جمعه 29 شهريور 1398 - 11:55
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

يادداشت

 

حجت الاسلام كاظم لطفيان
مديركل سازمان تبليغات اسلامي استان خراسان جنوبي

 

حجاب اسلامي، راهي براي رسيدن به امنيت اجتماعي

 

 

امروز کم­تر کسي است که از طرح ارزش­مند امنيت اخلاقي و اجتماعي بي­خبر باشد. همگان مي­دانند که اين طرح، با هدف بازگرداندن جامعه به دامن ارزش­ها و آرمان­هاي اسلامي و انقلابي طراحي و اجرا مي­شود و نيز مي­دانندکه موضوع بدحجابي، يکي از جديدترين نگراني­هاي دينداران جامعۀ ايراني در طول تاريخ بوده است. در يک برداشت مي­توان گفت: اين ناهنجاري، ره­آورد دنياي ارتباطات و مدرنيسم است که جامعۀ ديني را تهديد، و انحرافات فردي و اجتماعي فراواني را به بار مي­آورد.

اجراي اين طرح، ديدگاه­هاي گوناگون و بازتاب­هاي متنوعي در بستر جامعه به وجود آورده است. برخي معتقداند که اين طرح در راستاي احياي حدود الهي پي­گيري و برخي نيز بر اين باورند که مسئلۀ حجاب بايد در لابه­لاي شعارهاي بين­المللي از بين برود!

ديدگاه نخست به عموم ملّت غيرت­مند ايران، به­ويژه مسئولان خدوم نظام اسلامي تعلّق دارد. نتايج نظرسنجي مركز اطلاعات و آمار شوراي فرهنگي و اجتماعي زنان، حاكي از آن است كه بيش از 80% معتقدند، واجب بودن حجاب، مصونيت مي­آورد و نيز آن را دليل احترام به مقام زن مي­دانند و بيش از 75­% معتقدند كه حجاب، تحكيم بنيان خانواده را در پي خواهد آورد.

مقام معظّم رهبري در اين­باره مي­فرمايند: «نيروي انتظامي بايد با پرهيز از طرح­هاي موسمي و موقت، طرح امنيت اجتماعي را با قدرت ادامه دهد، تا اهداف آن در جامعه نهادينه شود».1

و ديدگاه دوم به کساني تعلّق دارد که عينک سياسي به چشم زده و روزگاري تاختن به ارزش­هاي ديني و ملّي را وجهۀ همّت خويش قرار داده بودند.

قائم مقام يکي از احزاب سياسي کشور دربارۀ اجراي اين طرح مي­گويد: «اول خواستند زنان را بترسانند، اما نتوانستند، بعد گفتند اراذل و اوباش را مي­گيريم که فايده­اي نداشت، پشت پردۀ اين برخوردهاي نيروي انتظامي، چيزي نيست جز ترساندن مردم!!!»2

ملت ايران فراموش نکرده است، روزگاري را که مردم غيرت­مند ايران، براي دفاع از ناموس و در اعتراض به توطئۀ رضاخان، به خيابان­ها ريختند و جان خويش را فداي نهادينه­سازي ارزش­هاي ديني و ملّي نمودند و امروز، شماري مغرض و نا آگاه به طرحي که به گسترش امنيت اخلاقي و اجتماعي مي­انجامد، حمله و نظام اسلامي را به باد انتقاد مي­گيرند. مگر نه اين است که ملّت ايران، در طول تاريخ نشان داده است که در رابطه با حجاب و عفاف و استحاله ارزش­ها، ذرّه­اي کوتاهي نکرده و اين افتخار تاريخي را به نام خويش ثبت نموده است. مخالفان طرح، قيام خونين مسجد گوهرشاد و سياست سرکوب­گرانه شاه در برابر مردم را، چگونه تحليل مي­نمايند؟ هيچ­کس نيست که نداند، آن­چه مخالفان طرح امنيت اجتماعي بدان دامن مي­زنند، جريان اباحه­گري است که از استحالۀ ارزش­ها نيز خطرناک­تر مي­باشد.

مگر نه اين است که فساد اخلاقي، کشف خانه­هاي فساد، کشف مواد افيوني، کشف دستگاه­هاي فرآوري مشروبات الکلي، انتشار فيلم­ها مبتذل و غيراخلاقي داراي ابعاد پيچيده­اي گشته و تهديدي ملّي براي جامعه به شمار مي­آيد؟

امروز کساني که نداي مخالفت با طرح امنيت اجتماعي را سر مي­دهند، حرف تازه­اي براي گفتن ندارند، جز اين که همان حرف­هاي کهنۀ اربابان خائن، که کشف حجاب را براي ورود ايران به مدرنيسم!، تمدّن جديد!، و... ضروري مي­دانستند! را نشخوار مي­نمايند.

مگر نه اين است که رضاخان در سفر خويش به ترکيه، عزم خويش را جزم نمود که ترکيه راه پيش­رفت خويش را از طريف کشف حجاب دنبال نمود و به نتيجه رسيد، ما نيز همين کار را انجام مي­دهيم. مگر نه اينکه او وزيران را احضار کرد و به آنان گفت: «ما بايد صورتاً و سنتاً غربي شويم و در قدم اول، کلاه­ها تبديل به شاپوري شود و نيز بايد شروع به برداشتن حجاب زن­ها نمائيم، اما چون براي عامۀ مردم دفعتاً مشکل است که اقدام کنند، شما وزرا و معاونان بايد پيش­قدم شويد و هفته­اي يک­بار با خانم­هاي خود در کلوپ ايران جمع شويد...».

عزيزان، امروز حدود هفتاد سال از فاجعۀ کشف حجاب در اين کشور مي­گذرد و اکنون، همان ترکيه به پايان مسير کشف حجاب نزديک شده، آيا امروز ايران در دنيا، تمدّن­ساز است يا ترکيه؟ تحليل شما از روي کار آمدن رئيس­جمهوري که همسر و خانوادۀ او از گوهر حجاب برخوردارند، چيست؟ آيا جز اين است که آنان در اين مسير، چيزي جز ولنگاري و فساد نديده­اند؟

در اين بخش، براي اطلاع خوانندگان عزيز از مباني ديني اين فريضۀ الهي، به برخي سفارشات قرآن کريم و پيشوايان ديني اشاره مي­شود. آئين مقدّس اسلام، نهاد خانواده را کانوني مقدس، پايدار و عاطفي مي­داند و مهمانان اين کانون ارزش­مند را به آرامش، شادماني و محبّت فرا خوانده و حيات طيبۀ الهي را در بستر ازدواج سالم، پيش­کش انسان قرار مي­دهد. بنابراين، حجاب و عفاف، پايه و اساس زندگي به شمار مي­رود که در رهگذر آن، خردمندي و کمال انساني، بارور مي­شود و پشت کردن به اين آموزه­ها نيز چيزي جز ولنگاري و هرج و مرج را نصيب انسان نمي­سازد.

ناگفته نماند که حجاب و عفاف، دو مقولّ جداگانه، اما در ارتباط با يکديگر مي­باشند. حجاب، رعايت پوشش ظاهري است و عفّت، هم رعايت پوشش ظاهري است و هم مراقبت از امور معنوي و روحي؛ از اين روي عفت، دامنۀ گسترده­تري نسبت به حجاب دارد، زيرا دربرگيرندۀ قلب، چشم، گفتار، رفتار، خوراک و... مي­باشد، زيرا توصيه شده است که به چشمانت بياموز، هرکس، ارزش ديدن ندارد، زيرا چشم، عرصۀ واردات دل و فکر را فراهم مي­آورد و نگاه به نامحرم، زمينۀ فساد و تباهي را مي­آفريند.

در قرآن کريم، آيات فراواني به موضوع حجاب و عفاف پرداخته است که در زير به برخي از اين آيات اشاره مي­شود:

«يا ايها النبي قل لازواجک و بناتک و نساء المؤمنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلک ادني ان يعرفن فلايؤذين و کان الله غفورا رحيما»3

(اي پيامبر! به همسران و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوشش­هاي خود را بر خود پيچند. اين کار براي اين که به عفيف بودن شناخته شوند و مورد اذيت قرار نگيرند، نزديک­تر است و خداوند آمرزنده و مهربان است). 

مطلبي که از اين آيه استفاده مي­شود و يک حقيقت جاوداني است، اين است که زن مسلمان بايد آن­چنان در ميان مردم رفت و آمد کند که علائم عفاف و وقار و سنگيني و پاکي از آن هويدا باشد و با اين صفت شناخته شود، و در اين وقت است که بيماردلاني که دنبال شکار مي­گردند، از آنها مأيوس مي­گردند و فکر بهره­کشي از آنها، در مخيله­شان خطور نمي­کند.4

«قل للمؤمنين يغضّوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم ذلك ازكي لهم اِنّ الله خبير بما يصنعون»5

(به مردان با ايمان بگو: ديدۀ خود را از نامحرم فروبندند و پاک­دامني خود را حفظ کنند که اين براي آنها پاکيزه­تر است. همانا خداوند به آن چه مي­کنند، آگاه است).

خداوند متعال در اين آيه، تكليف مرد نامحرم را در عرصۀ اجتماع و به هنگام برقرار كردن ارتباط با زن نامحرم، مشخص ساخته است. خداوند متعال به پيامبر اكرم(ص) دستور مي­دهد كه به مردان مؤمن ابلاغ كند كه از خيره شدن به زنان بپرهيزند و دامان خود را از گناه حفظ كنند.

«وقل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن و لايبدين زينتهن الا ما ظهر منها و ليضربن بخمرهن علي جيوبهن»6

(و به زنان با ايمان بگو: ديدگان خود را از نامحرم فرو بندند و دامان خويش را حفظ کنند و زينت خود را جز آن­چه نمايان است (مانند دست و صورت)، آشکار نسازند و بايد روسري­هاي خود را بر سينه­هاي خويش فرو اندازند و زينت و آرايش خود را آشکار نکنند، جز براي شوهرانشان يا...).

«وَ قرن في بيوتكن ولا تبّرج الجاهلية الاولي»7 (و در خانه­هايتان بنشينيد و مانند دوران جاهليت نخستين، به خودنمايي و خودآرايي، از خانه خارج نشويد).

اين آيه نيز چنان كه از سياق آن پيداست، بر روي خارج شدن زنان پيامبر(ص) از منزل، همراه با عرضۀ خود به نامحرمان، حساسيت به خرج داده است. البته مقصود از آن، حبس كردن زنان ايشان در منزل نيست، چرا كه تاريخ اسلام گواه آن است كه سيرۀ معمول پيامبر(ص)، بر چنين رفتاري استوار نبوده است و نيز فقط حفظ پوشش مراد نيست، بلكه خودنمائي در تمام شيوه­هايش، اعم از نوع نگاه و رفتار مورد نظر است.

در مجموع، آن­چه از ملاحظۀ چند آيۀ شريفه به دست مي­آيد، اين است كه بيش از همه، بر حفاظت زنان از خود در پوشش، گفتار، رفتار، ...، و تأثير آن در پيش­گيري از وقوع انحراف در مرحلۀ عمل (و حتّي در مرحلۀ نيّت)  تأكيد شده و فقط در يكي از اين آيات به راهكار كنترل از طريق اعمال زور و سياست­هاي بازدارنده، راهنمايي شده است. همين امر نشان مي­دهد كه در يك جامعۀ اسلامي، برابر تعاليم ديني و نتايج تحقيقات جديد علمي، در امر كنترل انحرافات اجتماعي و اخلاقي در روابط زن و مرد، نقطۀ تأكيد بايد بر مقاوم­سازي اقشار آسيب­پذير، به­ويژه زنان در برابر افراد آمادۀ جرم و انحراف و كنترل عرضه در برابر افراد متقاضي، از طريق كار فرهنگي سنجيده و بلندمدّت، در زمينۀ ترويج معناي صحيح حجاب صورت گيرد.

روايات اسلامي نيز به صورت تفصيلي به اين موضوع پرداخته و همواره بر برخورداري جامعه، به­ويژه بانوان که در معرض آسيب بيش­تري قرار دارند، تأکيد شده است.

روزي اسماء، دختر ابوبکر به خانۀ پيامبر(ص) آمد در حالي که جامه­اي نازک و بدن­نما به تن داشت، پيامبر(ص) روي خويش را برگرداندند و فرمودند: «يا اسماء، اذا بلغت المحيض لم تصلح ان يريا منها الا هذا و هذا و اشار الي کفه و وجهه»

 (اي اسما! همين که زن به حدّ بلوغ رسيد، سزاوار نيست چيزي از بدن او ديده شود، مگر اين و اين) -و اشاره فرمودند به صورت و قسمت مچ به پايين دست خويش-.8

اميرالمؤمنين(ع) در وصيتي به امام مجتبي(ع) فرمودند: «با پوشش (حجابي) که براي همسرانت قرار مي­دهي، چشم آنان را از هوس و حرام باز مي­داري، چرا که حجاب براي آنان، ثبات بيش­تري را به ارمغان مي­آورد. هم­چنين از خروج بي­رويۀ آنان جلوگيري کن، زيرا مفاسدي دارد و اگر مي­تواني کاري کن که همسرانت با غير مردان، رفت و آمد داشته باشند».

در روايت ديگري، امام موسي بن جعفر(ع) از پدران خويش از اميرالمؤمنين(ع) نقل مي­فرمايند که روزي مردي نابينا به خانۀ پيامبر خدا(ص) آمد، فاطمۀ زهرا(س)، خود را از او پوشاند، هنگامي که از ايشان دليل اين کار پرس و جو شد، فرمودند: «او نابيناست، من که او را مي­بينم!» و پيامبر(ص) فرمودند: «شهادت مي­دهم که تو پارۀ تن من هستي!»

از مجموع مطالب بالا روشن مى‏گردد كه هدف از وجوب حجاب اسلامى، علاوه بر موارد مذكور، ايجاد صلاح و پيش­گيرى از فساد، جهت تأمين و گسترش امنيّت اجتماعى است.

 

امنيّت اجتماعى، فلسفۀ حقيقى وجوب حجاب

يكى از فلسفه‏هاى حقيقى وجوب حجاب، حفظ آرامش زن، مصونيّت جامعه از فساد و عمق و معنا بخشيدن به امنيّت اجتماعى با توسعه آن مى‏باشد. زيرا نفس آدمى، دريايى مواج از تمايلات و خواسته‏هاى اوست كه مهم‏ترين آنها به خوراكى‏ها، امور جنسى و مال و جاه و مقام، مربوط مى‏شود و بدون شك، بالاترين خواسته‏هاى مردان، تمايل به جنس زن است.

پوشش دينى، پيام عفّت، شخصيّت و خداترسى زن مسلمان است و مردان جامعه نه تنها به چنين بانويى چشم طمع نخواهند داشت، كه او را نيرويى بالفعل در هرچه وسعت بخشيدن امنيّت اجتماعى دانسته و نجابتش را مى‏ستايند. در اين صورت است كه زن، نه تنها در سنگر حجاب خود، از تير نگاه‏هاى زهرآلود، سخنان آزاردهنده و برخوردهاى اراذل جامعه در امان خواهد بود، بلكه امنيّت و آرامش درونى خود و اجتماع خويش را برقرار خواهد كرد.

پايه‏هاى تحقّق امنيّت اجتماعى در سايه‏هاى حجاب بانوان‏

بي­ترديد يکي از مهم­ترين پايه­هاي تحقّق احکام الهي، و در سايۀ آن، امنيت اجتماعي، نهادينه­سازي مسئلۀ حجاب و عفاف است، تا در پرتو آن، سعادت دنيا و آخرت جامعه، تأمين گردد. در اين­جا به برخي از راه­کارهاي تحقّق اين مهم اشاره مي­گردد:

1. ايمان به خدا و و برخورداري از گوهر تقوا‏: هنگامي که انسان به خداى تعالى و علم و حكمت او ايمان آوَرَد، و معتقد گردد، احكامى كه براى بشريّت تشريع كرده، بودن نقص و داراى آثار مطلوبى است، از حكم الهى حجاب استقبال مي­نمايد.

ازسوي ديگر، انسان مؤمن با پرهيزكارى، ضامن تأمين امنيّت اجتماعى نيز مي­گردد و اگر غير از اين باشد، احکام الهي از جمله حجاب را نوعى محدوديّت براى خود قلمداد نموده و امنيّت اجتماعى انسان‏ها را تهديد مى‏نمايد.

 2. آگاهى‏: شناخت حقيقت انسان و  فلسفۀ احکام  الهي نيز از پايه­هاي امنيّت اجتماعى به شمار مي­آيد. وقتى انسان به پاسخ درونى خود كه چرا بايد عفاف و حجاب در جامعه رعايت شود، برسد، پايه‏هاى حجاب دينى در او شكل گرفته و با آگاهى كامل به امنيّت اجتماعى ارزش مى‏بخشد و دوام آن را نيز تضمين مي­نمايد.

نکتۀ مهمّي که لازم به يادآوري آن مي­باشد، اين است که براي نهادينه­سازي احکام الهي، آيا برخورد فيزيکي نيز مشروعيت دارد؟ از مجموع آيات و روايات استفاده مي­شود که نخستين راه­كار اسلامي براي اين امور، راه­کارهاي فرهنگي است، اما برخورد فيزيكي و كاربرد زور و اجبار عليه افراد خاطي و منحرف نيز مورد اشاره قرار گرفته است، به گونه­اي که خداوند متعال، به حمله و حركت شديد پيامبر(ص) عليه افراد مزاحم و بيماردل و حتّي تبعيد از جامعۀ پاك اسلامي تهديد مي­كند.

 

پي­نوشت

1. سخنان مقام معظّم رهبري، 16/8/86.

2. پايگاه اطلاع­رساني رجانيوز، 30/4/86.

3. سورۀ مبارکۀ احزاب، آيۀ شريفۀ 59.

4. مسئلۀ حجاب، ص­162.

5. سورۀ مبارکۀ نور، آيۀ شريفۀ 29.

6. همان، آيۀ شريفۀ 31.

7. سورۀ مبارکۀ احزاب، آيۀ شريفۀ 32.

8. مسئله حجاب به نقل از سنن ابي داود، ج2، ص383.

 

 

شنبه 20 تير 1388 - 14:58


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری