چهارشنبه 30 مرداد 1398 - 7:49
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

براي كوچ به دنياي ديجيتال بايد شناسنامه‌‌مان را برداريم

 

 

گزارش نشست نقد كتاب «رجعت سرخ ستاره»

 

نشست نقد و بررسي مجموعه شعر «رجعت سرخ ستاره» سروده علي معلم دامغاني در محل كانون ادبي زمستان و با حضور علي معلم دامغاني، يوسفعلي ميرشكاك، محمدرضا تركي، محمدرضا تقي دخت و سعيد بيابانكي برگزار شد.

دانشگاه‌هاي ما آمادگي درك شعر «علي معلم» را ندارند

در ابتداي اين جلسه، محمدرضا تركي، استاد دانشكده ادبيات دانشگاه تهران گفت: به نظرم مي‌رسد كه دانشگاه‌هاي ما هنوز آن شان را پيدا نكرده‌اند كه به حوزه شعر معلم نزديك بشوند و اين به دليل تفاوت گفتماني است كه وجود دارد. هنوز دانشكده‌هاي ادبيات ما با بيدل و خاقاني مشكل دارند و متوجه آن نمي‌شوند چون اساساً محافل علمي ما محيط بسته‌اي است كه به شدت نيز اسير مشهورات است.

اين استاد دانشگاه اضافه كرد: دانشگاه‌ها اگر هم با شعر معلم ارتباطي برقرار كنند در سطح است و كمتر برخورد كرده‌ايم كه يك فارغ‌التحصيل ادبيات بتواند به درستي شعر معلم را از رو بخواند و حتي بعضي استادان هم از قرائت آن عاجز هستند و نمي‌توانند لايه‌هاي دروني‌تر و عميق‌تر شعر معلم را درك كنند.

وي خبر داد: يوسفعلي ميرشكاك اين روزها مشغول نوشتن كتابي درباره شعر معلم دامغاني است تا براي بيرون از مرزها ترجمه شود و شايد تقدير اين است كه هنوز خودمان اين شايستگي را پيدا نكرده‌ايم و مفاخر ما بايد بيرون از مرزها معرفي شوند و بعد به گوش ما برسد و بفهميم كه چه اتفاقي افتاده افتاده و آنها چه بوده‌اند.

تركي ادامه داد: استاد معلم خيلي درباره چاپ آثارش پروا دارد و حتما دلايلي براي خودش دارد و نمي‌خواهد جلوه‌اي بكنند. چاپ دوم كتاب «رجعت سرخ ستاره» هم به نحوي «دزدكي» منتشر شد و در واقع خود او چندان از انتشار مجدد كتاب خبر نداشت.

اين مدرس دانشگاه گفت: شاعران اين دوره يا تحت تاثير گذشتگان هستند يا تحت تاثير معاصران و در مجموع، سبكي وجود ندارد، اما شايد تنها جايي كه بشود رسما اعلام كرد سبكي وجود دارد كه با اين روزگار نيز همخواني و مناسبت دارد، در شعرهاي علي معلم باشد.

وي همچنين يادآورشد: آنچه برآمده از ادبيات انقلاب است شعر معلم است، او تربيت يافته دانشكده ادبيات نيست و به روش قدما ادبيات را آموخته و مشكل اين شعر اين است كه سخت است و قابل تقليد و تكثير نيست و كساني كه سعي كردند و مي‌كنند، مثل او شعر بگويند، ناكام مانده‌اند.

شعر علي معلم ما را به ميراث‌هايمان رجعت مي‌دهد

همچنين در اين نشست محمدرضا تقي دخت، با مقايسه حافظ و خيام عنوان كرد: دلچسب‌ترين شاعر فارسي زبان حافظ است، اما حافظ جهاني را كه براي ما مي‌آفريند از واقعيت به بي‌واقعيت تبديل مي‌شود و آن قدر تغيير دارد و گونه گوني و بازآفريني مي‌پذيرد كه هيچگاه اجازه پرسش به ما نمي‌دهد.

اين استاد دانشگاه تاكيد كرد: پيوندي كه حافظ در شعرش ايجاد مي‌كند، يعني سهمي از تفكر در آن هست، اما اين تفكر تفكري نيست كه در شاعري چون خيام وجود دارد و هيچ وقت احساس ياس و بدبيني در شعر حافظ به وجود نمي‌آيد، چرا كه حافظ از واقع مي‌آيد و ما را از واقع جدا مي‌كند و دوباره به واقع بر مي‌گرداند.

تقي دخت تصريح كرد: شعر خيام هم سرشار از تخيل است، اما شعر خيام جوري نيست كه بتواند از ذهن ما جدا شود و در پس سئوالات گزنده او هميشه يك واقعيت تلخ را مي‌بينم و بايد اعتراف كرد كه هم مسئله‌هاي خيام از حافظ بزرگ‌تر است و هم شعر او پرسش عميق‌تري از هستي است.

اين نويسنده در ادامه گفت: اين مقايسه را انجام دادم تا تفاوت شعر معلم دامغاني را با شعر بعد از مشروطه بيان كنم. از مشروطه به اين سو و حتي قبل از آن پرسش‌ها اين قدر كوتاه و مقطعي بوده كه از چيزي پرسيديم كه پرسيده شده و مسائل، مسائل كوچكي بوده و سهم تفكر شرط لازم نبوده، بلكه شرط كافي بوده است.

وي درباره صورت اشعار معلم نيز توضيح داد: او شعر ساده هم بسيار گفته‌ است و مي‌تواند بگويد. در همين حال، برخي اشعار او بسيار پيچيده است و به صورت معمايي مي‌ماند كه جواب حداقلي هم براي آن نمي‌يابيم.

تقي‌دخت ادامه داد: اما نبايد ظاهر شعر او كه بسيار غني است در پس درشتي صورت مخفي بماند و وظيفه ماست كه به عنوان واسطه آن را بازگشايي كنيم؛ تله تفكري كه در آن نشسته‌ايم، اين است و همين است كه مسائل ما بسيار ساده و روزمره شده و كسي كه در اين تله ننشسته، معلم دامغاني است.

معلم توانمند ترين شاعر از زمان بيدل تاكنون

در اين نشست همچنين يوسفعلي ميرشكاك در سخناني عنوان كرد: قبل از هر چيز بايد پرسيد شيوه معلم چيست، اما پيش از آن لازم است بگويم كه اين شكل از مثنوي كه در اوزان بلند سخن سروده شده است و ما آن را در شعرهاي معلم مي‌بينيم در نيما هم ديده مي‌شود و شهريار هم يك مثنوي به اين سبك و روش دارد، اما چنگي به دل نمي‌زند و لطفي ندارد.

وي ادامه داد: همانطور كه مي‌دانيد، علي معلم دامغاني جزو پهلوانان زورخانه بوده است، چنانكه شعر او هم شعري زورآوري است و در قالب مثنوي كه معمول اين بوده كه به دو قافيه در يك بيت اكتفا كنند، او نوآوري‌هاي فراواني داشته‌ و به خوبي هم از پس آن بر آمده است.

ميرشكاك با اشاره به كتاب «رجعت سرخ ستاره» اضافه كرد: ما در اين كتاب مي‌بينيم كه معلم اين شيوه مثنوي گفتن را قبل از انقلاب شروع كرده‌ و آنچه از آن دوران باقي مانده خيلي بهتر از سروده‌هاي اوائل انقلاب او است.

وي با اشاره به تاثير انقلاب بر آثار ادبي و فرهنگي يادآور شد: انگار با وقوع انقلاب در استاد معلم هم تزلزلي پيش آمد و او را به فكر واداشت كه آيا مي‌شود همچنان اين راه را ادامه داد يا نه و به همين دليل شعبده كلمات در شعرش پيش آمد.

اين شاعر افزود: معلم عواطف را و نحوه برانگيختن عواطف را از سبك عراقي گرفته و پيچيدگي را از سبك هندي و نوآوري را از شعر نيما دريافت كرده است.

ميرشكاك با اشاره به ويِژگي‌هاي منحصر به فرد شعر معلم تصريح كرد: شعر او به گونه‌اي است كه پيرو نخواهد داشت و كسي نمي‌تواند آن را ادامه دهد، چرا كه اين ابيات مثل يك سمفوني ادامه پيدا مي‌كند و تاكنون بسياري خواسته‌اند از سبك او تقليد كنند، اما در وسط راه مانده‌اند.

وي همچنين تاكيد كرد: معلم وقتي يك فضا را مي‌سازد، هنگامي كه احساس مي‌كند از آن دور شده دوباره بيت شاهد را مي‌آورد، مانوري روي آن مي‌دهد و دوباره سرودن را از سر مي‌گيرد و اگر بخواهم شكل آن را ترسيم كنم، بايد بگويم اين شعر شبيه دواير اقليدسي و يا شمسه وسط قالي است.

وي در ادامه خاطرنشان كرد: در شعر معلم به مرور اين ساليان ديده‌ايم كه علاوه بر همساز كردن توانمندي در تمام سبك‌ها بنا را بر قرابت استعمال گذاشته‌اند و اين طور نيست كه يك واژه را بياورد و شعر را بشكند، بلكه كل كلماتي كه به كار مي‌برد عجيب هستند.

وي در پايان تاكيد كرد: از روزگار مشروطه تا امروز داريم ذره ذره از هويت كهن خودمان فاصله مي‌گيريم و يكي از كساني كه در شعر منادي تفكر قومي است، علي معلم است و بايد اضافه كنم كه از زمان بيدل تاكنون شاعري به توانمندي علي معلم نداشته‌ايم.

براي كوچ به دنياي ديجيتال بايد شناسنامه‌‌مان را برداريم

علي معلم دامغاني هم در اين جلسه با اشاره به صحبت‌هاي سخنرانان حاضر در نشست عنوان كرد: دوستان در اينجا بزرگواري را به نهايت رساندند، اما بايد يك حقيقت را عرض كنم و آن اينكه من يك كشاورززاده و آخوندزاده هستم؛ كار شباني كرده‌ام و نه تنها بلدم شير بدوشم، بلكه مي‌توانم يك گوسفند را بزايانم و در كار كشاورزي نيز وارد هستم.

وي با بيان اينكه مجموعه اين خصوصيات در شعر من نمود پيدا كرده است، اضافه كرد: از طرف ديگر سلسله ارتباط خانواده من با كتاب هرگز قطع نشده بود و در كودكي پدر دستم را مي‌گرفت و هرچه بلد بود به من ياد مي‌داد، او بود كه تمام قصه‌هاي شاهنامه و ديگر قصه‌ها را به من ياد داد و بعدها هرچه مي‌خواندم به چيز جديدي نمي‌رسيدم، چرا كه همه چيز را پدرم گفته بود.

وي با اشاره به سخن‌سراي توس تاكيد كرد: در سلسله اهل ادب، يك شاعر شيرين مي‌شناسيم به نام فردوسي؛ يعني همان كسي كه در حكومت زمانه خود بيشترين كتك را خورد. اين مرد با احساس يك انسان بومي و آشنا با طبيعت فهميد كه كوچي اتقاق افتاده و دوره سلسله ساسانيان تمام شده و بايد به فراموشي سپرده شود.

وي در ادامه توضيح داد: اگر همين الان اعلام كنند كه بايد تا دو روز ديگر تهران را ترك كنيد و از اينجا برويد، قطعا سبك‌ترين‌ها و سنگين‌ترين‌ها را براي خود برمي‌داريد، سبك‌ترين‌ها چيزهايي است كه قابل حمل است و سنگين‌ترين‌ها چيزهايي است كه ارزشمندند.

وي افزود: شناسنامه را هيچ كس فراموش نمي‌كند كه با خودش بردارد و خدا پدر فردوسي را بيامرزد كه در كوچ از سلسله‌ پيش از خود اين شناسنامه را براي ما برداشت.

معلم تصريح كرد: بعدها اين كوچ بارها اتقاق افتاد و يك بار آن نيز در زمان حافظ رخ داد؛ شعر حافظ همه آن چيزهاي ارزشمندي است كه او با خود برداشته و به ما انتقال داده است؛ در واقع، شعر او شناسنامه دوران خودش است.

وي تاكيد كرد: جهان در حال عبور است و مثل رودخانه‌اي كه نمي‌دانيم سرچشمه آن كجاست، جاري است و ما دمي بر اين رودخانه نشسته‌ايم يا از آن استفاده مي‌كنيم و يا نمي‌كنيم، اما به هرحال امروز جمله‌اي تمام شده و نقطه پايان گذاشته شده است و رسيده‌ايم به سر خط؛ به دوراني تازه كه همان دوران ديجيتال است و يك كوچ ديگر دارد اتفاق مي‌افتد. بايد عزمي كنيم و چيزهايي را برداريم كه در منزل بعدي حرفي براي گفتن داشته باشيم.

 

چهارشنبه 31 تير 1388 - 15:46


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری