شنبه 28 مرداد 1396 - 23:17
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

مرحوم حجه الاسلام حسين ايراني
مدیرکلّ فقيد سازمان تبلیغات اسلامی استان قم

 

آسيب شناسي فرهنگ مهدويت

 

 همان­طور که هر پديده آفت­ها دارد (لکلّ شي‌ء آفت) و هر اندازه چيزي بهتر و مهم­تر باشد، آسيب­هاي بيش­تر و پيچيده­تري آن را تهديد خواهد کرد، انقلاب اسلامي و شکل­گيري نظام ديني با الهام از فرهنگ مهدويت (که از مهم­ترين نهضت­هاي ضد استبدادي و استعماري جهان در قرن اخير بوده است) از اين اصل مستثني نبوده؛ آن­هم با توجه به موقعيت ايران در منطقه و نقش ايرانيان در زمينۀ قيام حضرت مهدي(عج) و ايجاد تحول گستردۀ جهاني و به دنبال پيروزي ايران در ميان همۀ ناباوري­ها و علي­رغم انواع توطئه­هاي داخلي و خارجي و تحريم و تهديدها و تحميل جنگ ناجوانمردانه و فداکاري ملّت در هشت­سال دفاع مقدّس و.... طبيعي مي­نمايد که دشمنان روز به روز حساس­تر و آسيب­هاي بيش­تري را به ويژه آفت­هاي فرهنگي را به جان اين پديدۀ نوين و تأثيرگذار بريزند تا به خيال خود آن ­را خاموش و نابود کنند! در اين­جا به اهم اين آفات اشاره مي­کنيم:

1ـ تفسير به رأي و ارائۀ ديدگاه­هاي شخصي، گاه به نام اسلام در رابطه با مهدويت يا اتکا به نظريات و نشريات دانشمندان غرب و مستشرقين (و با ساده­انگاري تنها آن­ها را علمي و بي­غرض دانستن) بدون مراجعه به نظر عالمان متقي و متخصص اسلام و منابع اصيل شيعي، يا در بررسي روايات تنها به مفهوم يک حديث (به جاي ملاحظه همه روايات و قضاوت صحيح) که معنايي نو و مردم­پسند در آن مي­بينند اکتفا کردن!

 2ـ زمان­ناشناسي (و مخاطب و دشمن ناشناسي) که عصر اطلاعات و اينترنت و انعکاس سريع کوچک­ترين حرف و حادثه و هجمۀ همه­جانبۀ فرهنگي دشمنان مغرضانه و ناجوانمردانه است و در نتيجه ناتواني از ارائۀ طرح­ها و حرف­هاي متناسب با شرايط و نياز زمان و استفادۀ کارشناسانه از فرصت­ها و پيش­رفته­ترين ابزار روز در تبليغ تمدّن و فرهنگ ناب مهدويت.

 3ـ معرفت و معرفي امام موعود(عج) از زاويۀ خواب­ها و داستان­هاي افسانه­اي و خواب­آور يا نقل احاديث غيرصحيح، ترديدزا و شبهه­آفرين (به ويژه در جوانان و نسل نو) و بهانه­ها به دست مخالفان دادن.

 4ـ استفادۀ ابزاري از اين اعتقاد و به جاي شناخت لازم و عشق و اطاعت امام زمان(عج)، فقط او را براي خواست­هاي شخصي و برآوردن حوائج دنيوي دوست داشتن و به او متوسل شدن!

5ـ پرداختن به مسائل شکلي و فرعي که هيچ تأثيري در ايمان و اعتقاد و عمل ما ندارد و به جاي حقايق امامت و غيبت و رسالت منتظران به بحث از شمايل ظاهري و عاشقي در شعر و نثر (چشم و چهره و خال و...) و تعداد فرزندان و همسران و محل سکونت (و بحث پيرامون جزيره خضراء و مثلث برمودا و عالم هورقليا که همه افسانه­اي است) سرگرم شدن و غافل ماندن! و حال آنکه در روايات آمده است: «... صاحب­الامر در ميان مردم رفت و آمد مي­کند و به بازارهايشان مي­رود و بر فرش­هايشان قدم مي­گذارد ولي مردم او را نمي­شناسند[1] و حتّي در مراسم حج هر سال حاضر مي­شود[2]»

 6ـ برداشت­هاي نادرست و انحرافي: يکي از آفت­ها و تهديدها در تبيين فرهنگ مهدويت آن است که منتظر ظهور، وظيفۀ خود را در دوران غيبت فقط در اظهار محبت و خواندن دعاء فرج خلاصه کند و اينکه جامعه بايد رها شود و در راه مبارزه با ظلم و فساد و نهي از زشتي­ها و دعوت به خوبي­ها قدمي برنداريم حتّي به گناه دامن بزنيم (زيرا هر چه شب تيره شود، به سحر نزديک­تر شود) تا مصلح عالم بيايد و خود او همه چيز را اصلاح کند! و به بهانۀ آنکه هر حرکتي قبل از قيام او بي­ثمر است، نه خود تشکل ديني ايجاد و نه نظام ديني را حمايت کنيم بلکه به نوعي اباحه­گري و بي­تفاوتي روي آوردن و به فراموشي سپردن حقيقت تکليف را و اينکه به حکم عقل و شرع، انسان در هر حال موجودي است مسئول، منتهي نوع و ميزان تکليف در شرايط مختلف و در حدّ قدرت و اختيار او تغيير مي­کند، و لذا آيۀ شريفۀ "لا يکلف الله نفسا الا وسعها"[3]، (خداوند هيچ­کس را جز به اندازۀ توانستنش تکليف نمي­کند)، اصل تکليف را نفي نمي­کند.

آيا در زندگي مادّي و روزمره به اندازۀ توانمان در باغچه­ها سبزه و گل نمي­کاريم، نظم و نظافت ايجاد نمي­کنيم، علف هرزه­ها و ميکروب­ها و آلودگي را از خانه و غيره دور نمي­نماييم، سنگ­هاي راه و مزاحم را کنار نمي­زنيم، خود و خانواده را در نور و روشنايي با مخارج کذايي قرار نمي­دهيم؟!

آيا در فصل سرما و پنهاني خورشيد، تسليم سرما و ويروس­ها مي­شويم يا با آنکه توان تغيير کلّ هوا و فضا را نداريم ليکن کرسي و بخاري و گرمازا تهيه نموده، خود و فرزندانمان را گرم مي­کنيم «هر کس بقدر همت خود خانه ساخته».

حال چطور وقتي به دين و مهدويت مظلوم مي­رسيم، به راحتي رفع مسئوليت مي­کنيم با آنکه اگر هر فرد و جمع کوچک فاميلي و دوستان، خود را اصلاح نمايند، جامعه به اصلاح گرايد[4]. (تا خوب نشيم، خوب نميشه)

امام صادق(ع) پاسخ اين نوع کج­انديشي و کج­رفتاري را در حديث ذيل مي­فرمايند:

اسماعيل فرزند امام صادق(ع) (که در جواني از دنيا رفت و شيعيان به همراه امام(ع) او را تشييع و به خاک سپردند) مي­گويد از پدرم پرسيدم؛ پدر جان دربارۀ گنه­کاران ما و غير ما چه مي­گويي؟

حضرت فرمود: «امتياز و معيار به آرزوهاي شما و آرزوهاي اهل کتاب نيست، هر کس عمل بد و ناپسندي انجام دهد، کيفر داده خواهد شد»[5]

به امام(ع) عرض کردم؛ عده­اي معصيت و گناه مي­کنند و مي­گويند ما اميد داريم، آن­ها اين­گونه­اند تا مرگشان فرا رسد (يعني تغيير و توبه و بازگشتي ندارند) حضرت فرمودند: «اينان گروهي­اند غوطه­ور در آرزوهاي خويش، دروغ مي­گويند، اهل اميد و رجا نيستند، زيرا قطعأ کسي که به چيزي اميد داشته باشد، به دنبال تحقق آن است و در طلبش برآيد و آنکه از چيزي بيم­ناک باشد، از آن پرهيز نموده و مي­گريزد.»[6].

به علاوه معناي حديث نبوي «خداوند بوسيلۀ حضرت مهدي(عج)، زمين را پر از عدل و داد خواهد کرد چنان که از ظلم و جور پر شد.»[7] اين است که آن حضرت(ع) هر وقت بيايد زمين را پر از عدل مي­کند نه اينکه هر وقت از ظلم پرشد، او مي­آيد و نه آنکه هيچ جا اثري از حق و عدل نمانده و عالم سراسر سيه ز ستم گردد. آري جوّ غالب و ظاهر در نگاه ابتدايي و عرضي گفته مي­شود همه جا (در ادارات، در خانه و بازار و مجامع جهاني و...) ظلم است و عدالت و حقوق افراد و قانون رعايت نمي­شود، چون در شب تار هم ستارگاني در آسمان هستند، مي­درخشند و نور مي­دهند و رهنمايند و در غيبت امام مهدي(عج) هم هميشه منتظران واقعي و زمينه­سازاني حضور دارند (به تعبير ديگر فساد هدف نبوده بلکه براي آمدن، آمادگي و عطش عدالت بايد پديد آيد و ديدن فساد و نابساماني­ها خود انگيزه آمادگي و عدالت­خواهي است) و لذا امام صادق(ع) مي­فرمايند: «... نه چنين است، بخدا سوگند امر فرج تحقق نپذيرد تا هر يک از شقي (بدبخت و ستمگر) و سعيد (خوبان و حامي حق) به نهايت کار خود رسند».[8]

پس همان­طور که گفتيم؛ اولاً هيچ نهضت اصلاحي بدون زمينه­سازي فکري و پرورش نيروهاي فداکار ميسّر نشود. ثانياً در قيام امام(ع)، بايد موقعيت خود را مشخص نموده به خطر نيندازيم، مبادا انقلابي را به انتظار بنشينيم که ما را نيز جزء ظالمان و غافلان کيفر دهد. ثالثـاً بدانيم پاداش اخروي، نتيجۀ اعمال نيک دنيوي است (هر چند اين­جا به زمان ظهور و اصلاح جهاني نرسيم[9])

 7ـ بي­صبري و شتاب­زدگي: در امر فرج حضرت مهدي(عج) و در برابر حوادث و بلاها بايد صابر و شکيبا و تسليم اراده و حکمت خدا بود که قطعاً در وقت خودش محقق مي­گردد و استغاثه به درگاه خدا و امام(ع) ايمان و آمادگي را فزوني بخشد و به عکس شتاب­زدگي گاه ترديد و افتادن در دام شبهات و اصل اعتقاد به مهدويت را نتيجه مي­دهد! امام جواد(ع) مي­فرمايند: «... در زمان غيبت، عجله­کنندگان و شتاب­زدگان در امر ظهور، هلاک شوند و اهل تسليم و صبر نجات يابند»[10]

و از پيامبر اکرم(ص) روايت است که فرمودند: «... خوشا به حال صابران در دورۀ غيبت او و استواران در محبّت او، همان­هايي که خداوند در کتابش چنين توصيفشان کرده است:[11] "اين قرآن هدايت است براي تقوا و پرواپيشگان، همان کساني­که ايمان به غيب و حقايق پنهان دارند"»[12]

و هشدار امام سجاد(ع) در اين زمينه که فرمودند: «همانا براي قائم ما دو گونه غيبت است که زمان غيبت دوم طولاني مي­شود تا جايي که بيش­تر قائلين به او، از عقيدۀ خود برمي­گردند، فقط افرادي در اعتقاد خود ثابت قدم مي­مانند که يقين محکم و شناختي صحيح از او داشته و تسليم ما اهل بيت(ع) باشند و سخنان ما بر آن­ها گران ننمايد» (در جان خود نسبت به آن­چه حکم کرديم، احساس حرج و نگراني نکنند)[13] و پاداش اين­گونه صابران (در برابر تکذيب بسياري و آزار و ترس) در اين­جا همانند رزمندگان در حضور پيامبر اکرم(ص) است و در قيامت در زمرۀ اهل بيت(ع) خواهند بود[14].

 8- تعيين وقت: ديگر از نبايدهاي مهدويت، معين کردن وقت و زمان ظهور است زيرا حکمت خداوند بر مخفي ماندن آن همانند روز رستاخيز براي بندگان است.  مفضل از ياران امام صادق(ع) مي­گويد؛ از امام(ع) پرسيدم آيا قيام حضرت مهدي(عج) وقت معيني دارد تا مردم بدانند، فرمودند: «چنين نيست که خداوند وقتي را براي آن تعيين کرده باشد تا شيعيان بدانند، و من براي آن وقتي را مشخص نمي­کنم و نمي­شود وقت و زماني هم بر آن تعيين کرد و آنکه وقتي براي ظهور ما معين کند، خود را در علم خدا شريک دانسته و مدّعي شده که بر اسرار خدا راه يافته و آگاه گشته است»[15]

و امام باقر(ع) در پاسخ فضل که مي­پرسد آيا براي اين امر وقتي معين است؟ حضرت(ع) سه مرتبه فرمودند: «تعيين­کنندگان وقت براي آن قيام، دروغ­گو هستند»[16]

 

9- ادعاي نيابت و وکالت: در عصر غيبت صغري و کبري فراوان بودند مدعيان دروغين نيابت خاص يا عام (مدعي مرجعيت) يا وکالت آن حضرت و اکنون هم در گوشه و کنار کشورها ادامه دارد حتّي در فرقه­سازي و پيدايش يا تبليغ و توسعه بسياري از اين مدعيان دست­هاي استعمار بريتانيا ديده مي­شود همانند فرقۀ بهائيت با هدف تحريف و تفرقه و درگيري­هاي مذهبي، سرگرم نمودن عالم و عامي به مسائل فرعي و اساس اسلام را منهدم نمودن!

 10- ملاقات­هاي خيالي و رؤيايي: و از آفت­هاي فرهنگ مهدوي، ادعاهاي خيالي برخي شيّاد يا ساده­لوح به ملاقات و ارتباط با ولي­عصر(عج) در خواب يا بيداري و نقل افسانه­ها و پيام­هايي از او و گشودن دکان عوام­فريبي و سودجويي و سوء­استفاده از اعتقاد مردم، که در هر حال مؤمنان بايد زيرک و هوشيار باشند و عالمان مرزبانان دين و اعتقادات مدافع و پيکارگر با انحرافات.

 11- رفتار موهن: متأسفانه يکي از نبايدها که شايع شده، نام­گذاري مکان­ها، خيابان­ها، برخي شرکت­ها و مغازه­ها به يکي از القاب امام مهدي(عج) بدون لحاظ نوع اين مکان و نسبت داشتن با کارشان (همانند گوشت وليعصر، خود خيابان وليعصر تهران با همه آلودگي­هاي پيدا و پنهان آن) که اين توهين و تحقير آشکار به امام(ع) مي­باشد (و نيز نسبت به اسامي ساير ائمه(ع) و پيامبر(ص) يا در نيمۀ شعبان، شب قدر و نور و نيايش و احياء به اسم سال­روز تولّد حضرت مهدي(عج) و شاد بودن در شادي اهل بيت(ع) جشن­ها و مجالس گناه با آهنگ­ها و اشعار سخيف، ساختن مجسمه­هاي حيوانات، اختلاط زن و مرد و عدم رعايت عفاف و به اسراف و تبذير پرداختن!! (که جا دارد بر آن­همه غربت و مظلوميت امام(ع) گريستن)

 12ـ پيروي ننمودن از نواب عام: اطاعت از نائب عام آن حضرت و اين عنايت الهي و فرصت مکتبي نزد برخي به تهديد تبديل شده و در برابر ولايت فقيه جامع­الشرايط و مرجعيت شيعه در عصر غيبت کبري به عنوان نايب عام امام زمان(عج) موضع­گيري مي­نمايند و وحدت بر محور ولايت را رعايت نمي­کنند و از تبعيت دستورات ديني و امور اجتماعي او سرباز مي­زنند با آنکه اطاعت او در احکام اوليه و ثانويه (همان­طور که در جاي خود با دلائل نقلي و عقلي ثابت شده است) واجب است.

 13ـ احاديث ضعيف و نادرست: مي­توان ديگر از نبايدهاي اين تفکّر را وجود و نقل روايات غلوآميز يا شبهه­زا و خرافي و تحريفي و ضعيف­السند دانست چرا که برخي ساختۀ دسيسه­هاي دشمنانِ باهدف (همانند عباسيان و امويان و يهوديان و...) يا دوستان ناآگاه مي­باشد و در نشان دادن چهرۀ واقعي امام و مصلح حقيقي کوتاهي و خيانت شده همان­طور که مسيحيت، علي(ع) را مرد شمشير و جنگ و به دروغ اسلام را دين خشونت معرفي مي­کرد عده­اي حضرت را مرد قهر و قتل در تاريخ نشان مي­دهند با آنکه امام جلوه­گاه مهر و رحمت خداست و امام رضا(ع) مي­فرمايند: «امام با تقواترين آن­ها و سرآمد مردم در دانش، قضاوت و حکمت، بردباري و شجاعت و سخاوت است ... او به مردم از خودشان سزاوارتر و از پدران و مادرنشان نسبت به آن­ها مهربان­تر مي­باشد[17]»

آري دشمنان مي­خواهند با توطئه­هاي خود، چشمۀ جوشان جنبش­هاي شيعي، اميدها و ايثارها و مقاومت­هاي قبل از ظهور همانند حماسۀ عاشوراي حسيني (دو روز سبز و سرخ شيعه و دو عامل ديگر غدير و مرجعيت و ولايت بقاء تشيّع در طول تاريخ) را بخشکانند و به انزوا کشانند! که بايد هر چه بهتر احاديث بررسي و پالايش و پيراهه­هاي اعتقادي و خرافات به دور ريخته شود (تا خارها و علف هرزه­ها، گل­هاي حقايق امامت را از شکفتن و شکوفايي باز ندارند).

14­- کم­رنگ شدن انگيزه­ها: به نظر مي­رسد از جملۀ آسيب­ها عبارتست از کم­رنگ شدن انگيزه­هاي خدايي و معنوي و به نوعي کوتاهي و کاهش وجدان کاري در تحقيق و تبيين و تبليغ فرهنگ پوياي مهدويت همراه با انس و استغاثه به خدا و آن حضرت در انديشه و عمل (به دور از خودبيني و خودنمايي) و در نتيجه، کاهش تأثيرگذاري و تربيتي اين تفکّر هدايت­گر!

 

 پي­نوشت:

 1. غيبت، نعماني، ص164 «... صاحب هذا الامر يتردد بينهم و يمشي في اسواقهم و يطأ فرشهم و لا يعرفونه ...».

 2. من لايحضره الفقيه، 2/520.

3.  سورۀ مبارکۀ بقره، آيۀ شريفۀ 286.

 4. بيائيم با جهاد نفس و نفي هواهاي نفساني و رفاه و راحت­طلبي تصميم خداپسندانه بگيريم، چطور به سرعت با مُدگرايي و غرب­گرايي در لباس، خانه­سازي و آرايش ظواهر، يک­باره مدل زندگانيمان را عوض کرديم آن­هم در يک مسابقه و چشم و هم­چشمي زشت بسياري از ارزش­هاي ملّي و مذهبي را منزوي کرديم در بينش­ها و برداشت­هاي ديني­مان تجديد نظر کنيم. راه حق را جوئيم و پوئيم (که خواستن توانستن است) و بدانيم که در برابر تمام رنج­هاي انبياء و اوصياء و مصلحين و قطره­قطره خون شهدا مسئوليم.

 5. سورۀ مبارکۀ نساء، آيۀ شريفۀ 123.

6. اصول کافي، 2/68 «يا ابناه ما تقول في المذنب منّا و من غيرنا؟ قال(ع) ليس بامانيکم و لا امانّي اهل الکتاب من يعمل سوء ايجزبه ...» قلت له قوم يعملون بالمعاصي و يقولون نرجو فلا يزالون کذلک حتي يآتيهم الموت، فقال هولاء قوم يترحجّون في الامّاني، کذبوا، ليسوا براجين، انّ من رجا شيأ طلبه و من خاف من شئي هرب منه».

 7. اعلام الوري، ص424 و مسند احمد بن حنبل 3/37، «قال النبي(ص) ... يملا الله الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا».

 8. کمال­الدين و تمام النعمه، 2/346 (باب 23) «... لا و الله لاياتيکم حتي يشقي من شقي و يسعد من سعد»ـ من لا يحضره الفقيه، 4/418 «... يکون اعلم الناس و احکم الناس و اتقي الناس و احلم الناس و اشجع الناس و اسخي الناس و يکون اولي بالناس فهم بانفسهم و اشفق عليهم من ابائهم و امهاتهم و ...».

 9. به قول ميرزا آغاسي، روزي مقني او گفت قربان حفر قنات در فلان زمين بي­فايده است و آب ندارد، آغاسي به او گفت: نادان اگر براي من آب ندارد، براي تو که نان در مي­آيد، کارت را بکن و مزد بگير.

 10. کمال­الدين، 2/378، باب 36، «... يهلک فيها المستعجلون و ينجو فيها المسلّمون».

11. بحارالانوار، 52/143 «طوبي للصابرين في غيبته، طوبي للمقيمين علي محبته، الذين وصفهم الله في کتابه و قال: هدي للمتقين الذين يومنون بالغيب».

 12. سورۀ مبارکۀ بقره، آيۀ شريفۀ 4.

 13. کمال الدين 1/323 (باب 31) «و ان للقائم منا غيبتين ... و اما الاخري فيطول امدها حتي يرجع عن هذه الامر اکثر من يقول به فلا يثبت عليه الا من قوي يقينه و صحت معرفته و لم يجد في نفسه حرجا مما قضينا و سلّم لنا اهل البيت».

 14. همان 1/317 (باب30).

 15. بحارالانوار، 52/3 «هل للمأمور المنتظر المهدي من وقت موقّت يعلمه الناس؟ فقال حاش لله ان يوقّت ظهوره يوقت يعلمه شيعتنا. فقال يا مفضل، لا اوقّت له وقتا ولا يوقّت له وقت انّ من وقت ملهدينا وقتا فقد شارک الله تعالي في علمه و ادغي انّه ظهر علي سرّه».

 16. الغيبه (شيخ طوسي)، ص425 «هل لهذا الامر وقت؟ فقال کذب الوقّاتون، کذب الوقاتون، کذب الوقّاتون».

 17. من لا يحضره الفقيه، 4/418 «... يکون اعلم الناس و احکم الناس و اتقي الناس و احلم الناس و اشجع الناس و اسخي الناس و يکون اولي بالناس منهم بانفسهم و اشفق عليهم من ابائهم و امهاتهم و...»

 

 

 

چهارشنبه 14 مرداد 1388 - 11:23


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری