سه‌شنبه 28 آبان 1398 - 19:39
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

معناي شمايل‌ها

 

 

لئونيد اوسپنسكي- ولاديميرلوسكي

مترجم: مجيد داودي

انتشارات سوره مهر

پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامي

چاپ اول 1388

كتاب حاضر، كتابي است در حوزه تاريخ هنر كه در آن به بررسي و تحليل نقاشي‌هاي مذهبي روسي در دوره قرون وسطي همت گماشته شده است.

اين مجموعه در پنج سرفصل با عناوين سنت و سنت‌ها، تكنيك شمايل‌نگاري، معنا و زبان شمايل‌ها، انواع اصلي شمايل‌ها و تصاوير موضوع كتاب را مورد بررسي قرار داده است. نويسنده در خصوص سنت مي‌نويسد: سنت يكي از آن واژه‌هايي است كه گرچه معنايي بسيار غني دارد، اما استفاده از آن اين خطر را در بر دارد كه در نهايت واژه‌اي بي‌معنا به نظر آيد.

به عقيده نويسندگان اين مجموعه، تنها سكولار شدن نيست كه كلمات بسياري را از دايره لغات مربوط به الهيات حذف كرده (مانند كلمات، روحانيت، عارف، جماعت) و با جدا كردن آن‌ها از زمينه مسيحي، از آن‌ها واژگان رايج زباني عاري از تقدس را ساخته است.

در همين معنا «اگر واژه سنت راحت‌تر از ديگر واژه‌ها دچار چنين سرنوشتي شده است به اين دليل است كه اين واژه حتي در زبان الهيات نيز تا حدي مبهم مانده است. در نتيجه اگر نخواهيم با  حذف بعضي از معناهايي كه اين واژه در بر دارد، ايده سنت را مثله كنيم و همه اين معناي را نگه داريم درمي‌يابيم به تعاريفي رسيده‌ايم كه خيلي چيزها را دربر مي‌گيرند اما در عين حال آنچه معناي واقعي سنت را تشكيل مي‌دهد، بيان نمي‌كنند.»

نكته قابل توجه كه در اين كتاب مطرح شده است اين است كه اگر بخواهيم سنت را از كتاب مقدس جدا كنيم مي‌بايست هر چه آن را به ايده واقعيت روحاني نزديك مي‌كند از آن بزدائيم، مي‌بايست آن را از سنت‌ها جدا كنيم. سنت‌ها را در كنار كتاب مقدس و بقيه مظاهر حقيقت روي خط افقي قرار دهيم كه نام آن را سكوت گذاشته‌ايم. هنگامي كه سنت از هر چيز ديگري كه با او در مي‌آميزد متمايز شد، براي رسيدن به مرز تحليل خود وارد بعد ديگري مي‌شويم. برخلاف تحليل‌هاي فلسفي كه از دوره افلاطون و ارسطو معمول بوده است و به تجزيه امر انضمامي (واقعي) و تبديل آن به مفاهيم و ايده‌هاي كلي مي‌انجامد، تحليل ما، نهايتاً ما را به سوي حقيقت و روح، كلمه و روح‌القدس رهنمون مي‌سازد. دو شخصي كه متمايزند اما به شكل جدايي‌ناپذير وحدت دارند كه وجهه دو سويه‌شان، هنگامي كه كليسا را بنيان مي‌گذارد ويژگي‌ مجزا و در عين حال جدايي‌ناپذير كتاب مقدس و سنت را وضع مي‌كند.

در جاي ديگر كتاب به اين نكته اشاره شده است كه هر آنچه راجع به سنت جز مي‌گفته شده است. مي‌تواند در مورد بقيه مظاهر رموز مسيحي كه كليسا در سنت ايجاد كرده و به آن‌ها حضور كمال مالامال راهبه كرده است به كاربرده شود.

به اعتقاد نويسنده، سنت شمايل نگارانه نيز مانند تعاليم الوهي كليسا در سنت روح‌القدس معناي واقعي خود را مي‌يابد و با بقيه اسناد ديني (كتاب مقدس- عقايد و آيين) انسجام پيدا مي‌كنند. شمايل مسيح را مي‌توان مانند كتب مقدس با روح‌القدس پيوند داد و همان احترام را براي آن قائل شد، زيرا هر آنچه كلام در حروف نوشته بيان مي‌كند، شمايل‌نگاري با رنگ‌ها بيان مي‌كند. عقايد جزمي عقل را مخاطب قرار مي‌دهند، آن‌ها مظاهر معقول واقعيتي هستند كه از حد درك ما خارجند.

در ادامه مي‌خوانيم: شمايل‌ها به وسيله حواس خارجي روي آگاهي ما تأثير مي‌گذارند. آن‌ها در عرصه زيبايي‌شناسي همان واقعيت فراحسي را به مان نشان مي‌دهند. اما عنصر عقلانيت نيز با شمايل‌نگاري بيگانه نيست.

بنا به قول نويسندگان كتاب حاضر، در نگاه كردن به شمايل در آن ساختاري منطقي، يعني محتوايي جزمي كه تركيب‌بندي خود را معين كرده است كشف مي‌كنيم، پديدآورندگان مي‌نويسند: منظور اين نيست كه شمايل‌ها نوعي هيروگيف با خط اسرارآميز مقدسي هستند كه عقايد را به زبان نشانه‌هاي قراردادي ترجمه مي‌كنند. اگر عقلانيتي كه به اين تصاوير محسوس رخنه كرده، همان معقوليت عقايد جزمي كليساست، به اين معناست كه دو سنت جزمي و شمايل نگارانه، چون هر يك با وسايل خود واقعيت وحي را بيان مي‌كند، با هم تلاقي دارند.

آنان همچنين به اين نكته اشاره مي‌كنند كه گر چه وحي از عقل و حس فراتر مي‌رود، آن‌ها را ناديده نمي‌گيرند بلكه برعكس آن‌ها را با نور روح‌القدس حفظ مي‌كند و به سنتي انتقال مي‌دهد كه تنها راه دريافت حقيقت وحي و بازشناسي مظاهر آن در متن عقيده جزمي، شمايل‌نگاري و... است و سنتي است كه وحي را از نو بيان مي‌كند.

تكنيك شمايل نگاري، دومين عنوان اين مجموعه است كه بنا به ادعاي نويسندگان اين اثر، از سنت كليسا و از شواهد تاريخي درباره اين تكنيك‌ها استفاده شده است.

در اين باره آمده است: سنت كليسا ردپاي اولين شمايل‌ها را در دوره خود مسيح و دوره بلافاصله پس از او دنبال مي‌كند. به اعتقاد نويسنده هنر چهره‌نگاري در آن دوره در امپراطوري روم متداول بوده است. آن‌ها چهره‌هاي افراد سرشناس و نزديكان را به تصوير مي‌كشيدند.

در جايي از كتاب اشاره شده است به اينكه به رغم وجود تحريم در مورد شمايل‌نگاري، خط بنياديني وجود داشت كه به شكل متوالي و تدريجي، البته بدون صورت‌بندي بيروني در كليسا گسترش مي‌يافت.

در ادامه آمده است: سنت كليسا مظهر اين خط بنيادين را به ما نشان مي‌دهد، وجود شمايل مسيح در دوره زندگي‌اش و شمايل باكره مقدس كه مدت كوتاهي پس از مسيح كشيده شده بود. اين سنت شهادت مي‌دهد كه از همان ابتدا اهميت و امكان تصوير درك شده بود و نگرش كليسا نسبت به آن هرگز تغيير نكرده است زيرا از تعاليم واقعي در مورد تجسم الهي نشئت گرفته است.

به نقل از كتاب حاضر، اصل بنيادين اين هنر، بيان تصويري تعاليم كليساست كه رويدادهاي اصلي تاريخ مقدس را بازگو كرده و معناي دروني آن‌ها را مورد تأكيد قرار مي‌دهند.

به اعتقاد نويسندگان اين مجموعه، مي‌توان آغاز شكل‌گيري طرح اصلي هنر كليسا را در اين وقايع بازشناخت. فضاي تخت واقعي جايگزين فضاي سه بعدي موهوم مي‌شود، ارتباط ميان پيكره‌ها و اشياء به شكل قراردادي نمادين مي‌شود. تصوير به حداقل جزئيات و حداكثر بيان مي‌رسد.

هم‌چنين در ادامه آمده است: پايه‌هاي اعتقادي وجود شمايل را اولين‌بار در شوراي ترولان سال‌هاي 691 و 692 در ارتباط با تغيير نمادگرايي هنر كليسا بنيان گذاردند. در جريان گسترش شمايل‌نگاري، قانون شوراي ترولان مرحله مهمي را رقم مي‌زند زيرا براي اولين‌بار به طور اصولي براي هنر كليسايي مسير تعيين مي‌شود.

بخش ديگري از كتاب به معنا و زبان شمايل‌ها اختصاص دارد. نويسنده در اين باره مي‌نويسد: روشي كه غني‌ترين امكانات را دارد و به بهترين شكل ممكن با معنا و مقصود شمايل‌ها منطبق است. نقاشي كلاسيك با استفاده از تمپراي تخم‌مرغي است. اين تكنيك قرن‌ها سنت پشت سر خود دارد و به عهد باستان مي‌رسد. اين سرمايه مانند خود سنت زنده شمايل‌نگاري با دقت حفظ شده است و نسل به نسل از جهان باستان به بيزانتين و از بيزانتين به دوره كلاسيك رسيده است.

به نقل از اين اثر، فرآيند آماده‌سازي يك شمايل ويژگي‌هاي پيچيده خود را دارد و به مجموعه‌اي از اعمال تقسيم مي‌شود كه انجام آن‌ها به تجربه و مهارت زيادي احتياج دارد. مناسب‌ترين ماده سنتي همواره يك صفحه چوبي بوده است كه انتخاب آن، هم براي كشيدن شمايل و هم براي حفظ آن از اهميت فوق‌العاده برخوردار است.

درباره مرحله بعدي آمده است كه آماده‌سازي و جا انداختن زمينه كاري پيچيده و مهم است. براي آماده كرده زمينه از آلاباستار يا بهترين نوع گچ و از مرغوب‌ترين نوع صمغ استفاده مي‌كنند همچنين مي‌خوانيم: هنگامي كه زمينه به اين شكل آماده شد، با قلم‌مو يا قلم طرح شمايل را روي آن ترسيم مي‌كنند. يك شمايل‌گر با تجربه اگر با موضوع آشنا باشد طرح را از روي تصوير ذهني خود ترسيم مي‌كند. و با پيروي از معناي تصوير، تركيب‌بندي و پيكره‌ها را آن‌طور كه دوست دارد به تصوير مي‌كشد.

در اين قسمت از كتاب به نكته قابل توجهي اشاره شده است و آن اينكه رنگ‌هاي اصلي كه در شمايل‌نگاري از آن‌ها استفاده مي‌كنند، رنگ‌هاي معدني و رنگ‌هاي عالي طبيعي هستند و رنگ‌هاي مصنوعي فقط به منزله مكمل استفاده مي‌شوند.

بنا به قول نويسنده، همانطور كه در تركيب‌بندي و طراحي، هنرمند مي‌بايست فقط از معناي تصوير پيروي كند در رنگ‌آميزي هم فقط موظف است از رنگ‌هاي نمادين اصلي لباس شخصيت‌هايي كه در تصوير به چشم مي‌خورند و از واقعيت‌ها پيروي كند.

به اعتقاد وي يكي از جنبه‌هاي مهم تكنيك شمايل‌نگاري انتخاب مواد بنياديني است كه در آن مورد استفاده قرار مي‌گيرد اين مواد در كل كامل‌ترين نوع همكاري جهان محسوس در شمايل را نشان مي‌دهد. آن‌ها موادي از جهان‌هاي جمادات، نباتات و حيوانات را دربر مي‌گيرند. اصلي‌ترين اين مواد (آب، گچ، رنگ‌دانه، تخم‌مرغ و...) به شكل طبيعي گرفته شده‌اند و فقط پالايش و آماده شده‌اند و انسان با دستان خود آن‌ها را به خدمت خداوند درمي‌آورد.

به اين ترتيب سخنان داود نبي در بركت مواد به كار رفته در ساخت معبد در مورد شمايلي كه تصوير خدا را نشان مي‌دهد هنوز كاربرد دارد: «همه چيز متعلق به توست و ما از آنچه متعلق به خود توست به تو مي‌دهيم.»

در ادامه اين بخش آمده است. اما اين كلمات معناي رفيع خود را در آيين تقديم هداياي مقدس و تبديل شدن آن‌ها به بدن و خون مسيح مي‌يابند: «ازخودت به خودت پشكش مي‌كنيم، از هر چيز و براي هر چيز.» به اين ترتيب ماده‌اي كه در شمايل‌ها به كار مي‌رود و به عنوان هديه انسان به خداست، به نوبه خود معناي آييني شمايل‌ها را مورد تأكيد قرار مي‌دهد.

بخش بعدي كتاب به انواع اصلي شمايل‌ها اختصاص دارد و هر كدام به تفصيل مورد بررسي قرار گرفته است.

ايكونو ستاسيس، يكي از مهم‌ترين جنبه‌هاي معماري كليساهاي ارتودكس است. ايكونو ستاسيس پرده‌اي يكپارچه است كه از شمايل‌ها تشكيل شده و محراب كليسا را كه مراسم عشاء رباني در آن انجام مي‌شود، از بخش اصلي، يعني شبستان جدا مي‌كند.

نويسنده هم چنين درباره شمايل مسيح مي‌نويسد، «كلمه پدر، از همه تعاريف استعلام مي‌جويد و خود را به واسطه تجسم در تو تعريف مي‌كند، اي مظهر الهي، او تصوير آلوده دوره كهن را برگرفت و آن را از زيبايي الهي آكند.»

در اين رابطه آمده است، اين مدح در روز جشن تثبيت ارتودوكسي خوانده مي‌شود يعني روزي كه كليسا پيروزي تصاوير مقدس را جشن مي‌گيرد، روز پيروزي نهايي عقيده جزمي تجسم و تلويحاً كل اين موضوع را كه تصوير چيست دربردارد. «تصوير خداي ناديده كه نخست زاده هر مخلوقي است.» اقنوم لوگوس. انساني كه مطابق تصوير خداوند خلق شده است تصوير الهي را به عنوان الگوي اصلي خود دارد. به نقل از كتاب حاضر، به همين دليل است كه تجسم پسر تصويري را كه به خاطر گناه انسان، شباهت خود را از دست داده است، دوباره زنده مي‌كند. اين موضوع تنها ظهور خداوند را متجلي نمي‌سازد، بلكه تحقق انسان كامل نيز به همين شكل روي مي‌دهد، تحققي كه براي آدم ابوالبشر (به خاطر گناه اوليه) ممكن نبوده است.

بانوي نشانه، شمايل ديگري است كه در اين بخش از كتاب به آن پرداخته شده است شمايل نشانه، از مكرم‌ترين شمايل‌هايي است كه از مادر مسيح به تصوير كشيده شده است اين تصوير با دست‌هايي كه به حالت نيايش به سمت آسمان كشيده شده‌اند به نوع شمايل‌هاي «ارانس» تعلق دارد اما در اينجا مسيح را به سينه گرفته است.

در جاي ديگري از اين بخش به شمايل تولد مادر مسيح اشاره شده است كه اين شمايل آناي قديس را نشان مي‌دهد كه در بستر لميده و خدمت‌كاران آماده مي‌شوند كه نوزادي را بشويند كه تازه به دنيال آمده است. باكره نوزاد را پيچيده در پارچه نشان مي‌دهد كه در آغوش قابله‌اي قرار دارد كه نزديك وان آب نشسته است.

اين شمايل در سال 1948 در پاريس به دست يك شمايل‌نگار روسي كشيده شده است.

در بخش آخر كتاب كه به تصاوير اختصاص دارد. شمايل‌هايي كه از آن‌ها گفته شده و درباره آنان تحليل و بررسي شده است به نمايش مي‌گذارد.

نويسندگان اين كتاب براي ترسيم تصوير مناسبي از هنر شمايل‌نگاري و مصاديق آن پيوند ميان هنر روسي و فرهنگي مذهبي اروپاي شرقي را با تأكيد بر متون رسمي و آراء مفسران و بنيان‌گذاران اصلي آن، به شكلي ژرف و هوشمندانه بررسي كرده‌اند.

از اين رو به قول مترجم اين مجموعه مي‌توان ادعا كرد روش تأليف اين كتاب روشي است خاص، روشي سازگار با ملزومات مطالعه تاريخي در حوزه هنر كه در آن ارتباط ميان مذهب و سنت‌هاي فرهنگي و ارتباط ميان نقاشي و روايت مذهبي با توجه به پيوند ميان شمايل‌نگاري و متون مذهبي به خوبي نمايان شده است.

به اين ترتيب اين كتاب ممكن است در نظر علاقه‌مندان و دانشجويان تاريخ هنر، تاريخ كلام مسيحي و فلسفه دين مفيد جلوه كند.

 

چهارشنبه 25 شهريور 1388 - 14:22


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری