جمعه 28 تير 1398 - 22:58
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

اكرم اماني
كارشناس ارشد اديان و عرفان

 

كمال فهم در دين

 

 

امام محمد باقر(ع) در ماه رجب يا سوم ماه صفر 57 هجري در مدينه به دنيا آمدند و در روز دوشنبه هفتم ذي‌الحجه سال 114 هـ.ق در همان شهر بدرود حيات گفتند. بنابراين آن حضرت، پنجاه و هفت سال در اين جهان زيست كه از اين مدت چهار سال با جدش امام حسين(ع) و پس از وي سي و پنج سال با پدرش و هجده سال بقية عمرش را به تنهايي به سر بردند.1

 

بعد معنوي و اجتماعي شخصيت امام باقر(ع)

امام صادق(ع) دربارة بعد معنوي ايشان مي‌فرمايد: «پدرم همواره در حال ذكر بود. وقتي با او راه مي‌رفتم و يا با او غذا مي‌خوردم او ذكر خدا مي‌كرد، هنگامي كه با مردم سخن مي‌گفت نيز از ياد خدا غافل نمي‌شد. او را مي‌ديدم كه زبانش حركت مي‌كرد و لااله‌الا‌الله مي‌گفت و ما را جمع مي‌كرد و به ما امر مي‌كرد تا طلوع آفتاب ذكر بگوييم. به هر يك از ما كه خواندن مي‌دانست، دستور مي‌داد قرآن بخواند و آنان كه نمي‌دانستند ذكر مي‌گفتند».

ارتباط امام(ع) با حضرت ربوبي آن­چنان عميق بود كه تمام هم و غم او در امور اخروي خلاصه مي‌شد و اقليم عقل و دل آن بزرگوار را مسخّر خويش ساخته بود.

اما مراد از بُعد اجتماعي شخصيت آن حضرت، شيوه‌هاي رفتار و نحوة برخورد وي با امّت اسلامي در دوران امامت خويش است.2

امام(ع) از نظر مالي و اقتصادي به گونه‌اي نبود كه ديگران بر او حسادت برند. در حقيقت پرداختن به سختي‌ها و تحمل آن از سوي امام معلول برخورداري از ثروت هنگفتي نبود بلكه امام(ع) تمام آن كارها را با قدرت مالي محدود و اندكي انجام مي‌داد. از ديدگاه ايشان، ضعف مالي هرگز سبب نمي‌شود كه انسان از پرداختن به مشكلات اجتماعي شانه خالي كند. امام(ع) با اين روش قصد داشت تا از فشار مالي كه بر گردۀ عموم مردم وارد مي‌شد بكاهد؛ علي‌الخصوص محروميت‌هايي كه در اثر سياست‌هاي ظالمانة نظام حاكم در آن روزگار به عموم مردم و به طور مشخص بر پيروان اهل بيت(ع) تحميل مي‌شد.

 

گنجينه‌هاي فكري امام باقر(ع)

شرايط و عوامل خاصّي كه در تكوين شخصيت هر يك از امامان به تناسب مقتضيات دين الهي و چهارچوب‌هاي فكري و علمي آن وجود داشته، موجب گشته كه يكايك آن‌ها از بالاترين شخصيت‌ اسلامي برخوردار گردند. به همين جهت همواره پيشوايان در فعاليت‌هاي فكري و علمي و عملي نمايندگان حقيقي رسالت اسلام و آرمان‌هاي مقدّس آنان بوده‌اند.

به عبارت ديگر بُعد علمي ائمه(ع) معلول دو عامل بوده است: 1) علمي كه از امامان گذشته دريافت كرده؛ و 2) محيط و عصر خويش.

امام(ع) از نظر ژرف‌نگري در مسائل فكري و عظمت موقعيت علمي، چه در عقايد و فقه و تفسير و حديث و چه ساير زمينه‌هاي معرفت، نسبت به معاصران خويش در مرتبه‌اي قرار داشت كه ماية اعجاب‌ گذشتگان و آيندگان است.3

امام محمد باقر(ع) طي مدّت امامت خود در همان شرايط نامساعد به نشر و اشاعة حقايق و معارف الهي پرداخت و مشكلات علمي را تشريح نمود و جنبش علمي دامنه‌داري را به وجود آورد و مقدمات تأسيس يك «دانشگاه بزرگ اسلامي» را كه در دوران امامت فرزندش امام صادق(ع) به اوج عظمت رسيد، پايه‌گذاري كرد.4

 

كاروان اصلاح

پس از رحلت امام سجاد(ع)، حضرت باقر(ع) وظايف و مسئوليت رهبري جامعه را به عهده داشت، و گام‌هاي اصلاحي آن حضرت و اهداف اصلاحي‌ ايشان متناسب با شرايط حاكم بر آن عصر بود. به عبارت ديگر امام با توجه به وضعيت فكري جامعه و رابطة مثبت يا منفي مردم با دستگاه حكومتي، قدرت يا ضعف حكومت، رابطة امام(ع) با حكومت و موضع وي در برابر زمامداران و سرانجام آرامش عمومي يا ناآرامي‌هاي عمومي، سياست اصلاحي خويش را اتخاذ نمود.

اگر دوران امامت ايشان را مطالعه كنيم، درمي‌يابيم كه در حدود دو سوم از مدت امامت ايشان تقريباً از درگيري و برخورد با دستگاه حكومتي اثري مشاهده نمي‌شود. امام(ع) از دوران فترت به خوبي بهره‌برداري نمود و با جديت تمام به تغيير وضع اجتماع پرداخت. ايشان با اتخاذ سياست‌ آموزشي پربار و مؤثر خويش، به دگرگوني ساختار فكري جامعه مبادرت فرمود. آن حضرت فعاليت فرهنگي خويش را در بالاترين سطوح آغاز و از اين طريق به تربيت كادر متخصص و آگاه مورد نياز پرداخت.

فعاليت‌هاي منسجم و فشردة امام باقر(ع) موجب گشت كه بسياري از رهبران فكري در جامعة اسلامي از گوشه و كنار گرد آن حضرت جمع گردند. دانشجويان و جويندگان معارف به قصد خوشه‌چيني از خرمن دانش آن حضرت(ع) به سوي مدينه سرازير شدند و گروهي ديگر از دانشمندان براي مناظره و بحث به خدمت حضرت مي‌رسيدند.5

آوازة علوم و دانش‌هاي امام(ع) چنان اقطار كشور اسلامي را پر كرده بود كه لقب باقرالعلوم (گشايندة دريچه‌هاي دانش و شكافندة مشكلات) به خود گرفت. در ذيل نظر برخي از دانشمندان را دربارة امام(ع) مي‌آوريم.

ابن‌ حجر هيثمي دربارة امام چنين مي‌گويد: «محمد باقر به اندازه‌اي گنج‌هاي پنهان معارف و دانش‌ها را آشكار ساخته، حقايق احكام و حكمت‌ها و لطايف دانش‌ها را بيان نموده كه جز بر عناصر بي‌بصيرت يا بدسيرت پوشيده نيست و از همين‌جاست كه وي را شكافنده و جامع علوم و برافرازندة پرچم دانش خوانده‌اند.»

هم­چنين عبدالله ‌بن عطا مي‌گويد: «من هرگز دانشمندان اسلام را در هيچ محفلي و جمعي به اندازة محفل محمد بن علي از نظر علمي حقير و كوچك نديدم. من حكم ‌بن عتيبه را كه در علم و فقه مشهور آنان بود ديدم كه در خدمت باقر مانند كودكي در برابر استاد عالي‌مقام زانوي ادب بر زمين زده، شيفته و مجذوب كلام و شخصيت او گرديده است.»6

 

روايتي از امام باقر(ع) دربارة صفت خالق و يگانگي او

سيد مرتضي در امالي مي‌نويسد: «مردي اعرابي نزد ابوجعفر محمد بن علي‌(ع) آمد و پرسيد آيا به هنگام پرستش  پروردگارت او را مي‌بيني؟ آن حضرت فرمود من هرگز چيزي را كه ببينم، پرستش نمي‌كنم. اعرابي پرسيد او را چطور ديده‌اي؟ فرمود چشمان سر، خداي را نتوانند ديد و ديدار خداوند با چشمان دل و بر اساس حقايق ايمان امكان‌پذير خواهد بود. خداوند با حواس، ادراك نمي‌شود و با مردم مورد مقايسه قرار نمي‌گيرد. او به آيات شناخته و علامات و نشانه‌ها توصيف مي‌شود. در كار خود هرگز به كسي ستم روا نمي‌دارد. او خداوند يگانه‌اي است كه جز او خدايي نيست. اعرابي با شنيدن اين بيانات گفت به راستي خداوند داناتر است بدانكه رسالت خود را در كجا قرار دهد.»

 

تأليفات امام

1. كتاب التفسير. ابن نديم به هنگام ذكر كتاب‌هايي كه در تفسير به نگارش درآمده مي‌نويسد: «كتاب الباقر محمد بن علي ‌بن حسين، اين كتاب را ابوالجارود زياد بن مندز، رئيس فرقه جاروديه (يكي از فرق زيديه) از آن حضرت روايت كرده است. اين كتاب را ابوبصير يحيي ‌بن قاسم اسدي به هنگامي كه هنوز ابوالجارود سلامت حال خود را از كف نداده بود روايت كرد.»

2. نامة آن حضرت به سعدالخير از بني‌اميه.

3. نامة ديگري از آن حضرت به سعدالخير. اين دو نامه را كليني در روضة كافي نقل كرده است.

4. ابن نديم گويد: «ابوجعفر محمد بن علي داراي تأليفاتي است و يكي از آن‌ها كتاب الهدايه است.» از آن حضرت در شاخه‌هاي گوناگون علمي رواياتي نقل شده است و اصحاب آن حضرت تأليفات بسياري در اين باره نگاشته‌اند كه در شرح زندگاني آن حضرت مذكور است. از امام باقر(ع) اشعاري نيز بر جاي مانده است.7

 

كلمات قصار امام

در پايان به چندي از كلمات قصار آن حضرت اشاره مي‌كنيم:

«متكبر در رداي خداوند با او سر ستيز دارد».

«هر كس ظاهرش بر باطنش بچربد، ترازويش سبك باشد».

«همانا سوگند دروغ و قطع رحم، خانه‌ها را ويران و اهلش را نابود مي‌سازد».

«پرحسرت‌ترين مردم در روز قيامت، بنده‌اي است كه عمل و عدالتي را وصف كند، آن­گاه خود خلاف آن را رفتار كند».

«خوش­گذراني را خوشي نشمار، تو از آن لذتي نمي‌بري مگر آنكه به مرگت نزديك كند و به اجلت بكشاند».

 

پي‌نوشت‌ها

1. امين، محسن، سيرة معصومان(ع)، ترجمه علي حجتي كرماني، سروش، تهران، 1374، ص13.

2. زندگاني چهارده معصوم(ع)، جمعي از نويسندگان، ج2، چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي، تهران، 1372، صص689-685.

3. همان، صص696-693.

4. پيشوايي، مهدي، سيرة پيشوايان، مؤسسه امام صادق(ع)، قم، 1377، صص307-306.

5. زندگاني چهارده معصوم(ع)، صص702-701.

6. پيشوايي، همان، ص307.

7. امين، همان، ص35.

8. همان، صص42-39.

 

 

 

سه‌شنبه 2 تير 1388 - 15:48


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری