دوشنبه 6 خرداد 1398 - 1:29
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

پديدة تئاتر ديجيتال

 

   قصد ندارم در اين نوشته،‌ تمامي زواياي پديدة عظيمي چون تئاتر ديجيتال را مورد بررسي قرار دهم چراكه اين امر سال‌ها تحقيق و زمان و امكانات فراواني را مي‌طلبد. هدف از نگارش اين مقاله آشنا شدن با خصوصيات اولية‌ اين حركت بزرگ قرن بيست و يكم است. زمانة ما ماندن در گذشته و دوري از دنياي اطلاعات و تكنولوژي را برنمي‌تابد و اگر مي‌خواهيم تئاتري زنده و پويا داشته باشيم، ابتدا بايد به ريشه‌ها بازگرديم و پس از بازساخت پايه‌هاي كلاسيك تئاترمان با دنياي مدرن به سوي احياي هنر تئاتر بشتابيم. اطلاعات ساده و مقدماتي اين نوشته مي‌تواند به ما در شناخت اوليه‌اي از تئاتر ديجيتال و تمييز آن از پديده‌هاي ديگر دنياي تكنولوژي هنر مثل digital performance‌ ياري برساند و مهم‌تر از همه اينكه بدانيم،‌ تئاتر برخلاف تصور برخي افراد، هرگز نخواهد مرد و پابه‌پاي ديگر هنرها رشد خواهد كرد. چنان‌كه «فرانك زاپا» گفته است:‌ «جك نمرده، فقط بوي عجيبي مي‌ده.»

   تئاتر ديجيتال(1) شكلي از تئاتر است كه احتمالات و امكانات هنري مربوط به رويارويي و مواجهة واقعيت و واقعيت مجازي (شبيه‌سازي‌شده)‌ را پيش مي‌كشد. در واقع مي‌توان اين‌گونه نتيجه‌گيري كرد كه تئاتر ديجيتال در شكل اصلي، كنشي است، ميان اجراكنندگان يا بازيگران مجازي در فضايي واقعي يا بازيگران واقعي در فضايي شبيه‌سازي‌شده. نقاط مشتركي كه بايستي ميان اين پديده‌هاي مجزا به وجود آيد،‌ به وسيلة ابزار گوناگون تكنولوژي ديجيتال محقق مي‌شود. اين وسايل، شرايط و حركات را دگرگون مي‌سازند، فضاها را به انيميشن تبديل مي‌كنند و فضاي دو بعدي سينما و فيلم را با فضاي سه بعدي تئاتر و سايبر(2)‌ در هم مي‌آميزند. از جملة اين وسايل، دوربين‌هاي motion capture‌ هستند كه با استفاده از سنسورهايي كه به بدن بازيگران در سالن تمرين متصل مي‌شود، حركات آنان را دقيقاً شبيه‌سازي و ضبط مي‌كنند. اين حركات ضبط‌شده كه اساساً طبق فيزيك بدني انسان هستند و آناتومي دقيق شخصيت را دربر مي‌گيرند،‌ مي‌توانند به شخصيت‌هاي مجازي منتقل شوند. به اين معنا كه شخصيت ديجيتالي مي‌‌تواند روي صحنه، عيناً حركات و بازي بازيگر واقعي را تقليد كند، درحالي‌كه ممكن است به اقتضاي فضاي نمايش،‌ شكل انساني خود را حفظ نكرده باشد يا حتي در نقش روح پدر هملت با هاله‌اي از نور آبي يا هيبتي عظيم روي صحنه ظاهر شود.

   در نقطة مقابل،‌ صحنه به صورت مجازي و توسط برنامه‌هاي انيميشن سه بعدي ساخته مي‌شود. اين فضاي مجازي به وسيلة‌ پروجكتورهاي خاصي روي صحنه نمايش داده مي‌شود و اين در حالي است كه بازيگران واقعي مي‌توانند‌ درون اين صحنه حركت كنند و عمق و بعد و زيبايي آن را به تماشاگر نشان دهند. پس روشن است كه تئاتر ديجيتال به دنبال خلق گونه‌اي از تئاتر است كه علاوه بر حفظ ارزش‌هاي تئاتر سنتي، مي‌تواند،‌ تخيل تماشاگر را با خود همراه سازد و عرصه‌هاي جديدي را براي نمايش بگشايد.

   تئاتر ديجيتال،‌ شكلي ابتكاري از هنر تئاتر است كه با توجه به قدرت‌هاي خاص تئاتر از جمله استفاده از تخيل تماشاگر،‌ انتزاع و خلق ارتباط تنگاتنگ انساني و... و همچنين استفاده از فن‌آوري روز بر آن است كه اين رابطة دوسويه را تقويت كند. اين گونه تئاتري اصولاً در همزيستي بازيگر زنده، فضاي شبيه‌سازي‌شده و حضور تماشاگر در يك موقعيت مشترك،‌ زاده مي‌شود. اين امر به اين معناست كه اجرا بايستي در يك زمان زنده و ديجيتال باشد. نكتة مهم ديگر اين است كه محتواي اين‌گونة نمايش بايستي از قوانين شناخته‌شدة تئاتري پيروي كند و برخي از آن‌ها را در خود باقي نگه دارد. اما مهم‌ترين قانون اين است كه تئاتر ديجيتال،‌ بدون متن نمايشي (روايت يا تك‌گويي)‌ به وجود نمي‌آيد.

   براي داشتن تئاتر ديجيتال چند شرط اصلي ذكر شده است:

   1-  اجرا بايد زنده باشد و اجراكنندگان در فضايي مشترك با تماشاگر حضور داشته باشند.

   2- اجرا بايد از فن‌آوري ديجيتال سود ببرد. به صورتي كه اين تكنولوژي بخشي ضروري و ذاتي در آن باشد.

3 -  اجرا تنها مراحل و خصوصيات محدودي از تعامل و تقابل تكنولوژي و كامپيوتر را دربر مي‌گيرد.

   4-  محتواي اين نمايش بايستي توسط هنرمندان از متن تا موسيقي و دكور و بازي و اجرا،‌ براي تماشاگر ساخته شده باشد.

5-  اجرا بايستي شامل يك زبان و متن باشد به صورتي كه متن (واگويه يا داستاني)‌ آن را به پيش ببرد و نقطة تمايز آن از رقص و موسيقي و ديگر اشكال هنري باشد.

   در اين ميان، مفهوم اهميت اجراي زنده يا زندگي روي صحنه نبايستي تحت هيچ عنواني،‌ خدشه‌دار شود. اساس اين گونة تئاتري بر رابطة انسان و كامپيوتر استوار شده است. رابطه‌اي كه انسان هميشه از آن واهمه داشته و هرگز به صورتي كه شايسته است، شكل نگرفته است. با در نظر گرفتن قدرت كاري(3) تكنولوژي كامپيوتري و زودگذري اتفاقات امروزي بشر، تئاتر ديجيتال مي‌كوشد با به كارگيري قابليت‌هاي نرم‌افزاري و سخت‌افزاري موجود، زندگي را روي صحنه بازسازي كند. قابليت اجرايي باعث مي‌شود، آنچه روي صحنه ديده مي‌شود از حداقل خصوصيت مصنوعيت برخوردار باشد و در زمان زندگي كند. اين مسئله از رشد و نمو بازي‌هاي كامپيوتري آغاز شده است و به‌سرعت در صنايع و هنرها جاي خود را باز مي‌كند. استفاده از هوش مصنوعي براي شخصيت‌هاي ديجيتالي موضوعي بود كه سال‌ها پيش به صورت بسيار ساده در ساخت بازي‌هاي كامپيوتري يا ويديوگيم‌ها به كار گرفته شد و امروز به صورتي بسيار كامل‌تر به تئاتر رسيده است. استفاده از هوش مصنوعي (ai)‌ باعث بالا رفتن كارايي عناصر نور،‌ صدا و حتي تصاوير انيميشن و ويديو و... مي‌شود. اين امر،‌ فاصله‌هاي ميان تعويض صحنه‌ها را از بين مي‌برد و رشتة تخيل تماشاگر را همچنان ناگسسته نگه مي‌دارد. اما تئاتر ديجيتال از كجا آغاز شد؟

   در سال‌هاي اولية دهة 1980 ويديو، آنتن ماهواره، ماشين فكس و ديگر وسايل ارتباطي مورد استفاده قرار گرفتند و به‌خصوص در تسهيل انجام امور هنري شهرت يافتند. جان كيج(4) از جمله كساني بود كه مفهوم هنر تكنولوژيك را دنبال مي‌كرد و از آن در آثارش سود مي‌برد. در سال 1980 با تحولي كه در كامپيوترهاي خانگي به وجود آمد، امكانات جديدي براي خلق اجراهاي مدرن يافته شد. هنرمنداني مثل: شري رابينوويتز(5) و كيت گلووي(6) در همان سال‌ها تجربياتي با اينترنت را آغاز كردند و اجتماعات online خلاقيت‌هاي تازه‌اي را در هنر تئاتر پيشنهاد دادند. با انفجار اينترنتي و به وجود آمدن عنصري به نام سايت(7) در سال 1990 هنرمنداني چون: روي اسكات(8) آغاز به ساختن مفاهيمي بزرگ‌تر كردند و گروه‌هاي تئاتري خاصي را براي كار با تكنولوژي مدرن تشكيل دادند. در پرفورمنس‌هاي جورج كوتس(9) يا رپرتوارهاي گرترود اشتاي(10) همكاري نرم‌افزار و سخت‌افزار با تئاتر و كمپاني‌هاي سازنده‌ي تكنولوژي شدت يافت و باعث تحول عظيمي در توليدات تئاتري بزرگ دنيا شد.

   محققاني مثل: كلوديو پنيانز(11) در (mit)، ديويد سالتز(12) در آزمايشگاه تئاتر اينتراكتيو(13) دانشگاه جورجيا، مارك ريني(14) مدير آزمايشگاه تئاتر مجازي دانشگاه كانزاس و... در سال‌هاي دهة 1990 و هم‌اكنون روي استفاده از تكنيك‌هاي ويديويي، motion capture،‌ انيميشن سه بعدي و واقعيت مجازي كار مي‌كنند و هزينه‌هاي گزافي را نيز براي اين تحقيقات و اجراهاي تجربي و آزمايشگاهي، پرداخته‌اند. بودجه‌هاي كلان اين مراكز تحقيقاتي باعث رشد ژانر تئاتري شده است و اكنون تئاتر نيز در استفاده از فن‌آوري روز در كنار ساير هنرها پيش مي‌رود.

   اولين جرقه‌هاي استفاده از تكنولوژي را مي‌توان در اوايل قرن بيستم ديد. هنرمنداني چون ادوارد گوردون(15)، اروين پسيكاتور(16) و تا حدي برتولت برشت در نمايش‌هاي خود تكنولوژي را به كار گرفتند و حتي جوزف اسووبودا(17) در فعاليت‌هاي فتوريستي آن را به كار گرفت و ديگران از جمله تجربه‌گرايان از بازيگران غيرانسان، فيلم و... استفاده كردند.

   تئاتر ديجيتال مشخصاً به ميزان ارتباط تماشاگر و نمايش توجه دارد. محدوديت‌هايي كه كلام يا روايت به عنوان عناصر ثانويه ايجاد مي‌كنند در تقابل با اين تكنولوژي كه از طريق ماشين‌ها انجام مي‌شود،‌ كمتر به چشم مي‌آيند. چنين تعاملي اقشار تماشاگران و مشاركت آن‌ها را در اجراي نمايش افزايش مي‌دهد. در اين شكل اجرايي، نقش پيام و گيرندة پيام را مي‌توان در يكديگر ادغام كرد و اين مسئله است كه تئاتر ديجيتال را به سوي گفت‌وگويي دوسويه مي‌كشاند؛ گفت‌وگوي انسان با انسان يا انسان با ماشين.

   پارامترها و معيارهاي محدودكنندة اين شكل نمايشي قابل انعطاف و تغيير هستند تا جايي كه اجازه مي‌دهند حوزة پهناور و گسترده‌اي از حركات و كنش‌هاي تئاتري در همسويي با هدف نمايش و در پس وقايع آن ايجاد ‌شوند. از آنجايي كه تئاتر ديجيتال مانند موجودي پيوندي يا دوزيست است، شكلي مجزا از مجموعه‌اي بزرگ‌تر به حساب مي‌آيند. مجموعه‌اي متنوع كه شامل instalation‌، رقص، كنسرت، دخالت روبوت‌ها و... مي‌شود. اصل اساسي، استفاده از هوش مصنوعي در تنظيمات و هماهنگي‌هاست. كنار هم قرار دادن اشكال مختلف هنري و يا هماهنگ ساختن اجزاي تئاتري از جمله نور، موسيقي،‌ صحنه، گريم، بازي،‌ حركت و... با توجه به زمان كمتر و دقت فراوان، مي‌تواند از نكات مثبت استفاده از كامپيوترها تلقي شود.

   زماني كه يك شوي تلويزيوني با حضور تماشاگر در استوديو به طور زنده، پخش مي‌شود و تماشاگران در منازل خود آن را تماشا مي‌كنند، آن‌ها نيز به تماشاگران دستة دوم پيوسته‌اند و ظاهراً يك فضاي بزرگ تئاتري فارغ از مكان به وجود مي‌آيد. اما حضور تماشاگر در سالن نمايش، عنصري اساسي است و پخش اجرا روي مانيتور (به طور مثال در تئاتر  (online يا روي پردة عريض، در دستة تئاتر ديجيتال قرار نمي‌گيرد.

   تئاتر ديجيتال مي‌تواند انواع متفاوت و گسترده‌اي از اجراهاي زنده را بدون وابستگي به ساير فنون، در خود جاي دهد. مواردي مثل desktop theatre كه از انيميشن‌هاي كامپيوتري در chatroom‌ استفاده مي‌كند، بدون همراهي تماشاگر، از محدودة تئاتر ديجيتال خارج مي‌شود و به گسترة وسيع‌تري به نام digital performance‌ وارد مي‌شود. اما اگر بازيگر، دكور يا ديگر عناصر به جز متن و تماشاگر و مكان واحد اجرا، تحت تاثير قرار گيرند، يعني به طور مثال به جاي بازيگران، شاهد اجراي روبوت‌ها باشيم، پديدة robotic theatre‌ را شاهد هستيم كه با مصاديق تئاتر ديجيتال همخواني دارد.

   هر شكل از فن‌آوري امروز مي‌تواند به تئاتر راه پيدا كند. اما اين اشكال به شرطي ضامن وجود تئاتر مدرن خواهند شد كه قوانين و ضابطه‌هاي خدشه‌ناپذير تئاتر را زير سوال نبرند. محل اجرا، وسايل صحنه، دكور، بازيگران و... همگي اين امكان را دارند كه تحت تاثير فن‌آوري روز قرار بگيرند و حتي هرازگاه با تكنولوژي مدرن جاي‌گزين شوند. امروزه در چند اجراي نمايشي آزمايشي از حضور شخصيت‌هاي شبيه‌سازي‌شدة بازيگران مشهوري چون «مارلون براندو»‌، «ال پاچينو» يا «لارنس اليويه» استفاده مي‌شود. چنان‌كه چند سال پس از مرگ مارلون براندوي فقيد امروزه مي‌توان چهرة او را از صحنه‌هاي مختلف و فيلم‌هاي متفاوت با حالات گوناگون به صورت داده‌هاي ديجيتال درآورد و حتي نرم‌افزارهاي پيش‌رفتة صداسازي مي‌توانند، لهجه و شيوة گويش وي را بازسازي كنند. نمونة بارز اين عمل را مسئولان جلوه‌هاي ويژة فيلم بازگشت سوپرمن(18) انجام دادند و حتي نمايش كوچكي نيز در غرفة استوديو به صورت زنده از اين شخصيت سه بعدي مجازي انجام شد. در سينما نمونه‌هاي فراواني از زنده شدن اسطوره‌هايي چون همفري بوگارت يا آلفرد هيچكاك ديده شده است. اما امروزه اين موج به تئاتر و فضاي زنده نيز راه پيدا كرده است و مرگ تئاتر را تا ساليان سال به تعويق خواهد انداخت. تئاتر ديجيتال مفهومي است كه در رابطة مستقيم با پيشرفت‌هاي سرسام‌آور امروزي قرار دارد و زمان نخواهد توانست بر آن بتازد. هر تراشة جديدي كه پرداخته مي‌شود، زمينة جديدي را براي خلاقيت هنرمندان تئاتر ديجيتال فراهم مي‌كند. محدوديت‌ فضاي تئاتر و امكانات آن به پايان رسيده است. حضور بزرگان تئاتر و سينما روي صحنه و كنار يكديگر،‌ ديگر رؤيايي غيرممكن نيست و ديري نخواهد گذشت كه شاهد نمايش‌هايي خواهيم بود كه خود‌به‌خود كارگرداني و اجرا مي‌شوند يا به‌اصطلاح توسط هوش مصنوعي بديهه‌سازي شده‌اند.

   در هم ‌ريختن زمان و مكان يا در كنار هم قرار گرفتن اسطوره‌ها و روبوت‌ها، گام نهادن به گسترة ژانرهاي ناشناخته در تئاتر و تلفيق مفاهيم كهن و امروزين، همه و همه به وسيلة امكانات ديجيتال ميسر خواهند شد.

   رابرت لپاژ(19) مي‌گويد:

  «تئاتر نمرده، بلكه آزاد است.»

   آزادي،‌ همين اصل اولية اين هنر در شكل ديجيتال به معناي واقعي خود رسيده است.

 

   منابع:

1) www.en.wikipedia .org

2) www. daimi.au.dk

 

پي نوشت:

   1. digital theater

   2. cyber

  3. real time اصطلاحي است كه در مورد اجراي افكت‌هاي مختلف توسط يك هوش مصنوعي، بدون وقفه و دستور پيشين به كار برده مي‌شود. حركت يا كنش يك شخصيت سه بعدي انيميشن كامپيوتري در يك video game يا صحنة تئاتر بدون آنكه از پيش دقيقاً طراحي شده باشد،‌ در زمان حال يا به صورت real time انجام مي‌شود.

   4. jahn cage

   5. sherrie rabin owitz

   6. kit galloway

   7. site

   8. roy ascott

  9. george coates

  10. ‌ gertryde stein

  11. ‌ claudio pinauhez

  12. david saltz

  13. interactive performance laboratory

  14. ‌ mark reaney

      15. edward gordon.

   16. erwin piscator.

   17. josef svoboda.

   18 . superman returns‌

     19. robert lepage

مشهود محسنيان

www.dramatic.ir

 

سه‌شنبه 21 مهر 1388 - 15:42


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری