دوشنبه 1 ارديبهشت 1393 - 14:51
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

نيما نوربخش

 

شهر در دست بچه‌هاي خيال‌پرداز

 

 

نگاهي به فيلم‌هاي موفق سينماي كودكان ايران به بهانه جشنواره فيلم كودك همدان

برگزاري جشنواره فيلم كودك، هر سال ما را به ياد سال‌هاي رونق سينماي كودك و نوجوان در دهه 60 و 70 مي‌اندازد. سال‌هايي كه فيلم موفق و پرمخاطب كودكان پرشمار بودند.

زماني كه صبحت از فيلم موفق سينماي كودكان مي‌شود بايد به لحاظ هنري سطح توقعمان را كمي پايين بياوريم چرا كه بيشتر اين نوع فيلم‌ها كه فروش بالايي دارند از نظر كيفي، فيلم‌هاي متوسطي هستند و البته در اين ميان استثناهايي مثل «دزد عروسك‌ها» و «سفر جادويي» نيز وجود دارد.

واژه موفق در اين مقاله به معني همزماني توأمان استقبال مخاطبان و حد خوب تا متوسطي از كيفيت هنري است. بنابراين فيلم‌هايي كه كيفيت قابل قبولي نداشته اند مثل «گربه آوازه‌خوان» و «كاكلي» نمي‌توانند در اين ليست قرار بگيرند. با اميد به اينكه سينماي كودك ما از ركود دربيايد و دوباره خاطرات دوران طلايي دهه‌هاي 60 و 70 زنده شود.

1-    «شهر موش‌ها» (1364)

«شهر موش‌ها» ساخته محمدعلي طالبي يا به عبارت ديگر ساخته مشترك طالبي و مرضيه برومند، اولين فيلم پرمخاطب كودكان پس از انقلاب اسلامي بود فروش اين فيلم در يكي از دو روز اول چندان قابل توجه نبود ولي پخش تيزر آن در چند نوبت از برنامه كودك تلويزيون باعث ايجاد ازدحام مقابل سينماهاي نمايش دهنده فيلم شد. جذابيت برنامه‌ تلويزيوني «مدرسه موش‌ها» عامل مهمي در موفقيت فيلم «شهر موش‌ها» بود.

البته اين فيلم از عدم انسجام فيلمنامه و كمي تجربه در ساخت فيلم‌هاي عروسكي رنج مي‌برد، اما تماشاگران كودك در زمان اكران از لحظه‌هاي فيلم لذت بسياري بردند. «شهر موش‌ها» در سال 1364 با فروش 10 ميليون توماني‌اش در رده دوم فروش پس از فيلم «عقاب‌ها» قرار گرفت.

2-    «گلنار» (1368)

در سال‌هاي پس از جنگ تحميلي، مردم ديگر حوصله داستان‌هاي تلخ و كمدي‌هاي بي‌رمق را نداشتند. در اين زمان «گلنار» با فضاي موزيكال و ترانه‌هاي جذابش مورد استقبال غيرقابل تصور تماشاگران قرار گرفت. فروش بالاي «گلنار» نشان از نياز فراوان جامعه به شادي در سال‌هاي پس از جنگ داشت. كامبوزيا پرتوي با اين فيلم نشان داد مي‌تواند به خوبي با كودكان ارتباط برقرار كند. فيلم براساس يك افسانه روسي ساخته شد و داستان دختربچه‌اي است كه نزد خرس‌ها مي‌رود تا دستمال مادرش را پيدا كند. اين فيلم با عروسك‌هاي جذاب و ترانه‌هايي كه در ذهن‌ها مي‌ماند قابليت چندبار ديده شدن توسط كودكان را داشت. در نهايت «گلنار» با فروش 16 ميليون توماني‌اش در صدر فروش سال 1368 قرار گرفت. شايد همين عامل باعث شد بيش از 15 سال بعد اين فيلم دوباره در سانس صبح برخي سينماها به اميد رونق دوباره سينماي كودك اكران شود.

3-    «دزد عروسك‌ها» (1369)

محمدرضا هنرمند در «دزد عروسك‌ها» دست به تجربه تكنيكي جديد در سينماي ايران زد. تلفيقي كه او بين فيلم زنده و انيميشن انجام داد ديدني بود و هنوز هم مي‌تواند قابل دفاع باشد. فيلم همان فرمول آشناي ترانه و موسيقي براي كودكان را به كار مي‌گيرد، و موفق مي‌شود در قالب داستاني جذاب حكايت جادوگر و پسرش كه عروسك‌ها را سرقت مي‌كند را براساس مضمون ازلي و ابدي پيروزي خير بر شر ارائه كند. شهر فيلم يك شهر بازسازي شده و فانتزي است و در اين فضاي جذاب براي كودكان است كه حكايت دزدي‌هاي پسرك و لحظه‌هاي كمدي شكل مي‌گيرند. ترانه‌اي كه اكبر عبدي در نقش پسر دزد مي‌خواند: «آهاي آهاي، ننه من گشنمه» مدت‌ها ورد زبان كودكان بود. «دزد عروسك‌ها» با فروش 24 ميليوني توماني‌اش مقام اول جدول فروش را در سال 1369 به خود اختصاص داد.

4-    «پاتال و آرزوهاي كوچك» (1369)

«پاتال و آرزوهاي كوچك» شايد الان جذاب به نظر نرسد ولي در زمان ساختش بسيار براي كودكان ديدني بود. شعر  آوازهاي فيلم مثل اكثر فيلم‌هاي كودكان در دهه 60 يكي از عوامل مؤثر در موفقيت فيلم بود. مسعود كرامتي با تمهيدي بسيار ساده (مثل برگرداندن فيلم) گلداني شكسته را به حالت اولش و زباله‌ها را توي كيسه زباله بازگرداند. اين تكنيك شايد الان پيش و پا افتاده به نظر برسد اما براي كودك دهه 60 به هر حال جالب بود «پاتال‌ و آرزوهاي كوچك» آرزوي ديرينه كودكان در اينكه جاي پدر و مادرشان باشند را به تصوير مي‌كشد. اين مضمون هم يكي ديگر از عوامل موفقيت فيلم بود. «پاتال‌ و آرزوهاي كوچك» با فروش 13 ميليون توماني‌اش در رده پنجم فيلم‌هاي پرفروش سال 1369 و بعد از «هامون» قرار گرفت.

5-    «سفر جادويي» (1370)

ابوالحسن داودي در يك سفر متافيزيكي و فانتزي كاراكتر پدر را به گذشته بازمي‌گرداند و پدر با بازي اكبر عبدي بدل به همان كودك دوست‌داشتني مي‌شود كه از عبدي به ياد داريم. مضمون مذموم بودن تنبيه بدني كودكان در فيلم بهانه‌اي است كه دو ساعت بچه‌ها به همراه والدينشان با ديدنشان فيلم سرگرم شوند و كلي بخندند. تمهيد پرتاب‌ شدن به تونل زمان توسط ماشين لباسشويي با نمك است و در حد امكانات سينماي ايران قابل قبول است. براي بزرگ‌ترها فصل بازگشت به گذشته يك يادآوري خاطره‌انگيز و تحقق يك آرزوي ديرينه است و براي بچه‌ها، پسر و بلاهايي كه سر دامادشان مي‌آورد  سرگرم‌كننده و كميك است. «سفر جادويي» در سال 1370 با فروش 28 ميليون توماني‌اش پس از فيلم «عروس» دومين فيلم پرفروش سال شد.

6-    «مدرسه پيرمردها» (1370)

در فيلم «مدرسه پيرمردها» نگاه طنزآميز مرحوم علي سجادي حسيني به پيرمردهاي خانه سالمندان كه هر كدام به كاريكاتوري از گذشته خودشان تبديل شده‌اند براي كودكان جذاب و ديدني است و تماشاگر كودك مشتاقانه داستان پسربچه را ميان پيرمردهاي خانه سالمندان دنبال مي‌كند. شخصيت‌ آشپز با بازي اكبر عبدي با صداي نازك و جيغ‌ كشيدن‌ها و لهجه مخصوصش كاراكتر بسيار بانمكي براي كودكان است. فيلم از كمدي اسلپ استيك (بزن و بكوب) و برخوردهاي فيزيكي و هرج‌ و مرجي كه در تضاد با نظم آسايشگاه سالمندان است به خوبي بهره مي‌گيرد و كودكان را جذب موقعيت‌هاي شلوغ و طنزآميزش مي‌كند هرچند «مدرسه پيرمردها» با وجود فروش قابل قبول 11 ميليون توماني‌اش در مكان دهم جدول فروش قرار گرفت اما پتانسيل فروش به مراتب بيشتري را داشت.

7-    «كلاه قرمزي و پسرخاله» (1373)

كلاه قرمزي و پسرخاله از همان فرمول موفق و امتحان پس داده اقتباس از يك برنامه تلويزيوني موفق استفاده مي‌كند و در آن زمان برنامه تلويزيوني «صندوق پست» به همراه كلاه‌قرمزي و آقاي مجري از برنامه‌هاي محبوب كودكان بود. فيلم توانايي حميد جبلي را بار ديگر در ارائه تيپ‌هاي عروسكي و زنده نشان مي‌دهد. موفقيت كلاه‌قرمزي و پسرخاله بدون جبلي به خواب مي‌مانست. فاطمه معتمدآريا هم براي اولين بار به زوج جبلي و طهماسب پيوست و اين سه نفر سال‌ها همكاري موفقيت‌آميز خود را ادامه دادند. ترانه‌ها و موسيقي‌ جذاب فيلم هم نقش مهمي در استقبال از فيلم داشت. اين آهنگ‌ها حاصل زحمات و خلاقيت‌هاي محمدرضا عليقلي بود. «كلاه‌قرمزي و پسرخاله» با فروش 172 ميليون‌ توماني‌اش فيلم پرفروش سال 1373 شد و تا سال‌ها ركورد فروش تاريخ سينماي ايران را در دست داشت. البته در سال 1381 طهماسب دنباله‌اي براي «كلاه‌قرمزي و پسرخاله» ساخت با نام «كلاه‌قرمزي و سروناز» اين فيلم با وجود آنكه همزماني برنامه تلويزيون را با خود نداشت اما در عين شگفتي خاطره «كلاه‌قرمزي و پسرخاله» را براي بچه‌ها زنده كرد و با فروش 530 ميليون تومانيش پرفروش‌ترين فيلم سال 1381 شد.

8-    «الو الو من جوجوام» (1373)

مرضيه برومند كه سال‌ها تجربه در زمينه برنامه‌هاي كودكان را در كارنامه خود داشت و تجربه‌هاي موفقي مثل مجموعه‌ تلويزيوني و عروسكي «مدرسه موش‌ها» و «خونه مادربزرگه» را از سر گذرانده بود. در «الو الو من جوجوام» هم تلفيقي از دو مجموعه «خونه مادربزرگه» و «آرايشگاه زيبا» را با استفاده از جذاب‌ترين شخصيت‌هاي هر كدام ارائه كرد. كاراكترهاي چنگيز و غلام با بازي حسن رضايي و محمود بصيري كه دزدان گردنبند و همين‌طور جوجو و ميو (كاراكترهاي عروسكي فيلم) هستند نقشه‌ها و دستپاچگي‌هاي بامزه‌اي دارند. كاراكترهاي عروسكي فيلم هم كم و بيش جذابند اما فيلم بيش از هر چيز مثل مدرسه موش‌ها و كلاه‌قرمزي و ساير فيلم‌هاي عروسكي از كمبود امكانات فني و تكنيكي سينماي ايران در مورد فيلم‌هاي عروسكي رنج مي‌برد. «الو الو من جوجو‌ام» در سال 1373 با فروش 30 ميليوني‌اش در رتبه ششم جدول فروش قرار گرفت.

9-    «خواهران غريب» (1375)

«خواهران غريب» مثل بسياري از فيلم‌هاي كودكان از موسيقي و آوازهاي جذاب بهره مي‌برد و از سويي ديگر از مضمون هميشه جذاب جابجايي دو خواهر دوقلو هم استفاده مي‌كند. شايد تلفيق‌ اين دو تمهيد جذاب رمز موفقيت فيلم باشد. فيلم از روي قصه مشهور اريش كستنر ساخته شده است كه پيش از آن فيلم «دو نيمه سيب» (كيانوش عياري) هم از آن اقتباس شده بود، و اتفاقاً «دو نيمه سيب» هم فروش خوبي را تجربه كرده بود.

«خواهران غريب» به خوبي مخاطبين كودك و بزرگسال را در كنار هم سرگرم مي‌كند و تا انتها با خود مي‌كشاند «خواهران غريب» از نقش‌آفريني موفق خسرو شكيبايي بهره مي‌برد كه در اين فيلم بدل به يك ستاره پولساز شده است. «خواهران غريب» در سال 1375 با فروش 141 ميليون‌ توماني‌اش در صدر جدول فروش سينماي ايران قرار گرفت.

 

سه‌شنبه 20 مرداد 1388 - 15:3


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری