سه‌شنبه 6 تير 1396 - 11:33
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

صدیقه مقدس پور

 

پذيرش قطعنامه 598 از سوي ايران و پايان جنگ

 

 

در طول جنگ تحميلي عراق بر عليه جمهوري اسلامي ايران ، بيش از 11 قطعنامه ازسوي سازمان ملل متحد صادر شد. در تمام اين قطعنامه‌ها كه با حمايت آشكار آمريكا، اروپا و ساير متحدان عراق تنظيم مي شد، به خواسته‌‌هاي به حق ايران كمترين توجهي صورت نمي گرفت.

همه‌ اين قطعنامه‌ها در زمان‌هايي صادر مي شد كه رزمندگان اسلام در جبهه‌ها پيروزي‌هايي به دست مي‌آوردند و متحدان عراق تلاش مي‌كردندبا صدور اين قطعنامه‌ها از نابودي ارتش عراق جلوگيري نموده و مانع از پيروزي نهايي ايران شوند.

نگاهي گذرا به متن قطعنامه‌هاي سازمان ملل متحد در مورد جنگ عراق عليه ايران نشان دهنده ي اين موضوع است.

هنگامي كه صدام با ارتش خود صدها كيلومتر مربع از خاك ايران را اشغال كرد و تعدادي از شهرها و صدها روستاي مرزي ايران را پس از اشغال با خاك يكسان نمود، سازمان ملل‌متحد با سكوت خود  بي تفاوت از کنار آن گذشت .

اشغالگران عراقي فقط در استان خوزستان 365 روستا را كه هموطنان عرب زبان ما در آنها ساكن بودند، نابود كردند. اما سازمان ملل به جاي ملزم نمودن عراق به خارج شدن از خاك ايران تنها به صدور يك نامه بي‌اهميت از سوي دبير كل سازمان ملل متحد اكتفا كرد: «من از گسترش اختلاف بين ايران و عراق نگران هستم اين امر به عقيده‌ي من يك تهديد بالقوه براي صلح و امنيت بين المللي است!!» و اين تنها كاري بود كه سازمان ملل متحد در مقابل اشغالگري عراقي ‌ها انجام داد.

اما وقتي رزمندگان پرتوان اسلام شروع به اخراج اشغالگران از سرزمين‌ها، شهرها و روستاهاي اشغالي ايران نمودند و براي تنبيه متجاوز وارد خاك عراق ‌شدند، ديگر از نصيحت‌هاي بي‌حاصل دبير كل سازمان ملل متحد خبري نبود. بايدها و نبايد‌ها جاي نصايح را ‌گرفت. بخش‌هايي از قطعنامه‌هاي 514 و 522 كه در سال 1361 به دنبال پيروزي‌هاي رزمندگان اسلام و به فاصله چند ماه صادر شد، بيانگر اين موضوع است:

1- سازمان ملل متحد مصرا خواهان آتش پس فوري  و خاتمه تمام عمليات نظامي مي‌باشد.  2- درخواست خود را براي عقب نشيني نيروها به مرزهاي شناخته‌شده‌‌بين المللي‌تاكيدمي كند و...

 ضربات كوبنده دلير مردان لشکر اسلام باعث شد گردانندگان سازمان ملل متحد كه قدرت‌هاي شيطاني دنيا هستند، فراموش كنند در موقع صدور اين قطعنامه‌ها  هنوز شهرهاي نوسود، مهران، نفت شهر، قصر شيرين و مساحت زيادي از خاك ايران در اشغال ارتش عراق است.

عمليات رزمندگان ايراني در خاك عراق و ضربات جبران ناپذيري كه ارتش عراق از اين حملات متحمل مي‌شد، تغييراتي را در قطعنامه‌هاي سازمان ملل در پي داشت. با پافشاري ايران بر حق خود كه تعيين متجاوز در جنگ بود و نمايش اقتدار ملي با انجام عمليات در عمق خاك عراق، از اين به بعد در قطعنامه‌ها صد در صد از عراق جانبداري نمي‌شد از جمله، در طرح 8 ماده‌اي دبير كل سازمان ملل متحد كه در سال 1363 صادر و خواسته‌هاي سازمان ملل متحد به  هر دو طرف جنگ يعني ايران و عراق اعلام ‌شد.

در بهمن ماه سال 1364 ايران  ، بندر استراتژيك فاو و اطراف آن را در جنوب عراق، با انجام عمليات والفجر 8 به وسعت 700 كيلومترمربع به تصرف خود در ‌آورد. قطع ارتباط عراق با آب هاي نيلگون خليج فارس و برچيدن پايگاه‌هاي موشكي عراق در فاو كه شهر دزفول و ساير شهرهاي خوزستان از طريق آنها مورد حمله قرار مي‌گرفتند، از جمله اهداف اين عمليات بود. پس از اين پيروزي، قطعنامه 582 صادر شد. در اين قطعنامه با اظهار نگراني عميق از طولاني شدن جنگ بين ايران و عراق و با تاكيد بر غير قابل قبول بودن، كسب سرزمين از راه زور و بدون اينكه اشاره‌اي به آغاز كننده ي جنگ داشته باشد، تنها به اقداماتي كه سبب بروز جنگ گرديده اظهار تأسف شده بود.

با تصرف بندر فاو ، دنياي استكبار متوجه شد كه جمهوري اسلامي ايران يك حكومت پايدار و مردم ايران مردمي مقتدر و شكست ناپذيرند. پس از اين عمليات ، ايران بيش از بيست عمليات بزرگ و كوچك انجام داد كه تمام اين حملات در خاك عراق بود.

مهمترين اين عمليات كربلاي 5 نام داشت كه در زمستان 1365 نيروهاي ايراني با انجام اين عمليات تا نزديكي بصره دومين شهر مهم عراق پيش رفتند. محل انجام اين عمليات از سوي حضرت امام (ره) جايي انتخاب شد كه بيشترين و مهمترين موانع كارشناسان اروپايي براي جلوگيري از نفوذ رزمندگان اسلام، ساخته شده بود.

همين امر موجب شد سازمان ملل متحد و اعضاي موثر در آن سازمان مجبور شدند قطعنامه‌ 598 را تنظيم كنند. اين قطعنامه انتظارات ايران را تأمين نمي‌كرد ولي نكات مثبتي نسبت به قطعنامه‌هاي قبلي داشت.

دربند 6 اين قطعنامه براي نخستين بار اشاره به تعيين آغاز كننده ي جنگ شده بود كه پس از تعيين و اعلام آن ازسوي دبير كل سازمان ملل متحد زمينه را براي درخواست غرامت و خسارات جنگ از سوي ايران فراهم مي‌كرد.

ايران اين قطعنامه را نه رد كرد و نه قبول . حدود يكسال به چانه زني پرداخت تا بتواند سازمان ملل متحد و كشورهاي تأثيرگذار در اين سازمان را وادار به گنجاندن حقوق خود در قطعنامه نمايد.

دبيركل سازمان ملل متحد مجبور شد يك طرح اجرايي را به دو كشور ايران و عراق ارائه دهد و در آن طرح متعهد شد ، در روز آتش بس يك گروه بي‌طرف، كار بررسي آغازگر جنگ را شروع كند و در تاريخ مشخص بعد از آتش بس، عقب نشيني نيروها به پشت مرزهاي بين المللي آغاز شود.

ايران قطعنامه را با توجه به اينكه تمام خواسته‌هايش در آن نبود، پذيرفت. استعمارگران شرايطي را پيش بيني كرده بودند كه در صورت عدم قبول قطعنامه از سوي ايران، امكان انجام هر جنايتي بر عليه مردم كشورمان فراهم باشد. اين شرايط عبارت بودند از:

حمايت مستقيم و بيشتر دنيا از صدام

معرفي ايران به عنوان کشوري جنگ طلب

افزايش تهديدات بين المللي بر عليه ايران

اقداماتي براي نابود كردن اقتصاد ايران

حضرت امام (ره) به عنوان عالي‌ترين مقام كشور و فرمانده كل نيروهاي مسلح كه حفظ ايران و حكومت جمهوري اسلامي را واجب‌تر و مهم تر از پيروزي در جنگ مي‌دانست، موافقت خود را با پذيرش قطعنامه اعلام كرد و در پيامي به مردم ايران فرمود: «‌ و اما در مورد قبول قطعنامه كه حقيقتا مسأله بسيار تلخ و ناگواري براي همه و خصوصا براي من بود اين است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شيوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجراي آن مي‌ديدم ، ولي به واسطه حوادث و عواملي كه از ذكر آن فعلا خودداري مي‌كنم و به اميد خداوند در آينده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامي كارشناسان سياسي و نظامي سطح بالاي كشور ـ كه من به تعهد و دلسوزي و صداقت آنان اعتماد دارم ـ با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع كنوني آن را به مصلحت انقلاب و نظام مي‌دانم و خدا مي‌داند كه اگر نبود انگيزه‌اي كه همه ما و عزت و اعتبار ما بايد در مسير مصلحت نظام و مسلمين قرباني شود، هرگز راضي به اين عمل نمي‌بودم و مرگ و شهادت برايم گواراتر بود ، اما چاره چيست ؟ همه بايد به رضايت حق تعالي گردن نهيم ديروز روز امتحان الهي بود كه گذشت و فردا امتحان ديگري است كه پيش مي‌آيد .... من باز مي‌گويم قبول اين مسأله براي من از زهر كشنده‌تر است ، ولي راضي به رضاي خدايم و براي رضايت او اين جرعه را نوشيدم و نكته‌اي كه تذكر آن لازم است در قبول اين قطعنامه فقط مسؤولين كشور ايران با اتكاي خود تصميم گرفتند. تصميم امروز فقط براي تشخيص مصلحت بود .... بدانيد كه پيروزي از آن شماست .»

پس از اعلام پذيرش قطعنامه 598 از سوي ايران ، حاكمان عراق و در رأس آنها صدام كه هيچ توضيح و دليلي براي مردم خود از تحميل جنگ هشت ساله به ايران نداشتند و از طرفي هيچ دستاوردي هم از اين جنگ نصيب آنها نشده بود، اعلام کردند كه ايران به دليل ضعف مجبور به پذيرش قطعنامه شده است و از طرفي با مسلح نمودن گروه تروريستي منافقين از مرزهاي غربي ايران و به قصد نابودي كشورمان حمله‌ گسترده‌اي را آغاز نمودند.

 با انعكاس اخبار حمله مجدد عراق و منافقين در شهرها و روستاها، بار ديگر مردم ايران به جبهه‌ها هجوم آوردند و با كشته و زخمي كردن هزاران نفر از مهاجمين و به اسارت گرفتن تعداد زيادي از آنها، خاك مقدس كشور را از وجود متجاوزين پاك كردند.

بالاخره در 17 مرداد 1367 شوراي امنيت سازمان ملل متحد با حضور نمايندگان ايران و عراق تشكيل جلسه داد.

درطول مذاكرات ايران و عراق كه با نظارت دبير كل وقت سازمان ملل آقاي خاوير پرزدكوئيار انجام مي‌شد، عراقي‌ها كارشكني ‌هاي زيادي انجام دادند تا شايد امتيازاتي را كه در جبهه‌هاي نبرد نتوانسته بودند از ايران بگيرند در پشت ميز مذاكره به دست آورند. ولي اين تلاش آنها هم با درايت و تلاش گروه ديپلماسي كشورمان خنثي شد.

در 18 تيرماه 1370 دبيركل سازمان ملل متحد، با بررسي دلايل و شواهدي كه از ايران و عراق دريافت كرده بود اعلام كرد: «آغازگر جنگ هشت ساله عراق بوده است.» پس از يازده سال تعلل و خودداري دنيا از اعلام متجاوز بودن عراق ، بالاخره دنيا به اين واقعيت اقرار كرد كه مردم ايران 8 سال با دفاع مقدس ازتماميت ارضي خود پاسداري مي‌كرده‌اند و يك پيروزي ديگر براي ملت ايران در تاريخ سراسر افتخار كشورمان به ثبت رسيد.

منابع:

           1-  كتاب زنگ تاريخ تأليف علي اكبر رئيسي

          2-  پايگاه اطلاع رساني مرکز اسناد انقلاب اسلامي

 

چهارشنبه 24 تير 1388 - 9:50


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری