سه‌شنبه 1 مرداد 1398 - 7:54
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

اصالت و تجدد در حروف معاني

 

 

 

 

اصالت و تجدد در حروف معاني

تأليف: حسن عبادي

مترجم: ابراهيم زارعي‌فر

مؤسسه انتشارات اميركبير

نوبت چاپ: اول 1388

 

 

 

 

 

 

موضوع اين پژوهش، بررسي تطبيقي مفهوم اصالت است با نوگرايي، در حروف معاني عربي و كاربردهاي آن كه يازده فصل اين مجموعه به طور مفصل به آن پرداخته مي‌شود.

نويسنده در اين مجموعه تلاش دارد تا به ارزيابي اصالت حروف عربي بپردازد و اين اصالت معاني فطري را با دو روش مورد بررسي قرار داده است. يكي بازگشت به ريشه‌هاي حروف عربي و انسان عربي در طبيعت و تاريخ و... و ديگري اطمينان از هماهنگي ويژگي‌هاي لفظي يا آوايي حروف عربي و معاني فطري آن‌ها.

نوگرايي در حرف، در بكارگيري حروف عربي و معاني آن‌ها براي پرده برداشتن از حقيقت معاني فطري واژه عربي و اصول به كارگيري آن، نمايان مي‌گردد و نويسنده اين كتاب، از همين شيوه در دو پژوهش پيروي كرده است ابتدا نگاهي به اعجاز لغوي در قرآن كريم و سپس پژوهش، پيرامون حروف معاني. نويسنده در توضيح شيوه پژوهش خود مي‌نويسد: «به طور كلي همه اين پژوهش‌ها، راه انتقال زبان عربي را از مرحله سنتي و اصيل «چگونه» كه هزار و اندي سال به طول مي‌انجاميد به مرحله «چرا» ي نوين فراهم ساخته است.»

نگارنده در خصوص نحوه بازيابي چگونگي زبان عربي آورده است:

«دانشمندان زبان عربي و زبان‌شناسان، در راه گردآوري واژه‌ها و اطمينان از درستي معاني و اصول كاربردهاي آن، از طريق شنيدن از زبان فصيحان، بليغان و سخنوران اين زبان كه همچنان به دور از زندگي شهري، بيابان‌نشيني خود را حفظ نموده‌اند، اين مرحله را به كار بستند و به اين ترتيب، اين مرحله توانسته است، واژه‌هاي زبان عربي را از نابودي حفظ نموده و اصالت آن‌ها را هم در معاني و هم در اصول كاربردهاي آن‌ها جز در موارد بسيار اندكي از هرگونه شك و شبهه مصون نگه دارد.»

هم‌چنين در ادامه نيز به مرحله «چرا»ي نوين پرداخته است در اين بخش آمده است: از آنجا كه گردآورندگان زبان عربي و دانشمندان و علماي صرف و نحو، فقط اندكي از ويژگي‌هاي حروف عربي و معاني آن را كشف نموده‌اند، ناممكن بود كه روابط فطري بين معاني واژه‌هاي عربي و اصول كاربردهاي آن را از يك سو و ويژگي‌ها و معاني حروف عربي تشكيل‌دهنده آن‌ها را از سوي ديگر، دريابند، بنابراين طبيعي بود كه براي كشف اين روابط كه در درون خود، حقايق لغوي فراوان و حيرت‌آوري دارد، از روش اين مرحله استفاده ننمايد.

بر اين اساس، اين حقايق همچنان جزء رازهاي نهفته زبان عربي باقي ماند تا اينكه مرحله «چرا» از بند سنت‌ رها و با همه جنبه‌هاي زباني درگير شد و در نتيجه اين رازها به پديده‌هاي اعجاز لغوي تبديل گشت.

خوانندگان و علاقه‌مندان اين كتاب در طول آن درخواهند يافت كه زبان عربي در بخش صرف و نحو واقعاً از مرحله «چگونه» به «چرا» رسيده است.

بر اين اساس، امروز مي‌توان ادعا كرد كه بدون نياز شديد به مراجعه به كتاب‌هاي مطول صرفي و نحوي، چگونه بايد مقررات و ادوات زبان را به كار بست و حتي اگر اشتباهي از سوي لغويان پيش‌كسوت رخ داده باشد، مي‌توان با تكيه بر همين دستاورد، تصحيح نمود كه خواننده، مثال‌هاي متعددي را در اين مورد خواهد ديد.

در فصل اول اين پژوهش، رابطه فطري اصالت و تجدد مورد بحث و بررسي قرار گرفته و در دو قسمت مجزا، به اصالت و تجدد در حروف عربي و معاني حروف و اصول كاربردهاي آن پرداخته مي‌شود. نويسنده معتقد است:

«اصالت و تجدد، مهم‌ترين و ارزنده‌ترين موضوع حرف عربي و چه بسا زبان و شخصيت عربي است. اين اهميت، از واقعيت رابطه فطري بين اصالت و تجدد سرچشمه مي‌گيرد كه نسلي فرهيخته و اصيل در پي نسل پيشين ساخته مي‌شود.

بنابراين اگر اصالت نبود، تجددي هم وجود نداشت و اگر تجدد نبود، اصالت هيچ معنايي نداشت. اصالت بدون تجدد يعني جمود و مرگ و بي‌ثمر بودن، و تجدد بدون اصالت هم يعني نيستي، پوچي و نابودي، لذا ارتباط بين اين دو مفهوم را مي‌توان در اين عبادت خلاصه كرد كه، هيچ تجددي بدون اصالت وجود ندارد و هيچ اصالتي بدون تجدد معنا ندارد.»

وي آنگاه به اصالت حرف عربي مي‌پردازد و مي‌نويسد اين اصالت بر چهار ركن استوار است. آغازگري، فطرت، تعامل فرهنگي و اجتماعي بين انسان عربي و حرف عربي و آخرين ركن نيز ريشه‌هاي هنري و اخلاقي حرف عربي و سپس در خصوص هر يك به تفصيل در اين كتاب سخن رانده مي‌شود.

نگارنده بر اين عقيده است كه: دانشمندان قديم و جديد زبان عربي كه فرياد فطري بودن زبان عربي را سر داده‌اند، هيچ كدام براي دستيابي به معاني هيچ يك از حروف معاني، به ويژگي‌هاي حروف تشكيل‌دهنده آن‌ها نپرداخته‌اند، در حالي كه در خصوص معاني بسياري از كلمات عربي، بدون در نظر گرفتن دقت و درستي نتايج به دست آمده، چنين كاري انجام داده‌اند.

از اين رو بخشي از اين پژوهش به كشف ارتباط فطري بين معاني و اصول كاربردهاي آن طبق آنچه در كتاب‌هاي صرف و نحوي آمده است، و ويژگي‌هاي انگيزشي، ايماني و الهام‌گر حروف تشكيل‌دهنده آن‌ها مي‌پردازد.

و با كشف ارتباط فطري بين معاني حروف معاني و ويژگي‌هاي حروف آن‌ها، در صدد كشف موارد زير است. ابتدا تأثير نبوغ عربي در به كارگيري حروف معاني و اسامي موازي آن‌ها، به گونه‌اي كه علي‌رغم معاني فرعي و كاربردهاي آن، با ويژگي‌ها و معاني حروف تشكيل‌دهنده آن‌ها هماهنگ است.

نكته دوم، تيزبيني دانشمندان زبان و صرف و نحو عربي در استخراج اين معاني سنتي دقيق است كه در عصر تدوين به آن‌ها رسيده است به گونه‌اي كه با پنهان‌ترين ويژگي‌هاي حروف تشكيل‌دهنده آن‌ها هماهنگ بوده است.

مورد سوم درستي روشي است كه دانشمندان زبان عربي در انتقال فرهنگي لغوي از زبان عرب زبانان فصيح يعني قبايل دامپروري منحصراً در عصر تدوين به كار بسته‌اند و بدين سان با بازگشت به اصول دست نخورده آن در طبيعت، حس، نفس و جامعه و بدون هيچ دخالتي در آن، از اصالت زبان عربي محافظت نموده و در نتيجه، فرهنگ انسان عربي را كه در زبان او متجلي گشته است، از تحريف و تباهي، نگاه داشته است.

نگارنده كتاب حاضر تاكنون چندين پژوهش را پيرامون اصالت و تجدد حروف عربي به انجام رسانده است كه يكي از اين پژوهش‌ها، «حرف عربي و شخصيت‌ عربي» است.

اين پژوهش به بررسي‌هاي تاريخي، آب و هوايي، ديرينه‌شناسي، اجتماعي، روان‌شناختي و زباني مربوط مي‌شود كه نتايج به دست آمده بيانگر آن است كه انسان عربي و حرف عربي از آغاز پيدايش در شبه جزيره، مراحل سه‌گانه‌اي را با يكديگر سپري كردند. كه عبارتند از مرحله جنگلي، كه اين مرحله از آغاز آخرين عصر يخبندان در هزاره صدم پيش از ميلاد آغاز مي‌شود و تا حدود هزاره چهاردهم تا دوازدهم پيش از ميلاد ادامه دارد. بي‌گمان، اصول حروف هجايي يعني «همزه، ا-و-ي» كه غريزي و انفعالي مي‌باشند، از اين مرحله به ما رسيده است.

مرحله دوم مرحله بعد از جنگلي يا همان مرحله كشاورزي است و تا هزاره نهم پيش از ميلاد ادامه مي‌يابد.

به بيان نگارنده اين مجموعه، در اين مرحله به احتمال بسيار زياد، اصول حروف ايمايي يعني (ف- ل- م- ث- ذ) كه حروفي نمايشي هستند و روش تلفظ صداي آن‌ها، بيانگر معاني آن‌ها مي‌باشد، به ما رسيده است.

مرحله سوم يا مرحله دامداري پس از مرحله كشاورزي آغاز مي‌گردد و تا عصر جاهلي و صدر اسلام ادامه پيدا مي‌كند. حروف ايمايي يعني حروفي كه انعكاس آن‌ها در نفس، بيانگر معاني آن‌هاست، در اين مرحله به وجود آمده است، اين ويژگي‌ پيشرفته‌ترين انواع ارتباط زباني به شمار مي‌رود كه در بين زبان‌هاي دنيا، به زبان عربي اختصاص دارد.

در اين پژوهش به مقايسه مستمر بين معاني سنتي حروف معاني و ويژگي‌هاي فطري حروف عربي تشكيل دهنده آن‌ها از حيث معنا و كاربرد نيز، پرداخته شده است.

نويسنده اين پژوهش را با حروف ندا آغاز كرده است، زيرا به اعتقاد او بيشتر اين حروف، قديمي‌ترين استخراجات لغوي هستند، و ساده‌ترين حروف به لحاظ تركيب، معنا و كاربرد به شمار مي‌روند.

بر اين اساس مي‌خوانيم حروفي كه در تركيب هفتگانه ندا شريك هستند عبارتند از: «همزه- الف- واو- ياء) كه طبق آنچه در پژوهش «حرف عربي» به اثبات رسيده است، همه آن‌ها داراي صداي انگيزشي هستند كه مربوط به مرحله جنگلي است به جز حرف «ها» كه به مرحله دامداري مربوط مي‌شود.

ندا يك پديده غريزي است كه انسان و حيوان جهت برآورده شدن نيازهاي خود، از آن استفاده مي‌كردند كه گاهي جهت دفاع از خويش، از طريق ياري خواستن، دردمندي و يا شكوه كردن و زماني براي ديگر اغراض اجتماعي همچون همكاري، همياري و اغراض ديگري كه براي جامعه حيواني و جامعه نخستين، اسباب ارتباط و همبستگي و تداوم را فراهم مي‌آورد، به كار مي‌بردند.

در انتهاي اين فصل معاني حمزه و كاربردهاي سنتي آن نيز مورد بررسي و تحقيق قرار گرفته است.

فصل دوم اشاره دارد به اينكه آيا انسان عربي بر ارتباط بين ويژگي‌هاي فطري صداهاي حروف عطف و معاني و كاربردهاي آنها به مانند «ندا» محافظت نموده است. حروفي همچون (واو- فاء- ثُمَّ- أو-أم-لا- بلْ-حتّي- لكن).

با توجه به معاني كهن حروف عطف و ويژگي‌هاي فطري حروف عربي تشكيل دهنده آن‌ها نگارنده توفيق يافته است در اين قسمت از حروف معاني هم، دليلي براي فطري بودن زبان عربي ارائه نمايد. بنابراين حروف عطف پس از حروف ندا، كهن‌ترين كاوش‌هاي زباني در زبان عربي فصيح است.

همچنين در آخر فصل دوم نويسنده خاطرنشان مي‌كند كه، «ايجاد ارتباط بين معاني كهن حروف ندا و ويژگي‌هاي فطري حروف عربي تشكيل‌دهنده آن‌ها، شرايط تجدد در حرف عربي را با خود همراه دارد. فهم جديد معاني حروف عطف با تكيه بر ويژگي‌هاي حروف تشكيل‌دهنده آن‌ها.»

فصل سوم اين كتاب به ترتيب بررسي حروف جر، اختصاص دارد كه به طور كلي تعداد اين حروف بيست حرف است.

در بررسي اين حروف، محقق، ابتدا به سراغ حروف تك‌حرفي مي‌رود و پس از آن به ترتيب به حروفي مي‌پردازد كه تعداد حروف آن كمتر باشد زيرا نويسنده معتقد است ترتيب ابداع آن‌ها توسط انسان عربي هم به احتمال فراوان به همين شكل بوده است.

در اين فصل پيش از آغاز بررسي حروف جر، در ابتدا خانواده‌هاي نحوي آن‌ها بررسي مي‌شوند تا اصول وظايف فطري اين حروف كه انسان عربي در مجرور كردن معمول‌هاي آنان به آن متكي شده‌اند، شناخته گردند.

بدين ترتيب در اين فصل از كتاب حاضر با آگاهي و فهم جديد ويژگي‌ها و معاني فطري حروف از طريق بررسي و تطبيق آن‌ها با معاني سنتي و اصول كاربرد حروف تشكيل‌دهنده آن‌ها، به نوعي تجدد در حرف عربي پي مي‌بريم.

در فصل چهارم به حروف جزم پرداخته مي‌شود. در ادامه نيز به معناي لغوي و همچنين مفهوم نحوي آن اشاره مي‌شود.

«جزم در لغت به معناي قطع است و گفته مي‌شود «جزم اليمين» يعني: سوگند خود را قطعي كرد به گونه‌اي كه برگشتي از آن وجود نداشته باشد و جزم در نحو يعني ساكن ساختن حرف يا حذف آن به وسيله حروف جزم كه به فعل مضارع ملحق مي‌شوند، چنان كه در «لم يذهب» اتفاق افتاده است. و در پايان فعل امر چنان كه در «اعلمْ و اكرمْ» آمده است، سكون، مخفف هيچ حرفي نيست و با توجه به روش نطق آن در پايان افعال مضارع مجزوم و امر، اين علامت بيش از حركات ديگر بيانگر قطعيت و حتمي بودن است و اين ويژگي، با نهي و امر كه در آن‌ها قاطعيت و لزوم نهفته است، سازگار است، خواه امر مستقيم باشد مانند «اذهب» يا غيرمستقيم مانند «لِتذهب و لاتذهب»

در فصل پنجم، ششم و هفتم اين پژوهش به ترتيب به «حروف نصب»، «مشبهه بالفعل» و «حروف نفي» پرداخته مي‌شود و در هر كدام، ويژگي‌هاي تشكيل‌دهنده و معاني فطري آن‌ها مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

حروف تمني، عرض، تحفيض، تنديم و ترجي، بحثي است كه در فصل هشتم مورد بررسي قرار مي‌گيرد و ويژگي‌هاي حروف آن و معاني فطري آن‌ها بيان مي‌شود.

در فصل نهم، به برخي از گروه‌هاي اسمي كه از حيث اهميت، سادگي تركيب، قدمت و فراواني كاربرد در موازات حروف معاني قرار دارند، پرداخته مي‌شود.

نويسنده در آغاز به اسماء كنايه اشاره مي‌كند، هر چند اسماء كنايه مهم‌ترين گروه اين بخش به شمار نمي‌رود ولي داراي كمترين پيچيدگي نسبت به بقيه گروه‌ها است. اين گروه داراي هفت كلمه است. كه جز يك حرف بقيه با حرف «كاف» آغاز مي‌شوند. كه اين پديده از شگفتي‌هاي زبان عربي است. اين اسم‌ها عبارتنداز «كم- كاينّ- كأيّ- كائن- كذا- كَيْتَ- ذَيْتَ»

به نظر مي‌رسد كه انسان عربي تا آنجا كه توانسته تلاش كرده است براي هر گروه از  حروف معاني و يا اسامي موازي آن‌ها يك حرف مشخصي را در آغاز آن‌ها قرار دهد كه ويژگي‌هاي فطري آن با معاني كهن آن حروف و اسامي تناسب داشته باشد.

فصل دهم اين مجموعه به حرف «هاء» و «ذال» موجود در ضماير غايب و اسامي اشاره، مي‌پردازد و كاربردهاي سنتي آن مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

درباره اين موضوع مي‌خوانيم ويژگي‌ها و دلالت‌هاي آوايي حرف «هاء» و در نتيجه معاني آن، با توجه به نطق گوناگون است، اين حرف هرگاه با شدت و پر تلفظ گردد، جنبش‌هاي پي در پي آن بيانگر حركت، جنبش، شكستن، بريدن، له كردن، تخريب و ديگر صداهاي شديد و داراي تن بلند مي‌باشد ولي هرگاه با حركت‌هاي آرام، ضعيف و داراي نوسان تلفظ گردد، بيانگر احساسات انساني از قبيل اندوه و نااميدي و غيره مي‌باشد و اگر سبك و با رقت و بدون حركت تلفظ شود به خصوص زماني كه به عنوان ضمير در پايان كلمات قرار بگيرد، صداي آن بر رقيق‌ترين عواطف انساني و تأثيرگذارترين آن‌ها بر نفس انسان، دلالت مي‌كند.

(نويسنده، اين حرف را در بين گروه «احساسي معاني نيكو» قرار داده است) ولي اگر صداي آن به شكل تحكمي و تو دماغي تلفظ گردد، در آن صورت بيش از هر حرف ديگري بيانگر استرس‌هاي رواني و موارد غيرطبيعي و نيز عيب‌هاي رواني فكري و بدني كه محملي براي تمسخر و استهزاء مي‌گردد خواهد بود.

در فصل يازدهم پژوهشگر، درباره سه واژه ديگر از حروف معاني با كمي تفصيل توضيح داده است كه اين واژه‌ها عبارتند از «أ- هَلْ- لَوْ»

اختصاص اين فصل به اين واژه‌ها و به تفصيل سخن گفتن پيرامون آن‌ها، براي توجيه صحت ارتباط بين ويژگي‌هاي حروف تشكيل‌دهنده اين واژه‌ها و معاني آن‌ها نيست بلكه به دليل كاربردهاي فراوان و معاني فرعي آن‌ها است كه به عقيده نويسنده لازم است هر انسان فرهيخته عرب، اصول فطري آن‌ها را بشناسد تا بتواند به شكل بهتري با آن‌ها تعامل نمايد.

نگارنده در خاتمه كتاب در خصوص نتيجه تلاش و پژوهش خود مي‌نويسد: «اين كار اگر قماربازي نباشد يك ماجراجويي تا مرزهاي ديوانگي است. شايد وارد شدن به چنين دره‌اي براي كشف معاني حروف معاني و اصول كاربردهاي آن با مراجعه به ويژگي‌ها و معاني حروف عربي، به هدر دادن انديشه، و تلف كردن عمر به شمار مي‌رود، كاري كه هيچ عالم صرف و نحوي تا به حال به آن نپرداخته، اما آيا نتايجي كه به هنگام پرده برداشتن از اصالت و تجدد حرف عربي در بخش صرف و نحو به دست آمد، استحقاق اين همه سختي‌ها و شب بيداري‌ها را دارد؟»

اگر خود نگارنده به اين پرسش پاسخ مثبت دهد، آيا خواننده نيز آن را سزاوار اين همه تلاش و سختي و صرف وقت مي‌داند؟ به نظر مي‌آيد خواننده نيز به اين پرسش پاسخ مثبت خواهد داد.

 

 

يكشنبه 1 شهريور 1388 - 13:18


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری