پنجشنبه 27 مهر 1396 - 0:0
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

روزانه ده­هزار سؤال ديني را مي­توانيم پاسخ بدهيم

 

 

 

گفت­وگو با حجت­الاسلام والمسلمين سيدمحمد سادات­منصوري ،رئيس مركز پاسخ­گويي به سؤالات شرعي

طرح پاسخ­گويي تلفني به سؤالات شرعي از سال 76 مطرح شد اما ناتمام باقي ماند. مرحلة اول آن در سال 83 با چهار خط تلفن داخل شهري در تهران از طرف معاونت پژوهشي و دفتر آموزش عالي سازمان تبليغات اسلامي شروع شد و مديريت آن را آقاي دکتر ميرزايي­مقدم بر عهده داشتند. گفت­وگوي زير با حجت­الاسلام والمسلمين سادات منصوري به عنوان رئيس اين مرکز صورت گرفته و جوانب مختلف اين طرح بررسي شده است.

 

اين طرح بر اساس چه محاسباتي اجرايي شد و بازخورد آن در جامعه چگونه بوده است؟

بين سال­هاي 83 تا 85 اين طرح آزمايشي با شماره تلفن­هاي 8121 و 9891 و 2121 به اجرا در آمد و کساني که سؤال شرعي داشتند تلفن مي­زدند و سؤالاتشان را مي­پرسيدند. كادر اجرايي هم شامل هفت هشت نفر كارشناس بود و سؤال­هاي مربوط به احكام را جواب مي­دادند. اين در آن مقطع كار خوبي بود. سپس با توجه به گسترش خدمات مخابرات در کشور، اجراي اين طرح در سطح كشوري برنامه­ريزي شد.

 

ارتباط اين طرح با امر پژوهش چيست که معاونت پژوهشي سازمان متولّي آن شده است؟

ببينيد! درست است كه هدف ما پاسخ­گويي است، اما اين برنامه، جنبة پ‍ژوهشي هم دارد. از طريق بررسي سؤال­ها و شبهاتي که از سوي افراد مختلف در سطوح مختلف جامعه مطرح مي­شود، مي­توان نيازهاي فکري تمام كشور را فهميد و دريافت که از لحاظ فرهنگي مردم به چه خوراکي احتياج دارند.

 

دربارة توسعة طرح مي­فرموديد...

به هر حال، تصميم گرفته شد اين طرح به صورت كشوري باشد. منتها اول قرار بود نامتمرکز اجرا شود؛ يعني هر استان براي خودش داراي مرکز پاسخ­گويي به سؤالات و شبهات باشد زيرا آن موقع، مخابرات امكانات لازم براي اينکه چنين طرحي به صورت متمرکز اجرا شود را نداشت. با ارائة اين امكانات، اجراي طرح به صورت متمركز و با مركزيت تهران مهيا گرديد. در سال 85 كد خدماتي 09650 را گرفتيم و تا اقدامات و كارهاي اوليه و هماهنگي لازم را انجام بدهيم، مقداري تأخير افتاد. اما به صورت رسمي از آبان ماه 86 فعاليت­مان شروع شد.

بر اساس تجربة گذشته، برآورد ما اين بود كه پانصد سؤال در روز داشته باشيم. اما متأسفانه يا خوشبختانه در همان روزهاي اول، نزديك يک­صد تا دويست سؤال بود. در آغاز هيچ كس نمي­دانست، حتّي خود ما، كه يك چنين سامانه­اي مي­خواهد راه بيفتد. چون كارهاي مخابرات معلوم نمي­كرد. از همان روزهاي اول، تعداد سؤالات به مرور زياد شد. يعني با سي خط تلفن، هر ماه حدود شصت درصد افزايش پيدا كرد. يعني يک­صد سؤال به يک­صد و شصت سؤال رسيد. همين جور اضافه شد تا امروز كه به دو هزار سؤال رسيده است.

 

سؤال­کنندگان به نحوۀ پاسخ­گويي اعتراض نمي­كردند؟ اصلاً توضيح بدهيد که نحوة پاسخ­گويي به چه شکل است؟

شيوۀ پاسخ­گويي ما بدين شكل است كه افراد اول که تلفن مي­زنند، سيستم به آن­ها خوش­آمد مي­گويد. اين يک سيستم تلفن گوياست. بعد قسمت­هاي مختلف را به آن­ها معرفي کرده و در هر قسمت گزينة مربوطه را اعلام مي­کند تا هر مراجعه­کننده بنابر نوع و موضوع سؤالش، قسمت مناسب را انتخاب کند. پس از انتخاب كاربر، سؤال او ضبط ­شده و يك كد پي­گيري به او داده مي­شود که بعد از چهل و هشت ساعت مي­تواند با اين كد پي­گيري و با تماس مجدد، پاسخ سؤال خود را دريافت کند. همۀ كارها در اين سيستم ماشيني است. اين طور نيست که کسي با کاربر صحبت کند. سؤالات به طور خودکار دسته­بندي و ميان کارشناسان تقسيم مي­شوند. ممكن است بعضي وقت­ها در جواب سؤالات تأخير بيفتد که دليل عمدۀ آن اين است كه کاربر براي سؤال خود، قسمت مناسب را انتخاب نکرده. مثلاً ‌سؤال احكامي خود را در قسمت مشاوره مطرح كرده است و تا كارشناس بيايد و گوش كند و به كارشناس مربوطه ارجاع دهد و كارشناس بعدي جواب بدهد،‌ زمان مي­برد و باعث مي­شود كه زمان معمول پاسخ­گويي افزايش پيدا كند. در وضعيت عادي، جواب سؤالات حداکثر ظرف چهل و هشت ساعت آماده است.

 

چهل و هشت ساعت زياد نيست؟ بعضاً ‌شايد سؤالي مطرح باشد كه نياز باشد جوابش خيلي سريع داده شود؟!

بله. همه دوست دارند سريع جواب بگيرند ولي اين سيستم مزايايي دارد كه تبادل اطلاعات به صورت هم­زمان ندارد. از جمله اينكه وقت کافي هست که کاربر سؤال خود را كامل بپرسد و کارشناس هم سر فرصت با شنيدن کامل سؤال و درک درست مشكل، شروع به پاسخ­گويي كند.

مزيت دومش اين است كه كارشناس فرصت فكر كردن دارد و در صورت نياز، مطالعه کرده و بعد جواب بدهد. مخصوصاً در بحث احكام، که ما به نظرات حدود يازده مرجع رسمي مراجعه مي­کنيم. اگر بخواهيم مراجع غيررسمي را هم حساب كنيم، سي چهل مرجع مي­شود. كسي نمي­تواند نظرات سي چهل مرجع را در ذهنش داشته باشد. اين وقت باعث مي­شود كه کارشناس به فتوا و رسالۀ مرجع مربوطه مراجعه كرده و جواب را بگويد. اين فرصت چهل و هشت­ساعته باعث مي­شود جواب، دقيق باشد.

يكي ديگر از مزايايش اين است كه کاربر در سؤال کردن دچار حجب و حيا نمي­شود. يعني اگر قرار باشد، با کارشناس به صورت مستقيم صحبت شود، ممکن است کاربر رعايت ادب را ­كرده و شرم و حياي بين او و کارشناس مانع شود همۀ حرف دلش را بزند ولي در اين روش که ارتباط غيرمستقيم است، کاربر خيلي راحت صحبت مي­كند.

 

‌وضعيت كارشناس­ها چگونه است؟ ‌آيا در مرکز مستقر هستند؟

خير. مستقر نيستند. كارشناس­هاي ما هم از طريق تلفن جواب مي­دهند، در منزل يا محل كار خودشان خارج از مركز هستند و با تلفن تماس مي­گيرند و جواب سؤال مطرح شده را مي­دهند. ما يک­صد و هشتاد كارشناس داريم. يكي ديگر از مزاياي اين نوع سيستم پاسخ­گويي اين است كه ما مي­توانيم از همۀ كارشناس­هاي كشور استفاده كنيم. كارشناسان (اساتيد حوزه يا دانشگاه) هيچ وقت نمي­آيند صبح تا شب اين جا بنشيند. كاري كه ما كرديم اين بود که بر اساس ظرفيت کارشناس، به او سؤال مي­دهيم. مثلاً كسي كه مي­تواند چهار تا سؤال جواب بدهد، ما همين چهار سؤال را به او مي­دهيم و كسي که مي­تواند صد تا سؤال جواب بدهد، به او صد تا سؤال مي­دهيم. اين باعث شده كه ما از تمام ظرفيت زبده­ترين افرادي كه در كشور هستند، استفاده كنيم. چون تعهد حضور فيزيکي ندارند، مي­توانند وقتشان را تنظيم كنند و ساعاتي كه آزاد هستند، براي اين جا وقت بگذارند. افراد بزرگي با مرکز همکاري دارند. کارشناساني از دفاتر مراجع، از مؤسسۀ آموزشي آقاي مصباح، از مركز مشاورۀ حوزه و... همکار ما هستند و تقريباً مجموعه­ا­ي از بهترين­ها در اين مرکز جمع شده­اند و سؤال­ها را جواب مي­دهند.

 

نيازي نيست كه کاربر شمارۀ تماس خودش را بدهد؟ آيا کاربر ملزم به معرفي خود است؟

خير. ‌نيازي نيست. با همان كد پي­گيري كه به او داده شده، تماس مي­گيرد. اصلاً شناسايي صورت نمي­گيرد. اكثر کارشناساني كه اين جا هستند، روحاني و فقط دو نفر غيرروحاني هستند. ايشان كساني هستند كه نزديك سي­ چهل سال است در شهرهاي مختلف براي امر تبليغ مي­روند. ايشان مي­گويند نصف سؤالاتي كه مطرح مي­شود، سؤالاتي است که تا به حال مردم از ما نپرسيده­اند. مواردي كه مردم در ذهن خود با آن­ها دست و پنجه نرم مي­كنند و مشكلات واقعي­شان است. مردم در گفت­وگو با اين مرکز، احساس امنيت مي­كنند.

 

اينکه گفتيد در زمينة پژوهشي، از اطلاعات به دست آمده از اين طريق استفاده شده و مورد تجزيه و تحليل قرار مي­گيرد، چگونه امکان­پذير است در حالي که شما سؤال­کننده را نمي­شناسيد؟

ببينيد، آن اطلاعاتي که براي تحقيق و پژوهش لازم است، دريافت مي­شود اما اطلاعات شخصي و فردي را ما لازم نداريم که بگيريم. در سامانه، قبل از اينكه به سؤال پاسخ داده شود، بايستي معلوم شود كه موضوع سؤال چيست، کاربر چند سالش است و از صوتش معلوم مي­شود كه مرد است يا زن، سنّش، تحصيلاتش، و اين موارد در سيستم ثبت مي­شود. مشكلي كه در سيستم پاسخ­گويي ما وجود دارد، اين است که مردم سؤالات خيلي ضروري را نمي­توانند بپرسند. سؤال­هاي فوري مثل اينکه نمازم درست است؟ ‌يا نمازم قضا شده يا نه؟ اين را چه كار كنم؟‌ و... که البته مراكز مشابهي هستند و مي­توانند به اين پرسش­هاي فوري پاسخ بدهند.

 

آيا در آينده قصد داريد که پاسخ­گويي زنده و مستقيم را هم به اين طرح اضافه کنيد؟

‌سياست سازمان اين نيست اما مي­توانيم بسترش را فراهم كنيم. افرادي كه وسواسي هستند، تلفن مي­زنند و گرفتار آن­ها مي­شويم. آدم­هاي وسواسي توضيحات بيش­تر مي­خواهند. يك سؤال را چندبار مي­پرسند. به هر حال، مي­توانيم زمينه­اش را فراهم كنيم، اما سياست سازمان اين نيست.

 

اشاره کرديد که مراکز ديگري هم هستند که به پاسخ­گويي به سؤالات مردم مي­پردازند. اولاً آيا راه­اندازي اين مرکز موازي­کاري نبوده و ثانياً آيا برنامه­ريزي در کار هست که اين مراکز در هم ادغام بشوند؟

در اين مورد لااقل الآن نمي­شود حرف از موازي­کاري زد. با اينکه مراکز ديگر هم در کشور در اين زمينه فعال هستند، باز هم ما تا اين حدّ بالا سؤال­کننده داريم. اين نشان مي­دهد که چقدر کمبود داشته و داريم. مردم به اين نوع خدمات نياز مبرم دارند. گذشته از اين، اگر بحث موازي­کاري مطرح باشد، ما نيستيم که موازي کار کرده­ايم زيرا يكي از وظايفي كه به سازمان محول شده، پاسخ­گويي به سؤالات و رفع شبهات است. اين جزو وظايف و مأموريت­هاي سازمان است.  

 

فکر مي­کنيد چرا در کشور نبايد متولّي مشخصي، مثل حوزة علميۀ قم، براي اين امر تعريف شده باشد که سازمان مجبور به تقبّل چنين وظيفه­اي بشود؟ يا مراکز ديگر...

ببينيد، اگر منظور از رفع موازي­كاري­ها اين باشد كه بودجه متمركز بشود و درست هزينه شود، اين خيلي خوب است. ولي اگر هدف آن باشد که به صورت رقابتي عمل کنيم و بخواهيم ديگران را حذف كنيم، اين درست نيست. ما در كشورمان هفتاد ميليون آدم داريم، يعني هفتاد ميليون سليقه.

 

منظور من بيش­تر تمرکز است تا مردم سردرگم نشوند. وقتي شمارة خاصي باشد كه مردم بتوانند با آن تماس بگيرند و سؤال­هاي­شان را بپرسند خيلي بهتر است.

در اين­جا فقط سؤالات شرعي مطرح و پاسخ داده نمي­شود. ما مشكلات اخلاقي، خانوادگي، ازدواج جوانان، حتّي ارتباطات اجتماعي، و هم­چنين سؤالات اعتقادي را هم بررسي کرده و پاسخ يا مشاوره مي­دهيم. اين­جا سياستي خاص خود دارد و جاهاي ديگر هم سياست خاص خودشان را دارند. اين سياست­ها با هم فرق مي­كند. ما نمي­توانيم به خاطر مزاياي کار خودمان، ديگران را حذف كنيم يا آن­ها نمي­توانند به خاطر اينكه نقاط قوّتي دارند، ما را حذف كنند. هر دو بايد در كنار هم باشند. اگر بخواهيم فقط از يك ظرفيت استفاده كنيم، چاق و لاغر مي­شويم. يك جا چاق مي­شود، جاي ديگر لاغر مي­ماند.

 

بخش­هاي فعال اين مرکز چه هستند؟

‌ما سه بخش كلّي داريم. يكي، بخش مشاوره است كه مردم مشكلاتشان را بيان مي­كنند و راه­كار مي­خواهند. يك بخش احكام شرعي و فقهي است كه کاربران مي­خواهند بدانند فلان مسئله چه حكمي دارد و جنبۀ حلال و حرام يا واجب و مستحبش چيست. بخش ديگر سؤالات عبادي است. اين تقسيم­بندي خيلي كلّي است. مردم از بين اين بخش­ها، يكي را انتخاب و سؤالشان را مي­پرسند. سپس سؤال در بين كارشناسان تقسيم مي­شود و كارهاي اپراتوري را هم خود كارشناسان انجام مي­دهند.

 

ساختار و تشکيلات مرکز چگونه است؟

ما براي هر بخش، يك گروه پاسخ­گويي به سؤالات داريم. ما سعي كرده­ايم كه به هيچ وجه تشكيلات گسترده نداشته باشيم. تمام ارتباطاتي كه با كارشناسان داريم، خريد خدمات است. ما به عنوان ستاد عمل كنيم. در اين ستاد سه مسئول گروه داريم و سه کارمند. با خودم چهار نفر. سؤال­ها را خود سيستم پخش مي­كند و مسئول گروه­ها مديريت مي­كنند. نيز اين جا يك نفر هست كه كار نرم­افزار و سخت­افزار انجام مي­دهد، كارهاي مالي را يك نفر، و يك نفر هم مديريت داخلي را انجام مي­دهد. الحمد لله با اين تعداد، حدود دويست كارشناس و روزي دو هزار سؤال را مديريت مي­كنيم.

 

آيا بررسي كرده­ايد كه بيش­تر سؤالات در چه زمينه و مخاطبان مركز از چه قشري و در چه سني و از کدام مناطق کشور هستند؟‌

بله. آمارگيريِ مختصري شده و نتايج اين آمارگيري باعث شد كه ما در صدد برآييم که آمارهايمان را به روز كنيم. در آمار ما، نزديك به شصت درصد سؤالات مربوط به احكام، بيست و پنج درصد مربوط به مشاوره، و پانزده درصد هم اعتقادي است. آمار تفکيکي را استخراج كرده­ايم. سؤالات اعتقادي، به لحاظ موضوعات تفكيك شده­اند. مثلاً در بخش احكام مي­دانيم که چند درصد به طهارت، نماز، روزه، محرمات، معاملات، و غيره مربوطند. در اين قضيه از اول اسفندماه گذشته خودمان را به روز كرديم و آمار هر روز را مي­توانيم در همان روز بگيريم.

بيش­تر سؤال­كننده­هاي ما مرد (حدود هفتاد درصد) و بقيه (سي درصد) زن هستند. يك طرح كلّي هم براي آمارگيري منطقه­اي داريم كه آمار مختلف تماس­هاي هر منطقه، هر استان و بعد هم هر شهر معلوم و مشخص شود. اين فايده­هاي زيادي دارد. نتايج اين آمار مي­تواند در اختيار مديران سازمان­ها (مديران استاني سازمان تبليغات، مديران استاني وزارت­خانه­هاي مختلفي كه در ارتباط با مسائل فرهنگي جامعه هستند) قرار بگيرد، و حتي براي روحانيوني كه مي­خواهند براي تبليغ به شهرهاي ديگر بروند، قرار بگيرد تا بدانند مردم منطقة تحت عملشان، در چه زمينه­هايي سؤال داشته­اند، و در تبليغاتشان به آن جنبه­ها بيش­تر بپردازند.

 

بيش­تر مقلدين کدام مراجع با شما تماس مي­گيرند؟

بيش­ترين موارد مربوط به آقاي مكارم است. قبلاً مقلدين آقاي فاضل اکثريت داشتند اما الآن آمار آن­ها پايين آمده. بعد از آن هم نظرات و فتاوي رهبري و آقاي سيستاني و آقاي بهجت بيش­تر مورد سؤال هستند.

 

با توجه به اينكه خود آقايان، دفاتر پاسخ­گويي دارند، فكر مي­كنيد چرا مردم با اين جا تماس مي­گيرند؟

به دليل راحتي و سهل­الوصول بودن و سريع جواب دادن و غيرمستقيم بودن گفت­وگو. دفاتر مراجع اولاً‌ سيستم­شان به اين شكل نيست و شما در يك ساعات خاصي بايد تلفن بزنيد. در حالي که مردم در سامانة ما بيست و چهار ساعته مي­توانند تماس بگيرند. معمولاً مراجع ساعت پاسخگويي­شان محدود است. در اين­جا محدوديت زماني اصلاً مطرح نيست. از هر هزار سؤال، پنجاه شصت تا در ساعات پاياني شب بوده است.

 

برنامه­هاي بلندمدّت اين مرکز چيست؟

ما برنامه­هاي مختلفي داريم، هم در بُعد آموزش و هم در بُعد پ‍ژوهش. براي يكسان­سازي روال پاسخ­گويي برنامه­ريزي کرده­ايم، به طوري که سؤالات مشابه را پاسخ يکسان بدهيم و اين جور نباشد كه پاسخ يک سؤال که توسط چند نفر پرسيده شده، چندگانه باشد. در بحث يكسان­سازي پاسخ­ها، كارهاي مناسبي صورت مي­گيرد. بايد به اين نكته توجه کنيم كه هر شخص، سؤال مخصوص به خودش را دارد، لذا در سؤالات خيلي كم مي­شود اين كار را انجام داد. يعني شما از سؤال چيزي را مي­فهميد و نكته­اي بر مي­داريد كه شخص ديگر آن نكته را نمي­خواهد و چيز ديگري مدّ نظرش است. مضاف بر اينكه سطح افراد با همديگر فرق مي­كند. گاهي يك دانشجو تماس مي­گيرد، گاهي يك محصل راهنمايي، گاهي يك ليسانسيه. اين­ها هر كدامشان در يك سطحي هستند. منطقه­ها نيز با هم فرق مي­كند. سؤال­کننده­اي که از يک منطقۀ به لحاظ فرهنگي محروم تماس مي­گيرد، فهمش از لحاظ ديني به اندازة شخصي كه در قم زندگي مي­كند نيست. در نتيجه پاسخي كه داده مي­شود بايد هم درست و صحيح و هم مطابق با فهم طرف باشد. در روايات داريم که ائمۀ اطهار(ع) به اندازة فهم مخاطبانشان صحبت مي­كردند. كلّم الناس بقدر عقول. اين جا هم تقريباً بايد چنين حالتي به خودش بگيرد. بحث استانداردسازي يعني اينكه ما در هر گروهي، براي يک سؤال، چند پاسخ در نظر بگيريم و از آن پاسخ­ها استفاده كنيم به عنوان اساس كار، نه تمام كار. مقدمات اين برنامه دارد انجام مي­شود.

بحث دوم در رابطه با آموزش است. ما يك تجربة بسيار خوبي در پاسخ دادن به سؤال داريم. از اين تجربه مي­توان در مراكز آموزشي، مثل آموزش و پرورش و نهادهاي آموزشي و نظامي، كه بالاخره آن­ها هم قشر وسيعي زير نظرشان مشغول كار هستند و يا جاهاي ديگر، استفاده كرد و اطلاعات و آموزش­هاي لازم را در اختيار اساتيد و مبلّغين آن­ها قرار داد تا نوع برخورد با سؤال و شبهه را بدانند. اين در قالب طرح­هاي آموزشي ديده شده كه ان شاء‌الله انجام ­مي­شود. از برنامه­هاي ديگر ما اجراي طرح­هاي پ‍ژوهشي، چاپ كتاب و لوح فشرده، و مواردي است كه مي­شود در اختيار مردم قرار داد.

 

در سطح كلان چه برنامه­­هايي داريد؟

‌در اين سطح بحث سايت را داريم، و نيز بحث تلفن همراه و اس.­ام.­اس. و ام.ام.اس. را.

 

چرخة برنامه­ريزي­هاي مرکز، چند ساله است؟

‌برنامه­ريزي ما پنج­ساله است. مهم­ترين مسئله اين است که اين طرح­ها تأمين مالي بشود. هر طرحي كه ما بخواهيم شروع كنيم، و اصلاً هر طرحي در هر جايي بخواهد شروع بشود، نيازمند اعتبار است. اگر اعتبار باشد، كار پيش مي­رود، وگرنه پيش نمي­رود. اگر كسي بخواهد يك ساختمان بسازد، بايد پول داشته باشد كه بتواند آجرش را تهيه كند و دستمزد بنّا را بدهد تا اين ساختمان بالا برود. وقتي پول نباشد، ساختمان همين جور مي­ماند. زميني كه مي­شود از آن استفاده كرد، اگر برايش هزينه نشود، موات مي­ماند. اين جا هم همين طور است. ظرفيت­هايي دارد كه اگر برايش هزينه بشود، بهره مي­دهد و اگر نشود، همين جور مي­ماند.

 

الآن كدام طرح را آغاز به اجرا کرده­ايد؟

فقط پاسخ­گويي!

 

وضعيت ايده­آل مرکز چيست؟

ما الآن ظرفيت اين را داريم كه تا ده­هزار سؤال را جواب بدهيم اما عملي کردن اين ظرفيت، نيازمند دو سه ميليارد تومان پول است. ولي بودجة مركز براي سال 1387، ... تومان است. ما با ... تومان حقوق كارشناس­هايمان را هم نداريم بدهيم چه برسد به اينكه بخواهيم سراغ طرح­هاي ديگر برويم. آموزش، هزينه­بر است. اين جا مركزي است كه اصلاً درآمدي ندارد و همه­اش هزينه است. بايد بالاخره هم سازمان كمك كند و هم جاهاي ديگر. الحمد لله سازمان خوب پشتيباني كرده.

 

راجع به اين فكر كرده­ايد که اگر به سمت سايت برويد، كاربرها سؤالشان را مطرح مي­كنند و نيازي به كارشناس شما نيست و...؟

‌مراجع اين را درست كرده­اند و در اين رابطه مشكل دارند. ما با آقاي مكارم كه صحبت كرديم و رفتيم به اين سمت كه بخشي از سؤالاتمان را بدهيم به آقاي مكارم تا باري از روي دوش ما كم بشود، آقاي مكارم گفت خيلي خوب است، ما هم سؤالاتمان را بفرستيم براي شما! يعني دقيقاً برعكس شد. البته اين خودش خيلي خوب است كه مرجع تقليدي به ما اطمينان مي­كند كه سؤالاتش را ما جواب دهيم. اما مي­خواهم بگويم خود مراجع هم بستر و امكاناتش را فعلاً‌ ندارند و سؤالات را با تأخير جواب مي­دهند. 

 

در اجراي برنامه­ها با چه مشكلاتي مواجه هستيد؟ آيا امكانات موجود با اهداف و برنامه­ها تناسب دارد يا نه؟

‌مشكلات ما چند جور است. در يک­سو، مشكلات ارتباطي داريم. تعداد خطوطي كه ما الآن داريم، خيلي كم است. ما سي خط داريم در حالي که حداقل بايد يک­صد و بيست خط بشود و کساني كه تماس مي­گيرند، بدون مشكل وارد سيستم بشوند. برآورد فعلي ما اين است كه با يک­صد و بيست خط، اين مشکل رفع مي­شود. البته شايد هم نشود! مثل اول کار كه خيال مي­كرديم در روز پانصد سؤال داريم، اما شد دوهزار تا، يعني چهار برابر برآورد ما. از طرف ديگر ما مشكلات كارشناسي داريم. عرض كردم كه ما تا ده­هزار سؤال در روز ظرفيت داريم كه مي­شود ماهي سيصد هزار سؤال. اگر بخواهيم به اين حجم سؤال جواب بدهيم، اعتبار مالي زيادي لازم داريم. ما مي­توانيم كارشناس­ها را  تهيه كنيم، كارشناس­هاي خوبي هم هستند. منتها تأمين كردن اعتبار اين­ها از مهم­ترين مسائل است. اگر اعتبار کافي باشد، اين کار انجام مي­شود و اگر نباشد قاعدتاً ما هم نمي­توانيم. الحمد لله جناب آقاي خاموشي خيلي محبت كردند و واقعاً زحمت كشيدند. مي­دانيد که اين جا خيلي مهم است ولي هزينه­هايش هم زياد است. ايشان محبت­هاي زيادي كردند و از اين به بعد هم با قول­هايي كه ايشان دادند، با توكل به خدا سعي مي­كنيم برنامه­هايمان را اجرا كنيم. 

 

يعني امكانات مالي با اهداف و برنامه­ها تناسب ندارد؟

خير، ندارد. بايد اعتبارات ما افزايش پيدا کند.

 

آيا آمار شما نشان مي­دهند كه بيش­ترين سؤال­كننده­ها، از كدام شهرها هستند؟‌

هر شهري كه در آن تبليغ شده باشد، کاربر اين سامانه در آن شهر بيش­تر است. ما تماس­گيرنده با تلفن همراه زياد داريم و تلفن همراه هم معلوم نمي­كند كه از كدام شهر است.‌ شهر را و حتّي استان را هم دقيق معلوم نمي­كند. تلفن ثابت را بهتر مي­شود پي­گيري كرد، ولي نمي­شود گفت كه فلان شهر اگر سؤال نپرسيدند، مردم آن شهر سؤالي ندارند. شايد آن جا ما را نمي­شناسند. بنابراين ضروري است كه در كلّ كشور اين سامانه تبليغ و معرفي بشود. ما در مقطعي از شيراز، همدان، و ايلام تماس­گيرنده زياد داشتيم.

 

براي تبليغ سامانه، آيا برنامه داريد يا کاري کرده­ايد؟

از طريق اس.ام.اس. پانزده­هزار پيام کوتاه تبليغاتي ارسال كرديم. بعد از اين، تقريباً حجم سؤال­ها به ششصد تا هفتصد سؤال در روز رسيد. در موردي، يكي از كارشناس­هاي ما براي حضور در يک برنامة صبحگاهي در شبکة چهار (يعني برنامه­اي که هم ساعتش، ساعت پربيننده­اي نيست و هم در شبکة کم­مخاطبي است)، به صدا و سيما دعوت شده بود، در آن برنامه صحبت خيلي کوتاهي کرده بود مبني بر اينكه سازمان تبليغات چنين مركزي را داير كرده است. فقط همين. هم­چنين در مصاحبه­اي هم كه آقاي روحاني­نژاد با روزنامۀ كيهان انجام داده بود، اسم مركز ما مطرح شده بود؛ اين­ها باعث شد كه حجم سؤال­ها افزايش پيدا كند.

 

چرا اين سامانه تبليغ نمي­شود؟

عرض كنم كه ما همين جوري هم با كثرت مراجعين مواجه هستيم! البته لازم است كه تبليغ كنيم، اما سيستم ما الآن از نظر مالي امكان پاسخ­گويي بيش­تر را ندارد. همين كه اين اعتبارات مالي تأمين بشود، انشاءالله تبليغات وسيع را شروع مي­كنيم.

 

مردم اگر بخواهند با چنين مركزي تماس بگيرند، بايد از 118 شماره بگيرند؟

نه. بايد با 09650 تماس بگيرند. اين يک شمارة خاص است. واگذاري­اش هم خيلي سخت است. فقط به مراكز و سازمان­هاي بزرگ مي­دهند.

 

برخورد کاربران چگونه است؟ آيا مزاحمت ايجاد مي­کنند يا برخوردشان بد است؟ موارد اين­چنيني داشته­ايد؟ آيا از پاسخ­ها قانع مي­شوند؟

در اين مورد هنوز اطلاعات آماري نداريم ولي بالاخره در اين دويست و نود و خورده­اي هزار تماس، عده­اي قانع نشده­اند. در تجربه­اي كه ما داشتيم اين جور بوده. برخي حتّي شروع كردند به فحاشي، ‌يا به اذيت و آزار و مزاحمت. بعضي­ها بيكارند و شماره­اي مي­گيرند. از اين موارد داشته­ايم. اما مشاورهاي ما به اين­ها هم جواب داده­اند. بعضي­ها که قانع نمي­شدند، پي­گيري مي­کردند و در جلسات سوم و چهارم كه با همديگر صحبت شده، رفتار افراد تغيير کرده. چون قابليت پرسش و پاسخ و مقابله با همديگر را دارند، اگر کاربر قانع نشود، دومرتبه زنگ مي­زند كه آقا اين كاري كه شما به ما گفتيد اين جايش ايراد دارد، يا مثلاً اين جاي حرف شما را من قبول ندارم، يا اين حرفي كه زديد درست نيست! يک مباحثه بين كاربر و كارشناس.

 

شما از چه زماني در اين مركز فعاليت مي­كنيد؟

از همان وقتي که اين جا با چهار شماره شروع به كار كرد؛ يعني حدود چهار سال پيش. بعد تجربه­اي شد كه اين جا را تبديل كنيم به يك سامانة كشوري و از پارسال تقريباً آهسته آهسته شروع شد و از اول فروردين سال گذشته اين سامانه به طور جدّي شروع به كار كرد. مکان ما البته اين جا نبود.

 

دستاورد شما در طول تصدّي رياست اين مرکز چه بوده؟

ببينيد! ما تقريباً به آن اهدافي كه مي­خواستيم برسيم و تعريف كرده بوديم، الحمد لله در عمل رسيديم. صحبت اين بود كه همان طور كه مردم امروز به آساني گرفتار سؤالات و شبهات ديني و اعتقادي مي­شوند، ما بايد بتوانيم پاسخ اين سؤالات و شبهات را به صورت تخصصي در اختيارشان قرار بدهيم. اين طرحي بود که ما را به آن هدف رساند. الآن بدون اينكه اين سامانه را تبليغ کرده باشيم ـ حتّي در داخل سازمان هم كسي تقريباً نمي­داند چنين مرکزي وجود دارد ـ اين همه سؤال را با ما مطرح مي­کنند. اين نشان مي­دهد كه دقيقاً ما به نيازي که مردم داشته­اند، پاسخ داده­ايم. يعني يكي از مشكلات جدّي جامعه اين بوده است كه جايي باشد كه بتوانند سؤالات ديني­شان را مطرح كنند و مشاورة ويژه داشته باشند. به اين هدف الحمد لله رسيديم.

 

آيا به نظر شما اساساً در سطح كلان در اين زمينه برنامه­ريزي صورت گرفته؟‌

ببينيد! ما در حال آزمون و خطا بوده­ايم. الآن اين کار شكل گرفته و جاي خودش را باز كرده. الآن ما طرح توسعه داريم و برنامة پنج­سالة توسعه تعريف كرده­ايم. يك برنامۀ توسعة كمّي هم داريم كه تعداد سؤالات و مراجعات را ببريم بالا و هم اينكه شكل­هاي مختلف پاسخ­گويي را ساماندهي كنيم. سايت را طراحي كرده­ايم، ارتباطات خارج از كشور را تعريف كرده­ايم، براي ايرانيان خارج از كشور. ما سال گذشته يک برنامة بسيار مهم را آغاز کرديم كه در كشور بي­نظير است و آن طبقه­بندي سؤالات است. الان ما سؤالات را طبقه­بندي مي­كنيم. يعني اگر ما روزانه دوهزار سؤال داشته باشيم، مي­شود ماهي شصت­هزار. اين شصت­هزار سؤال از جاهاي مختلف كشور، از سوي افراد با ويژگي­هاي مختلف پرسيده شده­اند. ما تمام اين­ها را طبقه­بندي مي­كنيم. الآن مي­توانيم به شما آمار بدهيم كه مثلاً در بهمن­ماه سال 87 پسران و مردان بين 18 تا 30 سال استان خوزستان، سؤالات اعتقادي­شان بيش­تر مربوط به چه مسئله­اي است. اين کار جغرافياي فرهنگي كشور را ترسيم مي­كند كه يكي از ملزومات مهم براي مهندسي فرهنگي كشور است. نهادهاي فرهنگي مي­توانند از اين اطلاعات خيلي استفاده كنند.

 

نظرتان دربارۀ وضعيت جامعه از نظر فرهنگ ديني چيست؟

باطن جامعة ما خوب است، يعني مردم، فرهنگ ديني­شان عميق است، ولي اعتقاداتشان، اعتقادات عميقي نيست. به هر حال مردم دچار مشكل هستند. مشكلاتي كه بايد به طريقي حل شوند. ما مقداري كه از دستمان بر مي­آيد، در پاسخ­گويي به سؤالاتشان عمل مي­كنيم. اما ريشه­هاي مشكلات مردم، در جاهاي ديگر است. آدم­هايي كه حرف­هاي مختلفي از آن­ها مي­شنويم، برخوردهاي غيراسلامي كه مي­بينيم، اين­ها مردم را نگران مي­كنند. اين نگراني در تماس­هاي تلفني مشهود است. اگر برنامه­ريزي درستي بشود، جامعة ما جامعة دين­داري است. ما مطابق آماري كه داريم، پرسش­هاي اعتقادي مردم سه درصد سؤالات را شامل است. نمي­توانيم بگوييم که اين سؤالات از سوي قشر خاصّي است و همة جامعه را نشان نمي­دهد. اتفاقاً جهت­گيري اصلي جامعه را مي­توان در اين سؤالات ديد. البته اين درست است که سؤالات از سوي بخش دين­دار جامعه مطرح مي­شود...

 

فکر نمي­کنيد بهتر باشد در اين زمينه به صورت تخصصي­تر کار بشود. يعني به جاي پاسخ­گويي، بحث آموزش پي­گيري شود؟ براي توسعة فرهنگ ديني در سطوحات مختلف...

‌ببينيد! پاسخ­گويي به سؤالات و شبهات در اساس­نامة سازمان هم آمده. جامعة ما از اساس، ديني بوده كه در آن انقلاب ديني ايجاد شده است. رهبر فقيد انقلاب، امام خميني (رضوان الله تعالي عليه) هم تکيه فراواني به مردم داشتند و با همين تكيه، انقلاب را اداره كردند، جنگ را اداره كردند. رهبر معظّم انقلاب هم همين طور. خوب حالا كه ما حكومت ديني تشكيل داده­ايم، مردم توقعات ديني دارند. هر چقدر كه جامعة ما رو به عدالت برود، خود به خود گرايش به فرهنگ ديني بيش­تر مي­شود. ما متولّي دين و جامعه و روحانيت هستيم. به همين طريق در كلّ سيستم كشور، چون آحاد مردم از افكار ديني توقع دارند و توقع بجايي هم هست، هر چقدر اين توقع برآورده نشود، در فرهنگشان اثر معكوس مي­گذارد. البته نقش تهاجم فرهنگي را هيچ نمي­شود ناديده گرفت. اما به نظر مي­رسد كه نقش عمده را خود ما بايد ايفا كنيم. اگر رفتار حكومت، ديني بشود، که هست، اما اصلاح بشود و بهتر بشود، فرهنگ ديني مردم هم بهتر مي­شود. حتّي آن پليس كه سر چهارراه ايستاده، اگر رفتار ديني با مردم داشته باشد، خود به خود به مردم آموزش مي­دهد. چون همه به نام حكومت ديني مشغول كار هستند. اين خيلي كار سختي است. ولي هر چه ما به سمت اصلاح اين بخش برويم، فرهنگ جامعه اصلاح مي­شود. اين نظر شخصي من است.

 

سازمان تبليغات در اين راستا چه كار مي­تواند بكند؟

سازمان تبليغات بخش­ها و برنامه­هاي مختلفي دارد. مثلاً معاونت پ‍‍ژوهشي سازمان مشغول پژوهش­هاي ديني است. اگر در همين حين، مثلاً رصد كند و مشكلات فرهنگي مردم را به گوش مسئولين برساند، بسيار مؤثر عمل کرده. يا معاونت فرهنگي يكي از كارهاي مهمي كه انجام مي­دهد، توسعة برنامة روحانيون مستقر است. يك روحاني در عمق روستاها و شهرستانهاي كشور وقتي مستقر شد، با برخوردهايش مي­تواند فرهنگ ديني را بسيار گسترش بدهد. البته سازمان تبليغات اين كارها را انجام مي­دهد، اما حجم كار خيلي زياد است. در كشور هفتاد ميليوني، سليقه­هاي مختلفي وجود دارد و كار روي فرهنگ ديني نمي­تواند به عهدة يك سازمان کذاشته شود. تعارض­هايي هم وجود دارد. ممكن است سازمان تبليغات کاري را انجام بدهد و صدا و سيما با برنامه­هايي ظرف دو روز، همة آن زحمات را پنبه كند! اگر مديريت فرهنگي واحد در كشور جا بيفتد، آن وقت، سازمان تبليغات هم كارهايي كه انجام مي­دهد، نمودش مشخص مي­شود و خنثي نمي­شود.

 

 

يكشنبه 31 خرداد 1388 - 15:8


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری