سه‌شنبه 6 تير 1396 - 16:52
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره کل تبليغات اسلامي استان زنجان

 

نداها و خطاب‌هاي الهي در قرآن

 

 

قرآن كريم كتابي است جهاني كه به منظورهدايت تمام انسان ها از سوي خداوند عالم وحكيم برپيامبر هادي وامين (ص) نازل شده است و به گونه‌اي با مردم سخن مي‌گويد كه همگان از فهم آن بهره و نصيبي دارند .

خداوند سبحان به منظور جذب تمام انسان‌هايي كه در پهنه زمين و گستره زمان به سر مي‌برند ، آن را كتابي آسان و قابل فهم براي همگان معرفي مي‌كند : (و لقد يسرنا القرآن للذكرفهل من مدكر1‌) ما قرآن را براي تذكر آسان ساختيم ، آيا كسي هست كه متذكر شود؟ و اين آساني به دليل گويايي عبارات و آشنا بودن بودن پيام آن با زبان فطرت و دل است نه آنكه كتابي سبك و بي‌مغز باشد، بلكه سخني استوار و پر مغز است، ولي در عين حال به دليل هماهنگي و آشنايي با فطرت انسان، فهميدن آن و بهره‌مند ي از آن براي همگان آسان است، لذا به منظور استفاده همگاني از رهنمودها و درك حقايقش، در بيان مفاهيم ومعاني بلند خود و ابلاغ پيام‌هايش ، شيوه‌هاي خاصي را به كار برده و با قالب و شكل‌هاي متنوعي با مردم ارتباط معنوي برقرار كرده است2.

يكي از شيوه هاي قرآن در بيان مطالب خود اين است كه پيش از بيان مطلب ، مخاطب خود را ندا مي دهد واز او نام مي برد . معلوم است كه اين روش از نظر رواني تاثير زيادي در مخاطب دارد واورا به انديشيدن وتفكر در محتواي خطاب ومطلب ارائه شده ،وادار مي سازد.

اين موضوع در علوم تربيتي و روان‌شناسي روشن شده كه وقتي متكلم نام مخاطب را به صورت خطاب و ندا بيان كند، توجه مخاطب يا شنونده به سخن گوينده جلب مي‌شود و او را از حواس‌پرتي و عدم توجه به سخن نجات مي‌دهد.

وقتي به هنگام خطابه و سخنراني كسي را منادا قرار دهيم، با تمام حواس به سخن گوينده توجه كرده و پيام او را دريافت مي‌كند.

به هر حال ذكر نام يا صفت شنونده در سخن گوينده يكي از شيوه‌هاي تجربه شده براي جلب توجه اوست3 . قرآن كريم كه در برگيرنده احكام و دستورات كامل‌ترين دين الهي است، شيوه بيان بسياري از احكام و حكم در آن به صورت خطاب است و بهترين و زيباترين شاهد اين موضوع ، وجود نداهاي فراوان در قرآن كريم است. برخلاف كتاب‌هاي علمي ، فلسفي و يا قانوني كه مسائل و مضامين آن‌ها به صورت عبارات و گزارش‌هاي خبري بيان مي‌شود ، در بسياري از آيات، قرآن خطاب‌هايي مانند يا ايها الذين آمنوا، يا ايهاالناس ، يا ايهاالرسول ،يا عباد و... يافت مي‌شود.

در قرآن كريم اگر چه بسياري از مفاهيم و احكام  و داستان ها به صورت قضيه و خبر بيان مي‌شود ، ولي روح آن انشا و خطاب است نه گزارش.

بهره‌گيري از شيوه خطاب و ندا، ثمراتي به دنبال دارد، مانند اينكه خداوند مردم را متوجه كلام وحي مي‌كند ، به آن‌ها شخصيت مي‌دهد و از آنان انسان‌هايي متعهد و مسئول مي‌سازد. ديگر اينكه، خداوند با خطاب و ندا، لذت حضور در حريم و محضر خود را به مخاطبان مي‌چشاند تا هنگام فراگيري حقايق، معارف در قلب آنان مستقر شود و هنگام عبادت عملي، خستگي در آنان اثر نكند.

از اين رو امام صادق (ع) فرمودند: لذتي كه در نداي الهي است، خستگي و رنج عبادت را برطرف مي‌كند4 . اينجاست كه انسان خود را در محضر مولاي خويش مشاهده مي‌كند و ديگر فاصله‌اي ميان او و خدا نيست و خداي سبحان همواره به او نزديك است:... نحن اقرب اليه من حبل الوريد5. .... مابه او از رگ گردن نزديك‌تريم!

نداهاي الهي در قرآن گاهي با واسطه است مانند قل يا ايها الكافرون6 بگو : اي كافران! كه خداوند پيامبر اكرم را مخاطب و واسطه ميان كلام خود و مردم قرارداده است و پيام خود را از طريق آن حضرت به مردم مي‌رساند و گاهي بدون واسطه است مانند: (... ياموسي لا تخف اني لا يخاف لدي المرسلون7‌)... اي موسي! نترس، كه رسولان در نزد من نمي‌ترسند! البته اين ندا در لفظ، بدون واسطه است وگرنه در نزول تمام آيات قرآن، پيامبر واسطه ميان كلام وحي  و مردم بوده‌است .

 نداي بي‌واسطه نشانه آن است كه بين خداي سبحان و انسان رابطه‌اي مستقيم وجود دارد و خداوند انسان را به طور مستقيم مورد لطف قرار مي‌دهد، ولي انسان غافل يا جاهل به سوء اختيار خود، رابطه خويش با خدا را قطع يا ضعيف مي‌كند و از لطف الهي محروم مي‌شود. نداها و خطاب‌هاي قرآن اختصاص به زمان و افراد خاصي ندارد، بلكه در همه دوره‌ها و براي همه اعصار و نسل‌ها زنده و حاضر است.

از اين رو گفتن لبيك هنگام خطاب (يا ايها الالذين آمنوا ) از آداب تلاوت قرآن است و اين نشانه مستقيم و زنده‌بودن نداهاي قرآني است وگرنه لبيك گفتن به ندايي كه زمانش سپري شده باشد ، نمي‌تواند جدي و از روي حقيقت باشد. پس نداي بي واسطه (ياايها الناس) نشانه رابطه ناگسستني عبد و مولاست و تا از طرف انسان اين رابطه قطع يا ضعيف نشود، از طرف خداوند همچنان پا برجاست 8. هر ندا وخطابي به اندازه ديد منادي و مخاطب وسعت دارد و منادي گاهي انسان است كه با چشم ظاهر، تنها حاضران را مي‌بيند و به آنان خطاب مي‌كند و گاهي خداوند سبحان است كه انسان‌هاي آينده را نيز مي‌بيند و به آنان خطاب مي‌كند .

حضرت علي (ع) مي‌فرمايند: خداوند پيش از تحقق معلوم، عالم بوده است: عالم اذلا معلوم 9 عالم بوده، آنگاه كه معلومي وجود نداشت.

از آنجا كه همه انسان‌هاي كنوني و آينده مشهود خداوند هستند، نداهاي قرآني همه آنان را در برمي‌گيرد. خطاب (ياايهالناس) مانند خطاب‌هاي عادي نيست، بلكه دعوتي است همگاني كه شامل مؤمنان، كافران، منافقان، اهل كتاب و ملحدان نيز مي‌شود ولي بعد خطاب متفاوت است10.

خطاب‌هاي قرآني داراي اوج و حضيض و نيز داراي مراتب متوسط است. پايين‌ترين آن، تعبير يا ايهاالناس11 است كه در قرآن حدود   20 بار تكرارشده و يك خطاب جامع و عمومي است و نشان مي‌دهد كه قرآن مخصوص نژاد و قبيله و قشر خاصي نيست، بلكه همگان را در اين دعوت شركت مي‌دهد12. در منطق قرآن وقتي مخاطبان، توده مردم هستند، خداوند ربوبيت خويش را در قالب ذكر نعمت‌هاي مادي و ظاهري بيان مي‌كند، نعمت‌هايي كه حيوانات نيز با انسان در بهره‌برداري از آن شريكند13 و با تعبيرهاي لطيفي مانند: (كلواوارعوا انعامكم14 ....) هم خودتان بخوريد، و هم چهارپايانتان را در آن به چرا ببريد!... يا (متاعالكم ولانعامكم) 15 تا وسيله‌اي براي بهره‌گيري شما و چهارپايانتان باشد!. از آن‌ها ياد مي‌كند.

مرحله متوسط خطاب يا ايها الذين آمنو و بالاتر از آن اولي العلم و اولي الابصار است كه مخاطب خداوند، مومنان هستند. بنابراين خداوند ربوبيت خود را در قالب ذكر نعمت‌هاي معنوي و باطني مانند ارسال رسل، انزال كتب، نبوت، امامت، ولايت و... بيان مي‌كند كه انسان در اين مرحله از خطاب در رديف فرشتگان قرار مي‌گيرد16. چنانكه در آيه شريفه (شهدالله انه لااله الا هو و الملائكه و اولوا العلم قائمابالقسط17 ...) خداوند (با ايجاد نظام واحد جهان هستي) گواهي مي‌دهد كه معبودي جز او نيست و فرشتگان و صاحبان دانش، (هر كدام به گونه اي بر اين مطلب) گواهي مي‌دهند، در حالي كه (خداوند در تمام عالم ) قيام به عدالت دارد... كه سخن از شهادت بر وحدانيت حق است، انسان در رديف فرشته قرار گرفته است و بالاخره عالي‌ترين مرحله خطاب و ندا يا ايهاالرسول ويا ايهاالنبي است كه وجود مقدس پيامبر اسلام (ص) مورد خطاب خداي سبحان قرار گرفته است .

.معمولي‌ترين خطاب در قرآن كريم همان خطاب به مومنان است كه با تعبير (يا ايها الذين آمنوا ...)شروع مي‌شود. اين تعبير در قرآن كريم 87 مورد ذكر شده كه نخستين آن آيه (يا ايهاالذين آمنوا لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا و اسمعوا18 ...) و آخرين آن آيه (يا ايها الذين آمنوا توبوا الي‌الله توبه نصوحا19) مي‌باشد.

اين تعبير منحصراً در آياتي است كه در مدينه نازل شده‌است و در آيات مكي اثري از آن نيست شايد به اين دليل كه با هجرت پيامبر (ص) به مدينه وضع مسلمانان تثبيت شد و به صورت يك جمعيت ثابت و صاحب نفوذ درآمدند و از پراكندگي نجات يافتند، لذا خداوند آنها را با عبارات يا ايهاالذين آمنوا... مخاطب قرار داده‌است .

اين تعبير ضمناً نكته ديگري را دربردارد و آن اينكه، حال كه شما ايمان آورده‌ايد و در برابر حق تسليم شده‌ايد و با خداي خود پيمان اطاعت بسته‌ايد، بايد به مقتضاي اين پيمان، به دستورهايي كه پشت سر اين جمله مي‌آيد، عمل كنيد و به بيان ديگر ايمان شما ايجاب مي‌كند كه اين دستورها را به كار ببنديد.

قابل توجه اين كه، در بسياري از كتب اسلامي از جمله منابع اهل تسنن، از پيامبر (ص) چنين نقل شده‌است كه فرمودند: ما انزل‌الله آيه فيها يا ايها الذين آمنوا الا و علي راسها واميرها، (خداوند هيچ آيه‌اي از قرآن كه يا ايهاالذين آمنوا در آن باشد، نازل نكرده مگر اينكه حضرت علي (ع) رئيس و امير آن است. يا به عبارت ديگر يكي از مصاديق بارز و در راس مخاطبان، آيه يا ايهاالذين آمنوا... حضرت علي (ع) است20.

وجوه خطاب و ندا

خطاب‌هاي قرآن از لحاظ ساختار و نوع جمله بيشتر در قالب امر، نهي، شرط، تعجب، استفهام ، ندا، تمني، ترجي و خبر بيان شده است .

ابن الجوزي در كتاب النفيس خود گفته است كه خطاب در قرآن وجه دارد21 .

ابن القيم مي‌گويد: درخطاب قرآن دقت كن، مي‌بيني پادشاهي كه همه چيز از آن اوست، چگونه بندگانش را نصيحت مي‌كند و آنان را به آنچه سعادت و رستگاريشان در آن است، رهنمون مي‌سازد و در آن ترغيب و تشويق‌شان مي‌كند و خود را با اسم‌ها و صفاتش به آنان معرفي مي‌كند و با نعمت‌ها و لطف‌هايش زمينه دوستي با آنان را فراهم مي‌سازد، نعمت‌هايش را به بندگانش يادآور مي‌شود و آنچه مايه تماميت نعمتش هست، به آنان امر مي‌كند و از خشم و نقمتش آنان را بر حذر مي‌دارد و دوستان خود را به خاطر كارهاي نيك و اوصاف پسنديده مدح مي‌كند و دشمنانش را به جهت كارهاي بد مذمت مي‌كند و مثل‌ها مي‌زند و دلايل و براهين متنوع مي‌آورد، راستگو را تصديق مي‌كند و دروغگو را تكذيب، حق را مي‌گويد و راهنمايي مي‌كند و به خانه سلامت در آخرت دعوت مي‌نمايد، نعمت‌هايش را تذكر مي‌دهد و از خانه هلاك و عذاب بر حذر مي‌دارد. او لطيف‌ترين عتاب‌ها را نسبت به دوستانش بيان مي‌كند و در عين حال لغزش‌هايشان را مي‌بخشد و گناهانشان را مي‌آمرزد و از هر اندوهي نجاتشان مي‌دهد و اوست ولي آنان كه جز او ولي و ياوري ندارند و او بهترين مولي و بهترين ياور بندگان خويش است22. ديگر علماي علوم قرآني گفته‌اند كه خطاب‌هاي قرآن بر بيش از30 وجه است كه در ذيل به بعضي از آن‌ها اشاره مي‌كنيم:

1.       خطاب عام كه منظور از آن عموم مردم است ( يا ايهاالناس انا خلقناكم23 ...)

2.       خطاب خاص كه منظور از آن، فرد، يا گروهي خاص است (يا ايهاالرسول بلغ24 ...)

3.       خطاب جنس، مانند يا ايها الانسان ماغرك 25

4.       خطاب نوع، مانند يا بني اسرائيل اذكروا26 ...

5.       خطاب عين، مانند يا موسي لاتخف ...27

6.       خطاب مدح، مانند يا ايهاالذين آمنوا استعينوا بالصبر والصلاه ...28

7.       خطاب ذم، مانند: يا ايهاالذين كفروا لاتعتذروااليوم ....29

8.       خطاب تكريم،مانند: يا ايهاالنبي اتق‌الله ...30

9.       خطاب خشم، مانند: ذق انك انت العزيز الكريم31.

10.   خطاب اهانت، مانند: ...كونوا قرده خاسئين32.

11.   خطاب جمع با لفظ مفرد، مانند يا ايهاالانسان انك كادح33 ....

12.  خطاب مفرد با لفظ جمع، مانند يا ايهاالرسول كلوا من الطيبات34. كه اين خطاب به پيامبر (ص) است به تنهايي، زيرا كه هيچ پيامبري معاصر و بعد از آن حضرت نبوده‌است.

13.   خطاب فرد به لفظ دو،مانند القيافي جهنم35.

14.  خطاب به دوتن با لفظ مفرد، مانند فمن ربكما يا موسي36. يعني يا موسي و هارون و در آن دووجه است. يكي اينكه فرعون خطابش را به تنهايي متوجه موسي گردانيد تا پرورش دادنش را يادآور شود. دوم اينكه او صاحب رسالت و معجزات بوده و هارون به تبع آن حضرت قرار داشته است.

15.   خطاب تهييج، مانند: وعلي‌الله فتوكلواان كنتم مومنين37.

16.   خطاب مهرباني، مانند يا عبادي الذين اسرفوا38 ...

17.   خطاب محبت، مانند يا بني انها ان تك39 ...

18.   خطاب تعجيزي، مانند فاتوا بسوره40 ...

19.   خطاب تشريف و آن در هر جاي قرآن كه با خطاب قل آمده باشد.

20.  خطاب تكويني، مانند ثم استوي الي السما و هي دخان فقال لها و للارض ائتيا طوعا اوكرها41. كه اين خطاب، خطاب تكويني و متوجه مجموعه نظام آفرينش است42.

21.   خطاب انعام و يادآوري نعمت، مانند: كلوا مما رزقكم‌الله43.

22.   خطاب تسويه، مانند اصبروا اولا تصبر44.

23.   خطاب تكذيب، مانند قل هلم شهدائكم الذين يشهدون ان‌الله حرم هذا45 ...

24.   خطاب عبرت، ماننذ: انظروا الي ثمره اذااثمر46...

25.   خطاب تعجب، مانند اسمع بهم و ابصر47  ... و خطاب‌ها و نداهاي ديگر48.

 

پي‌نوشت‌ها‌:

1.       قمر:17

2.       سيري در علوم قرآني. يعقوب جعفري، ص 193

3.       همان منبع:ص 235

4.       تفسير تسنيم: آيت الله جوادي آملي، ج2، ص 356

5.        ق:16

6.       كافرون: 1

7.       نمل: 10

8.       تسنيم: ج 2 ، ص 357- 358

9.        نهج البلاغه: خطبه 152، بند 5

10.   ماخذ قبل: 359

11.   تفسير قرآن در قرآن، آيت الله جوادي آملي، ج يك، ص 255

12.   تفسير نمونه، ج يك، ص 117

13.   تسنيم، ج 2، ص 3954

14.   طه: 54

15.   عبس: 32  

16.   تسنيم، ج 2، ص 395 

17.   آل عمران: 18

18.   بقره: 104 

19.   تحريم: آيه 8

20.   تفسير نمونه: ج يك ص 386-387

21.   ترجمه الاتقان في علوم القرآن، سيوطي، ج 2، ص 111

22.   همان، ص 117-118

23.   حجرات: 13 

24.   مائده : 67  

25.   انفطار :6   

26.   بقره : 47، همان، ص 111-112 

27.   نمل: 10

28.   بقره: 153

29.   تحريم : 7 

30.   احزاب : يك

31.   دخان : 49 

32.   بقره : 65 

33.   انشقاق : 6 

34.   مومنون: 51 ، قرآن ثقل اكبر ، سيدعلي كمالي، ص 367-368  

35.   ق : 24

36.   طه: 49 

37.   مائده: 23    

38.   زمر: 53 

39.    لقمان:16

40.   بقره: 23- ماخذ قبل، ص 115- 16

41.   فصلت: 11

42.   تسنيم، ج 2 ، ص 358

43.   مائده: 88 

44.    طور : 16

45.   انعام: 150

46.   انعام: 99

47.   مريم: 38

48.   الاتقان في علوم القرآن، ج2، ص 258- 260 ماهنامه مكتب اسلام، شماره 5 ، مرداد 81

فضايل خاتمي

كارشناس معارف اسلامي اداره‌كل تبليغات اسلامي زنجان

 

 

چهارشنبه 27 خرداد 1388 - 16:43


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری