شنبه 29 مهر 1396 - 8:36
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

سازمان تبليغات اسلامي اکنون ماهيت مديريتي و نظارتي دارد

 

 

گفت­وگو با حجت­الاسلام والمسلمين سيدجواد موسوي هوايي (معاون پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي)

 

معاونت پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي از سال 1381 با تلفيق دو معاونت پژوهشي و آموزشي كه تا قبل از آن به صورت مستقل فعاليت مي‌كردند، كار خود را آغاز نمود. به دليل اجراي سازمان‌نماي جديد، نمودار تشكيلاتي و شرح وظايف كلية پست‌ها توسط حجت‌الاسلام والمسلمين آقاي موسوي‌هوايي، آقاي سيدعليرضا فروغي، آقاي داود ميرزايي‌مقدم، حجت‌الاسلام والمسلمين آقاي حسين علي‌اكبري و با نظارت معاونت محترم طرح و برنامة وقت (آقاي نظري) و همكاري سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور نوشته شد. بنابراين مي‌توان گفت مجموعة معاونت به تنهايي راه را ساخت و خود، همان راه را پيمود. وجود شخصيت خودساخته و بي‌آلايشي هم­چون آقاي سيدجواد موسوي‌هوايي در رأس اين مجموعه با راهنمايي و ارشاد مدبرانة آقاي دكتر سيدمهدي خاموشي به عنوان رياست مكرم سازمان تبليغات اسلامي، به زودي مجموعه‌اي پيشرو و پرسرعت را در معاونت پژوهشي و آموزشي شكل داد. مجموعة معاونت پژوهشي و آموزشي در سازمان‌نماي خود داراي چهار ادارۀ کل و يك گروه مستقل است كه عبارتند از: اداره کل برنامه‌ريزي پژوهش‌هاي كاربردي، اداره کل تهيه و تأليف متون و نشريات، اداره کل برنامه‌ريزي و توسعة آموزش‌هاي تخصصي غير رسمي، اداره کل برنامه‌ريزي و توسعة آموزش عالي ديني، گروه برنامه‌ريزي و توسعة مدارس علوم و معارف اسلامي. 

 

دربارة تأسيس سازمان تبليغات اسلامي، بفرماييد چه نيازها و اهدافي ايجاب مي­کرد که چنين سازماني در محيط انقلابي و ديني سال­هاي شصت ايجاد شود؟

بسم­الله الرحمن الرحيم. الحمد لله رب العالمين و صل الله علي سيدنا محمد و علي آله عليهم الصلاۀ و السلام. آية شريفة 39 سورۀ مبارکۀ احزاب که سرلوحة تبليغ انبيا بوده، به لطف خدا، سرلوحة فعاليت سازمان تبليغات هم قرار گرفت، "اَلَّذينَ يُبلِغُونَ رِسالاتِ اللهِ وَ يَخشَونَهُ، وَلايَخشَونَ اَحَداً اِلَّا اللهَ..."، فلسفة وجودي اين تشکيلات است. معني آية شريفه اين است که کساني که رسالت­هاي خدا را بر دوش گرفته­اند و اين­ها را تبليغ مي­کنند، از هيچ کسي غير از خدا ترسي ندارند. در اين آيه، نکات برجسته­اي هست که مختصراً به برخي از آن­ها اشاره مي­کنم تا در توضيح فلسفة وجودي سازمان از آن­ها کمک بگيرم. نکتة اصلي که در اين آيه مطرح شده، رسالات الله است، يعني پيمان­هاي خدا. اين همان اصل و اساس اتفاق بزرگي است که بايد در سازمان تبليغات اسلامي بيفتد؛ يعني پيام خدا را به بندگان خدا رساندن، آن هم با استفاده از ابزارهاي نوين ارتباطات. اين نکته­اي است که مقام معظّم رهبري هم در حکمشان به آن اشاره کرده­اند. نکتة دوم اين است که به هر حال دشمنان اين دين و دشمنان بشريت، و دشمنان بسط فرهنگ ديني، بيکار نمي­نشينند و دائم در حال نقشه کشيدن و توطئه و فعاليت عليه اسلام هستند. لذا ممکن است، خوف­هايي پيش آيد. در اين آيه خداوند مي­فرمايد؛ در راه تبليغ دين، مبلّغين رسالات الهي از هيچ چيز هراس ندارند الا همان خشيتي که از خدا دارند. اين ناشي از قدرت ايمان و اعتقاد به هدف و درجة ايثار و جانفشاني همه­گير در راه نيل به آن هدف است.

سازمان تبليغات اسلامي، به تعبير جناب آقاي دکتر خاموشي، سازمان تبليغ اسلام است. اين سازمان مي­خواهد اسلام را به جامعه معرفي کند و حتّي به جامعة جهاني. به همين جهت است که دوستان ما در سازمان فرهنگ و ارتباطات نيز بر اين باورند که بايد توليدات داخلي، يک وجهة بين­المللي پيدا کند تا آن پيام و رسالت، ابلاغ شود. بنابر اين، سازمان تبليغات اسلامي کوشش مي­کند تا بر رفتار و افکار انسان­ها اثر بگذارد. به تعبير مقام معظّم رهبري، ما به آن سو حرکت مي­کنيم که جامعه­مان دين­دار باشد، به همان معنايي که ائمه(ع) توصيف کرده­اند. چون ساحت فرهنگ ديني، ساحت وسيعي است و نياز به کار تخصصي دارد، و از طرفي، نگاه به مخاطبين و نيازسنجي و شناسايي خواسته­هايشان، در جذب آن­ها مؤثر است، لازم شد که يک سازمان با تخصص ميان­رشته­اي به اين امر اهتمام داشته باشد. سازمان تبليغات در واقع يک متخصص ميان­رشته­اي است، در امر ابلاغ رسالات الله به جامعه و مردم جهان. اين کار از عهدة نهادهاي ديگر برنمي­آمد و برنمي­آيد يا کم­تر برمي­آيد. نهادها و جاهايي مانند دفتر تبليغات حوزه و...، به کارها و توليدات بنيادي و تربيت مبلّغ به معناي عام آن اشتغال دارند. البته در زمينة تربيت مبلّغ در سال­هاي اخير و به دنبال تعاملات خوبي که اتفاق افتاده، قرار شده تربيت مبلّغ بر اساس معيارها و نيازهايي باشد که سازمان تبليغات اعلام مي­کند. در حوزه هم با توجه به نيازها و تنوع مخاطب، در تربيت مبلّغ برنامه­ريزي­هايي صورت گرفته. البته اين تخصصي­شدن به معناي محدود ماندن سطح معلومات مبلّغ نيست بلکه در تربيت او سعي مي­شود، جامعيت اطلاعات نيز لحاظ شود تا در مواقع مختلف، کارايي لازم را داشته و بتواند پاسخ­گوي مسائل باشد.

 

با توجه به اينکه دين و بخصوص دين اسلام، همة ابعاد زندگي بشر را در بر مي­گيرد، آيا وظيفة مذکور خيلي وسيع نيست؟ آن گونه که با فعاليت ساير دستگاه­ها که در امور فرهنگي خاص يا محدود متمرکز هستند، تداخل کند؟

ببينيد! به هر حال، فرهنگ ديني نياز دارد که يک متولّي اختصاصي داشته باشد. گر چه ما فرهنگ عمومي را زيرمجموعة فرهنگ ديني مي­دانيم و معتقديم که اگر فرهنگ ديني قوّت پيدا کند، فرهنگ عمومي هم درست مي­شود ـ چه دين­داري مردم، چه اقتصاد جامعه و چه رفتارهاي اجتماعي و سبک زندگي و ... ـ اما پرداختن به اين موارد و اين فرهنگ­هاي مضاف در حيطة وظايف سازمان تبليغات اسلامي نيست. اين سازمان در واقع مديريت مياني بحث فرهنگ ديني را بر عهده دارد و تلاش مي­کند از ظرفيت­ها و سرمايه­هاي اجتماعي که در کشور وجود دارد، براي تقويت فرهنگ ديني حداکثر استفاده را بکند.

 

اين در فضاي دهة شصت چه ضرورتي داشت؟

با اين مقدماتي که عرض کردم، ببينيد که امام(ره) با چه دورانديشي و دقّت نظري، دستور تأسيس سازمان را صادر کردند. خود انقلاب اسلامي، يک حرکت عظيم و يک هدية بزرگ امام زمان(عج) به مردم ايران و بلکه جهان بوده است. همة ما در پرتگاه آتش قرار داشتيم و اگر اين انقلاب به وقوع نمي­پيوست، چه بسا که سقوط مي­کرديم. ببينيد اين انقلاب چه کرد. مادرهايي بودند که طاقت نداشتند يک خراش به دست بچه­شان بيفتد. همين­ها اجساد فرزندانشان را که به دست رژيم سابق کشته شده بودند، بر دوش مي­کشيدند و مرگ بر شاه مي­گفتند. اين قطعاً از برکات و رحمت­هاي خداي متعال و نظر و عنايت اهل بيت ـ عليهم السلام ـ بوده است. اين يک فيض الهي بود براي آن قرن که قرن سياهي و تباهي انسان بود و البته خود امام(ره) هم بخشي از اين فيض الهي بود براي مسلمانان و بخصوص ما ايرانيان. الآن هم اين فيض را حس مي­کنيم و در وجود مقام معظّم رهبري همان فيض الهي را مي­توانيم کاملاً احساس کنيم. به هر حال، در کنار تدابيري که امام(ره) براي پيش­برد اهداف انقلاب داشتند، مانند بسيج، جهاد سازندگي، سپاه پاسداران و...، سازمان تبليغات هم يک تدبير عالي بود، براي توسعة فرهنگ ديني. هر کدام از اين تدابير، عمق و گسترة تأثير ويژه­اي داشته که هنوز کسي به بررسي آن نپرداخته و به قطعيت نه به صورت فردي که حتّي اگر جمعي از سياسيون برجستة جهان هم جمع مي­شدند، نمي­توانستند چنين تدابيري را براي تحکيم يک انقلاب به کار ببندند. شما تاريخ انقلاب­هاي دنيا را بخوانيد. در هيچ يک از آن­ها اثري از تدابير عميق و مؤثر و دامنه­دار، مانند آن­چه حضرت امام(ره) به کار بستند، مشاهده نمي­کنيد. علّت اين هم آن است که انقلاب اسلامي، وصل به ملکوت است و رهبر آن هم دست­پروردة مکتب اهل بيت ـ عليهم السلام ـ بود و اغراق نيست، اگر بگويم مانند ايشان ما سراغ نداريم (البته غيرمعصوم).

گفتم که يکي از تدابير بزرگ امام(ره)، سازمان تبليغات اسلامي بوده که واقعاً عجيب است، زيرا در موقعي بود که انقلاب اسلامي پيروز شده و جامعه بر اساس آموزه­هاي اسلامي قيام کرده بود و دغدغة دين­داري مردم مطرح نبود. مضاف بر اينکه استدلال مي­شد، دولت وقتي اسلامي است، خود متکفل تبليغات اسلامي مي­شود و ديگر چه نيازي هست به وجود چنين سازماني؟ اما رهبر کبير انقلاب با هوش­مندي بي­نظير خود، اين سازمان را در حکومت، به گونه­اي تعبيه کردند تا منظومة نظام کامل باشد. بدين ترتيب، سازمان تبليغات اسلامي براي هماهنگ کردن تبليغات و جلوگيري از نفوذ انحرافات در تبليغ اسلام شکل گرفت.

تأسيس سازمان، يک تحول ميمون و مبارک براي انقلاب ما و حفظ اسلاميت انقلاب و ايجاد يک تحول فرهنگي بر مبناي فرهنگ ديني در سطح جامعه بود. امام(ره) کاملاً توجه داشتند که تبليغ اسلام، بايد جايگاه خاصّي داشته باشد تا اصول کلان و راه­بردهاي اين امر مهم در آن تعيين و پي­گيري شود.

 

اجازه بدهيد اين موضوع را با اين پرسش دنبال کنيم که با توجه به اينکه سازمان تبليغات، تقريباً سه دهه را پشت سر گذاشته ـ دهة شصت که دورة تأسيس و شکل­گيري بود، دهة هفتاد که دورة تثبيت و برنامه­ريزي بود، و دهة هشتاد که دورة گسترش و تعميق فعاليت­ها بوده ـ روند تحوّل آن را چگونه مي­توان ارزيابي کرد و ديدگاه شما در اين زمينه چيست؟ منظور از تحوّل، در همة ابعاد است، چه سازمان و تشکيلات و چه اهداف و سياست­ها و غيره.

تا آن­جا که وقت اجازه بدهد، سعي مي­کنم اين موارد را بگويم و البته خلاصه، زيرا اين­ها موضوعات بسيار گسترده­اي است که به سادگي نمي­توان آن­ها را توضيح داد.

بعد از تأسيس، مانند همة نهادهاي ديگر، سازمان تبليغات هم شروع به رشد کرد و متوقف نماند. قطعاً در اوايل، حرکت سازمان کارکردگرايانه بود؛ يعني اينکه بيش­تر خروجي­هاي فعاليت خود را مورد توجه قرار مي­داد و دنبال اين بود که تبليغات ظاهري در سطح جامعه براي اسلام و به نفع اسلام و انقلاب انجام بشود، و بخصوص وقتي که در دفاع مقدّس حضور يافت، وظيفة بزرگي را به لحاظ انجام تبليغات اسلامي در جبهه­ها بر عهدة خود ديد. اين­ها در دهة اول، موجوديت سازمان بود. اين در واقع مأموريت اصلي سازمان بود و از سوي ديگر، حضور مبلّغين سازمان، که اکثراً روحاني بودند، در جبهه­ها به رزمندگان، روحيه و آرامش مي­داد و آن­ها وقتي مي­ديدند يک روحاني در خط مقدم جبهه، دوش به دوش حضور دارد، احساس خاصّي پيدا مي­کردند، مثل اينکه آشنايي را در بحبوحة درگيري مي­ديدند. اين به آن­ها قوّت قلب مي­داد. پس در آن برهه، سازمان تبليغات هم­چون ساير نهادهاي انقلابي، مانند بسيج و سپاه، به نفع اسلام و انقلاب، در حال فعاليت در جبهه­ها بود؛ علاوه بر اينکه مسئوليت تبليغات داخل کشور را هم بر عهده داشت تا شور و نشاط انقلابي را در مردم زنده نگه بدارد و نااميدي­هايي را که از داخل و خارج القا مي­شد، خنثي کند. سازمان در اين زمينه­ها بحمد الله خوب عمل کرده، هرچند کاستي­هايي وجود داشته. روحانيت قبلاً چنين تجربه­اي نداشت که به شکل سازماني، وظيفة تبليغ دين را انجام بدهد اما از همان آغاز به تدريج، اين سازمان شکل صحيح و پوياي خود را پيدا کرد. به اين هم بايد توجه داشت که در آن موقع، مسائل انقلاب آن­قدر زياد بود که نمي­شد انتظار داشت يک سازمان با برنامة کامل و تشکيلات جامع پيش­بيني­شده، شروع به کار کند. البته پايه­هاي کار محکم بود و ستون­ها و ارکان چنين سازماني دقيق فکر شده بود، اما ريز جزئيات معلوم نبود.

 

مديريت سازمان در آغاز با چه کسي بود؟

مسئوليت سازمان ابتدا با آيت­الله جنتي بود و سپس مدّتي حجت­الاسلام والمسلمين آقاي شيرازي مسئول بودند. من در جبهه خدمتشان رسيدم و آخرين­بار که با ايشان خداحافظي کرديم، در راه بازگشت به شهادت رسيدند. اين يک سند افتخار است، براي سازمان تبليغات. و هم­چنين بقية شهدايي که سازمان، تقديم اسلام و انقلاب نموده و الآن نامشان در ذهن من نيست و بايد ياد ايشان را زنده نگه داريم؛ چنان که جناب آقاي خاموشي در جايي گفتند که در سالگرد تأسيس سازمان، بايد نام و ياد شهيدان سازمان گرامي داشته شود و همين طور ياد عزيزاني که از در سازمان فعاليت مي­کردند و از دنيا رفته­اند و ثبت شود که چه زحماتي کشيده شده تا سازمان به اين مرحله برسد.

به هر حال، در دهة دوم، ما شاهد تکاپوي جديد سازمان بوديم؛ مانند بقية نهادها که به تناسب زمان، وضعيت و فعاليت خودشان را تنظيم مي­کردند. سازمان در اين دهه عناصر جديدي را در تبليغات وارد کرد که يکي از آن­ها طرح روحاني مستقر بود. اين امر به دستور مقام معظّم رهبري، در حيطة وظايف سازمان قرار گرفت. سازمان، شبکة وسيعي در تمام شهرها داشت و در شهرهاي بزرگ، اداراتي را ايجاد کرد که همه با تأييد رهبر معظّم انقلاب بود.

از زماني که جناب آقاي خاموشي مسئوليت سازمان را به عهده گرفتند، تحولات سازمان بسيار بيش­تر شد و با استفاده از بنيان­سازي­هايي که در دوره­هاي قبل صورت گرفته بود، و زمينه­هاي مناسب سخت­افزاري سازمان، نرم­افزار سازمان تحوّل گسترده­اي را تجربه نمود و به سمت امروزي­شدن حرکت کرد. اين هم بر اساس دستور مقام معظّم رهبري بود که سازمان تبليغات بايد به جذب جوانان و زنان به اسلام همّت بگمارد و از ابزار نوين استفاده نمايد و با روشن­بيني به تبليغ دين براي همة اقشار مردم بپردازد. حکم حضرت آيت­الله خامنه­اي به آقاي خاموشي، يک حکم بسيار پرمغز و سنگين و جامع است و اجراي اين حکم، احتياج به برنامه­ريزي و فعاليت وسيعي دارد. بدين منظور، اقداماتي به عمل آمده مانند همين پايگاه اطلاع­رساني تبيان که الآن خيلي گسترده و پرمخاطب شده که البته بايد به روز شود. در خبرگزاري مهر هم همين گونه است و بخش­هاي ديگر که نوظهور هستند يا از قبل بوده­اند و بهينه شده­اند.

 

سابقة معاونت پژوهشي در سازمان چيست؟ آيا از ابتداي تأسيس، چنين معاونتي، حالا با ردة پايين­تر يا با عنوان متفاوت در سازمان وجود داشته؟

خير. معاونت پژوهشي يک معاونت جديد در سازمان است که در دوره­هاي قبل نبوده و از ابتکارات آقاي خاموشي است. در همين معاونت، کارهاي نويني انجام شده. به هر حال، در دهة سوم حيات سازمان، زواياي ظريفي را مدّ نظر قرار داده و به طور مؤثري تبليغ مي­کند. در زمينه­هاي مختلف، شروع کرده به سياست­گذاري و مديريت مياني براي تبليغات ديني و گسترش فرهنگ ديني. و نمونه­سازي که بسيار مهم است و موارد موفّق زيادي را مي­توان مثال زد. يکي از نمونه­سازي­هاي موفّقي که در سازمان انجام شده، طرح مدارس معارف است که براي آموزش و پرورش مورد استفاده بوده. هرچند در اين زمينه، تبليغ مناسب و کاملي صورت نگرفت تا مردم آن گونه که شايسته است، به اين رشتة دبيرستاني گرايش پيدا کنند. البته بخشي مربوط به اين است که به هر حال ماديات در اولويت هستند و مردم به تحصيلاتي گرايش دارند که در تأمين معاش آن­ها اثر مستقيم دارد. مي­بينيم که هم­چنان فرهنگ و دين مظلوم است. توجه کنيد در جاهايي که ما خوب تبليغ کرده­ايم، مردم خيلي خوب پاسخ داده­اند. نمونة آن هم کتاب «دا» است. اين کتاب به جامعه، خوب معرفي شد و اکنون به چاپ شصت و چندم رسيده و مردم براي دريافت آن، در نوبت مي­مانند. اين يک پديده است. اين کتاب، شرح بخشي از زندگي کسي است که در جنگ بوده. اين کتاب را همة قشرها مي­خوانند و اين قابل تحليل است.

در هر حال، ما مدارس معارف را نمونه­سازي کرده و تعجب کرديم که مردم در مناطق مختلف، از اين مدارس استقبال کردند. بسياري از نوجواناني که در اين مدارس وارد شدند و يکي دو سال تحصيل کردند، متحول شدند؛ هم از نظر ظاهر و هم در باطن. اين نمونه­سازي صورت گرفت تا مثلاً آموزش و پرورش، تعداد زيادي از اين مدارس در سطح کشور ايجاد کند. يک چنين نمونه­سازي هم در پيامک انجام شد. ما مؤسسة ماسک را حمايت کرديم تا پيامک­هاي فرهنگ­ساز را در ميان جوانان پخش کند. ماسک الآن شايد بيش از دويست و سي­هزار عضو دارد و ديگر امکان پذيرش عضو جديد ندارد وگرنه تقاضا هم­چنان هست. يا کاري که در مؤسسة سوره انجام شده و يا در ديگر قسمت­ها. در مجموع مي­خواهم بگويم که سازمان تبليغات، نمونه­سازي مي­کند تا ديگر سازمان­ها و نهادها، اين نمونه­ها را انبوه­سازي کنند.

بنابراين سازمان تبليغات اسلامي اکنون دارد ماهيت مديريتي و نظارتي پيدا مي­کند. ما در معاونت فرهنگي ديگر کار اجرايي انجام نمي­دهيم. همة کارهاي اجرايي، در استان­ها انجام مي­شود. در معاونت، سياست­گذاري و انتقال ديدگاه­هاي کلان از سطوح بالاي ممکلت، به سطوح اجرايي و عملياتي صورت مي­گيرد. به همين جهت، ما از لحاظ ساختار و تشکيلات، به تدريج کوچک­تر شده­ايم و قابليت اين را داريم که از اين هم کوچک­تر بشويم زيرا با تشکّل­هاي مردم­نهاد ارتباطات گسترده داريم و بسياري از کارها را به آن­ها واگذار مي­کنيم بدون آنکه حجم سازمان را افزايش بدهيم. البته نيروهاي سازمان، اکنون نيروهاي کيفي هستند و به نظر من، نگاه به آن­ها بايد نگاه غيراقتصادي باشد. حتّي کساني که از خارج سازمان با ما کار مي­کنند، دغدغة دين و فرهنگ ديني دارند.

پس سازمان به گونه­اي برنامه­ريزي کرده که يک تشکيلات پويا و پرنشاط و الهام­بخشِ سازمان­هاي ديگر براي تبليغات ديني باشد. ما اکنون آمادگي داريم که در بخش­هاي کارگري، مدل تبليغات و روحاني که اختصاصاً بتواند با اين قشر ارتباط برقرار کند را ارائه بدهيم. البته بايد باز هم تأکيد کنم که سازمان به عنوان پشتيبان فکري در اين زمينه­ها عمل مي­کند و نمي­تواند نيروي انساني را براي انجام اين امور استخدام کند. بخش اجرايي در سطح ملّي و گسترده، بر عهدة سازمان­هاي ديگر است.

 

طرح­ها و برنامه­هاي نويني که اشاره کرديد در دهة سوم حيات سازمان شکل گرفته­اند، چه بوده­اند؟

يکي از اين طرح­ها که البته به دلايلي هنوز اجرا نشده، طرح مشاور فرهنگي وزير بود. در دولت قبل (دولت هشتم) پيشنهاد شد که براي هر وزير، يک مشاور فرهنگي تعيين شود و اين مشاور فرهنگي از ميان نفراتي که سازمان تبليغات پيشنهاد مي­کند، انتخاب شود. طبق اين طرح، کل امور استخدامي و هزينه­هاي مربوط به اين مشاور بر عهدة وزارت­خانه است ولي برنامة تبليغي و پشتيباني فکري براي ترويج فرهنگ ديني را سازمان به اين مشاور ارائه کند.

سازمان از نظر تربيت نيروي انساني براي تبليغ دين، بسيار غني است. شما به همين برنامه­هاي گفتمان دانشجويي توجه کنيد. گاهي درخواست مي­شود و ما هم احساس مي­کنيم که بايد براي اساتيد دانشگاه­ها هم چنين برنامه­اي اجرا شود.

هم­چنين کار خوبي در زمينة حمايت از توليد کتاب­هاي برجسته در حوزة دين انجام داديم، يعني انتخاب کتاب­ها و پژوهش­هاي برتر در حوزة دين، که با تأييد مقام معظّم رهبري بود. اين برنامه هم در تعامل با رسانة ملّي و با استفاده از امکانات صدا و سيما به اجرا در آمد. به اين معني که در مجموعة صدا و سيما انجام شد و اين باعث اطلاع­رساني بهتر و کاهش هزينه­ها گرديد. در راستاي اين تعامل با رسانة ملي، توليد مستند آخرين منجي را در دست توليد داريم که در ماه شعبان پخش خواهد شد. مستندهايي هم در زمينة مشکلات اجتماعي و بخصوص گروه­هاي انحرافي و عرفان­هاي کاذب و چيزهايي که جوان­ها را مورد هدف قرار مي­دهند، کارهايي در دست توليد داريم. تعامل سازمان با رسانة ملّي باعث شده تا امکان گسترش فرهنگ ديني و دستاوردهاي پژوهشي و تجربي آن در امر تبليغ دين، در جامعه نفوذ داده شود.

يکي از موضوعاتي که سازمان تبليغات با آن درگير است و در برنامة پنجم توسعه پيش­بيني شده، «پيوست فرهنگي» پروژه­هاي مختلف است. در اين برنامه آمده که هر اقدام سياسي، امنيتي، اقتصادي، و... بايد پيامدهاي مثبت و منفي­اش فهرست شود و مورد بررسي قرار گيرد، آن هم با دليل. براي تهية اين پيوست فرهنگي، ما معتقديم که بايد از کمک کارشناسي سازمان تبليغات استفاده شود. ما اطلاعات تقريباً جامعي از نظر جغرافيا، جمعيت، فرهنگ محلي، و... دربارة مناطق مختلف کشور داريم که در تهية آن پيوست فرهنگي به کار مي­آيد. اين اطلاعات، محرمانه و غيرمحرمانه، با طبقه­بندي­هاي مختلف در بانک اطلاعات سازمان محفوظ است.

 

گذشته از اين دستآوردها، يک سؤال اين است که نقش و تأثير سازمان در فضاي فرهنگي کشور، (فضاي فرهنگ ديني کشور) چه بوده است؟ تا چه ميزان فعاليت سازمان تبليغات بر توسعه و تعميق فرهنگ ديني نقش داشته؟

سازمان، فعاليت­هاي مختلفي انجام داده. مثال مي­زنم؛ در ماه­هاي مناسبتي سال، حدود پنج شش هزار مبلّغ به استان­هاي مختلف اعزام مي­شوند. اين­ها در استان­ها به ادارات سازمان تبليغات مي­روند. خود سازمان نزديک به بيست و دو هزار مبلّغ را اعزام مي­کند. که البته امسال به سي هزار نفر بالغ مي­گردد. اين نيروي مبلّغ در اقصي­نقاط کشور به تبليغ چهره به چهره مي­پردازد و اين بسيار تأثير بزرگي دارد. زيرا اصل تبليغ از طريق مواجهة چهره به چهره صورت مي­گيرد و اين نوع تبليغ تا هفتاد درصد تأثيرگذار است. ساير روش­ها تنها سي درصد تأثير دارند.

مثال مي­زنم. وقتي مي­بينيد که مجموعة تلويزيوني يوسف پيامبر تا اين حد مورد استقبال قرار مي­گيرد، اين نتيجة همان تبليغ چهره به چهره است که سال­ها انجام شده. در واقع جامعه بعد از اينکه مورد تبليغ صحيح واقع شد، نسبت به پيام­ها و ابزارهاي ديگر تبليغ واکنش مناسب نشان مي­دهد. اين است تأثير فعاليت سازمان تبليغات اسلامي در جامعه که ممکن است به چشم نيايد و محسوس و قابل احصا نباشد اما اين گونه بروز و ظهور مي­کند.

  

دربارة سازمان و ابعاد فعاليت آن سؤال بسيار است و البته فرصت شما محدود که اميدواريم در آيندة نزديک مفصل­تر در اين زمينه صحبت کنيم. از وقتي که براي اين گفت­وگو اختصاص داديد، سپاسگزاريم.

حتماً. من دربارة بانک جامع اطلاعات حرف زياد دارم که بايد در موقع مناسب بگويم تا مشخص شود که در سازمان چه کارهاي عظيمي صورت گرفته است. 

 

 

سه‌شنبه 20 مرداد 1388 - 12:7


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری