شنبه 29 دی 1397 - 5:13
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

معارف اللطائف

 

·         معارف اللطائف

·         محمدعلي مجاهدي

·         انتشارات سوره­مهر

·         چاپ اول/1388ش/2500نسخه

·         وزيري/ 392ص/شوميز

·         شابک: 8ـ600ـ506ـ964ـ978

 گروهي از صاحب­نظران، «طنز» را به عنوان يک شگرد ادبي معرفي کرده­اند و برخي ديگر آن را يک «نوع ادبي» شناخته­اند. سر و کار طنز با آدمي است و به خاطر طبع خلافِ عرفي که دارد، «خنده» و «انديشه» را يک­جا به مخاطبان هديه کرده، و در عين حال هدف مشخصي را ـ که در نهايت به تغيير و اصلاح رفتارهاي بشري مي­انجامد ـ دنبال مي­کند، و اين همان «رسالت» و «تعهد»ي است که براي طنز تعريف کرده­اند.

شايد با کمي تسامح و اندکي تساهل بتوان هجو، حاضرجوابي، مطايبه و لطيفه را نيز ـ صرف نظر از شاخصه­هايي که دارند ـ در قلمرو «طنز» مورد مطالعه و بررسي قرار داد، چرا که هيچ کدام از آن­ها از ظرافت، نکته­بيني، طبيعت خلاف عرفي، نقيضه­پردازي و نقيضه­گويي خالي نيستند.

تاکنون در قلمرو موضوعي طنز، آثار فراواني چاپ و منتشر شده که از معروف­ترين آن­ها: نقيضه و نقيضه­سازان/ اخوان ثالث؛ تاريخ طنز در ادبيات فارسي/ حسن جوادي؛ مقدمه­اي بر طنز و شوخ­طبعي در ايران/ علي­اصغر حلبي؛ تفنّن ادبي در شعر فارسي/ منوچهر دانش­پژوه؛ طنز چيست/ ابوالقاسم رادفر؛ خنده­سازان و خنده­پردازان/ عمران صلاحي؛ قند مکرر/ سيدابراهيم نبوي؛ هجو در شعر فارسي/ ناصر نيکبخت؛ طنز در زبان عرفان/ دکتر عليرضا فولادي مي­باشد.

صرف نظر از آثار ياد شده که پديدآورندگان آن­ها از پژوهندگان معاصرند، در پيشينۀ کهن شعر و نثر فارسي نيز به نمونه­هاي بارزي از هجو و طنز، بديهه­گويي، هزل و اخوانيه­هاي منظوم برمي­خوريم که گاه صبغۀ ديني، عرفاني و اخلاقي دارند و گاه سرشار از مقوله­هاي طنزآلود و هزل­آميزند. از دواوين شعرا، تذکره­هاي فارسي و برخي از متون منثور و منظوم عرفاني مي­توان به عنوان منابع دست اول هزل و طنز نام برد و آثاري همانند: لطائف اللطوائف صفي­علي هروي از ديرباز با لطيفه­ها و مطايبه­ها، راه­گشاي اهل ذوق و ادب بوده­اند.

هدف اصلي از تدوين اين اثر، نشان دادن ابعاد بسطي و ذوقي بزرگان دين، عرفاي نام­آشناي اسلامي و بزرگان بلندآوازۀ ايراني است که در هيمنۀ علمي آنان رنگ باخته و مجال دلربايي پيدا نکرده­اند.

با مرور سخنان مطايبه­آميز و گلنفسي­هاي آنان، گره­هاي کور روح آدمي ـ که ريشه در حالات قبض­آفرين دارد ـ گشوده مي­شود و پنجره­هايي از عوالم نور و سرور را بر روي انسان باز مي­کند و با حصول تدريجي اين تجربه­ها ذوقي و هرازگاه متوذقانه است که چهرۀ درهم و عبوس و طبعاً خشني که از اين بزرگان علم و معرفت و انديشه در ذهن انسان­هاي متعصّب، ظلوم، جهول و مبتلاي به جمود فکري نقش بسته، به تدريج رنگ مي­بازد و سيماي سرورآفرين و فرح­بخش آنان، مجال عرض اندام پيدا مي­کند. به قول لسان­الغيب، حافظ شيرازي:

عبوس زهد به وجه خمار ننشيند

مريد زمرۀ دُردي­کشان خوشخويم

اثري که در پيش رو داريد، حاوي نمونه­هايي از همين مطالب طنزآلود و شوخ­طبعي­هاست که در دو بخش تدوين شده است:

بخش اول؛ در برگيرندۀ لطايف غالباً منثوري است که به نحوي متأثر از آموزه­هاي ديني، مقوله­هاي عرفاني و نکات عبادي و اخلاقي است و پانصد لطيفه در اين بخش آمده است.

بخش دوم؛ حاوي لطايف غالباً منظومي است که بيش­تر جنبۀ ادبي، اجتماعي و انتقادي و هزلي دارند و طبعاً از لطيفه­هاي بخش اول عريان­ترند. لطيفه­هاي آمده در اين بخش بالغ بر چهارصد نکته است.

 

 

 

چهارشنبه 15 مهر 1388 - 10:0


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری