت ائمه اطهار عليهم السلام پيوند مي‏زند . محبت اهل بيت عليهم السلام آنچنان در جان و دل وي رسوخ کرده که تمام گفتار، رفتار و کردار او با ملاک‏ها و معيارهاي اهل بيت عليهم السلام سنجيده مي‏شود و آنان به عنوان حجت‏شرعي براي او هستند .

امام صادق عليه السلام فرمود: «رحم الله شيعتنا خلقوا من فاضل طينتنا وعجنوا بماء ولا يتنا يحزنون لحزننا ويفرحون لفرحنا يعني : خداوند شيعيان ما را رحمت کند که از زيادي سرشت ما آفريده شده‏اند و با آب ولايت ما عجين گشته‏اند . آنان به خاطر اندوه [و غصه‏هاي] ما غمناک مي‏شوند و با شادي ما شاد مي‏گردند .»

امام صادق عليه السلام علاوه بر سفارش‏هاي مکرر به ولايت پذيري پيروان خويش، در مکتب تربيتي خويش شيعياني ولايي تربيت نموده و آنان را به اين کار تشويق مي‏کرد .

داستان ذيل بيانگر اين حقيقت است:

عبدالله بن ابي يعفور يکي از شيعيان مخلص و فداکار است که در پذيرش ولايت ائمه اطهار عليهم السلام اسوه‏اي کامل و نمونه‏اي بارز براي تمام شيعيان مي‏باشد . او با همه عظمت علمي و موقعيت اجتماعي که در ميان قوم خود داشت، در برابر فرمان امام عليه السلام تسليم محض بود . در اين مورد داستان مشهوري از وي نقل شده که نهايت اخلاص و اطاعت وي را از ائمه اطهار عليهم السلام نشان مي‏دهد . وي روزي در حضور پيشواي ششم عليه السلام نشسته بود و از وجود حضرتش بهره‏مند مي‏شد . عبدالله، ضمن ارائه سخناني به امام عليه السلام کلامي را اظهار نمود که مورد عنايت‏حضرت قرار گرفت . اين سخن وي که از عمق جان و منتهاي ايمان وي ريشه مي‏گرفت مي‏تواند درسي زيبا و الگويي مناسب براي تمام پيروان و دوستداران اهل بيت عليهم السلام باشد .

او به امام صادق عليه السلام عرضه داشت: «والله لو فلقت رمانة بنصفين فقلت هذا حرام وهذا حلال لشهدت ان الذي قلت‏حلال، حلال; وان الذي قلت‏حرام، حرام; فقال: رحمک الله، رحمک الله يعني:  سوگند به خدا! اگر اناري را از وسط دو نصف کني و بفرمايي که نصف آن حلال و نصف ديگرش حرام است، مطمئنا گواهي خواهم داد که: آنچه را گفتي حلال، حلال است و آن نصفي را که فرمودي حرام، حرام است [و هيچگونه چون و چرا نخواهم کرد . ] امام صادق عليه السلام فرمود: خدا تو را رحمت کند، خدا تو را رحمت کند .»

 

7-شهرت گريزي

 

مؤمن و شيعه واقعي بر اين باور است که کار و عمل انسان بايد براي جلب رضايت‏حضرت حق باشد و به غير از اين عمل وي ارزش حقيقي نخواهد داشت . کساني که براي خوشايند ديگران و جلب رضايت آنان - که در مسير حق نيستند - تلاش مي‏کنند، کاري بيهوده و عبث انجام مي‏دهند . اساسا خودپرستي با خداپرستي در تضاد است . از منظر امام صادق عليه السلام عمل ريايي که براي خشنودي خداوند متعال نبوده و تنها براي ارضاي نفس و يا خوشايند ديگران انجام مي‏گيرد، نزد خداوند عالم پشيزي ارزش ندارد . آن وجود گرامي در يک سخن بليغ فرمود: «کل البر مقبول الا ما کان رئاء يعني:  تمام نيکي‏ها پذيرفته مي‏شود مگر اعمالي که بخاطر ريا [و نشان دادن به ديگران] انجام گرفته باشد .»

پيشواي ششم در توضيح سخن خويش به عبدالله بن جندب  مي‏فرمايد: «لا تتصدق علي اعين الناس ليزکوک، فانک ان فعلت ذلک فقد استوفيت اجرک، ولکن اذا اعطيت‏بيمينک فلا تطلع عليها شمالک يعني: هيچگاه صدقه [و کارهاي نيک] را جلو چشم مردم انجام مده به قصد اينکه تو را [مردي] پاکيزه انگارند، که اگر به اين [سخن] عمل کني اجر و پاداش خود را به نحو کامل دريافت‏خواهي کرد، ولي [به خاطر داشته باش] که اگر با دست راست‏خود بخشش مي‏کني دست چپ خود را مطلع نساز .

رسيدگي به خانواده

توسعه دادن به زندگي خانوادگي و خوشرفتاري با اعضاي خانواده يکي ديگر از ويژگي‏هاي مورد انتظار براي مؤمن و شيعه کامل مي‏باشد . پيرو حقيقي امام صادق عليه السلام هيچگاه نسبت‏به خانواده‏خود، تنگ نظر، سخت گير و بدرفتار نيست . او تلاش مي‏کند که به نحو شايسته‏اي با همسر و فرزندان خود معاشرت نمايد و در صورت امکان به رفاه و امور معيشتي خانواده گسترش دهد .

امام صادق عليه السلام مي‏فرمايد: «ان عيال المرء اسراءه فمن انعم الله عليه نعمة فليوسع علي اسرائه فان لم يفعل اوشک ان تزول تلک النعمة يعني: اعضاي خانواده يک مرد [همانند اسير اويند . پس هر کسي که خداوند متعال نعمتي به او عطا کند، بايد به خانواده [و زيردستان] خود گشايشي در زندگي ايجاد کند که اگر چنين نکند ممکن است اين نعمت از دست او خارج شود .»

در روايتي ديگر امام صادق عليه السلام شيعيان را به خوشرفتاري با خانواده سفارش نموده و آنرا موجب طولاني شدن عمر مي‏داند و مي‏فرمايد: «من حسن بره في اهل بيته زيد في عمره يعني :  هر کس با خانواده خود خوشرفتاري نمايد عمرش طولاني خواهد شد .»

رعايت ادب در معاشرت با ديگران

ادب و مواظبت‏بر فضائل اخلاقي از بزرگترين سرمايه‏هاي معنوي براي هر انسان محسوب مي‏شود .

انسان با رعايت آداب اخلاقي و اجتماعي جايگاه خود را در جامعه تحکيم بخشيده و دل‏ها را به سوي خود جذب مي‏کند . دوست و دشمن، افراد با ادب را ستوده و از اعماق جان به آنان به ديده احترام مي‏نگرند .

امام صادق عليه السلام رعايت اصول اخلاقي و توجه به آداب انساني را از ويژگي‏هاي مکتب تشيع دانسته و آن را بر شيعيان راستين امري ضروري و لازم مي‏شمارد و مي‏فرمايد: «ليس منا من لم يوقر کبيرنا ولم يرحم صغيرنا يعني:  شيعه ما نيست کسي که بزرگترها را احترام نکند و به کوچکترها ترحم ننمايد .»

8-همياري با برادران ديني

تعاون و همياري در بين پيروان اهل بيت عليهم السلام گذشته از اينکه موجب نزديکي دل‏ها و ايجاد انس و محبت مي‏شود، از مهم‏ترين عوامل اقتدار و تحکيم ارتباط در ميان آنان مي‏باشد .

آنان با کنار گذاشتن اختلاف نظرها و سليقه‏هاي مختلف و احترام به همديگر در پيشبرد و نشر فرهنگ اهل بيت عليهم السلام نهايت‏سعي خود را مبذول مي‏دارند . شيعيان حقيقي با دوري از هواي نفس و رد خواست‏هاي شيطاني مخالفين مکتب متعالي تشيع، با همديگر مانوس شده و در راه ترويج معارف اسلامي و آموزه‏هاي اهل بيت عليهم السلام تلاش مي‏کنند . امام صادق عليه السلام در اين مورد به يکي از ياران خود مي‏فرمايد: «بلغ معاشر شيعتنا وقل لهم: لا تذهبن بکم المذاهب، فوالله لا تنال ولايتنا الا بالورع والاجتهاد في الدنيا ومواساة الاخوان في الله يعني: به شيعيان ما برسان و بگو: مبادا گروه‏ها [ي منحرف ] شما را اغفال کنند، به خدا سوگند! به ولايت ما اهل بيت نمي‏توان رسيد مگر با تقوي و تلاش در دنيا و همکاري با برادران ديني در راه خدا .»

 

 

9-دوري از مجالس گناه

يکي از عوامل تاثير گذار در روح و روان انسان محيط اطراف اوست . عوامل انحرافي از جمله محفل‏هاي آلوده و اجتماعات ضد ارزشي که افراد گنهکار و فاسد آن‏ها مي‏گردانند، تاثيرات فراواني را در افراد شرکت کننده باقي مي‏گذارد و آنان خواهي نخواهي همرنگ با اهل فسق و فجور و معصيت مي‏شوند .

بدين جهت امام صادق عليه السلام مؤمنين را از شرکت در اين محافل نهي کرده و آنان را از رفتن به چنين مکان‏هايي برحذر مي‏دارد، مگر اينکه براي تغيير وضعيت موجود باشد . آن حضرت مي‏فرمايد: «لا ينبغي للمؤمن ان يجلس مجلسا يعصي الله فيه ولا يقدر علي تغييره  يعني: براي مؤمن شايسته نيست که در مجلسي بنشيند که در آن معصيت‏خداوند انجام مي‏شود و او توانايي تغيير آن را ندارد .»

استفاده از فرصت‏ها

فرصت‏هاي بدست آمده در زندگي کم است و سريعا از دست انسان خارج مي‏شود . انسان موفق کسي است که از هر فرصت‏بدست آمده - گرچه کوتاه مدت باشد - براي رسيدن به هدف خويش بهره گيرد . پيشواي ششم در اين زمينه به پيروان خود فرمود: «من انتظر عاجلة الفرصة مؤاجلة الاستقصاء سلبته الايام فرصته، لان من شان الايام السلب وسبيل الزمن الفوت  يعني: هر کس [در فرصت‏هاي بدست آمده که کوتاه و گذرا هستند] به انتظار فرصت‏هاي کاملتري در آينده بنشيند، روزگار آن فرصت [کوتاه] را نيز از او خواهد گرفت; چرا که عادت روزگار سلب [فرصت‏ها] و روش زمانه از دست رفتن است .»

تلاوت قرآن

قرآن کلام الهي، و جلوه‏اي از قدرت و علم و حکمت پروردگار است و آيات نوراني آن نشانگر عظمت‏خداوند متعال مي‏باشد . قرآن برنامه زندگي يک مسلمان و معارف آن گنجينه‏اي بي‏پايان است . قرآن عهدنامه‏اي ميان خداوند و مردم مي‏باشد .

امام صادق عليه السلام با اشاره به اين عهدنامه گرانبها، به مسلمانان سفارش مي‏کند که هر روز پنجاه آيه از اين کتاب را تلاوت کنند: «القرآن عهد الله الي خلقه، فقد ينبغي للمرء المسلم ان ينظر في عهده وان يقرء منه في کل يوم خمسين آية  يعني: قرآن عهدنامه خداوند متعال به انسان‏ها مي‏باشد، براي مسلمان شايسته است که به اين عهدنامه بنگرد و در هر روز پنجاه آيه از آن را تلاوت کند .»

آن حضرت در سخن ديگري به کيفيت تلاوت و آداب قرائت قرآن پرداخته و فرمود: «عليکم بالقرآن! فما وجدتم آية نجابها من کان قبلکم فاعملوا به، وما وجدتموه هلک من کان قبلکم فاجتنبوه  يعني: بر شما باد تلاوت قرآن، پس هر آيه‏اي يافتيد که کساني قبل از شما [با عمل به آن ] نجات يافته‏اند، شما هم به آن عمل کنيد و هر آيه‏اي را مشاهده کرديد که بيانگر عوامل هلاکت [و نابودي ] پيشينيان است، شما هم از آن [عوامل ] پرهيز کنيد .»

 

مجيد رحيمي

 

سه‌شنبه 21 مهر 1388 - 15:51


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری