سه‌شنبه 25 مهر 1396 - 9:23
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

نيما نوربخش

 

واقع‌گرايي دراماتيك

 

 

نقد فيلم «درباره الي» ساخته اصغر فرهادي

داستان فيلم «درباره الي» را مي‌توان به راحتي در يك خط تعريف كرد. دختري با عده‌اي به سفر مي‌رود. دختر در كنار دريا ناپديد مي‌شود. در انتها هم با آمدن نامزدش معلوم مي‌شود كه دختر در دريا غرق شده است. شايد چنين به نظر برسد كه اين طرح داستاني ساده و بي حشو و زوايد، كشش و جذابيت دراماتيك براي يك فيلم بلند سينمايي را نداشته باشد ولي اصغر فرهادي اين داستان ساده را با كارگرداني خوب و سنجيده خود بدل به فيلمي ديدني كرده است.

تصوير صندوق صدقات در آغاز فيلم كه مردم در آن پول مي‌ريزند، نمايي هشداردهنده از سفري است كه مي‌تواند همراه با خطر باشد. درست مثل دريايي كه ويلا در كنار آن قرار دارد، كه هم مظهر زيبايي و بي‌كرانگي است و هم مي‌تواند به قتلگاه شخصيت‌هاي فيلم تبديل شود. دريا در فيلم كاركرد ديگري هم دارد، اينجا دريا مانند مراسم چهارشنبه سوري در فيلم پيشين فرهادي نشان از تلاطم دروني و پنهان در شخصيت‌هاي فيلم دارد كه به تدريج در طول فيلم سرباز مي‌زند.

آغاز فيلم و رفتن دوستان خانوادگي به مسافرت و فرياد زدن آن‌ها در تونل نويد يك سفر خوش و خرم را مي‌دهد. رسيدن مسافران به ويلا و سرخوش شخصيت‌ها به گونه‌اي است كه نمي‌توان باور كرد كه هيچ اتفاقي بتواند اين جمع شاداب را غمگين كند. آن‌ها حتي از رفتارهاي نه چندان خوشايند يكديگر به راحتي مي‌گذرند. مثلاً وقتي سپيده (گلشيفته فراهاني) در رأي‌گيري شوهرش را به حساب نمي‌آورد، او تنها به يك غرولند اكتفا مي‌كند. اما ناگهان فاجعه از راه مي‌رسد. سكانس نجات پسربچه از آب و سپس جستجوي الي در دريا از سكانس‌هاي تأثيرگذار فيلم است. كارگرداني فرهادي در اين سكانس قدرتمندانه و مثال‌زدني است. او اينجا مثل بسياري از فيلم‌هاي ايراني به چند نماي سردستي به همراه يك موسيقي دلهره‌آور اكتفا نكرده است. بازي پر از تعليق و هراس بازيگران فيلم به خوبي با نماهاي فرهادي كه با دوربين روي دست گرفته تركيب شده‌اند.

حركت بازيگران و دوربين همراه با هم چنان سنجيده و دقيق است كه تنش و تعليق را هر لحظه افزايش مي‌دهد ورود و خروج آدم‌ها از كادر و دوربيني كه گاه به زير آب مي‌رود و گاه به سوي ساحل مي‌چرخد، تأثير عميقي دارد. عجيب است در سينمايي كه حتي يك صحنه اكشن پر از انفجار و افكت نمي‌تواند نيمي از اين تعليق و هيجان را ايجاد كند، چطور يك كارگردان توانسته در يك سكانس جستجو براي يك غريق اين هم تعليق و تنش را منتقل كند. «درباره الي» يك فيلم واقع‌گرا درباره طبقه متوسط ايراني است، و جالب است كه بر خلاف بسياري از فيلم‌هاي ايراني براي القاي واقع‌گرايي به مستند نمايي روي نمي‌آورد. «درباره الي» واقع‌گرايي را در متن يك داستان دراماتيك با شخصيت‌هاي پيچيده و در دل موقعيتي به ظاهر ساده و دم دستي ولي در حقيقت بزنگاهي تأثيرگذار و عميق ارائه مي‌كند.

شخصيت‌هاي سرخوش فيلم كه در آغاز داستان، قربان صدقه هم مي‌روند و به نظر با هم تفاهم ايده‌آلي دارند، با وقوع فاجعه به جان هم مي‌افتند مرتب به هم پرخاش مي‌كنند و يكديگر را متهم مي‌كنند. اين جمع دوستانه كه اين قدر راحت الي را در خود پذيرفته بودند و براي هر كنش و واكنشي او كلي تعبير مثبت داشتند با ناپديد شدن او از هيچ تهمت و گمان ناروايي در مورد او مضايقه نمي‌كنند. قضاوت در مورد الي مرتب در حال تغيير و نوسان است. موج ملتهب حادثه باعث شده كه قضاوت‌ها عجولانه و لحظه‌اي باشد.

در ميان تمام اين تنش‌ها، تماشاگر هم به واقع براي الي نگران مي‌شود هرچند فرهادي به عمد اطلاعات درستي از الي و وضعيت خانوادگي‌اش به تماشاگر نمي‌دهد، ولي اين اطلاعات اندك مانع از همدلي و همراهي تماشاگر با الي نيست. الي شخصيت سمپاتيكي دارد همراه با حجب و حيايي خاص، و البته بازي خوب ترانه عليدوستي هم نقش مهمي در جذابيت اين شخصيت دارد و به واقع عجيب است كه ما براي شخصيتي كه به درستي نمي‌شناسيم اين همه نگران مي‌شويم.

از آغاز فيلم تا پايان كم و بيش همه دروغ مي‌گويند. از همان ابتدا براي اجاره كردن ويلا در كنار دريا سپيده به زن روستايي دروغ مي‌گويد كه الي و احمد (شهاب حسيني) تازه عروس و دامادند. دروغ‌گويي شخصيت‌ها با ناپديد شدن الي به اوج خود مي‌رسد تا جايي كه بزرگترها به بچه‌ها هم ياد مي‌دهند كه به نامزدي الي دروغ بگويند. اينجا ديگر نفس دروغ گفتن بد نيست بلكه مهم اين است كه آيا دروغ به نفع جمع هست يا نه؟ اگر به نفع جمع بود پس دروغي توجيه شده و پذيرفتني است، در غير اين صورت عملي غيرقابل گذشت به حساب مي‌آيد. مثلاً پنهان كردن موبايل الي توسط سپيده چون به ضرر جمع است. عملي نابخشودني جلوه مي‌كند. ولي گفتن اين نكته كه الي پيش از آمدن شمال به سپيده گفته كه نامزد دارد چون مخالف منافع جمع است، نبايد گفته شود و يك دروغ معقول به نظر مي‌آيد در حالي كه جمع سپيده را براي دروغ‌هايش مرتب شماتت مي‌كند اما اين بار كه سپيده مي‌خواهد حقيقت را بگويد، جمع با مخالفت،  او را وادار به دروغ گفتن مي‌كند.

اما جالب اينجاست كه با اينكه جمع سپيده را به دروغ گفتن وادار مي‌كند ولي باز اين عمل از سر ناچاري به نظر مي‌رسد و جمع به نظر تماشاگر منفور جلوه نمي‌كند چرا كه جمع از نامزد داشتن الي بي‌خبر بوده، و نمي‌تواند مسئوليت و عواقب گناهي ناكرده را بپذيرد. در فيلم هيچ شخصيتي خوب مطلق يا بد مطلق نيست حتي نامزد الي با رفتار خشن و كم انعطافش را نمي‌توانيم يك بدمن (ضد قهرمان) به حساب بياوريم. در لحظاتي كه او غمگين است همراه با او متأثر مي‌شويم و در لحظاتي كه رفتار خشونت‌آميز نشان مي‌دهد از او بدمان مي‌آيد. درباره الي فيلمي درباره حقيقت، دروغ و قضاوت است. فيلم موقعيتي را تصوير مي‌كند كه نقاب‌ها را پس مي‌زند تا ما بي‌واسطه درون آدم‌ها را ببينيم.

اصغر فرهادي به عمد اطلاعات درستي از شخصيت الي به تماشاگر نمي‌دهد تا تماشاگر در ذهن خودش شخصيت الي در طول فيلم بسازد اما اينكه الي را كه شخصيت اصلي فيلم است به درستي نمي‌شناسيم براي تماشاگر گاه كلافه كننده است، و باعث مي‌شود كه شخصيت اصلي داستان همچون يك راز سر به مهر تا آخر فيلم باقي بماند و ما چندان به او نزديك نشويم به گونه‌اي كه او تنها بهانه‌اي مي‌شود كه ما بيشتر به همسفران او نزديك شويم تا خود او كه شخصيت اصلي داستان است.

مسئله‌اي كه فيلم را تا به انتها جذاب و ديدني نگه مي‌دارد، تعليقي است كه در مورد ناپديد شدن الي وجود دارد. تا نزديك به پايان فيلم، ما هنوز نمي‌دانيم الي غرق شده يا محل را ترك كرده يا ناپديد شدن او دليل ديگري دارد. در انتها با كشف جسد الي تعليق و اضطراب به پايان مي‌رسد و در نمايي جمع دوستان را مي‌بينيم كه ماشين را از دل ماسه‌ها بيرون مي‌كشند تا بتوانند با گذار از فاجعه بار ديگر زندگي را آغاز كنند.

 

 

چهارشنبه 7 مرداد 1388 - 11:11


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری