يكشنبه 31 شهريور 1398 - 9:17
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان اردبيل

 

سيماي مهدي(عج) از منظر عرفان اسلامي

 

 

 

مقدمه

بحث مهدويت يكي از اساسي­ترين و زنده­ترين مباحثي است كه در ره­آورد عرفاني بزرگان اهل كشف و شهود، مورد توجه ويژه قرار گرفته و از اين رو، معارف عميقي دربارۀ آن مطرح كرده­اند كه بازگو نمودن آن مي­تواند، گذشته از تغذيۀ فكري و علمي و اعتقادي، به قلب­ها و جان­ها نورانيّت، حرارت، عشق، نشاط، تحرّك، پويايي، ايمان، استحكام، اميد و هدايت ببخشد.

از آن جا كه دربارۀ حضرت مهدي ـ عجّل اللّه تعالي فرجه ـ با رويكرد عرفاني كم­تر تحقيق شده است، به نظر مي­رسد، نشان دادن جلوه­اي از سيماي پُر فروغ آن حضرت(ع) در آينۀ عرفان اسلامي، براي همۀ تشنگان وادي انتظار، بخصوص نسل نوانديش جوان، مفيد، آموزنده و آگاهي­بخش باشد.

 

۱) حضرت مهدي(عج) و خلافت الهي

يكي از اساسي­ترين مسائل در بحث مهدويت، «خلافت الهي» است؛ زيرا مسئلۀ خلافت الهي در زمين كه خداي سبحان در قرآن كريم (سورۀ مبارکۀ بقره؛ آيۀ شريفۀ۳۰) مي­فرمايد: "...إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأرْضِ خَلِيفَةً..." (...من در زمين جانشيني خواهم گماشت...)، هم­چون داستان كشتي نوح و يا موسي و خضر ـ عليهم الاسلام ـ و مانند آن­ها نيست كه يك قضيۀ شخصي بوده و سپري شده باشد، بلكه خلافت الهي يك فيض متّصل و فوز مستمر است كه از اول با انديشۀ دوام و انگيزۀ استمرار طرح شده؛ چنان كه اصل خلافت از قلمرو نبوّت و رسالت فراتر رفته و به امامت رسيده است. به اين دليل، يكي از نكته­هايي كه در عرفان اسلامي دربارۀ حضرت مهدي ـ عجّل اللّه تعالي فرجه ـ مورد توجه قرار گرفته، «خلافت الهي» اوست.

از اين­رو، برخي از بزرگان اهل معرفت، از حضرت مهدي(ع) به عنوان خليفۀ الهي ياد نموده و گفته­اند: «بي­ترديد، براي خداوند، خليفه­اي است كه روزي ظهور خواهد كرد، و اگر از عمر دنيا تنها يك روز باقي بماند، باز هم خداوند آن روز را به اندازه­اي طولاني خواهد نمود تا آن خليفۀ الهي كه از عترت رسول خدا(ص) و فرزند فاطمه(س) و هم­نام پيامبر(ص) است، ظهور نمايد».

يكي ديگر از عرفا در اين باره مي­گويد: «هرگاه حق سبحانه بر بندۀ خود تجلّي كند و او را از خويش فاني نمايد، لطيفه الهيّه در او پديد مي­آيد كه آن لطيفه گاهي ذاتي و گاهي صفاتي است؛ اگر ذاتي باشد، آن صورت انساني است كه از او به فرد كامل و غوث جامع ياد مي­شود و دايرۀ هستي بر محور او مي­گردد و به واسطۀ او، عالم حفظ مي­شود و او همان كسي است كه از او به مهدي و خاتم تعبير مي­شود و او خليفۀ خدا در عالم است».

همان­گونه كه ملاحظه مي­شود، در سخنان عرفا، بر عنصر «خلافت الهي» حضرت مهدي(عج) تكيه گرديده و از او به عنوان خليفۀ خداوند در زمين ياد شده است.

 

۲) حضرت مهدي(عج) و ولايت الهي

گرچه بحث ولايت در عرفان، دامنۀ گسترده­اي دارد، اما در اين جا تنها به جلوه­اي از آن مباحث اشاره مي­شود: يكي از مهم­ترين مسائل ولايت اين است كه «ولي» يكي از نام­هاي خداوند است. در قرآن كريم (سورۀ مبارکۀ شوري؛ آيۀ شريفۀ ۹) آمده است: "...فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ..." (...خداست که وليّ [حقيقي] است...). بر اساس مباني عرفان، اسماء الهي هيچ­گاه بدون مظهر نيستند. پس مظهر اسم «ولي» همواره وجود خواهد داشت. بدين سبب است كه ولايت، يك حقيقت هميشه زنده و پايان­ناپذير است، به خلاف رسالت و نبوّت كه از اسماء الهي نيست و دوره­اش با وجود خاتم­الانبياء(ص) پايان پذيرفته است. عارف نامدار، "محي­الدين بن عربي" در اين باره مي­گويد: «بدون ترديد، ولايت فلك است كه احاطه و گستردگي خاصّي دارد. به اين دليل، هيچ گاه قطع نمي­شود. اما نبوّت تشريعي و رسالت در پيامبر اسلام پايان يافته است».

برخي ديگر از بزرگان اهل عرفان درباره ولايت ائمّۀ اطهار ـ عليهم السلام ـ بخصوص حضرت مهدي(عج) گفته­اند: «خداي تعالي دوازده كس را از امّت محمّد برگزيده و مقرّب حضرت خود گردانيده و به ولايت خود مخصوص كرده و اينان را نايبان حضرت محمّد گردانيده، ولي در امّت محمّد ـ صلي الله عليه و آله ـ همين دوازده امام كسي بيش نيستند و ولي آخرين، كه ولي دوازدهم باشد، خاتم اولياء است و مهدي صاحب زمان نام اوست».

هم­چنين "عارف قاساني" دربارۀ خاتم ولايت بودن حضرت مهدي(ع) مي­گويد: «خاتم ولايت، مهدي است كه در آخر زمان مي­آيد. همۀ انبيا و اوليا در معارف و حقايق، تابع مهدي هستند. او در احكام، تابع شرع محمّدي است و باطن او با باطن حضرت محمّد يكي است».

در جاي ديگر نيز گفته است: «خاتم ولايت كسي است كه صلاح دنيا و آخرت با اوست و با رحلت او از دنيا، نظام عالم از هم فرو مي­پاشد. او عبارت از مهدي موعود در آخر زمان است».

يكي ديگر از بزرگان اهل عرفان مي­گويد: «ظهور تمامي ولايت و كمالش به خاتم اوليا خواهد بود؛ چون كمال حقيقت دايره، در نقطۀ اخيره به ظهور مي­رسد. خاتم اوليا عبارت از امام محمّد مهدي است كه موعود حضرت رسالت است و دور عالم به او كامل و تمام مي­شود و حقايق اسرار الهي در زمان آن حضرت تمام ظاهر مي شود». "عارف عربي" نيز از حضرت مهدي(ع) به خاتم ولايت ياد نموده و به تفصيل دربارۀ ايشان بحث كرده است.

پس معلوم مي­شود يكي از مسائلي كه در عرفان اسلامي دربارۀ حضرت مهدي(ع) مورد توجه قرار گرفته و به تفصيل از جنبه­هاي گوناگون دربارۀ آن بحث شده، مسئلۀ «ولايت الهي» آن حضرت است. از اين رو، از ايشان به عنوان مظهر اسم «ولي» و خاتم ولايت ياد نموده­اند.

 

۳) مهدي(عج) در عالم؛ همانند قلب در بدن

نكتۀ ديگر كه در ره­آورد عرفاني اهل معنا دربارۀ حضرت مهدي(عج) عنوان شده، آن است كه از منظر عرفا، مهدي(ع) براي عالم، همانند قلب براي انسان است. از اين رو، "عارف نسفي" در اين باره مي­گويد: «بدان كه انسان كامل را اسامي بسياري است و جمله راست است. انسان كامل را مهدي، امام، خليفه، قطب، صاحب زمان، جام جهان­نما و آيينۀ گيتي­نما گويند. انسان كامل هميشه در عالم باشد و زياده از يكي نباشد. تمام موجودات هم­چون يك شخص است و انسان كامل دل آن شخص است و موجودات بي­دل نتوان بود. پس انسان كامل هميشه در عالم باشد و چون دل زياده از يكي نبود، پس انسان كامل در عالم زياده از يكي نباشد».

 در كلام اين عارف بزرگ، به چند نكتۀ اساسي دربارۀ حضرت مهدي(عج) اشاره شده است:

الف) چون نظام آفرينش هيچ­گاه بدون انسان كامل نمي­تواند وجود داشته باشد، پس انسان كامل گاهي در چهرۀ نبي و رسول و زماني در چهرۀ امام و ولي همواره در عالم وجود دارد.

ب) همان­گونه كه عالم صغير (انسان) بدون قلب نمي­تواند حيات داشته باشد، عالم كبير (نظام آفرينش) نيز بدون قلب نمي­تواند وجود داشته باشد، و در زماني كه سلسلۀ نبوّت پايان يافته و ادارۀ امور عالم به دست اوصياي خاتم انبيا(ص) است، مهدي موعود(عج) به عنوان آخرين وصي پيامبر خاتم ـ صلي الله عليه و آله، قلب عالم آفرينش بوده و در سايۀ حيات و وجود او، خون تلاش، حركت تكاپو به سوي كمال در پهنۀ نظام عالم و نشئۀ انساني جريان دارد.

ج) همان گونه كه اگر كسي دو قلب داشته باشد، سالم نيست و نمي­تواند به زندگي خويش ادامه دهد، نظام عالم نيز با وجود دو قطب و امام نمي­تواند يك نظام سالم داشته و در مسير حركت تكاملي خود موفق باشد. از اين رو، انسان كامل در عالم، بيش از يكي نيست و در عصر ما، حضرت مهدي(عج) سكّاندار عالم است. يكي از بزرگان اهل عرفان در اين باره گفته است: «به دليل آن كه عالم هرگز بدون امام نيست، پس مهدي، كه قطب، امام و وارث است، تا روز قيامت به طور حتم در عالم وجود دارد».

 

۴) حضرت مهدي(عج)؛ واسطۀ فيض

عرفا معتقدند که حق سبحانه در آيينۀ دل انسان كامل تجلّي مي­كند و عكس انوار تجلّيات از آيينۀ دل او بر عالم مي­تابد و همگان با دريافت آن فيض، پديد آمده و حفظ مي­گردند و تا انسان كامل در عالم وجود دارد، از تجليّات ذاتي و رحمت رحماني و رحيمي حق تعالي براي عالم و پديده­هاي هستي استمداد مي­كند و آن­ها به واسطۀ اين استمداد و فيضان تجليّات حق تعالي حفظ مي­شوند. بنابراين، نظام آفرينش در حدوث و بقا، وامدار وجود پر بركت انسان كامل است، و به واسطۀ اوست كه فيض الهي نصيب عالم و آدم مي­شود و از همين روست كه در زيارت «جامعۀ كبيره» دربارۀ اهل بيت ـ عليهم السلام ـ كه پس از پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ مصاديق بارز انسان كامل هستند، آمده: «يعني عالم با حقيقت وجود شما گشوده شده، و با شما ختم مي­گردد؛ به خاطر شما باران فرو مي­ريزد و به واسطۀ شما آسمان از ريزش باران به زمين باز مي­ماند و با توسّل به شما، گرفتاري­ها و مشكلات برطرف مي­شوند».

عندليب گلشن اسرار، حافظ شيرازي، تمام معارف زيارت «جامعۀ كبيره» را در اين كلام نغز جمع نموده و خطاب به اهل بيت(ع) گفته است:

از رهگذر خاك سر كوي شما بود        هر نافه كه در دست نسيم سحر افتاد

و در عصر كنوني، وجود مبارك حضرت مهدي(عج) قبلۀ دل ها و واسطۀ فيض الهي بر عالم و آدم است. لذا در دعاي نوراني «ندبه» از ايشان به «سبب اتصال آسمان و زمين» ياد شده و چنين آمده است: «...اَينَ السَّبَبُ المُتَّصِلُ بَينَ الأَرضِ وَ السَّماءِ...» (...کجاست آن وسيلۀ حق که بين آسمان و زمين پيوسته است...) و در دعاي «عديله» نيز دربارۀ آن حضرت(ع) آمده: «...ثُمَّ الحُجَّۀُ الخَلَفُ القائِمُ المُنتَظَرُ المَهدِيُّ، المُرجَي الَّّذي بِبَقائِِهِ بَقيتِ الدُّنيا، وَ بِيُمنِهِ رُزِقَ الوَري، وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الأرضُ وَالسَّماءُ...»؛ يعني پس از يازده امام ـ كه ياد شد ـ امام و حجت دوازهم، قائم منتظر مهدي است كه اميدها به اوست و به واسطۀ او دنيا باقي و برقرار مي­باشد و به بركت وجود او مردم روزي دريافت مي­كنند و در سايۀ وجود او آسمان و زمين بر قرارند.

همۀ اين حقايق در ره­آورد عرفاني بزرگان اهل معنا به طور مستقيم دربارۀ حضرت مهدي(عج) عنوان شده­اند. از آن ميان، عارف نامدار "محي­الدين بن عربي" مي­گويد: «پس مهدي رحمت است؛ همان طور كه پيامبر رحمت بود؛ چنان كه خداوند فرمود: ما تو را نفرستاديم، مگر آن كه رحمت براي عالميان باشي، و مهدي چون كاملاً بر اساس مشي و سيرۀ پيامبر، رفتار مي­كند، لذا دچار اشتباه نمي­شود، پس به طور يقين رحمت عالميان است».

و "عارف نسفي" نيز گفته است: «هر دو طرف جوهر اول را در اين عالم دو مظهر مي­بايد كه باشد. مظهر اين طرف، كه نامش «نبوّت» است، خاتم انبيا است و مظهر آن طرف، كه نامش «ولايت» است، صاحب­الزمان است كه اسامي بسيار دارد؛ چنان كه جوهر اول اسامي بسيار دارد... البته بيرون خواهد آمد [= ظهور خواهد كرد] احوال وي بيش از اين خواهد بود كه به نوشتن آيد».

در رسالۀ منسوب به "عارف عربي" نيز دربارۀ حضرت مهدي(عج) چنين آمده است: «سلام بر مهدي كه حقيقت ذات شريف او، محاذي آيينۀ وجود مصطفوي، و متحقق به اسرار مرتضوي است. از اين رو، افاضه و بخشايش حقايق به واسطۀ وجود او، و تقسيم دقايق با شهود او انجام مي­شود».

در راستاي همين ديدگاه، عارف حماسه­آفرين قرن، حضرت امام خميني (قدس سره) در نغزي زيبا گفته است:

مهدي امام منتظر، نوباوه خيرالبشر       خلق دو عالم سر به سر، بر خوان احسانش نگين

ذاتش به امر دادگر، شد منبع فيض بشر      خيل ملائك سر به سر در بند الطافش رهين

حبّش سفينه نوح آمد در مَثَل         ليكن اگر مهرش نبودي نوح را مي­بود با طوفان قرين

نوح و خليل و بوالبشر، ادريس و داود و پسر         از آب فيضش مستمر از كان علمش مستعين

موسي به دست دارد عصا، درباني­اش را منتظر       آماده بهتر اقتدا، عيسي به چرخ چارمين

آب عطا، فيض عميم، سحر سخن، كنز نعيم      كان كرم، عبدالكريم، پشت و پناه مسلمين

از آن­چه بيان شد، اين نكته معلوم گرديد كه يكي از بهترين تجليّات رخ مهدي(عج) در آيينۀ عرفان، واسطۀ فيض بودن آن حضرت است(ع) كه به تفصيل دربارۀ آن بحث شده است.

 

۵) حضرت مهدي(عج) و عدالت جهاني

عدالت از عمومي­ترين و شورانگيزترين مسائل است كه در بحث مهدويت مطرح است و گذشته از متون ديني و مباحث كلامي و اعتقادي، در عرفان نيز مورد توجه ويژه قرار گرفته و دربارۀ آن، حقايق ظريفي طرح و تبيين شده است كه در اين جا به اختصار در دو محور طرح و بررسي مي­شود:

الف) عدالت اجتماعي و رفاه اقتصادي

تأمين عدالت اجتماعي و پديد آمدن رفاه اقتصادي در زمان ظهور دولت كريمۀ حضرت مهدي(ع) يكي ديگر از معارف مهدويت در عرفان اسلامي است كه در ره­آاورد عرفاني بزرگان اهل معرفت عنوان شده. عارف بزرگ، "سعدالدين حموي" با اشاره به اوصاف و كمالات وجودي حضرت مهدي(عج) دربارۀ عدالت­گستري و ايجاد رفاه اقتصادي براي مردم در زمان حضرتش گفته است: «صاحب زمان، كه علم به كمال دارد، تماميت روي زمين را در حكم خود آورد و به عدل آراسته گرداند، كفر و ظلم را به يك بار از زمين بردارد و تمامت گنج­هاي روي زمين بر وي ظاهر گردد، هرچند صفت وي كنم، از هزار يكي نگفته­ام».

برخي ديگر از بزرگان اهل عرفان نيز گفته­اند: «در ايام حكومت مهدي، مردم در سايۀ عدالت زندگي مي­كنند، روزگار سرسبز و پرطراوتي است. رزق و روزي در آن فراوان مي­شود و مردم در كمال امنيت به عبادت خداي رحمان مي­پردازند. مهدي كسي است كه صاحب مقام محمّدي بوده و صاحب اعتدال، و در اوج تمام كمالات قرار دارد، و دولت او به مدت چهل سال طول مي­كشد كه اين عدد مراتب هستي است».

"محي­الدين بن عربي" نيز در اين باره مباحث مفيدي مطرح نموده و از آن ميان به موضوع «عدالت اجتماعي» و «رفاه اقتصادي» در زمان ظهور آن حضرت اشاره نموده و گفته است: «هرگاه حضرت مهدي(عج) كه خليفۀ خداوند در زمين است، ظهور كند، زمين را پر از عدالت مي­كند، در حالي كه از جور و ستم پُر شده است. او عدل را در ميان جامعه پديد آورده، عدالت اقتصادي را اجرا مي­كند، از نظر رفاه اقتصادي وضع به گونه­اي مي­شود كه وقتي شخصي به حضور او مي­آيد و عرض مي­كند يا مهدي از امكانات مالي كه در اختيار توست به من كمك نما، حضرت مهدي به اندازه­اي به او كمك مي­كند كه به زحمت آن را با خود مي­برد».

"عارف شبستري" نيز در كلام نغزي به عدالت اجتماعي در زمان حضرت مهدي(عج) اشاره نموده و گفته است:

چو مهدي باشد آن­جا عدل­گستر       براندازد زعالـم جـور يكسـر

يكايك صورتش پيداست بر جاي          از آن مي­ماند او آن روز بر پاي

نماند در ميانـه هيچ دعـو كه        صورت­ها يكي گردد به معنـا

از آن­چه بيان شد، معلوم گرديد كه يكي از اهداف ظهور حضرت مهدي(ع)، كه در عرفان اسلامي مورد توجه قرار گرفته، اين است كه با ظهور آن حضرت(ع)، عدالت در همه شئون زندگي بشر به اجرا گذاشته مي­شود و همگان در استفاده از مواهب طبيعت و نعمت­هاي الهي به طور عادلانه بهره­مند مي­شوند و آن­چه در بيان عرفا آمده، تنها جلوه­اي از بركات دولت كريمۀ حضرت مهدي(ع) است كه در متون ديني و روايات بدان اشاره شده.

از آن ميان، حضرت امام موسي كاظم(ع) ذيل آيۀ شريفۀ ۱۷سورة مبارکۀ حديد؛ "اِعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يُحْيِي الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا..." (بدانيد که خدا زمين را پس از مرگش زنده مي­گرداند...)، فرمودند: «خداوند زمين را به وسيله قائم آل محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ زنده مي­كند، پس عدل در آن پديد مي­آيد و زمين به واسطۀ عدل، پس از مرگ آن به وسيلۀ ظلم دوباره زنده مي­شود».

ب) اصلاح فكر و تأمين عدالت فرهنگي

گرچه برداشت عمومي از تأمين عدالت در زمان ظهور حضرت مهدي(عج) معمولاً اجراي عدالت اجتماعي و اصلاح امور اقتصادي و توزيع عادلانۀ ثروت­هاي عمومي است، اما حقيقت آن است كه با ظهور آن مصلح كل، عدالت و اصلاح در تمام شئون هستي و نظام آفرينش پديد مي­آيد، پيشه و انديشۀ بشري اصلاح مي­شود و عقل انسان در هر دو بُعد علمي و عملي تكميل مي­شود. اين مسئله گذشته از روايات اهل بيت(ع) در ره­آورد عرفاني اهل عرفان نيز مورد توجه قرار گرفته و دربارۀ آن معارف ارزش­مندي مطرح كرده­اند.

از آن ميان، "عارف عربي" در اين باره گفته است: «با ظهور حضرت مهدي، مذاهب و مكاتب مختلف از روي زمين برچيده مي­شوند و جز دين خالص و حقيقي، چيزي باقي نمي­ماند و عده­اي از افرادي كه خود را اهل اجتهاد مي­دانند، وقتي مي­بينند كه مهدي بر خلاف نظريۀ آن­ها حكم مي­كند، دشمني و عداوت مي­كنند، اما به ناچار در برابر حكم مهدي سكوت مي­نمايند و جرأت مخالفت پيدا نمي­كنند».

يكي از بارزترين جلوه­هاي اصلاح فكري و تأمين عدالت فرهنگي، احياي معارف قرآن کريم و دستورات آسماني است كه در زمان ظهور حضرت مهدي(عج) به اجرا درمي­آيد و اين مسئله گذشته از متون ديني، در كلمات اهل معرفت نيز مطرح شده است. برخي از عرفاي بزرگ در اين باره گفته­اند: «در زمان ظهور، روح در كالبد اسلام دميده و بعد از ذلّت و خواري، عزيز شده و دوباره احيا مي­شود و حقيقت دين ظاهر مي­گردد و جز دين خالص چيز ديگري باقي نمي­ماند».

در اين باره، گوياتر از هر كلام، سخن عميق عارف سترگ و حكيم بزرگ حضرت امام خميني (قدس سره) است كه فرمود: «هر يك از انبيا كه آمدند، براي اجراي عدالت آمدند، كه عدالت را در همۀ عالم اجرا كنند، ليكن موفق نشدند، حتّي رسول ختمي ـ صلي الله عليه و آله ـ كه براي اصلاح بشر آمده بود، باز در زمان خودشان به آن معنا موفق نشد، اما كسي كه عدالت را در تمام دنيا اجرا خواهد كرد، مهدي موعود است. او عدالت را در تمام دنيا اجرا خواهد كرد، آن هم نه اين عدالتي كه مردم عادي مي­فهمند كه فقط قضيه عدالت در زمين براي رفاه مردم باشد، بلكه عدالت در تمام مراتب انسانيت. انسان اگر انحرافي پيدا كند، انحراف عملي، انحراف روحي، انحراف عقلي، برگرداندن اين انحراف به معناي خودش، اين ايجاد عدالت است در انسان؛ اگر اخلاقش، اخلاق منحرفي باشد و اگر در عقايد، يك انحراف و كجي­هايي باشد، وقتي به اعتدال برگردد، اين ايجاد عدالت است در انسان. فقط براي حضرت مهدي موعود ـ سلام اللّه عليه ـ اين قدرت هست كه عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد. در تمام نفوسي كه هستند، انحرافات در آن ها هست، حتّي نفوس اشخاص كامل هم در آن انحرافاتي هست، ولو خودش نداند؛ در اخلاق، عقايد، اعمال انحراف است. ايشان (مهدي) مأمورند تمام اين انحرافات را برگردانند به اعتدال كه واقعاً صدق كند: «يملأُ الارضَ عدلا بعدَ ما مُلئت جوراً».

در كلمات اين عارف نكته­آموز به نكته­هاي ظريفي اشاره شده است كه روزنه­هاي جديدي دربارۀ ابعاد گستردۀ حكومت مصلح جهاني، حضرت مهدي(عج) بر روي فرهيختگان اهل تحقيق مي­گشايد؛ چون او معتقد است: عدالتي كه در زمان حضرت مهدي به وجود خواهد آمد، اولاً همان حقيقت بزرگ الهي است كه انگيزه و بخش عظيمي از بعثت انبيا و نزول وحي را پس از توحيد و نبوّت شكل مي­دهد و سفيران حق در طول تاريخ براي تأمين و اجراي آن، از جان مايه گذاشته و اولياي بزرگ الهي براي تحقق آن شهيد شده­اند.

ثانياً عدالتي كه در زمان حكومت مصلح موعود پديد خواهد آمد، تنها در بُعد اقتصادي و تأمين رفاه زندگي نخواهد بود، بلكه همۀ شئون زندگي و هستي عالم و آدم در پرتو وجود او اصلاح شده، تعديل مي­گردند. اخلاق، فرهنگ، انديشه، عقايد و همۀ امور فكري، روحي و عقلي بشر كه بر اثر افراط و تفريط و تبليغات مسموم دچار انحراف شده و در حقيقت «جهالت مدرن» را پديد آورده است، با ظهور آن عدل كامل و عقل كل، اصلاح شده و به فطرت توحيدي و الهي و انساني رهنمون مي­گردند.

ثالثاً، چه بسا بر اساس باورها و مباني فكري و اعتقادي دين­شناسان غيرمعصوم، ناآگاهانه افراط و تفريط در انديشه و اعتقادات ديني و برداشت ناصحيح از آيات و روايات به وجود آمده باشد كه در زمان ظهور آن حضرت، بايد با عدل و عصمت حضرت مهدي(عج) اصلاح گردند.

 

۶) تولد و غيبت حضرت مهدي(عج)

از جمله مسائلي كه گذشته از متون ديني، در عرفان اسلامي دربارۀ آن به تفصيل بحث شده، تولد و غيبت آن حضرت(ع) است. "عبدالوهاب شعراني"، كه يكي از بزرگان اهل معرفت و مورد وثوق شيعه و سنّي است، سخن بسيار ارزش­مندي دربارۀ تولد حضرت مهدي(عج) دارد. او مي­گويد: «در طليعه قيامت است كه اميد ظهور مهدي مي­رود. او كه از اولاد امام حسن عسكري است، در نيمۀ ماه شعبان سال ۲۵۵ به دنيا آمده و از عمر شريف او تا اين زمان، كه سال ۹۵۸ قمري است، ۷۰۶ سال مي­گذرد» و عارف بزرگ، محي­الدين بن عربي دربارۀ او گفته است: «بدون ترديد، مهدي ظهور خواهد نمود و زمين را، كه از جور و ستم پر شده، پاك نموده، عدل و داد در آن پديد خواهد آورد. اگر از عمر دنيا تنها يك روز باقي بماند، خداوند آن روز را به اندازه­اي طولاني مي­كند كه آن خليفۀ الهي ظهور كند. مهدي از عترت رسول الله و از فرزندان فاطمه است. جدّ او حسين بن علي و پدرش امام حسن عسكري، فرزند امام علي نقي، فرزند امام محمّدتقي، فرزند امام علي رضا، فرزند امام موسي كاظم، فرزند امام جعفر صادق، فرزند امام محمدباقر، فرزند امام زين­العابدين، فرزند امام حسين، فرزند امام علي بن ابي­طالب است و هم­نام حضرت پيامبر اكرم است».

در مورد غيبت حضرت مهدي(ع) در كلام نغزي كه از عارف نكته­آموز، عطار نيشابوري، رسيده آمده است:

صدهزاران اوليا روي زمين      از خدا خواهند مهدي را يقين

يا الهي، مهديم از غيب آر      تا جهانِ عدل گردد آشكار

مهدي هادي است تاج اتقي        بهترينِ خلـق، تـاجِ اولـي

اي ولاي تـو معيّـن آمـده       بر دل و جان­ها همه روشن شده

اي تو ختم اوليايي اين زمان       و زهمه معنا، نهاني جان جان

اي تو هم پيدا و پنهان آمده         بنده عطارت ثناخوان آمده

از اين­گونه سخنان اهل عرفان به خوبي معلوم مي­شود كه آن­ها نيز همانند باور يقيني و اعتقادي قطعي شيعيان دربارۀ حضرت مهدي(عج)، اولاً معتقدند كه آن حضرت فرزند امام حسن عسكري(ع) و از اولاد امام حسين و ساير ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ بوده و به دنيا آمده و هم­اكنون در عالم زندگي مي­كند و روزي ظهور نموده، زمين را پُر از عدل و داد مي­كند.

ثانياً، عرفا نيز بر آنند كه حضرت مهدي(عج) غيبت در عين حضور دارد. از اين­رو، در كلام عطّار آمده است: «اي تو هم پيدا و پنهان آمده»؛ چون آن­ها هم مي­گويند كه برخي از افراد صالح و اولياي الهي مي­توانند به حضور آن حضرت برسند و ايشان را ملاقات كنند. پس از ديدگاه عرفا، حضرت مهدي(عج) در عين آن كه از ديدگان عموم غايب است، عده­اي از اوليا مي­توانند به محضر آن حضرت، شرف­ياب شوند.

 

۷) حضرت مهدي(عج)؛ ذخيرۀ هستي

غيبت حضرت مهدي(عج) اسرار نهفتۀ فراواني دارد، بلكه خود از اسرار الهي است؛ چنان كه امام صادق(ع) در پاسخ شخصي كه از سبب غيبت حضرت مهدي(ع) سؤال نمود، فرمود: «مسئلۀ غيبت از امور و از اسرار الهي، بلكه سرّ و غيب الهي است و چون ما مي­دانيم كه خداوند سبحان حكيم است، تصديق مي­كنيم كه همه كارهاي او حكمت است، گرچه دليل آن بركسي معلوم نگردد».

اما صاحب­نظران و دين­پژوهان بر اساس وظيفۀ علمي، كه كشف حقايق و معارف الهي است، هر كدام به نوبۀ خود و بر اساس مباني فكري خويش، نكاتي دربارۀ اسرار غيبت حضرت مهدي(ع) مطرح كرده­اند كه از آن ميان، عارف و مصلح بزرگ قرن، حضرت امام خميني(ره)، در اين باره گفته است: «قضيۀ غيبت حضرت مهدي موعود، يك قضيۀ مهمي است كه به ما مسائلي مي­فهماند؛ من جمله اين كه براي يك همچو كار بزرگي كه در تمام دنيا عدالت به معناي واقعي اجرا شود، در تمام بشر نبود كسي، الاّ مهدي موعود ـ سلام اللّه عليه ـ كه خداي متعال او را ذخيره كرده است براي بشر. هر يك از انبيا آمد كه اجراي عدالت در همه عالم بكنند، لكن موفق نشدند... اگر مهدي هم مثل ساير اوليا به جوار رحمت حق مي­رفتند، ديگر در بشر كسي نبود كه اين عدالت را [اجرا] بكند. اين يك موجودي است كه ذخيره شده براي يك همچو مطلبي».

در كلام اين بزرگ­مرد الهي و عرفاني به طور كلّي بر اين نكته تأكيد شده است كه حضرت مهدي(عج) به عنوان ذخيرۀ الهي در گنجينۀ غيبت نگاه­داري مي­شود تا بر اساس حكمت بالغۀ حق سبحانه در روز مقرّر، براي نجات بشر و پديد آوردن عدالت در تمام شئون وجودي عالم و آدم ظهور نمايد و به آرزوهاي تمام سفراي الهي در طول تاريخ، كه شكوفايي درخت توحيد و عدالت بوده است، جامۀ عمل بپوشاند و بشر را در مسير حق و به سوي كمال مطلق رهنمون شود. اين از آن روست كه بر اساس ديدگاه عرفا، حضرت مهدي(عج) رحمت عام الهي است؛ وقتي ظهور نمايد، اختلاف كثرت در سايۀ احكام وحدت از ميان برمي­خيزد؛ چنان كه برخي از بزرگان اهل معرفت در اين­باره گفته­اند: «چنان كه به مظهريت اسم «الرحمن» خاتم انبيا رحمۀٌٔ للعالمين گشت، خاتم اوليا نيز مظهر رحمت عام، كه رحمت رحمان است، گشت و سعادت دو جهان در مشايعت آن حضرت منحصر شود و اصول هر يك اساس قرار گيرد و اختلاف كثرت به حكم ظهور احكام وحدت از ما بين برخيزد؛ چنان كه شيخ سعدالدين حموي فرمود: «لن يخرجَ المهديُ حتي يُسمَع مِن شراكِ فِعله اسرار توحيدِ»؛ (مهدي ظهور نمي­كند تا آن كه حتّي از بندهاي كفن او اسرار توحيد شنيده شود)»

مراد "سعدالدين حموي" آن است كه چون حضرت مهدي(عج) آخرين حلقۀ سلسلۀ مناديان توحيد، وظيفۀ همه انبيا و اوليا و عصارۀ عالم است، براي روزي ذخيره شده كه بر اساس پيش­رفت فكر، زمينۀ پذيرش توحيد در همگان به گونه­اي به وجود بيايد كه از همۀ پديده­هاي عالم ذكر توحيد شنيده شود. در برخي از منابع ديني نيز از حضرت مهدي(عج)به ذخيرۀ الهي ياد شده است؛ آن جا كه فرمود: «...ذخيّرك اللّهُ لنُصرهٔ الدين و اعزاز المؤمنين».

در راستاي اين مسئله كه حضرت مهدي(ع) ذخيرۀ عالم براي به وجود آوردن مدينۀ فاضلۀ الهي و انساني است كه روزي تحقق خواهد يافت، برخي از بزرگان، نكتۀ ظريفي اظهار نموده و گفته­اند: «بشر از روزي كه در بسيط زمين سكني گزيده، پيوسته در آرزوي يك زندگي اجتماعي مقرون به سعادت به تمام معناست و به اميد رسيدن به چنين روزي قدم برمي­دارد و اگر اين خواسته تحقق خارجي نداشت، هرگز چنين آرزو و اميدي در نهاد وي نقش نمي­بست؛ چنان كه اگر غذايي نبود، گرسنگي نبود و اگر آبي نبود، تشنگي تحقق نمي­يافت و اگر تناسلي نبود، تمايل جنسي تصوّر نمي­شد. از اين رو، به حكم ضرورت (جبر) آيندۀ جهان روزي را در برخواهد داشت كه در آن روز، جامعۀ بشر پُر از عدل و داد شده، با صلح و صفا هم­زيستي نمايند و افراد انساني غرق در فضيلت و كمال شوند و رهبري چنين جامعه­اي به دست منجي جهان، مهدي موعود(عج) خواهد بود».

 

جلوه­اي از سيماي كارگزاران دولت مهدي(عج)

يكي از مسائل ديگري كه در عرفان اسلامي مطرح، و ره­آورد عرفاني بزرگان اهل معرفت دربارۀ حضرت مهدي(عج) است، مسئله ياران و كارگزاران دولت كريمۀ آن حضرت(ع) مي­باشد. صاحب فتوحات مكيّه در اين كتاب، يك باب را به طور مستقل بدين مسئله اختصاص داده و به طور مبسوط دربارۀ آن بحث كرده و از جمله گفته است: «افراد با معرفت و كساني كه حقايق را از راه كشف و شهود و با علم و معرفت الهي به دست مي­آورند، با او [مهدي] بيعت مي­كنند... ياران و كارگزاران دولت و حكومت مهدي، مردان الهي هستند كه دعوت او را پذيرفته و او را ياري كرده و دستورات او برپا مي­دارند... و كارهاي دشوار ادارۀ جامعه را بر عهده مي­گيرند و به او بر اساس تكليف الهي خود، كمك مي­كنند... ياران مهدي بر مشرب اصحاب پيامبر هستند كه بر عهد خود وفا مي­كنند، و آن­ها از مردم عجم­اند و هيچ فرد عربي ميان آن­ها نيست، لكن به غير از زبان عربي سخن نمي­گويند».

هم­چنين گفته است: «سعادت­مندترين مردم به مهدي اهل كوفه هستند».

جناب شيخ بهائي پس از نقل فرازهايي از كلام آن عارف بزرگ، دربارۀ حضرت مهدي(عج) و يارانش مي­گويد: «با ديدۀ بصيرت به كلام او بنگريد و با دست بلند آن را بگيريد. شايد به هدف او آگاهي پيدا كنيد».

 

حسن ختام

حسن ختام اين مقاله دو فراز نكته­آموز است:

الف) عندليب گلشن اسرار، حافظ شيرازي، در سخن نغزي دربارۀ ظهور حضرت مهدي موعود(عج) گفته است:

يوسف گم گشته باز آيد به كنعان غم مخور         كلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور

اي دل غم ديده، حالت به شود، دل بد مكن      وين سر شوريده باز آيد به سامان غم مخور

هان مشو نوميد، چون واقف نه اي از سرّ غيب       باشد اندر پرده بازي­هاي پنهان غم مخور

حال ما در فرقـت جانان و ابرام رقيـب           جمله مي­داند خداي حال گـردان غم مخور

ب) ما نيز با همه لب­تشنگان وادي انتظار، و منتظران رؤيت خورشيد، هم­صدا شده به خداي سبحان عرض مي­كنيم:

«اللّهم اِنّا نَرغبُ اليكَ في دولۀ كريمۀ تُعِزُّ بها الاسلامَ و اَهله و تُذلُّ بها النفاقَ و اَهله و تَجعلُنا فيها مِن الدعاۀِ الي طاعتك والقادۀ الي سبيلك و ترزقُنا بِها كرامۀَ الدُّنيا و الآخرۀِ.»

 

پي­نوشت­ها

۱ـ جوادي آملي. عبدالله، تفسير تسنيم، قم، اسراء،۱۳۸۰ش، ج۳، ص۲۸.

۲ـ محي­الدين بن عربي، فتوحات مكيّه، بيروت، دار صادر، ج۳، باب ۳۶۶، ص۳۲۷.

۳ـ جيلي. عبدالكريم، الانسان الكامل في معرفهٔ الاواخر و الاوايل، چاپ پانزدهم، مصر، مكتبهٔ المصطفي البابي الحلبي، ص­۷۲.

۴ـ امام خميني، تعليقهٔ علي الفصوص الحكم، مؤسسه پاسدار اسلام،۱۴۱۰ق، ص۲۶.

۵ـ محي­الدين بن عربي، شرح قيصري بر فصوص الحكم، چاپ سنگي، قم، نشر بيدار، فص عزيزي، ص۳۰۸.

۶ـ نسفي. عزيزالدين، انسان كامل، رسالۀ «نبوّت و ولايت»، چاپ چهارم، تهران، كتابخانه ظهوري، ۱۳۷۷ش، فصل۶، ص۳۲۰.

7ـ امام خميني، ديوان شعر، مؤسسۀ تنظيم و نشر آثار امام خميني، ۱۳۷۸ش، قصيدۀ بهاريه.

8ـ قاساني. عبدالرزاق، شرح فصوص الحكم، قم، بيدار،۱۳۷۰ش، فص شيثي، ص۴۲.

9ـ همو، اصطلاحات صوفيه، چاپ دوم، قم، بيدار،۱۳۷۰ش، باب خاء، ص۱۵۸.

10ـ لاهيجي. محمدفياض، مفاتيح الاعجاز في شرح گلشن راز، سعدي،۱۳۷۱ش، ص۳۱۵.

۱1ـ فتوحات مكيّه، ج۳، باب ۳۶۶.

۱2ـ نسفي. عزيزالدين، انسان كامل، مقدّمه فصل۲، ص۷۵.

۱3ـ آملي، سيدحيدر، نص النصوص في شرح فصوص الحكم، نشر طوس، ۱۳۶۷ش، ج۱، ص۲۵۵.

۱4ـ جامي. عبدالرحمن، نقد النصوص في شرح نقش الفصوص، نشر مطالعات و تحقيقات فرهنگي،۱۳۷۰ش، ص۸۹.

۱5ـ شيخ­عباس قمي، مفاتيح الجنان، زيارت «جامعۀ كبيره».

۱6ـ همان، دعاي «ندبه».

۱7ـ همان، دعاي «عديله».

۱8ـ فتوحات مكيّه، ج۳، باب ۳۶۶، ص۳۳۲.

۱9ـ نسفي. عزيزالدين، مقصد اقصي، باب ۵، ص۲۴۵.

 

سه‌شنبه 20 مرداد 1388 - 9:58


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری