چهارشنبه 26 تير 1398 - 12:55
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

ساقي نامه در شعر فارسي

 

 

ساقي نامه در شعر فارسي

گردآورنده: احترام رضايي

مؤسسه انتشارات اميركبير

نوبت چاپ: اول 1388

 

 

 

 

 

 

 

 

موضوع اين كتاب بحث و بررسي درباره ساقي نامه است كه در دو بخش گردآوري شده است. در بخش اول اين اثر، كلياتي درباره ساقي‌نامه‌ها، مضامين ساقي‌نامه‌ها و پيشينه آن‌ها و سير تاريخي‌شان نگاشته شده است و بخش دوم به معرفي تذكره‌هاي ساقي نامه اختصاص دارد. نويسنده در فصل اول اين كتاب به نقطه نظرات علي‌اكبر دهخدا، احمد گلچيني و دكتر سيروس شميسا، از ساقي‌نامه پرداخته است. اما آنچه در تمام اين تعاريف جنبه اشتراك دارد اين است كه ساقي‌نامه، نوعي شعر است كه در آن شاعر با مخاطب قرار دادن ساقي، مضاميني را در ياد كرد مرگ، بي‌ثباتي‌ حيات دنيوي، غنيمت شمردن فرصت و نيز گذار بودن عمر آدمي بيان مي‌كند.

به اعتقاد مؤلف «ساقي نامه و مغني‌نامه كه اجزاي يك منظومه مستقل را تشكيل مي‌دهد، شامل ابياتي هستند بيشتر در قالب مثنوي و بحر متقارب، كه در آن ساقي و مغني خطاب قرار مي‌دهد و با طلب باده از ساقي و نواخت موسيقي از مغني، به بيان مسائلي مي‌پردازد از جمله، بي‌اعتباري دنياي فاني و مقام و منصب آن، ستمگري و بي‌وفايي روزگار غدار، شكايت از ريا و دورويي اهل زمانه به خصوص زاهدان ريايي و مزمت آن‌ها، توصيف عرفاني و صفاي عرفا و اهل درد، دعوت به اغتنام فرصت و دريافت دم و پرداختن به شادي و عيش معنوي و امثال اين‌ها» ساقي‌نامه‌هاي اوليه، ابيات پراكنده‌اي بودند كه در ضمن يك اثر ديگر و وابسته به آن آمده‌‌اند و بعدها ساقي‌نامه به شكل مستقل درآمد.

فصل دوم، اختصاص دارد به بحث و بررسي درباره «خمر» و «خمريه» و همچنين خمريه را در روزگار جاهليت و شعر عرب، بررسي مي‌كند. علاوه بر آن به ارزيابي اين مسئله مي‌پردازد كه آيا آن گونه كه گفته شده است، ساقي‌نامه‌، زاده خمريات فارسي، و خمريات فارسي، زاده خمريات عرب است؟ نويسنده براي رسيدن به پاسخ اين سؤال در دو فصل مجزا، ابتدا به پيشينه خمريات عرب تا اوايل دوره عباسي و در ادامه نيز به پيشينه خمريات فارسي تا اوايل سده ششم مي‌پردازد لازم به ذكر است كه در اين كتاب توجه به خمريه سرايي در شعر عرب و بررسي آن فقط به منظور بررسي پيشينه خمريه‌سرايي در شعر فارسي مي‌باشد. بنابراين تنها به مطالعه شعر عرب تا قسمت‌هايي از دوره عباسي يعني قسمت‌هايي كه به حوزه كار شعر فارسي مربوط مي‌شود، مي‌پردازد.

در اين فصل مي‌خوانيم: در عصر جاهلي شراب از سوريه و فلسطين و اطراف آن به جزيره‌العرب آورده مي‌شد و به جهت دوري مسافت تا به باديه برسد، بهايش به حد بالايي مي‌رسيد. بنابراين فقط ثروتمندان و توانگران و بخشندگان و صاحبان كرم، توان باده‌گساري داشتند. برخي از شعرا گهگاه به آن دست مي‌يافتند و بعد از نوشيدن با تفاخر، به وصفش مي‌پرداختند.»

در اشعار شعراي جاهلي وصف شراب و خمر بسيار فراوان است و كمتر شاعري مي‌توان يافت كه به آن نپرداخته باشد.

اين اثر به خصوص به بررسي و ارزيابي شعر خمري در دوران امري و عباسي اشاراتي تأمل برانگيز دارد و به فراز و فرود آن در اثر تعليمات قرآن كريم و سنت پيامبر اكرم(ص) مي‌پردازد «باده‌گساري يكي از آشكارترين مظاهر زندگي آميخته به نوشخواري و ملاهي تمدن جديد عباسي است. در اين دوره در همه بلاد اسلامي، شراب‌خواري رواج داشت و در بغداد و حومه آن بر سر راه قوافل و مسافران، دور از چشم شرطه، عباد و متدينان، هرجا ميكده‌اي داير بود، مردان يا زناني از مجوس، نصاري و يهود غالباً از ايرانيان، روميان، نبطي‌ها، كردها و سياهان به باده‌نوشي مشغول بودند. ميكده‌ها ميعادگاه خوشگذران‌ها بود كه گاه يك يا دو يا سه روز در آن مي‌ماندند. حتي اتفاق مي‌افتاد كه يك ماه تمام همچنان سرگرم ناي و نوش باشند.»

نويسنده در اين فصل به بيان و بررسي تفصيلي خمريه در شعر فارسي مي‌پردازد و جزئيات و كليات آن را همراه با اشعار و شاعران اين آثار را ذكر مي‌كند. از اين نقطه‌نظر، در شعر فارسي خمريه‌ها غالباً و دست كم بهترين آن‌ها در دوره اول از ادوار شعر فارسي سروده شده‌اند. يعني از حدود پايان قرن سوم هجري تا نيمه قرن پنجم. در ادامه مي‌خوانيم: «زندگاني مرفه اغلب گويندگان اين عصر و معاشرت با امرا و وزرا رجال ثروتمند و خوشگذراني‌هاي آنان در مجالس پرشكوه وسيله بزرگي شده است براي آنكه در شعر اين عهد همواره صحبت از كامراني‌ها و عيش‌ها و عشرت‌ها شود و كمتر از ناكامي‌ و نامرادي و يأس و بدبيني و انزوا و انقطاع از خلق و نظاير اين مسائل در آن سخن رود.»

لازم به ذكر است كه وصف، از ويژگي‌هاي برجسته و مهم شعر اين دوره محسوب مي‌شود، چنان كه اشعار اين زمان پر از توضيحات مطبوع درباره ميدان‌هاي جنگ، مجالس و محافل سلاطين، معشوقگان و اندام معشوق، جشن‌ها، مناظر طبيعي، پهلوانان، جنگجويان و... مي‌باشد.

از آنجايي كه مي و مجالس ميگساري فيزيكي از مسائل مورد اقبال و توجه شعرا بوده است، شاعران اين دوره با ابياتي پراكنده به توصيف آن‌ها پرداخته‌اند.

همچنين اين كتاب اشاره‌اي دارد به «رودكي» شاعر قرن چهارم كه در توصيف مي و ميگساري اشعار فراواني دارد كه از آن ميان قصيده «مادر مي» مشهورترين آن‌ها مي‌باشد. اين قصيده را رودكي در وصف مجلسي ساخت كه امير نصربن احمد پادشاه ساساني به افتخار غلبه «ابوجعفر» بر «ماكان» ديلمي ترتيب داد.

از ديگر شاعراني كه درباره آن‌ها مفصل بحث شده است و خمريات آن‌ها مفصل مورد ارزيابي قرار گرفته است، منوچهري است كه قصايد او به طور پراكنده در اين اثر آورده شده است. منوچهري عموماً در ابتداي قصايدش، طريقه ساختن خمر را به شعر بيان مي‌كند.

همانطور كه اشاره شد، از آنجايي كه شاعران همواره، هر چه را در اطرافشان مي‌ديده‌اند و مورد توجه آن‌ها قرار مي‌گرفته است، توصيف كرده و در اشعارشان به آن مي‌پرداخته‌اند، توصيف باده و توجه به مضامين خمري هم از قديم‌الايام مورد توجه آن‌ها بوده است و اين مطلب مختص به شعراي زبان فارسي و يا عربي نيست، شعراي يونان قديم نيز در خمريه اشعاري سروده‌اند. در واقع هر جا باده‌اي بوده است و شاعري، شعر خمري وجود داشته است. بنابراين اين مطلب كه خمريه فارسي را زاده خمريه عربي بدانيم، درست به نظر نمي‌رسد. البته اين سخن نه به آن معناست كه ميان خمريات فارسي و عربي هيچ ارتباطي نيست.

در ادامه مي‌خوانيم: «همان‌گونه كه در ديگر مضامين شعري و ادبي ميان شعرا و نويسندگان ايراني و عرب تأثير و تأثري وجود داشته است. در شعر خمري نيز اين تأثيرات و تبادل مضامين وجود داشته است.

در فصل سوم اين كتاب به مضامين ساقي‌نامه‌ها پرداخته مي‌شود و براي بدست آوردن ويژگي‌هاي محتوايي و مضامين، ساقي‌نامه، بيش از پنجاه مورد آن بررسي مي‌شود. در اين راستا مي‌پردازد به اينكه مدح و ستايش از جمله مضاميني است كه بيشتر شاعران در قالب قصيده به آن پرداخته‌اند. گرچه در برخي از غزل‌ها، قطعات و مثنوي‌ها هم آن را مشاهده مي‌كنيم.

همچنين نويسنده اشاره‌اي دارد به حافظ شيرازي، اولين كسي كه مدح را در ساقي‌نامه‌اش وارد نمود. و در ادامه نيز مي‌پردازد به شاعران بعد از او به خصوص شعراي قرن دهم و يازدهم كه به اين كار اهتمام ورزيدند.

با اشاره به اينكه يكي از ويژگي‌ها و عناصر مهم ساقي‌نامه، ممدوح است. يادآوري مي‌كند كه ممدوح ساقي‌نامه با ممدوح ديگر انواع شعري تفاوت ندارد. همانگونه كه در قصيده يا ديگر قالب‌ها مي‌بينيم، گاه ممدوح پادشاه است گاه وزير يا شخصيتي حكومتي، گاه نيز نبي‌ اكرم(ص) و ائمه (ع) و ديگر بزرگان ديني.

لازم به ذكر است كه در قرن دهم و يازدهم مديحه‌سرايي در ساقي‌نامه‌ها رواج مي‌يابد و به اوج مي‌رسد. همچنين تعريف مطالب مختلف از قبيل دل، عشق، سخن، صبح و... پند و اندرز، تفاخر به سخنراني و ستايش از خود، مناظره، بيان احوال و ذكر آرزوها، سرزنش و نكوهش زمانه، مضامين عشق و تغزل، مضامين عرفاني، و... همه مضامين مشترك ميان ساقي‌نامه‌ها و ديگر فنون شعري مي‌باشند كه نويسنده به پرداختن به تمامي آن‌ها لزومي نمي‌بيند.

البته لازم به ذكر است كه برخي از اين مضامين همچون نكوهش زمانه و اهل زمانه، مذمت زاهدان ريايي و مضامين عرفاني و حماسي، اگرچه مشترك ميان ساقي‌نامه‌ها و ديگر فنون شعري مي‌باشند، در ساقي‌نامه‌ها نيز جايگاهي خاص دارند، در بخش مضامين خاص ساقي‌نامه‌ها مورد بررسي قرار گرفته‌اند.

بنابراين نويسنده با اشاره به اين نكته كه پرداختن به مضامين غزلي در بسياري از ساقي‌نامه‌ها وجود دارد، اما در برخي از آن‌ها مثل ساقي‌نامه ميرابوطالب فندرسكي و مولانا ظهوري، ابياتي با مضمون غزلي و عنوان غزل همراه با تخلص شعري در بيت پاياني آن موجود است، سخن را در اين باب به پايان مي‌رساند.

در اين اثر، در باب مضامين خاص مي‌خوانيم كه: جداي از مضامين مشترك ميان ساقي‌نامه‌ها و ديگر فنون شعري، مضاميني وجود دارند كه اگر چه برخي از آن‌ها در ديگر فنون شعري يافت مي‌شوند، اما مختص و خاص ساقي‌نامه‌ها مي‌باشند و به كمك آن‌ها مي‌توان ساقي‌نامه‌ها را تعريف نمود، همچنين نويسنده متذكر مي‌شود كه شيرين‌ترين و زيباترين توصيفات از ساقي، جام مي، مطرب و مغني جز در ساقي‌نامه‌ها، يافت نمي‌شود و در واقع ساقي‌نامه‌هاي ادب فارسي گنجينه بي‌نظيري از اين توصيفات مي‌باشند.

همانگونه كه اشاره شد، مؤلف در اين مجموعه علاوه بر بحث و بررسي درباره مضامين ساقي‌نامه‌ها به ويژگي‌هايي خاص و عام ساقي‌نامه‌ها با ذكر نمونه آن‌ها مي‌پردازد. در اين باره يادآور مي‌شود كه: «ذكر اصطلاحات خاص ميخانه و اهل ميخانه هم با آنكه در ديگر فنون شعري نيز آمده است از ديگر ويژگي‌هاي خاص، ساقي‌نامه‌ها محسوب مي‌شود. اصطلاحاتي چون پير ميخانه، حريف خراباتي، خرقه‌بازي و... كه در همه ساقي‌نامه‌ها تعدادي از اين اصطلاحات يافت مي‌شود.

در آخر اين فصل يك پرسش مورد ارزيابي و بررسي قرار مي‌گيرد، اينكه آيا ساقي‌نامه ريشه در خمريات فارسي دارد؟ در اين بخش از كتاب به نقطه نظرات دو تن از صاحب‌نظران، علي‌اكبر دهخدا و دكتر محمد ترابي، پرداخته مي‌شود. و ديدگاه اينان به اجمال مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

به نظر نگارنده اينكه بياييم ساقي‌نامه را به صرف آن كه در آن از جام، باده و ساير متعلقات آن سخن گفته شده است، جزئي از شعر خمري بناميم، صحيح به نظر نمي‌رسد، چرا كه بسياري از عرفا و شعراي ما در غزلياتشان نيز به ذكر باده و جام پرداخته‌اند. نويسنده در ادامه يادآور مي‌شود كه: از اوايل قرن پنجم هجري كه تصوف با ادب فارسي درآميخت، عرفا و صوفيه از كلمات و اصطلاحات شعري به صورت رمز و تمثيل براي بيان انديشه‌ها و سخنان خود سود جستند. بنابراين اصطلاحات ساقي، مي و ميخانه نيز كه در شعر خمري وجود داشت، در كنار بسياري ديگر از اصطلاحات و مضامين شعري وارد شعر عرفاني شد و در معني صوفيانه به كار رفت. در ساقي نامه‌ها نيز اين اصطلاحات در معني عرفاني‌اش آمده است نه در معني ظاهري. بنابراين به اعتقاد نويسنده، شايد بهتر آن باشد كه ريشه ساقي‌نامه‌ را، كه در واقع جزئي از شعر عرفاني ما محسوب مي‌شود، در اشعار عارفانه و صوفيانه بدانيم. سپس در اين مجموعه به شباهت‌ها و تمايزات فراوان خمريه و ساقي‌نامه مي‌پردازد كه در اين كتاب تنها به ذكر و تفاوت آن اكتفا مي‌شود. يكي از جهت قالب شعري و ديگري از نظر معنايي، ذكر مي‌شود.

در فصل چهارم به موضوع سير تاريخي ساقي‌نامه‌ها و همچنين قالب‌هاي شعري آن پرداخته مي‌شود.

همانگونه كه در فصل قبل درباره خمريات فارسي گفته شد، سرودن از مي و ميخانه و ساقي‌ و مطرب از ديرگاه مورد اقبال شاعران بوده است. با ظهور خانقاه‌ها اين مضامين به همراه ديگر ذوقيات شعرا به خانقاه‌ها و سپس به شعر عرفاني راه يافت و به همان نسبت معاني جديدي را كه بيان‌كننده حقايق بلند عرفان بودند، دارا شد.

در ادامه نيز به اين نكته مي‌پردازد كه، ساقي‌نامه به معناي واقعي‌اش مولود ابيات پراكنده نظامي در ليلي و مجنون و نيز اسكندرنامه مي‌باشد. همچنين يادآور مي‌شود كه نظامي ساقي‌نامه‌هاي مستقلي سرود، اما با همان ابيات پراكنده سنگ زيرين بناي ساقي‌نامه‌ سرايي را نهاد.

 

در ادامه سير تاريخي ساقي‌نامه سرايي مي‌خوانيم، در قرن نهم هجري ساقي‌نامه سرايي با اقبال چنداني روبه‌رو نشد. در نيمه اول قرن دهم، افرادي چون اميدي رازي، حكيم پرتوي شيرازي و... به دنباله‌روي از خواجه شيراز، ساقي‌نامه‌هاي مستقلي سرودند و چون اين ساقي‌نامه‌ها داراي پختگي و قناعت بودند و نيز مضامين بلند عرفاني و حكمي داشتند، در مدت كوتاهي شهرت كامل يافتند و به دنبال آن رفته رفته ساقي‌نامه‌سرايي رواج يافت.

به دنبال آن از اواخر قرن دهم هجري به بعد، ساقي‌نامه‌‌سرايي، از ركن‌هاي اصلي شاعري و از انواع مهم ادبي به شمار رفت. از نظر حجمي در اين دوره، ساقي‌نامه‌هاي طولاني و مفصلي سروده شدند كه جداي از مضامين خاص ساقي‌نامه‌ها، داراي مضامين فراوان ديگر مثل توصيف فصول و اماكن و مناظر، حكايات و تمثيل‌ها، غزل و... بودند.

لازم به ذكر است كه هر چه به دوره معاصر نزديك‌تر مي‌شويم حجم و تعداد ساقي‌نامه‌ها رو به افول مي‌گذارد. به طوري كه در دوره قاجاريه كم‌كم از حجم و تعداد ساقي‌نامه‌ها كاسته شد.

در قسمتي از آخرين بخش اين مجموعه به بيان نظريات برخي از بزرگان ادب فارسي در مورد بهترين ساقي‌نامه‌، براي آشنا شدن بيشتر مخاطب با اين ساقي‌نامه‌ها به بيان سير محتوايي آن‌ها پرداخته شده است.

در بخش آخر نيز براي آشنايي بيشتر خوانندگان و علاقه‌مندان با تذكره‌هاي ساقي‌نامه‌ها، به معرفي آن‌ها پرداخته شده است.

در اين مجموعه تحقيقي كه به شيوه كتابخانه‌اي و فيش‌برداري و بررسي آن‌ها، انجام شده است، هدف نويسنده، بررسي همه‌جانبه ساقي‌نامه و مخصوصاً سير تاريخي آن و ميزان بهره گرفتن آن از ساقي‌نامه‌هاي اعراب و همچنين وام دادن به خمريه‌هاي اعراب است چنانكه دغدغه‌ نويسنده بررسي ميزان تأثير و تأثر ساقي‌نامه‌هاي فارسي و عربي از يكديگر است.

 

 

 

يكشنبه 18 مرداد 1388 - 15:2


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری