دوشنبه 5 فروردين 1398 - 2:7
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

بازخواني چرند و پرند

 

 

بازخواني چرند و پرند

ولي‌الله دروديان

دفتر طنز انتشارات سوره مهر

چاپ اول 1388

 

 

 

 

 

 

 

 

اين مجموعه، پنجمين كتابي است كه اين نويسنده درباره زندگي و آثار زنده نام «علي‌اكبر دهخدا» منتشر كرده است. در اين كتاب نيز به همه ابعاد زندگي و آثار دهخدا به عنوان مجاهد راه آزادي پرداخته است.

بخش اصلي كتاب حاضر به دهخداي طنزنويس انسان دوست و نقد و بررسي سلسله مقاله‌هاي چرند و پرند وي كه بيش از يك سده از انتشار آن‌ها مي‌گذرد اختصاص دارد.

دهخدا پايه‌گذار ساده‌نويسي و طنز سياسي در ايران معاصر است. او آغازگر تجربه‌هايي در زبان داستان‌نويسي است. دهخدا، به مسئله «لحن» توجه دقيق نشان داد از اين رو در آثار وي روحانيون، پيرزنان و ديگران هر يك لحن‌‌هاي خاص خود را دارند.

نويسنده در بخش نخست از كتاب حاضر به زندگي‌نامه و آثار دهخدا مي‌پردازد و در اين باره مي‌نويسد: «علي‌اكبر دهخدا، فرزند خان باباخان، حدود 1297 هجري قمري، برابر 1257 خورشيدي و مطابق 1879 ميلادي در تهران به دنيا امد. 9 ساله بود كه پدرش درگذشت و او با مراقبت و سرپرستي ما در خود به تحصيل پرداخت. زبان عربي و علوم ديني و معارف اسلامي را در محضر شيخ غلامحسين بروجردي آموخت و از محضر آيت‌الله حاج شيخ هادي نجم‌آبادي نيز، بهره فراوان برد. پس از آن وي به مدرسه علوم سياسي رفت. مدرسه علوم سياسي به سال 1317 هجري قمري با فرمان مظفرالدين شاه و به كوشش ميرزا حسن‌خان مشيرالدوله و ميرزا حسين خان مؤتمن‌الملك براي تربيت اعضاي وزارت خارجه تأسيس گرديد.

دهخدا پس از به پايان رساندن دوره مدرسه عالي علوم سياسي به خدمت وزارت امور خارجه درآمد و آن گاه به سمت منشي‌گري محمدابراهيم‌خان معاون‌الدوله غفاري، پسر فرخ خان امين‌الدوله كاشي، سفير دول خمسه بالكان به بخارست، رفت. دهخدا مدت دو سال در اروپا و بيشتر در وين پايتخت اتريش اقامت كرد. اما مأموريت خود را نيمه كاره رها كرد و به ايران بازگشت.

در ادامه مي‌خوانيم: بازگشت دهخدا به ايران مصادف با آغاز جنبش مشروطيت بود.

در 1325 روزنامه صوراسرافيل به مديريت و صاحب امتيازي مرحوم ميرزا جهانگيرخان و مديريت مشترك ميرزا قاسم خان و منشي‌گري ميرزا علي‌اكبر دهخدا انتشار يافت.

سرمقاله نخستين شماره صوراسرافيل، مقصود از انتشار روزنامه را تكميل معني مشروطيت و حمايت مجلس شوراي ملي و معاونت روستائيان و ضعفا و فقرا و مظلومين مي‌داند.

مؤلف اثر پس از آن اشاره مي‌كند به اينكه: در زمينه آماده‌سازي نثر پارسي، آخرين گام بلند را استاد علامه علي‌اكبر دهخدا با نوشتن سلسله مقاله‌هاي چرند و پرند در روزنامه‌ هفتگي صوراسرافيل برداشت.

دهخدا در چرند و پرند، از آنجا كه مخاطبانش عامه و انبوه مردم هستند، به زبان ايشان سخن مي‌گويد. از اصطلاحات- تشبيهات- استعارات، كنايات، مثل‌ها، متلك‌ها، دشنام‌ها، باورها، مدد مي‌گيرد و نثر رنگين و متموج خود را مي‌آفريند:

«خدا رفتگان همه را بيامرزد، خاك براش خبر نبرد. در قاقازان، ما يك ملا اينكعلي داشتيم، روضه خواني خيلي شوخ بود. حالا نداشته باشد با من هم خيلي ميانه داشت. وقتي كه مي‌رفت روضه بخواند. اول يك مقدمه دور و درازي مي‌چيد، هر چند بي‌ادبي است مي‌گفت مطلب اين طور خرفهم‌تر مي‌شود.»

نويسنده در ادامه به آثار ديگر دهخدا مي‌پردازد: لغت‌نامه، كه بزرگترين و كامل‌ترين فرهنگ‌نامه پارسي است نيز امثال و حكم كه عشق دهخدا به زبان مردم كوچه و بازار رهنمون او به خلق و ايجاد اين كتاب شد. اثر بعدي او: ترجمه احوال است، شرح حال ابوريحان بيروني- «مجموعه مقالات» كه شامل مقالات اجتماعي و سياسي دهخدا، اثر ديگري از اوست. هم‌چنين مجموعه اشعار دهخدا و پندها و كلمات قصار و آثار متعدد ديگر كه دو اثر: ترجمه عظمت و انحطاط روميان، تأليف مونتسكيو و ترجمه روح‌القوانين اثر مونتسكيو، تاكنون چاپ و منتشر نشده‌اند.

بخش ديگري از كتاب به شيوه و شگردهاي دهخدا در نوشتن چرند و پرند اختصاص دارد.

دهخدا در نوشتن سلسله مقاله‌هاي چرند و پرند از شيوه و شگردهايي از قبيل، بزرگ‌نمايي و تشبيه به حيوانات كه در اين مورد طنزنويس براي تحقير و و تخفيف قرباني يا قربانيان خود، زندگي آنان را به حيوانات تشبيه مي‌كند استفاده مي‌كند. و در مرحله بعدي مطلب را از جاهاي دور، از جايي كه به ظاهر هيچ ربطي به اصل مسئله ندارد، آغاز مي‌كند و ناگهان به موضوع مورد نظر خود مي‌پردازد. هم‌چنين از شيوه «ذمِ شبيه به مدح» بهره مي‌جويد، شبيه اين عبارت: «قسم به حوزه درس آقا شيخ ابوالقاسم، قسم به درد دين آقا سيدعلي‌ آقا، قسم به مشروطه‌طلبي قوام‌الملك و اميربهادر، قسم به دولت‌خواهي پرنس ارفع‌الدوله، قسم به حقيقت‌گويي و بي‌غرضي جريده فريده «نداي وطن»، قسم به سوسياليست بودن شاهزاده نصرت‌الدوله، قسم به فقر عفيف حضرت والاظل السلطان، قسم به حسن نيت «انجمن فتوت».

طعن و طنز دهخدا، از شناخت دقيق و كامل است كه از آنان دارد و به صفتي از آنان سوگند مي‌خورد كه خود به دروغ مدعي داشتن آن بودند و در مرحله آخر نيز به شيوه و شگرد تحقير تمسك مي‌جويد: يعني كاستن از قدريابي ارزش كردن قرباني خود.

نقد و نظر صاحبنظران، بخش ديگر از اين كتاب را به خود اختصاص مي‌دهد. در اين بخش تني چند از صاحبنظران نظير آرين‌پور، منوچهر احترامي و دكتر رضا براهني و ديگران به نقد و بررسي او و آثارش مي‌پردازند. از جمله در اين كتاب به نظر دكتر براهني اشاراتي شده است مبني بر اينكه: نثر دهخدا، پلي است بين قصه‌نويسي و روزنامه‌نويسي، نثري است روزنامه‌اي كه به جاي آنكه يك روزنامه‌نگار بنويسد، يك ادب‌دان واقعي مي‌نويسد نثري است كه عاميانه است. بدون آن كه مبتذل باشد و طنز است بدون آنكه به هجو بيانجامد و نثري انتقادي است بدون آنكه در سطح انتقاد بماند.»

در قسمتي ديگر از كتاب نگارنده اثر حاضر به زبان كوچه چرند و پرند مي‌پردازد. و آن را در 295 عنوان نگارش مي‌كند: آب از آب تكان نخورد يا آدم عوام كور است و اين عبارت كه: آدم كه پر گفت، از چشم و رو مي‌افته، به دهن‌ها مي‌افته، سرشناس مي‌شه. و تمامي اين عبارات امثال و حكم را تنظيم مي‌كند.

تصوير زن ايراني چرند و پرند موضوعي است كه قسمتي از اين مجموعه را به خود اختصاص مي‌دهد. در اين باره دهخدا ضمن اشاره به چهره‌هاي گوناگون زن ايراني، نظير فروخته شدن به تركمان‌ها و يا اسباب عيش و عشرت مردان دست به طنز مي‌شود، طنزي تراژيك كه همه را هم مي‌خنداند و هم مي‌گرياند. گاه بر اين باور است كه بايد به مال شوهر آب بست تا شلوارش دو تا نشود و به هوس ازدواج مجدد نيفتد. در اينجا طنز مسئول دهخدا، بيانگر ناامني رواني زن ايراني است زني كه نه استقلال اقتصادي دارد و نه پشت و پناهي و نه سازمان و نهادي مدني كه به روز حادثه از حقوق انساني و اجتماعي و خانوادگي او دفاع كند.

در بخش آخر اين مجموعه به شعر دهخدا پرداخته مي‌شود كه با نوشتن شعرهاي عاميانه آغاز كرد اما با گذشت زمان و تغيير جو سياسي و اجتماعي ايران، به ويژه پس از كودتاي 1299 خورشيدي، شعر وي دچار دگرديسي گرديد و به شعر اديبانه تبديل شد نويسنده در اين بخش از كتاب فقط به نقل شعرهاي عاميانه و چند شعر ديگر دهخدا كه زباني نسبتاً ساده دارند و شعر معروف «اي مرغ سحر» وي كه در رثاي ميرزا جهانگيرخان صوراسرافيل شهيد راه آزادي ايران سروده شده اكتفا كرده است.

به اعتقاد نويسنده نكته‌اي كه يادآوري آن در اينجا ضروري است اينكه از شعر «مشتي اسمالِ» دهخدا، نخستين‌بار زنده ياد ابراهيم فخرايي نويسنده كتاب «سردار جنگل» خبر داد.

چرند و پرند در باب «رؤسا و ملت» مي‌نويسد:

خاك به سرم بچه به هوش آمده

بخواب ننه، يكسر دو گوش آمده

گريه نكن لولو مي‌ياد مي‌خوره

گربه مي‌آد بزبزي رو مي‌بره

دهخدا در معرفي «رؤساي ملت» در چرند و پرند شماره 25 اين قشر را به شرح معرفي كرده است مي‌نويسد: همه اين طبقات كه عرض شد دو قسم بيشتر نيستند يك دسته رؤساي ملت و يك دسته اولياي دولت، ولي هر دو دسته يك مقصود بيشتر ندارند مي‌گويند شما كار كنيد، زحمت بكشيد، آفتاب و سرما بخوريد، لخت و عور بگرديد، گرسنه و تشنه زندگي كنيد بدهيد ما بخوريم و شما را حفظ و حراست كنيم.

نويسنده «بازخواني چرند و پرند» مي‌نويسد «دهخدا زبان فارسي را از چنبره قيد و بندهاي لغت‌وار رهانيد و طنين كوچه و سياق زبان روزمره را به زبان مكتوب وارد كرد» اين كتاب نگاه نويسنده به اين موضوع است.

 

 

 

يكشنبه 8 شهريور 1388 - 13:51


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری