جمعه 2 تير 1396 - 16:39
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

ظرفيت پذيرش كاريكاتور پايين است

 

 

                                       

گفتگو با بزرگمهر حسين پور، كاريكاتوريست

 

اشاره

شهرت بزرگمهر حسين‌پور بيشتر به دليل كميك‌استريپ‌هاي اوست، كميك‌استريپ‌هايي كه هر كدام نشان‌دهنده يك معضل اجتماعي و يا شخصيت‌هايي مختلف جامعه‌اند؛ خانم‌هايي مانتو‌ تنگ، پاچه‌كوتاه با دماغ‌هاي عمل كرده و پرافاده و انواع مردهاي عينك دودي وژيگولو. به قول خودش هميشه سعي مي‌كند در تمامي آثارش لبخندي را بر لبان مخاطب خود بنشاند؛ در كاريكاتورها، كميك‌استريپ‌ها، طرح‌هاي گرافيكي و انيميشن‌هايش. اما هيچ‌گاه مفهوم‌هاي اجتماعي و دغدغه‌هاي فردي در آثارش فراموش نمي‌شوند. او را در حوزه هنري ديدم. جايي كه در آنجا مشغول به كار در زمينه انيميشن است. مي‌گويد فقط دو مركز هستند كه به انيميشن بها مي‌دهند؛ حوزه هنري و مركز صبا.

 

يك توضيح اجمالي در مورد خودتان و رشته تخصصي كه در آن كار كرده‌ايد بدهيد؟

من در يك خانواده هنرمند متولد شدم و از همان دوران كودكي فعاليت خود را در زمينه هنر شروع كردم و در هنرستان وارد رشته گرافيك شدم. در هنرستان با استادان خوبي آشنا شدم كه توسط آنها به رشته كاريكاتور علاقه‌مند شدم.  از طريق مجله طنز و كاريكاتور وارد اين عرصه شدم كه آقاي عليزاده در آن فعاليت مي‌كرد و ايشان چند اثر از من در اين نشريه چاپ كردند و بعد از آن وارد نشريه گل آقا شدم كه در آن مرحوم صابري آثار مرا چاپ كردند و از آنجا فعاليت حرفه‌اي من شروع شد. در آنجا زير نظر استادان خوبي اين هنر را ياد گرفتم تا در بقيه نشريات نيز آثار من منتشر شد و به اين صورت وارد دنياي مطبوعات شدم.

بيشتر به چه نوع كاريكاتوري علاقه‌مند هستيد؟

كاريكاتور انواع مختلفي دارد؛ به كاريكاتورهاي تك فريم كارتون گفته مي‌شود و اصولاً كاريكاتور به چهره گفته مي‌شود، ولي در ايران به تمام انواع آن كاريكاتور گفته مي‌شود در حاليكه نام بسياري از آنها كارتون است. هم كارتون‌هاي مطبوعاتي و ژورناليستي داريم و هم كارتون‌هاي مفهومي كه تاريخ مصرف ندارند  و بيشتر جشنواره‌اي و نمايشگاهي هستند.

اين جنس از كاريكاتورهاي جشنواره‌اي انواع مختلف دارد كه از آنها مي‌توان به طنز تلخ، طنز سياه، فان و طنزهايي كه ممكن است به هجو كشيده شود، اشاره كرد. اما من به كميك استريپ علاقه خاصي دارم كه كاريكاتورهاي چند فريمي هستند و همينطور به كاريكاتورهايي كه چاشني آنها طنز و لبخند باشد. به هر صورت وجود لبخند و طنز نكته‌اي است كه من در تمام آثار خود به آن توجه مي‌كنم.

آيا شما به انواعي از كاريكاتور كه كاريكاتور تلخ هستند زياد علاقه نداريد؟ چرا كه كاريكاتور هميشه نمي‌تواند بيان كننده طنز و خنده باشد، زيرا اين هنر از دل پر درد يك هنرمند تراوش مي‌كند.

كاريكاتور در هر صورت خود بايد داراي مفهوم باشد. اگر ما مفهوم را از كاريكاتور بگيريم ديگر چيزي براي كاريكاتور نمي‌ماند. حال اين مفهوم به دو صورت بيان مي‌شود؛ اول آنكه اين مفهوم بدون لبخند منتقل مي‌شود و گاهي با لبخند. شما در نوع دوم لبخند مي‌زنيد اما يك نوع تلخي را در آن احساس مي‌كنيد كه مانند يك درد اجتماعي است و من آن جنس از كاريكاتور را كه به قول مرحوم صابري عسلي است كه شيرين است اما نيش زنبور نيز در كنار آن هست دوست دارم.

چرا اين نوع از كاريكاتور را دوست داريد؟

به اين دليل كه ما به اندازه كافي در اجتماع موضوعات دردآور و تلخ را احساس مي‌كنيم و به صورت طبيعي دردهاي اجتماعي تلخ است. ولي زماني كه ما آنرا با لبخند بيان مي‌كنيم اثر آن عميق‌تر است.

به نظر شما آيا اين نوع از كاريكاتور عميقتر است يا مردم پسندتر؟

هيچ كس حتي قشر روشنفكر از شيريني بدش نمي‌آيد. ولي كاريكاتور با لبخند اثر عميقتري دارد مرز بين نقاشي و كاريكاتور در همين چاشني طنز است.

جايگاه انديشه در كاريكاتور را چگونه تعريف مي‌كنيد؟

انديشه در مفاهيم كاريكاتور به ظهور مي‌رسد. هر چه مفهوم عميقتر باشد نشان دهنده سطح بالاتر و وسيع‌تر كاريكاتوريست است و هر چه اين انديشه عميقتر باشد تاثير عميق‌تري بر روي آگاهي اجتماع دارد. اگر انديشه را از كاريكاتور بگيريم ديگر چيزي از آن باقي نمي‌ماند.

به نظر شما كاريكاتور در ايران چه جايگاهي دارد؟

به نظر من كاريكاتوريست‌هاي ايران مي‌توانند با رفيع‌ترين قله‌هاي كاريكاتور در جهان رقابت كنند. ولي عرصه كار در ايران محدود است، به طور مثال بخشي از فضاي كار مطبوعات هستند. اصولاً اجتماع ما فعلاً پذيراي كاريكاتورهاي تند انتقادي نيست. چه مردم و چه مسئولان. انتقادهاي كاريكاتور را بر نمي‌تابند. اولين كاريكاتور من كه توقيف شد در يك مجله خانوادگي بود كه عموي من اين مجله را توقيف كرد. جنبه نقدپذيري ما در دل خود ما نيز كم است و اين موضوع به خود ما باز مي‌گردد.

مسئولان نيز از دل خود مردم هستند. به طور كلي نقدپذيري مخصوصاً از كانال كاريكاتور وجود ندارد. به همين دليل كاريكاتور نتوانسته است به مقدار كافي توسعه پيدا كند تا به دل مردم و مسئولان نفوذ پيدا كند.

يعني به نظر شما اگر مشكل نقدپذيري در ميان مردم حل شود، كاريكاتور وضعيت بهتري پيدا مي‌كند؟

به طور كلي ما مردم  مغروري هستيم. اگر روزي فردي به ما بگويد كه مثلاً فلان جاي كار شما ايراد دارد خيلي سخت قبول مي‌كنيم. من در هيچ گروهي ظرفيت پذيرش كاريكاتور را نديدم. من اصلي‌ترين مشكل را همين نكته مي‌دانم.

از طرفي تعداد مطبوعات ما كم است و همين مقدار نيز كه مي‌توانستند كاريكاتور چاپ كنند اين كار را نمي‌كنند. شما اگر روزنامه‌ها را مرور كنيد، خواهيد ديد كه ستون ثابت كاريكاتور فقط در يك يا دو روزنامه ممكن است وجود داشته باشد و آنها نيز به دليل مسائلي كه پيش آمد از چاپ كاريكاتور مي‌ترسند. در واقع كسي به كاريكاتور بها نمي‌دهد. در حاليكه در كشورهاي غربي به كاريكاتور به چشم يك مقاله نگاه مي‌كنند. كاريكاتورهايي كه در ايران چاپ مي‌شوند نيز بيشتر داراي موضوعات تكراري و خسته كننده است كه هيچ بار مفهومي قدرتمندي ندارد. به طور مثال روزنامه همشهري انواع زيادي از كاريكاتورهاي مختلف را در زمينه آلودگي هوا به چاپ رسانده است كه فايده زيادي هم ندارد. مثلاً هميشه ماشينهايي هستند كه دود آنها به دهان مردم رهگذر رفته است. به اين دست از كاريكاتورها، كاريكاتورهاي بي‌خاصيت گفته مي‌شود. اين نوع برخورد مطبوعات با كاريكاتور هيچگاه باعث رشد اين رشته نمي‌شود. ولي به هر حال كاريكاتور رشد زيادي در اين ساليان داشته است و كاريكاتوريستهاي ما در عرصه‌هاي جهاني خيلي موفق بوده‌اند.

آيا در جشنواره‌هاي بين‌المللي كه در زمينه كاريكاتور برگزار شده است ايرانيان توانسته‌اند مقامهاي در خور توجهي كسب كنند؟

بله. ايرانيها كاريكاتوريست‌هايي دارند كه مقامهاي زياد جهاني را از آن خود كرده‌اند. و در هر جشنواره بين‌المللي دو و يا سه ايراني جزء نفرات اول هستند.

با تمام مشكلات موجود در ايران چگونه اين اتفاق مي‌افتد؟

جامعه جهاني به كاريكاتور توجه مي‌كند اين موضوع به خاطر تعدد رسانه‌هاي جهاني است. شما با يك كليك كامپيوتر مي‌توانيد كاريكاتور خود را به هر جاي دنيا بفرستيد و يا كاريكاتور هر فردي را ببينيد و فرم‌هاي بزرگترين نشريات دنيا را دريافت كنيد حتي خيلي راحت مي‌توانيد فرمهاي مسابقات بزرگ دنيا را دريافت كنيد. بقيه كار نيز به عهده خود هنرمند است كه در منزل كاريكاتور خود را طراحي مي‌كند.

پس مي‌توانيم اين طور استنباط كنيم كه كاريكاتوريست‌هاي ايراني انرژي كارهاي خود را بيشتر از جامعه جهاني دريافت مي‌كنند و رشد آنها به مسائل و بستر جامعه ايراني بستگي ندارد.

بله. همين طور است. در حال حاضر حمايتي از طرف رسانه‌هاي داخلي از كاريكاتور صورت نمي‌گيرد. بلكه حتي برعكس هم است. يعني كارهايي صورت مي گيرد كه كاريكاتوريستها نتوانند رشد كنند. محدودي از رسانه‌ها جريانات و يا نهادهايي هستند كه از اين هنر حمايت مي كنند. آن هم به خاطر رسيدن به اهداف شخصي است. مثلاً سازمان هواپيمايي مسابقه‌اي در مورد هواپيما برگزار مي‌كند.

جامعه جهاني نسبت به هنر كاريكاتور چه نگاهي دارد؟ در واقع در هر جاي دنيا نگاهي كه نسبت به هنرهاي مختلف وجود دارد با همديگر فرق مي‌كند، از طرفي در هر جاي دنيا نگاه نسبت به يك هنر مشخص مانند تئاتر و يا سينما نيز فرق مي‌كند. به نظر شما نگاه جوامع موفق در زمينه هنر كاريكاتور به اين هنر چيست؟

كاريكاتور در سه بستر رشد كرده است. 1- كتاب 2- رسانه هاي ملي مانند نشريات مختلف و 3- تلويزيون. در اين سه بستر نيز شاخه‌هاي مختلف فرصت بروز پيدا مي‌كنند. آنها نيز دو نوع برخورد با اين هنر دارند؛ ممكن است برخورد آنها سياسي باشد و كاريكاتور به خاطر دارا بودن زبان تند در اهداف احزاب سياسي به آنها كمك مي‌كند. آنها هم از اين هنر حمايت مي‌كنند تا رقباي سياسي خود را با اين وسيله بكوبند و يا در جهت اهداف ديگر سياسي از اين هنر استفاده كنند. اگر ما اين بخش سياسي را كنار بگذاريم و به جنبه‌هاي فرهنگي و اجتماعي آن توجه كنيم شاهد بسترهاي متعددي هستيم كه هنرمندان مي‌توانند توسط آنها آثار خود را در جامعه طرح كنند.

مثلاً بزرگترين گالري‌ها در اختيار كاريكاتوريست‌ها است. دو سالانه‌ها و جشنواره‌هايي كه دائم در حال برگزاري است. يا شركت‌ها و غولهاي رسانه‌اي مانند mtv كه به هنرمند اجازه خلق آثار خود را مي‌دهند. از طرفي ديگر كتابها كه پرفروش‌ترين آنها كتاب‌هاي كميك استريپ هستند. به هر حال هنرمند مي‌تواند در بستري كه ايجاد كرده‌اند آثار و انديشه‌هاي خود را در آنها بيان كند.

اصلاً دليل بوجود آمدن كاريكاتور چه بود؟

كاريكاتور در دو بستر فرم و مفهوم بوجود آمد. فرم‌هايي كه در آنها اغراق شده بود. اصلاً كاريكاتور يك واژه ايتاليايي و به معناي اغراق كردن است و اين دوره اي بود كه در كاريكاتورها فرم وجود داشت اما محتوا هنوز به آن اضافه نشده بود. اولين تصاوير اغراق شده در طرحهاي داوينچي و البته به صورت آگاهانه بوجود آمده و بعد از آن دوميه (هنرمند فرانسوي) اين نوع طرح‌ها را براي طراحي مفاهيم سياسي انتخاب كرد. و بعد از آن فرانسيس گويا كاريكاتور را كاملاً وارد فضاي نقد سياسي كرد.  وطرحهاي خود را در مطبوعات آن دوره چاپ كرد.

شما چطور وارد فضاي انيميشن شديد؟

من از ده سال پيش اين كار را با شركت حور شروع كردم. در آنجا انواع طرح‌هاي كاراكتر، و كليد را انجام مي‌دادم.

بعد از چند سال تصميم گرفتم دغدغه‌هاي خود را شخصاً كارگرداني كنم و طرح‌هاي خود را در مراكز مختلف مانند صدا و سيما و مركز صبا ارائه كردم.

دغدغه‌هاي شما در زمينه انيميشن چه بود؟

به طور كلي كارهاي من در زمينه‌هاي مختلف انيميشن، گرافيك، كاريكاتور و كميك استريپ با همديگر همسو هستند.

به هر صورت اگر هنرمندي در دو زمينه كار كند دغدغه‌هايش همان دغدغه‌هاي هميشگي است ولي در هنرهاي مختلف زمينه‌هاي بروز آن با هم فرق مي‌كند.

خيلي وقت‌ها به اين صورت نيست. زيرا بعضي‌ها طبق سفارشات مختلف پيش مي‌روند. ولي هدف من در تمام آنها ثابت و در يك جهت است. من تمام دغدغه‌هاي خود را از كانال لبخند عبور مي‌دهم و مي‌خواهم با اين كار مخاطب خود را از طرفي با اين لبخند شاد كرده باشم و از طرف ديگر معضلي را بيان كرده و آگاهي مخاطب را نسبت به يك موضوع بيشتر كنم.

چرا هنر انيميشن در ايران پيشرفت زيادي نداشته است؟

دلايل زيادي وجود دارد؛ اول اينكه انيميشن هنر گرانقيمتي است و كسي حاضر نيست براي بوجود آمدن آن پول پرداخت كند و نكته ديگر اين است كه ما روحيه كار گروهي را نداريم. ما در اكثر زمينه‌هاي مختلف مثل ورزش‌هاي گروهي، احزاب سياسي گروهي و هنرهاي گروهي مثل سينما از خود ضعف نشان مي‌دهيم. ما در زمينه‌هاي انفرادي مثل كاريكاتور و ورزش‌هاي انفرادي موفق‌تر بوديم.

از طرف ديگر تهيه كننده‌ها در اين هنر ريسك نمي‌كنند. زيرا معلوم نيست كه اين هنر بتواند سرمايه تهيه كننده را به او باز گرداند. تهيه كننده‌ها بيشتر راغبند كه وارد صنعت سينما شوند و با شگردهاي تبليغاتي سرمايه خود را تضمين كنند.

ما در ايران شاهد بوجود آمدن انيميشن به صورت كاملاً‌ ابتدايي هستيم. به هر صورت سرمايه گذار هم بايد اطمينان داشته باشد كه هنرمندان توانايي توليد آثاري را دارند كه مورد پسند ذائقه‌هاي مختلف باشد. چون اين هنر مي‌تواند يك كار اقتصادي باشد يا يك فعاليت هنرمندانه.

مگر در كل دنيا در ابتداي پيدايش اين هنر مردم مي‌دانستند كه اين هنر به كجا مي‌رسد؛ هر موضوعي در بدو پيدايش بايد پروسه خط را تجربه كند تا به نتيجه برسد. در ايران كسي حاضر نيست اين پروسه را طي كند. البته الان برخي نهادهاي دولتي مثل مركز صبا و حوزه هنري در اين زمينه كارهاي خوبي انجام داده‌اند و در حال جريان سازي هستند. به هنرمند نيز امكان خطا كردن مي‌دهند. مگر هنر سينما كم خطا داشته است. اين وظيفه جريانات دولتي است كه اين نهال را آبياري كنند تا از دل اين آثار جوانه‌هايي براي رشد پيدا شود. وقتي‌ ما مي‌توانيم در كاريكاتور وارد عرصه‌هاي جهاني شويم قطعاً در اين هنر نيز اين قابليت وجود خواهد داشت.

ظاهراً‌ هنرمندان ايراني زيادي در كمپاني‌هاي بزرگ توليد انيميشن مشغول به كار هستند. شما از اين جريان اطلاعي داريد؟

بله، مثلاً رسول آزاداني از كارگردان‌هاي اصلي كمپاني والت‌ديسني است و بسياري ديگر كه الان اسامي آنها در ذهن من نيست. و در پروژه‌هاي مختلف والت دسيني حضور داشتند.

آيا به نظر شما مي‌توان آنها را در ايران جمع كرد؟

بله خيلي از آنها مشتاقند كه در ايران فعاليت كنند. اتفاقاً اگر اين كار انجام شود خيلي بيشتر ديده مي‌شود، چون كار بوجود آمده با حال و هواي ايراني جمع خواهد شد.

چرا مردم عادت كرده‌اند با ديدن يك كاريكاتور بيشتر از اينكه به مفهوم آن توجه كنند بخندند؟

زيرا مردم ما كاملاً عميق نگاه نمي‌كنند و نگاه آنها به كاريكاتور سطحي است و يكي از دلايل عدم رشد كاريكاتور نيز همين موضوع است، ولي با مواجهه با انتقاد و مفاهيمي كه احتياج به تفكر دارد مشكل دارند. به همين دليل مردم زياد به اين سمت گرايش پيدا نكرده‌اند و كاريكاتوريست‌هايي هم كه در اين زمينه كار كرده‌اند كم بوده‌اند.

 

سه‌شنبه 27 مرداد 1388 - 9:58


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری