سه‌شنبه 25 تير 1398 - 14:52
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

هشت درِ بهشت

 

هشت درِ بهشت (56 رساله از علامه فيض كاشاني)

تحقيق و تصحيح: مسيح توحيدي

انتشارات: پژوهشكده باقرالعلوم

مدرسه عالي شهيد مطهري

نوبت چاپ: اول 1388

مجموعه گردآمده از ترجمه‌هاي علامه ملامحسن فيض كاشاني دربردارنده ده رساله در زمينه فقه، اخلاق، عقايد و عبادات است. رساله‌هاي موجود در اين دفتر فارسي بر اساس تقدم احتمال زمان نگارش عبارتند از: ترجمه العقايد- ترجمه الصلاه- ابواب الجنان- ترجمه الطهاره- ترجمه الحج- ترجمه الزكاه- مفتاح‌الخير- ترجمه الشريعه- ترجمه الصيام.

رساله (ترجمه العقائد) در هشت بخش همانند هشت در بهشت نگاشته شده است. هر بخش با نام «در» به بيان اصول عقايد شيعه بر مبناي آيات قرآن و احاديث معصومان (ع) پرداخته است. فيض كاشاني، دلالت‌ها و ارشادهاي خداوند و رسول گرامي او را برترين كلام‌ها و استوارترين برهان‌ها براي صاحبان خرد و انديشه مي‌داند و اين استشهاد و استدلال‌جويي از قرآن و حديث را تقليد محض و پيروي ناآگاهانه نمي‌داند بلكه اين شيوه را مايه هشدار باش و بيداري عقل‌هاي درست‌انديش مي‌خواند.

«درِ اول درباره اثبات وجود خداوند و هستي حق گفت‌وگو مي‌كند. نويسنده اين «در» را با اين عبارت آغاز مي‌كند: «يك دم حديث امكان و وجوب را بگذار و دل با ما دار و لحظه‌اي حرف دور و تسلسل را رها كن و گوش با ما كن كه دورت سرگردان مي‌سازد و تسلسلت در بيابان بي‌پايان مي‌اندازد. زماني نگاه كن و ببين در غرايب آسمان و...»

علامه فيض رباني با بيان نظم حاكم بر هستي و نيز فطرت خداجوي آدمي كه درمي‌يابد: او خود خويشتن را نيافريده است پس نيازمند آفريدگاري هست و نيز با اشاره به برهان نهفته در اين كلام بلند امام علي(ع) عَرَفتُ اللهَ بِفَسخِ العَزائِم و نَقضِ الهِمَمِ و نيز برهان نياز انسان در مشكلات و دشواري‌ها به نيروي ماورايي و قدرتي لايزال به اثبات وجود خدا مي‌پردازد.

«در» دوم پيرامون اثبات توحيد و يگانگي حق سخن مي‌راند. و «در» سوم به بحث و بررسي پيرامون صفات جمالي و جلالي خداوند بر اساس آيات و روايات، مي‌پردازد.

«در» چهارم درباره نبوت و رسالت، و «در» پنجم در به روي موضوع وصايت و ولايت مي‌گشايد. «در» ششم درباره معاد و «در» هفتم از رساله «ترجمه العقائد» به ذكر احوال موت و قيامت پرداخته است. و در آخر «در» هشتم را به تشريح بهشت و دوزخ و شفاعت و حوض اختصاص داده است. وي در پايان پس از گفت و گو از حوض كوثر، رساله را چنين به پايان مي‌رساند:

«و مؤلف اين رساله را كه يكي از فدويان خاك در اوست (يعني اميرمؤمنان امام علي(ع) ان‌شاءالله جامي كرامت خواهد فرمود كه لذت ديدار ساقي، او را چنان محو سازد كه به لذت شراب نپردازد.»

گر تو ز شراب مي‌شوي مست

ما را ساقي ربايد از دست

فيض در بخش «ترجمه الصلاه» ، اين رساله را پس از نام خدا با اين بيت آغاز مي‌كند:

هر كه نه گويا به تو خاموش به

هر چه نه ياد تو فراموش به

و سپس از اذان و اقامه و تكبيره‌الاحرام تا سلام پاياني نماز را به زباني ساده و همه‌كس فهم به فارسي ترجمه مي‌كند و خواندني است كه در ترجمه صلوات در تشهد نماز آل محمد (صلي‌الله عليهم اجمعين) را اين گونه مي‌شناساند:

«خدايا درود فرست بر محمد(ص) و بر اهل بيت محمد(ص) كه حضرت فاطمه (س) و دوازده امام معصوم‌اند، و هر كه سيرت ايشان ورزد و از علم ايشان حظي وافر داشته باشد، مثل سلمان فارسي چنان كه پيغمبر(ص) فرموده كه «سَلمَانُ مِنَا اَهلَ البَيت»

اين رساله نيز در هشت باب نگاشته شده است.

رساله مفتاح‌الخير، يكي ديگر از رساله‌هاي اين مجموعه، مشتمل بر هشت «در» و تكميل كننده رساله «ترجمه‌الصلاه» است.

فيض در اين رساله به بررسي اقسام نماز، شرائط وجوب و صحت نماز، نماز مسافر، اوقات نمازها، گونه‌هاي شك در نماز و چگونگي جبران نمازهاي از دست رفته مي‌پردازد.

دانستني است كه فيض كاشاني يكي از شرائط صحت و درستي نماز را آن مي‌داند كه مسائل نماز بايد از امام معصوم فرا گرفته شود اگر چه به چندين واسطه باشد. البته اين نكته فقهي تازه‌اي نيست ولي تصريح و شفاف‌گويي آن از زيبايي‌هاي كار فقهي اوست. و نيز از فتاوي ويژه او آن است كه: آن كسي كه ساتر عورت ندارد ولي لباس نجسي به همراه دارد بايد لباس نجس را بپوشد و اركان نماز را تمام انجام دهد و ديگر آن كه وقت نماز مغرب را زمان غروب آفتاب (استتار قرص خورشيد) مي‌داند.

علامه فيض كاشاني ماده تاريخ اتمام مفتاح‌الخير را با عبارت «شهر محرم‌الحرام» كه برابر با 1073 هجري قمري مي‌شود بيان مي‌كند.

ترجمه رساله ديگر اين مجموعه كه به ترجمه الطهاره اختصاص دارد، داراي هشت «در» است كه «در» اول در فضيلت طهارت گشوده مي‌شود و «در» آخر در كيفيت تيمم بسته مي‌شود. ماده تاريخ اتمام نگارش رساله عبارت «شد محرم الحرام» (بدون الف تعريف در الحرام) است گفتني است كه علامه فيض بر اين فتواست كه آب تا زماني كه رنگ و بو و طعم آن تغيير نكرده باشد اگر چه قليل باشد به مجرد ملاقات با نجس نجس نمي‌شود و نيز از فتاوي ويژه او كفايت غسل به هر نيتي كه باشد از وضوست.

هم‌چنين نويسنده اين مجموعه در بخش ديگري به «اذكار الطهاره» مي‌پردازد كه اين رساله دربردارنده ذكرها و دعاهايي است كه در «ترجمه الطهاره» به آن‌ها اشاره شده است اين رساله تكميلي در پنج باب تنظيم شده است كه باب اول در اذكار بيت‌الخلاء و باب آخر در اذكار غسل است.

مبحث بعد، كتاب حاضر، «ترجمه الحج» است، كه اين رساله در فقه حج و عمره است و فيض در ابتدا مي‌نويسد اين ترجمه را بعد از «ترجمه الصلاه» و «ترجمه الطهاره» و «ترجمه الصيام» نوشته است.

فيض فقيه كه به جنبه‌هاي عملي و كاربردي فقه عنايت ويژه‌اي داشته است در اين رساله به تفصيل از حج تمتع و عمره و مفرده سخن مي‌گويد ولي حج قرآن و افراد را رها كرده و تنها به تعريفي كوتاه از اين دو بسنده مي‌كند. نيز در كفاره شكار مي‌نويسد: چون كفاره شكار كردن بسطي از سخن مي‌طلبد كه مناسب اين رساله نيست و احتياج به آن نيز كمتر مي‌شود، طي آن مي‌شود.»

اين رساله نيز در هشت باب نگاشته شده است.

هم‌چنين در ذكر زيارات مشاهد مشرفه- علي‌اهلها السلام- و خاصه در زيارت پيامبر و ائمه معصومين مي‌نويسد: «از جمله سنن موكده، حاج را، زيارت پيغمبر(ص) است و بعضي اخبار دلالت بر وجوب آن دارد و در زيارت قبور سائر ائمه معصومين- صلوات‌الله عليهم- ثواب بسيار هست، خصوصاً امام حسين و امام رضا(ع).

همچنان كه در حديث وارد شده زيارت امام حسين(ع) فرض است بر هر مؤمني، و زيارت امام رضا(ع) معادل هفتاد هزار حج است. در ادامه نيز مي‌نويسد: و كسي كه از مشاهد مشرفه دور باشد اگر به بام خانه خود برآيد و سر سوي آسمان كرده متوجه قبور ايشان شود و سلام كند بر ايشان، ثواب زيارتي به جهت او نويسند.

بخش بعدي اين مجموعه به بحث و بررسي درباره «ترجمه الزكاه» مي‌پردازد. اين رساله نيز در هشت «در» به مباحث زير پرداخته است:

معناي زكات، فضيلت و ارزش‌هاي زكات دادن- اقسام و شرايط زكات، نصاب  نقدين (طلا و نقره)، نصاب أغنام (أنعام) ثلاثه (شتر، گاو- گوسفند) نصاب غلات اربعه (گندم- جو- مويز- خرما) چگونگي مصرف زكات.

علامه در يك بخش كوتاه نيز به تشريح زكات فطره و شرائط آن پرداخته است و در پايان از آداب زكات دادن سخن مي‌گويد.

«بايد كه زكات را به قصد قربت بدهد و مبادرت كند در دادن بعد از تمامي سال در نقدين و انعام و بعد از درويدن و چيدن يا حرس كردن در غلات، و اگر سبب تأخير، انتظار مستحق يا افضل مستحقين باشد يا خواهد كه بسط كند بر اصناف، اولي آن است كه از مال خود جدا كند و الا اگر تلف شود ضامن است، مگر آن كه انتظار كشد كه مويز يا خرما شود. و در همه زكات دادن قيمت جايز است الا در انعام كه احتياط آن است كه از عين بدهد مگر آن كه فرض معين را نداشته باشد.»

رساله فقهي صيام، رساله ديگري از مجموعه حاضر نيز در هشت «در» نگارش شده است كه به بيان فضيلت روزه‌هاي ماه رمضان و شرائط و آداب آن پرداخته و در پايان در هشتمين «در» از درهاي صيام پيرامون اعتكاف و شرائط آن سخن مي‌گويد.

«اعتكاف حبس نفس است بر عبادت خداي تعالي با روزه سه روزه يا بيشتر در مسجد جامعي و آن در اصل شرع مستحب است و واجب نمي‌شود مگر به نذر يا به گذشتن دو روز تمام از اعتكاف مستحب. پس سيوم واجب مي‌شود و هم‌چنين هر شيمي واجب است، مثل ششم و نهم و دوازدهم و هر چند بالا رود. و بايد كه از مسجد بيرون نرود الا به سبب حاجت ضروري چون به خلا رفتن و به جنازه حاضر شدن و عبادت مؤمني كردن و حاجت مؤمني برآوردن و به نماز جمعه حاضر شدن و امثال آن و چون بيرون رود بايد جايي ننشيند مگر ضرورتي داعي بر نشستن باشد و خصوصاً زير سايه تا آنكه برگردد و نيز اكثر اوقات را به عبادت بگذراند و از زنان و بوي خوش و خريد و فروخت اجتناب كند.»

از ترجمه‌هاي ديگر اين مجموعه، «ترجمه الشريعه» است. اين رساله نيز در هشت «در» تنظيم شده است. «در» اول به تشريح معناي شريعت و كيفيت سلوك راه حق مي‌پردازد.

«بدان كه حق تعالي خلايق را به جهت بندگي و فرمانبرداري آفريد چنان كه مي‌فرمايد: نيافريدم پريان و آدميان را مگر از براي آنكه بندگي كنند مرا. و بندگي به جهت آن است كه هر كسي به كمال لايق به حال خود برسد تا در عقبي به سعادت عظمي و فردوس اعلي فايز و بر منت‌هاي همت خود كامروا باشد، چنان كه مي‌فرمايد: و شما راست در بهشت هر چه بخواهد نفس‌هاي شما و شما راست در بهشت آنچه را آرزو كنيد.»

«در» دوم اين ترجمه در بيان اعمال نيك بدني و ذكر نمونه‌هايي از آن است. «در» سوم نيز به بيان اعمال ناپسند بدني اختصاص دارد و در اين باره به آيه‌اي از قرآن اشاره مي‌كند: «خداي قبول نمي‌كند عبادت و طاعت را مگر از آن كساني كه پرهيزگار باشند. ترك معاصي همه فريضه است و ترك مكروهات به منزله نوافل است كه ثواب دارد و فعلش عقاب ندارد. »

 «در» چهارم اين ترجمه پيرامون ثواب برخي اعمال پسنديده و سنت‌هاي نيك سخن مي‌گويد و رفتارهاي پسنديده را در دو محور فردي (مانند مسواك زدن، عطر زدن، و...) و اجتماعي (ثواب فرياد رسيدن مسلمانان، عيادت بيمار) ذكر كرده است.

«در» پنجم درباره جزاي برخي اعمال ناپسند و چگونگي عقاب آن‌ها گفت‌وگو مي‌كند و در اين باره به ذكر احاديثي مي‌پردازد، از جمله: «بپرهيزيد از غافل شدن از ياد حق- جل شأنه- پس به درستي كه هر كه غافل شود از ياد حق، از خود غافل شده است. و بپرهيزيد از سهل و خوار گرفتن فرمان خداي- پس به درستي كه هر كه سبك و سهل گيرد امر خداي را، خداي او را خوار مي‌گرداند در روز قيامت.»

«در» ششم اين ترجمه از كتاب حاضر سخن از صفات پسنديده نفساني و منش‌هاي اخلاقي انسان مانند صبر و توكل و... مي‌گويد. «صبر يعني پاي افشردن بر دشواري‌ در راه حق، پس اگر به مصيبت صبر كند، سي صد درجه اجر دارد و اگر بر طاعت، شش صد درجه و اگر از مصيبت، نه صد درجه. و اين بهترين انواع صبر است. در اين قسمت نيز به فرمايش حق تعالي اشاره شده است كه مي‌فرمايد: «جز اين نيست كه تمام و كامل داده مي‌شود مزد صبركنندگان، بي‌حساب.»

«در» هفتم، صفات اخلاقي ناپسند مانند تكبر- عجب- حسد و... را معرفي مي‌كند.

«حسد بردن: بر اهل نعمت دنيوي و اخروي و ساخط بودن و شكايت داشتن از خداي، به دل يا به زبان در انعام بر غير، كه در مقابل رضا و تسليم است. حق تعالي در خصوص منافقان مي‌فرمايد: بلكه حسد مي‌برند مردمان را بر آن چيزي كه حق تعالي داده است به ايشان از افضل خود.»

و در حديث آمده: حسد ايمان را مي‌خورد همچنان كه آتش، هيزم را مي‌خورد.

نويسنده «در» هشتم را به ذكر پاره‌اي از آداب سلوك راه خدا اختصاص داده است. و عمده آداب اين راه را ياد حق تعالي در هر لحظه و ساعت مي‌شناساند و در پايان رساله چنين مي‌نويسد:  «و هر كه توفيق يابد كه اعمال حسنه و سنن سنيه مذكوره را به جاي آورد و از اعمال سيئه مذكوره اجتناب نمايد و اخلاق پسنديده را تحصيل كند و ناپسنديده را از خود دور، روز به روز حالش در ترقي باشد، حسناتش فزايد و سيئاتش مغفور و درجاتش مرفوع و باطنش صافي و قربش به حق وافي و دعايش مستجاب و نفسش مستطاب. بيت:

گر چه وصالش نه به كوشش دهند

آن قدر اي دل كه تواني بكوش»

علامه فيض كاشاني در پايان رساله، ماده تاريخ اتمام آن را به لحاظ ماده و سال عبارت «شهر محرم‌الحرام» مي‌نويسد كه برابر با 1073 هجري قمري است. انتخاب روايت هر باب فقهي از شواهد گوياي اين نكته است. او احاديثي را كه از لقاي خداوند، قرب او و رضاي حق، سبحانه، سخن مي‌گويد بر روايات فراواني كه از حور و غلمان و ميوه‌هاي بهشتي گفت‌وگو مي‌كند، ترجيح مي‌دهد و مخاطب خويش را بر معيار آن احاديث بلند و آسماني به انگيزش الاهي وا مي‌دارد.

ملاي فيض كاشاني از هر فرصتي براي بيان نكته‌هاي اخلاقي استفاده كرده است و دفترش سرشار از بينش توحيدي و نگاه عرفاني اوست. چنان كه رگه‌هاي اين نگاه والاي عارفانه را در بيشترينه مباحث كتاب حاضر مي‌توان يافت.

نويسنده در آغاز ترجمه‌ها(به جز ترجمه‌هاي تكميلي و نيز «ترجمه الصيام» و «ترجمه‌الزكاه») اشعاري در قالب غزل يا قصيده آورده است كه بيشتر آن‌ها با زباني مناجات‌گونه پرده از معارف پنهاني موضوعي كه رساله بدان پرداخته است، مي‌گشايد و نيز با انگيزشي دروني در خوانندگان زمينه سير و سلوك آن‌ها را در راه بندگي خداوند، فراهم مي‌آورد.

نكته قابل توجه اين كه روزگار علامه محسن فيض كاشاني روزگار اوج استيلاي حكومت صفوي است. در اين دوران علوم حديث، تفسير، فقه و حكمت رونق بسزايي دارد. دانشمندان بزرگي چونان ميرداماد- ملاصدرا- محقق سبزواري تا علامه مجلسي در اين روزگار مي‌زيسته‌اند.

 

 

 

 

شنبه 11 مهر 1388 - 12:23


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری