يكشنبه 26 آذر 1396 - 22:50
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

مجيد خانلري

 

در هماهنگي ميان­بخشي ضعف داريم

 

 

گفت­وگو با حجت­الاسلام والمسلمين دکتر عليرضا اعرافي (رئيس جامعه ­المصطفي)

 

از ديدگاه شما وضعيت جامعه ما در حال حاضر به لحاظ فرهنگ ديني چگونه است؟ آيا نسبت به گذشته، بهتر شده يا دچار عقب گرد شده‌ايم؟

بسم­الله الرحمن الرحيم. به نظر من قطعاً پاسخ درست به اين سؤال، به بررسي­هاي بنيادي­تر و طرح مباحث مختلف نياز دارد؛ از جمله اينکه، شاخص­هاي فرهنگ مطلوب ديني، به درستي شناخته شوند و بر اساس آن­ها، وضعيت جامعه ارزيابي شود. البته کارهايي هم در اين زمينه انجام شده است. اين تکليفي بر دوش وزارت ارشاد بوده و به شوراي فرهنگ عمومي کشور هم ارجاع شده تا شاخص­هاي فرهنگي جامعه تبيين شوند. بر اساس اين شاخص­ها، دو بار پيمايش ملّي انجام شد و نتايج آن هم اعلام گرديد. از آن­جا که من هم عضو شوراي فرهنگ عمومي هستم، در جريان آن شاخص­گذاري و پيمايش­هاي انجام­شده بوده­ام و تا حدّي نظرم در اين­جا، مستند به آن شاخص­ها و پيمايش­هاست و تا اندازه­اي هم بر اساس برداشت و ارزيابي خودم.

من معتقدم نه خيلي مي­توان خوش­بين بود و نه خيلي بدبين. شاخص­هايي که نشان­گر رشد دين­داري در جامعه هستند، کم نيستند و اميدوارکننده­اند. مخصوصاً نسل جوان کشور از اين نظر، وضع فوق­العاده نگران­کننده­اي ندارد و گرايش آن به دين و مناسک ديني و توجّه به مسائل بنيادي و اخلاق، در سطح نسبتاً مناسبي است. نتايج پيمايش­ها، حاکي از مثبت بودن شاخص­ها، تا بيش از پنجاه درصد بود. در حوزة اخلاق عمومي و اجتماعي نيز وضع نسبتاً مناسب است. به طور کلّي، در جامعه، حول محورهاي اصلي هم­چون اعتقاد، اخلاق، و مناسک ديني علي­رغم همة هجمه­هايي که وجود دارد، شاهد وضع نسبتاً خوبي هستيم. اما در ارزيابي کلّي، بايد توجه داشته باشيم که کشور ما، قشر جوان پرجمعيتي دارد و تقاضاها و انتظارات، بسيار بالاست، و اين قشر، در معرض تعامل با فرهنگ­هاي بين­المللي و به دليل انقلابي بودن ما، در معرض تهاجم و مواجه با مشکلاتي در زندگي است. با توجه به اين وضعيتي که اشاره کردم، اميد ما به بهبود دين­داري در جامعه، بايد بيش­تر شود.

به نظر من، پيش­رفت ما در تقويت دين در جامعه و فرهنگ، نسبي است و پيش­رفت بالايي نيست. البته تأکيد مي­کنم که وضعيت جامعه را بايد در محيط امروز مورد ارزيابي قرار داد، نه در مقايسه با سي سال قبل که امکانات ارتباطي مثل امروز نبود و ورود افکار، به اين راحتي صورت نمي­گرفت و تهاجم فرهنگي، گستردگي امروز را نداشت و حساسيت براي تغيير فرهنگ جامعه و مبتلا کردن آن به مشکلات و آسيب­ها، به اندازة امروز نبود. با همة اين­ها، ما ميراث ديني خودمان را از دست نداده­ايم و آگاهي ديني و گرايش­هاي ديني مردم، وضع نسبتاً خوبي دارد.      

 

با اين وضعيت چه برخوردي مناسب است و چه مسيري را مي­توان ترسيم کرد تا به آن وضعيتي که مطلوب است و قطعاً در برنامه­ريزي­ها به آن­ها توجه شده دست يافت؟

از آسيب­ها نبايد غافل باشيم؛ به­خصوص در حوزة مسائل اخلاقي و در انديشه­هاي وارداتي که بنيان­هاي فکري ما را تهديد مي­کنند و مشکلاتي که وجود دارد، مانند بالا رفتن سن ازدواج و سست شدن ارکان خانواده و اعتياد و... . ما دو فرصت بزرگ داريم. يکي ايدئولوژي اسلام است و ديگري، جامعه­اي که تشنة اين ايدئولوژي است. به همين جهت بايد بسيار هوش­مندانه عمل کنيم. اين نسل و جامعة ما، اگر به درستي مديريت شود و گرايش نسل جوان به موضوعات معنوي و اخلاقي و روحي و شعائر ديني و علم و دانش تقويت شود، توان فائق آمدن بر مشکلات را دارد.

همة نشانه­ها، حاکي از اين است که آيندة بشريت، معنوي است و به همين علّت، الگوي کلّي که انقلاب اسلامي عرضه کرده، الگويي است که مي­تواند در دنياي امروز جواب­گو باشد. اين مانند مدل طالبان نيست که حتّي در افغانستان هم جواب ندهد و آن­گونه هم نيست که ارزش­هاي ديني را وابگذارد. بنابراين، جهت­گيري ما، بايد متناسب با اين فضا باشد. ما بايد با کار تحقيقي، اين الگوي ارائه­شده توسط انقلاب اسلامي را پرداخت کرده و آن را متناسب با دنياي امروز مطرح کنيم. هدف ما بايد ارائة الگوهاي مختلف اجتماعي، اقتصادي، و... باشد که ضمن حفظ اصول و ارزش­ها، در دنيا هم مقبوليت پيدا کنند. اين کاري است که حوزه و دانشگاه بايد انجام بدهند. در مقام اجرا هم نيازمند اين هستيم که از شيوه­هاي تبليغي و تربيتي اثرگذار استفاده نماييم و اين شيوه­ها را دائماً نو و متناسب با شرايط تنظيم کنيم.

  

يکي از دستگاه­هايي که در اين زمينه فعاليت مي­کند، سازمان تبليغات اسلامي است. البته مستحضر هستيد که دستگاه­هاي ديگري مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، پژوهشگاه فرهنگ و انديشة اسلامي و... هم در سطوح مختلف و با مأموريت­هاي معين در اين زمينه فعالند. فکر نمي­کنيد که اين تنوع متوليان امور فرهنگي و به ويژه فرهنگ ديني موجب به هدر رفتن منابع و امکانات شده و به موازي­کاري يا بعضاً تناقض در فعاليت­ها و برنامه­ها مي­انجامد؟ نقش سازمان تبليغات را در اين عرصه چگونه ارزيابي مي­کنيد؟

ببينيد! در اين شکي نيست که براي استفادة حداکثري از امکانات و فرصت­ها اين دستگاه­ها بايد هماهنگ با هم عمل کنند. مشکلي که ما داريم از آن­جا نشأت مي­گيرد که هماهنگي را به معني تمرکز در نظر مي­گيريم در حالي که چنين نيست. ما نبايد مسير تمرکزگرايي را در پيش بگيريم و بر اين پافشاري کنيم که دستگاه­ها بايد در هم ادغام شوند و يا مديريت واحدي داشته باشند. درست است که در بخش­هايي، موازي­کاري وجود دارد اما علاج اين مسئله، تمرکزگرايي نيست بلکه نظارت است. ما در خيلي موارد شاهد پراکنده­کاري هستيم. يعني دستگاه­ها کارهايي را انجام مي­دهند که در وظايف آن­ها تعريف نشده. اين، موازي­کاري را تشديد مي­کند. ما بايد با يک نگاه متعادل و سنجيده، ساختارها را ساماندهي کنيم. آن­چه در اين زمينه لازم است، بازنگري ساختاري و سازماني و نهادي فعاليت­هاي فرهنگي است. ما در هماهنگي ميان­بخشي ضعف داريم. اين ضعف گاهي ما را به سمت تمرکز بيش از حد مي­کشاند و گاهي به سمت پراکنده­کاري. به نظر من، ما بايد حرکت جمعي ميان­بخشي فرآيندي را، در ميان سازمان­ها و دستگاه­هاي فرهنگي­مان نهادينه کنيم. اين، آن چيزي است که ضرورت دارد و فعاليت فرهنگي ما، اگر تقسيم وظايف مناسب و اتصال اين فعاليت­ها باشد، نتيجه­بخش خواهد بود. اين پيوستگي بايد دروني باشد و خود نهادها و دستگاه­ها، ضرورت آن را دريافته و فرهنگ آن را داشته باشند. هم­چنين بايد نهادها و تشکّل­هاي فعّال در عرصة فرهنگ که دولتي نيستند نيز در اين زنجيره مشارکت داده شوند. در اين زمينه هم کارهاي کمّي صورت گرفته و تا آن­جا که من اطلاع دارم، برنامه­هايي را سازمان تبليغات اجرا کرده و خوب هم نتيجه گرفته. يعني فعاليت­هاي فرهنگي بخش غيردولتي و مردمي با فعاليت­هاي دولتي مرتبط و هماهنگ شده­اند. تعداد اين نهادها و حتّي اشخاص حقيقي که در جهت ارزش­هاي نظام و داراي اهداف مشترک با نظام مي­باشند، کم نيست.

 

جداي از بحث هماهنگي و در واقع منتج از اين امر، ما با مقوله تعامل ميان­دستگاهي هم مواجهيم. چرا که دستاوردهاي اين دستگاه­ها گذشته از اينکه براي جامعه قابل استفاده است، براي دستگاه­هاي هم­سنخ هم مي­تواند مفيد باشد. تصحيح مي­کنم که نه نتايج بلکه روش­ها و روش­شناسي­هايي که دستگاه­ها در طول فعاليت­هاي خود بدان­ها دست يافته­اند براي دستگاه­هاي هم­سنخ مي­تواند مفيد و راه­گشا باشد. در اين زمينه هم البته با تمرکز بر فعاليت سازمان تبليغات اسلامي توضيح بفرماييد.

همان­طور که اشاره کردم، ما نبايد به دامِ دو اشتباهِ تمرکزگرايي ساختاري يا پراکنده­کاري بيفتيم. حلّ اين مسئله هم، منوط به طراحي مجموعه­هاي منظومه­وار است که خودجوش و غيردستوري باشد. همة اين دستگاه­هاي فعّال در عرصة فرهنگ کشور، داراي چشم­انداز، بيانيه مأموريت و شرح اهداف و راه­بردها و... هستند. اگر اين دستگاه­ها، خودشان به اين نتيجه برسند که بايد با هم، همکاري و هماهنگي داشته باشند، مي­توانند چشم­اندازي مشترک ارائه کنند. اين ميسّر است و در دنيا هم اجرا شده است.

متأسفانه علي­رغم تلاش­هايي که صورت گرفته، ما از نظر تعامل ميان دستگاه­هاي فرهنگي، وضع مناسبي را شاهد نيستيم. اين تا حدّي به نگاه­هاي بخشي و تعصّب­هاي سازماني برمي­گردد. البته تعصّب سازماني و تأکيد بر وظيفه هر بخش در حدّ معقول و متناسب، بد نيست و بلکه براي قوام فعاليت هر سازمان، ضروري است اما اگر در آن افراط شود، مخلّ هماهنگي و تعامل دستگاه­ها، و حتّي موجب تخريب يکديگر است و دست کم، مانع هم­افزايي آن­ها مي­شود. در مورد سازمان تبليغات اسلامي و ارزيابي عملکرد آن در اين خصوص، لازم است که اطلاعات تخصصي، مانند نوع و تعداد قراردادها و تفاهم­نامه­ها و... که با سازمان­ها و دستگاه­هاي ديگر منعقد شده و نتايج آن­ها را بررسي کنيم. و لذا في­البداهه نمي­توان درباره آن نظر داد. اما اميدواريم که با درايت مسئولين سازمان، اين موضوع مهم نيز مدّ نظر باشد و براي آن برنامه­ريزي شده باشد.

  

در مورد جامعه­المصطفي که شما مسئوليت آن را بر عهده داريد، اين مقوله­ها، مانند فعاليت در توسعه و تعميق فرهنگ ديني و هماهنگي و تعامل با دستگاه­هاي فرهنگي ديگر، چه وضعيتي دارند؟ البته اين را بدون تعصّب سازماني بفرماييد!

جامعه المصطفي، تازه چند ماه است که شکل گرفته و سابقة طولاني ندارد. اما مبناي تشکيل آن، دو دستگاه ديگر بودند. يکي مرکز جهاني علوم اسلامي که متکفّل تربيت طلاب غيرايراني داخل کشور بود و ديگري، سازمان مدارس و حوزه­هاي علميه که مدارس و شعب خارج کشور را تحت پوشش داشت. مأموريت اين دو دستگاه، خيلي شبيه و نزديک به هم بود و اواخر سال قبل، مقام معظّم رهبري به اين نتيجه رسيدند که آن­ها در هم ادغام شوند. به اين ترتيب جامعه المصطفي به وجود آمد. هر دو دستگاه مذکور، چشم­انداز و بيانيه مأموريت و سند راه­بردي و برنامه پنج­ساله داشتند. در وضع فعلي با توجه به ادغام تشکيلاتي اين دو دستگاه، ما به دنبال تهيه برنامه واحد و جامعي هستيم. البته در شش­ماه اول، به تنظيم اساس­نامه و ساختار و سازماندهي و... پرداختيم، و در دو ماه اخير هم، وارد بحث برنامه­هاي کلان و راه­بردها شده­ايم. پروژه تدوين چشم­انداز و سند راه­بردي و برنامه بلندمدّت با سرعت در حال پيش­رفت است. بيانيه مأموريت و چشم­انداز و اجزاء برنامه، تنظيم شده و به تصويب رسيده­اند و در حال تحليل شرايط محيطي هستيم. ما در همين برنامه­ريزي بنيادي از مشاوره اساتيد و صاحب­نظران استفاده کرده­ايم.

در اين راستا ما به انديشه­هاي حضرت امام(ره)، ره­نمودها و نظرات مقام معظّم رهبري، قانون اساسي جمهوري اسلامي، و تا حدّي هم، برنامه چشم­انداز ارجاع داشته­ايم. علاوه بر اين، نظرات مجموعه مديران دو دستگاه قبلي که نزديک به سه دهه فعاليت مي­کردند نيز، مورد توجّه قرار گرفته است. هم­چنين به برنامه­هاي نهادهاي هم­سو و دستگاه­هاي ديگري که در داخل کشور فعاليت مي­کنند، رجوع شده است. برنامه­ها، بيانيه مأموريت­ها، سازمان­بندي­ها و... متعلق به نهادها و دستگاه­هاي مشابه در سطح جهان نيز مورد بررسي قرار گرفته، تا از تجارب آن­ها هم استفاده شود. به ديدگاه­هاي فضلا و طلاب غيرايراني که مخاطب ما هستند و نظرات علماي حوزه علميه و مراجع هم توجه کرده­ايم.

به اين ترتيب مشاهده مي­کنيد که افق حرکت ما به سمت توسعه و تعميق فرهنگ ديني نه در ايران که در سطح جهان است. در زمينه آموزش و تربيت عالم ديني، ده­هزار طلبه و دانش­پژوه از نود کشور در داخل کشور و بيش از هفت­هزار نفر هم در خارج کشور، در شعب و مدارس ما تحصيل مي­کنند. تعداد مؤسسات ما در خارج کشور، بيش از دويست مؤسسه است و در داخل کشور هم در چهار شهر، حدود چهل مورد است که مرکزيت آن­ها در قم مي­باشد.

تا چند سال قبل، رشته­هاي محدودي در اين مراکز وجود داشت اما امروز، هفتاد رشته و گرايش در سطوح پنج­گانه حوزه و کارداني تا دکتري داريم. هفتاد گروه علمي و دو هزار استاد داريم که هزار نفر در داخل و هزار نفر در خارج، با ما همکاري مي­کنند. حدود يک­صدوبيست عضو هيئت علمي داريم که نود درصدشان ايراني هستند. حدود دو هزار پايان­نامه در سطح کارشناسي ارشد نوشته و دفاع شده، ده دوره دکتري داير شده، يک سطح پنج که صاحب­نظري اسلامي بوده و در حدّ فوق تخصص است، در حال اجرا مي­باشد. در کنار اين، آموزش­هاي مجازي در چهار رشته در سطح کارداني و کارشناسي داريم و در حال توسعه نيز هست. آموزش­هاي کوتاه­مدّت هم داريم که در دوره­هاي يک تا شش ماهه ارائه مي­شوند. نوع ديگر آموزش­هاي ما، آموزش­هاي مهارتي و کاربردي است که ده­ها دوره پودماني در رشته­هاي مختلف ارائه مي­گردد.

در حوزه مسائل فرهنگي و تربيتي، نظام­نامه تربيتي متناسب با فضاي حوزه تنظيم شده است. مرکز مشاوره خوبي راه­اندازي شده که به طلاب و خانواده­هاي آن­ها مشاوره مي­دهد. در بخش تربيت بدني، اقدامات بسيار خوبي انجام شده که در حوزه، چندان سابقه نداشته و در ده­ها رشته، طلبه­ها ورزش مي­کنند و احياناً قهرماني هم دارند. در حوزه فعاليت­هاي قرآني نيز فعاليت­هاي بسيار پرحجمي داشته­ايم. فعاليت فرهنگي طلاب نيز گسترده شده است. ما بيش از پنجاه مجله دانشجويي داريم و توسط طلاب، سايت­هاي متعددي به زبان­هاي مختلف و حتّي چند شبکه تلويزيوني راه­اندازي شده است. بيش از پنجاه کانون طلبگي فرهنگي و مليتي در قم، در ميان طلاب مشغول به تحصيل در مراکز ما، وجود دارد. هم­چنين براي طلاب خارجي که در ايران هستند، چند مرکز آموزشي داير کرده­ايم که به خانواده­هاي آن­ها، آموزش­هاي لازم را مي­دهند.

در زمينه پژوهش هم، کارهاي شاخصي انجام شده است. ما چهل مجله، بيست مورد در داخل و بيست مورد در خارج کشور، منتشر مي­کنيم. اغلب اين­ها علمي ـ ترويجي هستند و در نظر داريم که برخي از آن­ها را علمي ـ پژوهشي کنيم. سالانه ده­ها همايش و نشست برگزار مي­کنيم. هم­چنين محققين داخل کشور را شناسايي کرده­ و براي حدود هزار محقق که به ده زبان مي­توانند بنويسند، بانک اطلاعاتي تشکيل داده­ايم. جشنواره شيخ طوسي را هر سال برگزار مي­کنيم که آثار غيرايراني را مورد تشويق قرار مي­دهد. اخيراً پژوهشگاه تأسيس کرده­ايم. در هر مرکز و مدرسه­اي در داخل کشور و در برخي مدارس خارج کشور، معاونت پژوهش داريم.

         

اين يک فعاليت گسترده است. چه دستاوردها و نوآوري‌هاي طي اين فعاليت گسترده داشته­ايد؟

علاوه بر همايش­ها، مجلات و ده­ها اثر که سالانه به زبان­هاي مختلف منتشر مي­شوند، انتشارات ما ششصد عنوان اثر به دوازده زبان دارد. افرادي که در مدارس جامعه المصطفي آموزش ديده­اند، در داخل و همين­طور در خارج کشور، با مراکز مختلف همکاري دارند و برخي در سطح استاد، به تدريس مشغول هستند. ما يک بانک اطلاعاتي از دانش­آموختگان جامعه المصطفي شکل داده­ايم که در صورت نياز بتوانيم آن­ها را بازآموزي کنيم.

در زمينة تبليغ از نيروهاي اين مرکز استفاده مطلوبي مي­شود و آن­ها را به جاهاي مختلف، در مناسبت­هاي گوناگون اعزام مي­کنند. با سي چهل دانشگاه در کشورهاي مختلف دنيا ارتباط داريم و در سال­هاي اخير، عضو اتحاديه دانشگاه­هاي جهان اسلام شديم.

بيش­تر فعاليت اين مجموعه، بي­سابقه است و از اين منظر، نوآوري­هاي زيادي صورت گرفته. ايجاد رشته­هاي متنوّع، مانند فقه خانواده، فقه اقتصاد و...، بر اساس تجارب مجموعه صورت گرفت. جشنواره طوبي را که براي ارائه آثار فرهنگي برگزار مي­کنيم، نهضتي که براي ارائه پايان­نامه شکل داديم، و بسياري موارد ديگر، ابتکاري بودند.

هم­چنين تعدادي از اساتيد و يکي از معاونت­هاي ما، گروهي را تشکيل داده­اند که با دکتر داودي مرتبط هستند و در تدوين برنامة پنجم کمک مي­کنند. تأکيد ما بر اين است که در برنامه پنجم، تربيت نيروي انساني مورد توجه قرار گيرد. اين موضوعي استراتژيک است که روي تمام حوزه­هاي فکري و اجتماعي و سياسي، تأثير دارد و قبلاً به آن توجّه کافي نشده است. در شکل جديد مجموعه، ما در آغاز راه هستيم و بايد مدتي بگذرد تا طرح­ها و برنامه­هاي جديد ارائه و اجرا شوند.

 

در بحث هماهنگي و تعامل با دستگاه­هاي ديگر شما چه برنامه­هايي داريد يا اجرا کرده­ايد؟

ما نيروي انساني متخصّص تربيت مي­کنيم. از اين نيروها، مجمع جهاني و سازمان فرهنگ استفاده مي­کنند. ديگر دستگاه­ها مانند مجمع تقريب و... با ما ارتباط دارند. بسياري از نهادهاي شيعي در دنيا هستند که از محصولات ما استفاده مي­کنند. ارتباط ما با سه چهار دستگاهي که فعاليت بين­المللي دارند، وسيع و برنامه­دار است.

با بخش­هاي مختلف ارتباط داريم. مثلاً با مؤسسة امام خميني(ره) که برخي از طلاب ما در آن مشغول تحصيل هستند. با صدا و سيما ارتباطي داريم که مقطعي است. با توجه به اينکه ما مبلّغ تربيت مي­کنيم و سازمان تبليغات هم از اين مبلّغين مي­تواند استفاده کند، برنامه­ريزي مطلوبي براي تعامل دو دستگاه مي­توان ارائه کرد.

ما تجربة پنج­ساله­اي داشته­ايم که نتيجة تقريباً مطلوبي داشته است. به جرأت مي­گويم که، براي مثال، اگر بودجة ما دو و حتّي سه برابر ميزان فعلي شود، ما برنامه و طرح داريم که اجرا کنيم. منظورم اين است که ما براي ارتقاي مجموعه، بايد برنامه­هايمان را اجرا کنيم. مخصوصاً در وضعيت جديد، بايد اين برنامه­ها بازنگري و بازسازي شوند و به مرحلة اجرا گذاشته شوند. ما از نظر استاد کمبود داريم که اين کمبود را بايد برطرف کنيم و دستگاه­هايي که در اين زمينه امکاناتي دارند، مي­توانند ما را کمک کنند. ما مترصد هستيم که حضورمان را در محافل علمي جهان تقويت کنيم و اين مي­تواند بر کارآيي مجموعه اثر مثبت بگذارد.

 

با تشکر از جناب­عالي که در اين گفت­وگو شرکت کرديد و به اميد موفقيت.

من هم از شما و دوستان فعال در سازمان تبليغات تشکّر مي­کنم و اميدوارم زمينه­هاي تعامل، هر چه گسترده­تر بشود تا نتايج مطلوب و خوشحال­کننده­اي حاصل شود.

 

شنبه 20 تير 1388 - 10:26


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری