دوشنبه 27 آذر 1396 - 16:12
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

ده درصد جوان‌ها سراغ ساز ايراني مي‌روند

 

 

گفت‌وگو با حسام‌الدين سراج، خواننده موسيقي سنتي ايراني

اشاره:

نظر حسام‌الدين سراج اين بود كه موسيقي پاپ تعريف درستي در جامعه ما ندارد، زيرا اگر ما بخواهيم مفهوم موسيقي پاپ را در نظر بگيريم بايد همه بخش‌هاي موسيقي مانند سازها و شعرها مردمي باشد و از غرب وارد جغرافياي فرهنگي ما نشده باشد من هم به او قول دادم كه حتماً در اشاره مصاحبه عنوان كنم كه واژه پاپ در اين گفت‌وگو اجباراً به معناي مصطلح اين واژه در ميان رسانه‌ها و مردم به كار گرفته شده است؛ يعني همان موسيقي الگوبرداري شده از موسيقي غرب كه توسط سازهاي مشهوري چون سينتي‌سايزر و گيتار نواخته شده و توسط كامپيوتر ميكس مي‌شود؛ همان ‌نوع از موسيقي كه جوانان براي يادگيري آن ولع خاصي دارند، ولي نمي‌دانند كه بسياري از آموزشگاه‌ها و استادان اين رشته به آنها مثل پول‌هاي سرگردان در بازار نگاه مي‌كنند.

چطور وارد دنياي موسيقي شديد؟

وقتي كودك بودم به مسائل ديني بسيار علاقه‌مند بودم و با وجود استعداد زيادم در زمينه موسيقي از يادگيري آن ابا داشتم. مشوق من مرحوم پدرم بود كه به من مي‌گفت: علم موسيقي را ياد بگير، كاربرد آن را بعدها متوجه خواهي شد. و من اين حرف را در زندگي خود تجربه كردم. يك زمان براي يادگيري موسيقي مقاومت مي‌كردم و اعتقاد داشتم موسيقي حرام است. بعد از مدتي به حرف حافظ اعتقاد پيدا كردم كه مي‌گويد: «عيب مي جمله چو گفتي هنرش نيز بگوي، نفي حكمت مكن از بهر دل عامي چند.» امور مختلف در دنيا تك‌بعدي نيستند. ما نمي‌توانيم بگوييم مثلاً نقاشي خوب نيست، الان در دنيا نقاشي به عنوان هنري شناخته‌شده است كه مي‌تواند باعث تعالي روح انسان‌ها گردد.

توصيه شما به كساني كه مي‌خواهند هنر موسيقي سنتي و ايراني را ياد بگيرند چيست؟

براي فراگيري موسيقي بايد زحمت كشيد. برخي فكر مي‌كنند يادگيري موسيقي كتبي است و مي‌توان با خواندن چند كتاب موسيقي‌دان شد. ولي اين طور نيست و موسيقي را بايد با كار كردن پيش يك معلم فراگرفت. انتخاب معلم نيز در اين زمينه خيلي مهم است.

تبليغات در زمينه آموزش موسيقي را چگونه مي‌بينيد؟

ما الان شاهد شيوه‌هاي تبليغاتي جالبي هستيم. مثلاً در تبليغات مي‌نويسند آموزش تضميني تنبك يا سه‌تار در ده جلسه! حال فردي كه مي‌خواهد موسيقي را ياد بگيرد چطور مي‌تواند تشخيص دهد كه كدام آموزشگاه و استاد براي وي مناسب است.

به طور كلي فضاي آموزشي مخدوش است. قبلاً در روزنامه‌ها يك آگهي چاپ مي‌شد با اين عنوان: آموزش موسيقي سنتي، مذهبي، كلاسيك و پاپ. نمي‌دانم آيا هنوز اين‌ آگهي‌ چاپ مي‌شود يا نه. شما اين تقسيم‌بندي را ببينيد كه تا چه حد جاهلانه است. ولي اين آگهي توسط يك آموزشگاه رسمي در روزنامه چاپ مي‌شود. به هر حال خانواده‌هايي كه نسبت به تعليم و تربيت كودكان خود حساسيت دارند بايد در انتخاب آموزشگاه و استاد نيز حساس باشند.

اين مشكل هميشه موجود بوده كه علاقه‌مندان موسيقي فكر مي‌كنند يادگيري اين هنر آسان است و با چند جلسه كلاس رفتن مي‌توانند آن را ياد بگيرند. به نظر شما اگر كسي بخواهد موسيقي را ياد بگيرد چقدر بايد زحمت بكشد؟

موسيقي يك نوع رياضت است. لازمه يادگيري اين هنر عشق است و به جز علاقه راه ديگري براي يادگيري موسيقي مشهود نيست. هنرجو بايد آنقدر به موسيقي علاقه‌ داشته باشد كه سختي‌هاي اين راه را براي خود هموار كند. يادگيري اين نوع از موسيقي پاپ سهل شده و همين موضوع باعث گرايش جوانان به يادگيري اين هنر شده است. چندي پيش در يكي از مصاحبه‌ها از يك خواننده پرسيده بودند: شما از چه زماني موسيقي را شروع كرديد؟ خواننده در جواب گفته بود: از شش ماه پيش. پرسيده بودند: چطور به اين زودي خواننده شديد؟ جواب داده بود: از شش ماه پيش كار خود را با خواندن شروع كردم. گفته بودند: كلاس‌هاي شما چطور بود؟ خواننده در جواب گفته بود: من پيش استادم نرفتم...! يعني اينها اصلاً لزومي نمي‌بينند كه براي يادگيري موسيقي تعليم بگيرند و يا نسبت به اين هنر شناخت آكادميك داشته باشند. راه ميانبر را انتخاب مي‌كنند. انگيزه در اين مهم مورد بسيار مهم است، ولي متأسفانه انگيزه‌ها درجامعه ما سالم نيستند. در زمان قديم هدف موسيقي‌دان‌ها اين نبود كه مشهور شوند؛ هدف آنها سلوك موسيقي بود. آنها نسبت به موسيقي عشق داشتند. به همين دليل دوست داشتند اين هنر را فراگيرند. پس از مدتي هنرجو تبديل به استاد مي‌شد و ديگران به سراغ او مي‌آمدند. آن هنگام هنرمند اقدام به صفحه پركردن و ضبط آثار خود مي‌كرد. اما حالا انگيزه هنرمند قبل از موسيقي‌دان شدن مشهور شدن است. اين موضوع جوانان را به ناكجا آباد مي‌كشاند.

پس شما شهرت را يك سم مي‌دانيد.

بله همين طور است.

اثر جديد شما چيست؟ و آهنگساز آن كيست؟

نام كار جديد من «آواز حيرت» است. آهنگساز اين كار جوان باذوقي است. در اين اثر با استفاده از سازهاي جديد سونوريته جديدي در موسيقي ايراني طرح شده است. اين به نحوي است كه فكر مي‌كنم جوانان، آن را بپسندند.

چه هدفي را در اين كار دنبال مي‌كنيد؟

هدف ارائه يك كار نو در موسيقي است.

يعني از دسته موسيقي‌هاي تلفيقي است؟

نه اين طور نيست. همه سازها ايراني است. فقط چند ساز كوبه‌اي مثل كوزه و دهل به آن اضافه شده است، ولي اركستراسيون آن جديد است و در فرمي كار شده است كه اين فرم كمتر شنيده شده است.

نظر شما در مورد موسيقي پاپي كه در حال حاضر در ايران توليد مي‌شود چيست؟

من الان نمي‌دانم چه آثاري در اين زمينه توليد مي‌شود. مدتي است كه احساس مي‌كنم يك ترمزي در موسيقي ايجاد شده است. البته اگر اين ترمز به جايي منتهي شود كه به دنبال كار خوب برويم خوب است، ولي الان نمي‌دانيم كه به چه سمتي در حال حركت هستيم. من از روند توليد موسيقي پاپ زياد اطلاع ندارم، زيرا صدا و سيما قبلاً بيشتر اين نوع موسيقي را پخش مي‌كرد.

ديدگاه خود را در مورد آثاري كه در طول اين سال‌ها توسط صدا و سيما به عنوان موسيقي پاپ توليد شده بيان كنيد.

 مرزها كاملاً مشخص نيست كه صحبت از كدام نوع موسيقي است. اگر ما به دنبال مفهوم اين اسم برويم، معني آن موسيقي مردمي است. اصولاً موسيقي مردمي ما بايد داراي سازهاي مردمي و اشعار مردمي باشد و نبايد از موسيقي‌‌هاي غربي تقليد كند. اگر ما اين تعريف را قبول داشته باشيم موسيقي مقامي ما نيز جزء موسيقي مردمي محسوب مي‌شود. يعني وقتي شما به مناطق مختلف ايران مي‌رويد آن نوع از موسيقي كه توسط سازهاي محلي مانند دوتار و تنبور عرضه مي‌شود جزء موسيقي مردمي ما حساب مي‌شود، ولي ما در حقيقت سيطره غرب را به عنوان پاپ توزيع مي‌كنيم. ما شاهد هستيم كه توسط يك سينتي سايزر و كامپيوتر روزانه بيست آهنگ ساخته مي‌شود كه اصلاً هم مهم نيست كه اشعار آنها داراي بار مفهومي باشد. يعني كافي است كه اشعار فقط داراي قافيه باشند و مفهوم‌هاي هوس‌انگيز نيز در آنها وجود داشته باشد. تعبيري كه ما شاهد بروز آن هستيم اين نوع موسيقي است. ما نمي‌توانيم منكر استعداد جوانان شويم و حيف است كه ما همه آنها را در اين راه قرباني كنيم. خيلي از جوانان هستند كه به انواع موسيقي‌هاي ايراني كلاسيك و مقامي علاقه دارند و ما بايد بتوانيم به اين استعداد و علاقه جهت بدهيم، نه اينكه آنها اسير فرهنگ چيره و فريبكارانه غرب شوند.

به طور كلي من نمي‌توانم در حيطه كار غير تخصصي خود مانند گيتارنوازي اظهار نظر كنم. اما اين را خوب مي‌دانم كه ما ايراني هستيم و حيف است كه نود درصد جوانان ما به گيتار علاقه‌مند باشند و فقط ده درصد آنها به سازهاي ايراني گرايش پيدا ‌كنند. ما بايد ريشه اين اتفاق را بررسي كنيم و بفهميم كه ريشه آن در كجا است. البته گيتار ساز خوبي است. من هم به اين ساز علاقه دارم، اما بايد بدانيم چرا نود درصد از اين ساز استفاده مي‌كنند و ده درصد جوانان به سراغ يادگيري سازهاي ايراني مي‌روند. يكي از ريشه‌هاي اين موضوع اين است كه صدا و سيماي ما سازهاي خودمان را نمايش نمي‌دهد و به طور كلي به موضوع موسيقي اهميت نمي‌دهد. از طرفي هنر فقط فداي مناسبت قرار مي‌گيرد و مصادره سياسي مي‌شود.

 

دوشنبه 5 مرداد 1388 - 14:5


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری