جمعه 24 آذر 1396 - 21:10
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني
نفر نخست جشنواره مطبوعات در رشته مقاله‌ ادبي هنري

 

جلوه‌هاي مقاومت ملّتي مظلوم

 

 

تاريخچۀ سينماي فلسطين (بخش اول)

اولين فيلم‌هاي فلسطيني در سال‌هاي بين 1967 تا 1969 ساخته شد اما اينكه سينماي فلسطين، دير پا به عرصه گذاشته است دلايل مختلفي دارد. به عقيدۀ "سوفيان راماحي" منتقد فلسطيني، اين مسئله درست نيست كه فلسطيني‌ها به اين وسيلۀ بياني (سينما) علاقه نداشتند بلكه در آن دوران، زندگي آن‌ها تحت سلطه ترك‌‌ها و بعد، انگليسي‌ها بود و آن منابع سرمايه‌گذاري براي توليد آثار سينمايي را در اختيار نداشتند. با اين حال، در خلال سال‌هاي دهۀ 30، سالن‌هاي نمايش فلسطيني مجبور به ايجاد واكنش در مقابل رقابتي بود كه صهيونيست‌ها ايجادكنندۀ آن بودند. آن‌ها درهاي سالن‌ها را به روي فيلم‌هايي گشودند كه عمدتاً مصري بودند. چون قاهره، تنها پايتخت عربي بود كه فيلم در آن تهيه مي‌شد. نبوغ توليدات سينمايي فلسطين در اين دوره ظهور كرد. در 1924، دو برادر فلسطيني به نام‌هاي ابراهيم و بدرلاما از شيلي به اسكندريه بازگشتند تا كمپاني فيلم «كندور» را پايه‌ريزي كنند. همچنان كه استوديو «لامع» اولين استوديويي بود كه در مصر تأسيس شد و علاوه بر مشاركتش در تهيۀ فيلم‌هاي بلند مصري، فيلم «سالادين» را در 1942 تهيه كرده بود. اين فيلم موفقيت اتحاد ارتش‌هاي عرب را در آزادسازي اورشيلم از چنگ مهاجمان به تصوير مي‌كشيد.

 

يك پيشتاز: «ابراهيم سيرهان»

اين فيلم­ساز فلسطيني، كارش را از دهۀ 30 شروع كرد. و آغازگر كارش، فيلم‌هاي مستندي دربارۀ قيام‌هاي مردمي عليه استعمار انگليس بود. در 1935، به مناسبت ديدار ملك سعود از فلسطين، مفتي اورشليم از سيرهان و دستيارش «جوال ال اسفار» خواست تا فيلمي دربارۀ سفر ملك سعود بسازند. فيلم‌هاي سيرهان دربردارندۀ واكنشي بود عليه تبليغ صهيونيست‌ها كه «تجددگرايي»‌شان را در مقابل «توسعه نيافتگي» اعراب به رخ مي‌كشيدند. اين فيلم‌ها عبارت بودند از:

ـ «شب جشن» كه يك فيلم دو ساعتۀ داستاني است.

ـ يك فيلم مستند راجع به گشايش استوديو فلسطين در 1935.

ـ «رؤياها به حقيقت مي‌پيوندند»، يك فيلم چهل و پنج‌ دقيقه‌اي مستند كه عوايد آن به پرورشگاه فلسطيني مسجدالقصي اختصاص يافت.

ـ يك فيلم خبري راجع به ديدار «احمد حلعي پاشا» عضو كميسيون عالي اعراب از اورشليم.

بعد از 1948، برهان مجبور به تعطيل كارهايش شد و سپس به اردن پناهنده شد و در آن­جا فيلمي به نام «درگيري در جاناش» ساخت. او اكنون در اردوگاه آوارگان صبرا در لبنان مشغول آهنگري است.

 

«سي­سال سكوت»

به عقيده راماحي، بسياري از فلسطيني‌ها تحت نظارت و پناهندگي آژانس گشايش كار سازمان ملل متحد (unrwa) درآمدند. زندگي دشوار در ميان گل ولاي اردوگاه‌ها، به طور ناگهاني توجه فيلم­سازان چهارگوشۀ دنيا را به خود جلب كرد و دوربين‌ها به طرز كاوش­گرانه‌اي اندوه و رنج فلسطيني‌ها را منعكس كردند. تا سي­سال، سينماي فلسطين عملاً به خاموشي گراييده بود. البته اين نكته قابل درك است كه غربي‌ها كه هنوز نمي‌توانستند وجدان گناه­كار خود را از عدم توانايي‌شان در جلوگيري از آتش‌سوزي و كشتار بزرگ نازي‌هاي فراموش كنند، در فيلم ساختن دربارۀ چهرۀ واقعي فلسطيني‌ها در تبعيد درنگ نكردند. اما اين مسئله قابل فهم نيست كه چرا بايد دولت‌هاي عربي زمينه را براي فيلم­سازان صهيونيست و تبليغات صهيونيستي آنان باز بگذارند (اكسودوس ساختۀ اتوپره مينجر اوج آن است) فقط در سال 1927 بود كه اولين فيلم بلند ارزش­مند عربي در مورد فلسطيني‌ها ساخته شد: اين فيلم كه «فريب‌خوردگان» نام داشت توسط "توفيق صلاح" ساخته شده بود كه فيلم­نامۀ آن را از داستان «مردان در آفتاب» اثر «غسان كنفاني» نويسندۀ فلسطيني اقتباس كرده بود. صلاح كه يك فيلم­ساز مصري است، پيش از اين در فيلم برجسته‌اش موسوم به «ياغي‌ها»، به بلندپروازي‌هاي رژيم ناصر در مصر اشاره مي‌كرد. در «فريب‌خوردگان» او غفلت‌هاي رژيم‌هاي عربي در مورد مسئلۀ فلسطين را مورد تأكيد قرار داده بود. به رغم پراكندگي فلسطيني‌ها در سراسر خاورميانه، اين فيلم عمدتاً در اروپاي غربي به نمايش درآمد و در كشورهاي عربي مهجور ماند. چون تعداد زيادي از اين كشورها نمايش اين فيلم را ممنوع كرده بودند. بعد از «فريب‌خوردگان» "برهان علوي" فيلم­ساز لبناني مقيم سوريه، فيلم معروف «كفر قاسم» را تهيه كرد كه يادآور عمليات صهيونيست‌ها در چند روز قبل از جنگ 1956 بود. اين دو فيلم هنوز دو محصول عمدۀ اعراب در انعكاس مسائل فلسطين هستند. هم­چنين در اين ره­گذر، تعدادي از فيلم‌هاي كوتاه سوري و فيلم الجزايري «ما باز خواهيم گشت» اثر "محمد سليم رياض" را مي‌توان ذكر كرد. افراط در به كارگيري جلوه‌هاي ويژه و برخي زياده‌روي‌هاي ديگر در ساختن آثار نمايشي، به اعتبار اين‌گونه فيلم‌ها لطمه زده است. فيلم‌هاي سوري، از لحاظ كارگرداني ضعيف هستند. با وجود اين، فيلم كوتاه ديگري محصول سوريه به نام «برخورد»، اثر "مروان موذن" به خاطر طرح تبادل‌نظرهاي خاورميانه‌اي مسائل درگير بين جناح‌هاي مترقّي عرب و صهيونيست‌ها، مورد توجه واقع شده بود. او در اين فيلم نشان مي‌داد كه چگونه يك يهودي اروپايي كه از اسرائيل ديدن مي‌كند، توسط رزمندگان فلسطيني ربوده مي‌شود و در طول مدّت اسارتش، متوجه منشأ واقعي صهيونيسم و سير پذيرش سنّتي آن از طرف خودش مي‌شود. اين يكي از لحظات نادري است كه فيلمي در سينماي عرب ساخته مي‌شود تا چهرۀ واقعي صهيونيست‌ها را بنماياند.

 

«سه تن از پايه‌گذران»

سينماي مستقل فلسطين، بعد از جنگ ژوئن 1967 تأسيس شد. اين جنگ كه به روايت "انور عبدالملك" تئوريسين مصري، «شكست خوش» خوانده مي‌شد، خود باعث ايجاد يك تحول مهم در صحنۀ سياست اعراب شد. در 1968، دو مرد و يك زن به اسامي "هاني جوهريه"، "مصطفي ابوعلي" و "سلافا جادالله" يك واحد سينمايي تحت پوشش سازمان الفتح به وجود آوردند. اين واحد كه سازمان اداري آن در طول سال‌ها عوض شده است، حدود بيست فيلم كوتاه مستند تهيه كرده است كه قابل توجه‌ترين آن «تهاجم صهيونيستي» و تعدادي فيلم خبري بوده است. مصطفي ابوعلي فيلم‌هايي به نام «با تمام خون و روحم» و «آن‌ها وجود ندارند» ساخته است كه اولي سركوبي فلسطينيان توسط شاه‌حسين اردني در سال 1970 را به پرده آورده بود. "ابوعلي" و "حسن ابوغنيمه" منتقدان فيلم دربارۀ ريسك‌هاي هنرمندانه‌اي كه در فيلم وجود داشت، در يك كتاب، بحث و انتقاد جالبي كرده بودند كه مردمي كه فيلم براي آن‌ها ساخته شده بود، آن را نفهميده بودند (آوارگان فلسطيني). فيلم «آن‌ها وجود ندارند»، برداشتي بود از شخصيتي كه فلسطيني‌ها از «گلداماير» در تصوّر داشتند. صحنه‌هاي كوتاهي از اين فيلم كه با نقاشي متحرك همراه بود، مبارزه فلسطيني‌ها را از طريق مطرح كردن سرنوشت اعضاي مختلف يك خانوادۀ فلسطيني نشان داده بود. حاصل هم­كار ابوعلي با "ژان شمعون" و يك فيلم­ساز ايتاليايي مستندي راجع به "تل زعتر" بود.

 

«فيلم‌هاي مستند و خبري»

غير از واحد سينمايي الفتح، پنج گروه ديگر وجود دارند كه به طور مستقيم يا غيرمستيم با سازمان‌هاي ديگر عضو سازمان آزادي‌بخش فلسطين رابطه دارند. "قاسم حوال" فيلم­سازي است كه با «جبهۀ خلق براي آزادي فلسطين» (pelp) همكاري مي‌كند و تاكنون فيلم‌هايي چون «زندگي روزانۀ اردوي نهرالبريد»، «حرف و سلاح» و «خانۀ كوچك ما» را تهيه كرده است. افزون بر اين، يك جناح ناراضي از اين جبهه، فيلم‌هاي متعدد خبري را در 1947 تهيه كرده است. بخش فرهنگي و هنري سازمان آزادي‌بخش فلسطين، تعدادي از آثار "اسماعيل شاموت" شامل «خاطرات و آتش‌ها»، «فراخواندۀ اضطراري» و «تل زعتر» را عرضه كرده است.

در جبهۀ دموكراتيك براي آزادي فلسطين (delp)، "رفيع حجار" فيلمي به نام «راما... فلسطيني‌ها» ساخته است كه حاوي جزئيات بيش­تري از مسائل آنان است. فيلم­ساز به طرح منشأ مسئلۀ فلسطين مي‌پردازد. به خاطر كوشش در ارائۀ توضيحات تاريخي، اين فيلم با فيلم خبري «انقلاب تا پيروزي» كه توسط يك گروه فيلم­سازي آمريكايي در 1927 تهيه شده بود، قابل مقايسه بود. در 1973 يك گروه سينمايي فلسطيني تشكيل شد تا تمامي اين مراكز را به گرد هم آورد، كه گرچه عمر آن كوتاه بود، اما براي "مصطفي ابوعلي" راه­گشاي يك فرصت مناسب بود.

او توانسته بود با اضافه كردن يادداشت‌هاي سينمايي خود به زيرنويس يك فيلم خبري كه توسط يك فيلم­بردار غربي تحت نفوذ صهيونيست‌ها ساخته شده بود، روايت داستان را برخلاف عقيدۀ فيلم­ساز غربي منعكس كند. نمونۀ آن فيلم «صحنه‌هايي از غزه اشغالي» بود كه برداشت غربي حاكم بر وسايل ارتباط جمعي را در رابطه با مسئلۀ فلسطين مورد انتقاد قرار مي‌داد. «شركت سينمايي صمد» سازمان ديگري است كه فعاليتش را با كارهاي "قليب شعاز" سازندۀ «سايه‌هايي در ساحل ديگر» آغاز كرد كه به طور غيرمستقيم به مطرح كردن مسائل فلسطين مي‌پرداخت. در سال 1976 او فيلمي به نامه «كليد» تهيه كرد كه موضوع آن مربوط به فلسطيني‌ها رانده شده‌اي بود كه هنوز كليد خانه‌هايشان به ديوارها آويخته بود و اين نمايان­گر قصد آن‌ها از بازگشت به خانه بود و تمامي آن‌ مستند و خبري بودند.

به عقيدۀ "راماحي" سينماي فلسطين به طور مداوم نتوانسته است از سازمان‌هاي مختلف سياسي فلسطيني كمك بگيرد، چون آن‌ها فعاليت‌هاي مطبوعاتي را ترجيح مي‌دادند او مي‌افزايد: «اين پديدۀ عجيبي است، در حالي كه شما تصوّر مي‌كنيد آثار سمعي و بصري به خاطر قدرت تصويرشان، اثر بيش­تري بر افكار عمومي مي‌گذارند.»

 

 

چهارشنبه 27 خرداد 1388 - 16:50


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری