پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 6:13
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

اميد به بهتر شدن فرهنگ ديني در ميان جامعۀ ما زياد است

 

 

گفت­وگو با حجت­الاسلام والمسلمين محمدحسن اختري (دبيرکلّ مجمع جهاني اهل بيت(ع))

 

مجمع جهاني اهل بيت ـ عليهم السلام ـ چه مأموريتي دارد و تاکنون چه دستاوردهايي داشته است؟

بسم ­الله الرحمن الرحيم. فعاليت­ و مأموريت­هاي مجمع در بُعد بين­المللي و جهاني، در مرحلۀ اول، حمايت و پشتيباني از تبيين و نشر و گسترش معارف اسلام، معارف و مفاهيم قرآني و ديني و فرمايشات و سنّت پيامبر بزرگ اسلام، حضرت محمد(ص) و ائمۀ اطهار(ع) در دنياست. ما معتقديم بسياري از ملّت­ها يا بسياري از طرف­داران اديان ديگر از مباني ديني و مذهبي ما آگاه نيستند. با توجه به وسعت جهان و مردمي که به زبان­هاي مختلف تکلم مي­کنند، قطعاً ما بايد از تمام ابزارهاي ارتباطي، از رسانه­ها گرفته تا کتاب، استفاده کنيم. ترجمۀ کتاب­ها به زبان­هاي مختلف يکي از کارهايي هست که در داخل کشور در حال انجام است. چاپ و ارسال اين کتاب­ها از مرکز انجام مي­گيرد. الآن تأليفات­مان به حدود سي و سه زبان ترجمه مي­شود و در اختيار ديگران قرار مي­گيرد. هم­چنين از ديگر فعاليت­هايمان در دنيا، حرکت به سوي وحدت اسلامي و تقويت وحدت و انسجام اسلامي است که مورد تأکيد مقام معظّم رهبري است. ما منشوري تحت عنوان منشور تعامل مذهب و مکتب شيعه با بقيۀ مذاهب و مکاتب ديگر داريم، و سامان دادن به شيعيان و پيروان اهل­البيت(ع) در دنيا از اهداف و مأموريت­هاي ماست که داريم انجام مي­دهيم. پيوند دادن شيعيان و پيروان اهل بيت(ع) به يکديگر در دنيا از ديگر اهداف به شمار مي­رود که ما در اين چهارچوب حرکت­هاي صنفي را تأسيس کرده­ايم و داريم به سوي اين حرکت مي­کنيم که اصناف مختلف در ميان جامعۀ پيروان اهل بيت(ع) و مسلمانان، به شکل اتحاديه و به شکل مجموعه­هاي صنفي در کنار هم قرار بگيرند؛ مثل بازرگانان، پزشکان، حقوق­دانان، زنان، جوانان، و... . الآن در حدود سي و پنج کشور، جمعيت­هاي اهل­البيتي رسمي وجود دارد. کانون­هاي متعددي براي زنان در کشورهاي مختلف به وجود آورده­ايم که با همديگر مرتبط هستند و با مرکز هم ارتباط دارند.

 

در زمينة توسعة فرهنگ ديني آيا مجمع فعاليت تعريف­شده­اي داشته است؟

بله. اين هم از فعاليت­هاي ماست که کارهاي ديني و کارهاي تبليغي را در کشورهاي مختلف بومي­سازي کنيم. به جاي اينکه بخواهيم هميشه از اين­جا کسي را بفرستيم تا در آن­جا در زمينه­هاي ديني تبليغ و فعاليت کند، تلاش مي­کنيم آن­ها را آموزش بدهيم تا خود شروع کنند به همين کار تبليغي کردن، کارهاي فرهنگي انجام دادن، مجله، کتاب بنويسند، شعائر ديني را خودشان زنده نگه دارند. مبلّغين، از خودشان باشند و کلاس­ها را خودشان تشکيل بدهند و کلاس­هاي قرآني ترتيب داده و آموزش بدهند. در زمينه­هاي مختلف در حدود بيش از دو هزار و پانصد نفر مبلّغ از کشورهاي مختلف به عنوان مبلّغين بومي، تحت پوشش کمک­ها و مساعدت­هاي ما، مشغول فعاليت هستند. در اين راستا ما با ايجاد و توسعۀ کتابخانه در کشورها و مناطق مختلف تلاش مي­کنيم فرهنگ اسلامي را تعميق داده و به مردم مناطق مختلف کمک کنيم که کتابخانه تشکيل بدهند. گاهي اوقات حتّي با کمک­هاي مالي و فکري آن­ها را حمايت مي­کنيم که در مناطق محروم مساجد و مدارسي به وجود بيايد، و هم­چنين در امر ساخت حسينيه، درمانگاه و ديگر خدمات عام­المنفعه براي مردم. در زمينۀ ارسال کتاب، چون خيلي جاها دچار فقر شديدي هستند و براي آن­ها امکان تهيۀ کتاب مشکل است، کتاب­هاي زيادي مي­فرستيم. تا الآن بيش از دو ميليون و شش­صد هزار جلد کتاب براي افراد، مؤسسات و شخصيت­هاي مختلف در دنيا ارسال کرد­ه­ايم. در اکثر اين کشورها مجله­هاي محلّي، تأليف، تدوين و چاپ مي­شود و در اختيار قرار مي­دهند. خود مجمع شش مجله تحت عناوين فصل­نامۀ علمي رساله­الثقلين (به زبان عربي)، فصل­نامۀ علمي پيام ثقلين (به زبان انگليسي و زبان اسپانيولي)، فصل­نامۀ جوانان و زنان کوثر (به زبان اسپانيولي)، فصل­نامۀ فکري ـ اعتقادي ـ تاريخي کوثر (به زبان فارسي دري)، فصل­نامۀ عمومي قبله (به زبان ترکي استانبولي)، فصل­نامۀ عمومي نور (به زبان بنگلا) و ماه­نامۀ عمومي پيام زينب (به زبان اردو) دارد که از اين­جا اين مجلات صادر و به کشورهاي ديگر با زبان­هاي مختلف ­فرستاده مي­شود. براي خدمت به شيعيان، درصدد راه­اندازي شرکت سرمايه­گذاري (صندوق بازرگاني سرمايه­گذاري بين­المللي) با هدف جذب و استفادۀ بهينه از سرمايه­هاي متمولان مسلمان پيرو اهل بيت(ع) هستيم که سرمايه­گذاران بتوانند در آن­جا سهيم شده و با همکاري در بين خودشان در امر سرمايه­گذاري، کارهاي اقتصادي را دنبال کنند. بانک اسلامي بين­المللي در حال تأسيس هست که کارهاي اوليۀ آن (دريافت موافقت اصولي) انجام گرفته و اين بانک که دفتر مرکزي آن در منطقۀ آزاد قشم خواهد بود، راه­اندازي خواهد شد. تأسيس اين بانک، مي­تواند نقش عمده­اي در تجميع سرمايه­هاي مسلمانان جهان و استفاده از آن­ها در جهت رفع نيازهاي امّت ايفاء ­کند و شايد مقدمه­اي براي ايجاد بازار مشترک اسلامي نيز گردد. شبکۀ ماهواره­اي ثقلين را در دست اقدام داريم و کار ثبت آن به پايان رسيده و مجوز آن را گرفته­ايم که به خواست خداوند متعال تا چند ماه ديگر اين تلويزيون به زبان عربي و انگليسي شروع به فعاليت مي­کند. اين­ها تنها برخي از کارها و برنامه­هايي است که انجام شده و برنامه­هاي ديگري هم در دست داريم که ان­شاءالله در آينده آن را دنبال کرده و انجام خواهيم داد.

در داخل کشور، مسئلۀ تحقيق و پژوهش از کارهاي اساسي ماست. مقتضيات جديد، آثار جديدي را مي­طلبد که بتواند نيازهاي فکري و فرهنگي پيروان اهل بيت(ع) را پاسخ دهد. با توجه به اين ضرورت، بخش پژوهش مجمع با استفاده از اساتيد طراز اول حوزه و دانشگاه، آثار ماندگاري را تحقيق و تأليف کرده است که مي­توان از مجموعه اعلام الهدايه (به دو زبان فارسي و عربي) و سلسله کتاب­هاي في رحاب اهل البيت(ع) (46 جلد) نام برد. هم­چنين به شبهاتي که عليه اسلام و عليه شيعه مطرح مي­شود جواب مي­دهيم و کارهاي خوبي در اين­جا انجام گرفته است. پايگاه اينترنتي مجمع، سايت فعال و خوبي است که از سال 1378 در زمينه­هاي مختلف کار مي­کند. اتاق گفت­وگوي مستقيم (اينترنتي) را در سال 1385 به زبان­هاي عربي و انگليسي راه­اندازي کرديم و در حال انجام مأموريت است. خبرگزاري اهل­البيتي ابنا (abna) را از سال 1383 راه انداختيم که با آدرس www.abna.ir اخبار مهم جهان اسلام و پيروان اهل بيت(ع) را به هفت زبان انگليسي، عربي، فارسي، اردو، روسي، اسپانيولي و آلماني منعکس نموده و به عنوان منبع معتبري براي اخبار شيعي مورد استفادۀ رسانه­ها و سايت­هاي خبري در جهان مشغول فعاليت است.

مجمع جهاني اهل بيت(ع) با هدف جذب و آموزش دانشجويان غيرايراني پيرو اهل بيت(ع) در مقاطع کارشناسي­ارشد و دکترا، اقدام به تأسيس دانشگاه اهل بيت(ع) نموده است که در حدود 140 تا 150 دانشجو دارد. اين دانشگاه با اخذ موافقت اوليه از وزارت علوم، تحقيقات و فناوري رسماً در سال 1380 فعاليت خود را با تأسيس مرکز آموزش عالي اهل بيت(ع) آغاز نمود. اين مرکز در رشته­هاي حقوق خصوصي و حقوق جزا و جرم­شناسي و تاريخ تشيّع، به ارائۀ خدمات آموزشي مي­پردازد و فارغ­التحصيلاني نيز داشته و در آيندۀ نزديک در رشته­هاي عرفان و کلام، اقتصاد اسلامي، اخلاق زيستي اسلامي و فلسفۀ علوم سياسي فعاليت خواهد نمود. اين دانشگاه براي اين است که دانشجوياني را از کشورهاي مختلف در اين­جا بياوريم تا دوره­هاي بالا را ببينند و به کشورهاي خودشان برگردند. از جمله نهادهاي وابسته به مجمع جهاني اهل بيت(ع) مي­توان از مجامع محلي، کانون­هاي فرهنگي، کميتۀ دفاع از حقوق مسلمانان پيرو اهل بيت(ع)، جمعيت جهاني زنان پيرو اهل بيت(ع)، بنياد بين­المللي جوانان پيرو اهل بيت(ع)، کميتۀ خيرين پيرو اهل بيت(ع)، و... نام برد. اين موارد، نمونه­هايي از فعاليت­هاي گستردۀ فرهنگي است که در حال انجام بوده و مراکز تحقيقي و پژوهشي ما در حال گسترش هست.

 

با توجه به اينکه فعاليت­هاي مجمع هم معطوف به داخل کشور است و هم بيش­تر معطوف به خارج از کشور، فکر مي­کنيد وضعيت دين در جامعة ما چگونه است؟ هم در قياس با وضعيت کلّي جهان و هم در مقايسه با گذشتۀ خودمان.

الآن وضعيت فرهنگ ديني در مقايسه با سال­هاي قبل بر حسب ظاهر، بهتر و مناسب­تر است. مي­توانيم به اين معنا تفسير کنيم که امروز هم دولت و ارگان­ها و مسئوليني که در ارتباط با امور فرهنگي هستند، و مؤسسات و نهادهايي که در زمينه­هاي مختلف فعاليت مي­کنند و هم عموم مردم، بيش­تر دغدغۀ دين­داري دارند و به مسئلۀ دين­داري بيش­تر اهميت داده مي­شود. سرمايه­گذاري در اين زمينه­ها بيش­تر شده، اقبال بسيار خوبي به خصوص از سوي جوانان (برادران و خواهران) نسبت به دين و دين­داري شده و معنويت و اهميت دادن به امور روحي، در ميان جامعه رشد پيدا کرده است. گرچه به خاطر سستي­هايي که در سال­هاي قبل پيش آمد و کارهايي که صورت داده شد، مي­توانيم بگوييم که وضعيت عمومي ديني در ميان جامعه، سست­تر و مباني، دچار مشکل شد و بي­بندوباري و به علل مختلف از جمله تبليغات ضد ديني، در ميان جامعه گسترش پيدا کرد. دين­دار بودن و دين­دار شدن دچار ضعف و فشار شد. عوامل مختلفي در اين قضيه تأثيرگذار بودند که رسانه­هاي نوشتاري، شنيداري، سمعي و بصري و هم­چنين ماهواره­ها و فعاليت­هاي اينترنتي که در حال گسترش بود و الآن هم هست به نحوي در اين قضيه دخالت داشتند. بعضي سياست­گذاري­ها هم در اين مسائل دخيل بودند. مثل حرکت­هايي که ضد امر به معروف و نهي از منکر و يا ضد فعاليت­هاي بسيجي داشت در هفت هشت سال يا شايد ده سال قبل يک مقدار گسترش و شيوع پيدا مي­کرد. تا حدّي هم نيروهاي متديّن و نيروهاي دين­دار از صحنه کنار رفته و يا آن­ها را کنار زدند. اين­گونه عواملي که داخلي بود در اين چند سال به حمدالله تغيير پيدا کرد و لذا الآن در جو دانشگاه­ها و در جوّ عمومي مردم براي دين­دارها و براي افراد متعهد و پاي­بند، زمينه بهتر شده، گرچه براي آن­هاي ديگر، زمينه چندان بد نشده، يعني با آ­ن­ها خيلي مقابله نشده است.

اقداماتي که مقام معظّم رهبري (دام ظله) در اين مدت به طور خصوص انجام دادند چه در موضع­گيري­هايشان و چه در رهنمودها و فرمايشاتشان و چه در تشويق و گسيل و سوق دادن نيروهاي جوان و فعال به سوي علم و فرهنگ و درخشندگي، خيلي از زمينه­ها را تغيير داد. ما امروز شاهد موج بسيار خوبي هستيم و اين تفاوت­هايي را که من به بعضي از آن­ها اشاره کردم، رهبري خردمندانۀ رهبر عظيم­الشأن انقلاب در آن بسيار راه­گشا و تأثيرگذار بود. هم­چنين دولت و مسئولين در آن تأثيرگذار بودند. در حال حاضر دين­داران و دين­مداران احساس دلگرمي و پشتوانه مي­کنند. پس زمينۀ دين­داري بهتر شده است. من شخصاً مقايسۀ خاصّي را نداشتم که بتوانم بگويم از نظر درصدي، همين­طوري که پيش­رفت در زمينۀ دين­داري و دين­داران بوده، در زمينۀ مقابل هم آيا عقب­گرد و به اصطلاح در پايين آمدن آن سطح هم تأثيري گذاشته. مجموعاً مي­توانيم بگوييم اوضاع بهتر است. اما بنده به عنوان يک طلبه، معتقدم که اين­ها کافي نيست و هنوز به بسياري از رهنمودها و دستورات مقام معظّم رهبري عمل نشده و در کل جامعۀ ما، در محيط­هاي اداري، علمي و دانشگاهي ما هنوز بسياري از اين­ها به زمين مانده است. در زمينۀ هنر بسيار عقب­مانده هستيم در اين جهت. مهندسي فرهنگي را که مقام معظّم رهبري مطرح فرمودند و يا آن قلۀ کمال علمي و سطح رشد بالايي را که ايشان در نظر دارند و آن صلاح و تقوي و پاکي را که ايشان در حکومت مردم­سالاري ديني پيش­بيني مي­کنند و آن را رهنمود داده­اند، تا آن­جاها، هنوز خيلي راه مانده است و ما بايد کارهاي زيادي انجام بدهيم.

 

با اين توصيفي که جناب­عالي ارائه کرديد از وضع فرهنگ ديني، حرکت­ها و برنامه­هاي دستگاه­هاي فرهنگي از جمله سازمان تبليغات اسلامي در آينده چگونه بايد باشد و به کدام جهت تا آن مطلوب­ها حاصل گردد؟

فرهنگ در ميان جامعه، همان باورها و اصول و مبناي اعتقادي است که در ميان مردم وجود دارد. بر اساس اينکه جامعۀ ما، جامعۀ ديني و جامعۀ مسلمان و اسلامي است، بايد فرهنگ جامعۀ ما، فرهنگ ديني و فرهنگ اسلامي باشد. ضمن اينکه ما معتقديم که فرهنگ اسلامي ما و فرهنگ ملّي ما به عنوان ايراني، با هم آميخته است و مکمل يکديگر هستند.

فرهنگ ملّي ما با فرهنگ اسلامي خو گرفته و رشد پيدا کرده و مکمل همديگر شده­اند. اين فرهنگ در ميان جامعۀ ما، رو به رشد است و ما بايد اين را توسعه داده و در اين زمينه فعاليت­هاي زيادي را انجام دهيم و اگر در برابر اين روندي که امروز شاهد توسعه و رشد آن هستيم، موانعي به وجود نيايد و اين روند پيش برود، اميد به بهتر شدن فرهنگ ديني در ميان جامعۀ ما، زياد است. گرچه ما نياز به يک سلسله کارهاي زيربنايي و اساسي داريم. الآن در برخي کشورهاي اسلامي شاهد رشد دين­داري هستيم. مي­بينيم حجاب که به عنوان يکي از مظاهر دين­داري در ميان جامعۀ اسلامي هست، در داخل خيلي از کشورها در حال رشد است، آن هم حجابي خوب، کامل و صحيح. متأسفانه ما در جامعۀ خودمان شاهد يک نوع بي­بندوباري و يا کم­اعتقادي و يا به همان تعبيري که در ميان همۀ ما معروف هست، يعني بدحجابي هستيم که اين­ها ناشي از چند عامل است. يک عامل، سستي عقيده و ضعف ايمان است. عامل بعدي، عوامل خارجي و تبليغات موهوني است که وجود دارد و باعث فريب افراد مي­شود. عامل ديگر، ضعف حرکت ديني است. ممکن است شما خيلي از افراد بدحجاب را ببينيد، که از نظر اعتقادي و از نظر مبنايي، پاي­بندي به دين دارند، اما با اين­ها کار نشده، اين­ها خوب فرهنگ را ياد نگرفته­اند، مفاهيم اسلامي را درک نکرده­اند و ثمرات دين­داري را لمس نکرده­اند. کار بايد صورت بگيرد، فعاليت­هاي تبليغي مي­خواهد، فعاليت­هاي عمومي مي­خواهد. به حرکت­هاي دسته­جمعي در ميان مردم نياز است. بايد به خانواده­ها توجه شود، بسياري از خانواده­ها از بي­توجهي رنج مي­برند. ممکن است پدر و مادر خانواده به علل مختلفي، قادر به پرورش دادن فرزندانشان با افق زماني و نيازمندي­هاي زمان نباشند. اين­جا بايد کمک­ها و مساعدت­هاي جانبي به کمک خانواده­ها برود تا بتواند فرزندان را خوب رشد بدهد. آن­ها را با مفاهيم اسلامي آشنا بکند تا مسائل اسلامي را درک کنند. همين مسئلۀ حجاب را واقعاً بفهمند، باورشان بيايد که اين حجاب مايۀ افتخار آن­هاست، شرف آن­هاست و اين هويت يک انسان مسلمان است. البته اين يکي از نمودارهاست. نمودارهاي متعددي وجود دارد.

شايد ما در فرهنگ دين­داري، نتوانستيم بسياري از مسائل را به خوبي ترويج کنيم. مثلاً مسئلۀ دروغ، مسئلۀ امانت، مسئلۀ صداقت، درستکاري. جامعۀ ما در اين مسائل بسيار نقص دارد. جامعۀ اسلامي اين جوري نيست. بايد در جامعۀ اسلامي درستکاري، صداقت، امانت­داري، پاکي، پاک­دامني گسترش پيدا کند. الآن بازار ما، بازار مطمئن اسلامي نيست. شما ممکن است که يک فروشگاهي را به خاطر اينکه افرادش، افراد خوبي هستند، آن­ها اصول اسلامي را در فروشگاه خودشان از نظر جنس، از نظر داد و ستد، از نظر برخورد، از نظر نوع معامله، رعايت مي­کنند، انتخاب کنيد، اما در بعضي فروشگاه­هاي ديگر اين جوري نيست. بايد يک پوشش ديني کامل در همۀ زمينه­ها وجود داشته باشد. جنس بازار اسلامي نبايد جنس تقلبي باشد. جنس بازار اسلامي نبايد مخدوش باشد. جنس بازار اسلامي نبايد نامطمئن باشد. يک انسان وقتي وارد فروشگاهي مي­شود، بايد اطمينان داشته باشد که اين جا، جاي درستي و راستي است. اگر گفته مي­شود قيمت اين کالا اين قدر است، يعني مطمئن است که اين قيمت، قيمت درستي است.

نمونه­ها فقط در آن پوشش و رنگ لباس اسلامي و شکل و قيافۀ اسلامي نيست، بايد روشمان، رفتارمان، گفتارمان، همه چيزمان اسلامي باشد. ما بايستي خيلي در اين زمينه­ها کار بکنيم و بايد اصول مکتبي خودمان را خوب ترويج بکنيم و بايد در ميان جامعۀ خودمان فرهنگ را اين جوري گسترش بدهيم. اگر در روندي که در پيش گرفته شده، موانعي به وجود نيايد، و اهتمام بالايي را که مقام معظم رهبري دارند و ان­شاءالله با اين تعهد و پاي­بندي که الآن براي اطاعت از مقام معظّم رهبري و عملي ساختن رهنمود­هاي ايشان در ميان مسئولين وجود دارد، اميد بسيار زيادي هست. گر چه ما در دانشگاه­ها نياز به کار داريم. از نظر رهبري، صدا و سيمايمان، رسانه­هايمان و روزنامه­ها و مطبوعاتمان، همه در اين زمينه­ها نقش دارند. در فيلم­هايمان هنوز کمبود خيلي زيادي داريم. خيلي از مردم متديّن و افراد پاي­بند، از وضعيت فيلم­ها نارضا هستند و احساس مي­کنند که آن پاي­بندي و تعهدات ديني، رعايت نمي­شود. فيلم ما، نوشتۀ ما، کتاب ما، حتي کتاب­هاي درسي ما بايد جوري باشد که فرزندان از اول با اصول و مباني و مبادي ديني رشد و پرورش پيدا بکنند. نماز و روزه بايد روحش در ميان جامعه حاکم شود. بايد روح انفاق و دستگيري از فقرا و محرومين در جامعه حاکم باشد. آن وقتي اين روح انفاق حاکم است که من ضمن اينکه صدقه مي­دهم، ضمن اينکه انفاق مي­کنم، در راه خدا خرج مي­کنم، بازار من هم با آن جور باشد. نه اينکه در خريد و فروش بگويم هر مقداري که مي­توانم گران­تر و بدتر، به هزار کلک و از هزار راه درآمد پيدا بکنم و بعد بخواهم اين درآمد را انفاق بکنم. اين درست نيست. بايد اين­ها با همديگر تطابق پيدا کند. لذا من معتقدم دولت مي­تواند خيلي نقش داشته باشد. ميدان­هاي دولتي به معناي عام، کارگاه­هاي دولتي ما خيلي زياد است و دولت اسلامي مي­تواند در محدودۀ اختيارات خودش، ضوابط و شرايطي را از نظر گفتاري و رفتاري حاکم کند. اگر يک کارمند از نظر اداري تخلف کرد، دروغ گفت، غيبت کرد، تهمت زد، اينها همگي جرم و گناه هستند. اگر کار يک انساني را درست انجام نمي­دهد، کاري که بايد يک روزه انجام دهد، يک هفته يا يک­ماه افراد را معطل مي­کند، دولت مي­تواند جلو اين کارها را بگيرد. سالم­سازي محيط اداري از نظر گفتاري، رفتاري، برخوردي، بايد تلاش کنيم که اين­ها را درست کنيم. دولت مي­تواند، و نقش اول را در اين زمينه دارد. خانواده نقش اول را در اين قضيه دارد. دانشگاه­ها نقش اول را در اين زمينه­ها دارند. محيط­هاي آموزشي، بسيار بسيار تأثيرگذار هستند. اين­ها همه مکمل هم هستند. اگر همۀ اين­ها، دست به دست هم بدهند و بر اساس مسئوليت و پاي­بندي خودشان برنامه­ريزي کنند، فرهنگ در ميان جامعه خوب رسوخ و نفوذ و شيوع پيدا مي­کند، و البته بنده صد در صد اين اعتقاد را دارم و بسياري و بلکه همۀ مسئولين و حوزه­هاي علميه و علماء اين اعتقاد را دارند که نمي­شود کار فرهنگي را با فشار و زور ايجاد کرد. بايد از راه اعتقاد، تبليغ صحيح، تشويق و ترغيب، اين کارها صورت بگيرد و اين، زمينه­هايش کم است و بايستي توسعه پيدا بکند.

 

اين وظايف قطعاً بر عهدة بخش­هاي مختلفي است که هم اکنون در زمينة فرهنگ در کشور فعاليت مي­کنند. برخي معتقدند که هماهنگي مطلوبي ميان اين دستگاه­ها وجود ندارد و در واقع يکي از آسيب­هاي مهم در زمينة توسعة فرهنگ ديني، فقدان هماهنگي و تعامل ميان دستگاه­هاي فرهنگي است. نظر شما در اين زمينه چيست؟

ارگان­هاي مربوطه­اي که در ميان يک جامعه با يک هدف مشترک هستند، بايد همه با همديگر هم­سو بوده و تکميل­کنندۀ همديگر باشند. بايد با هم تعامل داشته باشند. دست به دست هم بدهند و با هم همکاري کنند که خداوند متعال در اصول قرآني از آن به عنوان تعاون، نام برده است. در کارهاي شايسته، در خوبي­ها، نيکي­ها، در کارهاي پسنديده و خيرات بايد همه با يکديگر تعاون و همکاري داشته باشند. اگر مؤسسات بخواهند به هدفي خوب برسند، بخواهند به رشد برسند، بخواهند کمال ايجاد کنند، بايد با همديگر تعامل و همکاري داشته باشند، تعاون داشته باشند و اين چند فايده دارد. يکي اينکه وقتي يک مجموعه­اي به يک­سو حرکت مي­کند، بهتر و سالم­تر به هدف مي­رسد. چون همه با هم­اند، اگر اشتباهي به وجود بيايد، زود همديگر را خبر مي­کنند، که اين، راه درست است. مثل اينکه بخواهيم در يک حرکت دسته­جمعي، به سوي ميداني حرکت کنيم، وقتي همه در آن سو حرکت مي­کنند، مطمئن هستيم که اين راه که همه دارند مي­روند، درست است و به هدف مي­رسد. دوم اينکه اين توان­مندي­ها جمع مي­شود. يک نفر يک مقدار توان­مندي دارد، يک مؤسسه يک مقدار توانايي دارد، مؤسسۀ ديگر يک مقدار ظرفيت دارد، اگر اين توان­مندي­ها و ظرفيت­ها را جمع­آوري کنيم و روي هم بريزيم، يک توانايي بزرگ را تشکيل مي­دهد، يک ظرفيت کلّي، مثل اينکه بخواهيم بيست کاسه را بياوريم، اگر دست به دست هم بدهيم، بيست کاسه را يک کاسه کنيم، يک کاسه هم بردنش و هم پر کردنش راحت­تر است.

اگر توان­مندي­ها را ما دست به دست هم بدهيم، توان رشد پيدا مي­کند، زودتر انسان به هدف خودش مي­رسد، براي رسيدن به آن مقصودي که داريم، امکانات بهتر به کار مي­افتد. براي رسيدن به مقصود، در ميان جامعه و به خصوص بين نهادها و مؤسساتي که از نظر اصولي با همديگر هم­سو بوده و از نظر هدف نيز متحد هستند، همکاري و تعامل با يکديگر هم بسيار سرعت مي­بخشد و هم ثمرات و نتايج بهتري خواهد داشت.

 

براي ترويج ديدگاه­ها و منش و روش اهل بيت(ع) در جامعه چه مي­توان کرد؟

همان­طوري که قبلاً اشاره شد، در نگاه کلّي از لحاظ جمعيتي، سه گروه يا سه حلقه در جهان وجود دارد: حلقۀ اول؛ خود پيروان اهل بيت(ع)، حلقۀ دوم؛ شامل تمامي مسلمانان از مذاهب مختلف که شامل حدود يک ميليارد و پانصد ميليون نفر مي­شوند و حلقۀ سوم؛ چند ميليارد نفر مردم غيرمسلمانان سراسر دنيا.

از خودمان گرفته تا همۀ اين­ها، ضعف اساسي ما، عدم اطلاع يا آگاهي است. در بين پيروان اهل بيت(ع) ممکن است خيلي از افراد از مسائل مهم اسلامي اطلاعي نداشته باشند يا در بسياري از موارد، خيلي از دستورات قرآن کريم و پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) را ندانند، در صورتي که آيين اهل بيت(ع)، غني­ترين مطلب در دنياست؛ هم از نظر تفسير قرآن و احاديث و رواياتي که از پيامبر اکرم(ص) و اهل بيت(ع) رسيده و هم از نظر مباني علمي که استخراج شده و امروز در اختيار بشر قرار گرفته است که مبدأ اساسي و اصول اين علوم، وحي است. ما بايد اين­ها را گسترش بدهيم تا در اختيار ديگران قرار بگيرد. زبان کتاب­ها و منابع ما، مربوط به گذشته است. اگر بخواهيم امروز مطلبي را به جهان عرضه کنيم، بايد تلاش کنيم، مطلب را استخراج کرده و آن را با منطق و زبان فهم امروزي در قالب­هاي خوب (جذاب و راحت) تنظيم و در اختيار افراد قرار دهيم تا با مباني و اصول دين آشنا شده و مطلع شوند. هم­اکنون ما چيزهاي زيادي از زندگي ائمه(ع) نمي­دانيم که در چه شرايط و در چه محيطي زندگي مي­کردند و چه گرفتاري­هايي داشتند و چه چيزهايي از آن­ها براي ما به ارث مانده است. ما بايد همۀ اين­ها را استخراج، بيان و نشر بدهيم؛ در مرحلۀ اول، براي حلقۀ اول، در مرحلۀ بعدي (دوم)، براي مسلمانان ديگر. چرا ما الآن شاهد آن هستيم که برخي مسلمانان نسبت به مکتب تشيّع حساسيت دارند و برخي از آن­ها که جاهل و متحجّر هستند، به شيعه تهمت مي­زنند و حمله مي­کنند و عليه شيعه و شيعيان فعاليت مي­کنند، چون اطلاع و آگاهي از مکتب تشيّع ندارند، چون اين مکتب را صحيح نمي­شناسند. اگر ما بتوانيم خوب عمل کنيم و آگاهي لازم را در اختيار آنان قرار دهيم، متوجه خواهند شد که اين ديدگاه و برداشت آن­ها، صحيح نيست و مبنايي ندارد و اشتباه است. مکتب تشيّع، مکتب وحي است، مکتب وحدت­بخشي و مکتب انسجام است. مکتب منطق و عقل است. مکتب دين و اعتقاد به خداوند متعال و پيامبر اکرم(ص) است.

در مرحلۀ سوم؛ ما دنيايي داريم که نسبت به اسلام اطلاعي ندارند (آشنايي ندارند)، و ما بايد اسلام را به آن­ها بشناسانيم. ما هنوز نتوانسته­ايم، اسلام را براي دنياي امروز معرفي کنيم. مثلاً کتاب­هاي ما، اعم از کتاب­هايي که نوشته يا ترجمه شده­اند، آثاري نيستند که براي مخاطب غيرمسلمان تهيه شده باشند. عموم اين کتاب­ها، يا براي شيعيان نوشته شده­اند يا براي مسلمانان؛ يعني براي مخاطبيني نوشته شده­اند که با اسلام آشنايي دارند، به قرآن کريم اعتقاد دارند، پيغمبر اکرم(ص) را مي­شناسند، از ائمه(ع) خبر دارند و ما با اين افراد گفت­وگو مي­کنيم. اما کسي که اصلاً پيامبر(ص) را نمي­شناسد، ما بايستي پيامبر اکرم(ص) را به او بشناسانيم، قبل از شناساندن پيامبر(ص)، خداي پيامبر(ص) را به او بشناسانيم. بايستي دين اسلام را بشناسد، کتاب آن را بشناسد، بايد جهان­بيني اسلام را بشناسد، ديدگاه اسلام به انسان را بشناسد. جهان او را بفهمد، نيازمندي­هاي آن انسان را بفهمد. ارتباط آن انسان را با خدا، تشخيص دهد، بعد ببيند که خداي آن انسان در چارچوب آن دين، براي او چه خواسته است. پس در واقع ما براي آن چند ميليارد غيرمسلماني که در دنيا هستند، کاري نکرده­ايم. مثلاً جمعيت يک ميليارد نفري چين. جمعيتي که اصول انديشه و فکرشان، مادّه است و تفکّر سوسياليستي، اساس بينش آ­ن­هاست. (گرچه الآن خيلي از مباني و اصول آن­ها تغيير پيدا کرده ولي اساس، همان تفکّر است). ما مي­توانيم اين تفکّر را عوض کنيم و دين را به آن­ها بشناسانيم. هم­چنين در مورد مسيحيان، ما کاري نکرده­ايم که آن­ها نيز بتوانند پيامبر ما را بشناسند. البته در خصوص فردي که (به هر طريقي) تازه مسلمان شده، شايد ما منابعي براي او داشته باشيم و بتوانيم چيزهايي به او ياد بدهيم، اما اينکه بتوانيم از ابتدا روي شخصي غيرمسلمان کار کنيم، نه.

ما اگر بتوانيم اسلام را، قرآن را، پيامبر(ص) را، معارف اهل بيت(ع) را براي مخاطبيني که بايستي بينش آن­ها را تغيير داد، خوب تنظيم، تبيين و معرفي نمائيم، آن وقت است که توانسته­ايم موفق شويم.

ما بايد پژوهش­ها، تحقيقات، نوشتن­ها و ترجمه­ها را در محيط­هاي ديگر توسعه بدهيم. مثلاً اگر بخواهيم خودمان در اين­جا براي چين کتاب بنويسيم، موفق نخواهيم بود. بلکه بايستي افراد چيني­اي که براي تحصيل اين­جا آمده­اند را پس از تربيت، جذب و تشويق کنيم و از آن­ها براي اين کار استفاده بکنيم چرا که آن­ها مي­فهمند که کشور و مردم چين چه چيزي احتياج دارند، سؤالشان و نيازمندي­هايشان چيست و پاسخ بدهند. که البته ما اقداماتي را شروع کرده­ايم که ان­شاءالله بتوانيم نتيجه بگيريم.    

 

از اين که در اين گفت­وگو شرکت کرديد بسيار سپاس­گزاريم.

 

 

چهارشنبه 7 مرداد 1388 - 16:24


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری