سه‌شنبه 2 بهمن 1397 - 4:32
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

جستاري در الگوي ‌بهينۀ‌ مصرف در كلام اولياي‌ الهي و بزرگان ديني قبل از اسلام تا‌‌كنون(بخش پاياني)

 

 

مقدمه:

انسان در هر عصري براي بهره­برداري بهتر از منابع و ذخائري كه در دست داشته، در پي يافتن راه­هايي جهت مصرف بهينۀ آن‌ها بوده است و براي اين منظور، چاره­اي جز طراحي راه­هايي براي استفادۀ مناسب و بخردانه از منابع در اختيار، نداشته است. در اين ميان مي­توان به آموزه­هاي ديني كه پيش از اسلام و پس از آن براي زندگي بهتر و بهره­برداري مناسب­تر بشر از منابع و نعمات خدادادي اشاره داشته است، مراجعه و استناد نمود.

اين مقاله به بررسي الگوي بهينۀ مصرف در كلام بزرگان ديني خواهد پرداخت و اميد است در سالي كه به فرموده مقام معظّم رهبري، سال اصلاح الگوي مصرف نام گرفته است، بتوانيم گامي هر چند كوچك در اجرايي نمودن اين دستور در ميهن عزيزمان برداريم.

در اين مقاله که قسمت اول آن قبلاً تقديم حضورتان شد، سعي خواهد شد با استفاده از آموزه‌هاي ديني و نيز سخنان بزرگان دين در عصر حاضر به بررسي و تبيين موارد زير پرداخته شود تا خوانندۀ‌ گرامي، به اين نتيجۀ اساسي رهنمون گردد، كه مصرف بهينه، معتدلانه و بخردانه، هميشه از سوي اولياي الهي و بزرگان ديني گوش‌زد شده است. بنابراين با مرور اين تذكرهاي گران‌بها، توجه بيش­تري به مصرف بهينه و مناسب خواهد شد.

1) چگونگي ساده‌زيستي و رعايت الگوي مصرف پيش از اسلام.

2) چگونگي ساده‌زيستي و رعايت الگوي مصرف پس از اسلام.

3ـ لزوم رعايت الگوي استفادۀ بهينه از منابع و نعمات الهي در عصر حاضر:

در عصر حاضر از مهم‌ترين مسائل جامعۀ اسلامي و از پايه‌هاي رشد و تعالي آن، داشتن برنامۀ درست در امور معيشتي و اقتصادي است كه براي اجرا و تحقق آن نيازمند عزم الهي محكم در برابر مشكلات و برنامه‌ريزي مدوّن و همكاري مردم و مسئولان از يك سو و هماهنگي سرمايه‌هاي فرهنگي، مذهبي و ملّي يعني حوزه‌هاي علميه و دانشگاه‌ها از سوي ديگر؛ بالا بردن سطح فرهنگي جامعه در زمينه‌هاي اقتصادي، مبارزه با فرهنگ مصرف‌گرايي در ميان مردم، حذف يارانه‌ها از كالاهاي خارجي، حمايت از توليدكنندگان داخلي، مبارزه با قاچاق كالا و سرمايه، توجه به فرهنگ ديني و ملّي، ايجاد بازارهاي رقابتي سالم در درون جامعه، ترويج فرهنگ ساده‌زيستي و قناعت در قشرهاي مختلف جامعه، مبارزه با مُدگرايي و تجمل‌پرستي، استفاده از نيروهاي خلاق و ژرف‌انديش جامعه است.

 

3ـ1) ساده‌زيستي و نگرش اقتصادي اُسوه‌هاي دين در عصر حاضر:

ـ حضرت امام خميني(ره): امام خميني از برجسته‌ترين چهره‌هاي زاهد و وارستة زمان بود. آن­چنان در جاذبه معنويات قرار گرفته و به ملکوت عالم نزديک شده و حقيقت باطن دنيا را يافته بود که ذرّه‌اي به تعلّقات و ماديات آلوده نگشت و از هر چه رنگ تعلّق مي‌گرفت، آزاد بود. امام نه تنها خود زندگي ساده و بي‌آلايشي داشت بلکه به علما و مديران کشور نيز هميشه سفارش مي‌کرد که خود را گرفتار تجملات و تشريفات ننمايند.

امام راحل مي­فرمايند: «من اکثر موفقيت‌هاي روحانيت و نفوذ آنان را در جوامع اسلامي، در ارزش علمي و زهد آنان مي‌دانم و امروز هم اين ارزش نه تنها نبايد به فراموشي سپرده شود، که بايد بيش­تر از گذشته به آن پرداخت، هيچ چيزي به زشتي دنياگرايي روحانيت نيست و هيچ وسيله‌اي هم نمي‌تواند بدتر از دنياگرايي، روحانيت را آلوده کند».

ـ هم‌ساني با مردم ضعيف

اميرالمؤمنين علي(ع) مي‌فرمايند: «خداوند بر رهبران حق واجب كرد كه خود را با افراد ضعيف تطبيق دهند تا تنگدستي بر فقير سنگيني نكند».

دختر امام راحل در خصوص هم‌ساني ايشان با مردم ضعيف مي‌گويند: «ايشان همانند همۀ افراد كشور، كالابرگ داشتند و همان‌طور كه خيلي خانه‌ها كالابرگ كم مي‌آورند، در خانۀ امام هم زياد شنيده مي‌شد كه مي‌گويند: روغن ما تمام شده، مرغ نداريم و كالابرگ هم نداريم».

امام راحل در زماني كه مي‌توانست در يك كاخ زندگي كند، خانۀ محقّر جماران را برگزيد، خانه‌اي كه از فرط سادگي تعجب جهانيان را برانگيخت. ايشان از هر گونه غذاي چرب و نرم پرهيز كرد و به گفتۀ اطرافيانشان غذاي مورد علاقۀ ايشان نان، پنير و مغز گردو بود. صرفه‌جويي، زهد و سادگي امام، يادآور زهد علوي بود. به دور از تجمل و ساده مي‌زيست، ‌ساده مي‌پوشيد و ساده مي‌خورد. امام به شدّت صرفه‌جو و اسراف‌گريز بود. در منزل ايشان يك چراغ روشن اضافه پيدا نمي‌شد و حتّي گاهي اوقات كه خود امام در حال ملاقات با شخصيت‌ها و افراد،  متوجه روشني بي‌مورد چراغ دست‌شويي مي‌شدند، بلند شده و بدون آن‌كه به ديگران امر كنند، خودشان آن ‌را خاموش مي‌كردند.

ـ حضرت آيت‌الله خامنه‌اي (مدظله العالي): از مرحوم حاج سيداحمد خميني(ره) نقل شده است: «بر خود واجب مي‌دانم كه شهادت دهم زندگي داخلي آيت‌الله خامنه‌اي نه از باب اين كه رهبر عزيز انقلاب ما به اين حرف‌ها نياز داشته باشند، بلكه وظيفۀ خود مي‌دانم تا اين مهم را به مردم مسلمان و انقلابي ايران بگويم. من از داخل منزل ايشان مطلع هستم. مقام معظّم رهبري در خانه، بيش از يك نوع غذا بر سفره ندارند. خانوادۀ معظّم‌لَه روي موكت زندگي مي‌كنند. روزي به منزل ايشان رفتم، يك فرش مندرس آن جا بود. من از زبري آن فرش به موكت پناه بردم!»

در همين ارتباط، آيت­الله سيدمحمود هاشمي‌ شاهرودي مي‌گويد: «تجملاتي نيستند. همين اعتقاد آنان را از سوءاستفاده از مقام و موقعيت بازداشته است. من اين سادگي را در منزل ايشان به تماشا نشستم. روزي معظّم‌لَه مرا به كتاب­خانۀ خود دعوت كردند، من در آن جا يك ميز ساده و قديمي ديدم. در كنار ميز نيز يك صندلي كهنه بود. آن ميز و صندلي مربوط به قبل از انقلاب بود. مقام معظّم رهبري در كتاب­خانۀ سادۀ خود هنوز از همان ميز و صندلي استفاده مي­كنند».

حجت‌‌الاسلام محمدي ‌گلپايگاني در خصوص ساده‌زيستي مقام معظّم رهبري مي‌گويد: «با اينكه مقام معظّم رهبري مي‌توانند از همۀ امكانات مادّي بهره‌مند شوند، سطح زندگي خصوصي ايشان، از سطح زندگي يك شهروند معمولي پايين‌تر است».

زندگي مقام معظّم رهبري، آيت‌الله خامنه‌اي، بسيار ساده و در پايين‌ترين سطح و با كم‌ترين امكانات است. معظم‌لَه مانند معمولي‌ترين افراد جامعه زندگي مي‌كنند.

حجت‌الاسلام والمسلمين سيدعلي‌اكبر حسيني مي‌گويد: «ما زماني خدمت ايشان رفتيم و از آقا درخواست نموديم تا اجازه بفرمايند از داخل منزلشان و وضيعت زندگيشان فيلم‌برداري كنيم، تامردم وضيعت زندگي رهبر خود را ببينند و بفهمند كه ايشان چگونه زندگي مي‌كنند»، آقا فرمودند: «اگر شما بخواهيد زندگي مرا نشان بدهيد، مي‌ترسم خيلي‌ها باور نكنند».

معظّم‌لَه علاوه بر اين كه از يك زندگي معمولي سطح پايين بهره مي­برند، دائماً به مسئولان سفارش مي‌كنند: «مواظب زندگي خود باشيد. اسراف نكنيد.»

آيت­الله خامنه‌اي معتقدند كه مردم را بايد عملاً به ساده‌زيستي دعوت نمود. خودشان در صف مقدم اين دعوت هستند. ايشان در مناسبت‌هاي خاصّي كه برنامۀ خواندن صيغۀ عقد دارند، قبل از اجراي عقد، حدود يك ربع، عروس و داماد و خانواده‌هاي آن‌ها را به رعايت صرفه‌جويي دعوت مي‌نمايند و مي‌فرمايند: «خرج­هاي گزاف نداشته باشيد، تشريفات و ريخت و پاش نداشته باشيد».

خود آقا هم در زندگي خصوصيشان، دقيقاً همين‌طور عمل مي‌كنند. معظّم‌له نه حقوق از جايي دريافت مي‌كنند و نه از وجوهاتي كه از اطراف و اكناف خدمت ايشان مي­آيد، براي زندگي شخصي خود استفاده مي­كنند. زندگي ايشان از طريق هدايا و نذوراتي است كه علاقه­مندان و ارادت­مندان معظّم‌لَه تقديم مي‌كنند. فرزندان آقا هم همين‌طور زندگي مي‌كنند و همين سادگي و ساده‌زيستي را دارند.

 

3ـ2) ساده‌زيستي كارگزاران نظام اسلامي

يکي از ويژگي‌هاي مهم کارگزاران نظام اسلامي، ساده‏زيستي است. ساده‏زيستي و دوري از تجمل‏گرايي يکي از ارزش‌هاي پذيرفتۀ مکتب انبياء است. از اين‏رو رهبران الهي، ساده زندگي مي‏کردند و ديگران را نيز به اين مهم دعوت مي‏کردند.

بي‏ترديد براي کارگزاران نظام، رعايت ‏ساده‏زيستي از دو جهت اهميت دارد: اول آن‌که آنان پاسداران ارزش‌هاي اسلامي هستند، از اين‏رو بايد الگو باشند. دوم، ساده‏زيستي آنان موجب مي‏شود که کارگزاران با فقر و درد محرومان و فقيران جامعه بيش‌تر آشنا شده و سياست‏هايي را در رفع مشکلات آن‌ها و فقرزدايي اتخاذ نمايند. کارگزاراني که طعم تلخ فقر را نچشيده‏اند، نمي‏توانند درد فقيران و محرومان را درک کنند. از اين‏رو است که حضرت علي(ع) فلسفۀ زهد و ساده‏زيستي حاکمان اسلامي را در همدردي با فقيران و محرومان بيان مي‏کنند: «خداوند بر حاکمان عادل واجب کرده است که زندگاني خويش را در سطح مردم فقير قرار دهند تا رنج فقر، مستمندان را ناراحت نکند».

امام راحل با پيروي از امام علي(ع) فرمود: «رئيس‏جمهور و وکلاي مجلس از طبقه‏اي باشند که محروميت و مظلوميت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند، نه از سرمايه‏داران و زمين­خواران و صدرنشينان مرفّه و غرق در لذات و شهوات که تلخي محروميت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمي‏توانند بفهمند.»[i]

با توجه به اهميت ‏ساده‏زيستي است که حضرت علي(ع)، عثمان ‌بن ‏حنيف ـ استاندار بصره ـ را به خاطر شرکت در مجلسي که فقيران حضور ندارند و از غذاهاي رنگارنگ استفاده شده، سرزنش کرده چنين مي‏فرمايد: «...امام و رهبر شما از دنيا به جامه و از غذا به دو قرص نان اکتفا کرده است. اگر بخواهم مي‏توانم غذاي خويش را از عسل مصفي و مغز گندم و لباس خويش را از ابريشم قرار دهم...  چگونه ممکن است هواي نفس بر من غلبه کند و مرا به سوي انتخاب بهترين خوراک­ها بکشاند در صورتي که شايد در حجاز يا يمامه افرادي باشند که اميد همين يک قرص نان را هم ندارند و ديرزماني است که شکمشان سير نشده است؛ آيا سزاوار است‏ شب را با سيري صبح کنم در صورتي که در اطرافم شکم­هاي گرسنه و جگرهاي سوزان قرار دارد؟»[ii]

بي‏ترديد يکي از وظايف مهم رئيس دولت، نظارت بر اعمال کارگزاران است. چنان­چه از نامۀ حضرت علي(ع) به عثمان ‏بن‏ حنيف استفاده مي‏شود، آن حضرت(ع) بر اعمال و رفتار عثمان کاملاً نظارت داشته است. در شأن نظام اسلامي نيست که خداي نکرده برخي از کارگزاران طوري زندگي و رفتار کنند که محبوبيت‏ خويش را از دست داده و موجب فراهم شدن ثروت­هاي بادآورده شود. بي‏ترديد يکي از علل محبوبيت‏ شهيدان رجايي و باهنر در جامعۀ ما همانا ساده‏زيستي آن‌ها بوده است؛ که ساده‏زيستي آن‌ها امروزه به عنوان يک فرهنگ در جامعه اسلامي ايران مطرح است.[iii]

 

ـ مصرف‌گرايي در عصر حاضر

هنگامي که زيربناي مناسب توليد و در‌آمدي وجود نداشته باشد و در عين حال بر مصرف تأکيد شود، آسيب‌هاي متعددي در جامعه بروز مي‌کند. در شرايط رونق اقتصادي و بالا ‌رفتن قدرت خريد مردم، مصرف‌گرايي رواج مي‌يابد ولي عوامل فرهنگي در تعيين حدود آن بسيار مؤثرند. از جمله عوامل مهم در کنترل مصرف، تشويق مردم به پس‌انداز و سرمايه‌گذاري، ارائۀ الگوهاي صحيح مصرف و ايجاد زمينۀ مناسب جهت فعاليت اقتصادي ا‌ست. در جامعۀ ايران پس از انقلاب به رغم ماهيت و جهت‌گيري معنوي انقلاب، به علل مختلف، ارزش‌هاي مادّي رواج يافت و ارزش‌هاي معنوي را تحت­الشعاع خود قرار داد. مصرف‌گرايي به صورت اخص آن در بين کشورهاي صنعتي و کشورهاي در حال توسعه، عمدتاً بعد از جنگ رواج پيدا کرد. دولت و صاحبان صنايع ابتدا در کشورهاي صنعتي و بعد در کشورهاي در حال توسعه، انسان را به عنوان يک ماشين مصرف­کننده مدّ نظر قرار دادند تا از اين رهگذر به اهداف اقتصادي که همانا افزايش مداوم سود است، نائل شوند. بنابراين مصرف‌گرايي، ضامن چيزي جز نياز‌هاي کاذبي نيست که در خدمت صنايع و کشورهاي صنعتي قرار گيرد.

البته انسان نيز خود از لحاظ رواني آمادگي براي راحت‌طلبي، تجمل‌پرستي و حتّي متمايز کردن خويش از افراد ديگر را با در اختيار گرفتن کالاها و خدمات بيش­تر دارد تا بدين وسيله از ساير گروه‌هاي جامعه متمايز شود و از اين تمايز براي تثبيت وضعيت اجتماعي خود استفاده کند. از آن­جا که مصرف‌گرايي، برداشت بيش از اندازۀ هر فرد از منابع نادر و کم­ياب خانواده است، لاجرم اين موضوع باعث فشارهاي متعددي بر خانواده خواهد شد.

مصرف‌گرايي، سدّي در مقابل توسعه است، زيرا مانع از سرمايه‌گذاري جهت طرح و اجراي زير‌ساخت‌هاي توسعه مي‌شود. هر اندازه که در درون جامعه تبليغات ناسالم در سطح بالا و سطح فرهنگ عمومي در حدّ پايين باشد، به همان اندازه نيز امکان پذيرش روحيۀ راحت‌طلبي و تجمل­پرستي بيش­تر است. انسان‌هايي که کم­تر اعتماد به نفس داشته و کم­تر در مورد نقش‌شان در درون جامعه تفکر مي‌کنند، سهل‌تر پذيراي روحيۀ مصرف‌گرايي در جامعه هستند.

اگر بتوانيم آگاهي و سطح فرهنگ عام را افزايش دهيم، قادر خواهيم بود هم بهره‌وري توليد را افزايش داده و هم از مصرف‌گرايي جلوگيري کرده و لاجرم از اتلاف منابع، ممانعت به عمل آورده و همين امر، منابع را به حدّ وفور براي گسترش ظرفيت‌هاي توليدي در اختيار خواهد گذاشت. همان‌طور که بيان شد، مصرف‌گرايي سبب شکاف بين طبقات مختلف مردم است. اين شکاف طبقاتي که منجر به افزايش تمايز اجتماعي شده، افزايش نفوذ فرهنگ بيگانگان را به همراه خواهد داشت. هر اندازه توزيع ثروت و در‌آمد در درون جامعه نامتوازن باشد، روحيۀ مصرف‌گرايي، رواج و گسترش سريع‌تري در درون جامعه خواهد داشت، به علاوه منبع کسب در‌آمد، عامل اساسي براي روحيۀ مصرف‌گرايي خواهد بود. بدين صورت در‌آمدهاي کلان که از طريق کسب رانت‌هاي مختلف حاصل شده باشد، به خاطر اين که از طريق توليد حاصل نمي‌شود، روحيۀ مصرف­گرايي را نيز سريع‌تر رواج مي‌دهد. بنابراين هرگاه دگرگوني‌هاي اقتصادي، حقوقي، اجتماعي، کم­تر باشد، امکان ايجاد اين رانت کم­تر بوده و در نتيجه کسب ثروت‌هاي بي‌حساب و با‌دآورده مشکل‌تر شده و لاجرم از تجملات و لوکس‌گرايي کاسته خواهد شد.

از طرفي تکنولوژي جديد، نيازهاي جديد خلق کرده است. نظام سرمايه‌داري بدون مصرف­گرايي قادر به ادامۀ حيات نخواهد بود، لذا جست­و­جوي بازارهاي مصرف در کشورهاي ديگر را در دستور کار قرار داده است. بخشي از وظائف حاکميت، آموزش درست مصرف در سطوح مختلف، آموزش اجتماعي‌ است و با اين وجود، هيچ تلاشي براي آموزش اين مسئله در کتب درسي يا فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني مشاهده نشده، به اين ترتيب ضعف آموزش، تشديد روحيۀ تجمل‌گرايي و مصرف‌گرايي توسط طبقۀ دلال و غيرمولّد جامعه را به وجود آورده است.

شکل گرفتن طبقات اجتماعي، در جوامع در حال توسعه و فرهنگ مصرف‌گرايي به شكل­هاي زير نمايان مي‌شود:

1ـ الگوهاي مصرفي كشورهاي توسعه­يافته عيناً نعل به نعل به كشورهاي در حال توسعه منتقل مي­شوند.

2ـ وسايل ارتباط جمعي، مسافران و ديگر عوامل شديداً به اين انتقال كمك مي‌كنند.

3ـ افراد براي نشان دادن اينكه از وجهه بالايي برخوردارند، در مصرف‌گرايي، افراطي‌تر از خارجيان عمل مي‌كنند.

4ـ به تدريج مصرف­گرايي افراطي جزئي از فرهنگ جهان سومي مي­شود.

معمولاً در كشورهاي در حال توسعه، مصرف­گرايي با عدم امنيت اقتصادي توأم مي‌شود. در نتيجه، عدم امنيت اقتصادي، مصرف­گرايي را تشديد مي­كند. نگراني از كمبودها، باعث انبار كردن اجناس مي­گردد. انبار كردن اجناس به مصرف­گرايي بي­رويه تبديل مي­شود. نهايتاً همان رفع نيازهاي غيرواقعي بوجود آمده است. البته يك مسئله در اين كشورها به انبار كردن كالاها كمك مي­كند و آن، تبديل كالاهاي مصرفي به كالاهاي سرمايه‌اي است. همين امر باعث مي­گردد كه افراد با زمينه­هاي اجتماعي متفاوت، به پنهان كردن برخي از كالاها بپردازند تا اينكه در آينده از طريق افزايش قيمت، منفعتي داشته باشند. به عبارت ديگر، مصرف‌گرايي به نوعي فعاليت اقتصادي تبديل مي‌شود.

 

هدايت و كنترل مصرف

ـ آسيب‌شناسي الگوي مصرف

در مقولۀ مصرف بايد به سمت مديريت صحيح حركت كرد. در غير اين صورت نمي­توان بين توليد و مصرف، توازن برقرار نمود و به دليل مصرف بي­رويه و غيرضروري به اشكال مختلف، منابع و امكانات موجود در جامعه در سطوح مختلف سازماني، خانوادگي و فردي از دست خواهد رفت.

براي نهادينه شدن الگوي درست مصرف، نياز به كار فرهنگي است. در واقع زماني مردم بر اساس يك الگوي صحيح، مصرف خواهند كرد كه آن الگو در باورهاي فرهنگي مردم نهادينه شده باشد، به همين دليل است كه در بسياري از كشورها در مقاطع ابتدايي و راهنمايي، دانش­آموزان را با مؤلفه‌هاي مختلف الگوي مصرف آشنا مي­كنند.

يك مدرس دانشگاه كه سابقۀ تدريس در دانشگاه‌هاي خارج از كشور را نيز دارد، در اين باره مي‌گويد: «در كتاب‌هاي درسي بسياري از كشورها، موضوعي تحت عنوان پيمان با مملكت، جامعه، خانواده و خود افراد مطرح مي‌شود كه در اين پيمان، افراد متعهد مي‌شوند كه از منابع و امكانات كشور به درستي استفاده كنند».

در كشور هندوستان به دانش­آموزان ياد داده مي­شود كه درصد قابل توجهي از مردم آن كشور، زير خط فقر زندگي مي­كنند. و آنان بايد در مصرف مواد غذايي و انرژي، دقّت كافي داشته باشند. بنابراين دانش­آموزان در جريان تحصيل به اين باور مي­رسند كه بسياري از منابع انرژي غيرقابل برگشت است و در مصرف آن­ها بايد نهايت دقّت را داشته باشند.

حتّي آنان مي­آموزند كه چگونه در امر تفريح، صرفه­جويي كنند و به اين باور مي­رسند كه زمان هدررفته در تفريحات غيرقابل برگشت است و اين كه دانش­آموزان ياد بگيرند كه كار را عبادت بدانند. همۀ اين شواهد در دنيا نشان مي­دهد كه فرهنگ درست مصرف كردن بايد از همان ابتدا به دانش­آموزان آموخته شود تا سرمايه­هاي ملّي براي نسل­هاي آيندۀ يك جامعه، ذخيره شود. دانش­آموزان بايد از مقاطع ابتدايي و راهنمايي، با الگوي درست مصرف آشنا شوند تا از طريق فرآيند اجتماعي­شدن و فرهنگ­پذيري ياد بگيرند ميز، صندلي، كلاس و امكانات مدرسه، سرمايه­هاي ملّي يك كشور محسوب مي­شود و بايد از آن­ها به درستي محافظت كنند؛ چون بدون ترديد هر چه اين نوع آموزش­ها جدّي گرفته شوند، بهتر از ثروت­هاي ملّي صيانت خواهد شد. متأسفانه حساسيت نگهداري از منابع ملّي در برخي از افراد ضعيف است و هزينه­هاي بي­رويه در بعضي از سازمان­ها و مؤسسات نشان مي­دهد كه عده­اي نسبت به هدر رفتن منابع كشور، بي­تفاوت هستند. بنابراين بايد از همان مقاطع ابتدايي و راهنمايي، دانش­آموزان را با الگوهاي مصرف صحيح آشنا كرد تا از هدر رفتن ثروت­هاي ملّي جلوگيري كرد.

اگر بتوانيم آگاهي و سطح فرهنگ عام را افزايش دهيم، قادر خواهيم بود هم بهره‌وري توليد را افزايش داده و هم از مصرف‌گرايي جلوگيري کرده و لاجرم از اتلاف منابع ممانعت به عمل آورده و همين امر، منابع را به حدّ وفور براي گسترش ظرفيت‌هاي توليدي در اختيار خواهد گذاشت.

يکي از شيوه­هاي مهم آموزه­هاي ديني، براي مقابله با مفاسد اقتصادي و اخلاقي و تحکيم ارزش­هاي ديني، تقويت باور انسان­ها به مبدأ و معاد است. اين اعتقاد هم­چون ناظري دروني، اجراي صحيح دستورهاي الهي را تضمين مي­کند. آيه­هاي مربوط به اسراف، با نهي و نکوهش اسراف و تبذير، سقوط معنوي و عذاب اخروي اسراف­کاران را خاطر نشان مي­سازد. پيشوايان معصوم ـ عليهم السلام ـ نيز در روايت­هايي، با يادآوري پي­آمدهاي اخروي اسراف، همگان را از اين عمل ناشايست باز مي­دارند. امام علي ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايد: «بدانيد که بخشيدن نابجاي مال، تبذير و اسراف است که قدر بخشنده را در دنيا بالا مي­برد و در آخرت پايين مي­آورد. او را در ديدۀ مردمان گرامي مي­کند و نزد خدا خوار».

تقويت ارزش­هايي چون زهد، قناعت، ميانه­روي و مانند آن، از يک­سو و ترغيب به مبارزۀ جدّي با هواپرستي، خودنمايي و فخرفروشي از سوي ديگر، شيوه­هاي درمان دروني اسراف و تبذير است. يکي ديگر از عوامل بروز اسراف و تبذير، جهل و ناآگاهي است. بنابراين، اطلاع­رساني و دادن آگاهي­هاي صحيح و کافي دربارۀ موضوع به مردم و نيز بازشناسي آثار و پي­آمدهاي اقتصادي، اجتماعي و معنوي آن، در کاهش روحيۀ اسراف­کاري بسيار مؤثر است. هم­چنين، نظارت همگاني بر رفتار و اعمال افراد که در آموزه­هاي ديني با تعبير امر به معروف و نهي از منکر از آن ياد مي­شود، از کارآمدترين شيوه­هاي تثبيت ارزش­ها و مقابله با مفاسد و انحراف­هاست. امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ نيز گاهي با نهي صريح و مستقيم و زماني با واکنش­هاي اخلاقي، بر اين مهم نظارت داشتند. افزون بر اين، خانواده تأثير بسيار مهمي بر پرورش شخصيت و عملکرد فردي و اجتماعي آدمي دارد. چنان­چه بزرگسالان اهل اسراف و تبذير باشند، خواه ناخواه اين روحيه به فرزندان منتقل مي­شود. ائمۀ معصوم ـ عليهم السلام ـ با ديدن اسراف و تبذير در خانواده­ها، واکنش مناسب و به موقع از خود نشان مي­دادند. در حديثي آمده است که امام صادق ـ عليه السلام ـ ميوه‌اي را ديد که ناخورده، بيرون خانه­اي انداخته شده است، ايشان با ناراحتي فرمودند: «اين چيست؟ اگر شما خود سير بوديد، قطعاً بسياري از مردم سير نيستند. آن را به کسي بخورانيد که نيازمند است».

نبود عدالت اقتصادي و جلوگيري نکردن از انباشته شدن ثروت در دست عده­اي خاص، از عوامل مهم بروز پديدۀ اسراف است. از اين­رو، اجراي عدالت و توزيع عادلانۀ ثروت، زمينۀ شيوع و گسترش آن را مي­کاهد و يا نابود مي­سازد. امير مؤمنان علي ـ عليه السلام ـ عامل اصلاح و ساماندهي امور جامعه را دادگستري مي‌داند و مي‌فرمايند: «توده‌هاي مردم را جز عدالت، اصلاح نکند».

ناگفته نماند که کنترل صحيح تبليغات بازرگاني و پيش­گيري از رشد روحيۀ مصرف­گرايي نيز تأثير بسزايي در جلوگيري از اسراف و تبذير دارد. بنابراين، توجه جدّي به اين مقوله نيز حائز اهميت است.

تحکيم باورهاي ديني، تقويت ارزش­ها، نظارت همگاني، امر به معروف و نهي از منکر، پيش­گيري از انباشت سرمايه در دست عده­اي خاص و توجه به عدالت­گستري و کنترل تبليغات بازرگاني، از راه­هاي کنترل اسراف و تبذير است.

ـ برنامه‌ريزي براي دروني‌كردن الگوي بهينۀ مصرف بايد در چند بُعد صورت گيرد:

1ـ مصرف­گرايي صحيح را بايد از طريق آموزش­هاي رسمي به كودكان، نوجوانان و جوانان آموزش داد. اين امر بايد از طريق مدارس صورت گيرد.

2ـ مصرف­گرايي غلط و صحيح را بايد به شيوه هاي آموزش­هاي غيررسمي از طريق رسانه­هاي جمعي و بويژه راديو و تلويزيون به بزرگسالان نشان داد.

3 ـ ‌توليد در سطح جامعه با يك كنترل و نظارت فرهنگي توأم شود. نبايد گذاشت هر كالايي در جامعه توليد گردد.

4ـ نظارت و كنترل فرهنگي به واردات عمده و خرد، اعمال شود.

5ـ عرضۀ كالا و خدمات در جامعه به گونه­­اي صورت گيرد كه اعضاي طبقات متفاوت، دسترسي نسبتاً مشابهي به آن‌ها داشته باشند.

6­ـ ­تبليغات بايد به گونه‌اي باشد كه مصرف‌گرايي افراطي را اشاعه ندهد، و صرفاً به معرفي كالاها و خدمات بپردازد.

7ـ مطالعات علمي ملّي و منطقه‌اي پيرامون مصرف‌گرايي در سطح مملكت صورت گيرد و از مردم نظرسنجي شود.

8­ـ فرهنگ مصرف جمعي در زمينه­هاي مختلف، به جاي فرهنگ مصرف­گرايي فردي اشاعه شود.

9ـ فرهنگ بازيافت در ميان مردم رواج داده شود. براي اين منظور، ابزار جمع­آوري مازاد مصرف در سراسر جامعه نصب و بكار گرفته شود.

10ـ بازيافت، به عنوان يك ارزش تلقّي گردد و از جوامع ديگر چگونگي عمل بازيافت به نمايش گذارده شود.

مصرف‌گرايي به عنوان يك فرآيند اجتماعي مهم در قرن بيستم، در غرب ظاهر شد. اعضاي طبقۀ بالاي جامعه آن را به عنوان يك الگوي براي نشان دادن هويت بالا بكار بردند. طبقۀ متوسط از ديگر سو براي نشان دادن وجهۀ بالاي خود از مصرف­گرايي استفاده كرده و طبقۀ پايين، بدون توجه به مسئلۀ نيازهاي واقعي و غيرواقعي، در دام مصرف‌گرايي كاذب افتاده و هر چه بيش­تر گذشت، بيش­تر در اين دام فرو رفته و مي­روند.

اگر دولت‌مردان با همكاري علماي اجتماعي، چاره­اي براي اين معضل اجتماعي ـ اقتصادي ـ فرهنگي نينديشند، جامعۀ ايران سريعاً اسير همان مسائل مصرف‌گرايي بي‌رويۀ غرب خواهد شد. كارهائي كه بايد صورت گيرد، نخست در زمينۀ فرهنگي است، آموزش­هاي جديد در اين زمينه مي­تواند كارساز باشد. دوم در زمينۀ كنترل­هاي اقتصادي است، به ويژه براي بخش توليدي كه بايد با كنترل‌هاي كارشناسي همراه گردد. سوم، استفاده از اهرم­هاي سياسي است كه در توزيع كالا و خدمات بايد به كار گرفته شود. در واقع برنامه­ريزي در‌ سه زاويۀ يك مثلث بايد صورت گيرد:

1ـ برنامه‌ريزي در نهادهاي آموزشي؛

2ـ برنامه‌ريزي در بخش توليد به صورت نظارت شديد؛

3ـ برنامه­ريزي در كنترل بازار و قيمت­ها.

بدون شك نفوذ از خارج؛ كار برنامه­ر‌يزي در اين زمينه را با مشكل روبه­رو مي­كند، اما جاذبه‌هاي آموزشي داخلي و كنترل­هاي منطقي توليدي و توزيعي مي­تواند افراد را به الگوهاي مصرفي بهينه هدايت كند.

مصرف­گرايي يکي از پديده‌هاي اقتصادي است که پس از انقلاب صنعتي رونق چشم‌گيري پيدا کرد. از جمله عوارض اين پديده مي‌توان به تهديد منابع، آلودگي‌هاي محيط زيست و فاصلۀ اجتماعي و تشديد رفتارهاي غلط فردي و اجتماعي چون «اسراف» اشاره کرد. سؤال اساسي اين است که چرا جامعۀ ما گرايش به مصرف‌گرايي دارد؟ چرا مصرف‌گرايي براي عده‌اي، نوعي افتخار محسوب مي‌شود؟ آيا ميان مصرف‌گرايي و توسعه­نيافتگي اقتصادي رابطه‌اي وجود دارد؟ چگونه مي‌توان گرايش به مصرف‌گرايي را در سطح جامعه کاهش داد؟ چگونه مي‌توان مردم را در مسير درست مصرف کردن هدايت کرد؟ چه موانعي معضل مصرف­گرايي را تشديد مي‌کند؟

در جوامع در حال توسعه فرهنگ مصرف‌گرايي به شكل­هاي زير نمايان مي‌شود:

به نظر مي‌رسد، هدايت و كنترل مصرف از راه‌هاي زير امكان‌پذير است:

1ـ ايجاد انگيزه‌هاي مثبت كه انسان را به سوي شيوه‌هاي صحيح آن هدايت كند.

2ـ ايجاد انگيزه‌هاي منفي و حذف بسياري از مصارف غيرضروري.

3ـ محدوديت قوانين مصرف و جلوگيري از مصرف‌هاي غيرضروري مانند؛ مصرف مواد مخدر و مشروبات الكلي.

 4ـ تدوين قوانين و الگوهاي صحيح مصرف مانند؛ استفاده از شبكۀ آب‌رساني بهداشتي همگاني يا بهره‌برداري درست از سرمايه‌هاي ملّي چون نفت و گاز.

 5ـ جلوگيري از توليد كالاهاي غيرضروري و تجمل‌گرايانه.

6 ـ هماهنگي سطح مصرف افراد جامعه با سرمايه‌هاي ملّي.

7ـ حاكميت نظام ارزشي مصرف بر اساس احكام ديني و دستورات اسلامي.

در ميان متغيرهاي گوناگون اقتصادي، شايد هيچ كدام به اندازۀ «مصرف» براي عموم مردم مهم نباشد، به گونه‌اي كه بسياري بر اين باورند كه هدف از فعاليت‌هاي اقتصادي ديگر مانند پس‌انداز، سرمايه‌گذاري، توليد و...، در نهايت مصرف است. متأسفانه دركشور ما ايران، الگوي مصرف به الگوي مصرفي غرب نزديك مي‌شود بدون اين كه بنيان‌هاي توليدي و اقتصادي تقويت شده باشد.

مصرف در اصطلاح اقتصادي؛ به معناي استفاده از كالا در هر دوره معيّن و يا مقدار بهره­برداري از خدمات يك كالا در هر دوره اطلاق مي‌شود. اين مفهوم در اسلام، با ساير مفاهيم رايج آن تفاوت دارد، زيرا نگاه اسلام به مصرف، نگاه ابزاري است و در نتيجه روش مصرف، محدوديت‌ها و چارچوب خاصّي را براي آن در نظر گرفته است. در نگرش اسلامي مي‌توان مصرف را استفاده از كالاها و خدمات براي برآوردن نيازهاي انساني ناميد كه او را در راستاي رشد و شكوفايي اخلاقي و رسيدن به قرب و كمال انساني و الهي مورد نظرش ياري مي‌كند.

پديدۀ تقليد از مصرف خارجي، نه تنها در بين مصرف­کنندگان خصوصي بلکه در بين سازمان­هاي دولتي هم به چشم مي­خورد زيرا با خريد کالاهاي خارجي، انگيزۀ مصرف نمايشي بالاتر مي­رود، در حالي که براي توليدات صنعت نساجي کشور تقاضاي کافي وجود ندارد، مصرف­کنندگان از انواع و اقسام پارچه و پوشاک خارجي در بازارهاي کشور استقبال مي‌کنند. مصرف نمايشي موجب مي‌شود، انسان در جامعه، هويتي مصنوعي بيابد و به نوعي، «بت‌پرست مُدرن» گردد. قشرهاي محروم براي سرپوش گذاشتن به درد ناکامي، به محض دريافت اندک درآمد به سمت تقليد مصرفي مي‌روند و درآمد خود را در راستاي تقويت سود توليدکنندگان تجملي، يا واردکنندگان آن به هدر مي‌دهند.

از ديگر آفات‌هاي الگوي مصرف، مصرف نمايشي و پرستيژي است و مصرف­زدگي در ايران نوعي تفکر جديد و تجدد به شمار مي­آيد. در جامعۀ امروز ما، بخشي از مصرف، نه به خاطر نياز به کالاهاي خريداري شده، بلکه به دليل کسب موقعيت و منزلت بالاتر صورت مي­پذيرد که در اصطلاح آن را «مصرف پرستيژي» مي‌گويند.

 

ـ عوامل مؤثر بر الگوي مصرف

ـ توزيع عادلانه درآمدها؛

ـ ترويج الگوي تغذيه؛

ـ استفاده از عوامل فرهنگي مثبت؛

ـ توسعه­يافتگي جامعه؛

ـ تبليغات مناسب؛

ـ نوع نگرش و جهان‌بيني‌، كسب منزلت اجتماعي و...

 

5) تبيين اهميت نقش مؤثر مبلّغين ديني در رعايت الگوي مصرف در جامعۀ اسلامي:

تبليغات در معناى وسيع آن، وسيله‌اى براى ورود به عرصۀ  افكار عمومى است و در تعريف آن گفته شده؛ تبليغات فعاليتى است براى دگرگون كردن عقايد عمومى از راه­هاى غيرمستقيم و گاه پنهانى با وسايلى چون زبان، خط، تصوير، نمايش و... امروزه تبليغات از جمله عوامل مؤثر بر شکل­گيري افکار عمومي است و نقش مهمي در زندگي روزمره پيدا کرده است. اين نقش تا جايي است که جنبه­هاي مختلف سياست، اقتصاد و فرهنگ و هنر و... را دربر مي­گيرد و از ابزار تبليغات براي پيش­برد امور در هر کدام از اين ارکان استفاده مي­شود و بيش­تر براي تحت تأثير قراردادن اذهان و افکار عمومي و به منظور برجسته جلوه­دادن نگرش­هاي خاص در هر حوزه، مورد بهره­برداري قرار مي­گيرد.

تبليغات با توجه به سابقۀ آن که قدمتي بسيار ديرينه دارد، همواره ابزار دست بشر براي ترويج و انتشار عقايد خود در حوزه­هاي مختلف بوده است. عموماً تبليغات تا جايي پسنديده است که مخلّ ارزش­هاي مورد پذيرش عموم در حوزه­هاي مختلف نباشد. اما در اين نوشته درصدد هستيم تنها به يک جنبه از تبليغات که به عنوان ابزار فرهنگي در حوزۀ اقتصادي عمل مي­نمايد و براي تبليغ محصولات و کالاهاي تجارتي بيش­تر مورد استفاده قرار مي­گيرد، نظر داشته باشيم. به عبارت ديگر، منظور، تبليغات بازرگاني ارائه­شده از صدا و سيماي جمهوري اسلامي است که يکي از منابع عمده درآمد در اين دستگاه فرهنگي به حساب مي­آيد.

يكي از وظايف مبلّغين در امر اصلاح الگوي مصرف و از بين بردن فاصله‌هاي طبقاتي، استفاده از انديشه‌هاي ناب اسلامي در تدوين برنامه‌هاي اقتصادي يا استناد به آيات و روايات، استنباط احكام فقهي در بُعد اقتصادي و تفسير صحيح آن با به كارگيري نيروهاي آگاه و انديش­مند، تحقق اصل عدالت اجتماعي، كنترل و هدايت شيوه‌هاي مصرف در جامعه، محدوديت در واردات كالاها و اشياء غيرضروري، اجراي اصول قانون اساسي در زمينۀ اقتصادي، توجه به كرامت انساني بر اساس اصل خليفۀ­الهي و محور آفرينش و امانت­­داري الهي و... است كه مي‌تواند راه­كارهايي در جهت پويايي و شكوفايي اقتصادي جامعۀ اسلامي باشد.

يك مبلّغ ديني براي ايجاد انگيزه‌هاي مثبت و زدودن انگيزه‌هاي منفي، اهرم‌هاي هدايت و ارشاد فراواني در اختيار دارد. با بيان قوانين جامع ديني و اجراي آن مي‌تواند از مواردي كه به صلاح جامعه نيست و مفاسد فراواني را به همراه دارد، جلوگيري نمايد.

الگوي مصرف اسلامي بر پايۀ اصول مشخص و روشني استوار است كه با حركت از آن‌ها به اصول خاص مي‌رسيم. اولين اصل اساسي و بديهي، اصل مسئوليت است. در اسلام، انسان در قبال آزادي‌اش مسئوليت دارد و نمي‌تواند خود را تافتۀ جدا بافته تلقّي كند. در چارچوب اسلامي، زندگي و عمل انسان بايد از هر نظر با مفهوم گستردۀ «عدل» مطابق باشد. ضرورت اعتدال در مصرف‌، از اين­رو بيش­تر روشن مي‌شود كه بدانيم، انسان موجودي است با تمايلات انحرافي و خيال‌هاي باطل و سركش كه اگر مهار نشود او را از مرز بشريت و مسئوليت‌پذيري خارج و به موجودي خطرناك تبديل خواهد كرد.

يك مبلّغ ديني مي‌تواند الگوهاي قابل قبول و مطابق امكانات و شئون اسلامي‌ در خصوص مصرف منابع به مخاطبان ارائه نمايد. بكارگيري آموزه‌هاي ديني مي‌تواند عامل مؤثر در تغيير الگوي مصرف زائد و منتقد تأثيرات مخرّب عدم رعايت الگوي بهينۀ مصرف باشد. عالمان دين مي‌توانند با تكيه بر آموزه‌هاي ديني و الگوهاي برانگيزاننده، مردم را به محدود كردن اميال و عدم خريد كالاهاي خارجي تشويق نموده و به خريد كالاهاي داخلي بر اساس رعايت الگوي مصرف، ترغيب كنند. به عبارت ديگر، جهت‌گيري ارزشي، شروع مفيدي براي نقد ديني، از مصرف‌گرايي است.

 

6) جمع‌بندي و نتيجه‌گيري:

از آن‌چه گذشت، دانستيم تمام تعاليم دين اسلام، مسلمين را به رعايت تعادل و انصاف در تمام شئون زندگي سفارش مي­كند و مهم­ترين دغدغۀ يك مسلمان را «بودن» مي­داند نه «داشتن». مسلمان واقعي با تفكر در خويشتن خويش، از تعلّق­هاي زائد دنيوي گسسته و به سوي باغ ملكوت پر مي­كشد چرا كه از آن­جاست و بدان­جا باز مي‌گردد. با اين همه، اسلام هيچ­گاه مسلمانان را در استفاده از مواهب دنيوي منع نكرده است و هميشه آن‌ها را  دعوت به فعاليت‌هاي اقتصادي صحيح و مثمر ثمر نموده است چرا كه اقتصاد صحيح و پويا، امكانات وسيعي براي رشد ساير استعدادهاي انساني فراهم مي‌سازد و نداشتن نظام اقتصادي درست و عدم كارآيي آن، باعث اختلال در امكانات رشد و شكوفايي ديگر بخش‌هاي زندگي انسان مي‌شود و آن‌طور كه شايسته و لازم است، به آرزو‌ها و آرمان‌هاي مطلوب نخواهيم رسيد.

شكل و سطح مصرف­كنندگان كالا و خدمات (افراد، خانوارها، بنگاه‌ها، دولت و...) تحت‌تأثير استاندارد مصرف، درآمد، موقعيت اجتماعي و از همه مهم‌تر، اعتقادات و مباني فكري فرد يا جامعه تغيير مي‌كند.

در جهان پيش­رفتۀ امروز، وجود قوانين و تصميم‌هاي صحيح اقتصادي، مي‌تواند سرنوشت و آيندۀ يك جامعه را تحت تأثير قرار دهد تا جايي كه گسترش تكامل معنوي يك جامعه و فراهم نمودن زمينه‌هاي انديشۀ توحيدي و دفاع از كيان جامعۀ اسلامي و مبارزه با مفاسد اخلاقي و تأمين بهداشت همگاني، منوط به اقتصاد سالم است.

اقتصاد جوامع انساني بر سه پايۀ؛ توليد و توزيع و مصرف استوار است. در دين مبين اسلام، داشتن برنامۀ صحيح اقتصادي در امور زندگي، از نشانه­هاي انسان­هاي پرهيزکار و با ايمان است. تدوين قوانين و مقررات جامع و تصميم‌گيري‌هاي درست اقتصادي، تضمين‌کنندۀ آيندۀ کشورهاي در حال توسعه و مستقل است.

هدايت و کنترل مصرف و شناخت انواع مصرف و الگو مي­تواند علاوه بر به کارگيري نيروهاي خلاق و هوش­مند، عاملي در خودکفايي ايران اسلامي باشد.

آسيب‌شناسي الگوي مصرف، شناخت رابطۀ آن با درآمد ملّي، دوري از مصرف‌گرايي غرب‌گونه و تجملاتي، شناخت قاچاق و زيان‌هاي آن بر جامعه، اثرات مصرف کالاهاي خارجي و عدم استفاده از اجناس و توليدات داخلي، بيان الگوهاي مصرف و رياضت اقتصادي، مبارزۀ دقيق و حساب­شده با قاچاق کالا و ارز، تدوين مقررات دقيق گمرکي و مالياتي و... رعايت اين نکات ما را در ساخت ايراني آباد و آزاد، يار و ياور خواهد بود.

مصرف‌کنندگان بر اساس اعتقادات و بينش، تا حدّ امکان بايد از کالاهاي خارجي به ويژه غربي کم­تر استفاده کنند و توليدکنندگان با رعايت نکات دقيق استاندارد در توليد، و رسانه­هاي گروهي در عدم تبليغ اجناس خارجي، و شهروندان در تحريم کالاهاي غيرضروري و لوکس و...، موجبات رشد و شکوفايي اقتصاد نوپاي اسلامي و داشتن آينده­اي درخشان در تمامي عرصه­ها را در سطح جهاني فراهم نمايند.

همان‌طور که بيان شد، مصرف‌گرايي سبب شکاف بين طبقات مختلف مردم است. اين شکاف طبقاتي که منجر به افزايش تمايز اجتماعي شده، افزايش نفوذ فرهنگ بيگانگان را به همراه خواهد داشت. هر اندازه توزيع ثروت و در‌آمد در درون جامعه نامتوازن باشد، روحيۀ مصرف‌گرايي رواج و گسترش سريع‌تري در درون جامعه خواهد داشت، به علاوه منبع کسب در‌آمد، عامل اساسي براي روحيۀ مصرف‌گرايي خواهد بود. بدين صورت در‌آمدهاي کلان که از طريق کسب رانت‌هاي مختلف حاصل شده باشد، به خاطر اين که از طريق توليد حاصل نمي‌شود، روحيۀ مصرف­گرايي را نيز سريع‌تر رواج مي‌دهد. بنابراين هرگاه دگرگوني‌هاي اقتصادي، حقوقي، اجتماعي، کم­تر باشد، امکان ايجاد اين رانت کم­تر بوده و در نتيجه کسب ثروت‌هاي بي‌حساب و با‌دآورده مشکل‌تر شده و لاجرم از تجملات و لوکس‌گرايي کاسته خواهد شد. از طرفي تکنولوژي جديد، نيازهاي جديد خلق کرده است. نظام سرمايه‌داري بدون مصرف­گرايي قادر به ادامۀ حيات نخواهد بود، لذا جست و جوي بازارهاي مصرف در کشورهاي ديگر را در دستور کار قرار داده است. بخشي از وظائف حاکميت، آموزش درست مصرف در سطوح مختلف آموزش اجتماعي ا‌ست و با اين وجود، هيچ تلاشي براي آموزش اين مسئله در کتب درسي يا فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني مشاهده نشده، به اين ترتيب ضعف آموزش، تشديد روحيۀ تجمل‌گرايي و مصرف‌گرايي توسط طبقۀ دلال و غيرمولّد جامعه را به وجود آورده است. حضور فعال بخش‌هاي دلال و واسطه­گر اقتصادي در جامعۀ ما، شرايطي به وجود آورده است که حتّي نظام اقتصادي را در مقابله با مفاسدي نظير سرمايه­گذاري‌هاي غير توليدي، با مشکل مواجه کرده است. در اين صورت اگر سيستم بتواند سمت و سوي توليد جامعه را تعيين کند و جامعه نيز از تحرک طبقاتي بازماند، قاعدتاً مي‌توان انتظار داشت که الگوي مصرف در جامعه تصحيح شود و با توليد بالقوه منطبق گردد.

يکي ديگر از راه‌هاي برون‌رفت از اسراف، دوري خواص و شخصيت‌هاي مهم جامعه از زندگي اشرافي و تجملي است؛ زيرا شيوۀ زندگي آنان بر ديگران تأثير مي‌گذارد. هنگامي که براي رسول خدا(ص) نوشيدني بسيار گوارايي آوردند، فرمودند: «آن را از من دور سازيد که اين نوشيدني مترفان است».

فهرست منابع

1. قرآن کريم.

2. صحيفۀ سجاديه امام سجاد(ع).

3. سيد رضي، نهج‌البلاغه؛ خطبۀ 160.

4. ابن کثير، قصص الأنبياء، جلد2.

5. عدوي محمد احمد، دعوۀ ‌الرسل الي‌الله.

6. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه.

7. مجلسي. محمدباقر، حيات القلوب، جلد1.

8. تاج ‌لنگرودي. محمدمهدي، اخلاق انبياء.

9. تفسير نمونه، جلد10.

10. قمي. شيخ‌عباس، سفينۀ البحار، جلد16.

11.   مجلسي. محمدباقر، بحارالأنوار، جلد16.

12.   کليني. محمديعقوب، اصول  کافي؛ کتاب الإيمان والکفر؛ باب تواضع.

13.   عاملي. شيخ‌حر، وسايل الشيعه، جلد5.

14.   کليني. محمديعقوب، اصول کافي؛ جلد اول.

15. سبط بن جوزي، تذکرۀ الخواص.

 

 


1. نهج‌البلاغه، صبحي ‌الصالح، خطبۀ 23.

 2. صحيفۀ نور، 21، 190.

 3. نهج‌البلاغه، فيض‌الاسلام، نامۀ 35.

 

 

 

چهارشنبه 4 شهريور 1388 - 13:51


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری