پنجشنبه 23 آذر 1396 - 6:5
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان اصفهان

 

ماه رمضان بهار قرآن و عبوديت است

 

 

گفتگو با حجه الاسلام و المسلمين بهشتي نژاد مديركل تبليغات اسلامي استان اصفهان

 

با توجه به فضاي جامعه امروزي، نظر شما در رابطه با تقويت راههاي عدم انجام گناه در بين نسل جوان چيست؟

ابتدا در مورد ماه مبارک رمضان مقدمه سازي انجام مي دهيم و بعد وارد اين بحث خواهيم شد.

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله رب العالمين  قال الله الحکيم في کتابه : "يا ايها الذين آمنوا کتب عليکم الصيام کما کتب علي الذين من قبلکم لعلکم تتقون" من اول به مناسبت ماه مبارک رمضان و ماه ضيافت الهي و ماهي که اميد مي رود و خداي متعال اين اميد را داده است که انسانهاي مومن در صورت انجام فريضه صوم و روزه گرفتن مي توانند قله تقوا را فتح کنند و به مراتب تقوا به حسب زمينه ، استعداد و لياقت خودشان را برسانند. ظاهر آيه قرآن که در آيه 183 سوره بقره است اين است كه. خداي متعال خطاب به مومنان فرمود: کتب عليکم الصيام( بر شما نوشته شد روزه داري و روزه گرفتن) آنچنان که بر پيشينيان شما روزه واجب بوده است؛ لعلکم تتقون( يعني اميد ميرود که از رهگذر روزه گرفتن شما انسانهاي باتقوا بشويد و به مرزهاي تقوا دست پيدا بکنيد.) بنابراين ما مي توانيم بگوييم که عالي ترين فرآورده روزه و ثمره و نتيجه و هديه روزه به مومنان هديه تقوا است که تقوا سر آمد همه پاکي ها و ريشه همه ارزشها و مخزن بي پايان و منبع انرژي بي پاياني است براي دستيابي به همه پاکي ها و رهيدن از همه نا پاکي ها، حتي در روايات دارد ؛ در بحثهاي اخلاقي که يک بحث بسيار مهم در مسائل ديني بحثهاي اخلاقي است، فرمود: التقي رئيس الاخلاق "سلسله جنبان اخلاق و ريشه تمام ارزشهاي اخلاقي و وارستگي هاي اخلاقي تقوا است". بنابر اين اگر مي گوييم يک مخزن بي پايان و يک چشمه جوشان و يک پشتوانه بي بديل براي پاکي هاست چيزي به مبالغه و اغراق نگفته ايم .اينجا بحث هاي مهمي مطرح است که يکي از اين بحث هاي مهمي که قابل طرح و تحليل و ارزيابي و پرداختن به آن است اين است که ارتباط روزه با تقوا چيست؟ خوب ما هر يک از دستورات الهي را در نظر بگيريم همين که آن وظيفه ديني را يا به عنوان واجب يا به عنوان مستحب انجام بدهيم يک شعبه از شعبه هاي تقوا را انجام داده ايم. اگر نماز بخوانيم جلوه اي از تقوا است، اگر روزه بگيريم نمونه اي از تقوا است، پاکي ها و عفاف و امثال آنها نمونه اي از تقوا است. آيا اين منظور است يا اينکه در روزه يک مختصات و ساز و کاري وجود دارد و اين ساختمان و سازمان روزه به گونه اي است که نه تنها خودش را سامان مي دهد بلکه باعث سامان بخشي و رونق دهي به همه پاکي ها و انجام همه خوبي هاست. و همچنين پرهيز از همه زشتي ها و بدي ها. واقعيت مطلب احتمال دوم است و تجربه هم همين را نشان مي دهد که در هر زماني حلول ماه مبارک مي شود از اولين ساعات ورود امت اسلام و جامعه اسلامي در اين وظيفه الهي و ديني ، حجم گناهان کاهش پيدا مي کند ، فضاي قرآن يک فضاي نوراني تر مي شود ، عطر قرآن کريم بهتر به مشام مي رسد ، طراوت و نشاط قرآن کريم بيشتر احساس مي شود ، گرمي محافل دعا و شوق مردم به ارتباط با پروردگار قطعا افزون مي شود، مردم يک گونه ي ديگري از دعاهاي معصومين (ع) لذت مي برند و کلمات نوراني خاندان پيامبر و اهل بيت پيامبر يک گلستاني از انواع گلهاي معطر و زيباي دعا که در مخازن وارد شده از ائمه معصومين (ع) به ما رسيده است. خوب با اين نگرش و ديدگاهي که ما نسبت به روزه داريم و مي توانيم از منابع ديني برداشت کنيم يکي از عوامل مهمي که باعث کاهش جرائم و معاصي و گناهان مي شود بدون ترديد روزه است پس مي توانيم اين ادعا را بکنيم که روزه ماه مبارک رمضان يک سرزمين بکر و مستعدي است که انواع زمين هاي تقوا در آن شکوفا و به رشد مي رسد جوانه مي زند و انواع گناهان و معصيتها بازار راکد و گاهي فلجي پيدا مي کند حالا چه حکمت عظيمي در اين تشريع الهي در اين مدت يک ماه است بعضي اش براي ما روشن و بعضي از آن شايد از حکمتهايي باشد که بندگان خاص خداوند متعال ادراک کنند که چه رازها و اسراري در تشريع اين وظيفه الهي نهفته است . ما ظاهر را مي بينيم که يک اينچنين موجي ايجاد و طراوتي در فضاي زندگي جامعه اسلامي پديد مي آيد و يک رونق بازار معنوي را انسان احساس مي کند و يک رکود بازار قانون شکني و گناهان را انسان احساس مي کند که اينها ظاهر قضيه است. و يک وعده اي است که در قران کريم انسان احساس مي کند و اميد مي بندد که خودش را به سرزمين همه پاکي ها و تقوا  برساند. اين را بنده به عنوان يک مقدمه عرض کردم که در بحث گناه اگر انسان بخواهد دامنه اين بحث را به صورت مفصل بيان کند شايد موضوعات فراواني قابل طرح باشد که جامعه اسلامي شايد به آن نيازمند باشد به دليل اينکه اولا شيطان و دستياران شيطان صف آرايي هاي بي رحمانه اي را سامان و آرايش داده اند. و واقعا انسان احساس مي کند تمام لشکر شيطان خودشان را آرايش داده اند براي اينکه بتوانند استعدادهاي جامعه به خصوص نسل جوان را در مسير گناه خرجش بکنند و اينچنين احساسي را انسان دارد. حالا چه اسمي مي توان روي آن گذاشت وقتي پاي سخن مشعل هدايت جامعه و سکاندار نهضت رهبر فرزانه و عظيم الشان مي نشينيم و مي بينيم که در اين دهه اخير فرياد رساي اين بزرگوار در هشدار به تهاجم ، ناتوي فرهنگي و امثال آن بلند است که اين نشان مي دهد جبهه دشمن در حالي که نبايد انسان جبهه را قوي بداند اما ناديده هم نبايد بگيرد اگر ما نيروي قوي نداشته باشيم اين جبهه، جبهه قوي اي خواهد بود. در بحث گناه و معصيت چون اين بحث در ماه مبارک رمضان مطرح مي شود  و در فضايي که جامعه قطعا به سمت فاصله گيري از گناه حرکت مي کند و به سمت نزديک شدن به مرزهاي ديانت و تقوا پيش مي رود بهترين موقعيت براي طرح اين مسائل بحث هاي مربوط به گناه ، آثار گناه  و نتايج گناه در دنيا و آخرت است. اين نکته را باز عرض بکنم که واقعا وقتي ما تقوا را از نظر فني و واژه شناسي و کتب لغت و قرآن کريم ، روايات و ... بررسي و ارزيابي بکنيم ، سرجمع تمام اين تحليل هاست و يکيش اين است که تقوا متکي به دو عنصر است يکي عنصر بجا آوردن واجبات الهي و دستورات ديني که پايه و اساس مهمي است و عنصر دوم عنصر پرهيز و اجتناب از گناهان است . شاکله تقوا به اين دو عنصر است. اعتقاد ما اين است که جامعه اسلامي به رغم خيلي از زمينه هاي رشدي که به برکت فضاي نهضت پديد آمده و باز با اعتراف به اينکه تحصيلات جامعه روبه رشد و جامعه از يک درک بهتري در مسائل برخوردار شده است و با اعتراف به اينکه رويش ارزشها را در برخي از زمينه ها به صورت برجسته مي بينيد به خصوص در نسل جوان با اذعان و اعتراف به اين زمينه هاي مثبت ولي نبايد از چند چيز غفلت کنيم؛ يکي اينکه مردم عده قابل توجهشان به مرزهاي گناه آشنا نيستند و نمي دانند اصلا گناه چي هست؟ خيلي ها به مرزهاي گناه آشنا نيستند و همين عدم آشنايي سبب مي شود ناخواسته گاهي در معرض جرائم و گناهان قرار بگيرند . حالا چه نسل جوان و چه غير جوان. لذا برخوردهاي متعددي از خيرخواهان با افراد خاطي و قانون شکن ديده است که آنها گفته اند ما نمي دانيم؛ اين جاي تاسف دارد که جامعه به رغم رشد در آگاهي هاي علمي و فني و ... اطلاعات کافي از مرزهاي ديانت ، گناه شناسي ، جرم شناسي ندارد و همين سبب مي شود که ناخواسته در برخي از قلمروهاي نا گوار قرار بگيرد و زمينه هايي را آلوده شود و دامنش در معرض آثار سوء گناهان قرار بگيرد. لذا براي اينکه اشاره اي به اين مسئله شده باشد ابتدا اطلاعات محدودي در زمينه گناه مطرح مي‌نمايم. در زمينه گناه و معصيت يکي از امتيازاتي که زبان عربي دارد تنوع در واژه هاست که شايد در زبانهاي ديگر و حتي زبان فارسي اين تنوع به اين گستردگي نباشد. لذا در موضوع گناه بنده فقط فهرستي از تنوع واژه ها در قرآن کريم را ديدم که براي شما مي شمارم ، ذنب، معصيت، فسق، سيئه، جرم، سوء، حرام، خطا، فجور، منکر، فاحشه ، شر، رزق، خوب اين بخشي از عمده واژه هايي است که در قرآن کريم به کار رفته است و بعضي اش هم فراوان به کار رفته است و نقطه اشتراک همه آنها قانون شکني و خروج از مرز تقوا است و ببينيد چقدر تنوعش تنوع گسترده اي است. حالا در اين بحثهاي مهمي که قابل طرح و توضيح است دو نکته مهم است که مرتبط با موضوع پيشنهادي است بدون شک پرهيز از گناهان و معصيتها نقش برتري در پاکسازي انسانها دارد ؛ پرهيز از گناه در اسلام جدي تر گرفته شده است حالا چرا جدي تر گرفته شده است شايد به خاطر اين است که گناه حتما آميخته با فساد است و انجام گناه يعني دامن زدن به فساد و تباهي در زندگي شخصي و اجتماعي ؛ شايد يک نفر اصلا ساختماني را بنا نمي کند اين ساختماني را بنا نکردن مهمتر است يا اينکه يک ساختمان را خراب کردن ؛ گناه يعني ورود در ويرانگري فردي و اجتماعي لذا اسلام اول جلوي آن ويرانگري ها را مي گيرد. دومين مطلب اين است که گناه و معصيت مانند يک غده سرطاني است که تنها يک قسمت را آسيب نمي رساند و زمينه هاي مثبت را در وجود انسان به تدريج از بين مي برد. لذت عبادت را مي گيرد، توفيق خيلي از پاکي ها را سلب مي کند، انديشه ديگر انديشه الهي نخواهد بود، انسان فضاي نيتش يک فضاي آلوده اي مي شود فضاي خواسته هايش آلوده مي شود؛  و حکمت ديگر اينکه چرا اسلام بيشتر در پرهيز از گناهان تاکيد مي کند و در معدل دادن و ارزش گذاري قطعا به افرادي که از گناه پرهيز مي کنند نمره بيشتري مي دهد؟ نکته دوم اين است که جامعه ما بايد بداند که گناه و معصيت تحت هر شرايطي که انجام بگيرد علاوه بر کيفر اخروي و عذابي که عالم آخرت برايش پيش بيني شده است تمام گناهان شايد بدون استثنا و يا بگوييم نوع گناهان و اکثر گناهان يک آثار وضعي در همين زندگي دنيايي انسان خواهد داشت. واقعا اگر جامعه اين مسئله را اعتراف و باور مي کرد بعضي ها اينطور بي پروا به سمت گناه شتاب زده حرکت نمي کردند. شما ببينيد گاهي اوقات با يک هشدار رسانه ها براي اينکه مثلا فلان پديده آلوده در فضاي کشور است يک زلزله روحي و يک وحشت روحي براي جامعه پديد مي آيد که نکند يک وقت در اين ده ، بيست نفر آسيب ديده منزل ما هم جزء نقاط آسيب ديده باشد. چطور در بحث آلودگي هاي اخلاقي و روحي که هم اثر فردي و اجتماعي دارد آن را حساسيت نمي دانيم. اينکه قرآن کريم مي فرمايد: بترسيد از آن فتنه اي که وقتي آمد فقط دامن ستمگران و قانون شکنان را نمي گيرد برخي گفته اند منظور اين است که وقتي گناه آمد و نهي از منکر نشد دير يا زود بخشي از جامعه را فرامي گيرد . بعضي از جاها مثال زده شده است اگر در يک کشتي کسي بخواهد جاي خود را سوراخ کند کل سرنشينان کشتي در معرض خطر جدي هستند هر چند شخص بخواهد فقط جاي خودش را سورخ کند. سرنوشت ها به يکديگر گرده و پيوند خورده است الان فضاهاي آموزشي ، درماني، اداري ، ارتباطي و ترابري و ... ( يک اين چنين زندگي چه طور مي شود که کسي فکر کند اگر گناهي انجام داد به ديگران مربوط نمي شود). گناه و معصيت در همين دنيا دامن گير انسان ها مي شود البته کيفر نهايي نيست بلکه نمونه اي از آثار وضعي عمل و عذاب است. گناه اثر وضعي فردي و اجتماعي دارد اين را مردم بايد باور کنند و تبديل به يک فرهنگ عمومي شود و نهادينه شود و در اين صورت کدام خانواده راضي مي شود جوانش را با دست خودش به گرداب هاي خطرناک بياندازد. نقطه مقابل اين است که در مقابل اگر برايش قطعي بود که جامعه خدمات خالصانه و عبوديت خدا، حيات طيبه را قرآن وعده داده است و خداوند براي يک جامعه متقي وعده داده است که : برکتها از آسمانها و زمين برايتان باز شده است. خيلي عجيب است خدا وعده داده است که کسي که تقواي الهي داشته است راه خروج از فتنه را در خواهد يافت.

لذا وظيفه مربيان ديني ، روحانيون، سنگرهاي مساجد، سنگرهاي خطابه و تبليغ بسيار سنگين است تا بتوانند اين مرزها را بيش از پيش براي جامعه تبيين کنند.

مسئله ديگر اين است که خوب ما حالا براي اينکه بتوانيم پايبند به اين قوانين الهي بشويم منابع انرژيمان چه چيزي است؟ الان فرض کنيد در دستگاههاي بهداشتي و امثال آن ترازوها و ملاک هايي دارند و در بحث هاي ديني مي خواهيم بگوييم اگر يک جوان که وجودش مالامال ازغرائز است و هر لحظه اين غرايز ممکن است به طغيان کشيده شود و طغيان غرايز همان و افتادن در اعماق جرائم هم همان؛ حالا اين جوان براي مقابله با اين هجمه هاي عظيم چگونه مي تواند مقابله کند و از چه منبع انرژي استفاده کند و آن منابع انرژي زمينه تقويتش چيست؟ اين يک نکته بسيار مهم قرآني و ديني است که بنده عرض مي کنم . شايد بتوانيم برداشت کنيم که اسلام عزيز علاوه بر آن زمينه هاي پاکي که به هر انساني که به دنيا مي آيد داده است و امثالهم يک تبادل قوا در وجودش است از يک طرف شيطان و انواع دام هاي گناه با يک سلسله ابزاري تمام فضاي روحش را اشغال مي کند در زمينه انديشه اش ، کانون احساساتش ، وارد مي شود و در آن مرکز تصميم گيري و تصميم سازي او وارد مي شود اما ورود شيطان و نفس اماره و جريانهايي که دام گناه هستند هيچکدامش در حدي نيست که از او سلب اختيار کند. اين خيلي نکته مهمي است. شيطان اينقدر اراده ندارد که سلب اختيار کند وسوسه مي کند، وعده مي دهد و لذا يکي از بدترين مراحل زجري که مجرمين روز قيامت مي کشند روزي است که خود شيطان در صحبت با مجرمين مي گويد من سلطه اي بر شما نداشتم ، من شما را صدا زدم و شما با يک وعده کاذب آمديد. منبع انرژي شيطان وعده دادن، وسوسه کردن است. اما اين طرف جبهه حق چند کار را انجام مي دهد و باعث مي شود يک جوان در کمال نيرومندي و بدست آوردن قدرت روحي بتواند جلوي تمام سرکشي هاي غرايز را بگيرد و آنچنان مسلط براحساسات، و غرايزش شود بتواند زمامش را در دست بگيرد.

چند عامل است که مي تواند جوان را توانايي بدهد که بتواند در انواع آتش هاي گناه خودش را حفظ کند: اول فطرت الهي است و انسان شيداي خالق هستي بايد باشد و عشق بورزد که در همه انسانها وجود دارد ، هر نوزادي با وجود فطرت الهي به دنيا مي آيد و هر جاي عالم و در هر خانواده اي فطرت الهي است و انسان خدا جو است دوم اينکه آنچنان جدول تربيتي منظمي را به دست مربيان از پدر و مادر که اولين باغبان هستند تا مربيان آموزشي و پرورشي و انواع محيطهاي تاثير گذار يک جدول منظمي را در اختيارشان قرار داده است اين جدول منظم اگر قدم به قدم و زمانبندي شده و دقيق و با حکمت انجام بگيرد اين انواع ويتامينهاي ايماني است که به اين نوزاد ، جوان و نوجوان در مراحل رشد جسمي اش به او داده مي شود و او را توانمند مي سازد و در او قدرت سازي مي نمايد و منبع انرژي او را ايمان تقويت مي کند و هيچ چيزي به قدرت ايمان نمي رسد. و تحليل ما اين است که اين منبع انرژي آسيب ديده است و واقعا آن کساني که مي توانند انرژي آفرين باشند يا درست اقدام نمي کنند ، يا در وقت خودش اقدام نمي کنند، و يا با تدبير اقدام نمي کنند . اين جوان گاهي راحت تسليم گناه مي شود چون که پشتوانه اي ضعيف دارد اگر پشتوانه قوي باشد ، و اعتقاد به باورها در حد قابل قبول بود اينطور نبود که با يک اشاره آدم رهگذر آلوده تمام سيستم سلامت او به هم بخورد و اين نشان مي دهد که پشتوانه انرژي جوان ضعيف است و کار اساسي نشده است و در زمان مناسبي صورت نگرفته است. پدر و مادر مي توانستند اين بذر اعتقادي در جوان را شکوفا و رويش بالندگي جوان را فراهم کنند زمان که گذشت عوامل ديگر تاثير خودشان را در جوان گذاشتند و حال پدر و مادر بايد شاهد فرورفتگي عزت اين جوان باشند بنابراين يکي از راههاي مهمي که اسلام بر آن تکيه کرده است تقويت پايگاه اعتقادي و باورهاي مذهبي جامعه به ويژه نسل جوان است.وقتي باور در وجود يک جوان تقويت شد آنوقت شاخه هاي مختلف که يک شاخه اش خوف از خداست شکل مي گيرد. ملاحظه کنيد قرآن کريم در باب خوف و واژه مشابهش خشيه چه برداشتي مي دهد؛ يک جا مي فرمايد : انما يخشي الله من عباده العلما  "فقط عالمان از خدا مي ترسند"  و اين يعني خداشناسان و عالمان دين قدرت الهي را مي فهمند و هر چه عظمت خدا را بيشتر متوجه مي شوند اين خوف در وجود آنها بيشتر کارايي پيدا مي کند. هر چه طرف خدا را نشناسد طبيعي است که خوف و نگراني در وجودش نيست و ترسي از آينده ندارد ولي يک عالم دين مانند يک پزشک است که وقتي برخي از مردم از هيچ زمينه اي از ميکروب پرهيز نمي کنند آن پزشک با چشم مسلح و غير مسلح دارد زمينه هاي آلوده در مواد خوراکي و امثال آن را مي بينيد و آن را با يک معيار دقيقي از ميکروب ها و قوانين بهداشتي مي بينيد که ديگران ممکن است از آن غافل باشند و در بحثهاي ديني هم همينطور است عالمان دين و خداشناسان واقعي به خاطر سرمايه معرفتي که دارند خدا ترس هستند. خلاصه يکي از شاخه هاي قوي و نيرومند براي اينکه جامعه از گناه پرهيز کند خوف از خداست.

 

چرا برخي از جوانان ارتکاب به گناه را محدود بودن در روابط فردي و اجتماعي خودشان مي دانند؟

اينها القائاتي است که گاهي اوقات شيطان براي توجيه اين قانون شکني مي کند که جوان مرز آزادي را يا نشناسد و يا نخواهد که براي شناخت آن قدمي بردارد و الا شما ملاحظه کنيد آزادي در همه جاي دنيا محدوديت دارد و هيچ کجاي عالم آزادي غير محدود نداريم  منتها در دنياي مادي ممکن است در عرصه هاي شهوتهاي حرام و جنسي و ... آنجا معيارشان را آزادي مطلق قرار دهند ولي در بحثهايي که به امنيتشان بر مي گردد و اقتدار کشور تهديد مي شود با انواع روشهاي قانوني محدودش مي کنند شما در هر نقطه اي از عالم با تفکرات متفاوت فکري که بتواند در زمينه هاي اجتماع به مرحله عمل برساند که آزادي مطلق بي قيد يک نمونه هم نيست و هيچ حکومتي براي حفاظت از حقوق اجتماعي جامعه چنين آزادي مطلقي را قبول نمي کند.

مثال براي اين مساله عرض کنم: سر چهارراههاي تردد وسايل نقليه يک بحث اين است که اين اتومبيل با اين سرعتي که دارد مي آيد بايد روبروي چراغ توقف کند ، پليس و قوانين اين را مي گويد. ولي اگر من بخواهم همين سرعت را داشته باشم و توقف هم نداشته باشم همين حرف را کسي که در مقابل هست آن هم همين فکر را مي کند و اگر بخواهند همشان آزادي را بدون محدوديت توقف عمل کنند معلوم است که نه جواني مي ماند و نه سلامتي و نه ماشيني و در مرحله اول خطرات جاني و مالي آنان را تهديد مي کند. منتها اين که گاهي مطرح مي کنند که آزادي نيست چيزي است که گاهي شيطان ناخواسته با دستيارانش القاء مي کند براي توجيه گناه و قانون شکنان. پس کاري که اسلام مصلحت فرد و جمع را ديده است اول مي گويد که گناه از نظر مصلحت فردي هم به مصلحت اجتماع است و اين استعداد بايد در کمال علمي و معنوي هزينه شود و برده ايد جايي که همش دارد از بين مي رود. دوم اينکه شما داريد به دليل آزادي فردي حق جامعه را سلب مي کنيد. حق جامعه بر حق فرد مقدم است و تمام معيارهاي دنيا معمولا به حق جامعه و فرد که مي رسند اگر اينها مقابل يکديگر قرار بگيرند مي گويند حق جامعه مقدم است. بنابراين آزادي قطعا بايد محدود باشد و هر کجا اين محدوديت در ضابطه و قاعده نباشد فساد به بار مي آيد. يعني ما در بحث آزادي هم محدوديتهاي کم را خطرناک مي دانيم و هم محدوديتهاي غلط را خطرناک مي دانيم ؛ محدوديت بايد باشد اما مرزبندي آن بايد با دقت و به دست دين و دين شناسان باشد که حد محدوديت مشخص باشد، سي درصد ، چهل درصد و در هر سرزمين و منطقه متفاوت است اگر کمتر از حد مجاز باشد خطرناک است و اگر بيشتر از حد مجاز هم باشد خطرناک است يعني محدوديت اگر بيشتر از حد مجاز هم بود باز هم يک آفت است ولي اگر به حد واقعي ديني محدوديت آمد هم سلامت فرد و هم جامعه تامين مي شود و هم آن جوان به آرزوهاي واقعي مصلحتي از نظر دنيوي خواهد رسيد اين هم اين را تضمين کرده است و آخرتش هم آباد است.

 

نقش صدا و سيما و رسانه هاي گروهي در زمينه شناخت گناه و عواقب آن چيست؟

بدون ترديد صدا و سيما مي تواند نقش اول را داشته باشد و اين تعبيري که در سخنان امام راحل عظيم الشان بود عنوان دانشگاه را براي صدا و سيما داشتند خيلي تعبير زيبايي است و اين همه تاکيداتي که رهبرفرزانه و بزرگوار انقلاب دارند هم براي سلامت اين رسانه و هم براي وظايف خطيري که صدا و سيما دارد البته شکي ندارد که رسانه هاي جمعي خدمات ارزشمندي ارائه کرده اند ولي اين خدمات کامل نيست و ممکن است بعضي از جاها از آن مرزهاي مجاز گذشته باشند. اين را بدانند که چند گروه و صنف هستند که همينطور که دوربين دستشان هست دوربينهاي ديگري هم روي دوربينشان هست همينطور که دوربين صدا و سيما به تمام نقاط مثبت و منفي جامعه مي تواند زوم کند و زاويه هايش را تعيين کند بداند که دوربين هاي ديگران هم وجود دارد و کوچکترين حرکت صدا و سيما در نوع گفتار، فيلم سازي، ژست گرفتن، لباس پوشيدن و نوع القاء مسائل اخلاقي و ... زير ذره بين دقيق کارشناسان هست و اگر کارشناسي به حد کافي انجام نگيرد به همان نسبتي که کارهاي مثبت صدا و سيما مي تواند گستره يک کشور و استان را در اختيار داشته باشد به همان نسبت و شايد بالاتر مي تواند تاثيرات منفي اگر رعايت موازين فني و دقيق ديني و حکمتي انجام نگيرد ، مي تواند داشته باشد. لذا نقش اول را رسانه ها داشته اند و نقش ديگر کارشناسان ديني و اسلامي به خصوص حوزه هاي علميه ، سنگر مساجد ، حنجره خطباء، قلم نويسندگان صالح ، محيط هاي آموزش و پرورش، نفس دبيران ، و تمام آنهايي که تاثير اوليه را در انديشه جامعه به خصوص نسل جوان هستند که  مي توانند کارساز باشند و اگر اين مجموعه با تعامل بهتر و وحدت بيشتر و سرمايه گذاري مشترک در اين عرصه بيش از پيش وارد شوند واقعا مي توانند مدينه فاضله را در هر استان و منطقه اي ايجاد کنند.

 

با توجه به پيشرفت تکنولوژي وپيشرفت علوم فضا و شبکه هاي ماهواره اي و ... و ضريب هوشي بالاي جوانان چرا درصد انجام گناه در جوانان بيشتر شده است؟

 اگر همراه با بافتهاي علمي پايه هاي ايمان در آنان تقويت شود اولا انسان مي تواند از اين تکنولوژي و وسايل جديد به شکل بهتري استفاده کند و در مسير کمال علمي و معنوي داشته باشد و دوم اينکه مي تواند از تمام اين ترکش ها و از تمام اين اثرات ويرانگري که پيشرفتهاي علوم و استفاده منفي از آن شده است خودش را حفظ کند ولي چون پا به پاي اين رشد سريع تکنولوژي و صنايع ارتباطي قدرت ايمان رشد نکرده است مصلحان جامعه آنطور که بايد و شايد در آن حد وظيفه انجام وظيفه نکرده اند ممکن است در برابر اين موجهايي که پديد مي آيد و با اين رشد صنعت ارتباطي خيلي ها قرباني شوند البته اين را بدانيد ما افراد فراواني داريم که به رغم تمام اين زمينه هاي ويرانگر وسايل توانسته اند ايمانشان را حفظ کنند .

حفظ ايمانشان يکي به دليل پرهيز از استفاده منفي از اين وسايل است و يکي هم به دليل اينکه آن قدرت سازي که در وجودشان شده است خود به خود آنان را از اين آسيبها حفظ مي کند.

 

کتابها و جزوات درسي نظام آموزشي تعريف درستي در خصوص شناخت گناهان داشته است؟

بنده اطلاع دقيقي از تمام نوشته هاي درسي ندارم ولي مجموعا نوشته هاي درسي مجموعه هاي خوبي هست ولي احتمال اين است که پا به پاي زمان شايد کاري نکرده باشد که بايد اين محتواي آموزشي، متد آموزشي، شيوه القاء و آن قدرت دبيران و اينکه اين آموزش کجا و در چه زماني ، گروه سني و اينها شايد تدبيرهاي بيشتري را مي طلبد که هم در محتواي آموزشي يک تغييراتي ايجاد شود و هم در نوع آموزشها يک جابجايي هايي صورت گيرد در رده بندي اولويت گذاري آموزشها يک تغييراتي ايجاد و در نوع القاء زماني( در چه زمان فلان تفکر ) تغييراتي انجام بگيرد از خردسالي در مهد کودک تا دبيرستان تمام اين مراحل آموزشي که مراحل القاء مسائل آموزشي و اخلاقي و تربيتي هست واقعا بايد يک دقت بيشتر و سرمايه گذاري و تدبير عالمانه تري را در فضاهايي که اين قلمروها دستشان است بايد داشته باشند.

 

با توجه حديث نبوي مبني بر آسانتر شدن گناه در صورت تکرار گناه آيا توجيهي از اين حديث در فضاي حاکم داريد؟

يک امر طبيعي است، گناه ظاهرش برخي ازمواقع يک لذت کاذبي را دارد اول انجام گناه مثل انساني است که آلوده به مواد دخاني مي شود روزهاي اول فورا سازمان جسمي او را به عکس العمل وادار مي کند ممکن است يک عوارض سريعي در وجود شخص ايجاد شود ولي اگر استمرار داشت همينطور اين حساسيت کمتر مي شود و حتي اگر خداي نکرده تبديل به عادت شد در حديث است که "العاده طبع الثان" عادت يک طبيعت دومي را در وجود انسان ايجاد مي کند عين اينکه آن لباس اول که طبيعت پاکي بود را از دست مي دهد و يک لباس جديدي را که طبيعت دوم است مي پوشيم بنابراين طبع گناه اين است که اگر تکرار شود ابهت گناه شکسته مي شود و زمينه آلودگي بيشتر فراهم مي شود و از آن طرف در پاکي ها هم همينطور است و هر چه انسان خوبي ها را انجام دهد لذتش را که در کامش احساس کرد. شوقش بيشتر مي شود و روبه رشد و گسترش مي رود منتها چون گناه با فضاي هواي نفس انسان هماهنگ است با طغيان غرايز هماهنگ است و با شرايطي که اين وجودش مالامال از طغيان است معمولا دام گذاري شيطان تقويت مي شود.

 

گرايش به گناهان کبيره و صغيره خصوصا در بين جوانان و اينکه از عواقب آن نيز با خبرند چرا به راحتي در هر شرايط دشواري از گناه استقبال مي کنند؟

بنده حرف شما را قبول ندارم که باخبرند بنده معتقدم اگر مي دانستند خيلي ها انجام نمي دادند اصلا ما در مورد عصمت انبيا و معصومين (ع) يک جهت توجيهمان اين است که تمام جزئيات گناه را از نظر نکبتها و آثارش مي دانستند، چشم اندازش را مي دانستند ، عواقبش را مي دانستند. قدرت ايمان در آنان در قله رفيع قرار داشت يعني اين بنيه دفاعي که از نظر وراثت از يک سو و مواهب الهي از سوي ديگر اکتساب و تحصيلي که خودشان براي بدست آوردن اين قدرت ايماني کرده بودند تبديل شده است به يک بنيه عظيمي که هيچ آلودگي نمي تواند نقش آفرين باشد در شکستن اين سد عظيم و بنيان مستور ؛ اما اين جوان همين که بهش گفتند اين جرم است و نبايد انجام دهد ولي اينکه چرا نبايد انجام دهد را نمي داند. خيلي از مردم مرزهاي گناه را نمي دانند و حالا هم که مي داند آثار ويرانگر آن را در زندگي و آينده، اقتصاد، فرهنگ و زندگي خانوادگي و اخلاق اجتماعي و ارتباط اجتماعي اش دارد را نمي داند و اگر کسي مي دانست هيچوقت خودش را به گناه و آلودگي نمي کشاند. البته اين به اين معنا نيست که کسي که نمي داند عذر دارد. مردم الان هيچ عذري براي انجام گناه ندارند براي اينکه دسترسيشان به منابع آسان است هم به کتابها هم به کارشناسان دين هم به حوزه هاي علميه و هم به نوشته هاي مطمئن دسترسي دارند و لذا همينجا پيشنهاد مي کنيم نسل جوان در کتابخواني، انس با مسجد و کارشناسان دين بيشتر شود و وقت بگذارد آنوقت خواهد دانست که اصلا گناه چيست ؟ مرز گناه چيست و آنوقت است که مي توانيم ارزيابي کنيم که چند درصد آنهايي که مي دانستند به سمت گناه رفته اند. الان خيلي ها آثار گناه را نمي دانند، جرم بودن را مي دانند ولي آثار گناه را نمي دانند، اينها که مي گويند گناه را نمي دانستند برخيشان بهانه است و نبايد اين بهانه ها را اعتنا کرد ولي آثار گناه که در زندگي چه مي کند  و چه درد بي درماني در وجودش رشد مي کند را خيلي ها بي خبرند. لذا وظيفه دستگاههاي تبليغي و فرهنگي و اطلاع رساني ديني اينجا خيلي سخت و سنگين است.

با توجه به تضعيف درک آثار گناه در زمينه هاي اجتماعي از منظر کلام خدا و احاديث و ائمه معصومين (ع) و مراجع مي توان در حال حاضر از طريق علمي عمل کنيم؟

ببينيد مساله علمي رتبه اش بعد است يعني ما آنقدر منابع قوي داريم و زيبا است که هيچوقت نمي آييم اين همه فساد و مسائل علمي واقعي را که در دين وجود دارد  به انتظار بنشانيم که فلان دستاورد ديني هم تأييدش کرده است.ابدا . منابع ما خيلي غني است ما اعتقاد داريم اگر اين منابع غني کشف و به وقتش در اختيار مردم قرار بگيرد زيبايي دين چون متکي هم به مسائل علمي و هم به مسائل يقيني و باورهاي قطعي و تمام موازين منطقي هست آنقدر جاذبه دارد که افراد به سمت آن بيايند. يعني ما نتوانستيم فضاي مطبوع و اين آب گوارا و زلال را به کام تشنه بدخواهان برسانيم لذا منتظر مسائل علمي نيستيم چون خود دين برخوردار از مسائل علمي، يقيني و باورهاي قطعي است ولي وقتي اين مسائل براي مردم گفته شد خيلي خوب آن انديشمندي که با معيارهاي علمي و تجربي هم بيايد و گوشه اي از مسائل ديني را هم کشف بکند و در صورتي که فرضيه اش درست باشد به عنوان يک معيار تائيد کنار اين مسائل. اما پوشش ديانت جامعه بايد خود معيارهاي ديني باشد و بصيرتهاي ديني که منابع ما غني و سرشار است.

 

اگر صحبتي راجع به جوانان و خطاب به آنان داريد بفرماييد؟

من در عين حال که مشکلاتي را مطرح کردم اما چون در فضاي استان اصفهان اين بحث را مي کنيم استان اصفهان استان نيرومند و پر ظرفيتي است با پيشينه ارزشمند و استاني است که استخوان بنديش از ديانت و از پدران و مادران پاک و شايسته است . فضاي اين استان را عطر دعا و قرآن در طول سال به خصوص در ماه مبارک رمضان معطر کرده است و يک فضاي کم نظير در کشور است. حيف است که ما از اين فضا استفاده بهينه نکنيم. ماه رمضان يک فرصت طلايي و ظرفيت سازي است که انسان مي تواند توشه يکساله خودش را بردارد و زماني است که انسان مي تواند بنيه دفاعي يازده ماه ديگرش را اينجا ذخيره سازي بکند اصلا تعريف ماه رمضان مي تواند يک چنين تعاريفي باشد و يک ماه انرژي سازي براي طول سال است. لذا در بعضي از منابع ديني ماه رمضان را اول سال حساب کرده اند . اول سال معمولا با طراوت است شما مي بينيد در نوروز ايراني ها اول سال با آن نسيم بهاري همراه است. واقعا ماه رمضان که بهار قرآن و بهار عبوديت است و رونق بازار ديانت و بندگي خدا هست انسانهاي زرنگ زيرک بافراست و دين شناس و قرآن شناس و مسجد شناس اينها هم از اين ماه تغذيه مي کنند در مهماني خدا و هم ذخيره يازده ماه ديگرشان را از اين ماه بر مي دارند. و خودشان حس مي کنند که در ماههاي ديگر با اين ذخيره حرکت مي کنند. يک مثال اين است که مرحوم شهيد مطهري از درس اخلاق امام تعريف مي کنند که معمولا درس اخلاق را امام پنجشنبه ها مي گفتند، مي گويد که درس اخلاق امام که به ما مي گفتند ما تا اواخر هفته آينده سر مست کلمات امام بوديم مانند ساعتي که کوکش کنند اين ساعت يک هفته کار مي کرد تا مي آمد ذخيره اش را از دست بدهد هفته بعد باز نفس امام به ما مي رسيد. خيلي حرف قشنگي است ماه رمضان يک اينچنين ماهي است که ساعتها را کوک مي کند افراد را تقويت مي کند و قدرت روح و تقوا را بالا مي برد قدرت اراده را بالا مي برد پايگاه صبر است . مقاومت ها و شکيبايي ها تقويت مي شود تا در يازده ماه هر صف آرايي که شيطان مي کند تسليم نشود و اين ماشيني که در اختيارش هست تمام اين جاده هاي صعب العبور را در ديانت پشت سر مي گذارد تا ماه رمضان بعدي . لذا توصيه مي کنيم در اين ماه عزيز به خصوص اصفهانيها از اين محافل قرآني غفلت نکنند از محافل دعا غفلت نکنند از دعاي ابوحمزه که اوج ادبيات گفتار با خدا هست غفلت نکنند از دعاي افتتاح و دعاهاي ديگر و انس بيشتر با مسجد غفلت نکنند.

 

 

 

شنبه 21 شهريور 1388 - 14:1


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری