سه‌شنبه 6 فروردين 1398 - 21:30
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

زندگاني امام هادي(ع)

 

 

زندگاني امام هادي(ع)

شركت چاپ و نشر بين‌الملل

تأليف: محمدباقر شريف القريشي

ترجمه: غلامحسين انصاري

چاپ اول: 1387

 

بررسي اوضاع و شرايط دوران زندگي شخصيت‌هاي بزرگ و سترگ ديني و تاريخي، از مباحث راهبردي در كار پژوهش و تحقيق درباره بزرگان است. زيرا قسمت‌هاي مهمي از حيات فكري، اجتماعي و سياسي و ابعاد گوناگون شخصيت و دلايل ماندگاري ايشان را آشكار مي‌كند. كتاب زندگي امام هادي(ع) نوشته شريف القريشي تلاش دارد تا با بررسي عصر امام هادي(ع) و توجه به ابعاد مختلف زندگي آن حضرت، تصوير روشني را از شخصيت و حيات اين بزرگوار ارائه نمايد.

دوران حيات امام آكنده از حوادث خوفناك بود، آشكارترين آن‌ها تسلط تركان بر تمامي شئون حكومت و در انحصار گرفتن اموال عمومي و دولتي است. سلطه ترك‌ها چنان گسترده بود كه هيچ نفوذ و اقتداري براي خلفاي عباسي باقي نمانده و آنان از دخل و تصرف در امور داخلي و خارجي بر كنار بودند، هر يك از ايشان كه ترك‌ها از وي راضي بودند، در خلافت باقي مي‌ماندند و هر كسي كه ترك‌ها از وي ناخرسند بودند معزول يا كشته مي‌شد، و همين امر سرزمين‌هاي اسلامي را با بحران‌هاي سختي مواجه مي‌ساخت، زيرا ترك‌ها مردمي بيابان‌نشين و دور از تمدن بودند و از سلطنت و مديريت جامعه آگاهي نداشتند.

كتاب حاضر اين موضوع را به تفصيل بيان مي‌كند و تصاويري از ديگر حوادث آن زمان نيز فرا روي قرار مي‌دهد تا خواننده بتواند با تصور و تأمل در فضا و شرايط به درك مطلوب‌تري از شخصيت امام هادي(ع) دست يابد.

اين مجموعه همچنين به شرح حال اصحاب امام هادي(ع) و راويان احاديث وي، و توضيح قسمتي از انديشه و علوم آن حضرت مي‌پردازد.

«محمدباقر شريف‌القرشي» از معدود نويسندگاني است كه در بررسي زندگي ائمه اطهار به اين مهم توجه ويژه‌اي دارد، چرا كه در پژوهش‌هاي جديد، به نظر مي‌رسد اين موضوع مورد اهمال قرار گرفته و توجه چنداني بدان نشده است.

نگارنده معتقد است ارائه اين مباحث از متمم‌هاي بحث از هر شخصيت است و حيات فكري و فرهنگي و علاقه وي به مردم و علاقه مردم به او را آشكار مي‌سازد.

فايده ديگر اين بحث اين است كه پاره‌اي از علوم شخصيت مورد نظر، كه در زندگي‌نامه‌هاي وي درج نشده است، در ضمن شرح حال اصحاب ذكر مي‌شود.

نويسنده در شرح خصائل و رفتار نيك آن امام بزرگوار به سرچشمه‌هاي بنيادي آن اشاره مي‌كند. امام هادي در خانواده‌اي پرورش يافتند كه رفتارهاي نيك، آداب شكوهمند و فضيلت‌هاي آشكار، آن را از خانواده‌هاي ديگر متمايز مي‌كرد. فرد كوچك آن‌ها به بزرگشان احترام مي‌كرد و بزرگشان حرمت كوچكتر‌ها را نگه مي‌داشت. مورخان نمونه‌هاي زيبا و افتخارآميزي از احترام متقابل خاندان نبوت را ثبت كرده‌اند كه مايه عزت و افتخار مسلمانان است، از جمله روايت كرده‌اند كه امام حسين (ع) به سبب حفظ حرمت و بزرگداشت برادر بزرگوارش امام مجتبي(ع) در برابر او لب به سخن نمي‌‌گشود و امام سجاد با مادر يا دايه‌اش هم‌غذا نمي‌شد، زيرا نگران بود كه مبادا لقمه‌اي را بردارد كه قبلاً مورد نظر آن بانو قرار گرفته باشد و حرمت او رعايت نشود.

همچنين در جايي ديگر درباره وقار و هيبت امام هادي(ع) مي‌نويسد: «هيبت امام هادي(ع)، ديگران را به فروتني در برابر او وا مي‌داشت. امام اين مهابت را از پدران خود به ارث برده بود، چنانكه سيماي نوراني‌اش چهره درخشان و شكوهمند انبيا و اوصيا را تداعي مي‌كرد. هرگاه يكي از مخالفان شيعيان امام با او مواجه مي‌شد، مهابت امام چنان او را تحت تأثير قرار مي‌داد كه ناگزير به اكرام و تجليل وي مي‌شد.»

نكته قابل توجه اينكه، تقديس و بزرگداشت امام هادي(ع) منحصر به مسلمانان نبود، اهل كتاب نيز به مقامات روحي و منزلت عظيم او در نزد خدا ايمان داشتند، و هرگاه مشكل مهمي برايشان پيش مي‌آمد، با بردن هدايايي براي آن حضرت خواستار دعاي خير او مي‌شدند در بخشي از كتاب ديدگاه مورخان و پژوهشگران درباره سيره امام هادي(ع) مورد بررسي و بحث قرار گرفته است.

«محقق كبير شيخ آقابزرگ تهراني در شرح فضايل آن حضرت مي‌گويد: امام هادي (ع) از هر حيث بزرگترين برادران خويش، و وارث جود و دانش پدران خود بود و امامت بدين جهت فقط به او، نه به برادرانش، انتقال يافت كه همه شرايط امامت در وجودش جمع بود. شرايطي مانند: علم- عدالت- لياقت- سلامت حواس و اعضايي كه در انديشه و عمل مؤثرند، نسب قرشي عربي، و افزون بر اين‌ها، هاشمي بودن.

آنچه مسلم است اينكه همه پژوهشگران و محققين بر دو ويژگي امام تأكيد داشتند: 1- تخصص او در علوم اسلامي و مرجعيت عامه‌اش در جهان اسلام. 2- برجستگي او در عبادت و تهجد و تقوا و پايداري در دين، كه دراين زمينه‌ها هيچ كس به مرتبه ايشان نمي‌رسد.

ويژگي‌هاي شخصيت امام هادي(ع) به تفصيل نگاشته و رواياتي در اين باره ذكر شده است.

صفات امام هادي، نمونه همان صفاتي بود كه پدر و نياكان ارجمندش را از ساير مردم متمايز مي‌ساخت و به لطف خدا همه عناصر شرف و كرامت براي او فراهم، و تمامي فضايل و افتخارات در وجودش جمع بود. در فضيلت او همين بس كه يكي از امامان اهل‌بيت است كه خدا هرگونه پليدي را از وجود مبارك آنان دور و پاك و مطهرشان ساخته است.

از آنجا كه امامت به اعتقاد شيعيان يك از اصول دين اسلام است، معتمدان شيعه همواره اهتمام ويژه‌اي به آن نشان مي‌دادند و از امام حاضر در مورد امام بعد از او مي‌پرسيدند تا به او مراجعه كنند و ولايت وي را بپذيرند. به همين سبب گروهي از مسلمانان صالح و مورد اعتماد از امام جواد، در مورد جانشين و امام بعد از وي سؤال كردند و آن حضرت، اما علي هادي را به عنوان امام بعد از خود معرفي كرد.

آنچه مسلم است اينكه به اعتقاد شيعيان تعيين امام تابع احساسات و اميال شخصي انسان‌ها نيست، بلكه امري است الهي و برگزيدن و نصب امام، با حضرت باري‌تعالي است و پيامبر اكرم(ص) نيز مأمور تبليغ فرمان خدا در اين باره است و بنا به احاديث متواتر، شخص رسول خدا(ص) اعلام كرده است كه جانشينان آن حضرت دوازده نفر هستند كه امام هادي(ع) يكي از ايشان است.

مستجاب الدعوه بودن ائمه معصومين (ع) از صفات بارزي است كه در روايات متعددي به آن اشاره شده است، درباره استجابت دعاي امام (ع) در اين مجموعه مي‌خوانيم: يكي از ويژگي‌هاي امام هادي(ع) مستجاب شدن سريع دعاهاي آن حضرت است، چرا كه او و پدرانش مقام والايي در پيشگاه خدا داشتند. جدش امام صادق(ع) چيزي از خداي متعال درخواست نمي‌كرد مگر اينكه خداوند به زودي دعاي او را مستجاب مي‌فرمود. نويسنده در اين خصوص به نقل رواياتي چند مي‌پردازد. در يكي از اين روايات به نقل از بحار و امالي آمده است: «منصور از قول عموي پدر مي‌گويد: به خدمت امام هادي رسيدم و عرض كردم سرورم! اين مرد (متوكل) مرا طرد كرده روزي‌ام را قطع و مرا غمگين ساخته است و علت آن آگاهي وي از همراهي من با شماست. لطفاً نزد او درباره من وساطتي كنيد. امام به او فرمود: به خواست خدا اين مهم كفايت مي‌شود. شب هنگام فرستادگان متوكل به سراغ آن مرد رفتند، و او همراه آنان به سوي وي شتافت. همين كه به در كاخ رسيد، فتح، دربان متوكل را ديد كه آنجا ايستاده است. فتح جلو آمد و پس از سرزنش‌ وي به سبب تأخير در ورود، او را به نزد متوكل برد. متوكل با لبخندي محبت‌آميز با او برخورد كرد و به وي گفت: ابوموسي! از ما نگراني و ما را فراموش كرده‌اي، چه در نزد ما داشتي؟ آن مرد نيازها و قطع حقوقش را به متوكل يادآوري كرد متوكل فرمان داد تا دو برابر آن‌ها را در اختيارش قرار دهند. آنگاه شادمان بيرون آمد و پس از بيرون آمدن از فتح پرسيد: آيا علي‌بن محمد به اينجا آمد؟ فتح گفت: نه پس به راه افتاد و فتح در حالي كه به دنبال او مي‌رفت، به وي گفت: شك ندارم كه تو از امام هادي(ع)، درخواست دعا داشته‌اي، از او بخواه براي من نيز دعا كند.»

آنچه نويسنده كتاب بر آن تأكيد مي‌كند اين است كه اجابت دعا، صنع و عمل انسان نيست، بلكه كاري است خدايي و تنها اوست كه دعاي هر يك از بندگانش را كه بخواهد اجابت مي‌كند.

يكي از موضوعاتي كه هيچ‌گونه شبهه‌اي در آن وجود ندارد اين است كه ائمه اطهار مقام والايي نزد خدا داشتند زيرا نهايت اخلاص را براي خدا نشان مي‌دادند و خدا را آنطور كه شايسته اوست عبادت مي‌كردند. خداي تعالي نيز آنان را به مستجاب كردن دعاهايشان ويژگي بخشيد. همان‌طور كه آرامگاه‌هاي شريف آن‌ها نيز از جمله مكان‌هايي است كه دعا در آن به اجابت مي‌رسد.

در قسمت ديگري از اين كتاب نيز، بعضي از روايت‌هايي كه از آن حضرت در علوم و معارف گوناگون برجا ‌مانده و حكمت‌ها و اندرزهاي روشني كه در مسائل گوناگون تربيتي و اجتماعي بيان كرده‌اند، بحث و بررسي شده است.

احاديث برجاي مانده از پيامبر اعظم(ص) و اهل بيت مطهر او، تنها در مورد احكام شرع و موضوعات ديني نيست، بلكه شامل همه جوانب زندگي انسان، و متضمن برنامه‌هايي براي پيشرفت اخلاق و آداب و حسن رفتار و ديگر مسائل فكري و اجتماعي است.

امام هادي از پدران بزرگوارش نقل كرده است كه رسول خدا فرمود: چهار كس‌اند كه من در روز قيامت شفيع آن‌ها هستم: كسي كه اهل بيتم را دوست بدارد و آن‌ها را ياري كند، كسي كه با دشمنان آن‌ها دشمن باشد، كسي كه نيازهاي آنان را برآورد و در رفع مشكلاتشان بكوشد.

رسول اكرم بدين جهت بر لزوم مودت خاندان پاكش تأكيد كرده و دوست داشتن آنان را بر هر مرد و زن مسلماني واجب فرموده است كه پيروي از آن‌ها مسلمانان را از اختلاف و پراكندگي و فتنه و انحراف مصون نگه مي‌دارد.

همچنين در بخشي از اين كتاب مي‌خوانيم: امام هادي نهايت توجه خود را بر نشر آثار شريعت اسلام و بيان احكام و تدريس علوم اسلامي مبذول مي‌داشت، فقيهان و عالمان براي استفاده از سرچشمه زلال علوم وي به دورش حلقه مي‌زدند و احاديثي را كه از او شنيده و حفظ كرده بودند، جمع و تدوين مي‌كردند. اين احاديث بعداً به عنوان يكي از مصادر تشريع و قانونگذاري شيعيان درآمد.

درباره بحث‌هاي كلامي، در دوران امام هادي(ع) در اين كتاب اشاراتي گرديده و همچنين در خصوص جبر و تفويض به اجمال سخن رانده شده است. نويسنده در بخشي از اين مبحث مي‌نويسند: شايد يكي از فاخرترين آثار برجاي مانده از ثروت‌هاي فكري و علمي امام هادي(ع)، رساله گرانبهايي باشد كه براي اهالي اهواز فرستاد و ضمن آن به صورت موضوعي و دقيق، انديشه جبر را رد كرد. جبر مبناي تفكر اشاعره است. آن‌ها با صراحت مي‌گويند: بندگان خدا در كارهايي كه انجام مي‌دهند مجبور هستند و اراده و اختيار آنان در انجام امور تأثيري ندارد.

همچنين امام هادي(ع) در اين رساله انديشه تفويض را نيز رد مي‌كند. تفويض از اعتقادات معتزله است. آنان بر اين باور هستند كه خدا بندگان را به اراده و اختيار خودشان واگذاشته و هيچ اراده و قدرتي در كردار آنان دخيل نيست. اما بعد از رد اين دو انديشه با دلايل علمي و قاطع حد وسط اين دو قول را اثبات مي‌كند و اين همان انديشه‌اي است كه ائمه اطهار برگزيده و شعار آن را مطرح كرده‌اند.

نگارنده معتقد است: اين رساله يكي از غني‌ترين منابع اين پژوهش‌هاست و امام در ابتداي آن به امامت جد بزرگوارش علي(ع) كه نخستين مدافع اسلام و حامي ايده‌ها و اصول مقدس آن بود اشاره مي‌كند. نويسنده در اين كتاب، اين رساله مبارك را به اختصار توضيح و برخي از مضامين آن را شرح داده است.

بحث درباره اصحاب و راويان احاديث امام نيز، بخشي از اين اثر را به خود اختصاص داده است. شريف القرشي مي‌نويسند: دانش‌ها و معارف امام هادي بسيار متنوع و گوناگون بود. او در تفسير قرآن، فقه، آداب و اخلاق و ديگر علوم اسلامي، مهارت و تخصص داشت و به همين سبب، جويندگان دانش ره به سوي او مي‌پوييدند.

اصحاب و ياران خط رسالت را امتداد و تحقق مي‌بخشيدند. آنان با ارتباط و پيوند با امامان اهل‌بيت و حفظ و روايت احاديث آن‌ها، و تدوين اصول چهارگانه خود، مانع تباهي و فراموش شدن احكام شريعت مصطفوي شدند و منابع قابل اعتمادي براي استنباط و احكام شرع توسط فقهاي شيعه فراهم آوردند.

اين راويان به جهت تدوين اين اصول، حق عظيمي بر گردن مسلمانان دارند، چرا كه اگر آن‌ها نبودند، اين ثروت فكري كه ميراث ائمه اطهار و منشاء ابداع و پيشرفت فكر و فرهنگ انساني هستند، از بين مي‌رفت.

نگارنده همچنان يادآور مي‌شود كه آنچه مايه مباهات است، اين است كه كوشش و جهاد اين بزرگواران براي نزديك شدن به امامان و تدوين احاديث آن‌ها در دشوارترين زمان‌ها، و تحت شديدترين فشارهاي امنيتي صورت مي‌گرفت، زيرا دولت‌هاي اموي و عباسي بدون هيچ ملاحظه و ترحمي، هر كس را كه به نشر فضايل و مناقب ائمه اطهار مي‌پرداخت يا سخنان آن‌ها را روايت مي‌كرد، دستگير و به اعدام يا حبس در زندان‌هاي تاريك محكوم مي‌كردند، و به همين علت، راويان از تصريح به نام‌هاي ائمه به شدت پرهيز داشتند و با اشاره به كنيه يا لقب ايشان مقاصد خود را بيان مي‌كردند.

در اين باره، در قسمتي از كتاب حاضر نيز، به ذكر اسامي اصحاب امام هادي(ع) و شرح حال بعضي از آن‌ها پرداخته شده است.

بخش ديگري از كتاب به زندگي امام در مدينه و عواملي كه موجب عزيمتش به سامرا و رويارويي او با متوكل شد اختصاص دارد. و از اين زاويه به فضا و دوران آن امام همام مي‌پردازد.

امام هادي(ع) بيشتر عمرشان را در سامرا كه حكومت عباسي به اجبار او را وادار به اقامت در آن شهر كرده بود، گذراندند. امام(ع) در آن شهر همانند يك زنداني بود، زيرا مأموران امنيتي خانه او را محاصره، و همه حركت‌هايش را زير نظر داشتند. و هر كس را كه با او ارتباط داشت، يا مالي برايش مي‌آورد، بازجويي و اذيت مي‌كردند. امام (ع) در دوران متوكل با بيشترين فشار سياسي و رنج‌هاي ناشي از آن رو به رو بود. چرا كه متوكل در ستم و سختگيري بر علويان از هيچ كوششي فروگزار نمي‌كرد و فرزندان پيغمبر در زمان سياه او مصيبت‌ها و حوادث ناگواري را تحمل كردند.

اما حقيقت اين است كه وقتي ستمگران جام غضبشان را بر اهل‌بيت فرو مي‌ريختند، آن بزرگواران با قرائت اين دعا (دعاي نفرين امام هادي بر متوكل) به خدا پناه مي‌بردند و خدا دعايشان را مستجاب مي‌كرد، و عذابش را بر دشمنان ايشان فرود مي‌آورد.

دعايي كه امام هادي براي نفرين بر متوكل قرائت كردند، بيانگر اين واقعيت است كه آن خودكامگان از هيچ كوششي در ستم و آسيب‌رساني بر علويان و شيعيان فروگزار نبودند.

همچنين مي‌خوانيم كه خداي سبحان نفرين ولي خويش امام هادي را مستجاب كرد، پشت دشمنش را شكست و به سختي از او انتقام گرفت. به طوري كه متوكل بعد از آن نفرين بيش از سه روز در دنيا نماند و خدا به زندگي او پايان داد و نابودش ساخت.

نگارنده در اين كتاب به طور اجمال و تفصيل به قتل متوكل پرداخته و هم‌چنين به اشعاري در اين زمينه اشاره كرده است.

اشعاري كه در سوگ متوكل سروده شده، تصويرگر بي‌بندوباري و هرزگي اوست زيرا شاعر تصريح مي‌كند كه رسول مرگ در ميان جام‌هاي شراب و آلات طرب و موسيقي او را در ربود.

نويسنده سپس به حكم‌راني منتصر اشاراتي مي‌كند. وي در برابر علويان و شيعيان سياست معقول و عادلانه‌اي در پيش گرفت، در اين اثر بخشي از اقدامات نيك او در رابطه با ايشان بررسي مي‌شود.

اما روزگار اين مرد شريف و شادكننده دل‌هاي علويان ديري نپاييد، و در آغاز زمامداري جان به جان آفرين تسليم كرد.

بيشتر مورخان بر اين باورند كه مرگ او طبيعي نبود بلكه تركان از ترس اينكه منتصر آنان را قلع و قمع كند، يا سلطه آنان را بر مسلمانان از بين ببرد او را مسموم كردند.

نكته‌اي كه در اين مجموعه به آن تأكيد شده اين است كه امام از اقدام منتصر در نيكي به خاندان علي(ع) و بازگرداندن امنيت و آرامش به آنان بسيار شادمان بود.

آنگونه كه نويسنده اين دوران از تاريخ را بررسي مي‌كند به نظر مي‌رسد كه گرايش عمومي مردم در آن روزگار به خوشگذراني و عياشي بود و اشتياق وافر شاهان بني‌عباس به لذت و بي‌بندوباري و بي‌توجهي آن‌ها به معنويات، مردم را به اين امور تشويق مي‌كرد.

اين كتاب اشاراتي به محنت هاي امام بعد از مرگ متوكل دارد، چرا كه حكومت عباسي باز هم او را زير نظر داشت و در روز روشن و شب تاريك براي آن حضرت دسيسه مي‌چيد و غائله مي‌آفريد.

روشن است كه اين پژوهش همه رفتارهاي شكوهمند و ابعاد گوناگون وجود آن حضرت را دربر نمي‌گيرد و فقط پرتوهايي بر بخشي از ويژگي‌هاي شخصيت امام بزرگوار است. همان شخصيتي كه امتداد وجود و حيات پدران والامقام خويش بود كه هر كدام در فضيلت و كرامت، يگانه روزگار خويش شمرده مي‌شدند. با اين حال نويسنده تلاش نموده است در حد بضاعت خود تصويري مناسب از زندگي، شخصيت و دوران امام هادي(ع) ارائه نمايد.

 

 

 

شنبه 24 مرداد 1388 - 16:42


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری