دوشنبه 1 بهمن 1397 - 18:56
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م- رستمي

 

بر اين رواق مقرنس

 

 

 

 

 

بر اين رواق مقرنس

گزيده نقد و بررسي‌هاي شعر علي معلم دامغاني

به كوشش مركز آفرينش‌هاي ادبي حوزه هنري

انتشارات سوره مهر

چاپ اول 1388

 

چنان كه در عنوان كتاب آمده است اين مجموعه، گزيده نقدها و بررسي‌هايي است كه درباره شعر علي معلم نوشته شده است. اكثر اين نقدها و بررسي‌ها برگرفته از مجله شعر (ويژه‌نامه استاد علي معلم) است.

كاميار عابدي يكي از نقدنويسان بر آثار علي دامغاني، معتقد است اختلاف و تفاوت‌ علي معلم را با هم‌طرازانش اين است كه بيشتر آنان با غزل و شعر نو دمساز بودند، در حالي كه علي معلم كمترين رغبتي به شعر نو نداشت، او تأكيد مي‌كند كه اين تنها مايه اختلاف و تفاوت معلم با معاصرانش نيست و اشاره مي‌كند به اينكه: معلم در همه اين سال‌ها (سال‌هاي پس از انقلاب)، در همه اشعارش، حتي در اوج بحراني‌ترين سال‌ها و حوادث مهم دهه اول انقلاب و جنگ تحميلي عراق عليه ايران، همواره از آميختن شعر و شعار پرهيز داشته است.

نويسنده در ادامه يادآور مي‌شود، شاعران در سال‌هاي نخستين دهه انقلاب يا ترجيح دادند كه در بند تغزلات و روياهاي خويش بمانند و يا در عين توجه به مسائل روز، جنگ و... بيت‌ها، مصراع‌ها و سطرهاي فراواني از اشعار و جملات انشايي غيرادبي در شعرشان به چشم مي‌خورد. اما درباره شعر معلم، مي‌توان با جرأت و جسارت نوشت كه جوهره شعري و ادبي اشعار او همواره محفوظ مانده است.

كه در شعر او، تقريباً هيچگاه به بيت يا مصراعي برنمي‌خوريم كه در آن‌ها وجه ادبي فداي حوادث و جريانات و هيجانات سياسي و اجتماعي معاصر و غيره شده باشد.

به اعتقاد نگارنده يك ويژگي عمده شعر معلم اين است كه او تأثير سنت هزار و اندي ساله شعر فارسي را به نحوي بسيار شگفت‌آور و زياد در شعرش عرضه مي‌كند.

از مشخصه‌هاي شعر معلم كه به عنوان جزئي از روحيه شهري وي همواره حضور دارد، استعمال برخي لغات محاوره‌اي و تعبيرات عاميانه، موازنه‌ و مماثله، پرداخت واژه و ارسال المثل را مي‌توان نام برد.

يكي ديگر از منتقدان، محمدكاظم كاظمي درباره زبان شعر علي معلم بر اين باور است كه: «زبان شعر علي معلم دو جنبه دارد، يك جنبه عطايي و يك جنبه لقايي. از يك طرف زباني است محكم، تكنيكي، پرقابليت، و پرانعطاف و از طرف ديگر دشوارياب است و پرلغت». همچنين مي‌گويد آنان كه شعر را به شرط سهولت و قابل فهم بودن مي‌پذيرند، با اتكا به دشواري‌هاي اين زبان، معلم را از جرگه شاعران خارج مي‌دانند و برعكس، آنان كه پيش از فهم كامل هر شعري در پي استفاده از عطاهاي شاعر هستند، علي‌رغم همه ناتواني خويش در فهم كلام، به توانايي شاعر آن اذعان دارند.

حسن ذوالفقاري نيز درباره استفاده و بازآفريني كلمات متروك در شعر علي معلم مي‌نويسد: آنچه خواننده در نگاه اول از ويژگي‌هاي شعر معلم درمي‌يابد وسعت دايره واژگان و استفاده از آن‌هاست كه بسامدي فراوان دارد. شاعر به اقتضاي محتواي شعر خود، گاه لازم مي‌بيند واژه‌هاي باستاني و مربوط به سبك‌هاي گذشته شعر فارسي را زنده و بازآفريني كرده تا به نفع عصر خود به كار گيرد.

نويسنده اين مقاله در ادامه متذكر مي‌شود كه: يكي از مبناهاي سبكي شاعر و از اركان مهم آن همين كاربرد و استفاده از واژگان سبك خراساني است و اين ركن ارتباط كاملاً مستقيم و منطقي با ساير ويژگي‌هاي زباني و سبكي شاعر دارد، چرا كه براي نمونه، حماسه كه ويژگي‌ شعر اوست، زباني فخيم، پرصلابت، فاخر و مهيب مي‌طلبد و اگر معلم سطح كلمات خود را نزول مي‌داد، بي‌گمان تأثير كنوني را نمي‌داشت و يا موسيقي شعري او رابطه مستقيم با نوع كلمات به كار گرفته شده‌اش دارند.

در بخشي از اين مجموعه به نقد و بررسي‌هاي يكي ديگر از منتقدان به نام «بي‌بي‌اعظم حسين‌پور» پرداخته مي‌شود.

در اين قسمت مي‌خوانيم: اشعار معلم در نظر اول براي خواننده راحت‌طلب، بسيار غامض و نامطبوع جلوه مي‌كند. او در قالب‌هاي غزل، قصيده و مثنوي آثار خود را منتشر كرده است به اعتقاد حسين‌پور، مهم‌ترين قالب و جدي‌ترين رويكرد اين شاعر، قالب ديرپاي مثنوي بوده است. او در اين قالب، منشأ تحولات ارزشمندي نيز شده است. تا پيش از ظهور وي به عنوان يك شاعر انديشمند و تأثيرگذار، قالب مثنوي براي مواردي خاص از جمله روايت داستان‌هاي عاشقانه و عارفانه و يا اندرزهاي اخلاقي و حكيمانه به كار مي‌رفت، علاوه بر آن تعداد معدود و محدودي از اوزان عروضي بود كه شاعران در آن به شعر گفتن مي‌پرداختند و جز اندكي تا پيش از اين جرأت تخطي از اين اصول و پيش فرض‌هاي تحميلي را به خود نمي‌دادند.

با اين همه به باور نويسنده، معلم در اولين اشعارش در كتاب «رجعت سرخ ستاره» كه تنها مجموعه شعر چاپ شده اوست، داراي ضعف‌هايي است. او در اين مجموعه تا حدودي از اوزان كوتاه استفاده مي‌كند و هويت شعرش تحت تأثير شعر ديگران است اما به مرور زمان، معلم، اوزان كوتاه را كنار گذاشت و به اوزان بلند مثنوي پرداخت از نگاه نويسنده اين مقاله معلم با استفاده از واژگاني كه ريشه در مذهب دارد و با به كارگيري اسامي اشخاص و مناطقي كه در اوايل اسلام موضوعيت داشتند، تاريخ اسلام را به نسل معاصر انتقال مي‌دهد. همچنين «مثنوي هجرت» يكي از كارهاي شاخص معلم است، كه تاريخ انبياء و تمامي حوادث دنياي كهن، كاملاً در آن مشهود است. او در اين مثنوي، با زبان حماسي خويش، عظمت انقلاب اسلامي را نيز به نمايش مي‌گذارد.

هنگام ميعاد خونيني دوباره‌ست

باوركن اينك رجعت سرخ ستاره‌ست

بردند گويي مژده عود فلق را

بر بام گردون رايت سرخ شفق را

بوم سياه شب‌سرا را پر بريدند

شب را به تيغ فجر خونين سر بريدند

در جان عالم جوشش خون حسيني است

اينك قيام قائم مهدي، خميني‌ست

در بررسي اين قطعه از شعر، نويسنده اشاره مي‌كند به صورت‌هاي خيال و ذهنيت عاطفي‌ شاعر كه درشتناك، قدرتمند و حماسي است. تشبيه و استعاره‌هايي كه معلم در شعرش به كار مي‌برد نشانگر تحليل بارور اوست و شاعر را هنرمندانه به بيان دردها، رنج‌ها و مصايب انساني مي‌كشاند و آنچه به خواننده ارزاني مي‌كند. هيجان و اندوهي است كه با غايت شكوه در جانش ريشه مي‌دواند.

در اين بخش اشاراتي نيز به «مؤخره رجعت سرخ ستاره» شده است كه معلم در اين قسمت تفكر انقلابي خويش را اينگونه مي‌كند.

«امروز ملت اسلام براي تثبيت موجوديت خويش راهي جز اين ندارد كه بر چكاد فرهنگ متعالي و اصيل و ارجمند خويش قلعه بگيرد و برج و با روياها و آرزوهاي بلند خويش را كه از دستبرد حوادث ايام مصون و محفوظ نمانده است، از نوع عمارت كند.»

كه در اين مجموعه تلاش شده تا علاوه بر نقد و بررسي‌هاي آثار معلم به تأثير فراواني كه وي پس از انتشار آثارش بر شاعران بعد از خود بخشيده نيز، پرداخته شود.

پس از انتشار مثنوي‌هاي معلم، جرياني عظيم از مثنوي‌‌سرايي در بين شاعران انقلاب رايج شد و اتفاقاً بسياري از اين مثنوي‌ها خوش درخشيدند. در هر كدام از اين مثنوي‌ها، نشانه‌هايي از تأثير معلم را مي‌توان ديد اما هيچ كدام به همه وجوه شعر معلم دست نيافتند.

مقلدان معلم در استفاده از وزن و قالب، كمابيش موفق بوده‌اند اما در مضمون‌يابي و محتوا هرگز به ساحت وي نزديك نشده‌اند.

همه هنرمندان بزرگ، صاحب سبك‌اند و همين صاحب سبك بودن آثار آنان را از ديگر هنرمندان متمايز مي‌كند. اگرچه هر يك از شاعران و نويسندگان بزرگ زبان فارسي، متعلق به يكي از دوره‌ها و سبك‌هاي ادبي‌اند، اما ويژگي‌هاي اختصاصي آنان، شعر و سخنشان را از هم‌عصران خود متمايز مي‌كند. معلم با توجه به همه ويژگي‌هايي كه در اين كتاب به تفصيل درباره آنان سخن رانده شده است، شاعري صاحب سبك است. وي توانسته با استفاده از ميراث گذشتگان فرهنگ و هنر، سخناني از جنس امروز بر زبان آورد. معلم با استفاده از لغات و اصطلاحات باستاني، شمايلي باستانگرايانه به شعر خود داده است. اما گاه علي‌رغم استفاده از لغات باستاني، شعر وي از نحوي امروزي برخوردار است. در واقع به نظر مي‌رسد وي با اصطلاحات كهن، لباسي نو بر شعر پوشانده است.

محمدرضا تقي‌دخت، جامعه‌شناس، مخاطب در شعر علي معلم را مورد بحث و بررسي قرار مي‌دهد. وي بر اين باور است كه شعر علي معلم شعري است كه با وجود ظرافت‌هاي فراوان و ظرفيت‌هاي شايسته و بايسته، يك سخن سخته و پخته، به طور خاص، در دوره دوم شاعري وي، از بحران‌ عدم اقبال مخاطب رنج مي‌برد.

به اعتقاد نگارنده اين مقاله: جايگاه معلم در شعر انقلاب و رتبه شاعري‌اش استوار و جدي است، اما تأثيرگذاري او در معناي «شاعر پيشرو» بودن، به دليل صعوبت برقراري ارتباط با شعر وي، كم‌رنگ است. اما همچنان شعر معلم را مي‌توان و بايد شعري قابل اعتنا خواند.

«قنبرعلي تابش» در بخش پاياني كتاب تلاش مي‌كند، خطوط اصلي تفكر و پيام شعر را بنماياند. اينكه دغدغه‌ بنيادين معلم در مثنوي «زمان آبستن روزي است، روزي مثل عاشورا» همان دغدغه‌ ديرين شاعران نامدار كلاسيك فارسي است.

نويسنده معتقد است: مولانا انسان را به ني، مانندكرده بود و با زبان ني جان‌سوزترين ناله‌ها را مي‌نواخت. همچنين حافظ نيز، انسان را مرغ باغ ملكوت مي‌داند و چنين رندانه از غم هجران شكايت مي‌كند.

او مي‌گويد: استاد معلم كه بدون شك، امروزه يكي از شايسته‌ترين شاگردان شعر فاخر و كهن فارسي محسوب مي‌شود. همين غم را با زبان ديگر براي ما شكايت مي‌كند. او انسان را صدفي مي‌بيند كه از اعماق دريا دور افتاده است. صدف بايد در دريا بزيد، در دريا رشد كند و در دريا در روند تكاملي خود به مرواريد تبديل شود. پس صدف اگر از دريا دور بيفتد، حياتش چيزي نيست جز جان كندن و نفس باختن. از نظر معلم انسان همان صدفي است كه از دريا دور مانده است و آرزوي پيوستن به دريا دارد.

منظور از تدوين مجموعه حاضر، اين بوده است كه پژوهندگان ادبيات انقلاب اسلامي، كه پي‌جوي نظريات ناقدان درباره شعر استاد علي معلم، هستند، بتوانند در يكجا به نقد و بررسي‌هاي شعر ايشان دست يابند و ديگر اينكه ترتيب آن‌ها در كنار يكديگر مي‌تواند افق روشن‌تري از مختصات شعر استاد معلم در نظرگاه آشنايان مبتدي با سروده‌هاي او قرار دهد.

 

 

چهارشنبه 14 مرداد 1388 - 15:47


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری