پنجشنبه 27 تير 1398 - 17:25
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ريحانه فتحي ثاني

 

كتابشناسي دفاع مقدس

 

 

فيلمنامه تندرهاي ابابيل/ داود اميريان- تهران: سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري(چاپ اول): 1374.

72 ص- (دفتر ادبيات و هنر مقاومت: فيلمنامه: (4)

عنوان روي جلد: تندرهاي ابابيل

عنوان پشت جلد به انگليسي: the thunders of the swallows

در كتاب حاضر متن و گفت‌وگوهاي فيلم «تندرهاي ابابيل» به ترتيب سكانس‌هاي فيلم. ارائه شده است. هر سكانس نيز شامل نام منطقه و زمان (صبح، ظهر، شب)، همراه با متن و ديالوگ‌هاي مربوطه است. موضوع فيلم، ماجراي يك ديده‌بان به نام جعفر است. او با همسر دوست ديده‌بان شهيدش، كه فرزندي از او دارد، ازدواج مي‌كند. ناصر، برادر همسرش، فيلمبردار است. جعفر در جبهه مجروح مي‌شود و پس از مدتي، همراه ناصر براي انجام مأموريتي به جبهه مي‌رود. آن‌ها براي گرا دادن به توپخانه جهت انهدام سكوهاي پرتاب موشك «اسكاد بي» به اتفاق مهدي و هادي، دو رزمنده ديگر، حركت مي‌كنند. هادي و مهدي، در درگيري با منافقين، به شهادت مي‌رسند و در پايان، هنگام انهدام سكوي پرتاب موشك، ناصر و جعفر نيز در حالي كه نارنجك در دست دارند، به نيروهاي بعثي و منافقين يورش مي‌برندك ه همزمان با انفجار سكوي پرتاب، شماري از نيروهاي دشمن را هلاك كرده، خود نيز شهيد مي‌شوند.

 

 

فيلمنامه سفر بي‌بازگشت/ نوشته عباس رافعي- تهران: سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري، دفتر ادبيات و هنر مقاومت، 1372. 79ص- (دفتر ادبيات و هنر مقاومت).

عنوان پشت جلد به انگليسي: screenplay.a journey with no return

شمارگان: 3300 نسخه

اين فيلمنامه، درباره حمله منافقين به شهر كرمانشاه- پس از پذيرش قطعنامه 598- و عمليات «مرصاد» (جهت دفع حمله آن‌ها) است. «علي» سروان خلبان هوانيروز است با شروع آماده باش، با هلي‌كوپتر به جنگ منافقيني مي‌رودكه در حال فرار به «كرند» و «اسلام‌آباد» هستند. هلي‌كوپتر علي سقوط مي‌كند و او و همراهش «سيد» اسير منافقين مي‌شوند. يكي از منافقين به نام «فريده» كه دخترعموي علي و قبلاً نامزد او بوده است تصميم به نجات آن‌ها مي‌گيرد. آن‌ها پس از پوشيدن لباس كردي، همراه با فريده به راه مي‌افتند. او در راه نحوه

 

 

تشنه، فيلمنامه/ رحيم مخدومي- تهران: سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري، (چاپ اول): 1372

112 ص- (دفتر ادبيات و هنر مقاومت؛3)

عنوان پشت جلد به انگليسي: thirsty. script

اين فيلمنامه به حزب وحدت اسلامي افغانستان تقديم شده است.

داستان فيلم در جبهه‌هاي جنوب و افغانستان اتفاق مي‌افتد و فعاليت‌هاي رزمنده‌اي به نام عبدالرحيم را نشان مي‌دهد. او قبلاً كارگر ساده‌اي در يك گاوداري بوده و بعدها در افغانستان خدمت كرده است. عبدالرحيم در جبهه تيرانداز آرپي‌جي بود و از رزمندگان شجاع به شمار مي‌آمد. در حين حمله، پاي عبدالرحيم قطع مي‌شود و يكي از رزمندگان، آن را پانسمان مي‌كند. عراق بمب شيميايي مي‌اندازد. يكي از رزمندگان ماسك ندارد. عبدالرحيم ماسك خودش را با اصرار به او مي‌دهد. اكنون او در اثر حمله شيميايي مجروح شده است. او را با آمبولانس به عقب مي‌برند. در همان حال، گذشته عبدالرحيم را در كنار فرمانده، در افغانستان، نشان مي‌دهد. در صحنه بعد، عبدالرحيم در بيمارستان است و دستگاه تنفس مصنوعي به صورت دارد. مادر به ملاقات او مي‌آيد. عبدالرحيم دست مادر را مي‌بوسد. حال عبدالرحيم وخيم است. او در بيمارستان شهيد مي‌شود و همانجا تشييع مي‌شود. اكثر تشييع‌كنندگان افغاني هستند.  

 

 

پنج گزارش جنگي، سفر به قله‌ها/ هدايت‌الله بهبودي، مرتضي سرهنگي، ياسر هشترودي- تهران: سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري، برگ، 1367: 95 ص

عنوان روي جلد: سفر به قله‌ها (پنج گزارش جنگي)

مندرجات: حلبچه، سفر به قله‌ها/ هدايت‌الله بهبودي؛ كردستان عراق حكايت ناگفته/ سيدياسر هشترودي؛ خاكريزهاي ايمان، بهار در آبادان/ مرتضي سرهنگي.

«سفر به قله‌ها» پنج گزارش جنگي است. «حلبچه» گزارشي است از بمباران هوايي شهر تهران، حركت به سوي حلبچه و مناطق موشك خورده و بمباران شده باختران (كرمانشاه) و مهران و ادامه مسير سفر تا منطقه حلبچه «سفر به قله‌ها» گزارش بازديد از مناطق آزاد شده بيت‌المقدس شش و پاوه و ياد شهيد چمرا و پاسداران مظلوم شهيد شهر پاوه و بازگشت به شهر تهران. «كردستان عراق، حكايت‌ ناگفته» گزارش سيد ياسر هشترودي از كردستان عراق است و منطقه آزاد شده در عمليات‌هاي نصر هشت و بيت‌المقدس دو. «خاكريزهاي ايمان»، گزارش مرتضي سرهنگي از جبهه‌هاي جنوب، نماز جمعه اهواز و سخنان برادر معينيان فرمانده گردان از لشكر ولي‌عصر(عج) است. «بهار در آبادان»، گزارش ايثار و فداكاري و صبر مردم آبادان است و وصف شهيدي كه خواست پس از شهادت، پيكر او را در ميدان مين بيندازند تا شايد معبري براي رزمندگان بگشايد.

 

 

تپه‌هاي لاله سرخ/ نوته حجت ايرواني، محمدرضا فيض، غلامرضا نباتي- تهران: سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري، 1369، 90 ص- (دفتر ادبيات و هنر مقاومت؛ يادداشت‌ها: 5)

عنوان پشت جلد به انگليسي: the red tulip hills

مندرجات: آتش به اختيار/ حجت‌ ايرواني؛ طلوع دوباره/ محمدرضا فيض؛ تپه‌هاي لاله سرخ/ غلامرضا نباتي.

نوشته‌هاي اين كتاب يادداشت‌هاي رزمندگاني است كه در جبهه، وقايع را به رشته تحرير درآورده‌اند. بخشي از «طلوع دوباره» يادداشت‌هاي شهيد محمدرضا فيض براي نمونه ذكر مي‌شود. يادداشت‌هاي او از روز 17/12/61 و از دارخوين، قرارگاه لشكر هفده علي‌بن‌ابي‌طالب(ع) شروع مي‌شود. او مي‌نويسد: «در روز 1/1/62 در اتاق فرمانده گردان جلسه‌اي برقرار بود كه شركت كردم. در تاريخ 16/1/62 در يكي از خطوط مقدم جبهه جنوب از خواب بيدار شدم. دو روز است كه تركش خمپاره‌اي در پاي چپم است. در تاريخ 6/3/62 حدود پنج كيلومتر داخل خاك عراق هستيم. شنبه 7/3/62 حدود پنج كيلومتر داخل خاك عراق هستيم. شنبه 7/3/62 ساعت 30/2 نيمه شب از سركشي به سنگر آمدم تا ساعت چهار صبح خوابيدم، ساعت 30/18 قرار شد از سمت استقرار گروهان يك جلوتر برويم. راه افتاديم. در آن جا بين نيروهاي گشتي عراقي كه از خاكريزهاشان جلو آمده بودند، درگيري مختصري پيش آمد كه هشت نفر از عراقي‌ها كشته و زخمي شدند...»

 

 

پيشاني شيشه‌اي/ محمد طيب- تهران: سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري، 1369

63 ص- (دفتر ادبيات و هنر مقاومت؛ داستان:6)

طراح روي جلد: حسين خسروجردي.

عنوان روي جلد: مجموعه داستان پيشاني شيشه‌اي.

مندرجات: قصه يوسف؛ خط خطا؛ پيشاني شيشه‌اي، مجموعه داستان جنگ» توسط وزارت آموزش و پرورش، معاونت پرورشي، مؤسسه فرهنگي منادي تربيت در 68 صفحه و شمارگان 5000 نسخه نيز منتشر شده است.

در قصه يوسف، راوي و برادرش (يوسف) از كودكي همبازي و يار يكديگرند و سختي‌هاي بسياري را پشت سر گذارده‌اند. اكنون يوسف در هنگام انتقال 7 اسير عراقي به پشت جبهه شهيد شده است و راوي همه آن روزها را به ياد مي‌آورد. در داستان خط خطا، مادر «حميد» هميشه از رفتن او به مسافرت، (حتي عزيمت به جبهه براي مدتي كوتاه) ممانعت مي‌كرده است. واسطه شدن دكتر نيز بي‌فايده بوده‌ است. عاقبت حميد در تصادف كشته مي‌شود. در پيشاني شيشه‌اي، طلب كمك محسن و جواد از پرستار بي‌حوصله، بي‌نتيجه مي‌ماند تا اين كه محسن بار ديگر لب پنجره مي‌رود و سعي مي‌كند پايين بپرد. سعي همه در جهت نجات او بي‌ثمر است جز جواد. در شبيخون روزن‌ها راوي در اول دي ماه، به مهمان‌سرايي در سنندج آمده است تا تنها باشد ولي ياد دوست شهيدش حميد با اوست. راوي خاطرات خود با حميد، در دوران مبارزه را مرور مي‌كند و در نتيجه اين مرور خاطرات، بيماري و تب او تا آمدن رزمنده‌اي شيرازي به نام حميد و دعوت او به همكاري در جبهه باقي مي‌ماند.

 

 

پرنده‌هاي كاغذي، نامه‌هايي از بازداشتگاه‌هاي اسراي ايراني در عراق/ (معصومه آبادي... و ديگران؛ بكوشش دفتر ادبيات و هنر مقاومت- تهران: سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري 1369.

49ص- (دفتر ادبيات و هنر مقاومت؛ نامه‌ها:3)

عنوان پشت جلد به انگليسي: the paper records. letters from captives

شمارگان: 6600 نسخه.

كتاب «پرنده‌هاي كاغذي»، حاوي متن نامه‌هاي ارسالي آزادگان معصومه آبادي، علي هادي و فاطمه ناهيدي است. در ابتداي هر بخش خلاصه‌اي از تاريخ و محل و نحوه اسارت آن‌ها آمده است. تنظيم نامه‌ها در كتاب به قرار زير است: هشت نامه از آزاده معصومه آبادي به پدر، مادر، خواهران و برادران خود (مورخ 31/6/1361، 6/9/1361، 22/12/1361، 3/3/1362 و 12/10/1362)؛ نه نامه از آزاده علي هادي به پدر، مادر، خواهران و برادران و پدربزرگ (امام خميني (ره) (در تاريخ‌هاي 12/11/1363، 19/9/64، 5/11/1364، 10/2/65، 9/11/65، 16/3/66، 17/10/66 و 8/4/67) و چهار نامه از آزاده فاطمه ناهيدي براي پدر و مادر و خانواده‌اش (در تاريخ‌هاي 1/8/61، 10/11/61، 29/3/62 و 7/9/62) (بر روي جلد كتاب نام حميد محمدي به عنوان نفر چهارم آمده است ولي به علت اشتباه چاپي تعدادي از نامه‌هاي علي هادي، و معصومه آبادي در پايان كتاب تكرار شده است و نامه‌اي از حميد محمدي در كتاب موجود نيست.)

 

 

پا به پاي باران، دو گزارش از خرمشهر/ نوشته مرتضي سرهنگي، هدايت‌الله بهبودي- تهران: سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري، 1369.

43ص. مصور- (دفتر ادبيات و هنر مقاومت: گزارش:2)

عنوان روي جلد: دو گزارش از خرمشهر، پا به پاي باران.

پشت جلد به انگليسي: in steps with rain

كتابنامه: به صورت زيرنويس.

مندرجات: پا به پاي باران، در مه.

اين كتاب در سال 1380 تحت عنوان «دو گزارش از خرمشهر، پا به پاي باران» توسط سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري در 49 صفحه منتشر شده است.

اين كتاب، حاوي دو گزارش در مورد خرمشهر در دوران دفاع مقدس است. گزارش اول «پا به پاي باران» و گزارش دوم «در مه» نام دارد. گزارش اول مربوط به يك بازديد از خرمشهر و مسجد جامع آن و آبادان در سال 1367 است و مي‌گويد كه: تقريباً هيچ ديوار سالمي براي مسجد باقي نمانده است. بازديدكنندگان براي رفتن به سمت اروند رود دچار مشكل مي‌شوند و به سختي اجازه تردد مي‌گيرند. از خرمشهر به اهواز باز مي‌گردند. آبادان هم مثل خرمشهر ويران است. در آبادان براي اقامت به مدرسه علميه امام جعفر صادق مي‌روند. همه جا آثار گلوله‌هاي توپ و خمپاره‌ ديده مي‌شود. گزارش دوم، «در مه»، نيز در مورد خرمشهر است. در اين گزارش نيز يادي از مسجد جامع شده و اثرات جنايات و حمله‌هاي دشمن بعثي به اين شهر ذكر شده است. در اين ميان با چند نفر از اهالي نيز صحبت شده است.

 

 

فيلمنامه بي‌نام و نشان/ حميد بهمني- تهران: سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري 1371. 48 ص- (دفتر ادبيات و هنر مقاومت؛ فيلمنامه؛ 5)

عنوان روي جلد: بي‌نام و نشان.

عنوان پشت جلد به انگليسي: anaymous (screen play)

اين فيلمنامه براساس داستان «زيباترين شعر» از كتاب مجموعه داستان مقتل (از محمد بكايي) نوشته شده است.

فيلمنامه «بي‌نام و نشان» شامل دو اپيزود است در عقبه خط، حاج اكبر، سيدمجتبي و علي‌اصغر با هم هستند. تلفن صحرايي زنگ مي‌زند و حاج عسگر، فرمانده، از سيد مي‌خواهد همراه يك گروه مأموريتي را در خط اول انجام دهند. سيد همراه علي‌اصغر و سعيد مي‌رود، ولي عراقي‌ها متوجه مي‌شوند و سيد بر اثر اصابت تركش خمپاره شهيد مي‌شود و علي نيز با تير قناسه به شهادت مي‌رسد. عده‌اي شهدا را به عقب مي‌بردند رزمنده‌اي قناسه‌چي عراقي را هدف قرار مي‌دهد قرار مي‌دهد. پيشاني‌بندي كه متعلق به ايراني‌ها و در دست سرباز عراقي بود، به آب مي‌افتد و آب رنگ خون مي‌گيرد و سياهي به سپيدي تبديل مي‌شود. اپيزود دوم: پيدا شدن يك پاي مصنوعي له شده سؤالي ايجاد مي‌كند. ولي با اطلاع از گم شدن حاج اكبر جواب تا حدودي داده مي‌شود. ابراهيم، فرمانده گروه، اصغر پسر حاج اكبر را مأمور يافتن پدرش مي‌كند. اما در اين مأموريت اصغر به همراه دوستانش شهيد مي‌شوند. حاج‌ اكبر نيز پس از چند روزي مخفي شدن در نفربر و به هلاكت رساندن بسياري، به دست يك سرباز عراقي كشته مي‌شود و سرباز عراقي هم قبل از پياده شدن از نفربر، به هلاكت مي‌رسد.

 

 

بمو: خاطرات شناسايي منطقه قصر شيرين و ذهاب/ به روايت احمد استادباقر... و ديگران تحقيق و تدوين اصغر كاظمي- تهران: سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري، دفتر ادبيات و هنر مقاومت، (چاپ اول): 1379.

722ص: مصور (رنگي)، عكس، نقشه (رنگي)، نمونه، جدول- (دفتر ادبيات و هنر مقاومت، تحقيق؛ 7) طراح روي جلد: كوروش پارسانژاد.

عنوان پشت جلد به انگليسي : bamo memoirs of spotting the regios of qasr-e shirin and zahab

شمارگان: 3000 نسخه

اين كتاب، گزارش واحدهاي اطلاعات و عمليات از مجموعه عمليات و تلاش‌هاي شناسايي منطقه قصر شيرين و ذهاب است. كتاب، پنج فصل دارد: فصل اول، در دو بخش، خلاصه تاريخ قصر شيرين و معرفي گذرگاه‌هاي جنگي آن است و اهم رويدادهاي جنگ هشت ساله در قصر شيرين و مناطق اطراف آن و اهميت سوق‌الجيشي و نظامي منطقه را شرح مي‌دهد. فصل دوم، (ارتفاعات حمرين)، چگونگي شناسايي اين منطقه را تشريح مي‌كند و فصل سوم، شرح عمليات شناسايي «ارتفاعات آق‌داغ» و اولين گرايش عمليات به جبهه كوهستاني است. در فصل چهارم، (بمو)، جريان شناسايي ارتفاعات بمو از خرداد تا مهر 1362 و فصل پنجم، شناسايي ارتفاعات كاني‌مانگا در آبان 1362 مطرح شده است. در پايان بعضي از فصلو و بندها، توضيحاتي در تأييد و تكميل روايت‌هاي گزارش‌ها افزوده شده است. نقشه‌ها، عكس‌هاي رنگي مناطق، تصاويري از اسناد، فهرست مطالب و فهرست اعلام در كتاب موجود است.

 

باورهاي فراخون/ جواد هشترودي- تهران: سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري، دفتر ادبيات و هنر مقاومت، (چاپ اول): 1377.

127ص- (دفتر ادبيات و هنر مقاومت؛ مقاله: 2)

عنوان پشت جلد به انگليسي: beyond- blood beliefs

شمارگان: 3300 نسخه.

مندرجات: آرزوي بزرگ؛ رازي و بينشي؛ ژرف‌نگري پير شهيد «رشيد هجري»؛ قرعه‌اي براي شهادت؛ شهيد «پيچك»، پاداش شهيدان؛ اثبات پاداش و مقام معنوي شهيد؛ فرامنطقي شهيد؛ خانواده شهيد؛ پژواك‌گر نفير خون؛ خانواده شهيد؛ كلاس استقامت؛ بارقه بدر.

كتاب «باورهاي فراخون» مجموعه مقالاتي در خصوص شهيد و شهادت و ارج و مقام و ارزش شهيد است كه با آوردن مثال‌ها و شاهدهايي از شهداي صدر اسلام، آيه‌هاي قرآن، انجيل و تورات و احاديث و وصيت‌نامه‌هاي شهداي دوران معاصر و شهداي جنگ تحميلي به بحث و بررسي مي‌پبردازد. براي مثال، «آرزوي بزرگ» بررسي باورهاي شهيد و نگرش‌هاي وي در خصوص شهادت است. «رازي و بينشي»، محاوره سه شهيد حماسه آفرين صدر اسلام است، و... مگر مي‌شود غير شهيد، حقيقت عيني و ملموسي را كه شهيد ناظر آن است، دريابد؟ الهاماتي كه در خصوص شهادت فرد، قبل از اين كه شهيد شود، به او و نزديكانش مي‌شود، و عناويني كه در مندرجات آمده است، هر يك، مبحث ديگري در اين كتاب است، در پايان نيز دو داستان كوتاه از مسلمانان صدر اسلام، عبدالله‌بن حذافه و عثمان‌بن مظعون، دال بر استقامت و پايداري مسلمين آورده شده است. گزيده‌اي از وصيت‌نامه‌ شهيدان علي زبوني، ياور پاشازاده، قاسم قشلاقي، احمد نصيري، و... ارائه شده است.

 

 

از تربيت كربلا: مجموعه سخنان حجت‌الاسلام والمسلمين سيدعلي اكبر ابوترابي در اردوگاه‌هاي عراق/ علي‌اكبر ابوترابي- تهران: سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري، دفتر ادبيات و هنر مقاومت، 1357.

(675)ص: نمونه- (دفتر ادبيات و هنر مقاومت: سخنان؛1).

عنوان پشت جلد به انگليسي: from the soil of k arbala: an athology of hojjatoleslam

seyyed aliakbar abutorabi: speeches in irag camps

شمارگان: 3300 نسخه.

كتاب مجموعه سخنراني‌ها، موعظه‌ها، بحث‌ها و راهنمايي‌هاي حجت‌الاسلام والمسلمين سيدعلي‌اكبر ابوترابي در اردوگاه‌هاي عراق خطاب به اسراي ايراني مي‌باشد. تعدادي از سخنراني‌هاي مربوط به سال‌هاي 1363 و 1364 و بخش عمده آن‌ها مربوط به سال‌هاي 1367 و 1368 مي‌باشد. اين مطالب به مناسبت‌ها و موقعيت‌‌هاي مختلف از جمله ايام فاطميه، ماه مبارك رمضان، عاشورا، تولد آقا امام زمان (عج)، اعياد فطر، غدير و قربان، توليد حضرت رسول (ص) و... بيان شده است. همچنين چندين سخنراني در رابطه با امامت، اخلاق اسلامي، دوستي و برادري، صفت رذيله اخلاقي حسد و مبارزه با آن، اسارت نفس، شب‌هاي قدر، روزه و رستگاري و موارد ديگر كه حاوي نكات آموزنده‌اي مي‌باشد و نامه وي به فرزندش است كه او را به دوري جستن از خودبيني سفارش نموده و رمز پيروزي و سعادت انسان را ياري جستن از خدا دانسته است.

 

 

آينه و مرداب، فيلمنام/ فيروز زنوزي جلالي- تهران: سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري، دفتر ادبيات و هنر مقاومت، 1357،

85 ص.، 10ص: مصور، عكس- (دفتر ادبيات و هنر مقاومت: فيلمنام؛4)

عنوان پشت جلد به انگليسي: the mirror and the swamp script

طراح روي جلد: كوروش پارسانژاد.

شمارگان:3300 نسخه.

در يان فيلمنامه، دختري به نام نساء در انتظار بازگشت نامزد خود (احمد) از جبهه است. احمد در نيروي دريايي مشغول خدمت است. ناوي كه احمد در آن خدمت مي‌كند. غرق مي‌شود. بسياري غرق مي‌شوند و اجسادشان از آب گرفته مي‌شود، ولي‌ اثري از احمد به دست نمي‌آيد. نام او در ميان اسامي اسرا نيز ديده نمي‌شود. مدتي مي‌گذرد. خواستگار‌هايي براي ازدواج با نساء مي‌آيند، ولي نساءقبول نمي‌كند قاسم كه دلباخته نسان است به جبهه مي‌رود. روزري جسدي را به عنوان جسد احمد به مرداب مي‌آورند. نساء به نشانه عزا لباس سياه بر تن مي‌كند، ولي هنوز در انتظار نامه‌هاي احمد است؛ نامه‌هايي كه احمد در رويايش براي او فرستاده است. در پايان، احمد در حالي كه سر و دستش هنوز باندپيچي شده است با دسته‌ گلي وارد مرداب مي‌شود.

 

 

آب/ غلامرضا عيدان- تهران: سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري، (چاپ اول): 1370.

47ص- (دفتر ادبيات و هنر مقاومت؛ داستان: 10)

عنوان به انگليسي: water

شمارگان: 6600 نسخه

مرتضي، كمال و اسماعيل، سه دوست رزمنده، در يكي از عمليات‌هاي فريب، قبل از عمليات اصلي، در منطقه دشمن، مجروح و خسته، گم مي‌شوند. هر سه نفر آن‌ها تشنه هستند و اين تشنگي، و ناراحتي حاصل از آن، و همكلامي مرتضي و كمال با اسماعيل كه مجرحيتش از همه يشتر است، نيرويي تازه در آن‌ها به وجود مي‌آورد. آن‌ها براي پيدا كردن مجدد رزمندگان خودي به تكاپو مي‌پردازند، ولي تلاش‌ آن‌ها براي پيدا كردن همرزمان بي‌ثمر مي‌ماند. در نهايت، پس از درگيري با نيروهاي دشمن، اسماعيل با لبان تشنه به شهادت مي‌رسد و در همان زمان از محلي كه دستانش بر روي زمين قرار گرفته، يك چشمه آب زلال شروع به جوشيدن مي‌كند.

 

 

آخرين گزارش/ ياسر هشترودي. سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري، دفتر ادبيات و هنر مقاومت، (چاپ اول): 1371. 110ص.

شمارگان: 6600 نسخه

مندرجات: آخرين گزارش؛ قمري‌هاي زير شيرواني؛ شهر خاكستري؛ آنجا، زندگي مثل ليقه دوات. كتاب، مجموعه چهار «خاطره گزارش گونه» مربوط به سال‌هاي 66 تا 68 است كه در آن، نويسنده با مردم شهرهاي جنگ زده قصر شيرين، سرپل ذهاب و اسلام‌آباد- و به خصوص بازماندگان عمليات مرصاد- گفت‌وگو كرده است. در «آخرين گزارش» افراد بومي منطقه عملياتي مرصاد كلبه‌اي را نشان مي‌دهند كه در آن، تعدادي از منافقين با خوردن سيانور خ ودكشي كرده‌اند. همچنين آن‌ها از كشته شدن يك منافق زن به دست دوستان خود و بيمارستاني كه منافقين به آتش كشيدند و ساير جنايات هولناك منافقين سخن مي‌گويند. «قمري‌هاي زير شيرواني» و «شهر خاكستري» شرح ديدار از شهرهاي اهواز و خرمشهر و آبادان پس از پايان جنگ و گفت‌وگو با مردمي است كه به شهر و ديار خود بازگشته‌اند و چهره شهرهاي جنگ‌زده را با بازسازي تغيير داده‌اند. «آنجا زندگي مثل ليقه دوات» گزارش سفر چهارده خبرنگار به حلبچه و كردستان عراق و گفت‌وگو با مردم فقير آنجا و رانده شده‌هاي شهرهاي ديگر عراق است، كه اميدوارند اين مناطق به دست رزمندگان آزاد شوند. اين منطقه در همين زمان، بمباران شيميايي مي‌شود و خبرنگاران به بيمارستان برده مي‌شوند.

 

 

برد ايمان، با يادداشت‌هايي از شهيد قاسم ذبيحي‌فر، شهيد مرتضي سنگتراش، شهيد.../ (گردآورنده شهره ابري، محسن مطلق)- تهران: سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري، (چاپ اول): 1374.

98ص.

شمارگان: 5500 نسخه.

كتاب «برد ايمان» شامل يادداشت‌هاي روزانه سه شهيد (سيدقاسم ذبيحي)، مرتضي سنگتراش و يك شهيد گمنام) است كه لحظه‌هاي زندگي خود را در جبهه‌هاي نبرد، به صورت روزانه ثبت كرده‌اند. مطالب ارائه شده، شامل: «گفت‌وگوهاي عارفانه با خداوند، محاسبه نفس، طلب رحمت و مغفرت از پروردگار، خاطراتي از روز مربوطه و امور انجام شده، بيان مطالبي در خصوص اعمال و فريضه‌ها، شهرها، مكان‌ها و اشخاص (از جمله شهيد محمد رجبي، شهيد مهدي جمال‌آبادي و شهيد پورتقي)، پايگاه عملياتي سوته‌ و اردوگاه كرخه است. همچنين مطالبي درباره «شهيد سيدقاسم ذبيحي» از زبان پدر، مادر، برادر و دوست او (محمد داوودآبادي) نقل شده است.

 

 

آرامش سبز، مجموعه داستان/ رحمت‌الله اميدوار- تهران سازمان تبليغات اسلامي- حوزه هنري واحد ادبيات گروه قصه، 1375. 52ص.

عنوان پشت جلد به انگليسي: green tranquility. a collection of stories

مندرجات: آرامش سبز؛ بدر سوم، سيه‌چشم، نگاه اول؛ نگاه دوم؛ پياز عكه

در اين مجموعه داستان‌هاي «بدر سوم» و «سيه چشم» مربوط به جنگ است. در داستان «بدر سوم»، زني در روياي خود با همسرش (كه به جبهه رفته و مي‌گويند شهيد شده است)- راز دل مي‌گويد. او يقين دارد كه همسرش اسير است و در اردوگاه‌هاي عراق مجروح و دردمند افتاده است. مرتضي، (همسر وي) قبل از رفتن به جبهه در شبي كه ماه كامل بود به او گفته بود. «هر وقت كه من نبودم، در بدر كامل، به ماه نگاه كن و من هم هر جا كه باشم به ماه مي‌نگرم و گفته‌هاي تو را مي‌شنوم»، او به بدر ماه خير شده و از خود و كودكش با مرتضي سخن مي‌گويد در پايان داستان مي‌بينيم كه مرتضي در زندان مجروح است و بينايي خود را از دست داده و در همان حال مي‌داند كه ماه بدر كامل است و با همسرش راز دل مي‌گويد. در داستان «سيه‌چشم» شهادت يكي از رزمندگان به گونه‌اي شاعرانه به تصوير كشده شده است رزمنده در نيزارهاي هور به شهادت مي‌رسد. هوا با غرش تيربارها شكافته مي‌شود؛ خون بر آسمان شتك مي‌زند و پيراهني بر بلنداي نيزارها چون پرچم جاودانه عشق در اهتزار است و او با سيه‌چشمي كه بارها او را به خود خوانده، رفته است.

 

 

آشناي پنهان/ محسن سليماني- تهران: سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري، (چاپ ششم)

1376، 93ص- (ادبيات داستاني؛9)

طراح روي جلد: حسين خسروجردي

بالاي عنوان: مجموعه داستان

شمارگان:2200 نسخه

مندرجات: صبح روز كار؛ آقا معلم؛ صداي مزاحم؛ سال نو؛ آشناي پنهان؛ حرف اول و آخر؛ شبي ديگر.

داستان شبي ديگر در چاپ دوم به كتاب افزوده شده است.

كتاب، شامل هفت داستان كوتاه است كه از بين آن‌ها، يك داستان در ارتباط با دفاع مقدس است. «صبح روز كار»، داستان كارگر زحمت‌كشي است كه در دوران جنگ ايران و عراق، به دليل با وجود سرماي زمستان، از همكار خويش يك دست لباس سربازي و اوركتي را كه او به آن‌ها نياز نداشته، خريداري مي‌كند و سحرگاه، طبق روال روزانه خود، جهت رسيدن به سرويس كارخانه در مكان مربوط انتظار مي‌كشد كه به ناگاه اعضاي گروه منافقين به تصور پاسدار بودنش، او را ربوده، پس از شكنجه و كتك فراوان، در بيابان به وسيله بنزين آتش زده، به شهادت مي‌رسانند.

 

 

آنان كه رفتند، داستان/ نوشته رحيم مخدومي- تهران: سازمان تبليغات اسلامي، حوزه هنري، دفتر ادبيات و هنر مقاومت، 1376، 63 ص- (دفتر ادبيات و هنر مقاومت: داستان؛19)

عنوان پشت جلد به انگليسي: the departed

شمارگان: 3300 نسخه.

مندرجات: آنان كه رفتند؛ آنان كه ماندند؛ يزيدي‌ها.

فرمانده براي جلوگيري از پس گرفته شدن جزيره توسط عراقي‌ها، براي يك عمليات ايثارگرانه و هجومي در برابر تانك‌هاي دشمن، از بين رزمندگان داوطلب مي‌خواهد تا نگذارند حتي يك تانك هم از پل عبور كند. نيمي از افراد گردان داوطلب مي‌شوند. فرمانده پنج نفر اول را انتخاب مي‌كند. در جريان مبارزه، با تلاش همه افراد و به قيمت شهادت عده‌اي، تانك‌ها از بين مي‌روند. اينان رفتند تا دين و شرف و ناموسشان توسط دشمن لگدكوب نشود. آن‌هايي كه مانده‌اند، در برابر افراد لاابالي- كه مي‌خواهند حركات ناپسند خود جامعه را به فساد بكشند ايستادگي مي‌كنند و حاضرند حتي جان خود را نيز در اين راه فدا كنند. يزيدي‌ها هم مانده‌اند ولي از اوضاع به نفع خود استفاده مي‌كنند.

 

 

يكشنبه 5 مهر 1388 - 14:11


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری